ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۱۶۱.

ارائه مدل معادلات ساختاری روابط تعارضات زناشویی با دلزدگی زناشویی و میانجیگری تحمل پریشانی در زنان متأهل از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۵۹
هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل معادلات ساختاری روابط تعارضات زناشویی بادلزدگی زناشویی و میانجی گری تحمل پریشانی در در زنان متاهل از منظر فرهنگی بود. جامعه آماری شامل بانوان متاهل ساکن منطقه 4 شهر مشهد بود. حجم نمونه به روش نمونه گیری دسترس با درنظر گرفتن احتمال ریزش و به منظور افزایش اعتبار نمونه 228 نفر انتخاب شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. برای گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، ۲۰۰۵)، تعارضات زناشویی (ثنایی و همکاران، ۲۰۰۰) و دلزدگی زناشویی (پانیز، ۱۹۹۶) استفاده شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از نرم افزار آماریAMOSاستفاده گردید. نتایج نشان داد که تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیمی که در مدل نشان داده شده، معنادار است و بین تعارضات زناشویی و دلزدگی زناشویی زنان متاهل از منظر فرهنگی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. از سوی دیگر بین تعارضات زناشویی و دلزدگی زناشویی با تحمل پریشانی رابطه منفی و معنادار وجود دارد و تحمل پریشانی نقش میانجی را در رابطه تعارضات زناشویی و دلزدگی زناشویی ایفا می کند. هم چنین یافته ها مشخص کرد که مدل از نیکویی برازش مطلوبی برخودار است.
۱۶۲.

تجربه زیسته و ادراک زندانیان زن سابقه دار از حضور در زندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۹
ویژگی های متفاوت زنان و مردان زندانی، لزوم توجه به تفاوت های جنسیتی و نگاه خاص به زنان درمواجهه با پدیده ی جُرم را دوچندان می سازد. زنان و مردان زندانی به شیوه ای متفاوت قضاوت می شوند و تجربه زندان معانی و دلالت های متفاوتی برای آن ها به همراه دارد. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر تجربه زندان بر معناسازی و درک زنان زندانی از هویت زنانه است برای این منظور ،از 25 زن سابقه دار محکوم به قاچاق مواد مخدر که بیشترین آمار زنان زندانی را تشکیل می دهند در ندامتگاه زنان قرچک، مصاحبه های نیمه س اختاریافته و عمیق به صورت هدفمند انجام گرفتو برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده ت شد. یافته های پژوهش به سه مضمون اصلی:دگرگونیِ زنانگی, زوال و از دست دادن نقش ها, ائتلاف "فرودستی و هم دستی" رسید که حاکی از آن است که اکثر زنان زندانی مواد مخدر به دلیلِ قرار گرفتن در موقعیت «فرودست» مورد سوء استفاده ی مردان قرار گرفته و راهی زندان شدند و این هم دستی در شرایطِ پذیرشِ روحیِ آنان در زندان موثر بوده و زندانیان با توجه به از دست دادنِ ویژگی های زنانه شان در زندان به دنبالِ استراتژی هایی برای بازسازی و تقویتِ بعد زنانه ی خود هستند.
۱۶۳.

نقش نهادهای فرهنگی در نهادینه سازی حجاب و عفاف (مطالعه موردی استان کرمانشاه)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۷
حجاب و عفاف از موضوعات مهم دینی و اجتماعی است که نهادینه شدن آن در جامعه، نیازمند آگاهی از شرایط، علل و عوامل اثرگذار توسط نهادهای فرهنگی به عنوان متولیان اصلی فرهنگ سازی است. مسئله اصلی پژوهش، ارائه الگوی نقش نهادهای فرهنگی در نهادینه سازی حجاب و عفاف در جامعه است. روش پژوهش بر اساس هدف کاربردی و باتوجه به شیوه جمع آوری اطلاعات و تجزیه وتحلیل آنها، کیفی و با استراتژی نظریه داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، کلیه کارکنان و مسئولان نهادهای فرهنگی استان کرمانشاه (1403-1402) هستند که شانزده نفر از آنان، با نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند و اطلاعات لازم از آنها به واسطه مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته، جمع آوری و سپس طی سه فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی، مفهوم پردازی و تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها نشان داد الگوی نقش نهادهای فرهنگی در نهادینه سازی حجاب و عفاف، شامل مقوله های شرایط علّی (ارزش پایه حجاب، مدیریت صحیح و اصلاح قوانین)، شرایط زمینه ای (تقویت زیرساخت ها، هدفمندی حجاب و عفاف، حریم و حرمت حجاب و عفاف و جو فرهنگی و اجتماعی)، شرایط مداخله ای (عوامل محیطی و سازمانی، نگرش مسئولان و نهادها و یکپارچگی سازمان ها و اقدامات)، راهبردها (فعالیت های انگیزشی، اقدامات کاربردی، کنترل و نظارت و مدیریت و برنامه ریزی) و پیامدهای اولیه (سلامت فردی و خانوادگی، آرامش و سلامت اجتماعی) و پیامدهای ثانویه (رشد و کمال معنوی و کاهش آسیب ها) است. در نتیجه باتوجه به نقش نهادهای فرهنگی در نهادینه سازی حجاب و عفاف لازم است کارکنان و مسئولان این نهادها، مخصوصاً مدیران ارشد و برنامه ریزان، به عوامل اشاره شده توجه ویژه ای داشته باشند و ازطریق راهبرهای نام برده، پیامدهای این امر را فراهم سازند.
۱۶۴.

