روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی سال 12 پاییز 1397 شماره 3 (پیاپی 47)

مقالات

۱.

اثر بازگشت پذیری انتخاب بر تغییر نگرش در ناهماهنگی شناختی: پارادایم انتخاب آزاد

تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: هدف پژوهش تعیین اثر بازگشت پذیری انتخاب بر تغییر نگرش در پارادایم انتخاب آزاد نظریه ناهماهنگی شناختی فستینگر (1957) بود. روش: پژوهش شبه آزمایشی در قالب طرح بین آزمودنی 4 گروهی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه و جامعه آماری 650 دانشجوی روان شناسی دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی 94-1393بود. برای حضور 15 نفر در هر گروه طبق پیشنهاد دلاور (1396)، 60 نفر از آ ن ها به شکل نمونه گیری در دسترس و همتاسازی از نظر سن و جنس انتخاب و به دو گروه انتخاب آسان و دو گروه دشوار 30 نفری و هریک به گروه های انتخاب بازگشت پذیر و بازگشت ناپذیر 15 نفری تقسیم شدند. هشت آزمون روان شناسی که بر اساس میزان پیچیدگی انتخاب شده بودند به آزمودنی ها داده شد تا قبل و بعد از انتخاب به ارزیابی مطلوبیت آن ها بپردازند. گروه بازگشت پذیر پس از انتخاب می توانستند آن را عوض کنند. تغییر نگرش، به وسیله پرسشنامه پژوهشگر ساخته 1393 این پژوهشگران، در پیش آزمون و پس آزمون سنجیده شد. با حذف 6 پرسشنامه های ناقص، داده های 54 نفر با تحلیل واریانس عاملی تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد در گروه های انتخاب دشوار، نگرش گروه انتخاب بازگشت ناپذیر به گزینه انتخاب شده به طورمعناداری مثبت تر شد درحالی که در گروه انتخاب بازگشت پذیر نگرش منفی تر شد (48/29=F، 001/0=P). نتیجه گیری : این نتایج نشان می دهند فقط در انتخاب های بازگشت ناپذیر تغییر نگرش مثبت رخ می دهد. از این رو فروشندگان کالا و خدمات برای کمک به مثبت تر شدن نگرش خریداران، بهتر است فرایند تعویض کالا را بیش از حد هموار نسازند.
۲.

طراحی الگوی پرورش کارکنان با اشتیاق در بخش دولتی ایران

تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۶۵
هدف : هدف پژوهش، طراحی الگویی برای پرورش کارکنان با اشتیاق در بخش دولتی ایران بود. روش: روش پژوهش شامل فراترکیب، پیمایش و نظام خبره فازی بود. جامعه آماری در روش فراترکیب، تعداد 158 مقاله، در روش پیمایش، تعداد 1039 نفر از کارکنان سه اداره کل استان آذربایجان غربی و در روش الگوسازی ریاضی، 20 نفر از کارکنان بود. نمونه گیری در فراترکیب، انتخاب 65 مقاله از میان 158 مقاله از مجله های معتبر داخلی به زبان فارسی از سال 1389 تا 1395و خارجی به زبان انگلیسی از سال 2003 تا 2016، و در روش پیمایش انتخاب 290 نفر از کارکنان، و در روش الگو سازی ریاضی انتخاب 20 نفر از کارکنان برای تکمیل ابزار پژوهش بود. برای تعیین اعتبار مقیاس از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و نیز اعتبار همگرا از طریق محاسبه همبستگی از پرسشنامه 56 گزینه ای تائیدشده توسط خبرگان در بهار 1396، استفاده شد و برای تعیین پایایی، ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی بازآزمایی محاسبه شد و پس از حذف 6 پرسشنامه ناقص و 3 داده پرت، داده های 281 آزمودنی ازطریق رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ضریب مسیر کل بین متغیر مکنون فرهنگ ایرانی-اسلامی و حالت های روان شناختی (375/0β = ، 001/0=P) و ضریب مسیر غیرمستقیم بین مؤلفه های شرایط شغلی (125/0β= ، 001/0 = P)، شخصی (134/0β = ، 01/0 = P) و سازمانی (231/0β = ، 002/0 = P ) با متغیر اشتیاق کارکنان مثبت و معنادار است. نتیجه گیری: از آن جا که جامعه هدف، ابعاد و مؤلفه ها و شاخص های استخراجی از روش فراترکیب را تائید کرد؛ بنابراین توجه به مؤلفه های دارای وزن عاملی بالاتر در اشتیاق کارکنان، می تواند ظرفیت های روان شناختی بیشتری را در آن ها خلق کند.
۳.

