روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی سال 9 تابستان 1394 شماره 2 (پیاپی 34)

مقالات

۱.

نقش واسطه ای باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی در رابطه بین نوروزگرایی با همبودی اضطراب و افسردگی

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۰
هدف: هدف اصلی این پژوهش تعیین نقش واسطه ای باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی در رابطه بین روان رنجور خویی با همبودی اضطراب و افسردگی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری زنان و مردان ساکن در مناطق مختلف شهر تهران به تعداد تقریبی پنج میلیون نفر بود. تعداد 358 داوطلب شامل 178 مرد و 180 زن از جمعیت عمومی شهر تهران در این پژوهش شرکت کردند و نسخه کوتاه مقیاس پنج عاملی شخصیت کاستا و مک کرا (1992)، پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز و کارترایت- هاوتون (2003)، مقیاس حساسیت اضطرابی (ریس، پترسون، گورسکای، مک نالی، 1986) و مقیاس افسردگی اضطراب استرس لاویباند و لاویباند (1995) را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که روان رنجور خویی، باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی با اضطراب و افسردگی رابطه مثبت دارد. نتایج تحلیل مسیر نیز نقش واسطه ای باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی را در رابطه بین روان رنجور خویی با همبودی اضطراب و افسردگی نشان داد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت اختلال های اضطرابی و افسردگی چندعاملی هستند و افزون بر این در شکل گیری، تداوم و درمان اختلال های اضطرابی و افسردگی، همزمان با روان رنجور خویی، باید به نقش باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی توجه کرد.
۲.

اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت رفتار به مادران بر کاهش نشانه های اختلال نقص توجه و بیش فعالی کودکان آن ها

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت رفتار به مادران بر کاهش نشانه های اختلال نقص توجه و بیش فعالی کودکان شان بود. روش: روش مطالعه شبه آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری 82 نفر از مادران کودکان 9 تا 11 ساله بود که در طی سال های 93-92 به همراه کودک دچار اختلال نقص توجه و بیش فعالی خود به دفتر مشاوره نویسنده مسئول مراجعه کرده بودند و از سوی روان شناس و روان پزشک، اختلال کودک آن ها نقص توجه و بیش فعالی تشخیص داده شده بود. از میان مادران، 30 مادر که شرایط ورود به این پژوهش را داشتند به صورت تصادفی ساده انتخاب و پس از همتاسازی به گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه علائم مرضی کودک گادو و اسپرافکین (1995) و برنامه مدیریت رفتاری به والدین بارکلی (2005) بود که در 9 جلسه، هر جلسه 90 دقیقه و هفته ای یک بار به مادران گروه آزمایش آموزش داده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس مختلط تکرار سنجش استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد نشانه های بیش فعالی، تکانش گری و نقص توجه کودکانِ مادران آموزش دیده، در مقایسه با گروه گواه و پیش آزمون کاهش یافته و این نتایج در دوره پیگیری 2 ماهه نیز پایدار مانده است. نتیجه گیری: می توان برنامه مهارت های مدیریتی مادران را روش موثری و مفیدی جهت کاهش نشانه های اختلال نقص توجه، تکانش گری و بیش فعالی کودکان دچار این اختلال دانست.
۳.

مقایسه سبک های فرزندپروری و آسیب های روانی در دختران فراری و عادی

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
هدف : هدف پژوهش حاضر تعیین و مقایسه سبک های فرزندپروری و آسیب های روانی در دختران فراری و عادی بود. روش : روش پژوهش پس رویدادی و جامعه آماری شامل 968 دختر فراری در سازمان بهزیستی و امنیت اخلاقی ناجا شهر تهران در سال 1393 بود. به روش نمونه گیری هدف مند 50 نفر از آن ها با کسب رضایت آگاهانه انتخاب و با 50 نفر از دختران مدارس متوسطه که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده بودند همتا سازی شدند. به منظور گردآوری داده های پژوهش، فهرست بازبینی علائم مرضی 90 سوالی تجدید نظر شده دراگویتس، لیپمن و کووی (1973) و پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند (1972) بین شرکت کننندگان توزیع و داده ها به روش شاخص های توصیفی و تحلیل واریانس تک متغیره تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد که آسیب روانی و شیوه های فرزندپروری دختران فراری از منزل و عادی متفاوت است. دختران فراری نسبت به دختران عادی سطح بالایی از آسیب های روانی را داشتند و بیشتر شیوه های استبدادی و سهل گیرانه را تجربه کرده بودند . نتیجه گیری: به نظر می رسد آسیب روانی و سبک های فرزندپروری نامناسب می تواند زمینه ساز فرار دختران از منزل را فراهم و خود فرار زمینه آسیب های بیشتر را ایجاد کند، لذا نیازمند است که در جهت کاهش آسیب های روانی و آموزش سبک های فرزندپروری مطلوب مداخلات لازم صورت گیرد.
۴.

اثربخشی برنامه مداخله ای کودکان طلاق بر راهبردهای خودکنترلی آن ها

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی برنامه مداخله ویژه کودکان طلاق بر بهبود راهبردهای خودکنترلی کودکان 8-12 ساله طلاق بود. روش : روش پژوهش نیمه آزمایشی با گروه آزمایش، گروه گواه و با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری3 ماهه بود. جامعه آماری 143 کودک خانواده های طلاق شهرستان کاشمر در سال 1393بود که از میان آن ها 40 نفر شامل 23 دختر و 17 پسر که معیارهای ورود به پژوهش را داشتند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از همتاسازی به طور تصادفی در دو گروه آزمایش قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه خودکنترلی ادراک شده کودکان هامفری 2000 و 15 جلسه برنامه مداخله ای ویژه کودکان طلاق لی کروی (2008) هفته ای 3 بار، هر جلسه 45 دقیقه بود. یافته ها : یافته ها نشان داد اجرای برنامه مداخله ای ویژه کودکان طلاق، میانگین نمرات خودکنترلی شرکت کننده ها را افزایش داده و نتایج در مرحله پیگیری پایدار مانده است. نتیجه گیری: این برنامه مداخله ای به عنوان روشی موثر می تواند مورد استفاده نهادهای درگیر با مسئله طلاق قرار گیرد تا با افزایش شاخص های خودکنترلی، به کیفیت بهزیستی کودکان، پیشگیری از آسیب های روانی فردی و اجتماعی آن ها و نیز کاهش زمینه های جرم و بزهکاری کمک کند.
۵.

اثربخشی درمان بافت نگر انصاف محور بر صمیمیت عاطفی و کیفیت زناشویی زوجین

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۹
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان بافت نگر انصاف محور بر صمیمیت عاطفی و کیفیت زناشویی زوجین بود. روش: در این پژوهش از طرح تک آزمودنی از نوع خط پایه چندگانه استفاده شد. سه زوج از بین زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اهواز با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پروتکل درمانی رویکرد بافت نگر انصاف محور در طی 10 جلسه اجرا شد و پس از خاتمه درمان نیز پیگیری در دو مرحله و با فاصله یک ماهه صورت گرفت. آزمودنی ها در مراحل خط پایه، درمان و پیگیری به خرده مقیاس صمیمیت عاطفی پرسشنامه ارزیابی شخصی صمیمیت و سنجه کیفیت زناشویی پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل دیداری، فرمول درصد بهبودی و شاخص تغییر پایا تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان بافت نگر انصاف محور موجب افزایش صمیمیت عاطفی و کیفیت زناشویی زوجین می شود. نتیجه گیری: رویکرد درمانی بافت نگر انصاف محور در افزایش سطح صمیمیت عاطفی و کیفیت زناشویی زوجین از کارآیی لازم برخوردار است و زوج درمانگران می توانند از این رویکرد در کار با زوجین به منظور افزایش صمیمیت عاطفی و کیفیت زناشویی استفاده کنند.
۶.

نشخوار فکری، نشانه های اضطراب و افسردگی در افراد دچار لکنت زبان، اضطراب اجتماعی و بهنجار

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: هدف پژوهش تعیین و مقایسه نشخوار فکری، نشانه های اضطراب و افسردگی در افراد دچار لکنت زبان، اضطراب اجتماعی و بهنجار بود. روش: روش پژوهش علی-مقایسه ای و جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه مدارس شهر همدان دچار لکنت زبان ارجاع داده شده به گفتار درمانگر به تعداد ۴۸ نفر؛ کلیه نوجوانان پسر دارای اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مراکز خصوصی خدمات روان پزشکی شهر همدان در سه ماهه سوم سال ۱۳۹۳ به تعداد ۳۷ نفر؛ و نیز تمامی دانش آموزان پسر بهنجار مدارس مقطع متوسطه شهر همدان به تعداد ۱۲۳۴۷ نفر بود. از هر گروه ۱۸ آزمودنی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و از پرسشنامه های افسردگی بک (1996) اضطراب بک (1990)، مقیاس پاسخ های نشخواری (۱۹۹۱) و پرسشنامه محقق ساخته اطلاعات جمعیت شناختی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد نشانه های اضطراب، افسردگی و نشخوار فکری در افراد دچار لکنت زبان و اضطراب اجتماعی بیشتر از افراد بهنجار و همچنین میانگین نمره های نشخوار فکری افراد دچار لکنت زبان بیشتر از افراد دچار اضطراب اجتماعی است. نتیجه گیری : با توجه به وجود نشانه های افسردگی، اضطراب و پاسخ های نشخواری در نوجوانان دچار لکنت زبان لزوم توجه به این نشانه ها در برنامه های پیشگیری و درمانی بیش از پیش آشکار می شود.
۷.

رابطه طرح واره های ناسازگار اولیه با شیوه های فرزندپروری مادران و اختلال های بیرونی شده فرزندان شان

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: پژوهش تعیین رابطه طرح واره های ناسازگار اولیه با شیوه های فرزندپروری مادران و اختلال های بیرونی شده فرزندان شان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی مدارس ابتدایی ناحیه 3 کرج به تعداد 1080 نفر بود که از میان آن ها به روش نمونه گیری هدفمند، 150 دانش آموز از مدارس شهید حجازی، علامه حلی، شهید حسن برجسته، شهید کنسویه، قلم و مفید انتخاب شد. مادران این دانش آموزان به پرسشنامه های طرحواره یانگ 1998 و شیوه های فرزندپروری آلاباما 1996 و معلم هایشان به پرسشنامه راتر (1967) پاسخ دادند. داده ها از طریق روش های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد . یافته ها: نتایج نشان داد رابطه میان طرح واره های ناسازگار والدین و شیوه های فرزندپروری آن ها معنادار و مؤلفه دیگر جهت مندی پیش بینی کننده منفی تنبیه بدنی و مؤلفه گوش به زنگی و بازداری پیش بینی کننده عدم ثبات در نحوه برخورد با فرزند است. رابطه میان شیوه های فرزندپروری با اختلال های بیرونی شده معنادار و مؤلفه ضعف در نظارت، پیش بینی کننده ناسازگاری اجتماعی در کودکان و مؤلفه های مشارکت والدین و ضعف در نظارت، پیش بینی کننده های پرخاشگری و بیش فعالی در کودکان بود. نتیجه گیری: از آنجا که طرحواره های ناسازگار اولیه والدین می تواند در شکل گیری شیوه های خاص فرزندپروری آن ها و در نهایت اختلال های بیرونی کودکان مؤثر باشد، بنابراین در درمان اختلال های بیرونی شده این کودکان می توان طرحواره های ناسازگار اولیه والدین را نیز هدف قرار داد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