تبیین ارتباط نیرومندی من و ذهنیت های طرحواره ای با گرایش به خودکشی با نقش واسطه گری مکانیزم های دفاعی در زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۶
خودکشی یکی از مباحث مهم در زمینه سلامت روان می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای مکانیز م های دفاعی در ارتباط نیرومندی من و ذهنیت های طرحواره ای با گرایش به خودکشی تدوین گردید. مطالعه حاضر از نوع کاربردی و طرح تحقیق در رده پژوهش های توصیفی-همبستگی انتخاب شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مطلقه تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهرستان اصفهان بود و گروه نمونه به روش نمونه گیری چندمرحله ای و تعداد 367 آزمودنی تعیین شد. ابزارهای مطالعه شامل پرسشنامه قدرت ایگو مارکستروم و همکاران، پرسشنامه ذهنیت های طرحواره ای یانگ و همکاران، پرسشنامه سنجش افکار خودکشی بک و پرسشنامه سبک های دفاعی آندرز و همکاران بود. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که میان ذهنیت های ناکارآمد، مکانیزم های دفاعی رشدنایافته و مکانیزم های دفاعی روان رنجور با گرایش به خودکشی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0>p). همچنین ارتباط میان ذهنیت های کارآمد، نیرومندی من و مکانیزم های دفاعی رشدیافته با گرایش به خودکشی منفی و معنادار به دست آمد (01/0>p). نتایج تحلیل مسیر نیز بیانگر نقش واسطه گری مکانیزم های دفاعی در رابطه بین نیرومندی من و ذهنیت های طرحواره ای با گرایش به خودکشی بود. لذا می توان بیان کرد که مکانیزم های دفاعی به عنوان یک متغیر واسطه گر بر ارتباط نیرومندی من و ذهنیت های طرحواره ای با گرایش به خودکشی نقشی قابل توجه دارد. وانگهی در راستای تبیین ارتباط میان نیرومندی من و گرایش به خودکشی می توان به مؤلفه های توانمندی ایگو که عبارت است از امید، اراده، هدف، شایستگی، وفاداری، عشق، مراقبت و خردمندی اشاره کرد. میکاییلی و مرادی کلارده (2021) در پژوهش خود نشان دادند که مؤلفه های امید، خواسته، شایستگی و هدف با رفتارهای خودآسیبی در ارتباط است. از دیگر سو، غدیری و همکاران (2023) به توان من برای ایجاد تعادل میان نهاد، فراخود و واقعیت بیرونی اشاره کردند. اگر من قادر به انجام وظایف خویش نباشد، مشکلات روانی و اضطراب ایجاد می شود. درنتیجه فرد زمان مواجهه با بحران، خودکنترلی و تاب آوری کمتری داشته، عواطف منفی بیشتری را تجربه نموده و به استفاده از راهبردها و مکانیزم های دفاعی ناسازگارانه مانند رفتارهای خودآسیب رسان ترغیب می شوند.
۱۶۵.

کیفیت زندگی خانواده در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، رویکرد پیش بینی با یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
این مطالعه به بررسی پایداری میان مدت کیفیت زندگی، با تمرکز ویژه بر کیفیت زندگی خانواده (FQoL)، در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) می پردازد. این پژوهش، در پی پیاخ به این پرسش است که آیا کشورهای صادرکننده نفت عضو شورای همکاری خلیج فارس احتمالاً در میان مدت به بهبودهای ساختاری معنادار در سطح رفاه خانواده دست می یابند یا اینکه مسیرهای توسعه موجود تحت الگوهای رشد مبتنی بر نفت به نقطه اشباع رفاهی رسیده اند. این مطالعه از یک چارچوب پیش بینی داده محور استفاده می کند که در آن از شاخص توسعه انسانی (HDI) به عنوان یک شاخص جایگزین ساختاری برای کیفیت زندگی خانواده بهره گرفته شده است. ابتدا، رویکرد فاصله ویرایش در دنباله های واقعی (EDR) برای شناسایی آن دسته از شاخص های بانک جهانی به کار گرفته می شود که پویایی های زمانی آن ها شباهت زیادی به شاخص توسعه انسانی دارد. بر اساس ویژگی های انتخاب شده، مسیرهای ویژه هر کشور برای شاخص توسعه انسانی در دوره ۲۰۲۳-۲۰۲۷ با استفاده از مدل های تقویت گرادیان فوق العاده (XGBoost) پیش بینی می شود. این رویکرد امکان شناسایی پویایی های غیرخطی و ناهمگونی بین کشوری را در الگوهای توسعه فراهم می کند. نتایج، مسیرهای توسعه میان مدت واگرایی را در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس آشکار می سازد. کویت، بحرین و امارات متحده عربی مسیرهایی پایدار یا با بهبود اندک در شاخص توسعه انسانی از خود نشان می دهند، در حالی که عربستان سعودی، قطر و عمان با رکود یا کاهش جزئی در سطوح پیش بینی شده شاخص توسعه انسانی مواجه هستند. نتایج نشان داد که سطوح بالای توسعه کلان در اقتصادهای مبتنی بر نفت لزوماً به بهبودهای پایدار در کیفیت زندگی خانواده منجر نمی شود. با پیونددادن پیش بینی های آینده نگر توسعه به چارچوب کیفیت زندگی خانواده (FQoL)، این تحلیل استفاده از شاخص توسعه انسانی (HDI) را به عنوان یک شاخص جایگزین ساختاری برای ابعاد کلیدی مرتبط با خانواده مانند سلامت و امنیت اقتصادی تأیید می کند.
۱۶۶.

