عباس ذبیح زاده

عباس ذبیح زاده

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۵ مورد از کل ۱۵ مورد.
۱.

مقایسه نحوه مواجهه افراد با موقعیت های اخلاقی در فضای مجازی و دنیای واقعی

کلید واژه ها: اینترنتاخلاققضاوت اخلاقیفضای مجازیفضای سایبری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۱۴۷
هدف از مطالعه حاضر بررسی تفاوت های محتمل هنگام مواجهه با موقعیت های اخلاقی در فضای مجازی در مقایسه با دنیای واقعی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کاربران بزرگسال فضای مجازی در ایران تشکیل می دهند. حجم نمونه مورد نظر شامل 365 نفر است که از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. به منظور این مقایسه، طراحی 16 سناریوی کوتاه داستانی (4 جفت جنسیتی و 4 جفت مشترک) توسط پژوهشگر به شکلی صورت گرفت که هر جفت سناریو موضوع خاصی در حوزه اخلاق روابط را، یک بار در فضای مجازی و بار دیگر در دنیای واقعی می سنجد. یافته های پژوهش نشان می دهند دراغلب موضوعات اخلاقی مطرح شده برای مثال خیانت، دزدی، حریم خصوصی و موارد دیگر تفاوت معناداری میان نحوه مواجهه و قضاوت اخلاقی افراد در دو فضای مجازی و واقعی به چشم می خورد. میزان این تفاوت با توجه به نوع موضوع اخلاقی دچار تغییر شده ولی جز در پاره ای موارد جزئی تحت تأثیر متغیرهای فردی قرار نمی گیرد. می توان گفت به دلیل برخی ویژگی های فضای مجازی مثل گمنامی، برون رفت از حیطه کنترل بیرونی و موارد دیگر، افراد در فضای مجازی به شکلی سهل گیرانه تر با موضوعات اخلاقی مواجه شده و پایین تر از سطح استانداردهای اخلاقیِ معمول خود رفتار می کنند.
۲.

مقایسه پاسخ های ضربان قلب افراد واجد سبک های دلبستگی ایمن و ناایمن به ویدئوکلیپ های مرتبط با دلبستگی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
هدف از این بررسی مقایسه پاسخ های ضربان قلب افراد واجد سبک دلبستگی ایمن و ناایمن به تماشای ویدئوکلیپ های مرتبط با دلبستگی بود. بر اساس یک طرح تحقیق شبه تجربی، 30 دانشجوی 18 تا 30 سال (15 نفر دارای سبک دلبستگی ایمن ، 15 نفر دارای سبک دلبستگی ناایمن) به روش نمونه برداری دردسترس و از طریق پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ) (هازان و شیور، 1987) انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها، تغییرات شدت ضربان قلب (HR) شرکت کنندگان در طول مشاهده هشت ویدئوکلیپ ایرانی مرتبط با دلبستگی با استفاده از دستگاه الکتروکاردیوگرام (ECG) ثبت شد. نتایج آزمون t مستقل نشان داد که در افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن به طور معناداری کاهش سرعت ضربان قلب در هنگام مشاهده سه کلیپ با وزن هیجانی بالا و محتوای منفی، و دو کلیپ با وزن هیجانی پایین و محتوای مثبت، پایین تر از افراد واجد سبک دلبستگی ایمن بوده است. همچنین، سرعت ضربان قلب افراد ناایمن در طول مرحله استراحت به طور معناداری بالاتر از افراد دارای سبک دلبستگی ایمن بود. در مورد نتایج این بررسی در زمینه سطوح برانگیختگی بالا و نظم جویی هیجانی پایین در افراد واجد سبک دلبستگی ناایمن بحث شده است
۳.

