روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی سال 15 زمستان 1400 شماره 4 (پیاپی 60) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

الگوی ساختاری درد ادراک شده بر اساس سیستم های مغزی/رفتاری و حمایت اجتماعی با میانجیگری تحمل پریشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۲۴۲
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین الگوی ساختاری درد ادراک شده براساس سیستم های مغزی/رفتاری و حمایت اجتماعی با میانجیگری تحمل پریشانی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام بیماران مبتلا به میگرن مراجعه کننده به بیمارستان بوعلی و دو کلینیک مغز و اعصاب در شهر تهران در سال 1399 بود که از میان آنها 374 بیمار به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس سیستم های بازداری/فعال سازی رفتاری کارور و وایت (1994)؛ مقیاس چندوجهی حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988)؛ مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (۲۰۰۵) و پرسشنامه دردهای مزمن محمدیان (1374) بود. داده های پژوهش حاضر با استفاده از روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: در پژوهش حاضر یافته ها حاکی از برازش الگوی ساختاری پژوهش با داده های گردآوری شده بود. ضریب مسیر غیرمستقیم بین سیستم فعال ساز رفتاری و درد ادراک شده منفی بود (001/0=P، 109/0-=β). درنهایت ضریب مسیر غیرمستقیم بین حمایت اجتماعی ادراک شده و درد ادراک شده منفی بود (001/0=P، 145/0-=β). نتیجه گیری: به نظر می رسد حمایت اجتماعی ادراک شده و نظام فعال ساز رفتاری انگیزه فرد را برای تحمل پریشانی ناشی از درد با هدف کاهش آن فراهم می آورند. براساس نتایج حاصل از پژوهش حاضر مداخلاتی که تظاهرات سیستم های مغزی/ رفتاری را تعدیل می کنند و فراهم آوردن گروه های حمایتی در جهت ارائه حمایت اجتماعی به بیماران مبتلا به درد میگرن پیشنهاد می شود.
۲.

نقش خوش بینی بر سلامت روان و رشد پس از آسیب پرستاران بخش کرونایی با میانجی گری تاب آوری و تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی سلامت روان مثبت و رشد پس از آسیب در پرستاران بخش مراقبت بیماران کرونایی بر اساس خوش بینی و با در نظر داشتن نقش میانجی تاب آوری و تنظیم شناختی هیجان انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه پرستاران شهر اصفهان که در بیمارستان های مراقبت از بیماران کرونایی مشغول به کار بودند می باشد؛ که از بین آن ها 230 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تجدیدنظر شده جهت گیری زندگی (شی یر و کارور، 2015)، تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2006)، تاب آوری (اسکوماچر و همکاران، 2005)، رشد و تکامل پس از آسیب (تدسچی، 1996) و سلامت روان مثبت (لوکات، مارگرف، لوتز، واندر ولد و بکر 2016) بود. جهت تحلیل داده ها از نرم افزارهای اس پی اس اس نسخه 23 و ایموس نسخه 23 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که خوش بینی هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق راهبرد تنظیم شناختی هیجان سازش یافته و تاب آوری بر رشد پس از آسیب (408/0=β، 01/0>P) و سلامت روان مثبت (381/0=β، 01/0>P) تأثیر مثبت دارد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش علاوه بر تلویحات کاربردی و نظری می تواند به عنوان الگویی مفید برای ارائه خدماتی مفید به پرستاران جهت فراهم سازی زمینه رشد و تکامل پس از آسیب و ارتقا سلامت روانی به کار گرفته شود.
۳.