پیوستگی اجتماعی و دل بستگی به همسالان با احساس تعلق به مدرسه در دختران نوجوان: یک مدل میانجی تعدیل گر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۰
هدف این پژوهش، مدل یابی روابط علّی پیوستگی اجتماعی و دل بستگی به همسالان با احساس تعلق به مدرسه همراه با مطالعه نقش میانجی گری احساس تنهایی و تعدیل گری رشته تحصیلی در دختران نوجوان بود. تعداد 349 دانش آموز دختر دوره دوم متوسطه شهر ارومیه (میانگین سنی 66/16، انحراف استاندارد 01/1) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های احساس تعلق به مدرسه، پیوستگی اجتماعی، احساس تنهایی و دل بستگی به همسالان پاسخ دادند. داده ها به روش معادلات ساختاری و رگرسیون سلسله مراتبی به کمک نرم افزار Spss و ایموس نسخه 26 تحلیل شدند. نتایج نشان داد در غیاب تعدیل گر، احساس تنهایی نقش میانجی دارد. همچنین شاخص های برازش این مدل مطلوب بودند و 8 درصد از واریانس احساس تعلق به مدرسه توسط ترکیب متغیرهای پیوستگی اجتماعی، دل بستگی به همسالان و احساس تنهایی تبیین می شد. در ادامه نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از این بود که در مدل مفهومی مقدار تبیین واریانس احساس تعلق به مدرسه در سطح معناداری کمتر از 05/0، برای رشته ریاضی- فیزیک و رشته علوم تجربی معنادار و مثبت و برای رشته علوم انسانی غیر معنادار بود. این نتیجه گویای آن است که رشته تحصیلی نقش تعدیل گری معناداری دارد. درمجموع، مدل میانجی– تعدیل گر در رشته های ریاضی-فیزیک و علوم تجربی برازش دارد. از این یافته ها نتیجه می شود که میزان پیوستگی اجتماعی و احساس تنهایی دختران نوجوان را می توان جهت پیش بینی احساس تعلق به مدرسه در آنان مطالعه و بررسی کرد. با این حال، لازم است در این مطالعه و حتی طراحی و برنامه ریزی مداخلات احتمالی آتی، رشته تحصیلی نیز مدنظر قرار گیرد.
۱۶۷.

بررسی مسئله بلوغ و سبک زندگی عفاف محوردر دختران نوجوان دوره متوسطه اول ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۱۱
هدف این مطالعه بررسی مسئله بلوغ و سبک زندگی دینی دختران در دوره نوجوانی است. نوجوان در این دوره صفات متفاوتی را از هیجان مثبت تا اضطراب، از خشونت تا پرسشگری را تجربه می کنند. در این دوران برخی از مسائل از جمله بلوغ مهم به نظر می رسد. بلوغ دربردارنده مسائل عمیق تری است. این مطالعه با رویکرد کیفی با روش پدیدارشناسی مسئله بلوغ را روی نوجوانان دختر دوره اول متوسطه از نظر مربیان بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد پس از تقلیل داده ها، 155 مقوله فرعی و 8 مقوله اصلی بدست آمد. مدیریت نیاز جنسی، ضعف بلوغ اجتماعی، ضعف بلوغ عاطفی، لزوم آگاه سازی برای مواجهه با بلوغ، ضعف مهارت های زندگی، لزوم تربیت فردی، آسیب پذیری سبک زندگی بانوان مربی و ضعف عملکرد مادران دست یافت. نتیجه این که برای کاهش بحران بلوغ در دختران نوجوان لازم است سبک زندگی مادران و مربیان اصلاح شود و این دو طیف باید عملکرد خود را تقویت کنند.. همچنین لازم است تا نسبت به شیوه مواجهه دختران نوجوان یا مسئله بلوغ آگاه سازی لازم و هدفمند انجام شود. در سبک زندگی اسلامی هویت زنانه نیز اهمیت بساری دارد هویت زنان به سه بعد تقسیم می شود. که عبارت اند از: هویت نقشی، هویت جنسیتی و هویت شخصی، که در آموزه های دین اسلام عفت در همه این ابعاد مولفه مبنایی و محوری است.. سبک زندگی عفیفانه یکی از انواع گوناگون سبک زندگی است که قلمرو گسترده ی پیامد محوری را دربردارد و به شاخصه های حوزه روابط میان فردی می پردازد و مشتمل بر اصول و قواعدی است که سبب تعالی و رشد همه جانبه فردی و اجتماعی همه آحاد بشر می پردازد..
۱۶۸.

بررسی رابطه سلامت معنوی و گرایش به نماز خواندن با توجه به نقش واسطه ای بهزیستی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۶۶
این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین سلامت معنوی و گرایش به نماز خواندن با توجه به نقش واسطه ای بهزیستی روان شناختی در دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور یاسوج در سال 1401 انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مدل معادلات ساختاری بود و جامعه آماری آن دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور یاسوج بود که در سال 1401 مشغول به تحصیل بودند. تعداد نمونه ها 250 نفر تعیین گردید. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه سلامت معنوی (پولوتزین و الیسون، 1982)، بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) و گرایش به نماز خواندن (انیسی و همکاران، 1398) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Spss و برای تحلیل فرضیه ها از نرم افزار Amos استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که ابعاد و نمره کل گرایش به نماز خواندن دارای رابطه مستقیم و معنی دار با متغیرهای سلامت معنوی و بهزیستی روان شناختی بود. سلامت معنوی بر بهزیستی روان شناختی و همچنین گرایش به نماز خواندن بر بهزیستی روان شناختی اثر مستقیم و معنی دار داشتند. بهزیستی روان شناختی توانست نقش واسطه ای در رابطه بین سلامت معنوی و گرایش به نماز خواندن داشته باشد و تقویت سطح سلامت معنوی در دانشجویان دختر می تواند تأثیر مستقیمی بر بهزیستی روانشناختی آن ها داشته باشد.
۱۶۹.

بررسی تأثیر ویژگیِ فردیِ اطمینان مالی بر دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی زنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۵
سواد مالی زنان عاملی کلیدی در رفاه خانواده و اجتماعی شدن مالی فرزندان است، اما پژوهش ها نشان داده سطح سواد مالی زنان نسبت به مردان پایین تر است. یکی از دلایل این موضوع می تواند برخی ویژگی های فردی روانشناسی مانند اطمینان مالی باشد. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر اطمینان مالی بر سواد مالی زنان است. جامعه آماری کلیه زنان استان یزد طی سال 1403 است که با استفاده از فرمول معرفی شده برای معادلات ساختاری تعداد 383 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های ویژگی های فردی با استفاده از پرسشنامه های استانداردِ علاقه مند بودن زنان به منابع و اطلاعات در دسترس، ترس از مباحث پول و وابستگی های عاطفی شدید به مسائل پول و سرمایه گذاری گردآوری شده است. همچنین برای جمع آوری داده های مربوط به سواد مالی، از پرسشنامه استاندارد سواد مالی با سه بعدِ دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی استفاده شده است. فرضیه های پژوهش نیز با روش مدل معادلات ساختاری و بهره گیری از نرم افزار آماری Smart PLS پردازش شده است. نتایج نشان می دهد اطمینان مالی تأثیر مستقیم و معنی داری بر دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی داشته و برای بهبود سواد مالی زنان لازم است در کنار توجه به آموزش های مالی، بر توسعه ی این ویژگی ها تمرکز نمود.
۱۷۰.

شاخصه های روان شناختی و فرهنگی زمینه ساز پدیده حامی پروری در میان مدیران زن: مرورسیستماتیک براساس مدل رایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۴
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی شاخصه های روان شناختی و فرهنگی زمینه ساز پدیده حامی پروری در میان مدیران زن بود. جامعه پژوهش کلیه مقالاتی هستند (105 مقاله) که در فاصله زمانی دهه اخیر در مورد حامی پروری مدیران زن و زمینه های مرتبط در پایگاه های تخصصی و علمی ارائه شده می باشد. نمونه پژوهش 27 مقاله بود که این تعداد بر اساس پایش موضوعی، اشباع نظری داده ها و به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد موردمطالعه، گردآوری شد. با تجزیه وتحلیل داده ها، شاخصه های روان شناختی و فرهنگی زمینه ساز پدیده حامی پروری در میان مدیران زن دو بعد، فرهنگی (مشتمل بر تقلیل سرمایه اجتماعی، شبکه سازی های ناسالم اجتماعی، ضعف فرهنگ سازمانی، رانت پروری، نظام ناکارآمد استخدامی و نظارتی) و روان شناختی (مشتمل بر هیجان پذیری منفی، خودمحوری، ضعف در شناخت پتانسیل های فردی، تعلق و تعهد حرفه ای ناکافی) مورد سازمان دهی قرار گرفت.
۱۷۱.

آزمون مدل کنترل سندرم فومو بر اساس سرمایه فرهنگی و عزت نفس اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۵۶
هدف پژوهش حاضر، آزمون مدل کنترل سندرم فومو بر اساس سرمایه فرهنگی و عزت نفس اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی در دختران نوجوان بود. جامعه آماری تمامی دختران 15سال نوجوان شهر اهواز بود. نمونه پژوهش 259 نفر بود که با روش در دسترس از جامعه مذکور انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی و همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. ابزار اندازه گیری پرسشنامه فومو پرزیبیلسکی و همکاران (۲۰۱۳)، پرسشنامه سرمایه فرهنگی بوردیو (1986)، پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت (۱۹۶۷) و مقیاس دینر و همکاران (۱۹۸5) بود. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار spss و Amos نسخه 27 استفاده شد. نتایج پژوه ش نشان داد که بین متغیرهای سرمایه فرهنگی، عزت نفس اجتماعی و رضایت از زندگی با کنترل سندرم فومو همبستگی معنی دار وجود دارد. هم چنین بین سرمایه فرهنگی و عزت نفس اجتماعی با کنترل سندرم فومو از طریق میانجی گری رضایت از زندگی رابطه غیرمستقیم معنی دار وجود دارد. و هم چنین م دل از ب رازش مناس بی برخ وردار ب ود.
۱۷۲.

شکنندگی سیاست های جنسیتی در ایران دوره پهلوی دوم: تحلیلی از حق رأی زنان و قانون حمایت خانواده بر اساس نظریه انطباق مسئله محور (PDIA)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۱
اصلاحات حقوقی حوزه زنان در دوره پهلوی دوم، از جمله اعطای حق رأی در سال ۱۳۴۲ و تصویب قوانین حمایت از خانواده در ۱۳۴۶ و ۱۳۵۳، در چارچوب پروژه مدرنیزاسیون دولتی و با هدف ارتقای موقعیت سیاسی و اجتماعی زنان اجرا شد. بااین حال، این مداخلات نتوانست به مشارکت معنادار یا نهادینه سازی پایدار حقوق زنان بینجامد و بخش قابل توجهی از دستاوردهای آن پس از انقلاب ۱۳۵۷ بازگشت پذیر شد. این پژوهش با بهره گیری از نظریه «انطباق رفت وبرگشتی مسئله محور (PDIA)» علل این ناکامی را در سطوح فرایندی و ساختاری بررسی می کند. در این مسیر با رویکرد کیفی و روش تحلیل تاریخی–تطبیقی، داده ها از طریق تحلیل اسناد حقوقی، مشروح مذاکرات قانون گذاری و منابع تاریخی گردآوری و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد اصلاحات مزبور به جای اتکا بر مسئله محوری، بر تقلید شکلی از الگوهای غربی، اجرای سریع و بالا به پایین و نبود مشارکت واقعی ذی نفعان متکی بوده اند و به دلیل بی توجهی به زمینه های فرهنگی–اجتماعی و ضعف ظرفیت سازی نهادی، پشتوانه تثبیت کننده نداشته اند. تحلیل حاضر نشان می دهد پایداری اصلاحات جنسیتی نیازمند طراحی مبتنی بر شناسایی دقیق مسئله، بومی سازی تدریجی راهکارها، بهره گیری از بازخورد مستمر و تقویت ظرفیت های حکمرانی است؛ رویکردی که می تواند از تکرار شکست اصلاحات نمایشی جلوگیری کند.
۱۷۳.

تحول یادگیری در عصر دیجیتال و تأثیر آن بر آموزش دختران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۵۷
مسیر تحول آفرین آموزش در چهارمین انقلاب صنعتی بر نقش حیاتی ادغام فناوری و آموزش تأکید دارد. این حوزه میان رشته ای با رویکردهای فعال و مسئله محور مانند یادگیری مبتنی بر بازی، یادگیری ترکیبی و رویکردهای یادگیری مبتنی بر پروژه مشخص می شود که در مواجهه با تغییرات ناشی از همگرایی فناوری های پیشرفته، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این میان، توسعه ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی، فرصت های بی سابقه ای برای بهبود یادگیری شخصی سازی شده و تعامل محور ایجاد کرده است. بااین حال، ادغام فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورهای درحال توسعه، از جمله ایران، با چالش های قابل توجهی روبه رو بوده و بحث هایی پیرامون تأثیر آن در کاهش تجربیات عملی و تعامل کاربردی در محیط های آموزشی مطرح شده است. علاوه بر این، مقاومت معلمان در برابر تغییرات فناورانه، کمبود منابع مالی و محدودیت های زیرساختی از دیگر موانع پیش روی این تحول محسوب می شود. با توجه به اهمیت روزافزون محتوای آموزشی دیجیتال، این مطالعه با استفاده از مرور نظام مند، به بررسی میزان اثربخشی و نحوه اجرای یادگیری دیجیتال در دختران و زنان می پردازد. این مقاله از رویکردی نظام مند برای گردآوری داده های اولیه استفاده کرده است. در این جستجو، ۱۶ مقاله شناسایی شد، یافته های این پژوهش نشان می دهد که یادگیری دیجیتال تأثیر مثبتی بر افزایش تعامل دختران و زنان، بهبود عملکرد تحصیلی و تقویت علاقه به موضوعات علمی دارد. همچنین، بهره گیری از روش های یادگیری ترکیبی و ابزارهای چندرسانه ای می تواند باعث تقویت تفکر انتقادی میشود. بااین حال، موفقیت این برنامه ها مستلزم آموزش و حمایت مستمر و تدوین سیاست های آموزشی انعطاف پذیر است.
۱۷۴.