تحلیل چند سطحی بهزیستی روان شناختی نوجوان ها از راه عاملیت فردی، فرهنگ مدرسه و حمایت خانواده

تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۸۲
هدف : هدف پژوهش تعیین نقش عاملیت فردی، فرهنگ مدرسه و حمایت خانواده در پیش بینی بهزیستی روان شناختی دانش آموزان بود. روش : روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دبیرستان های شهر رامسر و تنکابن با حجم 7500 نفر در سال تحصیلی 96-1395 بود. با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 707 نفر از بین 6 منطقه و 15 دبیرستان دخترانه نیکان، اخضری، گاذر، رفیعی، هاشم ساداتی، خان محمدی، امام خمینی، سما، فضیلت، عصمت، امیرالمؤمنین، امام خامنه ای، نرجس، فروغ دانش و فرزانگان و 12 دبیرستان پسرانه لاریجانی، میرباقری، افتخاری، حریری، خاتم الانبیا، امام (ره)، امام حسین، شهید رزاقی، شهید بهشتی، شهید رجایی، شهید باهنر و شهید مصلحی انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از مقیاس عاملیت جاسکیلا، پویکییس، واسالامپی، واللا و راسکوپاتونن، 2016، مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (1989)، مقیاس فرهنگ مدرسه هیگینز-دالساندرو و ساد (1997) و مقیاس حمایت خانواده ساندز و پلانکت (2005) استفاده و داده ها با روش تحلیل چند سطحی تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد که عاملیت فردی (32/0 =β، 003/0 =P)، فرهنگ مدرسه (60/0 =β، 001/0 =P) و حمایت خانواده (43/0 =β، 004/0 =P) هریک قادر به پیش بینی بخشی از واریانس بهزیستی روان شناختی دانش آموزان هستند. نتیجه گیری : از آنجا که دانش آموزان برخوردار از عاملیت از وضعیت بهزیستی روان شناختی بالاتری نسبت به سایرین برخوردارند و حمایت های اجتماعی، بهره مندی از روابط مناسب با معلمان و دوستان، امکانات مناسب مدرسه ای و حمایت های والدین نیز نقش اثرگذاری بر بهزیستی روان شناختی آن ها دارد؛ بنابراین لازم است با ارتقا این متغیرها، بهزیستی روان شناختی دانش آموزان را افزایش داد.
۴.

رابطه دانش فراشناخت و بهزیستی مدرسه: نقش واسطه ای هیجان های تحصیلی

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۸
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش واسطه ای هیجان های تحصیلی در رابطه بین دانش فراشناخت و بهزیستی مدرسه در قالب یک الگوی علّی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری تمامی دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه دوم شهرستان لردگان در سال تحصیلی 96-1395 به تعداد 3008 نفر بود. با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 456 نفر انتخاب شدند و به پرسشنامه های آگاهی های فراشناختی شرا و دنیسون (1994)، مقیاس شرم و گناه تامپسون، شارپ و الکساندر (2008)، خرده مقیاس امید پرسشنامه هیجان های تحصیلی پکران، گوتز و پری (2005) و مقیاس بهزیستی مدرسه کاپلان و ماهر (1999) پاسخ دادند. پس از حذف 18 پرسشنامه مخدوش و 24 داده پرت، اطلاعات 414 آزمودنی با روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار آموس آزمون شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان دهنده اثر مستقیم دانش فراشناخت بر بهزیستی مدرسه (19/0 =β، 001/0 =P)، اثر مستقیم هیجان گناه بر بهزیستی مدرسه (21/0 =β، 001/0 =P) و نیز نتایج بوت استراپ حاکی از نقش واسطه ای هیجان های تحصیلی در رابطه بین دانش فراشناخت و بهزیستی مدرسه بود (51/0 =β، 001/0 =P)؛ به این شکل که دانش فراشناخت از طریق افزایش هیجان گناه و امید و کاهش هیجان شرم منجر به افزایش بهزیستی مدرسه شده بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، پیشنهاد می شود دانش فراشناخت به دانش آموزان آموزش داده شود تا آن ها با افزایش هیجان های امید و گناه و کاهش هیجان شرم بتوانند بهزیستی مدرسه را در خود ارتقاء دهند.
۵.

نقش واسطه ای خودپنداره در رابطه بین دلبستگی به والدین و همسالان با رفتارهای جامعه پسند

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش واسطه ای خودپنداره در رابطه بین دلبستگی به والدین و همسالان با رفتارهای جامعه پسند بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان دختر متوسطه اول پایه های هفتم تا نهم مدارس نواحی یک و دو شهرستان همدان به تعداد 21690 بود. میشل 1993، نسبت 10 تا 20 آزمودنی به ازای هر متغیر مشاهده شده و گاداگنولی و ولیسر (1998) نیز در پژوهش با رویکرد الگو یابی و تحلیل مسیر، نمونه ای با حجم 300 تا 450 نفر را ضروری می دانند. بنابراین در این پژوهش با در نظر گرفتن احتمال ریزش نمونه۵70 نفر، به روش نمونه برداری تصادفی دو مرحله ای به این صورت که از هر ناحیه 2 مدرسه به نام مدرسه شاهد 1 و 2 و مدرسه فروغ و فاطمه الزهرا و از هر مدرسه 4 کلاس انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان آرمسدن و گرینبرگ (1987)، پرسشنامه خودپنداره ساراسوت 1984 و مجموعه شخصیت جامعه پسند پنر، فریتشر، کریگر و فرایفلد (1995) بود. پس از حذف 48 پرسشنامه مخدوش و 2 داده پرت، داده ها با استفاده از روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ضریب مسیر غیرمستقیم دلبستگی به همسالان با رفتارهای جامعه پسند (064/0=β، 001/0=P)، دلبستگی به پدر با رفتارهای جامعه پسند (033/0=β، 018/0=P) و دلبستگی به مادر با رفتارهای جامعه پسند (022/0=β، 037/0=P) مثبت و معنادار است. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود برای کاهش رفتارهای ضداجتماعی و افزایش رفتارهای جامعه پسند در مدارس، برنامه هایی جهت ارتقای خودپنداره نوجوانان و ترمیم دلبستگی آن ها با والدین و همسالان تدوین شود
۶.

