روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی سال 8 زمستان 1393 شماره 4 (پیاپی 32)

مقالات

۱.

نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم هیجانی در رابطه بین شخصیت مرزی و خشونت زناشویی

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم هیجانی ناسازگارانه در رابطه بین شخصیت مرزی و خشونت زناشویی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج به تعداد 28000 دانشجو در سال 1393 بود؛ که از میان آن ها به روش نمونه گیری چندمرحله ای 311 دانشجوی متأهل که شرایط ورود به پژوهش را داشتند، انتخاب شد. ابزار پژوهش مقیاس ه ای تاکتیک های تعارضی اِستراوس، همبلی، بانی- مک کوی، و سوگارمن (1996)، نشانه های مرزی بوهوس، لیمبرگر، فرنک، چاپمن، کوهلر و همکاران (2007)، سبک های پاسخ نشخواری نولن- هوکسیما و مارو (1991) و سرکوب خرس سفید وگنر و زاناکاس (1994) بود. پس از حذف 5 آزمودنی پرت، داده های 306 آزمودنی با استفاده از روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد راهبردهای تنظیم هیجانی نشخوار فکری و سرکوب فکر، رابطه بین شخصیت مرزی و خشونت زناشویی را میانجی گری می کند. نتیجه گیری: افراد دارای شخصیت مرزی برای اجتناب از عاطفه منفی و راهبردهای تنظیم هیجانی ناسازگارانه به برون ریزی خشونت نسبت به همسر خود مبادرت می کنند. از این رو پیشنهاد می شود به عوامل زیست شناختی و روان شناختی دخیل در این اختلال در تدوین برنامه های درمانی توجه شود. لاتین عنوان لاتین: The mediating role of emotion regulation strategies in the relationship between borderline personality and conjugal violence Abstract Aim: The purpose of this study was to determine the mediation role of maladaptive emotion regulation strategies in the relationship between borderline personality and conjugal violence. Method: This study utilized a descriptive correlational design. The statistical population of this study consisted of all the students of the Islamic Azad University of Karaj, N= 28000 in the academic year 2014-15. Of these, only married students who were eligible to enter the study were selected via multistage sampling. Thus, 311 students were selected. Research tools were as follows: the Conflict Tactics Scale (Straus, Hambly, Boney-Mccoy, & Sugarman, 1996); the Borderline Symptom List (Bohus, Limberger, Frank, Chapman, Kühler, 2007); the Ruminative Response Scale (Nolen-Hoeksema & Morrow, 1991) and the White Bear Suppression Inventory (Wegner & Zanakos, 1994). After removal of five outlier respondants, structural equation modeling was used to analyze the data. Results: Results showed that rumination and thought suppression emotion regulation strategies mediate the relationship between borderline personality and conjugal violence. Conclusion: To avoid negative affect and maladaptive emotion regulation strategies, borderline personalities perpetrate to acting out violence towards their partners. Therefore, it is suggested that biological and psychological factors in borderline personality disorder should be considered when designing treatment programs. Keywords: borderline personality, conjugal violence, emotion regulation, strategies
۲.

مؤلفه های موثر در درمان کودکان دچار درخودماندگی از منظر والدین

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
هدف: هدف این مطالعه تعیین عوامل مؤثر در درمان درخودماندگی از منظر والدین بود. روش: روش مطالعه از نوع کیفی و جامعه آماری، والدین 150 کودک دچار درخودماندگی دو مرکز ساماندهی درمان و توانبخشی اختلالات اتیستیک-تهران اتیسم و به آرا در سنین دو تا هشت سال در زمان اجرای پژوهش بود. نمونه گیری به صورت در دسترس تا جایی ادامه یافت که داده جدیدی اضافه نشود و به اشباع برسد و اشباع مورد نظر با انتخاب 30 والد (28 مادر و 2 پدر) اتفاق افتاد. برای گردآوری اطلاعات از شیوه مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و داده ها با شیوه تحلیل محتوا تحلیل شد. یافته ها: پس از تحلیل، یازده عامل به دست آمد که به ترتیب شامل والد-کودک، محیط خانواده، عامل های ثابت، ویژگی شخصیتی، ژنتیک، درمان، ویژگی کودک، دانش خانواده درباره درخودماندگی، والد-والد، آسیب شناسی روانی و عوامل فراخانواده بود . نتیجه گیری: از میان عامل های مطرح شده، عامل های ثابت، و همچنین ویژگی های کودک و درمان، قابل دستکاری در برنامه های درمانی والد محور نیستند و باید به عنوان متغیرهای همتاسازی گروه های مقایسه در نظر گرفته شوند. سایر عامل ها در طراحی برنامه های خانواده محور باید مد نظر قرار گیرد
۳.

پیش بینی نشانگان ضربه عشق بر اساس خود شفقتی در دانشجویان دختر دارای تجربه شکست عاطفی

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۸
هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی نشانگان ضربه عشق بر اساس مؤلفه های خود شفقتی شامل خود مهربانی، خود قضاوتی، انسانیت مشترک، انزوا، ذهن آگاهی و شناخت بیش از حد در دانشجویان دختر دارای تجربه شکست عاطفی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه ی آماری دانشجویان دختر دارای تجربه شکست عاطفی دانشگاه های اهواز در سال 1392 بود، که 200 نفر به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شد. ابزارهای پژوهش پرسش نامه های نشانگان ضربه عشق راس (1999) و خود شفقتی نف (a2003) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل ممیز گام به گام تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ترکیب خطی متغیرهای پژوهش قادر به پیش بینی نشانگان ضربه عشق در دانشجویان دختر دارای تجربه شکست عاطفی است. همچنین کارامدترین متغیرها در پیش بینی نشانگان ضربه عشق به ترتیب ذهن آگاهی، شناخت بیش از حد و انسانیت مشترک بود و خود مهربانی، خود قضاوتی، انسانیت مشترک، انزوا، ذهن آگاهی و شناخت بیش از حد، پیش بین های معنی داری برای نشانگان ضربه عشق بودند. نتیجه گیری: از آنجا که خود شفقتی به عنوان یکی از ویژگی های شخصی افراد، نقش تعیین کننده ای در واکنش به شکست عاطفی دارد، لازم است در مشاوره با افرادی که شکست عاطفی را تجربه می کنند به خود شفقتی به عنوان عامل مهم برای کاهش ضربه عاطفی توجه کرد.
۴.

رابطه صفات شخصیتی مادران با کمال گرایی دختران نوجوان آن ها

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه صفات شخصیتی مادران با کمال گرایی دختران نوجوان آن ها بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه استان البرز به تعداد 49999 نفر بود. با استفاده از جدول کرجسی-مورگان 1970 تعداد 380 نفر از میان آن ها به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه صفات شخصیتی نئو مک کری و کاستا 1985 برای مادران و از پرسشنامه کمال گرایی هیل، هولزمن، فیور، کیبلر، وی سنت و کندی (2004) برای دختران شان و برای تحلیل داده ها از روش همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد، روابط مادران و دختران در فرایندی دو سویه باهم در تعاملند. روان رنجورخویی با کمال گرایی غیرانطباقی دختران رابطه مثبت و گشودگی در برابر تجربیات با این نوع کمال گرایی رابطه منفی داشت. همچنین مسئولیت پذیری و برون گرایی با کمال گرایی انطباقی رابطه مثبت و روان رنجورخویی با این نوع کمال گرایی رابطه منفی داشت. نتیجه گیری: از آن جا که روان رنجوری و گشودگی در برابر تجارب قادر به پیش بینی کمال گرایی غیرانطباقی دختران است، با اندکی تفکر و تامل در کیفیت این روابط می توان به نقش حساس مادر در ارتباط با فرزندان پی برد. بنابراین مادران با آموزش مناسب می توانند از بروز کمال گرایی غیر انطباقی فرزندان شان جلوگیری کنند.
۵.

مقایسه اثربخشی سه روش مداخله ای پسخوراند عصبی، آموزش مدیریت رفتار والدین و درمان ترکیبی در کاهش نشانگان اختلال سلوک کودکان

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۷
هدف: هدف پژوهش تعیین و مقایسه سه روش مداخله ای پسخوراند عصبی، آموزش مدیریت رفتار والدین و درمان ترکیبی بر کاهش نشانگان اختلال سلوک کودکان بود. روش : روش پژوهش شبه آزمایشی، با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه و جامعه آماری 58 والدینی بود که به همراه کودک 8 تا 12 ساله خود در سال 1391 به مراکز مشاوره مهر و پویش شهر مشهد رجوع کرده بودند و تشخیص اختلال سلوک در مورد کودک شان تایید شده بود. از میان آن ها 25 والد و کودک دختر و پسرشان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه همگن جایگزین شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه علایم مرضی کودکان گادو و اسپراکفین (2007) بود. یافته ها : استفاده صرف پسخوراند عصبی، میانگین اختلال را افزایش داد اگرچه این افزایش معنادار نبود. روش ترکیبی نیز اختلال را کاهش نداد و فقط مدیریت رفتار والدین به تنهایی توانست نشانگان اختلال را کاهش داد. این کاهش در گروه دختران بیش از گروه پسران بود. نتایج آزمون در مرحله پیگیری، ماندگاری اثر مداخله مدیریت رفتار والدین را نشان داد. نتیجه گیری: آموزش گروهی رفتار والدین، از میزان نشانگان اختلال سلوک می کاهد لذا نهادهای خانواده، تربیتی، آموزش و پرورش، صدا و سیما می توانند در جهت بهبود این اختلال از این روش بهره مند شوند.
۶.

رابطه ویژگی های شخصیت با رضایت زناشویی و مولفه های آن در زوج ها

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۱۴
هدف : هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه ویژگی های شخصیت با رضایت زناشویی و مولفه ها ی آن در زوجین بود. روش : روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری کلیه زوج های جوان شهر اهواز حدود 10000 نفر بود که با مراجعه به مدارس و ادارات و دانشجویان متاهل منتخب، طبق جدول کرجسی- مورگان، 400 نفر به روش طبقه ای انتخاب و برای سنجش متغیرها، از پرسشنامه های شخصیت پنج عاملی نئو مک کری و کاستا، 1985 و رضایت زناشویی انریچ اولسون، 1987 استفاده و داده ها با استفاده از روش های همبستگی و تحلیل واریانس یکطرفه تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد روان رنجورخویی و برونگرایی، با رضایت زناشویی رابطه دارد و روان رنجورخویی به شکل منفی بر روابط زوجین و رضایت زناشویی تأثیر گذار است. در مقابل برون گرایی رابطه مثبتی با رضایت زناشویی زوجین و گشودگی به تجربه را به دنبال داشت. همچنین رابطه تحصیلات با برون گرایی، ناسازگاری اجتماعی و فروپاشی شخصیت و سن؛ و رابطه روان رنجورخویی با ارتباط زناشویی، رابطه با فرزندان، جهت گیری مذهبی و بازگشت عاطفی تایید شد. نتیجه گیری: از آنجا که ویژگی های شخصیتی با رضایت زناشویی رابطه دارد، بنابراین می توان از نتایج این پژوهش در مشاوره های قبل و بعد از ازدواج استفاده کرد و با شناسایی ویژگی های شخصیتی زوجین، رضایت زناشویی آن ها را پیش بینی و افزایش داد.
۷.

رابطه انگیزه پیشرفت با طرحواره های ناسازگار اولیه و جو عاطفی خانواده

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: هدف پژوهش تعیین پیش بینی کننده های انگیزه پیشرفت بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه و جو عاطفی خانواده بود. روش : روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری تمام دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان های شهر قم به تعداد 1823 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی نمونه ای شامل 160 دانش آموز انتخاب شدند و به سه پرسشنامه طرحواره های یانگ 1995، انگیزه پیشرفت هرمنس 1970 و جو عاطفی خانواده هیل برن 1964 پاسخ دادند. یافته ها : یافته ها نشان داد جو عاطفی خانواده 6/26 درصد از تغییرات طرحواره های ناسازگار اولیه و 8/8 درصد از تغییرات انگیزه پیشرفت را پیش بینی می کند و طرحواره های ناسازگار اولیه نیز توان پیش بینی 6/18 درصد از تغییرات انگیزه پیشرفت را دارد. از بین مولفه های طرحواره ناسازگار اولیه در گام اول مولفه بریدگی طرد 7/26 درصد و در گام دوم مولفه بریدگی طرد با دیگر جهت مندی 7/30 درصد و نیز از بین مولفه های جو عاطفی فقط مولفه احساس امنیت به تنهایی توان پیش بینی 5/16 درصد تغییرات انگیزه پیشرفت را داشتند. نتیجه گیری : از نتایج این پژوهش می توان در تشخیص های بالینی، آموزش ها و برنامه ریزی هایی جهت توجه ویژه و ارایه خدمات به خانواده ها برای ایجاد جو عاطفی سالم در خانواده استفاده کرد و از این طریق طرحواره های ناسازگار اولیه را اصلاح کرد و انگیزه پیشرفت را ارتقا داد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