روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی

روانشناسی کاربردی سال 7 بهار 1392 شماره 1 (پیاپی 25)

مقالات

۱.

اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر الگوی فراشناختی ذهن آگاهی انفصالی بر افسردگی پساز زایمان

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر الگوی فراشناختی ذهن آگاهی انفصالی بر افسردگی پس از زایمان بود. روش: روش پژوهشی از نوع آزمایشی بود که به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه همراه با گروه آزمایش و گروه گواه از دیماه 1389 تا اردیبهشت ماه 1390 انجام شد. به منظور انجام این پژوهش، 30 بیمار زن مبتلا به افسردگی پس از زایمان به شیوه تصادفی ساده و از بین 121 بیماری که در سال 1389 پس از زایمان به بیمارستان درمانگاه اصفهان مراجعه و پس از پر کردن پرسشنامه افسردگی بک تشخیص افسردگی گرفتند (حداقل نمره 7- 5 از پرسشنامه افسردگی بک) انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایشی (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار داده شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش عبارت از پرسشنامه افسردگی بک (1996) بود. پرسشنامه در سه مرحله قبل، بعد و دو ماه پس از مداخله (مرحله پیگیری)، در دو گروه مورد استفاده قرار گرفت. گروه آزمایش طی 8 جلسه هفتگی یک ساعته تحت درمان گروهی مبتنی بر الگو فراشناختی ذهن آگاهی انفصالی قرار گرفتند. داده های حاصل با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. . یافته ها: نتایج به دست آمده از مراحل پس آزمون و پیگیری نشان داد درمان گروهی مبتنی بر الگوی فراشناختی ذهن آگاهی انفصالی میتواند افسردگی پس از زایمان را کاهش دهد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، استفاده از درمان گروهی مبتنی بر الگوی فراشناختی ذهن آگاهی انفصالی به منظور کاهش افسردگی پس از زایمان پیشنهاد میگردد.
۲.

تصمیم گیری پرخطر در موقعیت های اجتماعی: طراحی آزمون ضمنی و معرفی ویژگیهای روان سنجی آن

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
هدف مطالعه حاضر طراحی ابزاری برای سنجش تصمیم گیری پر خطر در موقعیت های اجتماعی بود. روش: در مطالعه مقطعی حاضر 195 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی به روش نمونه گیری دردسترس شرکت کردند. از آزمون تصمیم گیری پرخطر در موقعیت های اجتماعی طراحی شده در مطالعه حاضر، آزمون خطرپذیری بادکنکی (لجوئز، رید، کهلر، ریچاردز، رامسی، استوارت، استرانگ و براون، 2002 ) و تکلیف اتمام حجت (استروب و مورنیقن، 1995 ) جهت ارزیابی استفاده شد. برای بررسی ساختار عاملی پرسشنامه از روش تحلیل عاملی اکتشافی، برای بررسی تکرارپذیری از آزمون آلفای کرونباخ و برای بررسی روایی همزمان از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که موقعیت های اجتماعی پر خطر مطرح شده در چهار عامل مجزای خطرپذیری سلامت، نوجویی/ تنوع طلبی، ابهام پذیری و خطرپذیری اقتصادی قرار دارند. همبستگی بین نمره تکالیف طراحی شده و آزمون خطرپذیری بادکنکی نشانگر ارتباط آزمون طراحی شده با خطرپذیری و تکلیف اتمام حجت نشانگر اجتماعی بودن موقعیتهای آزمون بود. نتیجه گیری: افراد بسته به موضوع مورد تصمیم گیری، خطرپذیری متفاوتی دارند. آزمون تصمیم گیری پرخطر در موقعیتهای اجتماعی میتواند آزمونی مناسب برای سنجش خطرپذیری در موقعیت های اجتماعی باشد.
۳.