برانگیختگی در بیماران مبتلا به افسردگی، اختلال های اضطرابی و افراد عادی: یک مطالعه مقایسه ای

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
برانگیختگی، گرایش به انجام رفتار ناگهانی و فاقد دوراندیشی، از مؤلفه های تعیین کننده تعدادی از اختلال های روان پزشکی است. ابعاد برانگیختگی شامل بی برنامگی، برانگیختگی حرکتی و برانگیختگی شناختی هریک به نحوی تعیین کننده جنبه هایی از افسردگی و اختلال های اضطرابی هستند. هدف اصلی این پژوهش، مقایسه ویژگی های برانگیختگی بیماران مبتلا به افسردگی و اختلال های اضطرابی و افراد عادی بود. این مقایسه، تفاوت سطوح برانگیختگی سه گروه شرکت کننده در این پژوهش را نشان خواهد داد. تعداد 224 نفر (87 افسرده، 64 مضطرب، 73 عادی) از مبتلایان و جمعیت عمومی به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. علاوه بر تشخیص روانپزشکی نوع اختلال، از شرکت کنندگان خواسته شد تا مقیاس برانگیختگی بارات ( BIS ) را تکمیل کنند. روش این پژوهش توصیفی و از نمونه طرح های علی- مقایسه ای است. داده های پژوهش با استفاده از روش ها و شاخص های آمار توصیفی و استنباطی شامل میانگین، انحراف استاندارد و تحلیل واریانس چندمتغیری مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که افراد افسرده به طور معنادار (0/001 p < ) بیش از افراد مضطرب و عادی برانگیختگی حرکتی و بی برنامگی دارند و افراد مضطرب به طور معنادار (0/001 p < ) بیش از افراد افسرده برانگیختگی شناختی و بیش از افراد عادی برانگیختگی شناختی و بی برنامگی دارند. سطوح برانگیختگی افراد عادی در هر سه بعد کمتر از افراد افسرده و مضطرب بود. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقایسه ابعاد برانگیختگی بیماران و افراد عادی، احتمال تأثیرگذاری برانگیختگی بر شکل گیری و یا تداوم افسردگی و اختلال های اضطرابی را تأیید می کند. تفاوت سطوح و ابعاد برانگیختگی بیماران افسرده و مضطرب نیز می تواند تفاوت در نوع اختلال روانشناختی را در این دو گروه توجیه کند.
۴.

بررسی نظریّه ذهن و توانایی همدلی در محکومین دادگاه های کیفری: شواهدی از آزمون ذهن خوانی از طریق تصویر چشم

کلید واژه ها: همدلیذهن خوانیجامعه ستیزیشخصیّت ضد اجتماعینظریه ذهن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۱ تعداد دانلود : ۹۰۲
مقدمه: شواهد پژوهشی ناهمخوانی پیرامون نقصان نظریّه ذهن به عنوان یکی از فرضیه های سبب شناختی در جامعه ستیزی وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر برّرسی توانایی نظریّه ذهن و همدلی در محکومین دادگاه های کیفری و مقایسه آن با افراد عادی بود. روش: طرح تحقیق مطالعه حاضر از نوع علّی مقایسه ای بوده است. در این پژوهش تعداد 40 نفر از محکومین دادگاه های کیفری و 40 نفر از جمعیّت عمومی به شیوه نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه های این پژوهش انتخاب شدند. از آزمون عصب روان شناختی ذهن خوانی از طریق تصویر چشم بارون- کوهن (RMET) و مقیاس واکنش های بین فردی (IRI) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. آزمون تحلیل واریانس چند متغیّره نیز برای مقایسه میانگین توانایی دو گروه در نظریّه ذهن و همدلی به کار برده شد. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره نشان می دهد که تفاوت معناداری در توانایی ذهن خوانی افراد دو گروه وجود دارد، چنان که عملکرد محکومین دادگاه های کیفری در آزمون ذهن خوانی معناداری پایین تری از همتایان عادی آن ها دارد. تفاوت معناداری بین توانایی همدلی دو گروه مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجّه به نتایج مطالعه حاضر نقصان در توانایی نظریّه ذهن می تواند به عنوان یکی از فرضیه های سبب شناختی در ارتکاب رفتارهای بزهکارانه و جرایم کیفری مورد بحث قرار گیرد.
۵.

نقش پنج عامل بزرگ شخصیت در ذهن آگاهی

کلید واژه ها: ذهن آگاهیپنج عامل شخصیت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲۸ تعداد دانلود : ۷۸۳
ذهن آگاهی به عنوان آگاهی پذیرا و عاری از قضاوت از آنچه در لحظه جاری در حال وقوع است، تعریف می گردد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی رابطه ذهن آگاهی و پنج عامل بزرگ شخصیت است. در یک مطالعه از نوع همبستگی 304 نفر (135 مرد و 169 زن) از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از مقیاس ذهن آگاهی براون و رایان (2003) و فرم کوتاه پرسشنامه شخصیّتی NEO (1985) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره به شیوه گام به گام استفاده شد. یافته ها نشان داد رابطه ذهن آگاهی با عوامل برون گرایی، باز بودن و وجدانی بودن مثبت و رابطه ذهن آگاهی با روان رنجورخویی منفی و معنادار است (P<0/001). تحلیل رگرسیون گام به گام بیانگر نقش پیش بینی کننده متغیرهای روان رنجورخویی، باز بودن، برون گرایی و وجدانی بودن در ذهن آگاهی بود. با توجّه به یافته های مطالعه حاضر، پنج عامل شخصیّت پیش بین مناسبی از توانایی ذهن آگاهی افراد است. یافته های این مطالعه در راستای درک بهتر از سازه ذهن آگاهی قابل بحث است.
۶.

مقایسه کارکردهای اجرایی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری و افراد بهنجار

کلید واژه ها: کارکردهای اجراییاختلال وسواسی- جبری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴۸ تعداد دانلود : ۷۲۲
مقدمه: طی دهه های اخیر نقصان کارکردهای اجرایی به عنوان یکی از فرضیات سبب شناختی در طیف گسترده ای از اختلالات اضطرابی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از مطالعه حاضر مقایسه کارکردهای اجرایی افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری و همتایان بهنجار آن ها بود. روش: در یک مطالعه مقطعی، 46 بیمار مبتلا به اختلال وسواسی- جبری با 46 فرد سالم به روش نمونه گیری در دسترس مورد مقایسه قرار گرفتند. این پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای بوده و از آزمون های رنگ- واژه استروپ، استروپ هیجانی، دسته بندی کارت های ویسکانسین و عملکرد مداوم برای جمع آوری داده ها استفاده شد. برای تحلیل داده ها آزمون t استودنت به کار برده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در آزمون استروپ، گروه مبتلا به اختلال وسواسی- جبری به طور معناداری واکنش کندتری داشتند. همچنین نتایج نشان داد که دو گروه در زمان واکنش آزمون استروپ هیجانی به لحاظ آماری تفاوت معنادار دارند و نتایج بیانگر بیشتر بودن تعداد پاسخ های درست در گروه افراد سالم می باشد. در آزمون عملکرد مداوم، خطای ارتکاب در گروه مبتلا به اختلال وسواسی- جبری به طور معناداری بیشتر از گروه مقایسه بود؛ اما دو گروه در زمان واکنش و خطای حذف مشابه بودند. در آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین، گروه مقایسه در خطای درجاماندگی و تعداد پاسخ های صحیح، عملکرد بهتری داشتند. نتیجه گیری: اختلال وسواسی- جبری، می تواند به صورت نوعی کژکاری در کارکردهای اجرایی در نظر گرفته شود. یافته های مطالعه حاضر در زمینه نقصان توانایی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری در عملکردهای اجرایی همچون توجه و تصمیم گیری قابل بحث است.
۷.