الگوی ساختاری فرسودگى تحصیلى بر اساس متغیرهاى حمایت اجتماعى ادراک شده، عدالت آموزشى و انگیزش تحصیلى دانشجویان

تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش میانجیگر [D1] ابعاد انگیزش تحصیلی در رابطه بین حمایت اجتماعی ادراک شده و عدالت آموزشی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای تهران مرکز، تهران شرق و دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی واحد تهران در سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵ به تعداد 83834 نفر بود که از میان آن ها به روش نمونه برداری تصادفی چند مرحله ای به این صورت که در مرحله اول 3 دانشگاه، از هر دانشگاه 3 دانشکده و از هر دانشکده 3 کلاس به صورت تصادفی و در نهایت از رشته های حسابداری، روان شناسی، میکروبیولوژی، علوم اجتماعی و مهندسی ژنتیک بر اساس پیشنهاد گاداگنولی و ولیسر (1998) و تعداد پارامترها ۴۱۰ نفر انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو ۱۹۹۷، مقیاس انگیزش تحصیلی والرند، پلیتیر، بلایس، بریر، سنسال و همکاران (۱۹۹۲)، پرسشنامه عدالت آموزشی گل پرور (۱۳۸۹) و مقیاس چند وجهی حمایت ادراک شده زیمت، داهلم، زیمت و فارلی (1988) بود. پس از حذف 40 پرسشنامه مخدوش و 4 داده پرت، با استفاده از روش الگویابی معادله های ساختاری داده ها تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ضریب مسیر غیرمستقیم بین عدالت آموزشی و فرسودگی تحصیلی (121/0- =β، 002/0 =P) و حمایت اجتماعی ادراک شده و فرسودگی تحصیلی (253/0- =β، 001/0 =P) منفی است. نتیجه گیری: ضروری است که همه دانشجویان در محیط آموزشی از امکانات و حمایت کافی برخوردار شوند تا زمینه رشد و شکوفایی استعدادهای آن ها فراهم شود و بتوانند در راستای رسیدن به اهداف خود، انگیزه کافی برای تلاش و تکاپو پیدا کنند.
۷.

نقش میانجیگر سرمایه روان شناختی در رابطه بین ویژگی های شخصیتی با سازگاری زناشویی دانشجویان

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۴۵
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش واسطه ای سرمایه روان شناختی در رابطه بین ویژگی های شخصیتی روان رنجورخویی، گشودگی، برونگرایی، توافق پذیری و وظیفه شناسی با سازگاری زناشویی دانشجویان زن بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری تمام دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در نیمسال اول ۹۷-۱۳۹۶ به تعداد ۳۳۰۰۰ نفر بود. از میان آن ها به روش نمونه برداری در دسترس ۳۰۰ نفر بر اساس پیشنهاد کلاین (2011) از کلاس های دانشکده روان شناسی که معیارهای ورود به پژوهش داشتند؛ انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه سازگاری زناشویی اِسپانیر ۱۹۷۶، پرسشنامه پنج عاملی نئو کاستا و مک کری ۱۹۸۵ و پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز، آوولیو، آوی و نورمان (2007) بود. پس از حذف ۳ پرسشنامه مخدوش و ۱ داده پرت، داده های پژوهش با استفاده از روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ضریب مسیر غیرمستقیم بین صفت گشودگی و سازگاری زناشویی (066/0 =β، ۰۱۶/۰ =P)، ضریب مسیر غیرمستقیم بین صفت برونگرایی و سازگاری زناشویی (083/0 =β، ۰۱۲/۰ =P) و ضریب مسیر غیرمستقیم بین صفت روان رنجورخویی و سازگاری زناشویی (117/0- =β، ۰۰۱/۰ =P) معنادار است. نتیجه گیری: صفات شخصیتی به عنوان پیش آمادگی هایی که افراد با خود در روابط زناشویی وارد می کنند؛ احتمالاً بر سرمایه روان شناختی افراد شامل خوش بینی، خودکارامدی، امیدواری و تاب آوری در برخورد با مشکلات زناشویی اثرگذار است و ممکن است منجر به کاهش یا افزایش سازگاری زناشویی شود. از این رو، پیشنهاد می شود که کارگاه هایی با هدف ارتقاء سرمایه روا ن شناختی برای دانشجویان متأهل در دانشگاه ها برگزار شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۱