نقش میانجی گر کفایت اجتماعی در رابطه بین تفکر خلاق و هوش هیجانی با جهت گیری مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف: هدف پژوهش، تعیین نقش میانجیگر کفایت اجتماعی در رابطه بین تفکر خلاق و هوش هیجانی با جهت گیری مذهبی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دختران دانش آموز پیش دانشگاهی منطقه 4 تهران در سال تحصیلی 95-1394 به تعداد 1187 نفر بود. طبق نظر کلاین (2016) و با توجه به احتمال افت، 240 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. بنابراین از بین 10 دبیرستان دولتی منطقه 4 تهران، دبیرستان های آبسال، صدیقه رودباری، امام محمدباقر و بنت الهدی صدر و سپس از هر دبیرستان 2 کلاس از 2 رشته علوم تجربی و ریاضی به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه های کفایت اجتماعی پرندین (1385)، تفکر خلاق عابدی (1363)، هوش هیجانی بار- ان (1980) و جهت گیری مذهبی آلپورت و راس (1967) بود. پس از حذف 20 پرسشنامه ناقص، داده های 220 نفر با استفاده از تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تفکر خلاق، هوش هیجانی و کفایت اجتماعی می توانند جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی را به ترتیب به صورت منفی و مثبت (001/0=P) پیش بینی کنند. ضریب مسیر غیر مستقیم تفکر خلاق و هوش هیجانی با جهت گیری مذهبی درونی به صورت منفی (104/0- =β،001/0=P) و (226/0- =β،001/0=P) و با جهت گیری مذهبی بیرونی به صورت مثبت (054/0=β،006/0=P) و (117/0=β،006/0=P) از طریق میانجی گری کفایت اجتماعی معنادار است. نتیجه گیری: با پرورش و تقویت متغیرهای مستقل پژوهش، می توان دانش آموزان را به سوی جهت گیری مذهبی درونی سوق داد.
۴.

اثربخشی تلفیق دستگاه تحریک الکتریکی جمجمه با درمان شناختی رفتاری و دارودرمانی بر نشخوار فکری و نشانگان افسردگی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۲۳۹
هدف: افسردگی شایع ترین اختلال روان پزشکی است که با توجه به شیوع بالا و هزینه های بهداشتی توجه بسیاری از متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی تحریک الکتریکی جمجمه، تلفیق تحریک الکتریکی جمجمه با دارو درمانی و تحریک الکتریکی جمجمه با درمان شناختی رفتاری بر نشخوار فکری، عواطف و نشانگان افسردگی در زنان بود. روش: در قالب یک طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل از میان تمام زنان مبتلا به افسردگی مراجعه کننده به کلینیک های مشاوره و روان درمانی استان البرز تعداد 60 نفر واجد شرایط وارد مطالعه شدند و در شش گروه به صورت تصادفی تقسیم شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه افسردگی بک (1961) و مقیاس پاسخ های نشخواری نولن-هوکسیما و همکاران (1989) جمع آوری و سپس با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد تحریک الکتریکی جمجمه، دارو درمانی و درمان شناختی- رفتاری و همین طور تلفیق تحریک الکتریکی جمجمه با دارو درمانی و تلفیق تحریک الکتریکی جمجمه با درمان شناختی- رفتاری بر نشخوار فکری اثر کاهنده داشتند (001/0=P). تحریک الکتریکی جمجمه، دارو درمانی و درمان شناختی- رفتاری و همین طور تلفیق تحریک الکتریکی جمجمه با دارو درمانی و تلفیق تحریک الکتریکی جمجمه با درمان شناختی- رفتاری بر نشانگان افسردگی اثر کاهنده داشتند (001/0=P). پیشنهاد می شود از تحریک الکتریکی جمجمه به عنوان یک روش مکمل به همراه دارو درمانی و شناختی رفتاری استفاده شود.
۵.

پدیدارشناسی تجربه بیماری کووید-19 به منظور تعیین مؤلفه های مقابله ای روان شناختی اساسی در آن، یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: همه گیری بیماری کووید-19 تغییرات اساسی را در دنیای انسانی در سطوح روابط، مشاغل، آموزش و مباحث بهداشتی ایجاد کرد. این پژوهش کیفی باهدف شناسایی مؤلفه های مقابله ای روان شناختی اساسی در افراد مبتلابه بیماری کووید-19 انجام شد. روش: مشارکت کنندگان این مطالعه از میان فهرست اسامی شبکه بهداشت اردبیل به شیوه مبتنی بر هدف انتخاب شدند. زمان تصویب پژوهش سال 1399 و تاریخ اتمام آن سال 1400 بود. روش تحقیق از نوع کیفی پدیدارشناسی تفسیری بود. لذا برای 20 نفر از بیمارانی که در منزل بستری بودند، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و فرایند مصاحبه و تحلیل داده ها تا رسیدن به نقطه اشباع نظری ادامه یافت. در این مطالعه با استفاده از روش کدگذاری باز 123 کد مرتبط با اهداف پژوهش شناسایی شد. یافته ها: نتایج تحلیل سه موضوع اصلی و سیزده طبقه اولیه را نشان داد. موضوع اصلی علائم شامل طبقه اولیه بدنی، روان شناختی و طبقه اولیه اجتماعی است. موضوع اصلی مهارت های مقابله ای شامل طبقه های اولیه سرگرمی، تغذیه، معنوی، روانی، پزشکی، منابع اجتماعی و طبقه اولیه استیصال است و موضوع اصلی پیامدها نیز شامل طبقه های اولیه زندگی، طبقه اولیه دغدغه ها و طبقه اولیه روابط است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مردم در برخورد با بیماری کووید 19 از همه انواع روش های مقابله ای مسئله محور تا هیجان محور و سرمایه های خود برای زنده ماندن بهره می گیرند و تن و روان همسو باهم به گونه منسجم، بقاء شخص را تضمین می کنند.
۶.

مقایسه تأثیر آموزش رویکرد شخصیت شغلی و مشاوره ساخت مسیر شغلی بر انطباقپذیری مسیر شغلی کودکان از دیدگاه طراحی زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۲۳۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مسیر شغلی مبتنی بر نظریه شخصیت شغلی و نظریه ساخت مسیر شغلی بر انطباق پذیری مسیر شغلی کودکان بر اساس الگوی طراحی زندگی انجام گرفت. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با مرحله پیگیری بود و جامعه آماری تمامی کودکان پسر دبستانی سنین 10- 13 سال، در سال تحصیلی 96-97 در شهر اصفهان بودند که 72 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 24 نفری بر اساس نظریه شخصیت شغلی، نظریه ساخت مسیر شغلی و کنترل جایگزین شدند. گروه های آزمایش در هشت جلسه 45 دقیقه ای شرکت کردند؛ اما گروه کنترل، مداخله ای دریافت نکردند. داده های پژوهش با استفاده از مقیاس انطباق پذیری مسیر شغلی فرم کوتاه مگ گیوری، روسیر، ساویکاس (2015) در سه مرحله گردآوری شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد مشاوره مسیر شغلی مبتنی بر نظریه ساخت مسیر شغلی به طور مؤثری سبب افزایش انطباق پذیری مسیر شغلی و مؤلفه های دغدغه، کنترل و کنجکاوی در دانش آموزان پسر شده و اثر آن در طول زمان نیز ثابت ماند؛ در حالی که مشاوره مسیر شغلی مبتنی بر نظریه شخصیت تنها بر نمره کل انطباق پذیری مسیر شغلی تأثیر معناداری داشته است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان از مشاوره ساخت مسیر شغلی مبتنی بر نظریه ساخت مسیر شغلی و مشاوره مبتنی بر نظریه شخصیت شغلی برای افزایش انطباق پذیری مسیر شغلی کودکان استفاده نمود.
۷.

