عصمت دانش

عصمت دانش

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه روانشناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۰ مورد.
۱.

نقش میانجیگر راهبردهای مقابله ای و حمایت اجتماعی ادراک شده در رابطه با استرس ادراک شده و کیفیت زندگی والدین کودکان دچار اختلال طیف اُتیسم

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۳
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش میانجیگر راهبردهای مقابله ای و حمایت اجتماعی ادراک شده در رابطه با استرس ادراک شده و کیفیت زندگی والدین دارای کودک دچار اختلال طیف اُتیسم بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمامی والدین کودکان دچار اختلال طیف اُتیسم ۳۱ استان کل کشور حدود ۴۰۰۰ نفر در سال ۱۳۹۶ بود. به روش نمونه گیری در دسترس ۶۶۰ پدر یا مادر واجد شرایط انتخاب شدند و به پرسشنامه های استرس ادراک شده کوهن، کامارک و مرملستین (۱۹۸۳)، حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت، دالم، زیمت و فارلی (۱۹۸۸)، راهبردهای مقابله با استرس ایندلر و پارکر (۱۹۹۰) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (۱۹۹۶) پاسخ دادند. پس از حذف 26 پرسشنامه مخدوش و ۱۱ داده پرت، داده های مربوط به 623 نفر از طریق روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که الگوی ساختاری پژوهش با داده های گردآوری شده برازش مطلوب دارد و استرس های ادراک شده هم به صورت مستقیم و منفی (۳۲۸/۰- =β، ۰۰۱/۰ = P) و هم با واسطه حمایت اجتماعی ادراک شده (151/0- =β، 0۰1/0 =P) و نیز راهبردهای مساله مدار (۰۳۵/0- =β، ۰0۵/0 =P)، هیجان مدار (۱۸۲/0- =β، ۰01/0 =P) و سبک اجتنابی (۰۲۴/0- =β، ۰۰۷/0 =P) با کیفیت زندگی والدین کودکان دچار اختلال طیف اُتیسم رابطه دارد. نتیجه گیری: از آنجا که ارتقای کیفیت زندگی والدین ایرانی دارای کودک دچار اختلال طیف اُتیسم تأثیر به سزایی در توانبخشی و مداخله های درمانی کودکان آن ها دارد؛ لازم است تدابیری برای آموزش راهبردهای مقابله ای مؤثر و نیز ادراک درست والدین از منابع حمایتی اتخاذ شود.
۲.

الگوی ساختاری تحول روانی-اجتماعی فرزندان در ارتباط با هوش معنوی و شیوه های فرزندپروری مادران آن ها

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۷
هدف: هدف پژوهش تعیین الگوی ساختاری روابط بین تحول روانی-اجتماعی فرزندان با هوش معنوی و شیوه های فرزندپروری مادران آن ها بود. روش : روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دانشجویان دختر و پسر استان البرز در سال تحصیلی 94-1393 به تعداد 29474 نفر بود. با روش نمونه گیری چندمرحله ای به شکل تصادفی، از میان دانشگاه های استان البرز دانشگاه فرهنگیان، آزاد اسلامی واحد کرج و دانشکده کشاورزی انتخاب و بر اساس جدول کرجسی-مورگان (1970) حجم نمونه 400 دانشجو تعیین، سپس پرسشنامه تحول روانی-اجتماعی هاولی (1988) توسط دانشجویان، و پرسشنامه هوش معنوی عبداله زاده، کشمیری و عرب عاملی (1387) و شیوه های فرزندپروری بامریند 1973 توسط مادران آن ها تکمیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ضریب مسیر کل بین متغیر مکنون هوش معنوی مادر (416/0=β، 001/0 = P) و ضریب مسیر غیرمستقیم آن (178/0=β،01/0 = P) با تحول روانی-اجتماعی فرزندان، و نیز ضریب مسیر بین شیوه سهل گیرانه مادر (206/0-=β، 003/0 = P) و شیوه مقتدرانه مادر (184/0=β، 01/0 = P) با متغیر مکنون تحول روانی-اجتماعی فرزندان مثبت و معنادار است. درمقابل ضریب مسیر بین شیوه استبدادی مادر با تحول روانی-اجتماعی فرزند معنادار نیست. نتیجه گیری: ازآن جاکه هوش معنوی هم به شکل مستقیم و هم غیرمستقیم با میانجی گری شیوه های فرزندپروری مادر بر تحول روانی-اجتماعی فرزندان تأثیر چشم گیری دارد و از سوی دیگر بر اساس پژوهش های موجود با آموزش می توان هوش معنوی را رشد و ارتقاء داد؛ بنابراین برای داشتن فرزندانی رشدیافته و سالم ضروری است برنامه های آموزشی برای ارتقاء هوش معنوی والدین به ویژه مادران تدوین و اجرا شود.
۳.

پیش بینی امیدواری بر اساس جهت گیری مذهبی و چشم انداز زمان

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
هدف: هدف پژوهش شناسایی و تعیین برخی از متغیرهای پیش بینی کننده امیدواری بود. از این رو با توجه به مبانی نظری و پیشینه پژوهشی، جهت گیری مذهبی و چشم انداز زمان به عنوان متغیرهای پیش بین فرض شد. روش: روش مطالعه همبستگی و جامعه آماری کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج به تعداد 28 هزار نفر بود. به شیوه در دسترس 600 نفر از دانشجویان از 10 دانشکده انتخاب شد و پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت 1963، چشم انداز زمان زیمباردو 1999 و امیدواری اشنایدر 1991 در اختیار آن ها قرار گرفت. 434 پرسشنامه بازگردانده شد و پس از حذف 22 پرسشنامه مخدوش و داده های پرت، داده های 412 نفر از طریق تحلیل رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد از میان ابعاد جهت گیری مذهبی، بُعد مذهب درونی (199/0= β، 001/0 = P)، و نیز از میان ابعاد چشم انداز زمان، بُعد حال لذت گرا (173/0= β، 001/0 = P)، آینده (366/0= β، 001/0 = P) می توانند امیدواری را به صورت مثبت، و گذشته منفی (205/0- = β، 001/0 = P) و حال جبرنگر (263/0- = β، 001/0 = P) می توانند امیدواری را به صورت منفی، پیش بینی کنند ولی جهت گیری مذهبی بیرونی (030/0= β، 412/0 = P) و گذشته مثبت (027/0= β، 479/0 = P) قادر به پیش بینی امیدواری نیستند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش برگزاری کارگاه هایی به منظور آموزش های کاربردی مستمر برای تقویت جهت گیری مذهبی درونی و چشم انداز مطلوب به زمان برای دانشجویان و دیگر اقشار، مفید و ضروری به نظر می رسد.
۴.

نقش تعاملی قومیت و جنس درتبیین تحول روانی-اجتماعی دانشجویان

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۸
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش تعاملی قومیت والدین فارس، تُرک، کُرد، لُر بر تحول روانی-اجتماعی فرزندان دختر و پسرشان بود. روش: روش پژوهش علی-مقایسه ای و جامعه آماری دانشجویان استان البرز در سال تحصیلی 94-1393 بود. با روش نمونه گیری چندمرحله ای از میان 29474 دانشجوی دانشگاه فرهنگیان، آزاد اسلامی واحد کرج و دانشکده کشاورزی 400 نفر و از هر قوم 100 دانشجو شامل50 دختر و 50 پسر انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه تحول روانی-اجتماعی هاولی (1988) بود. یافته ها: نتایج نشان داد نمره نگرش های مثبت به ترتیب در دانشجویان فارس، کُرد و تُرک بیش از دانشجویان لُر (58/8 = F، 0001/0>P) و نمره نتیجه تحول دانشجویان فارس و تُرک بیش از دانشجویان لُر (25/5 = F، 01/0>P)؛ و اثر تعاملی جنس × قومیت تنها برای نگرش های مثبت معنادار (22/4 = F، 006/0> P) و بالاترین نمره در نگرش های مثبت متعلق به دختران تُرک و پسران کُرد؛ در دختران قوم لُر بیش از پسران همین قوم بود؛ و درمجموع با آن که رشد نگرش های مثبت دختران و پسران قوم لُر در حد مطلوبی بود اما از اقوام دیگر کمتر بود. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود جنبه هایی از مشترکات فرهنگی ، تربیتی ، رفتاری و مذهبی هریک از اقوام به ویژه قوم لُر که بر تحول روانی-اجتماعی فرزندان دختر و پسر آن ها تاثیری منفی دارد، شناسایی و برنامه های آموزشی برای اصلاح آن ها تدوین شود.
۵.

اثربخشی نوروفیدبک بر کاهش پرخاشگری کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه بیش فعالی (ADHD)

کلید واژه ها: پرخاشگریاختلال نقص توجه بیش فعالیپسخوراند عصبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۹ تعداد دانلود : ۲۳۴
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش پسخوراند عصبی بر کاهش میزان پرخاشگری کودکان دچار نقص توجه و بیش فعالی بود. روش پژوهش، شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری، کودکان 12- 7 ساله پسر که از مراجعه کننده به مرکز جامع اعصاب و روان درمانگران بهجو که 80 نفر در سال تحصیلی 94 –1393بود. از میان آنها تعداد 40 نفر که دچار نقص توجه و بیش فعالی بودند به شیوه نمونه گیری هدفمند به طور تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش جای گرفتند. اختلال نقص توجه و بیش فعالی با استفاده از فهرست بازبینی مصاحبه بالینی بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی،ویرایش پنجم،2013.، مصاحبه تشخیصی با روانپزشک و آزمون اختلاط دیداری شنیداری استنفورد و ترنر 1995 و آزمون پرخاشگری کودکان شهیم 1385 تشخیص داده شد . آموزش پسخوراند عصبی با هدف کاهش تتا به بتا با سرکوب تتا و افزایش بتا و ریتم حسی-حرکتی در طی ده هفته 30 جلسه هرهفته سه جلسه اجرا شد. کودکان هر دو گروه در مرحله پیش و پس آزمون وپیگیری دوماهه مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته های حاصل از تحلیل کواریانس تک متغیری و تحلیل کواریانس چند متغیری و آزمون تکرار سنجش نشان داد که درمان پسخوراند عصبی سبب بهبود معناداری در پرخاشگری کلامی، جسمانی و رابطه ایی می شود. در مجموع نتایج نشان داد که درمان آموزشی پسخوراند عصبی بر پایه انعطاف پذیری عصبی می تواند منجر به بهبود پرخاشگری در کودکان دچار نقص توجه و بیش فعالی شود.
۶.

اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت رفتار به مادران بر کاهش نشانه های اختلال نقص توجه و بیش فعالی کودکان آن ها

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۹
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت رفتار به مادران بر کاهش نشانه های اختلال نقص توجه و بیش فعالی کودکان شان بود. روش: روش مطالعه شبه آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری 82 نفر از مادران کودکان 9 تا 11 ساله بود که در طی سال های 93-92 به همراه کودک دچار اختلال نقص توجه و بیش فعالی خود به دفتر مشاوره نویسنده مسئول مراجعه کرده بودند و از سوی روان شناس و روان پزشک، اختلال کودک آن ها نقص توجه و بیش فعالی تشخیص داده شده بود. از میان مادران، 30 مادر که شرایط ورود به این پژوهش را داشتند به صورت تصادفی ساده انتخاب و پس از همتاسازی به گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه علائم مرضی کودک گادو و اسپرافکین (1995) و برنامه مدیریت رفتاری به والدین بارکلی (2005) بود که در 9 جلسه، هر جلسه 90 دقیقه و هفته ای یک بار به مادران گروه آزمایش آموزش داده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس مختلط تکرار سنجش استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد نشانه های بیش فعالی، تکانش گری و نقص توجه کودکانِ مادران آموزش دیده، در مقایسه با گروه گواه و پیش آزمون کاهش یافته و این نتایج در دوره پیگیری 2 ماهه نیز پایدار مانده است. نتیجه گیری: می توان برنامه مهارت های مدیریتی مادران را روش موثری و مفیدی جهت کاهش نشانه های اختلال نقص توجه، تکانش گری و بیش فعالی کودکان دچار این اختلال دانست.
۷.

رابطه بین پنج عامل شخصیت با شیوه فرزند پروری در مادران کودکان دچار بیش فعالی و نقص توجه

کلید واژه ها: نقص توجهبیش فعالیشیوه فرزندپروریمادرانپنج عامل شخصیت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲۸ تعداد دانلود : ۷۷۳
هدف پژوهش تعیین رابطه بین پنج عامل بزرگ شخصیت با شیوه فرزندپروری مادران کودکان دچار نقص توجه و بیش فعالی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری مادران 47 دانش آموز (29 پسر و 18 دختر) دچار نقص توجه و بیش فعالی و نمونه بود که در سال 1390، به درمانگاه دکتر رونق، در شهر کرج مراجعه کرده بودند. ابزار پژوهش پرسشنامه نئو و فرزندپروری آلاباما بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج حاکی از ارتباط مثبت بین روان رنجوری و شیوه های فرزندپروری بی ثبات و مبتنی بر تنبیه بدنی مادران بود. وظیفه شناسی مادران با شیوه های فرزندپروری مثبت و درگیرانه رابطه مثبت و با شیوه های فرزندپروری توأم با تنبیه بدنی و نظارت ضعیف رابطه منفی داشت. مؤلّفه خوشایندی رابطه مثبت معنا داری با شیوه فرزندپروری مبتنی بر تنبیه بدنی داشت و سایر ابعاد شخصیت رابطه معناداری با شیوه های فرزندپروری مادران نداشت. بنابراین، ویژگی های شخصیتی مادران بر شیوه های رفتاری و فرزندپروری آن ها و نیز افزایش یا کاهش شدت اختلال کودکان دچار نقص توجه و بیش فعالی آن ها تأثیرگذار است.
۸.

اثربخشی آموزش گروهی مهارت حل مسأله بر سازگاری دختران نوجوان ناسازگار

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۹
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان اثر بخشی آموزش گروهی مهارت حل مسأله بر افزایش سطح کلی سازگاری و مولفه های آن در دانش آموزان دختر ناسازگار بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون، گروه گواه و پیگیری دو ماهه و جامعه آماری 1973 دانش آموز دختر 15 تا 18 ساله مقطع متوسطه شهرستان آبیک در سال تحصیلی 92-1391بود که با مراجعه به پرونده تربیتی آن ها 186 نفر و از بین آن ها 60 نفر به صورت تصادفی انتخاب و پس از همتاسازی در دو گروه 30 نفری آزمایش و گواه جایگزین و پرسش نامه سازگاری دانش آموزان سینها و سینگ 1993 توسط آن ها تکمیل شد. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک جلسه آموزش گروهی مهارت های حل مسأله را دریافت کرد. داده ها با تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها : نتایج حاکی از تأثیر آموزش مهارت حل مسأله در افزایش سازگاری کلی و سازگاری عاطفی، اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایشی و نیز تاثیر آموزش بعد از دو ماه در دوره ی پیگیری در مقایسه با گروه گواه بود. نتیجه گیری : چون نوجوانی، خود با ناسازگاری هایی همراه است، طبق نتایج این پژوهش می توان از آموزش حل مسأله به عنوان روشی مؤثر جهت ایجاد سازگاری کلی، عاطفی، اجتماعی، تحصیلی نوجوانان بهره مند شد.
۹.

رابطه صفات شخصیتی مادران با کمال گرایی دختران نوجوان آن ها

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه صفات شخصیتی مادران با کمال گرایی دختران نوجوان آن ها بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه استان البرز به تعداد 49999 نفر بود. با استفاده از جدول کرجسی-مورگان 1970 تعداد 380 نفر از میان آن ها به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه صفات شخصیتی نئو مک کری و کاستا 1985 برای مادران و از پرسشنامه کمال گرایی هیل، هولزمن، فیور، کیبلر، وی سنت و کندی (2004) برای دختران شان و برای تحلیل داده ها از روش همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد، روابط مادران و دختران در فرایندی دو سویه باهم در تعاملند. روان رنجورخویی با کمال گرایی غیرانطباقی دختران رابطه مثبت و گشودگی در برابر تجربیات با این نوع کمال گرایی رابطه منفی داشت. همچنین مسئولیت پذیری و برون گرایی با کمال گرایی انطباقی رابطه مثبت و روان رنجورخویی با این نوع کمال گرایی رابطه منفی داشت. نتیجه گیری: از آن جا که روان رنجوری و گشودگی در برابر تجارب قادر به پیش بینی کمال گرایی غیرانطباقی دختران است، با اندکی تفکر و تامل در کیفیت این روابط می توان به نقش حساس مادر در ارتباط با فرزندان پی برد. بنابراین مادران با آموزش مناسب می توانند از بروز کمال گرایی غیر انطباقی فرزندان شان جلوگیری کنند.
۱۰.

تأثیر سطوح خشم و شیوه های فرزندپروری مادران کودکان دچار ناتوانی های یادگیری و عادی بر خودپنداره فرزندانشان

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۳
هدف از پژوهش حاضر تعیین تأثیر سطوح خشم و شیوه های فرزندپروری مادران کودکان دچار ناتوانی های یادگیری و عادی بر خودپنداره فرزندانشان بود. طرح این پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای بوده است. جامعه آماری این پژوهش تمامی مادران کودکان دارای ناتوانی های یادگیری بین سنین 8 تا 12 سال که به مراکز مورد نظر مراجعه کرده اند و جامعه کودکان عادی، کودکان مدارس همان مناطق بود . به این منظور 82 نفر از دانش آموزان بین سنین 8 تا 12 سال که به مراکز مورد نظر مراجعه کرده بودند، به عنوان گروه نمونه کودکان دچ ار ناتوانی های یادگیری انتخاب شدند. پس از تکمیل پرسش نامه های شی وه های فرزن دپروری ب امریند، 1991، خودپنداره کودکان آهلووالیا، 1961 و خش م اسپیلبرگر، 1999، توسط کودکان و مادرانشان، گروه کودکان عادی و مادران، پرسش نامه های مشابه را کامل کردند. داده های بدست آمده از طریق آزمون های آماری تحلیل واریانس چندمتغیری و رگرسیون مورد بررسی قرار گرفتند. مادران کودکان دچار ناتوانی های یادگیری در مؤلفه های احساس خشم، واکنش خشمناک، برون ریزی خشم، درون ریزی خشم، کنترل برون ریزی خشم و کنترل درون ریزی خشم با مادران کودکان عادی تفاوت معناداری دارند. خشم مادران در رابطه میان ناتوانی یادگیری و شیوه های فرزندپروری نقش تعدیل کننده ندارد. خشم می تواند مؤلفه های خودپنداره رفتاری، خودپنداره تحصیلی و شادی را توجیه کنند. مؤلفه های خودپنداره کودکان دچار ناتوانی های یادگیری و عادی تفاوت معناداری دارند . خانواده به عنوان مهم ترین شکل دهنده پیشینه هر کودک می تواند جزء اساسی ترین موارد پژوهشی باشد و با توجه به مجهولاتی که در زمینه تأثیر شرایط مادران کودکان دچار نات وانی های یادگیری وجود دارد، ضروری به نظر می رسد تا اطلاعاتی در این زمینه جمع آوری شود. در طی درمان برای درمانگران سوالاتی در زمینه مادران کودکان دچار ناتوانی های یادگیری و چگونگی تأثیر آن ها بر روند درمانی فرزندانشان ایجاد می شود که پژوهش حاضر می تواند پاسخ گوی آن ها باشد.
۱۱.

بررسی تطبیقی موانع مؤثر بر ازدواج پایدار از منظر روان شناسی اسلامی و انسان گرایی (تأثیرات تربیت دینی بر خانواده پایدار)

نویسنده:

کلید واژه ها: آسیب شناسیخانواده پایدارروان شناسی اسلامی و موانع ازدواج

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات رابطه اخلاق با علوم دیگر
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق خانواده
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه‌ تعلیم و تربیت
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و خانواده
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۴۶۱
هدف از این مقاله تحلیلی در درجه نخست، تبیین فلسفه ازدواج، آسیب های حاصل از موانع ازدواج و تشکیل خانواده پایدار و در درجه دوم تحلیل این آسیب ها از ابعاد زیست شناختی، روان شناختی و جامعه شناختی است و درنهایت به ارائه راهکارهایی کاربردی برای رفع آنها از منظر روان شناسی اسلامی و انسان گرایان پرداخته است. علت این آسیب ها در بُعد زیست شناختی به ارضای نامتعادل نیازهای زیستی- اجتماعی، در بُعد روان شناختی به عدم ارائه آموزش های لازم در دور ه های سرنوشت ساز رشد و در بُعد جامعه شناختی به تبعیت کورکورانه و بدون تعقل از سنت های جامعه، نسبت داده شده است. در پایان، نقش مشاوران و مسئولین جامعه در بهبود این آسیب ها با ارائه شش راه حل کاربردی اسلامی و انسان گرایانه تبیین شده است.
۱۲.

رابطه بین کمال گرایی مادران با خودکارآمدی و خوش بینی در دختران

کلید واژه ها: خودکارآمدی دخترانخوش بینی دخترانکمال گرایی مادران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸۷ تعداد دانلود : ۷۵۶
هدف این پژوهش شناسایی رابطه ابعاد کمال گرایی مادران با خوش بینی و خود کارآمدی دختران در یک نمونه دانش آموزی بود. روش پژوهش توصیفی و همبستگی و آزمودنی ها شامل 350 دانش آموز دختر مشغول به تحصیل شهر کرج در سال 89-88 و مادران آن ها بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مقیاس خوش بینی جهت گیری زندگی شییر و همکاران (1994) و خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982) برای دختران و مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی تری شورت و همکاران (1995) برای مادران آن ها استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش های تحلیل رگرسیون و همبستگی استفاده شد. یافته ها نشان داد که کمال گرایی مثبت با خودکارآمدی و خوش بینی همبستگی مثبت و کمال گرایی منفی با خودکارآمدی و خوش بینی همبستگی منفی دارد. بنابراین، کمال گرایی مثبت، انتظاراتی عقلانی و واقع گرایانه مطابق با امکانات و محدودیت ها در فرد ایجاد می کند و به وسیله تقویت خود و افزایش عزّت نفس، خود کارآمدی، یکی از مؤلّفه های عزّت نفس را افزایش می دهد. بالا رفتن خودکارآمدی کاهش افسردگی و افزایش خوش بینی را در پی دارد. و بالعکس کمال گرایی منفی، از طریق تضعیف عزّت نفس و اعتماد به خود و ویژگی هایی مانند انتظارات غیر واقع بینانه، فقدان پذیرش محدودیت های شخصی و انعطاف ناپذیری و ناخرسندی از عملکرد شخصی، تأثیری منفی بر خودکارآمدی و خوش بینی دارد. نتایج و پیامدهای پژوهش در این مقاله به طور کامل تشریح و تبیین شده است.
۱۳.

کیفیت نظام ارزشی و باورهای خودکارآمدی در فرزندان دارای پدر جانباز و غیرجانباز

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۷
هدف پژوهش تعیین و مقایسه نظام ارزشی و باورهای خودکارآمدی در فرزندان دارای پدر جانباز و غیرجانباز بود. روش: روش مطالعه علّی- مقایسه ای و جامعه آماری 2620 نفر شامل کلیه دانش آموزان دختر خانواده های جانباز در سال های اول تا سوم دبیرستان های شاهد شهر تهران در سال 1389 و 9561 دانش آموز دختر از خانواده های غیرجانباز در دبیرستان های عادی بود. با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی 100 نفر از دختران دارای پدر جانباز و برای همتاسازی با آن ها به صورت هدفمند 100 نفر از دختران دارای پدر غیرجانباز انتخاب و پرسشنامه های ارزش های آلپورت، ورنون و لیندزی (1960)، خودکارآمدی کودکان و نوجوانان موریس (2001) و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی در موردشان اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد نظام ارزشی مرجح در فرزندان جانباز ارزش های اجتماعی و در فرزندان غیرجانباز ارزش های اقتصادی است. درصد جانبازی پدر در مؤلفه ارزش های اقتصادی و در تمامی مؤلفه های باورهای خودکارآمادی رابطه منفی و معنادار داشت. نتیجه گیری: سطوح پایین باورهای خودکارآمدی در ابعاد تحصیلی و هیجانی فرزندان جانبازان ممکن است ناشی از مشکلات جانبازی در پدر باشد. بنابراین ارائه خدمات روان شناختی به هنگام برای ارتقاء سلامتی خانواده های جانباز به ویژه فرزندان آن ها می تواند نقش مؤثری در تحکیم نظام ارزشی و باورهای خودکارآمدی فرزندان جانبازان داشته باشد.
۱۴.

رابطه سبک های یادگیری و خودکارآمدی دانشجویان گروه های تحصیلی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۳
هدف پژوهش تعیین رابطه بین سبک های یادگیری و خودکارامدی دانشجویان گروه های تحصیلی علوم انسانی، فنی-مهندسی و علوم پایه بود. روش: روش پژوهش علّی-مقایسه ای و همبستگی و جامعه آماری شامل 0767 دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی 89- 88 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی از میان آن ها 364 نفر انتخاب شد. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه سبک های یادگیری کلب (1999) و خودکارآمدی عمومی شرر (1982) بود. یافته ها: یافته ها نشان داد دانشجویان علوم انسانی سبک یادگیری انطباق یابنده، دانشجویان فنی- مهندسی سبک همگرا و دانشجویان علوم پایه سبک جذب کننده داشتند. رابطه خودکارامدی و گروه تحصیلی و جنس معنادار بود. خودکارامدی دانشجویان فنی-مهندسی نسبت به گروههای علوم انسانی و علوم پایه و دانشجویان دختر نسبت به دانشجویان پسر بالاتر بود. تفاوتی در سبک یادگیری دانشجویان دختر و پسر مشاهده نشد. نتیجه گیری: برای ایجاد یا افزایش خودکارامدی دانشجویان لازم است آنها از سبک های یادگیری هر رشته تحصیلی و مشاغل مرتبط با آن آگاهی یابند تا بتوانند از نظر تحصیلی و شغلی موفق باشند. همچنین باید تدابیری اتخاذ کرد تا سبکها و روشهای تدریس استادان در دانشگاه متناسب با سبک یادگیری خاص هر رشته تحصیلی باشد تا آموزش مطلوب تحقق یابد و دانشجویان بتوانند مبانی رشته تخصصی خود را یاد بگیرند و از دانش خود به طور کاربردی استفاده کنند تا خود را افرادی کارآمد بدانند.
۱۵.

مقایسه خودکارامدی، اختلال هیجانی، و احساس تنهایی در دانش آموزان دچار ناتوانی یادگیری و عادی

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۳
هدف پژوهش حاضر تعیین و مقایسه خودکارامدی، اختلال هیجانی، و احساس تنهایی در دانش آموزان دچار ناتوانی یادگیری و عادی انجام شد. روش: روش پژوهش پس رویدادی و جامعه آماری کلیه دانش آموزان پایه سوم، چهارم و پنجم ابتدایی چهار ناحیه آموزش و پرورش استان البرز در سال تحصیلی 89-1388بود که به طور تصادفی از بین آنها ناحیه 3 و از این ناحیه 40 دانش آموز 12-9 ساله دچار ناتوانی یادگیری انتخاب و با 40 دانش آموز عادی همتا شد. ابزار پژوهش پرسشنامه نسخه معلم راتر 1967 و مقیاس احساس تنهایی آشر، هامیل و رنشاو(1984 ) بود.داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تفاوت میزان خودکارآمدی، اختلال هیجانی و احساس تنهایی در دانش آموزان دچار ناتوانی یادگیری و عادی معنادار، بگونه ای که خودکارآمدی در دانش آموزان عادی و اختلال هیجانی و احساس تنهایی در دانش آموزان دچار ناتوانی یادگیری بیشتر بود. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر نتیجه میشود که با افزایش خودکارآمدی دانش آموزان دچار ناتوانی یادگیری می توان اختلال هیجانی و احساس تنهایی آنها را کاهش داد.
۱۶.

تأثیر نگرش مذهبی و هیجان خواهی بر سازگاری زناشویی دبیران متأهل شهرستان پاکدشت

کلید واژه ها: سازگاری زناشویینگرش مذهبیهیجان خواهیدبیرانمتأهل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴۹ تعداد دانلود : ۵۸۷
هدف اصلی این پژوهش علّی- مقایسه ای تعیین تأثیر نگرش مذهبی و هیجان خواهی بر سازگاری زناشویی دبیران متأهل شهرستان پاکدشت است. بدین منظور 325 نفر از دبیران متأهل شهرستان پاکدشت با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. ابزارهای به کار رفته در این پ ژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه های نگرش مذهبی خدایاری فرد (1378)، هیجان خواهی فرم پنجم زاکرمن (1978) و سازگاری زناشویی اسپانیر (1976). داده ها با استفاده از تحلیل واریانس تک متغیری، تحلیل واریانس دومتغیری و تی مستقل تحلیل شد. نتایج نشان داد که تأثیر نگرش مذهبی برمؤلّفه های سازگاری زناشویی معنادار نیست. از بین مؤلّفه های هیجان خواهی، تنها تأثیر مؤلّفه هیجان و ماجراجویی بر همبستگی دونفره سازگاری زناشویی و تأثیر بازداری زدایی بر ابراز عواطف دونفره سازگاری زناشویی معنادار بود، از سوی دیگر تأثیر تعاملی نگرش مذهبی و هیجان خواهی بر سازگاری زناشویی معنادار بود. تفاوت معناداری بین نگرش مذهبی زنان و مردان وجود داشت و در مؤلّفه های هیجان خواهی و سازگاری زناشویی بین دو جنس تفاوتی مشاهده نشد.
۱۷.

اثربخشی رفتار درمانگری شناختی در بهبود کیفیت زندگی بیمارن دچار سرطان

تعداد بازدید : ۱۲۶۱ تعداد دانلود : ۵۷۰
هدف: هدف پژوهش تعیین تاثیر رفتاردرمانگری شناختی بر بهبود کیفیت زندگی بیماران دچار سرطان بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، گروه گواه و پیگیری بود. آزمودنی ها 30 بیمار دچار سرطان بودند که از میان بیماران مراجعه کننده به مراکز شیمی درمانی و درمانگاه های منتخب آنکولوژی زاهدان اتنخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش 9 جلسه 60 دقیقه ای 1 جلسه در هفته متغیر مستقل، رفتاردرمانگری شناختی را دریافت کرد. در گروه گواه مداخلات روان شناختی صورت نگرفت. ابزار پژوهش ویراست سوم پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان پژوهش های اروپایی (آرونسون، 1987) بود که سه مقیاس حیطه کلی علائم/کیفیت زندگی، مقیاس عملکردی و مقیاس علائم را می سنجد و هر یک از این مقیاس ها نیز چندین ابعاد را ارزیابی می کند. برای تحلیل داده ها از کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از بهبودی و تفاوت معنی دار گروه آزمایش در تمامی ابعاد مقیاس های کیفیت زندگی در مقایسه با گروه گواه بود. همچنین وضعیت بهتر آن ها را در ابعاد ایفای نقش، عملکرد هیجانی، شناختی و اجتماعی مقیاس عملکردی نسبت به گروه گواه نشان داد. پیگیری بعد از 2 ماه، نتایج به دست آمده در دو گروه را تایید کرد. نتیجه گیری: رفتاردرمانگری شناختی باعث بهبود کیفیت زندگی و عملکرد بیماران دچار سرطان می شود. بنابراین از این روش می توان در مراکز آنکولوژی به عنوان یک درمان تکمیلی در کنار درمان های پزشکی سود جست و از طرفی از نقش اساسی آن در بهبود ارتباط پزشک و بیمار بهره مند شد.
۱۸.

رابطه بین شیوه های فرزندپروری با عزت نفس جنسی و مؤلفه های آن در دانشجویان زن دانشگاه

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۴
هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه شیوه های فرزندپروری با عزت نفس جنسی و مؤلفه های آن (مهارت، تجربه، کنترل، جذابیت، انطباق پذیری و قضاوت اخلاقی) بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود . با استفاده از جدول کرجسی- مورگان ( 1970 ) از بین 3200 دانشجو 345 نفر از دانشجویان زن دانشکده ادبیات و زبان های خارجی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال تحصیلی 1389 به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در گزینش آنها تأهل، حداقل طول زندگی مشترک 2سال، و در قید حیات بودن مادر در نظر گرفته شد . ابزار پژوهش پرسشنامه عزت نفس جنسی زنان زینا و شواترز ( 1996 ) و شیوه های فرزند پروری بامریند 1972 بود . یافته ها: یافته ها نشان داد رابطه بین شیوه فرزندپروری مقتدرانه با مؤلفه های جذابیت و کنترل مثبت و با مؤلفه مهارت و تجربه منفی بود. رابطه بین شیوه فرزندپروری سهل گیرانه با مؤلفه های مهارت ، تجربه و جذابیت مثبت و با مؤلفه کنترل منفی بود .رابطه بین شیوه فرزندپروری مستبدانه با کنترل و جذابیت منفی بود و با مولفه های دیگر معنی دار نبود .نتیجه گیری : شیوه فرزندپروری مناسب عامل مهمی در رشد عزت نفس جنسی و مؤلفه های آن است. از سوی دیگر عزت نفس جنسی نقش مهمی در تقویت عوامل روانشناختی مثل جذابیت جسمانی، احساسات، افکار و رفتار جنسی دارد که در رابطه جنسی سالم، عوامل روانشناختی علاوه بر هورمون های جنسی نقش مهمی ایفا می کند. بنابراین لازم است شیوه فرزندپروری مناسب را به والدین آموزش داد ، تا آنها با اعمال شیوه درست فرزندپروری بتوانند عزت نفس جنسی فرزندانشان را ارتقاء دهند و بدین طریق از بی بند و باری جنسی و آشفتگی خانوادگی در زندگی آتی آنان پیشگیری نمایند.
۱۹.

افزایش سازگاری زناشویی زوج های ناسازگار با مشاوره از چشم اندازی اسلامی

نویسنده:

کلید واژه ها: سازگاری زناشوییمشاوره اسلامی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی تعامل روانشناسی و دین
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مشاوره مشاوره بعد از ازدواج
تعداد بازدید : ۱۰۷۱ تعداد دانلود : ۵۰۸
هدف از این پژوهش تعیین میزان تاثیر مشاوره از چشم اندازی اسلامی به عنوان متغیر مستقل در افزایش سازگاری زناشویی به عنوان متغیر وابسته بود. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و نمونه گیری به شیوه در دسترس بود. بدین ترتیب که از میان زوج هایی که از طـــریق اطلاعیه ای داوطلب شرکت در این پژوهش برای حل اختلاف های زنــاشویی خــود بودند، 28 زوج (56 آزمودنی)، انتخاب و پس از ردیف کردن نمره های آنها همتا شدند و به طور تصادفی به دوگروه - آزمایشی و گواه - اختصاص یافتند. زوج های گروه آزمایشی در 10 جلسه 2 ساعته هفتگی شرکت کردند. ابزار پژوهش مقیاس32 سؤالی سازگاری دوعضوی (DAS) اسپانیر (1976) بود که در مرحله قبل و بعد از درمانگری و دو ماه بعد از درمان در مرحله پیگیری به طور انفرادی در شرایط کنترل شده در هر دو گروه اجرا شد. داده ها با استفاده از آمارتوصیفی، آزمونt، تحلیل واریانس تکرارسنجش و رسم نمودار تحلیل شد. یافته ها نشان داد مشاوره اسلامی سازگاری زناشویی زوج های ناسازگار را به طور معناداری(p<0/0001) نسبت به قبل از درمانگری (07/116=F ) و نسبت به گروه گواه (28/14= F) افزایش می دهد. مشاوره اسلامی با تاکید بر خودشناسی و استفاده از مجموعه ای از آموزه های اسلامی روش مداخله ای مؤثری برای حل اختلاف های زناشویی و افزایش سازگاری در زوج های ناسازگار است.
۲۰.

مقایسه سطح شادکامی و سلامت جسمی و روانی دانشجویان دختر و پسر متأهل و مجرد دانشگاه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۷
هدف پژوهش تعیین نقش تأهل و تجرد بر سطح شادکامی و سلامت جسمی و روانی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه بود. روش: روش پژوهش از نوع علی – مقایسه ای و ابزار پژوهش پرسشنامه های شادکامی آکسفورد(1989)، سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر(1979) و پرسشنامه محقق ساخته برای کسب اطلاعات شخصی بود. جامعه آماری 8600 دانشجوی دختر و پسر متأهل و مجرد ورودی 1384 به بعد دانشکده های مجتمع امیرالمؤمنین دانشگاه واحد کرج بود که به روش نمونه گیری در دسترس طبق جدول کرجسی – مورگان(1970) 400 نفر – 200 دختر و پسر متأهل و 200 دختر و پسر مجرد - انتخاب شد از تعداد200 نفر در هرگروه 100 نفر در محدوده سنی 25 تا 29 و 100 نفر در محدوده سنی 30 تا 35 قرار داشت. یافته ها: یافته ها نشان داد سطح کامیابی و سطح کلی سلامت جسمی و روانی دانشجویان متأهل بیشتر از دانشجویان مجرد است. نشانه های بدنی، علائم اضطراب و اختلال در خواب، میزان افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی در دانشجویان متأهل کمتر از دانشجویان مجرد است. تفاوت سطح شادکامی و سطح کلی سلامت جسمی و روانی و مؤلفه های آن براساس جنس و سن در دانشجویان مجرد معنادار نیست. نتیجه گیری : از آنجا که ازدواج نقش مؤثری در سطح سلامت عمومی و شادکامی جوانان دارد،لازم است تمهیداتی از سوی سیاستگذاران برای تسهیل در امر ازدواج افراد جامعه صورت پذیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان