قیصر ملکی

قیصر ملکی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۷ مورد از کل ۱۷ مورد.
۱.

مقایسه ابعاد شناخت اجتماعی در کودکان مبتلا به اختلال یادگیری خاص، اختلال نقص توجه- بیش فعالی و نمونه عادی

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۵
هدف مطالعه حاضر مقایسه ابعاد شناخت اجتماعی (نظریه ذهن عاطفی، نظریه ذهن شناختی و بازشناسی هیجان) در کودکان مبتلا به اختلال یادگیری خاص، اختلال نقص توجه – بیش فعالی ( ADHD ) و نمونه عادی بود. در یک مطالعه علی- مقایسه ای، 42 کودک مبتلا به اختلال یادگیری خاص، 43 کودک مبتلا به ADHD و 45 کودک عادی از مدارس ابتدایی و کلینیک های روان شناختی شهر کرج با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون ذهن خوانی از طریق تصویر چشم (بارون-کوهن و همکاران، 2001)، آزمون باور کاذب (بارون-کوهن و همکاران، 1985) و آزمون بازشناسی هیجان چهره (بنتون، 1994) بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. در نظریه ذهن شناختی، نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که هر دو گروه مبتلا به اختلال یادگیری و ADHD نسبت به گروه عادی به طور معنادار نمرات پایین تری کسب کردند (001/0> p ). تفاوت سه گروه در نظریه ذهن عاطفی نیز مطابق با تحلیل واریانس چندمتغیره معنادار بود و گروه عادی نسبت به گروه مبتلا به ADHD عملکرد بهتری داشتند (001/0> p ). مبتلایان به اختلال یادگیری نیز نسبت به مبتلایان به ADHD از نظریه ذهن بالاتری برخوردار بودند (001/0> p ). علاوه بر این، نتایج در زمینه مقایسه سه گروه در بازشناسی هیجان نشان داد که تنها در زیرمقیاس شادی میان سه گروه تفاوت وجود دارد و افراد عادی نسبت به گروه مبتلا به ADHD در بازشناسی هیجانِ شادی بهتر عمل کرده اند (01/0> p ). مطابق با یافته ها می توان نتیجه گرفت که کودکان مبتلا به اختلال یادگیری و ADHD نسبت به نمونه عادی در سطوح بالاتر شناخت اجتماعی دچار نارسایی می باشند، اما در سطوح اولیه و مراحل مقدماتی تفاوتی میان دو گروه مبتلا به اختلال های فوق وجود ندارد. بر این اساس، مداخله های مبتنی بر شناخت اجتماعی در کودکان دچار ADHD ، می بایست بیش تر بر ابعاد شناختی آن متمرکز باشد.
۲.

رابطه محتوای آشکار رؤیا با سبک های دلبستگی: نقش واسطه ای حافظه شرح حال

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۳
هدف از این پژوهش، پیش بینی محتوای آشکار رؤیا ها بر اساس سبک های دلبستگی و بررسی نقش میانجی حافظه شرح حال بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان روان شناسی و علوم تربیتی د انشگاه تهران شاغل به تحصیل در مقطع کارشناسی و نیمسال دوم تحصیلی 99-1398 بود. حجم نمونه 434 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. تمامی شرکت کنندگان پرسشنامه های سبک های دلبستگی (هازان و شیور، 1978)، آزمون حافظه شرح حال (ویلیامز و برودبنت، 1986)، محتوای آشکار رؤیا (موسوی پور و همکاران، 1394) و پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (1990) را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که میان محتوای آشکار رؤیاها و سبک های دلبستگی با واسطه حافظه شرح حال رابطه معناداری وجود دارد. علاوه بر این، حافظه شرح حال مثبت و منفی با محتواهای رؤیا با موضوع بازگشت گذشته، کابوس و مرگ و بیماری رابطه معناداری داشت. بر اساس یافته ها می توان گفت که رؤیاها ریشه در گذشته تحولی فرد داشته که محتوای آن توسط حافظه فرد از رویدادهای شخصی تعدیل می شود
۳.

