روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی سال 10 بهار 1395 شماره 1 (پیاپی 37)

مقالات

۱.

اثربخشی مدیریت استرس به شیوه شناختی– رفتاری بر سلامت روان شناختی و تکانش گری معتادان

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مدیریت استرس به شیوه شناختی – رفتاری بر تکانش گری و سلامت روان شناختی معتادان تحت درمان نگه دارنده با متادون است. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و طرح تحقیق آن از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. برای این منظور 20 فرد مبتلا به سوءمصرف مواد که تحت درمان نگه دارنده با متادون در یکی از مراکز ترک اعتیاد استان تهران قرار گرفته بودند؛ به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (10 نفر) و گروه کنترل (10 نفر) قرار گرفتند. آموزش طی 10 جلسه برگزار شد و پرسشنامه تکانش گری بارت و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس در دو مرحله توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید. یافته ها: یافته های تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که تفاوت معناداری در نیمرخ دو گروه آزمایش و کنترل در میزان تکانش گری و همچنین سلامت روان در مرحله پس آزمون وجود دارد. به طوری که گروه آزمایش ارتقاء قابل ملاحظه ای را نشان دادند. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی – رفتاری می تواند به عنوان یک روش مداخله ای مفید برای ارتقاء سلامت روان و کاهش تکانش گری معتادان تحت درمان نگه دارنده با متادون مؤثر باشد
۲.

اثربخشی آموزش برون ریزی نوشتاری هیجان ها بر خودکارامدی و کنترل عواطف در دانش آموزان مضطرب

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی برون ریزی نوشتاری هیجان ها بر خودکارامدی و کنترل عواطف در دانش آموزان مضطرب بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با گروه آزمایش، گروه گواه، و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 3 ماهه بود. جامعه آماری دانش آموزان دبیرستان شهید صادقی به تعداد 600 نفر بود. پس از آزمون غربالگری اضطراب در مورد 200 نفر، 30 دانش آموز که بیش ترین نمره را در اضطراب داشتند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از همتاسازی در گروه آزمایش و گواه هر گروه 15 نفر جایگزین شدند. ابزار پژوهش سیاهه اضطراب بک و استیر (1990)، آزمون خودکارامدی شرر و مادوکس (1982)، آزمون کنترل عواطف ویلیمایز و چاملز (1997) و مداخله های افشای نوشتاری هیجان ها پنه بیکر (1995) 4 جلسه 30 دقیقه ای هر هفته یک جلسه بود. داده ها با استفاده از روش آماری کواریانس و روش واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها : یافته ها تفاوت معناداری را به واسطه تاثیر آموزش برون ریزی نوشتاری هیجان ها بین نمره های دو گروه آزمایش و گواه و پایداری نتایج را در مرحله پیگیری در متغیرهای خودکارامدی (67/23 =F، 001/0 =P)، در کنترل عواطف (1/10 =F، 001/0 =P) و در اضطراب (09/11 =F، 001/0 =P) نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان روش درمانی برون ریزی نوشتاری هیجان ها را به عنوان شیوه ای آسان، کم هزینه، موثر و کارآمد با قابلیت کاربرد وسیع در کاهش علائم اضطراب، بهبود خودکارامدی و کنترل عواطف به کار برد.
۳.

اثربخشی گروه درمانی با رویکرد معنا درمانی بر سلامت عمومی سالمندان

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: هدف پژوهش نعیین میزان اثربخشی گروه درمانی با رویکرد معنا درمانی بر سلامت عمومی سالمندان بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری و جامعه آماری شامل کلیه سالمندان مراجعه کننده به مرکز توان بخشی یاس در 6 ماه اول سال 1393 بود که تعداد آن ها حدود 150 نفر برآورد شد. نمونه پژوهش 24 سالمند 75-65 ساله بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 12 نفره گواه و آزمایش جایگزین شد. پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (1978) در هر 3 مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری اجرا شد. مداخله شامل ارائه بسته معنا درمانی(فرانکل، 1374) به شیوه گروهی بود که در 8 جلسه 2 ساعته، هفته ای 2 جلسه برای گروه آزمایش ارائه شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد مداخله با رویکرد معنا درمانی سلامت عمومی سالمندان را افزایش داده است (04/5 =F، 001/0 =P). نتایج حاصل از پیگیری نیز حاکی از ماندگاری اثر درمان در طول زمان بود (577/8 =F ، 002/0 =P) نتیجه گیری: این شیوه درمانی می تواند به سالمندان کمک کند تا وضعیت سلامت روانی خود را بهتر بشناسند و بیش تر به زندگی امیدوار شوند. بنابراین لازم است درمان گران نیز با افزایش دانش و تجربه خود در این زمینه امکانات رشد و سلامت روانی سالمندان را فراهم سازند.
۴.

بررسی ساختار زیربنایی مقیاس هوشی وکسلر کودکان-4 از طریق مقیاس بندی چندبُعدی و روش های تحلیل عاملی

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
هدف: هدف پژوهش تعیین ساختار زیربنایی مقیاس هوشی وکسلر کودکان-4 با استفاده از مقیاس بندی چندبُعدی و تحلیل عاملی تأئیدی و تفسیرپذیری نتایج حاصل از این روش ها در مقایسه با ساختار چهار عاملی مفروض مقیاس است. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی مدارس منطقه 6 تهران به تعداد 1314 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 200 دانش آموز از میان آن ها انتخاب شد. ابزار پژوهش مقیاس هوشی وکسلر کودکان چهار (2003؛ ترجمه، انطباق و هنجاریابی عابدی، صادقی و ربیعی، 1391) بود. داده ها با استفاده مقیاس بندی چندبُعدی و روش های تحلیل عاملی تحلیل شد. یافته ها: یافته های به دست آمده به استخراج سه بُعد سرعت عمل، ماهیت سؤال و نوع پاسخ ابراز شده انجامید ( 021/0 =Stress ، 04/0 =P )، الگوی چهار عاملی مفروض توسط تحلیل عاملی تأئیدی حمایت نشد (63/102 = ، 04/0 =P ) و ساختار سه عاملی مرتبه دوم با اِعمال برخی تغییرات تأئید شد (99 = ، 055/0 =p). نتیجه گیری: از آن جا که بر اساس نتایج پژوهش حاضر استفاده از راهکار سه گانه نسبت به چهار عامل مفروض به بهبود در تفسیر و درک بیشتر ساختار هوشی می انجامد؛ پیشنهاد می شود این ساختار در بافت بالینی و به منظور ارائه راهکارهای درمانی در امر مشاوره زیربنای تفسیر نتایج قرار گیرد.
۵.

ویژگی های روان سنجی ابزارهای فراخنای عدد، کلمه و ناکلمه و مقایسه آن ها در سنجش حافظه کاری کودکان

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان حساسیت آزمون های فراخنای عدد، کلمه و ناکلمه در سنجش حافظه کاری کودکان و ویژگی های روان سنجی این سه آزمون بود. روش: روش پژوهش پس رویدادی و جامعه آماری تمامی دانش آموزان مدارس ابتدایی منطقه یک تهران به تعداد ۸۳۳۴۵ نفر بود، که از میان آن ها با روش نمونه گیری هدف مند، تعداد ۱۷۸ دانش آموز دختر و پسر مدارس مقطع ابتدایی منطقه یک شهر تهران شامل مدارس فرزندان ایران زمین، فرزانه ۲، عدالت ۱ و ضحی در نیم سال دوم تحصیلی 94-1393 با لحاظ کردن ملاک های ورود و خروج پژوهش شامل عدم مصرف داروهای روان پزشکی، عدم بیماری جسمانی و رضایت آگاهانه جهت شرکت در پژوهش انتخاب شد. ابزار پژوهش آزمون فراخنای عدد گاترکول و پیکرینگ (۲۰۰۰)، آزمون کلمه مارکنی، اوت، پسنتی، راتی و تاولا ( ۱۹۹۳) و آزمون ناکلمه گاترکول، ویلز، بدلی و امسیل (۱۹۹۴) بود. داده ها با استفاده از تحلیل تشخیص و تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آزمون فراخنای ناکلمه بیش ترین همبستگی را با تابع تشخیصی، و نیز توانایی بهتری برای تشخیص راست برتری دارد (۳۱/۱۴ =F، ۰۰۹/0P < )؛ و آزمون فراخنای ناکلمه نیز حساسیت روان سنجی مناسبی در سنجش حافظه کاری کودکان به موازات افزایش سن دارد (36/22 =F، ۰۰۶/0P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش آزمون فراخنای ناکلمه نسبت به آزمون های فراخنای کلمه و عدد ویژگی های روان سنجی بهتری دارد؛ و می توان از این آزمون در موقعیت های پژوهشی و بالینی استفاده کرد.
۶.

پیش بینی بهزیستی روان شناختی معلمان بر اساس هوش معنوی، سبک های مساله گشایی و کمال گرایی آن ها

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۸
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان بهزیستی روان شناختی معلمان بر اساس هوش معنوی، سبک های مساله گشایی و کمال گرایی آن ها بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری شامل تمامی معلمان شهرستان الشتر در مقطع دبیرستان به تعداد 350 نفر در سال تحصیلی 92- 1391بود که از میان 5 دبیرستان دخترانه نور، ولایت فقیه، راضیه، آفرینش، سمیه و 5 دبیرستان پسرانه امام (ره)، امیرکبیر، امام جعفرصادق (ع)، چمران و باهنر و از هر دبیرستان 10 معلم و درمجموع تعداد 100 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. داده ها از طریق پرسشنامه هوش معنوی کینگ (2008)، سبک های مساله گشایی کسیدی و لانگ (1996)، کمال گرایی تری-شورت (1995) و بهزیستی روان شناختی ریف (1998) جمع آوری شد. یافته ها: نتایج نشان داد متغیر های هوش معنوی (091/0 = β ، 004/0P < )، سبک های مساله گشایی مثبت (361/ 0 = β ، 001/0P < ) و کمال گرایی مثبت (424/ 0 = β ، 008/0P < ) رابطه مثبتی با بهزیستی روان شناختی دارند؛ اما سبک های مساله گشایی منفی (007/0- = β ، 251/0P < ) و کمال گرایی منفی(442/0- = β ، 243/0P<) با بهزیستی روان شناختی رابطه ای ندارند؛ و در مجموع کمال گرایی منفی، کمال گرایی مثبت و سبک های مساله گشایی مثبت قادر به پیش بینی 6/33 درصد از تغییرات بهزیستی روان شناختی هستند. نتیجه گیری: از آن جا که هوش معنوی منجر به ارزشمند بودن فلسفه زندگی، انتخاب اهداف والا و حس موفقیت های بالقوه و سبک های مساله گشایی و کما لگرایی مثبت نیز منجر به اتخاذ معیارهای معقول و دست یافتنی برای عملکرد و سازگاری فرد با مسائل مختلف زندگی می شوند و رابطه مثبتی با بهزیستی روان شناختی دارند؛ بنابراین لازم است با ارتقا این متغیرها بهزیستی روان شناختی افراد را افزایش داد.
۷.

ارتباط کمال گرایی و اختلال اضطراب فراگیر با میانجی گری تفکر ارجاعی

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین ارتباط کمال گرایی و اختلال اضطراب فراگیر با میانجی گری تفکر ارجاعی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل تمام بیماران مراجعه کننده به بیمارستان رازی شهر قزوین به تعداد 29800 نفر در سال 1394 بود. از میان آن ها به روش نمونه گیری قضاوتی در دسترس 221 نفر انتخاب شدند که مشخصه های اختلال اضطراب فراگیر را داشتند. ابزار پژوهش مقیاس های کمال گرایی فلت و هویت 1991، اضطراب فراگیر اسپیتزر 2006 و تفکر ارجاعی اهرینگ، زستچ، ویداکر، واهل و اهلرس (2010) بود. داده ها با استفاده از روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تفکر ارجاعی ارتباط بین کمال گرایی و اضطراب فراگیر را میانجی گری می کند (21/0 = β، 05/0>P). همچنین اثر مستقیم کمال گرایی بر تفکر ارجاعی (47/0 = β، 01/0>P) و اثر مستقیم کمال گرایی بر اضطراب فراگیر (16/0 = β، 05/0>P) تأیید شد. نتیجه گیری: کمال گرایی و تفکر ارجاعی به نوعی نقشی پیش بینی کننده برای اضطراب فراگیر دارند. افراد کمال گرایی که مشخصه های تفکر ارجاعی را دارند، اضطراب فراگیر بیش تری را متحمل می شوند. از این رو توصیه می شود در تدوین برنامه های درمانی برای اضطراب فراگیر، به کمال گرایی و تفکر ارجاعی توجه ویژه مبذول شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