رابطه بین ناکارآمدی خانواده مبدأ و وابستگی متقابل زنان: نقش تعدیل کننده تحصیلات دانشگاهی

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۹
هدف این پژوهش تعیین رابطه ناکارآمدی های خانواده مبدأ و وابستگی متقابل و شناسایی نقش تعدیل کننده تحصیلات دانشگاهی در این رابطه بود. روش: روش مطالعه از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل زنان شهر تهران بود. از بین زنان مناطق 4 و 7 شهر تهران، 140 زن به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و مقیاسهای وابستگی متقابل فیشر، اسپن و کراوفورد ( 1991 ) و سنجش خانواده اپشتاین، بالدوین و بیشاپ ( 1983 ) را تکمیل کردند. یافته ها: یافته ها نشان داد وابستگی متقابل زنان دارای تحصیلات دانشگاهی، پایین تر از سایر زنان است. اگرچه تمامی انواع ناکارآمدیهای خانواده مبدأ با وابستگی متقابل همبسته بود ولی تنها ناکارآمدی نقشها و ارتباطات، رابطه قویتری با وابستگی- متقابل داشت. همچنین تحصیلات دانشگاهی رابطه بین ناکارآمدی خانواده مبدأ و وابستگی متقابل را تعدیل کرد و همبستگی بین ناکارآمدی خانواده مبدأ و وابستگی متقابل فقط در بین زنان بدون تحصیلات دانشگاهی معنادار بود. نتیجه گیری: بهنظر میرسد تحصیلات دانشگاهی میتواند با تأمین احساس هویت، اعتماد به نفس، خودارزشمندی و توانمندی روانشناختی، به زنان کمک کند تا ناگواریهای خانواده مبدأ را با خود به بزرگسالی منتقل نکنند. ازاینرو مطالعه نقش تحصیلات دانشگاهی در پژوهشهای کاربردی حوزه زنان، ضروری به نظر میرسد.
۴.

نقش سطوح پردازش و همخوانی خلقی در بازشناسی واژه های هیجانی در افراد دارای ناگویی خلقی

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۲۷
این مطالعه با هدف شناخت تأثیر سطوح پردازش و همخوانی خلقی در بازشناسی واژه های هیجانی در افراد دارای ناگویی خلقی انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان پسر دانشگاه تهران به تعداد 9000 نفر بود که از میان آنها نمونه ای متشکل از 80 نفر با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شد. با استفاده از نسخه فارسی مقیاس ناگویی خلقی تورنتو بگبی، پارکر و تیلور ( 1994 ) آزمودنیها به دو گروه ناگویی خلقی بالا و ناگویی خلقی پایین تقسیم شدند. تکلیف آزمودنیها بازشناسی واژه های هیجانی در دو سطح پردازش ادراکی و معنایی و همچنین دو شرایط همخوانی و ناهمخوانی خلقی بود. یافته ها: نتایج نشان داد گروه ناگویی خلقی بالا واژه های هیجانی کمتری را نسبت به گروه ناگویی خلقی پایین بازشناسی میکنند و در هر دو سطح پردازش ادراکی و معنایی ضعیفتر عمل کردند. همچنین در سطح پردازش معنایی اختلال بیشتری نسبت به سطح پردازش ادراکی داشتند و شرایط همخوانی یا ناهمخوانی خلقی تأثیری در بازشناسی واژه های هیجانی در آنها نداشت. نتیجهگیری: ناگویی خلقی بیش از آنکه تحت تأثیر شرایط ناپایدار مانند حالت های خلقی و عاطفی باشد، متأثر از سازه های پایاتری مانند صفات شخصیتی و یا اختلال در سطوح پردازش اطلاعات هیجانی است. بنابراین مناسب تر است که جهت گیریهای مداخلهای بر دانش معنایی افراد در حوزه هیجانها تأکید کنند.
۵.

نقش واسطه ای باورهای خودکارآمدی تحصیلی در پیش بینی اهداف پیشرفت بر اساس عاطفه مثبت و منفی در نوجوانان

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
پژوهش حاضر به منظور پیش بینی اهداف پیشرفت بر اساس عاطفه مثبت و منفی با واسطه گری باورهای خودکارآمدی تحصیلی انجام شد. روش: روش مطالعه از نوع همبستگی و جامعه مورد مطالعه شامل 5000 دانش آموز شهر یزد بود که نمونه ای متشکل از 225 دانش آموز دبیرستانی در سه رشته تحصیلی علوم انسانی، تجربی و ریاضی به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. آزمودنی ها به پرسشنامه های رویکردهای یادگیری گرین و میلر ( 1996 )، باورهای خودکارآمدی کودکان و نوجوانان موریس(2001)و مقیاس عاطفه مثبت و منفی واتسون، کلارک و تلگن ( 1988 ) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش رگرسیون چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد زمانیکه باورهای خودکارآمدی تحصیلی در معادله رگرسیون حضور ندارد، رابطه میان عاطفه مثبت و منفی و اهداف پیشرفت معنادار است؛ درحالیکه این رابطه زمانی که این متغیر کنترل میشود، معنادار نیست. نتیجه گیری: با توجه به اینکه در مطالعه حاضر عاطفه مثبت و منفی به واسطه باورهای خودکارآمدی تحصیلی پیش بینی کننده اهداف پیشرفت در دانش آموزان دبیرستانی بود؛ لذا نتایج مطالعه حاضر برای استفاده سازمانهایی همچون آموزش و پرورش در جهت به کارگیری برنامه هایی به منظور ارتقاء باورهای خودکارآمدی تحصیلی و بهبود عملکرد آموزشی دانش آموزان مفید به نظر میرسد.
۶.

مقایسه ویژگیهای شخصیتی و هیجان خواهی رانندگان تصادف کرده با رانندگان عادی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۷
هدف اصلی پژوهش مقایسه چهار عامل از آزمون 16 عاملی کتل و متغیر هیجان خواهی در میان دو گروه از رانندگان تصادف کرده و تصادف نکرده بود. روش: روش مطالعه پس رویدادی از نوع علّی – مقایسه ای و جامعه آماری شامل 400 نفر از رانندگان درگیر در تصادفهای رانندگی بود که در شش ماهه دوم سال 1388 به چهار مرکز راهنمایی و رانندگی در سطح شهر اردبیل ارجاع داده شده بودند .30 نفر از آنها به عنوان گروه قابل مطالعه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و 30 نفر دیگر نیز از رانندگان تصادف نکرده با آنها همتاسازی شدند . برای جمع آوری اطلاعات از آزمون 16 عاملی شخصیتی کتل( ( 1964 و آزمون هیجان خواهی آرنت ( 1993 ) استفاده شد . یافته ها : نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد تفاوت میانگین نمره های رانندگان درگیر و غیردرگیر در تصادف -های رانندگی در عامل ادواری خویی متهورانه، بی اعتمادی اضطراب آمیز، عدم کنترل بر اراده و تنش عصبی معنادار است. همچنین در متغیر هیجان خواهی تفاوت معناداری در دو گروه مشاهده شد . نتیجه گیری: از آنجا که ویژگیهای شخصیتی و سطوح هیجان خواهی در بروز تصادفهای رانندگی نقش دارد، لذا بررسی کامل ویژگیهای شخصیتی و هیجان خواهی رانندگان تص ادفکرده در حجم گسترده ضروری بهنظر میرسد.
۷.

اثربخشی درمان تعامل والد- کودک بر خودکارآمدی والدگری مادران کودکان دچار درخودماندگی با کنش وری بالا

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۴۳
هدف پژوهش تعیین میزان تأثیر احتمالی درمان تعامل والد-کودک بر خودکارآمدی والدگری مادران کودکان درخودمانده با کنشوری بالا بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح تک آزمودنی و نمونه گیری به شیوه در دسترس بود. پنج زوج مادر-کودک از «مرکز ساماندهی درمان و توانبخشی اختلالات اتیستیک» انتخاب شدند و حدود 17 هفته «درمان تعامل والد- کودک» آیبرگ (1999) را دریافت کردند. مادران «مقیاس خودکارآمدی والدگری در مداخله زودهنگام» گیموند، ویلکاکس و لاموری (2008) را در خط پایه، بین دو مرحله درمان، یک هفته پس از درمان و دو مرحله پیگیری تکمیل کردند. یافته ها: یافته ها حاکی از افزایش خودکارآمدی والدگری چهار مادر به میزان کم تا متوسط (از 49/0 تا 50 درصد) و کاهش 49/5 درصدی اندازه اثر در نفر پنجم بود. با این همه، میزان رضایت مادران از درمان بسیار بالا بین 80 تا 88 درصد بود. آیبرگ « درمان تعامل والد-کودک » انتخاب شدند و حدود 17 هفته « توانبخشی اختلالات اتیستیک گیموند، « مقیاس خودکارآمدی والدگری در مداخله زودهنگام » 1999 ) را دریافت کردند. مادران )ویلکاکس و لاموری ( 2008 ) را در خط پایه، بین دو مرحله درمان، یک هفته پس از درمان و دو مرحله نتیجه گیری: درمان تعامل والد-کودک اجمالاً باعث بهبود ضعیف تا متوسط خودکارآمدی والدگری مادران کودکان دچار درخودماندگی با کنشوری بالا میشود. با توجه به تأثیرگذاری محدود این درمان بر خودکارآمدی والدگری، لازم است در آینده به برنامه های آموزش والدین با جهت گیری اولیه در این زمینه و بررسی آثار چنین مداخله هایی در گروه مادران کودکان دچار اختلالهای طیف درخودماندگی توجه بیشتری شود.
۸.

مقایسه کارکردهای قطعه پیشانی در افراد دچار تصلب چندگانه عودکننده- بهبودیابنده و افراد سالم

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۲
هدف این مطالعه مقایسه بازداری، قضاوت اجتماعی، استدلال انتزاعی و مهارت اجتماعی غیرکلامی در افراد دچار تصلب چندگانه عودکننده- بهبودیابنده و افراد سالم بود. روش: روش مطالعه علی- مقایسه ای از نوع مورد شاهدی و نمونه پژوهش شامل 30 فرد دچار تصلب چندگانه (ام.اس) عودکننده- بهبودیابنده ( 19 زن و 11 مرد) بود که با روش نمونه گیری تصادفی از میان 635 نفر از اعضای انجمن تصلب چندگانه گیلان انتخاب و سپس با 30 نفر فرد سالم به عنوان گروه شاهد همتاسازی شد. دو گروه بیمار و شاهد با استفاده از خرده مقیاس شباهتها، درک و فهم و تنظیم تصاویر آزمون وکسلر ( 1981 ) و درجاماندگی آزمون بندرگشتالت ( 1938 ) مورد سنجش قرار گرفت. یافته ها: آزمونهای تحلیل واریانس و تی مستقل نشان داد که بیماران دچار تصلب چندگانه عودکننده- بهبودیابنده بهطور معناداری عملکرد ضعیفتری در مولفه شباهتها و تنظیم تصاویر آزمون وکسلر و خطای درجاماندگی بیشتری در آزمون بندرگشتالت دارند. نتیجه گیری: بیماران دچار تصلب چندگانه با وجود حفظ قضاوت اجتماعی، تخریب شناختی معناداری نسبت به افراد سالم در تفکر انتزاعی، مهارت اجتماعی غیرکلامی و بازداری رفتاری نشان میدهند. از اینرو لازم است با استفاده از درمان شناختی رفتاری با تاکید بر بازسازی شناختی، اصلاح تحریفات شناختی و آموزش فنون رفتاری گامهایی جهت ارتقاء سلامت روان این بیماران برداشته شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