هنجارهای عاطفی واژگان دلبستگی در زبان فارسی

تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف این پژوهش، تهیه هنجارهای عاطفی واژگان مرتبط با دلبستگی در زبان فارسی بود. این پژوهش در سه مرحله انجام شد. در مرحله نخست، 72 نفر (43 زن، 29 مرد) از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی جهت گردآوری واژگان مرتبط با دلبستگی و در مرحله بعد، از میان پژوهشگران و متخصصان قلمرو دلبستگی در شهر تهران، 35 نفر (27 زن، 8 مرد) به منظور ارزیابی ارتباط واژگان گردآوری شده با دلبستگی انتخاب شدند. در مرحله آخر، 124 نفر (65 زن، 59 مرد) از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی تهران، واژگان غربال شده را بر اساس روی آورد ابعادی هیجان و نیز ارتباط با دلبستگی، در قالب یک آزمون رایانه ای مورد ارزیابی قرار دادند. انتخاب نمونه در هر سه مرحله با روش دردسترس انجام شد و از آزمون خودارزیابی آدمکی (برادلی و لانگ، 1994) به منظور بررسی ظرفیت هیجانی و برانگیختگی واژه ها استفاده شد. برای تحلیل یافته ها از آزمونهمبستگی پیرسون و تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. پس از چند مرحله غربالگری، 107 واژه مرتبط با دلبستگی، جمع آوری و ابعاد هیجانی آن به شکل توصیفی ارائه شد. نتایج نشان داد بین «مرتبط بودن واژگان با دلبستگی» با ظرفیت هیجانی و برانگیختگی به ترتیب رابطه مثبت و منفی و بین ظرفیت و برانگیختگی، رابطه منفی معنادار وجود دارد. مقایسه دو جنس نیز نشان داد که زنان واژگان مثبت را خوشایندتر و واژگان منفی را ناخوشایندتر از مردان ارزیابی می کنند.در ارتباط با برانگیختگی تفاوتی بین دو جنس مشاهده نشد. مجموعه واژگان تهیه شده در این پژوهش به دلیل همگنی بالا و هنجار ارائه شده می تواند ضمن بالا بردن قابلیت تکرارپذیری یافته ها، منجر به تسهیل ارتباط علمی میان پژوهشگران قلمرو دلبستگی شود و امکان مقایسه نتایج پژوهش های مختلف را فراهم سازد.  
۴.

تاکتیک های حل تعارض در زنان مراجعه کننده به دادگاه خانواده

کلید واژه ها: طلاق تاکتیک های حل تعارض دادگاه خانواده

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۲ تعداد دانلود : ۵۲۵
زمینه و هدف: نظریه ی تعارض یکی از پرکاربردترین دیدگاه ها در حوزه ی اختلافات زناشویی است که به نحو گسترده ای برای بررسی روش های کنار آمدن افراد با تعارض های موجود در روابط، مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از مطالعه ی حاضر بررسی تفاوت زنان متقاضی طلاق و زنان عادی در تاکتیک های حل تعارض بوده است. مواد و روش ها: در یک مطالعه پس رویدادی 60 نفر از زنانی که طی شش ماهه نخست سال 1391 به دادگاه خانواده شماره 2 (ونک) مراجعه کرده بودند، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با 60 نفر از زنان عادی مورد مقایسه قرار گرفتند. پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی و مقیاس تاکتیک های حل تعارض برای جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. برای مقایسه تفاوت های دو گروه از روش تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت دو گروه متقاضی طلاق و گروه عادی در تاکتیک های حل تعارض به جز در زیرمقیاس حمله جسمانی از فرم پرخاشگر و قربانی به لحاظ آماری معنی دار است بدین گونه که گروه متقاضی طلاق در زیرمقیاس حمله جسمانی از فرم پرخاشگر و زیرمقیاس خشونت روانی از هر دو فرم پرخاشگر و قربانی نمرات بالاتری به دست آوردند. در مقیاس مذاکره (فرم پرخاشگر و قربانی) گروه عادی نمرات بالاتری به دست آوردند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر زوجین موفق از تاکتیک های مسالمت آمیز در حل تعارضات خویش استفاده می کنند، در حالی که زوجین ناموفق با اتخاذ تاکتیک های خشن و خشونت روان شناختی و جسمانی سعی در فرونشانی تعارضات پیش آمده دارند. یافته های مطالعه حاضر اهمیت تاکتیک های حل تعارض در حوزه تعارضات زناشویی برجسته ساخته و توجه متخصصین و سیاست گزاران را به ابداع رویکردهای مداخلاتی برای بهبود این توانایی در جلوگیری از طلاق جلب می کنند.
۵.

نقش پنج عامل بزرگ شخصیت در ذهن آگاهی

کلید واژه ها: ذهن آگاهی پنج عامل شخصیت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴۴ تعداد دانلود : ۹۸۴
ذهن آگاهی به عنوان آگاهی پذیرا و عاری از قضاوت از آنچه در لحظه جاری در حال وقوع است، تعریف می گردد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی رابطه ذهن آگاهی و پنج عامل بزرگ شخصیت است. در یک مطالعه از نوع همبستگی 304 نفر (135 مرد و 169 زن) از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از مقیاس ذهن آگاهی براون و رایان (2003) و فرم کوتاه پرسشنامه شخصیّتی NEO (1985) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره به شیوه گام به گام استفاده شد. یافته ها نشان داد رابطه ذهن آگاهی با عوامل برون گرایی، باز بودن و وجدانی بودن مثبت و رابطه ذهن آگاهی با روان رنجورخویی منفی و معنادار است (P<0/001). تحلیل رگرسیون گام به گام بیانگر نقش پیش بینی کننده متغیرهای روان رنجورخویی، باز بودن، برون گرایی و وجدانی بودن در ذهن آگاهی بود. با توجّه به یافته های مطالعه حاضر، پنج عامل شخصیّت پیش بین مناسبی از توانایی ذهن آگاهی افراد است. یافته های این مطالعه در راستای درک بهتر از سازه ذهن آگاهی قابل بحث است.
۶.

مقایسه کارکردهای اجرایی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری و افراد بهنجار

کلید واژه ها: کارکردهای اجرایی اختلال وسواسی- جبری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹۰ تعداد دانلود : ۸۰۱
مقدمه: طی دهه های اخیر نقصان کارکردهای اجرایی به عنوان یکی از فرضیات سبب شناختی در طیف گسترده ای از اختلالات اضطرابی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از مطالعه حاضر مقایسه کارکردهای اجرایی افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری و همتایان بهنجار آن ها بود. روش: در یک مطالعه مقطعی، 46 بیمار مبتلا به اختلال وسواسی- جبری با 46 فرد سالم به روش نمونه گیری در دسترس مورد مقایسه قرار گرفتند. این پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای بوده و از آزمون های رنگ- واژه استروپ، استروپ هیجانی، دسته بندی کارت های ویسکانسین و عملکرد مداوم برای جمع آوری داده ها استفاده شد. برای تحلیل داده ها آزمون t استودنت به کار برده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در آزمون استروپ، گروه مبتلا به اختلال وسواسی- جبری به طور معناداری واکنش کندتری داشتند. همچنین نتایج نشان داد که دو گروه در زمان واکنش آزمون استروپ هیجانی به لحاظ آماری تفاوت معنادار دارند و نتایج بیانگر بیشتر بودن تعداد پاسخ های درست در گروه افراد سالم می باشد. در آزمون عملکرد مداوم، خطای ارتکاب در گروه مبتلا به اختلال وسواسی- جبری به طور معناداری بیشتر از گروه مقایسه بود؛ اما دو گروه در زمان واکنش و خطای حذف مشابه بودند. در آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین، گروه مقایسه در خطای درجاماندگی و تعداد پاسخ های صحیح، عملکرد بهتری داشتند. نتیجه گیری: اختلال وسواسی- جبری، می تواند به صورت نوعی کژکاری در کارکردهای اجرایی در نظر گرفته شود. یافته های مطالعه حاضر در زمینه نقصان توانایی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری در عملکردهای اجرایی همچون توجه و تصمیم گیری قابل بحث است.
۷.

روایی، پایایی و ساختار عاملی مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک (ECR)

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی پایایی، روایی و ساختار عاملی مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک ( ECR ) بود. روش : نمونه پژوهش شامل 391 فرد متأهل (189 مرد و 202 زن) بود که با روش نمونه گیری در دسترس از مناطق مختلف شهر تهران انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، افزون بر مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس ( DASS-21 ) و پرسش نامه عزت نفس روزنبرگ ( RSES ) برای بررسی روایی هم گرا و واگرای بعد اضطرابی و خرده مقیاس برون گرایی پرسش نامه پنج عاملی نئو ( NEO-FFI ) برای بررسی روایی واگرای بعد اجتنابی مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها : یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد مدل دوعاملی اجتناب و اضطراب در جامعه ایرانی برازش دارد. روایی هم گرای بعد اضطراب با استفاده از خرده مقیاس افسردگی و اضطراب از مقیاس DASS-21 و روایی واگرای آن با استفاده از پرسش نامه عزت نفس روزنبرگ تأیید شد. روایی واگرای بعد اجتناب نیز با بررسی رابطه آن با خرده مقیاس برون گرایی تأیید شد. ضریب پایایی آزمون- بازآزمون دو هفته ای برای نمره کل و دو بعد اجتناب و اضطراب به ترتیب 87/0، 71/0 و 89/0 به دست آمد. نتیجه گیری : ویژگی های روان سنجی مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک در جامعه ایرانی مناسب است. می توان گفت این پرسش نامه ابزاری مفید و معتبر برای انجام پژوهش های مرتبط با دلبستگی و مشاوره زوجی در ایران است.
۱۰.

مقایسه نقش خانواده و مراکز بهزیستی در کیفیت زندگی کم توانان ذهنی تربیت پذیر

کلید واژه ها: کیفیت زندگی کم توانی ذهنی نگهداری در خانواده مراکز بهزیستی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی آموزش کودکان استثنایی کودکان عقب مانده ذهنی
تعداد بازدید : ۱۵۸۳ تعداد دانلود : ۷۱۵
ارتقای کیفیت زندگی یک هدف اساسی در توانبخشی افراد کم توان ذهنی است. هدف از مطالعه حاضر تعیین تفاوت کیفیت زندگی کم-توانان ذهنی تربیت پذیر مراقبت شده در خانواده و مراکز بهزیستی می باشد. طی یک پژوهش مقطعی- مقایسه ای، 225 نفر از کم توانان ذهنی تربیت پذیر استان تهران به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. در گروه کم توانان ذهنی نگهداری شده در خانواده یکی از والدین و در گروه نگهداری شده در مراکز بهزیستی مراقب آنان به عنوان نایب به تکمیل پرسشنامه کیفیت زندگی کامینز پرداختند. آزمون غیر پارامتری کراسکال والیس نشان داد که کیفیت زندگی افراد کم توان ذهنی تربیت پذیر در خانواده از گروه نگهداری شده در مراکز بهزیستی، به نحو معناداری بالاتر است. یافته های این مطالعه، در زمینه ارتقای کیفیت زندگی کم توانان ذهنی تربیت پذیر در خانواده، مورد بحث قرار گرفته است.
۱۱.

رابطه سبک های دلبستگی و خشونت دیدگی در زنان

کلید واژه ها: خشونت علیه زنان سبک های دلبستگی دلبستگی رمانتیک

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن، اجتماع و خانواده زن در خانواده
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی مسایل اجتماعی و انحرافات
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده زنان
تعداد بازدید : ۱۸۱۵ تعداد دانلود : ۸۶۸
خشونت علیه زنان به وسیله همسران آن ها، یک مسئله شناخته شده در تمام کشورها و فرهنگ-های دنیاست. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و خشونت دیدگی در زنان می باشد. بدین منظور 396 نفر از زنان ساکن در شهر کرمانشاه با روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شده و پرسشنامه همسرآزاری قهاری (1384) و مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک (ECR) را تکمیل کردند. تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که دو سبک دلبستگی (اجتنابی و اضطرابی) پیش بینی کننده انواع خشونت دیدگی در زنان است. یافته ها حاکی از آن است که ترس از جدایی و طرد شدن و هم-چنین تکیه بیش از حد بر خود در اوقات استرس، می تواند عامل خطری در جهت خشونت دیدگی زنان باشد.
۱۲.

اختلال شناخت اجتماعی در بیماران دچار افسردگی عمده: شواهی از آزمون ذهن خوانی از طریق چشم

تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۷۵
هدف پژوهش مقایسه توانایی های شناخت اجتماعی افراد دچار افسردگی عمده با همتایان عادی آن ها بود. روش: روش پژوهش علی- مقایسه ای و جامعه آماری شامل کلیه بیماران دچار اختلال افسردگی عمده بیمارستان لقمان شهر تهران به تعداد 160 بیمار بود. بر مبنای تشخیص روان پزشک یا روان شناس بالینی مرکز فوق 45 بیمار دچار اختلال افسردگی عمده با 50 فرد سالم بهروش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از آزمون ذهن خوانی از طریق تصویر چشم بارون- کوهن، ویل رایت، هیل، راست و پلومب (2001) با هم مقایسه شدند. داده ها با آزمون t استودنت و تحلیل واریانس دوراه تحلیل شد. یافته ها: یافته ها حاکی از تفاوت معناداری در عملکرد دو گروه افسرده و عادی در ذهن خوانی بود. بیماران دچار افسردگی عمده نسبت به همتایان عادی خود، در گویه های حالات ذهنی مثبت و خنثی عملکرد پایین تر و در گویه های حالات ذهنی منفی عملکرد بالاتری نشان دادند. همچنین افراد سالم در حالات ذهنی مثبت، بهتر از خنثی و در خنثی، بهتر از منفی عمل کردند و افراد افسرده دقیقاً الگوی عکس داشتند. نتیجه گیری: نقصان در توانایی نظریه ذهن افراد افسرده می تواند به عنوان یکی از فرضیه های سبب شناختی در تحریف های شناختی این بیماران مطرح باشد. بنابراین می توان از ارزیابی و آموزش شناخت اجتماعی در بیماران دچار افسردگی به عنوان یک راهبرد درمانی سود جست.
۱۳.

نقص توجه در اختلال وسواس- بی اختیاری: تعیین واژه های فارسی مرتبط با وسواس و سوگیری توجه به آن ها

تعداد بازدید : ۱۳۷۸ تعداد دانلود : ۶۳۵
زمینه و هدف: سوگیری توجه به تخصیص افتراقی توجه به سوی محرک تهدید کننده نسبت به محرک خنثی اشاره دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین واژه های فارسی مرتبط با وسواس و مقایسه سوگیری توجه در افراد مبتلا به اختلال وسواس- بی اختیاری و همتایان عادی آن ها بود. مواد و روش ها: طرح تحقیق پژوهش حاضر از نوع مورد- شاهد بوده، که در آن 46 بیمار مبتلا به اختلال وسواس- بی اختیاری با 46 فرد سالم با دامنه سنی 19 تا 41 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابتدا 265 واژه مبتنی بر ادبیات پژوهشی مربوط به اختلال وسواس- بی اختیاری انتخاب شد و سپس توسط 30 بیمار مبتلا به وسواس- بی اختیاری بر اساس بار تهدیدکنندگی، از صفر تا 10 درجه بندی شد. سپس 40 واژه دارای بیش ترین نمره، برای گنجاندن در تکلیف Stroop هیجانی انتخاب شد. زمان واکنش و همچنین تعداد پاسخ های درست و غلط در آزمون Stroop هیجانی با استفاده از آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: دو گروه در زمان واکنش، تفاوت معنی دار داشتند (05/0 < P). همچنین تعداد پاسخ های درست در گروه افراد سالم به طور معنی داری بیشتر از گروه بیمار بود (01/0 < P). نتیجه گیری: نتایج حاکی از نقصان در کارکردهای توجهی بیماران مبتلا به اختلال وسواس- بی اختیاری نسبت به واژه های مرتبط با وسواس بود. تعیین واژه های فارسی مرتبط با وسواس امکان انجام پژوهش های کنترل شده تر را فراهم آورده، می تواند زمینه ساز به وجود آمدن آزمون های عصب شناختی و تشخیصی کارآمد در حوزه اختلال وسواس- بی اختیاری باشد.
۱۴.

رابطه نام شخصی افراد با حرمت خود و خودپنداره آن ها

تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۹۲
هدف از انجام این مطالعه تعیین رابطه احتمالی نام شخصی افراد با حرمت خود و خودپنداره آنها بوده است. روش: روش مطالعه مقطعی و جامعه پژوهشی این مطالعه کلیه دانشجویان در سه دانشگاه دولتی تهران، علامه طباطبایی و شهید بهشتی در شهر تهران (به تعداد تقریبی 60000 دانشجو) بود. از میان آنها 404 نفر ( 224 مرد، 180 زن) از دانشجویان به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به یک پرسشنامه محقق ساخته پیرامون نظرات و احساسشان نسبت به نام شخصی خود و همچنین مقیاس حرمت خود روزنبرگ ( 1965 ) و مقیاس خودپنداره ساراسوات ( 1984 ) پاسخ دادند. داده ها به وسیله آزمون تی استودنت و تحلیل واریانس یکراهه مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که نمرات افراد تک اسمی در مقیاس حرمتخود و خودپنداره نسبت به آنهایی که در خانواده و توسط دوستان و همسالان با دو یا چند نام مورد خطاب قرار میگیرند، به طور معناداری بالاتر است. به علاوه افرادی که احساس خوشایندی نسبت به نام خود داشتند و آنهایی که نام خود را هم سنخ با خود و خانواده خویش میدانستند، نسبت به گروه مقابل خود، در مقیاس حرمت خود و خودپنداره نمرات بالاتری کسب کردند. نتیجه گیری: به نظر میرسد که نام شخصی هر فرد به عنوان جلوه بیرونی حرمت خود و خودپنداره او در حکم لباس اجتماعی و یکی از ابعاد پرارجاع در زندگی هر انسانی، با کیفیت حرمتخود و خودپنداره افراد رابطه دارد. نتایج این مطالعه پیامدهای عمیق و گسترده انتخاب نام برای فرزندان توسط والدین را برجسته میسازد.
۱۵.

بررسی پایایی، روایی و ساختار عاملی مقیاس تجدیدنظر شده تاکتیک های حل تعارض

کلید واژه ها: همسرآزاری روایی پایایی مقیاس تجدیدنظر شده تاکتیک های حل تعارض

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵۷ تعداد دانلود : ۱۳۱۵
هدف مطالعه حاضر بررسی پایایی و روایی مقیاس تجدیدنظر شده تاکتیک های حل تعارض می باشد. نمونه پژوهش شامل 395 نفر (206 زن و 189 مرد) بوده که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از مناطق مختلف تهران انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده مقیاس تجدیدنظر یافته تاکتیک های حل تعارض (CTS2) بود. روایی واگرا و همگرای این مقیاس با استفاده از خرده مقیاس-های پرسشنامه تایید شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که در نمونه ایرانی پژوهش حاضر تحلیل سه عاملی با استفاده از سه خرده مقیاس حمله، خشونت روانی و مذاکره نسبت به سایر تحلیل ها مناسب تر است. همین طور این مقیاس و خرده مقیاس های آن از همسانی درونی مناسبی برخوردار هستند (آالفای کرونباخ بین 66/0 تا 86/0). به طور کلی نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مقیاس تجدیدنظر شده تاکتیک های حل تعارض از روایی و پایایی مناسبی در جامعه ایرانی برخوردار است. می توان گفت این مقیاس یک ابزار خودگزارش دهی مفید و کارآمد برای اهداف پژوهشی و هم چنین مشاوره زوجین است.
۱۶.

رابطه عوامل شخصیت با گرایش به خشونت: نقش میانجی گر با پایگاههای هویت

تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۵۹
هدف مطالعه حاضر تعیین رابطه بین پنج عامل شخصیت و گرایش به خشونت، به علاوه شناسایی نقش پایگاههای هویت به عنوان متغیری بود که ممکن است در این بین اثر میانجیگر داشته باشد. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل دانشجویان مجرد مشغول به تحصیل در دو مقطع کارشنناسی و دکترای حرفه ای در دانشگاه های دولتی شهر تهران بود که 458 نفر(267 دختر و218 پسر)از آنان با روش نمونه گیری طبقه ای و در دسترس انتخاب شدند و نسخه کوتاه سیاهه پنج عامل بزرگ شخصیت مک کرا و کاستا(1987)، پرسشنامه گسترش یافته سنجش هویت من آدامز(1985) و خرده مقیاس خطرپذیری جوانان زاده محمدی و احمدآبادی (1389) را تکمیل کردند. یافته ها: از بین ابعاد شخصیت ، روان آزرده خویی رابطه ای مثبت و باز بودن، موافقت پذیری و وجدانی بودن به گرایش به خشونت با واسطه هویت سردرگم و مسیرهای برون گرایی و باز بودن به گرایش به خشونت با واسطه هویت زودرس معنی دارند. نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر رابطه بین شخصیت و گرایش به خشونت را تأیید میکند.به علاوه،اثبات نقش تعدیل کنندگی هویت در رابطه با شخصیت و خشونت، می تواند باعث بسط و گسترش مبانی پژوهشی و نظریاتی این حوزه شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان