روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی سال 6 زمستان 1391 شماره 4 (پیاپی 24)

مقالات

۱.

مقايسه هوش اجتماعي و هوش هيجاني دانشجويان باتوجه به دست برتري آنها

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲
هدف پژوهش مقايسه هوش اجتماعي و هوش هيجاني دانشجويان با توجه به دست برتري آنها بود. روش: روش پژوهش علي –مقايسه اي و جامعه آماري كليه دانشجويان 6 دانشگاه استان كرمانشاه به تعداد 93000 نفر بود. از ميان 6 دانشگاه با روش نمونه گيري خوشه اي تصادفي چندمرحله اي سه دانشگاه رازي، آزاد و پيام نور و از ميان 274 رشته اين سه دانشگاه، 7 رشته و از هر رشته يك كلاس و در كل 180 دانشجو، 90 دانشجوي راست دست و 90 دانشجوي چپ دست انتخاب شد. آزمودني ها آزمون دست برتري چاپمن و چاپمن ( 1987 )، پرسشنامه هوش اجتماعي تت ( 2008 ) و هوش هيجاني شرينك ( 1999 ) را تكميل كردند. داده ها با استفاده از آزمون تي مستقل و تحليل واريانس چندمتغيري تحليل شد. يافته ها: نتايج نشان داد هوش اجتماعي و هوش هيجاني با دست برتري رابطه دارد. همچنين دانشجويان راستدست از ميزان خودآگاهي، هوشياري و مهارت اجتماعي بالاتري برخوردار بودند. نتيجه گيري: اين نتايج مؤيد تأثير تسلط نيمكره اي بر هوش هيجاني و اجتماعي دانشجويان است و ميتواند كاربردهاي مهمي براي آموزش هوش هيجاني و اجتماعي افراد به منظور رشد عملكرد و قابليت هاي اجتماعي و هيجاني، به ويژه در افراد چپ دست داشته باشد. بديهي است ارتقاء اين قابليتها نقش اساسي در كاركردهاي آموزشي، شغلي و اجتماعي آنها در زندگي خواهد داشت.
۲.

پیش بینی خطر خودکشی دانشجویان بر اساس اعتقادات مذهبی، حمایت اجتماعی، راهبردهای مقابله ای و سلامت عمومی

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
هدف پژوهش شناسایی عوامل محافظت کننده و خطرزا در اقدام به خودکشی در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری 4564 دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی بود. با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی 560 دانشجو انتخاب و داده ها با مقیاس خطر خودکشی مرکز پژوهش سلامت رفتاری شمال غرب (2005) و پرسشنامه غربالگری جوانان در معرض خطر موسسه پژوهشی منتر (1998)، پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (1972)، حمایت اجتماعی بخشی پور، پیروی و عابدیان (1384) و راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر (1990) جمع آوری و بر اساس رگرسیون لوجستیک و نسبت بخت تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد اعتقادات مذهبی، حمایت اجتماعی و راهبرد مسأله مدار در کاهش خطر خودکشی و سابقه مشکلات روانی، اضطراب و افسردگی در افزایش خطر خودکشی مؤثر است. دانشجویانی که سابقه مشکلات روانی داشتند بیش از 8 برابر دانشجویان بدون سابقه مشکلات روانی در معرض خطر خودکشی بودند. نتیجه گیری: حمایت اجتماعی، سابقه مشکلات روانی و اضطراب از پیش بینی کننده های قوی و مؤثر در عوامل محافظت کننده و خطرزا به شمار می آیند. با ارائه یک الگوی پیش بینی کننده می توان عوامل محافظت کننده را تقویت کرد و عوامل خطرزا را کاهش داد و از آن در جهت طرح های پیشگیری اولیه استفاده نمود.
۳.

اثربخشی مداخله شناختی- رفتاری بر کمال گرایی و احساس گناه در دانشجویان

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۹
هدف پژوهش تعیین میزان اثربخشی مداخله شناختی- رفتاری بر کمال گرایی و احساس گناه دانشجویان بود. روش: روش پژوهش تجربی، با پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه و جامعه آماری کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل مؤسسه آموزش عالی دانش پژوهان شهر اصفهان به تعداد 4000 نفر در نیم سال اول سال تحصیلی 1391- 1390 بود. از میان آن ها به شیوه تصادفی چندمرحله ای 14 نفر در گروه آزمایش و 14 نفر در گروه گواه جایگزین شد. ابزار پژوهش مقیاس کمال گرایی اهواز نجاریان، عطاری و زرگر (1378) و آزمون احساس گناه آیزنک، 2007 بود. مداخله شناختی- رفتاری برگرفته از طرح آنتونی، ایرونسون و اشنایدر (2007)، مشتمل بر 8 جلسه، هفته ای 1 جلسه 5/1 ساعته در مورد گروه آزمایش اجرا و داده ها با استفاده از کواریانس چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله شناختی- رفتاری، کمال گرایی و احساس گناه را در آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه کاهش داده و این اثر در پیگیری یک ماهه نیز تداوم داشته است. نتیجه گیری: مداخله شناختی- رفتاری با اصلاح افکار و عقاید زیربنایی افراد درباره فواید و ضررهای افکار کمال گرایانه، نقش مؤثری در بهبود کمال گرایی و احساس گناه دارد. پیشنهاد می شود با توجه به تأثیر کمال گرایی در همه جنبه های زندگی، افراد مبتلا در دوران کودکی شناسایی شوند و اقدامات لازم در مورد آن ها انجام گیرد.
۴.

اختلال شناخت اجتماعی در بیماران دچار افسردگی عمده: شواهی از آزمون ذهن خوانی از طریق چشم

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
هدف پژوهش مقایسه توانایی های شناخت اجتماعی افراد دچار افسردگی عمده با همتایان عادی آن ها بود. روش: روش پژوهش علی- مقایسه ای و جامعه آماری شامل کلیه بیماران دچار اختلال افسردگی عمده بیمارستان لقمان شهر تهران به تعداد 160 بیمار بود. بر مبنای تشخیص روان پزشک یا روان شناس بالینی مرکز فوق 45 بیمار دچار اختلال افسردگی عمده با 50 فرد سالم بهروش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از آزمون ذهن خوانی از طریق تصویر چشم بارون- کوهن، ویل رایت، هیل، راست و پلومب (2001) با هم مقایسه شدند. داده ها با آزمون t استودنت و تحلیل واریانس دوراه تحلیل شد. یافته ها: یافته ها حاکی از تفاوت معناداری در عملکرد دو گروه افسرده و عادی در ذهن خوانی بود. بیماران دچار افسردگی عمده نسبت به همتایان عادی خود، در گویه های حالات ذهنی مثبت و خنثی عملکرد پایین تر و در گویه های حالات ذهنی منفی عملکرد بالاتری نشان دادند. همچنین افراد سالم در حالات ذهنی مثبت، بهتر از خنثی و در خنثی، بهتر از منفی عمل کردند و افراد افسرده دقیقاً الگوی عکس داشتند. نتیجه گیری: نقصان در توانایی نظریه ذهن افراد افسرده می تواند به عنوان یکی از فرضیه های سبب شناختی در تحریف های شناختی این بیماران مطرح باشد. بنابراین می توان از ارزیابی و آموزش شناخت اجتماعی در بیماران دچار افسردگی به عنوان یک راهبرد درمانی سود جست.
۵.

اثربخشی تحریک مکرر مغناطیسی فراقشری در کاهش ولع مصرف افراد سوءمصرف کننده متاآمفتامین

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
هدف پژوهش تعیین میزان اثربخشی تحریک مکرر مغناطیسی در کاهش ولع مصرف افراد سوء مصرف کننده متاآمفتامین بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع تک آزمودنی با خط پایه چندگانه و جامعه آماری 1000 نفر سوءمصرف کننده متامفتامین مراجعه کننده به درمانگاه ترک اعتیاد آتیه در تهران در زمستان سال 1389 بود. از میان آن ها به روش دسترس 8 نفر انتخاب و به طور تصادفی در چهار گروه 2 نفری جایگزین شدند. با بسامد 10 هرتز، 15 جلسه، 2 نفر تحریک ناحیه پشتی جانبی قشر پیش پیشانی چپ، و 2 نفر نیز در وضعیت گواه قرار گرفتند. تمام آزمودنی ها در پایان جلسه پانزدهم و یک ماه بعد از دوران درمان در مرحله پیگیری ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از اندازه اثر و درصد کاهش تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تحریک مکرر مغناطیسی فراقشری ناحیه قشر پیش پیشانی پشتی جانبی راست، ولع مصرف افراد را به متاآمفتامین به طور معناداری کاهش می دهد، اما تحریک ناحیه پشتی جانبی قشر پیش پیشانی چپ چندان مؤثر نیست. این اثرات یک ماه پس از درمان هم ماندگار بود. نتیجه گیری: می توان از تحریک مکرر مغناطیسی فراقشری به ویژه ناحیه قشر پیش پیشانی پشتی جانبی راست، به عنوان یک روش درمانی مؤثر برای کاهش ولع مصرف متاآمفتامین در افراد مصرف کننده سود جست.
۶.

کیفیت نظام ارزشی و باورهای خودکارآمدی در فرزندان دارای پدر جانباز و غیرجانباز

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۵
هدف پژوهش تعیین و مقایسه نظام ارزشی و باورهای خودکارآمدی در فرزندان دارای پدر جانباز و غیرجانباز بود. روش: روش مطالعه علّی- مقایسه ای و جامعه آماری 2620 نفر شامل کلیه دانش آموزان دختر خانواده های جانباز در سال های اول تا سوم دبیرستان های شاهد شهر تهران در سال 1389 و 9561 دانش آموز دختر از خانواده های غیرجانباز در دبیرستان های عادی بود. با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی 100 نفر از دختران دارای پدر جانباز و برای همتاسازی با آن ها به صورت هدفمند 100 نفر از دختران دارای پدر غیرجانباز انتخاب و پرسشنامه های ارزش های آلپورت، ورنون و لیندزی (1960)، خودکارآمدی کودکان و نوجوانان موریس (2001) و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی در موردشان اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد نظام ارزشی مرجح در فرزندان جانباز ارزش های اجتماعی و در فرزندان غیرجانباز ارزش های اقتصادی است. درصد جانبازی پدر در مؤلفه ارزش های اقتصادی و در تمامی مؤلفه های باورهای خودکارآمادی رابطه منفی و معنادار داشت. نتیجه گیری: سطوح پایین باورهای خودکارآمدی در ابعاد تحصیلی و هیجانی فرزندان جانبازان ممکن است ناشی از مشکلات جانبازی در پدر باشد. بنابراین ارائه خدمات روان شناختی به هنگام برای ارتقاء سلامتی خانواده های جانباز به ویژه فرزندان آن ها می تواند نقش مؤثری در تحکیم نظام ارزشی و باورهای خودکارآمدی فرزندان جانبازان داشته باشد.
۷.

اثربخشی قصه درمانی گروهی بر کاهش ناامیدی و تنهایی کودکان دختر مراکز شبه خانواده

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۵
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان تأثیر قصه درمانی گروهی بر کاهش ناامیدی و احساس تنهایی دختران مراکز شبه خانواده بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی و جامعه آماری کلیه دختران بی سرپرست و بدسرپرست مقطع ابتدایی به تعداد 125 نفر در 14 مرکز شبه خانواده مشهد بود. از میان آن ها از سه مرکز واجد شرایط 26 نفر به روش دسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمایش، گواه و شبه گواه جایگزین شدند و به مقیاس ناامیدی کودکان کازدین 1983 و مقیاس تنهایی کودکان آشر، هایمل و رنشاو (1984) در مرحله پیش آزمون و 1 ماه بعد در مرحله پیگیری پاسخ دادند. قصه درمانی گروهی در 10 جلسه، هر هفته دو جلسه، هر جلسه 5/1 ساعت به گروه آزمایش ارائه و داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر پردازش شد. یافته ها: نتایج حاکی از تفاوت معنادار میانگین ناامیدی گروه آزمایش با شبه گواه و گواه در مرحله پیش آزمون تا مرحله پس آزمون بود، اما این تفاوت از مرحله پس آزمون تا پیگیری معنادار نبود. تفاوت میانگین تنهایی گروه آزمایش با میانگین تنهایی شبه گواه و گ واه از مرحله پیش آزمون تا مرحله پس آزمون معنادار نبود و این عدم معناداری در پیگیری نیز مشاهده شد. نتیجه گیری: قصه درمانی گروهی را می توان به عنوان روش مؤثری برای کاهش ناامیدی کودکان مراکز شبه خانواده در نظر گرفت.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