روایی، پایایی و ساختار عاملی مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک (ECR)

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۹
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی پایایی، روایی و ساختار عاملی مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک ( ECR ) بود. روش : نمونه پژوهش شامل 391 فرد متأهل (189 مرد و 202 زن) بود که با روش نمونه گیری در دسترس از مناطق مختلف شهر تهران انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، افزون بر مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس ( DASS-21 ) و پرسش نامه عزت نفس روزنبرگ ( RSES ) برای بررسی روایی هم گرا و واگرای بعد اضطرابی و خرده مقیاس برون گرایی پرسش نامه پنج عاملی نئو ( NEO-FFI ) برای بررسی روایی واگرای بعد اجتنابی مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها : یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد مدل دوعاملی اجتناب و اضطراب در جامعه ایرانی برازش دارد. روایی هم گرای بعد اضطراب با استفاده از خرده مقیاس افسردگی و اضطراب از مقیاس DASS-21 و روایی واگرای آن با استفاده از پرسش نامه عزت نفس روزنبرگ تأیید شد. روایی واگرای بعد اجتناب نیز با بررسی رابطه آن با خرده مقیاس برون گرایی تأیید شد. ضریب پایایی آزمون- بازآزمون دو هفته ای برای نمره کل و دو بعد اجتناب و اضطراب به ترتیب 87/0، 71/0 و 89/0 به دست آمد. نتیجه گیری : ویژگی های روان سنجی مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک در جامعه ایرانی مناسب است. می توان گفت این پرسش نامه ابزاری مفید و معتبر برای انجام پژوهش های مرتبط با دلبستگی و مشاوره زوجی در ایران است.
۸.

مقایسه سبک های دلبستگی در بیماران مبتلا به افسردگی، اختلال های اضطرابی و افراد عادی

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۹
نارسایی تنظیم هیجان ها از مشکلات بنیادین افراد مبتلا به اختلال های خلقی و اضطرابی است. سبک دلبستگی، که از کودکی در چهارچوب روابط مادر- کودک شکل می گیرد، تعیین کننده اصلی شیوه تنظیم هیجان هاست. شکل گیری نابهنجار سبک های دلبستگی، می تواند فرایند بهنجار تنظیم هیجان ها را تحت تاثیر قرار دهد. هدف اصلی این پژوهش مقایسه سبک های دلبستگی بیماران مبتلا به افسردگی و اختلال های اضطرابی و افراد عادی بود. تعداد 224 نفر (87 افسرده، 64 مضطرب، 73 عادی) به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. پس از تشخیص روان پزشکی نوع اختلال، از شرکت کنندگان خواسته شد تا سیاهه دلبستگی بزرگسال (AAI ؛ بشارت، 1384، 2011) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان دادند که سبک دلبستگی غالب در بیماران افسرده، اجتنابی؛ در بیماران مضطرب، دوسوگرا و در افراد عادی، ایمن است. مقایسه سبک های دلبستگی بیماران و افراد عادی، احتمال تاثیرگذاری اختلال سبک های دلبستگی بر نارسایی تنظیم هیجان ها را تایید می کند. تفاوت سبک های دلبستگی بیماران افسرده و مضطرب نیز می تواند تفاوت در نوع نارسایی تنظیم هیجان ها را در این دو گروه توجیه کند.
۱۰.

اختلال شناخت اجتماعی در بیماران دچار افسردگی عمده: شواهی از آزمون ذهن خوانی از طریق چشم

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۱
هدف پژوهش مقایسه توانایی های شناخت اجتماعی افراد دچار افسردگی عمده با همتایان عادی آن ها بود. روش: روش پژوهش علی- مقایسه ای و جامعه آماری شامل کلیه بیماران دچار اختلال افسردگی عمده بیمارستان لقمان شهر تهران به تعداد 160 بیمار بود. بر مبنای تشخیص روان پزشک یا روان شناس بالینی مرکز فوق 45 بیمار دچار اختلال افسردگی عمده با 50 فرد سالم بهروش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از آزمون ذهن خوانی از طریق تصویر چشم بارون- کوهن، ویل رایت، هیل، راست و پلومب (2001) با هم مقایسه شدند. داده ها با آزمون t استودنت و تحلیل واریانس دوراه تحلیل شد. یافته ها: یافته ها حاکی از تفاوت معناداری در عملکرد دو گروه افسرده و عادی در ذهن خوانی بود. بیماران دچار افسردگی عمده نسبت به همتایان عادی خود، در گویه های حالات ذهنی مثبت و خنثی عملکرد پایین تر و در گویه های حالات ذهنی منفی عملکرد بالاتری نشان دادند. همچنین افراد سالم در حالات ذهنی مثبت، بهتر از خنثی و در خنثی، بهتر از منفی عمل کردند و افراد افسرده دقیقاً الگوی عکس داشتند. نتیجه گیری: نقصان در توانایی نظریه ذهن افراد افسرده می تواند به عنوان یکی از فرضیه های سبب شناختی در تحریف های شناختی این بیماران مطرح باشد. بنابراین می توان از ارزیابی و آموزش شناخت اجتماعی در بیماران دچار افسردگی به عنوان یک راهبرد درمانی سود جست.
۱۱.

مقایسه نقش خانواده و مراکز بهزیستی در کیفیت زندگی کم توانان ذهنی تربیت پذیر

کلید واژه ها: کیفیت زندگیکم توانی ذهنینگهداری در خانوادهمراکز بهزیستی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی آموزش کودکان استثنایی کودکان عقب مانده ذهنی
تعداد بازدید : ۱۳۷۸ تعداد دانلود : ۶۳۲
ارتقای کیفیت زندگی یک هدف اساسی در توانبخشی افراد کم توان ذهنی است. هدف از مطالعه حاضر تعیین تفاوت کیفیت زندگی کم-توانان ذهنی تربیت پذیر مراقبت شده در خانواده و مراکز بهزیستی می باشد. طی یک پژوهش مقطعی- مقایسه ای، 225 نفر از کم توانان ذهنی تربیت پذیر استان تهران به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. در گروه کم توانان ذهنی نگهداری شده در خانواده یکی از والدین و در گروه نگهداری شده در مراکز بهزیستی مراقب آنان به عنوان نایب به تکمیل پرسشنامه کیفیت زندگی کامینز پرداختند. آزمون غیر پارامتری کراسکال والیس نشان داد که کیفیت زندگی افراد کم توان ذهنی تربیت پذیر در خانواده از گروه نگهداری شده در مراکز بهزیستی، به نحو معناداری بالاتر است. یافته های این مطالعه، در زمینه ارتقای کیفیت زندگی کم توانان ذهنی تربیت پذیر در خانواده، مورد بحث قرار گرفته است.
۱۲.

رابطه بین ذهن آگاهی و کارکردهای توجّهی پایدار و انتخابی

کلید واژه ها: توجه انتخابیذهن آگاهیتوجه پایدار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۷ تعداد دانلود : ۷۱۵
ذهن آگاهی به عنوان مبنایی برای درمان های روان شناختی، نظارتی پایدار بر شرایط جاری است. هدف از این مطالعه، بررسی رابطه بین ذهن آگاهی و کارکردهای توجّهی پایدار و انتخابی است. این مطالعه به صورت مقطعی در40 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران به شیوه نمونه گیری در دسترس اجرا شد. آزمون های عصب شناختی عملکرد مداوم و استروپ و مقیاس ذهن آگاهی به عنوان ابزارهای پژوهش برای جمع آوری داده ها استفاده شدند. رابطه متغیرها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون ارزیابی شد. با افزایش ذهن آگاهی میزان خطا و زمان پاسخ آزمون ها کاهش مییابد. این رابطه در خصوص زمان پاسخ آزمون عملکرد مداوم معنی دار شد (05/0 P= ). بر اساس یافته های مطالعه حاضر ذهن آگاهی، نه با کارکردهای توجّه انتخابی، بلکه با کارکردهای توجّه پایدار مرتبط است. این یافته با ماهیّت ذهن آگاهی به عنوان نظارت مستمر و پایدار بر وقایع جاری، قابل توجیه است.
۱۳.

نقص توجه در اختلال وسواس- بی اختیاری: تعیین واژه های فارسی مرتبط با وسواس و سوگیری توجه به آن ها

تعداد بازدید : ۱۲۰۳ تعداد دانلود : ۵۲۲
زمینه و هدف: سوگیری توجه به تخصیص افتراقی توجه به سوی محرک تهدید کننده نسبت به محرک خنثی اشاره دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین واژه های فارسی مرتبط با وسواس و مقایسه سوگیری توجه در افراد مبتلا به اختلال وسواس- بی اختیاری و همتایان عادی آن ها بود. مواد و روش ها: طرح تحقیق پژوهش حاضر از نوع مورد- شاهد بوده، که در آن 46 بیمار مبتلا به اختلال وسواس- بی اختیاری با 46 فرد سالم با دامنه سنی 19 تا 41 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابتدا 265 واژه مبتنی بر ادبیات پژوهشی مربوط به اختلال وسواس- بی اختیاری انتخاب شد و سپس توسط 30 بیمار مبتلا به وسواس- بی اختیاری بر اساس بار تهدیدکنندگی، از صفر تا 10 درجه بندی شد. سپس 40 واژه دارای بیش ترین نمره، برای گنجاندن در تکلیف Stroop هیجانی انتخاب شد. زمان واکنش و همچنین تعداد پاسخ های درست و غلط در آزمون Stroop هیجانی با استفاده از آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: دو گروه در زمان واکنش، تفاوت معنی دار داشتند (05/0 < P). همچنین تعداد پاسخ های درست در گروه افراد سالم به طور معنی داری بیشتر از گروه بیمار بود (01/0 < P). نتیجه گیری: نتایج حاکی از نقصان در کارکردهای توجهی بیماران مبتلا به اختلال وسواس- بی اختیاری نسبت به واژه های مرتبط با وسواس بود. تعیین واژه های فارسی مرتبط با وسواس امکان انجام پژوهش های کنترل شده تر را فراهم آورده، می تواند زمینه ساز به وجود آمدن آزمون های عصب شناختی و تشخیصی کارآمد در حوزه اختلال وسواس- بی اختیاری باشد.
۱۴.

رابطه نام شخصی افراد با حرمت خود و خودپنداره آن ها

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۷
هدف از انجام این مطالعه تعیین رابطه احتمالی نام شخصی افراد با حرمت خود و خودپنداره آنها بوده است. روش: روش مطالعه مقطعی و جامعه پژوهشی این مطالعه کلیه دانشجویان در سه دانشگاه دولتی تهران، علامه طباطبایی و شهید بهشتی در شهر تهران (به تعداد تقریبی 60000 دانشجو) بود. از میان آنها 404 نفر ( 224 مرد، 180 زن) از دانشجویان به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به یک پرسشنامه محقق ساخته پیرامون نظرات و احساسشان نسبت به نام شخصی خود و همچنین مقیاس حرمت خود روزنبرگ ( 1965 ) و مقیاس خودپنداره ساراسوات ( 1984 ) پاسخ دادند. داده ها به وسیله آزمون تی استودنت و تحلیل واریانس یکراهه مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که نمرات افراد تک اسمی در مقیاس حرمتخود و خودپنداره نسبت به آنهایی که در خانواده و توسط دوستان و همسالان با دو یا چند نام مورد خطاب قرار میگیرند، به طور معناداری بالاتر است. به علاوه افرادی که احساس خوشایندی نسبت به نام خود داشتند و آنهایی که نام خود را هم سنخ با خود و خانواده خویش میدانستند، نسبت به گروه مقابل خود، در مقیاس حرمت خود و خودپنداره نمرات بالاتری کسب کردند. نتیجه گیری: به نظر میرسد که نام شخصی هر فرد به عنوان جلوه بیرونی حرمت خود و خودپنداره او در حکم لباس اجتماعی و یکی از ابعاد پرارجاع در زندگی هر انسانی، با کیفیت حرمتخود و خودپنداره افراد رابطه دارد. نتایج این مطالعه پیامدهای عمیق و گسترده انتخاب نام برای فرزندان توسط والدین را برجسته میسازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان