فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
263 - 282
حوزههای تخصصی:
الگوی «نردبان معنایی» که از مربع های معنایی متوالی تشکیل شده است، مراحل تولید معانی موجود در ژرف ساختِ روایت را از معنای اولیه تا معنای نهایی، به تصویر می کشد؛ به گونه ای که این معانی از حالت ایستایی در مربع معنایی گریماس عبور کرده و شکلی پویا یافته اند. در این مقاله برای اثبات این مسئله، به تجزیه وتحلیل چند روایت در ژانر حماسی و اساطیریِ ایران، هند، یونان و بین النهرین پرداخته شده است تا با بررسی معانی موجود در ژرف ساختِ روایت ها، ویژگی پویایی معنا در نردبان معنایی و ساختار معنایی این روایت ها بررسی شود. پس از تجزیه وتحلیل روایت های «ضحاک»، «فرود»، «رامایانا»، «گیل گمش» و «اودیسیوس»، مشخص شد که فرایند نردبان معنایی به کمک مربع های معنایی متوالی، معانی موجود در ساختار روایت را به شکلی پویا و سیال به نمایش می گذارد و در ژانرهای مختلف، قابل تطبیق و اجراست. همچنین با نردبان معنایی می توان الگوی طرحِ حرکت فاعلِ روایت در مسیر دستیابی به هدف را به وضوح مشاهده کرد و ساختار معنایی این روایت ها را بررسی و ترسیم کرد.
خوانشی جامعه شناسانه از رمان های بهشت و دوزخ و من تا صبح بیدارم از جعفر مدرس صادقی و رمان های خوشه های خشم و ماه پنهان است از جان اشتاین بک بر اساس نظریه بازتاب لوکاچ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر اثر چارچوب فکری نویسنده را نشان می دهد، اما باید دانست که منشأ این چارچوب فکری تنها تفکر خود نویسنده نیست بلکه جامعه و تحولات آن نقش اساسی در پیدایش آن افکار دارند و به همین دلیل است که هر نویسنده تفکر معینی درباره جامعه دارد. جعفر مدرس صادقی و جان اشتاین بک پیوسته کوشیدند تا نشان دهند چگونه جامعه مدرن در جهت انقیاد و استثمار طبقات فرودست و تضادهای طبقاتی به کار گرفته شده است. از این رو، پژوهش حاضر می کوشد با بهره گیری از نظریه بازتاب لوکاچ و با روش توصیفی-تحلیلی به واکاوی مؤلفه های اجتماعی در رمان های بهشت و دوزخ و من تا صبح بیدارم از مدرس صادقی و رمان های خوشه های خشم و ماه پنهان است از اشتاین بک به صورت تطبیقی بپردازد. واکاوی این رمان ها نشان می دهد، هر دو نویسنده می کوشند تا سنت های اجتماعی را در آثار خود منعکس نمایند و به نوعی روایتگر فرهنگ حاکم بر جامعه باشند. هر دو نویسنده با بازنمایی مسائل اجتماعی چون فقدان آزادی، اعتصاب، سرکوب و مسائل سیاسی به انعکاس ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه می پردازند. همچنین شخصیت های این رمان ها اغلب افراد آسیب دیده اجتماعی هستند که در تلاش اند تا خود را با هویتی که جامعه بر آن ها تحمیل می کند، تطبیق دهند که در این انطباق هویت عموماً شکست می خورند.
شگردهای زیبایی شناسانه زبان در غزل های سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
79 - 112
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل شگردهای زیبایی شناسانه و ویژگی های زبانی غزل های سعدی انجام شده است. غزل سعدی به عنوان زبان عشق، بیانگر پیوندی ناگسستنی میان عاشق و معشوق است و کلمات در آن هم نقش توصیفی و هم نقش نمادین و عاطفی دارند. زبان سعدی با بهره گیری از ظرفیت های استعاری، تمثیلی، ایهام و اشاره، امکان انتقال مفاهیم انتزاعی و عاطفی به مخاطب را فراهم می کند. در پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تکیه بر نظریه های نشانه شناسی، تحلیل زبان سعدی را بر اساس چهار محور اصلی: زبان اشارت و تمثیلی، زبان حس و دل، زبان ایهام و دلالت های چندگانه، و گزاره های حذف زبانی بررسی شده است. نتایج نشان داد که سعدی با استفاده از تمثیل و استعاره، مفاهیم عقلانی و عاطفی را به زبان محسوس نزدیک می کند و با بهره گیری از حصر و قصر، تأکید و برجستگی در سخن ایجاد می نماید. ایهام و دلالت های چندگانه، هم امکان کشف معانی متنوع و هم تعامل فعال ذهن مخاطب با متن را فراهم می آورد. زبان حس و زبان دل، جلوه های محسوس و باطنی تجربه انسانی را در غزل ها تجسم می بخشد و حذف لفظ و معنا نیز نقش زیبایی شناسانه و هنری دارد. این تحلیل نشان می دهد که سعدی با ترکیب سنت توصیفی و نوآوری خلاقانه، شبکه ای پیچیده از نشانه ها و روابط معنایی را به وجود می آورد که درک آن نیازمند توجه دقیق به زبان و بافت فرهنگی اثر است. به این ترتیب، غزل های سعدی نه تنها انعکاس احساس و تفکر انسانی اند، بلکه نمونه ای برجسته از توانمندی هنری و زبان شناسانه شاعر در ایجاد معنا و تأثیرگذاری بر مخاطب هستند.
تحلیل گفتمان انتقادی راهبردهای مشروعیت زایی در قصاید ستایش گرانه عنصری در باب محمود غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیحه سرا در متن گونه مدح به طور عام و قصیده ستایش گرانه به طور خاص اعمال و اقوال ممدوح مقتدر را موجه و منزه از هر بدی می داند. پژوهشگران حوزه زبان می توانند با تأمل در این متن گونه به راهبردهای مشروعیت بخشی و ابزار تحقق زبانی آن دست یابند. در این پژوهش با بهره گیری از ابزار تحلیل گفتمان انتقادی، قصاید عنصری در مدح سلطان محمود، به عنوان یک متن واحد با لایه های متعدد اجتماعی و فرهنگی، بررسی گردیده و با نگاه به اینکه عنصری به عنوان ملک الشعرا و ندیم محمود، نقش رسانه تبلیغاتی سلطان را داشته، این متون در دو سطح واکاوی شده است. به این ترتیب که ابتدا بر پایه نظریه مشروعیت ز(د)ایی ون لیوون، از تحلیلگران و نظریه پردازان رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی، نمودهای چهار راهبرد اصلی مشروعیت ز(د)ایی یعنی اعتباربخشی، ارزش دهی اخلاقی، عقلانی سازی و اسطوره پردازی از متون استخراج گردیده، سپس با توجه به مقوله تکرار معنایی مشخص شده هر مؤلفه با چه بسامدی تکرار شده است. نویافته ها مشخص کردند این متون تنها ابیاتی چند برای سرگرمی و خوشامد محمود نبوده، بلکه عنصری ضمن مدیحه سرایی با به کارگیری این مؤلفه ها نخست قصد مشروعیت بخشی داشته، و سپس با بهره گیری از ابزار تکرار، از مؤثرترین شیوه های القای مضمون، اهداف مورد نظر را در ذهن مخاطب تثبیت نموده است.
تحلیل و نقد عاشقانه های قوام الدین محمد صاینی یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
231 - 254
حوزههای تخصصی:
وصف حال عاشق، توصیف احوالات و سیمای معشوق و عشق را می توان سه مؤلفه اصلی و بنیادین ادبیات غنایی به حساب آورد. یکی از نسخ خطی بازمانده از دوران تیموری که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته و تصحیح نشده است، کلیات قوام الدین محمد صاینی یزدی، شامل 359 غزل در وصف عشق و احوالات عاشقی است. جستار حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی و برمبنای روش سندکاوی، براساس نسخه خطی تصحیح شده در رساله دکتری الهام معینیان به انجام رسیده، به این مسئله می پردازد که از منظر مؤلفه های ادبیات غنایی، نگرش قوام الدین محمد نسبت به موضوع عشق و احوالات عاشق و معشوق چگونه است؟ برآیند پژوهش، حاکی از آن است که قوام الدین محمد در سنّت غزل سرایی، به طرز قدما، ازجمله شیوه حافظ و سعدی روی آورده است. درون مایه غزلیات و مضامین مورد توجه وی نیز عمدتاً وصف ناکامی های عشق، اوصاف معشوق و مبارزه با زهد ریایی است. نکته برجسته این غزلیات، لحن تعلیمی آن و وجود یک نمونه غزل مدحی در این دیوان است که بررسی غزل شاعر را شایان توجه کرده است.
بررسی و تحلیل عناصر و سازوکارهای القای معانی در شعر نیمایوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همه هنرمندان از جمله شاعران خلاق ، پیش از آن که معنا را بیان کنند ؛ زمینه تجسّم و حس معنا را برای مخاطب فراهم می سازند و او را در فضایی قرار می دهند که تصور کند ، معنا همان است چنانکه نیمایوشیج جهت القای مفاهیم ذهنی خود به مخاطب و عمق بخشی و تجسّم مفهوم مورد نظر در ذهن او، از عناصر و سازو کارهایی مثل تصویر، فضاسازی، حکایت تمثیلی ،عاطفه، رنگ ، هماهنگی آوایی ، هنجارگریزی نحوی ، ابهام ،نماد و... بهره گرفته و توانسته تاثیر واحدی را بر خواننده بگذارد و دیدگاه او را نسبت به اوضاع سیاسی و اجتماعی تحت تاثیر قرار دهد و نیز نیما با استفاده از عنصر عاطفه همه عناصر شعری را در شبکه ای به هم متصل ساخته، احساسات و عواطف مخاطبان شعری خود را در جهت احساس و عاطفه مدّنظر خود هدایت نموده است. نگارنده در این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای - اسنادی در بررسی42 قطعه شعر1 برجسته نیما، به این نتیجه رسید که نیما در اغلب این قطعات از عناصر و سازوکارهای القای معانی مثل «رنگ، فضاسازی و تصویرآفرینی، عاطفه، هماهنگی آوایی و هنجار گریزی نحوی» به طور همزمان استفاده کرده ولی در 27 قطعه2از آن نیز علاوه بر عناصر مذکور از « نماد و ابهام» و در 24 قطعه3 از سازوکار« حکایت تمثیلی» برای القای معانی بهره گرفته است و توانسته با این ساز و کارهای القای معانی به واژگان ، اصطلاحات ،اسامی بومی و محلی و حتی رنگها بار معنایی تازه ای داده ، خلاقانه دلالت و حوزه مفهومی آنها را گسترش دهد . نیما به جای توصیف مستقیم عواطف و دنیای آرمانی خود ، تصویری از آنها را در برابر چشمان مخاطب به نمایش می گذارد و او را به طور ناخواسته ، طوری درگیر فضایی از اندیشه های خلاقانه خود قرار می دهد که تا از چشم انداز دیگری به جهان و پدیده ها بنگرد و از ذهنیت عادتی و تقلیدی خود دست کشیده ، به استقبال دگر اندیشی و نو اندیشی برود و کاری می کند که انسان ایرانی پس از گذشت قرنها از آسمان روی گردانده ،به زمین و زمینیان بنگرد و انسان و درد هایش را از منظر دیگری به تجربه نشسته ، اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور را از چشم انداز دیگرمورد مداقه و تامّل قرار دهد.
اثرگذاری شگردهای روایی در تعامل با مخاطب و بهبود کیفیت القای مفاهیم آموزشی و تربیتی در داستان قلب زیبای بابور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات کودک و نوجوان، افزون بر ایجاد لذت و سرگرمی، ارتقای ذهنی و تفکر انتقادی خواننده موجب می شود. جمشید خانیان از نویسندگان برجسته ی ادبیات کودک و نوجوان در ایران با بهره گیری از شگردها و تکنیک های روز نویسندگی در آثار خود به انتقال و القای مفاهیم آموزشی و تربیتی کودک و نوجوان کمک کرده است. در این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی به شگردهای داستانی برای آموزش و تربیت مخاطبان در داستان قلب زیبای بابور از این نویسنده پرداخته شده است. بررسی ها نشان می دهد در این داستان، ابتدا با بهره گیری از عناصر گوناگون چون گفت وگو با مخاطب، بالابردن اعتمادبه نفسِ او و اظهارنظر بدون قطعیت، بستری امن، برای آموزش و تربیت مخاطب فراهم شده است. سپس راوی با شگردهای روایی همچون پرسیدن نظر مخاطب، بهره گیری از زمینه های فرهنگی مشترک، رفع ابهام، تأکید، آموزش از طریق نمادها یا مفاهیم متقارن و گاه متضاد، تعلیق و... مخاطب را در تولید و تداوم روایت با خود همراه می کند و مفاهیمی چون: اهمیتِ دانستن و کسبِ آگاهی ، شیرینیِ کنجکاوی، کسب راهکارهایی برای رسیدن به پاسخ پرسش ها، سودمندی راهنمایی گرفتن از بزرگان و مهم تر از همه شگردهای داستان نویسی و... را به مخاطب آموزش می دهد. همچنین چند راوی داشتنِ داستان و آزادی مخاطب برای پیش بینی پایان داستان، بیانگر توجه به مخاطب و شکستن قدرت راوی است. بنابراین خانیان موفق شده است در این اثر داستانیِ تکنیکال، با ایجاد رابطه ای دوسویه بین راوی و مخاطب و سهم دهی به مخاطب، مفاهیم ارزشمندی را آموزش دهد.
تحلیل افسانه عربی «میمون باهوش» براساس کهن الگوی سفر قهرمان جوزف کمپبل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افسانه های عامه همچون هر پدیده دیگری، از روان و اندیشه سازندگان آن نشئت گرفته است؛ بنابراین در جای جای افسانه ها می توان نمودهای مختلف ناخودآگاه جمعی اقوام و ملل مختلف را مشاهده کرد. بدین ترتیب الگوهای تکرارشونده در افسانه ها، به مبنایی برای تحلیل و کشف لایه های پنهان متن، تبدیل می شوند. یکی از این الگوهای تکراری، سفر است. جوزف کمپبل با ارائه کهن الگوی سفر قهرمان، اذعان می دارد که قهرمان داستان برای رسیدن به تعالی ابتدا از مکان نخستین خود جدا شده و در ادامه راه از سه مرحله عبور می کند که به ترتیب «عزیمت»، «تشرف» و «بازگشت» نام دارند. افسانه «میمون باهوش» یکی از افسانه های عربی است و هدف از این پژوهش بررسی این داستان براساس کهن الگوی سفر قهرمان است. بنابراین با روش تحقیق استنادی ابتدا به تعریف کهن الگوی سفر قهرمان جوزف کمپبل پرداخته شد. سپس داستان با روش توصیفی تحلیلی از این منظر مورد بررسی قرار گرفت و با این پرسش که چگونه می توان با توجه به این دیدگاه لایه های پیدا و پنهان مفهومی و معنایی افسانه را کاوید و به درک بهتری از نمادها و رمزها و تصویرهای داستان رسید. مشخص شد که در مرحله عزیمت، قهرمان داستان با زیرمجموعه هایی همچون: دعوت به آغاز سفر، امدادهای غیبی و عبور از نخستین آستان، مواجه می شود و از آن ها عبور می کند. مرحله بعد این افسانه، زیرمجموعه هایی همچون: جاده آزمون ها، ملاقات با خدابانو و برکت نهایی را دربر می گیرد و درنهایت مرحله سوم، با زیرمجموعه دستیابی به آزادی در زندگی قابل ردگیری است. همچنین اقتضای داستان موجب نادیده گیری و حذف برخی زیرمجموعه ها شده است. سرانجام باید گفت در این داستان قهرمان در سفر خویش، هفت مرحله تشنگی و جست وجوگری، ظاهر شدن راهنما، خطر (عقاب)، ورود به دنیای جدید، کسب آگاهی، بازگشت و تحول و بهره مندی را پشت سر می گذارد.
بررسی مختصر تصویرسازی در شاهنامه فردوسی
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
241 - 250
حوزههای تخصصی:
ابوالقاسم فردوسی از جمله شاعران بزرگ حماسه سرای ادبیات فارسی دری است که تمام عمرش را وقف نوشتن شاهنامه نمود و در مدت سی سال تکمیل کرد و تاریخ نیاکانش را زنده ساخت. او در سال (325 هجری) در ده باژ ولایت طوس در خراسان زاده شد. نام او را برخی از مورخان منصور و نام پدرش را احمد دانسته اند ولی بیشتر با کنیت ابوالقاسم فردوسی معروف است. شاهنامه فردوسی بزرگترین اثر حماسی مردم ما یکی از کتاب های عظیم تاریخ هزار ساله فرهنگ و ادب دری است. شاهنامه کتابی نیست که در آن تنها وصف قهرمانان، میدان جنگ و کارزار و شکست و پیروزی پهلوانان آمده باشد. در این اثر جهانی همچنان اندیشه های میهن پرستانه اخلاقی، فلسفی و علمی زیاد چشم گیر است. در این پژوهش برخی تصویرسازی های شاهنامه را به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای بررسی کرده و نتیجه گرفتیم که فردوسی در شاهنامه از تصویر های شاعرانه استفاده کرده که مجموعه آنها قدرت تصویرپردازی و تخیل بلند شاعر را نشان می دهد.
بررسی کشتی یعقوب با خدا در عهد عتیق در آیینه علم الاسماء سنت عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی داستان کشتی یعقوب با خدا در کتاب مقدس می پردازد. این داستان با رویکرد نو و از منظر علم الاسماء الهی در سنت عرفان اسلامی مورد تحلیل قرار گرفته است. مفسران کتاب مقدس، هماورد یعقوب در این داستان را خدا، فرشته و یا عیسو در نظر آورده اند و برخی این واقعه را رویایی پیامبرانه دانسته اند. فارغ از اینکه هماورد یعقوب که بوده، همچنان که در نظرگاه سنت عرفان اسلامی، عالم هستی و همه مخلوقات مظاهر اسماء الهی هستند و در همه آنات، خلق و مقدرات و مسائل عالم با روابط میان اسماء، تدبیر و نمایان و جاری می شوند. از همین منظر، می توان این واقعه را در آینه علم الاسماء الهی و با الهام از قاعده تخاصم و تناکح اسماء بررسی کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد پدیدارشناسانه مبتنی بر نظرگاه عرفانی به این داستان از کتاب مقدس نظرکرده و فهم تازه ای از آن ارائه داده است. غلبه یعقوب در مقام انسان کامل و «تجلی جامع اسماء الهی» در عصر خود و هماورد او در شأن «جلوه ای از اسماء الهی جزئی»، همان غلبه اسم جامع بر اسم جزئی الهی است؛ بنابراین، این واقعه را می توان صورتی از تخاصم و تناکح اسماء الهی دانست که به سبب تفاوت مراتب اسماء الهی و احاطه و برتری بعضی بر بعضی دیگر رخ نموده است. این نوشتار بر آن است تا براساس قاعده ای در مبانی سنت عرفان اسلامی، امکان گشایش باب جدیدی در رجوع به متون ادیان کهن فراهم آورد.
اهمیت سفرنامه های اردوزبان در بازنگاری تاریخ معاصر ایران؛ مطالعه موردی: بازشناسی و خوانش سفرنامه «سیر ایران»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سفرنامهنویسی، در ادبیات زبان اردو، از قالبهای نثر موفق بوده است که ارزشمندی آن محدود به حوزه ادبی نیست؛ درزمینههای مختلفِ تاریخی، اجتماعی، مذهبی و فرهنگی دادههای مفیدی را در بر دارد. تعداد سفرنامههای نگاشته شده به زبان اردو، درباره ایران، چشمگیر است که متأسفانه تاکنون برای ایرانیان ناشناخته ماندهاست. سیر ایران اولین نگارش در این مقوله است. محمدحسین آزاد، نویسنده و شاعر برجسته اردوزبان، در سال1302ق/ 1885م، با هدف جمعآوری منابع مورد نیاز برای پژوهش بر زبان فارسی، به ایران سفر میکند. وی از آغاز سفر دریاییاش تا فرود در بوشهر و گذرش از شهرهای مختلف ایران، مانند شیراز، اصفهان، قم، تهران و مشهد را یادداشتبرداری میکند. سیر ایران تدوینشده این یادداشتها و سخنرانیهای چاپ شده آزاد پیرامون این سفر است که اطلاعاتی از شخصیتهای علمی، فرهنگی و مذهبی، فرهنگ و رسوم ایرانیان و شرایط اقلیمی آن برهه تاریخی ایران را در بر دارد.
«بررسی تلویح گفتاری «بدنشان» در شاهنامه فردوسی با تکیه بر اصول گرایس»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
223 - 254
حوزههای تخصصی:
تلویح گفتاری «بدنشان» در شاهنامه فردوسی در بافت های مختلفی به کار رفته است. این تلویح، مدلول های ضمنی متعددی را القاء می کند. تلویح، ابزاری زبانی است که به شکلی هنرمندانه ، معانی ضمنی را منتقل می کند. « پل گرایس» ( Grice Paul )، عامل مهم ایجاد تلویح را تخطّی از چهار اصل در گفت وگو می داند. این پژوهش با رویکرد اصول گرایس به تحلیل و بررسی تلویح «بدنشان» پرداخته است. هدف از این پژوهش، تحلیل منطق محاکاتی و تکرار این تلویح در بافت های مختلف و استنباط مدلول های مناسب در داستان های شاهنامه است. فواید این پژوهش، شامل واکاوی بافت های زبانی، غیرزبانی، درک و دریافت مدلول های مناسب «بدنشان» است. همچنین درک و فهم متون کلاسیک، تأثیر تلویحات در مناسبات انسانی و تقویت مهارت استنباط، از فواید دیگر این پژوهش است. در این جستار، ابتدا مفهوم گفتار تلویحی، انواع آن و اصول چهارگانه گرایس، تبیین گردیده است و سپس یافته ها با منابع کتابخانه ای تحلیل و توصیف شده اند. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که این تلویح در دو نوع قراردادی و خاص بازتولید شده است. نوع قراردادی خارج از مکالمه است و گفتمان، بافت و معانی ضمنی در ایجاد آن تأثیری نداشته است. امّا نوع خاص که هدف اصلی این پژوهش و در فضای مکالمه است؛ بافت زمان، مکان و گفتمان در ایجاد آن تأثیر بسیاری داشته است و معانی ضمنی متعددی دارد. همچنین تلویح «بدنشان» در بستر باورهای فلسفی، مذهبی، طبقاتی، سیاسی، اجتماعی و روان شناختی ایجاد شده است. در نهایت، با توجه به اصول گرایس، تلویح «بدنشان» در شاهنامه زمانی ایجاد شده که اصول کمیت، کیفیت، موضوعیت و شیوه در مکالمه رعایت نشده است.
دوگانه پنداری فرهنگ وطبیعت در رمان های خانم دالاوی و اورلاندو ویرجینیا وولف(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
201 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بیان دوگانگی فرهنگ و طبیعت در دو اثر ویرجینیا وولف (1882-1942) خانم دالاوی و اورلاندو می باشد. وی ثابت می کند که دوگانه پنداری در فرهنگ غرب و خلق جفت های دوگانه ای مانند: انسان/طبیعت، مرد/زن، و فرهنگ/طبیعت به تخریب هر چه بیشتر طبیعت، منابع طبیعی و محیط زیست می انجامد. وی معتقد است اگر فرهنگی در تعامل با طبیعت نباشد صد در صد در پی تقابل و تخریب آن است. تحقیق حاضر از خوانش میان رشته ای بوم گرایی، مبتنی بر نظرات وال پلوموود (1939-2008) در رابطه با دوگانه پنداری، در راستای تجزیه و تحلیل دو رمان ذکر شده، بهره می جوید. در رمان خانم دالاوی، وولف عصر نو و تولیدات حاصل از آن که باعث آلودگی طبیعت و تضعیف آن می شود، مانند هواپیما که حاصل پیشرفت تکنولوژی و اعتلای فرهنگ انسانی است، را زیر سئوال می برد. همچنین در رمان اورلاندو، تضاد فرهنگ و طبیعت را به نحوی نشان می دهد که اورلاندو شخصیت اصلی داستان آشکارا به توصیف لندن قرن شانزدهم می پردازد، زمانی که فرهنگ انسانی بر آن غالب نشده بود و طبیعت آن بکر و دست نخورده باقی مانده بود و در مقابل به لندن قرن نوزدهم می پردازد که با دخالت فرهنگ انسانی از حالت بکر خارج شده است. بنابراین، وولف با طرح مسأله دوگانگی و تقابل فرهنگ و طبیعت تخریب طبیعت و محیط زیست را از طریق رمان های خود خانم دالاوی و اورلاندو نشان می دهد.
مطلوب دعا در شعر انوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انوری از شاعران مداح دوره سلجوقی و از قصیده سرایان شاخص ادب فارسی است. قصاید انوری، مانند اکثر قصیده های کهن فارسی از بخش های مختلفی شامل مقدمه، متن و بخش پایانی آن شامل شریطه، تأبید و دعا تشکیل شده است. تحلیل محتوایی این بخش از قصاید انوری بخشی از تاریخ معنویت در دربارهای قدرت را روشن می کند. نگاه درباریان و ازآن جمله شاعران مداح به دعا، به عنوان بخشی از بیانیه های ارباب قدرت، اهمیتی بنیادین دارد. در تحقیق کنونی با انتخاب تصادفی 65 قصیده از مجموع 204 قصیده دیوان انوری، این بخش از قصاید را به صورت آماری و بسامدی بررسی کردیم و درنتیجه به طور آشکاری این دعاها برخلاف کارکرد بنیادینی که دعا در زندگی معنوی بشر دارد، از نگاه اخلاقی و معنوی تهی یافته شد. شعر انوری در موضع دعا که از آن انتظار امری متعالی و اخلاقی می رود، به عنوان یکی از نمونه های اصلی شعر مدحی و درباری، فاقد ارزش محتوایی است و آن را می توان در زمره تعارفات و عادت های زبانی تلقی کرد؛ این در حالی است که شیوه های زیبایی شناختی شعر انوری، حتی در دعای او نیز جلوه دارد.
همخوان های کناری و خیشومی در زبان فارسی: رویکردی پیدایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
37 - 50
حوزههای تخصصی:
برخی از واج ها در زبان های مختلف در طبقات طبیعی متفاوتی قرار می گیرند و بنابراین ارزش آنها باید برای یک مشخصه ممیّز خاص از زبانی به زبان دیگر متفاوت باشد. از جمله این موارد می توان به ارزش مشخصه [±پیوسته] برای همخوان های کناری و خیشومی اشاره کرد. این واج ها در برخی زبان ها در طبقه [-پیوسته] و در برخی دیگر در طبقه [+پیوسته] قرار می گیرند و از چالش های مهم برای نظریه های مشخصه های ممیّز در واج شناسی زایشی محسوب می شوند که در آن ها ارزش مشخصه ها از پیش تعیین شده و ذاتی است. در واج شناسی پیدایشی، ارزش مشخصه ها اکتسابی و زبان ویژه است و براساس رفتار واج ها در هر زبان تعیین می شود. در مقاله حاضر تلاش شده است تا ارزش مشخصه ممیّز [±پیوسته] برای همخوان های کناری و خیشومی در زبان فارسی براساس رفتار آنها در خوشه های همخوانی آغازین وام واژه ها و همچنین در خوشه های پایانی در مقایسه با دیگر زبان ها و گویش های ایرانی مشخص گردد. شواهد نشان می دهند که همخوان های کناری و خیشومی در زبان فارسی در طبقه [-پیوسته] قرار می گیرند و بر این اساس بیشتر به همخوان های انسدادی شبیه اند تا به واکه ها. در مقابل، به نظر می رسد این همخوان ها در برخی دیگر از زبان ها و گویش های ایرانی و به ویژه در خوشه های پایانی [+پیوسته] و بیشتر به واکه ها شبیه باشند. همین امر باعث شده است که در زبان فارسی در خوشه های همخوانی پایانی که عضو دوم آنها کناری یا خیشومی است برای اجتناب از نقض اصل توالی رسایی از راهکار واک رفتگی و در برخی دیگر از زبان ها و گویش های ایرانی از راهکار درج واکه در این خوشه ها استفاده شود.
La Coexistence, L’interaction et L’intersubjectivité : La Narration Spatiale des Illustrations du Petit Prince(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le Petit Prince est illustré par Saint-Exupéry lui-même, ces illustrations sont indispensables pour la narration : elles ont été et placées précisément dans le texte par l’auteur en assumant effectivement des fonctions narratives que le texte seul ne pouvait couvrir. Les illustrations confèrent à la narration du Petit Prince une épaisseur spatiale. Une analyse approfondie de la fonction narrative spatiale de ces représentations graphiques permet de mettre en lumière le thème central de l'œuvre : La connaissance ne devrait pas être appréhendée de manière linéaire ni être contrainte par des paradigmes empiriques préétablis. Au contraire, elle devrait s'ancrer dans une connexion authentique, fondée sur l'intersubjectivité. L’article tentera de traiter les trois aspects principaux de la narration des illustrations, afin de démontrer la multiplicité spatiale qui caractérise Le Petit Prince : premièrement, la capacité de représentation intuitive des illustrations, deuxièmement, l'interaction du lecteur suscitée par la polysémie des illustrations, et troisièmement, les illustrations, en tant que « dessins enfantins » au sens de Merleau-Ponty, abandonnent le réalisme poursuivi par les paradigmes picturaux pour ne montrer que l’état authentique des choses dans l'espace et les efforts du narrateur pour se connecter aux autres , ce qui est étroitement lié au thème de l'œuvre.
Former les traducteurs à la post-édition: enjeux, défis et stratégies pédagogiques à l’ère de l’intelligence artificielle(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Les avancées des technologies d’intelligence artificielle, y compris des outils de traduction automatique tels que Google Translate, DeepL et ChatGPT, ont profondément transformé le domaine de la traduction et fait de la post-édition une compétence essentielle pour les traducteurs modernes. Cet article examine les défis et opportunités liés à l’enseignement de la post-édition aux étudiants en traduction. Cette étude analyse les performances de 30 étudiants en licence et master de traduction dans le domaine de la post-édition. Ces étudiants ont travaillé sur des traductions automatiques de textes techniques, littéraires et culturels, et les résultats ont été évalués en termes de qualité linguistique, de cohérence stylistique et d’adaptation culturelle. Les résultats montrent que la post-édition a permis des améliorations significatives des traductions automatiques, avec des scores passant de 3,2 à 4,4 pour la qualité linguistique, de 2,8 à 4,0 pour la cohérence stylistique et de 2,5 à 4,1 pour l’adaptation culturelle. Cette recherche souligne l’importance d’intégrer des exercices créatifs, l’utilisation d’outils avancés de traduction et une réflexion sur les enjeux éthiques dans la formation. Face au rôle croissant de l’intelligence artificielle, il est impératif de préparer les futurs traducteurs à la post-édition afin d’optimiser la productivité tout en maintenant une qualité professionnelle élevée.
بررسی گفتمان قدرت در خاندان های پهلوانی شاهنامه فردوسی بر اساس نظریه فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
169 - 192
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی، داستان بلند پهلوانی های قهرمانان است که ظاهراً در آن، قدرت طلبی برخاسته از «حرص» و «آز»، ریشه بسیاری از جنگ ها دانسته شده است؛ اما بررسی علل جنگ طلبی ها در شاهنامه، نشان از آن دارد که بسیاری از جنگ ها، می تواند ریشه در عللی به جز حرص و طمع داشته باشد. در این پژوهش که با هدف شناخت هرچه بهتر نقش قدرت طلبی در جنگ های خاندان های پهلوانی شاهنامه انجام شده است، به شیوه توصیفی-تحلیلی و براساس نظریه تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، به بررسی گفتمان قدرت در خاندان های پهلوانی شاهنامه پرداخته شده و تلاش شده است تا بدین پرسش اساسی پاسخ داده شود که مهم ترین مؤلفه گفتمان قدرت در خاندان های پهلوانی شاهنامه، کدام است؟ بدین منظور، گفتمان های موجود در قدرت طلبی بین تعدادی از خاندان های پهلوانی شاهنامه شامل گرشاسپیان و تورانیان، گرشاسپیان و کیانیان، گودرزیان و نوذریان، ساسانیان و اشکانیان، و کشوادگان و ویسگان، مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه این پژوهش، نشان از آن دارد که قدرت طلبی در خاندان های پهلوانی شاهنامه را به ترتیب اهمیت، می توان در سه گفتمان اصلی ستیز تجدد و سنّت، طبقه اجتماعی و کین خواهی، و همچنین در بیست ودو خُرده گفتمان قرار داد که خرده گفتمان کین کشی، پراهمیت ترین آن ها است.
تحلیل بوم گرایی مجموعه داستان «وای اگر پرنده ای را بیازاری» عرفان نظرآهاری با تکیه بر مضامین عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
111 - 132
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، مسئله حفظ محیط زیست از بحث های مهم و مطرح اکثر دانشمندان بوده و در این بین، برخی نویسندگان در آثار خود به طور مستقیم و یا غیر مستقیم به اهمیّت این موضوع اشاره کرده اند. از میان نویسندگان ایرانی، «عرفان نظرآهاری» در نوشته های خود به اشکال مختلف از نمادهای زیست محیطی برای بیان اندیشه های عرفانی خود استفاده کرده و به طور تلویحی به مسئله عدالت محیط زیستی اشاره کرده است. هدف این پژوهش، با استفاده از شیوه توصیفی- تحلیلی، بررسی درون مایه و مضمون اصلی عناصر زیست محیطی نظرآهاری در کتاب «وای اگر پرنده ای را بیازاری» بر مبنای آرای نقد بوم گراست. بدین منظور نمادهای گیاهی، حیوانی و طبیعی و زیست بوم محور وی که برگرفته از روحیات و سرشت عرفانی او و ارتباط آن با طبیعت است، از منظر این رویکرد تحلیل و بررسی می شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که نویسنده اثر سعی دارد خواننده را به دوستی و هم زیستی با طبیعت و محیط زیست که انعکاسی از تجلی پروردگار است، ترغیب نماید.
معناشناسی معناهای ضمنی چند واژه عربی در غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
1 - 19
حوزههای تخصصی:
زبان شعر حافظ بسیار ظریف، هنرمندانه و همچنین اثرگذار و شاعرانه است. واژگانی که حافظ برمی گزیند و به شعر می آورد از ظرفیت معنایی بسیاری برخوردارند. او، واژگان را در چنان بافتی قرار می دهد که کلمه در آن شکوفا می شود و معناهای سایه وار متکثری را تداعی می کند. واژه های عربی غزل های او نیز به تمامی این ویژگی ها را دارایند. این واژگان از طرفی، به خاطر اینکه در زبان دیگری ریشه دارند، قابلیت خلق آشنایی زدایی را در شعر فارسی دارند. از طرف دیگر، بسیاری از این واژگان از متون و فرهنگ اسلام، وارد زبان شعر حافظ شده اند. ازاین رو، آن ها ظرفیت معنایی بسیاری دارند؛ این ظرفیت در سیاق شعر حافظ، به زیباترین شکل ممکن متبلور می شود. واژگان عربی در شعر او، به شکلی در بافت نشسته اند که هاله معناهای بسیاری از آن ها به ذهن می آید. در این اثر سعی شده معناهای سایه وار و ضمنی این واژگان کشف شود و در ضمن آن، زبان شعر حافظ، زیبایی ها و ژرفای آن نمایانده شود. واژگان عربی حافظ، در قیاس با مترادف های فارسی و دیگر هم معناهای عربی شان، بار معنایی عاطفی بیشتری دارند. برخی از آن ها، از جمله واژگان اضدادند. برخی دیگر، واژگان قرآن اند و به طور هم زمان هم معنای مرکزی واژه و هم معنای واژه در بافت قرآن را به ذهن تداعی می کنند. برخی از واژگان عربی، معناهای هاله واری را به ذهن می آورند. این معناها برخاسته از هم نشینی حروف و اصوات کلمه است که عمدتاً معنای مرکزی واژه را تأکید می کنند.