مقایسه ویژگی شخصیتی و سبک دلبستگی و رفتار پرخطردرنوجوانان عادی و دارای اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف: پژوهش حاضر، مقایسه ویژگی های شخصیتی، سبک دلبستگی و رفتارهای پرخطر نوجوانان دارای اختلال سلوک و عادی بود. روش: مطالعه توصیفی از نوع پس رویدادی و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام نوجوانان پسر دارای اختلال سلوک و عادی در کانون اصلاح و تربیت شهر قم در نیمه دوم سال 1399 بود، که از میان آن ها 70 نفر(35 نفر نوجوان اختلال سلوک و 35 نفر نوجوان عادی) با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در مطالعه حاضر داده ها از طریق پرسشنامه ویژگی های شخصیتی فرم کوتاه 60 سوالی(NEO-FFI)، پرسشنامه سبک های دلبستگی 18ماده ای کولینز و رید (1990) و پرسشنامه رفتارهای پرخطر 11سؤالی شجاعی باغینی (1387) جمع آوری و با استفاده از واریانس آزمون تحلیل چند متغیره و آزمون تی دو نمونه ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و به وسیله نسخه 24 نرم افزار SPSS انجام گردید.یافته ها: نتایج نشان داد که از منابع با استفاده از فن آماری تحلیل واریانس چند متغیرنشان می دهد که 5مولفه ویژگی شخصیتی در نوجوانان سلوک و عادی با یکدیگر متفاوت است؛ دست کم در مولفه دلبستگی ناایمن بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد. و همچنین نتایج تحلیل آزمون تی زوجی نشان داد که در شرایط پیش فرض برابری واریانس ها در نوجوانان دارای اختلال سلوک و عادی در متغیر رفتارهای پرخطر تفاوت معناداری با یکدیگر دارند . نتیجه گیری: بر این اساس نتایج پژوهش حاضر را می توان در افراد دارای اختلال سلوک و بزهکاران به کار برد و به کاهش بروز رفتارهای پر خطر در آنان کمک کرد.
۸.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی برخط بر دشواری تنظیم هیجان، احساس گناه و نشانگان تجزیه ای در افراد افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی برخط بر دشواری تنظیم هیجان، احساس گناه و نشانگان تجزیه ای در افراد افسرده بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام افراد دچار افسردگی اساسی مراجعه کننده به خانه های بهداشت شهرستان گرمسار در بهار سال 1400 بودند که از میان آنها 30 نفر به روش نمونه گیری دومرحله ای تصادفی انتخاب و با همگن سازی سن، تأهل و تحصیلات به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. شرکت کنندگان جهت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به مقیاس دشواری های تنظیم هیجان (گراتز و روئمر، ۲۰۰۴) (DERS)؛ پرسشنامه احساس گناه (کوگلر و جونز، 1992) (GI) و مقیاس تجارب تجزیه ای (برنستاین و پاتنام، ۱۹۸۶) (DES) پاسخ دادند. پس از 8 جلسه رفتاردرمانی دیالکتیکی برای گروه آزمایش، داده ه ای پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد رفتار درمانی دیالکتیکی بر دشواری تنظیم هیجان، احساس گناه و تجارب تجزیه ای در افراد افسرده اثربخش بود (01/0>P) و اثر آن در طول زمان تداوم داشت (01/0>P). نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل به کارگیری رفتاردرمانی دیالکتیکی در درمان افسردگی اساسی و تظاهرات آن از جمله دشواری در تنظیم هیجان، احساس گناه و نشانگان تجزیه ای در مراکز مشاوره و روان درمانی می تواند مؤثر واقع شود.
۹.

پیش بینی کیفیت رابطه زناشویی بر اساس ویژگی های شخصیتی، نیازهای گلاسر و پذیرش خویشتن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف: هدف از پژوهش حاضر پیش بینی کیفیت رابطه زناشویی بر اساس ویژگی های شخصیتی، نیازهای گلاسر و پذیرش خویشتن در بین زوجین شهر اصفهان بود. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری زوج های 20 تا 50 ساله شهر اصفهان در سال 1396 بودند که حداقل دو سال از ازدواج آن ها گذشته بود. نمونه آماری شامل 615 زوج بود که به شکل در دسترس از مناطق مختلف شهری انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه پنج عامل شخصیت نئو (کاستا و مک کری، 1992)، پرسشنامه کیفیت ابعاد رابطه (فلیچر، سیمپسون و توماس، 2000)، پرسشنامه نیازهای اساسی (صاحبی، 1380) و پرسشنامه پذیرش خویشتن (چمبرلین و هاگا، 2001). داده های گردآوری شده به کمک آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که متغیرهای روان رنجوری، تجربه گرایی، نیاز به آزادی و نیاز به قدرت با کیفیت رابطه زناشویی رابطه منفی و معنادار دارند. متغیرهای برون گرایی، توافق پذیری، وجدان گرایی، پذیرش خویشتن، عشق و تعلق خاطر، بقا و تفریح با کیفیت رابطه زناشویی رابطه مثبت و معنادار دارند. نتایج رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که کلیه متغیرها قدرت پیش بینی کیفیت رابطه زناشویی را دارند. نتیجه گیری: با توجه به این نتایج می توان گفت تغییرات متغیرهای پیش بین در این پژوهش با تغییرات متغیر کیفیت رابطه زناشویی همراه است. یافته های این پژوهش نشان داد که ویژگی های شخصیتی، نیازهای گلاسر و پذیرش خویشتن می تواند پیش بینی کننده کیفیت رابطه زناشویی باشد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۰