جایگاه اجتماعی زنان در دولت علوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۴
تاریخ اجتماعی زنان در صدر اسلام نوسانات مختلفی داشته است. تحلیل این نوسانات بیان گر دو دیدگاه مدیریتی درخصوص جایگاه زن در جامعه است. اول نگاه دولت نبوی که برگرفته از دستورهای الهی است و دیگری نگاه دولت خلفای ثلاثه که تلفیقی از سلایق خلفا و تفسیر آنان از آیات و احادیث و عملکرد دولت پیامبر (ص) است و از نتایج آن می توان تعدیل جایگاه زنان در دولت های خلفای ثلاثه نسبت به دولت نبوی را نام برد. حضرت علی (ع) در دولت خود براساس مستندات تاریخی به روش خلفا عمل نکرد، بلکه تلاش وی برای بازگرداندن جایگاه زنان در اجتماع به عصر اعتلای دوران دولت نبوی و اجرای سیره پیامبر (ص) بود. به این ترتیب جایگاه اجتماعی زنان در دولت علوی (ع) مسئله اصلی مقاله حاضر است. هدف پژوهش مشخص کردن میزان اهتمام حضرت علی(ع) به جایگاه اجتماعی زنان و از نتایج آن کیفیت همراهی زنان در این مقوله است. در این راستا سؤال پژوهش به این صورت طرح شده که جایگاه اجتماعی زنان در دولت علوی چگونه بوده است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها کتابخانه ای و اسنادی است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که حضرت علی (ع) با اقداماتی برای زنان نظیر مبارزه با فرهنگ خشونت رفتاری، توجه به جایگاه شعر و هنر، اهتمام به علم آموزی و ساخت معنوی، حمایت از کار و فعالیت اقتصادی در جامعه و برجسته سازی ارزش زن در ساختار خانواده، به دنبال رشد و ارتقای جایگاه اجتماعی زنان بوده است.
۱۷۵.

فرهنگ سراها و فضای سوم: ادراک فرایند کم رنگ سازی محدودیت های زنان در عرصه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۱
فضاها عاملی برای شکل دادن به روابط اجتماعی است و تعاملات جامعه و فضا می تواند به کم رنگ سازی یا محو محدودیت های تعاملی زنان کمک کند. فضای سوم اولین بار توسط اولدنبرگ مطرح شده و از آن زمان در عرصه علمی جهان مورد بحث بوده است. هدف از این پژوهش ادراک فرایندهایی است که فرهنگ سراها به عنوان فضای سوم می توانند جهان اجتماعی اجتماعی زنان را متمایز سازند. جامعه آماری پژوهش شامل زنان حاضر در فرهنگسراهای شهر تهران بوده که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نظری به تعداد 15 نفر تعیین شد. روش پژوهش؛ کیفی و رویکرد آن داده بنیاد بود. هسته مرکزی پژوهش شامل ایجاد فضای نشانه شناسانه مقاومت بود که در فرایند علّی شکاف نسلی، ایجاد ارتباط و جهان بینی متمایز در این مکان سوم شکل گرفته است و علی رغم زمینه هایی همچون ممنوعیت های فضای انضباطی، به تصرف و مقاومت در فضا پرداخته اند. یافته ها نشان داد که زنان کنش گران خلاقی هستند که خود عرصه هایی را که مطلوبشان است، تولید می کنند.
۱۷۶.

واکاوی چالش های گزینش، آموزش و نظارت در فرزندپذیری از منظر مادران: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۵
فرزندپذیری به عنوان شیوه ای مهم برای تأمین نیاز والدین به فرزند و نیز کودکان نیازمند خانواده به والدینی مسئول، فرایندی پیچیده و مستلزم ارزیابی دقیق، آموزش تخصصی و حمایت مستمر از والدین متقاضی است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با هدف کاوش تجارب مادران فرزندپذیر از چالش های فرایند فرزندپذیری انجام شد تا مبنایی علمی برای بهبود سیاست ها و شیوه های گزینش، آموزش و نظارت فراهم آورد. نمونه گیری هدفمند شامل ۱۱ مادر فرزندپذیر تحت پوشش سازمان بهزیستی بود و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق تا اشباع نظری جمع آوری شدند. تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون انجام شد و درنهایت ۶ مضمون کلی و ۱۲ مضمون اصلی استخراج شد. یافته ها نشان داد مادران فرزندپذیر با چالش هایی از جمله فرایند طولانی و فرسایشی، ابهام در فرایند، شیب نامناسب آشنایی والد و کودک، شاخص های ناکارآمد و غیرپویای ارزیابی، جامع و کارآمدنبودن گزینش، آموزش و قطع تداوم آن، نبود اخلاق حرفه ای و کرامت محوری در سبک گزینش، ضعف در نظارت و رصد خانواده و کودک، استفاده ناکافی از ظرفیت ها و شبکه سازی محدود خانواده و تجربه هیجانات منفی و پیامدهای عینی ناکارآمدی سیستم مواجه هستند. این پژوهش بر اهمیت بازنگری و تقویت فرایندهای گزینش، آموزش و نظارت بر والدین فرزندپذیر تأکید دارد و ارائه راهکارهای علمی و عملی می تواند به ارتقای کیفیت زندگی خانواده های فرزندپذیر، افزایش سازگاری کودک و والد و کاهش پیامدهای منفی ناشی از ناکارآمدی سیستم منجر شود.
۱۷۷.

بررسی و نقد طلاق زوجه به استناد عسر و حرج ناشی از ضرب و شتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۵
هدف، بخش های درخواست طلاق از سوی زوجه در موارد معدودی مورد پذیرش دادگاه قرار می گیرد. یکی از این موارد، دشوار شدن ادامه زندگی برای زوجه به نحوی است که قابل تحمل نباشد که از آن به عسروحرج تعبیر می شود. ازآنجاکه قانون، شرایط تحقق عسروحرج بر اثر ضرب وشتم را تعیین نکرده است، رویه قضایی نقش تعیین کننده برای تبیین این شرایط ایفا می کنند. روش پژوهش، در این پژوهش به شیوه تحلیلی به بررسی آرای یافت شده درخصوص تحقق یا عدم تحقق عسروحرج در پرونده هایی که ضرب وشتم مورد استناد زوجه قرارگرفته است، پرداخته شده و رویکرد دادگاه ها مورد نقد قرارگرفته است. درواقع مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که دادگاه ها چه معیارهایی را برای تشخیص عسروحرج ناشی از ضرب وجرح به کار می گیرند و آیا این معیارها مناسب و منصفانه هستند؟ یافته ها فرض مقاله آن است که معیارهایی نظیر محکومیت متعدد کیفری زوج و استمرار خشونت برای تشخیص موضوع عسروحرج ضروری نیستند و باید در بوته نقد قرارگرفته و بهبود یابند. چراکه خشونت معمولاً امری تصادفی نیست و یک بار محکومیت زوج به ضرب وجرح زوجه می تواند نشان دهنده رفتاری مستمر و خشونت آمیز در روابط میان زوجین باشد. نتیجه گیری پیشنهاد می شود که قانون گذار به ویژه در خصوص بار اثبات اعمال خشونت در خانواده اقدام به وضع مقرره و تسهیل این امر برای زوجه کند. اقدامات پیشگیرانه درخصوص طلاق از قبیل آموزش های مستمر زوجین برای ارتقای مهارت های زندگی و ارائه مشاوره های روانی و حقوقی مناسب و به موقع در کنار آموزش قضات نیز باید در اولویت نهادهای ذی ربط قرار گیرد و رعایت باشد این میزان از سخت گیری از سوی دادگاه ها به دلایل متعدد قابل انتقاد است. نخست آن که سیاست گذاری های نظام قانونگذاری در مقام دفاع از کیان خانواده و جایگاه زن بر این امر تأکید دارند که قوانین سخت گیرانه ای برای حفظ امنیت زن در خانواده باید وضع شود. عادلانه است که سهمی از این دشواری نیز بر دوش زوج قرار داده شود. بدین منظور می توان چه در رویه قضایی و چه در مقام اصلاح قانون، بار اثبات وقوع خشونت در خانواده را با توجه به قرائن و شواهد نوعی یا شخصی تعدیل کرد. به عنوان مثال هر گاه زن بتواند یک بار اعمال خشونت از سوی زوج را اثبات کرده و حکم محکومیت کیفری صادر شود در شکایت های بعدی به استناد آن که ظاهر عرفی موضوع نشان دهنده اعمال خشونت از سوی زوج است (با توجه به سابقه کیفری) بار اثبات عدم اقدام به خشونت به عهده مرد قرار بگیرد و زن از ارائه دلیل معاف شود یا نسبت به وی سخت گیری کمتری در اثبات موضوع انجام شود. تدابیری از این دست می تواند هم اثر پیشگیرانه در اعمال خشونت نسبت به زوجه در محیط خانواده را درپی داشته باشد و هم مسیر زوجه را در اثبات عسروحرج ناشی از ضرب وشتم هموا ر تر سازد. علاوه بر این استفاده از ابزارهای اثباتی که در اختیار دادگاه است می تواند در این مسیر اثباتی به کمک دادگاه بیاید. به عنوان مثال ارجاع موضوع به کارشناسان روان شناسی که شدت آسیب های روحی ناشی از ضرب وشتم را مورد بررسی قرار داده و به دادگاه گزارش کند می تواند به دادگاه در تشخیص وجود خشونت مستمر کمک شایان توجهی کنند. عدم توجه دادگاه به معیارهای شخصی و وضعیت خاص زوجه نیز موردانتقاد است. به نظر می رسد تشخیص عسروحرج در عبادات نیز امری کاملاً وابسته به شرایط و وضعیت خاص هر مکلف است. در امور حقوقی نمی توان تشخیص این وضعیت را به عهده مدعی آن دانست اما می توان به وضعیت خاص او توجه کرد. لذا در تحقق عسروحرج می توان به میزان تحصیلات، موقعیت شغلی، اعتقادات و باور ها، محل زندگی و باورهای خویشاوندان واطرافیان و نظایر آن نیز توجه داشت. این امر در آرای فعلی دادگاه ها عمدتاً مغفول واقع می شود.
۱۷۸.

تأثیر دگرگونی اقتدار جنسیتی دوره قاجار بر فعالیت ها و فضاهای شهری ایران (با محوریت دارالخلافه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۹
متعاقب دگرگونی های فرهنگی میانه دوره قاجار، مرز عاملیت و اقتدار زنان و مردان جابه جا و فعالیت ها و فضاهای شهری دگرگون شد. هدف این پژوهش، بررسی دگرگونی اقتدار جنسیتی دوره قاجار بر فعالیت ها و فضاهای شهری ایران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، تفسیری-تاریخی و تحلیل سند به صورت اسنادی و کتابخانه ای است: وضعیت اقتدار و عاملیت زنان و مردان قاجاری، از میان منابع معتبر شناسایی شده و فعالیت ها و فضاهای شهری بررسی و مشخص شد کدام یک براساس دگرگونی اقتدار جنسیتی سامان دهی شده اند. در این میان برخی اسناد تاریخی هم وجود داشت که برای دسترسی به حوادث تاریخی و فضاهای شهری قاجار، از تحلیل آن ها استفاده شد. دارالخلافه تهران تمرکز این پژوهش است؛ چرا که روند دگرگونی های اقتدار جنسیتی سریع تر و وسیع تری داشته است. نتایج تحقیق نشان می دهد به واسطه تحولات اجتماعی و فرهنگی عصر قاجار، شهرها که تا پیش از این دوره غالباً جنسیتی مردانه داشتند، دارای فعالیت ها و فضاهای زنانه نیز شدند. حال آنکه سلسله قاجار تغییر نکرده بود. همچنین فعالیت های اجتماعی زودتر از فضاهای شهری، جنسیتی زنانه پیدا کردند. بدین جهت زنان ناگزیر به استفاده از خانه ها برای تحقق برخی فعالیت های خود بودند و اندرونی خانه از عرصه خصوصی به عرصه عمومی تبدیل شد. بررسی فضاهای شهری عصر ناصری در نقشه تهران 1270 شمسی نشان می دهد فعالیت ها و فضاهای بی سابقه نظیر خیابان های نوظهور، میدان های شهری جدید، مدارس دخترانه، مریض خانه، تکیه دولت، خیاط خانه، ایستگاه ماشین دودی، عکاس خانه و کافه در پایتخت احداث شدند که با امکان حضور زنان در آنجا، آنان اقتدار بیشتری در جامعه یافتند.
۱۷۹.

مطالعه تطبیقی سیاستگذاری خانواده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
مقاله حاضر به تحلیل تطبیقی سیاست های حمایت از خانواده در ایران و 8 کشور منتخب شامل سوئد، آلمان، ایرلند، فرانسه، ایالات متحده آمریکا، ژاپن، مالزی و آفریقای جنوبی می پردازد. هدف این مطالعه، شناسایی محورهای اصلی سیاست گذاری خانواده و بررسی تنوع رویکرد کشورها در مواجهه با چالش های جمعیتی و اجتماعی همچون کاهش نرخ باروری، تغییر ساختار خانواده و افزایش مشارکت زنان در بازار کار است. داده ها با بهره گیری از روش کتابخانه ای گردآوری و با استفاده از تکنیک تحلیل تماتیک مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. یافته ها نشان دهنده استخراج سه مقوله اصلی شامل: «تأکید بر زنان»، «تأکید بر زنان در خانواده» و «تأکید بر فرزندآوری» و نیز ۱۳ مقوله فرعی هستند. یافته ها نشان می دهد که کشورهای پیشرو مانند سوئد، فرانسه و آلمان از الگویی چندلایه در حمایت از خانواده استفاده می کنند که شامل کمک های مالی، خدمات مراقبت از کودک، مرخصی والدین با حقوق و سیاست های تقویت برابری جنسیتی است. در مقابل، کشورهایی مانند ژاپن و ایالات متحده، سیاست هایی محدودتر اما هدفمند در برخی حوزه ها اتخاذ کرده اند و آفریقای جنوبی بیشتر بر حمایت های معیشتی پایه متمرکز شده است. ایران در زمینه هایی همچون تنوع خدمات مراقبتی، حمایت از اشتغال والدین و ایجاد توازن میان کار و زندگی، نیازمند سیاست گذاری های اجرایی گسترده تر و هدفمندتر است.
۱۸۰.

راهبردهای انطباق پذیری با نقش های چندگانه در زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۲
زنان سرپرست خانوار با وجود تحمل بار سنگین مسئولیت، هم چنان به خلق آینده ای روشن برای خود و فرزندانشان امیدوارند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردهای انطباق پذیری زنان سرپرست خانوار با نقش های چندگانه، به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. با توجه به معیارهای مشخص شده برای ورود به پژوهش، 12 زن سرپرست خانوار ساکن تهران به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. یافته های پژوهش نشان داد زنان سرپرست خانوار برای مقابله با چالش های ناشی از ایفای نقش های متعدد از پنج راهبرد اصلی: مدیریت یکپارچه منابع، خوداتکایی، معنویت محوری، روحیه افزایی و فعال سازی شبکه حمایتی بهره می برند. نتایج نشان داد که این زنان با اتخاذ رویکردی فعالانه و با تکیه بر عاملیت فردی خود، به دنبال راهکارهایی برای بهبود شرایط زندگی خود هستند. مفاهیمی هم چون علاقه اجتماعی، مرزبندی و فعال سازی حمایت های بیرونی به عنوان ابعاد مهمی از این راهبردها مطرح شدند. زنان سرپرست خانوار با تقویت ارتباطات اجتماعی، تعیین مرزهای مشخص و بهره گیری از حمایت های موجود، توانسته اند بر چالش های خود غلبه کرده و کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند. پژوهش حاضر نشان داد زنان سرپرست خانوار انطباق پذیر به جای پذیرش نقش قربانی، به صورت فعال در جست وجوی راهکارهایی برای بهبود شرایط خود هستند و از راهبردهای خلاقانه ای برای مقابله با مشکلات استفاده می کنند. یافته های این پژوهش می تواند در طراحی برنامه های مداخله ای مؤثر برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان