ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۲۴۱.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با تحلیل رفتار متقابل بر تمایزیافتگی خود و راهبرد های حل تعارض زنان درگیر تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با تحلیل رفتار متقابل بر تمایزیافتگی خود و راهبرد های حل تعارض زنان درگیر تعارض زناشویی بود. این تحقیق نیمه تجربی از نوع پیش آزمون_پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری زنان درگیر تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده منطقه 1 شهر گرگان در سال 1402 بودند. تعداد 45 زن به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش 1، طرحواره درمانی و گروه آزمایش 2 تحلیل رفتار متقابل را دریافت کردند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش، مداخله ای دریافت نکرد. داده های پژوهش شده با تحلیل کوواریانس چندمتغیره توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 تحلیل شد. نتایج حاکی از آن بود که بین اثربخشی دو روش درمانی بر تمایزیافتگی خود (59/28F=) و راهبرد های حل تعارض (34/41F=) زنان تفاوت معنادار وجود دارد (05/0>p). به عبارتی تحلیل رفتار متقابل بر افزایش تمایزیافتگی خود و طرحواره درمانی بر کاهش راهبرد های حل تعارض اثربخشی بیشتر داشتند. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت تحلیل رفتار متقابل به دلیل تمرکز بر اینجا و اکنون منجر به افزایش تمایزیافتگی خود و طرحواره درمانی با تاکید بر جایگزین کردن الگوهای رفتاری و شناختی سازگار، راهبرد های مخرب حل تعارض را کاهش می دهد. همچنین یافته دیگر پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی نسبت به تحلیل رفتار متقابل اثربخشی بیشتری بر بهبود تاکتیک های حل تعارض در زنان درگیر تعارض زناشویی دارد. این یافته با نتایج پژوهش های فدائی مقدم و همکاران (1401)، کمالیان و همکاران (1399) و پارک و بایون (2018) هم سو است. در تبیین این یافته باید خاطر نشان کرد که طرحواره درمانی از طریق تغییر سبک های مقابله ای ناسازگار و طرحواره های ناسازگار دوران کودکی، ارائه تکنیک های شناختی و رفتاری و همچنین با تأکید بر جایگزین کردن الگوهای رفتاری و شناختی سازگار و کارآمد به جای سبک ها و راهبردهای مقابله ای ناکارآمد فرصتی را برای بهبود افکار فراهم می آورد. همچنین، طرحواره درمانی به افراد کمک می کند تا به جای الگوهای رفتاری برخاسته از طرحواره از سبک های مقابله ای سالم تری استفاده کنند و به جای اینکه طرحوار ه ها یک حقیقت مسلم بدانند که باید از آن پیروی کنند، آن ها را به صورت یک حقیقت مزاحم بنگرند (فدائی مقدم و همکاران، 1401). طرحواره درمانی به زنان آموزش می دهد هنگام بروز تعارض زناشویی کمتر با الگوهای رفتاری، شناختی و شخصیتی منفی و ناسازگارانه مانند تاکتیک های حمله و خشونت روانی در موقعیت ها درگیر شوند و با مقابله با این الگوها می توانند سبک های حل تعارض سالم تری را به کارگیرند (پارک و بایون، 2018). به علاوه می توان گفت که تحلیل رفتار متقابل بر لزوم رابطه با دیگران بر اساس واقعیت ها و نیز درنظرگرفتن افراد به طور واقعی و منحصر به فردشان و ایجاد نیت ها و انگیزه های مثبت نسبت به یکدیگر تأکید می کند که همه اینها تبادل های مکمل را ایجاد می کنند. زوج ها از طریق فهم و شناخت پیش نویس زندگی خود می توانند آسیب های ابتدایی را بهبود بخشند و از صحنه های قدیمی دوران کودکی رهایی یابند. با انجام این عمل زوج ها امکان می یابند که در وضعیت این زمانی و این مکانی به تمام منابع دوران بزرگ سالی که در اختیار دارند؛ تجهیز شوند که نشان دهنده اثربخشی مطلوب تحلیل رفتار متقابل بر بهبود تاکتیک های حل تعارض بود (دربانی و همکاران، 1398). استفاده از تصویرسازی ذهنی باعث شد فرد طرحواره های اصلی را شناخته، ریشه های تحولی آن را درک کرده و این ریشه ها را به زندگی فعلی خود ربط دهد نه ویژگی های شخصیتی. در تکنیک گفت وگوی خیالی، بروز هیجانات اصلی مثل خشم، زمینه را برای تخلیه هیجانی مهیا کرده و باعث فاصله گرفتن از طرحواره ها شد. تصویرسازی ذهنی به منظور الگوشکنی نیز باعث فاصله گرفتن از سبک های مقابله ای اجتناب و جبران افراطی و از سویی با استفاده از تکنیک نوشتن نامه زنان فرصتی برای بیان حقوقی و شناخت احساساتشان یافته که با کاهش احساست منفی همراه بود (کمالیان و همکاران، 1399). بنابراین می توان نتیجه گرفت که در آموزش مبتنی بر طرحواره درمانی با انجام تکنیک مذاکره خیالی ارائه شده، زنان فرا گرفتند با شناسایی طرحواره های ناسازگار دوران کودکی، با افرادی که باعث ایجاد طرحواره هایشان شده اند، گفتگو کرده و تعارضات را حل کنند، نسبت به تحلیل رفتار متقابل که تمرکزش بر اینجا و اکنون بنیان نهاده شده است، اثربخشی بیشتری بر بهبود الگوهای ناکارآمد حل تعارض دارد.
۲۴۲.

بررسی ادبیات مادرانه در جایگاه ژانری نوظهور در نقد ادبی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۹
ادبیات معاصر در سال های اخیر با ورود پررنگ تجربه های زیستی زنان، به ویژه مادری با خلأ نظری مواجه شده است؛ چراکه این تجربه ها در چارچوب های سنتی ادبیات جای نمی گیرند. پژوهش حاضر با هدف امکان شناسی «ادبیات مادرانه» به مثابه ژانری نوظهور در نقد ادبی معاصر انجام شده است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی بوده و آثاری از شارلوت پرکینز گیلمن، سیمون دوبووار و شیوا علی نقیان به عنوان نمونه های شاخص تحلیل شده و ویژگی های متمایز این ژانر بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که ادبیات مادرانه واجد شاخصه هایی مستقل است همچون: تمرکز بر بدن مندی، تجربه های عینی مادری، روایت های چندصدایی، بهره گیری از فرم های روزنگاشتی متناسب با زیست مادری و ایفای نقش انتقادی در برابر گفتمان های تثبیت شده درباره مادری. این ژانر با عبور از مرزهای سنتی گونه ای خودآگاهی جمعی درباره تجربه مادری پدید می آورد و نشان می دهد مادری آغازی تازه برای بازآفرینی زبان زنانه است. این خصوصیات بیانگر آن است که ادبیات مادرانه ظرفیت تثبیت درجایگاه ژانری مستقل را دارد. نوآوری این پژوهش در آن است که برای نخستین بار مادری از سطح «موضوع» به سطح «ژانر» ارتقا یافته و جایگاهی نظری در مباحث ژانرشناسی یافته است. اهمیت این نتیجه آن است که ادبیات مادرانه به غنای نقد ادبی و مطالعات جنسیت کمک می کند.
۲۴۳.

فرهنگ سراها و فضای سوم: ادراک فرایند کم رنگ سازی محدودیت های زنان در عرصه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
فضاها عاملی برای شکل دادن به روابط اجتماعی است و تعاملات جامعه و فضا می تواند به کم رنگ سازی یا محو محدودیت های تعاملی زنان کمک کند. فضای سوم اولین بار توسط اولدنبرگ مطرح شده و از آن زمان در عرصه علمی جهان مورد بحث بوده است. هدف از این پژوهش ادراک فرایندهایی است که فرهنگ سراها به عنوان فضای سوم می توانند جهان اجتماعی اجتماعی زنان را متمایز سازند. جامعه آماری پژوهش شامل زنان حاضر در فرهنگسراهای شهر تهران بوده که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نظری به تعداد 15 نفر تعیین شد. روش پژوهش؛ کیفی و رویکرد آن داده بنیاد بود. هسته مرکزی پژوهش شامل ایجاد فضای نشانه شناسانه مقاومت بود که در فرایند علّی شکاف نسلی، ایجاد ارتباط و جهان بینی متمایز در این مکان سوم شکل گرفته است و علی رغم زمینه هایی همچون ممنوعیت های فضای انضباطی، به تصرف و مقاومت در فضا پرداخته اند. یافته ها نشان داد که زنان کنش گران خلاقی هستند که خود عرصه هایی را که مطلوبشان است، تولید می کنند.
۲۴۴.

مطالعه تطبیقی سیاستگذاری خانواده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۷۳
مقاله حاضر به تحلیل تطبیقی سیاست های حمایت از خانواده در ایران و 8 کشور منتخب شامل سوئد، آلمان، ایرلند، فرانسه، ایالات متحده آمریکا، ژاپن، مالزی و آفریقای جنوبی می پردازد. هدف این مطالعه، شناسایی محورهای اصلی سیاست گذاری خانواده و بررسی تنوع رویکرد کشورها در مواجهه با چالش های جمعیتی و اجتماعی همچون کاهش نرخ باروری، تغییر ساختار خانواده و افزایش مشارکت زنان در بازار کار است. داده ها با بهره گیری از روش کتابخانه ای گردآوری و با استفاده از تکنیک تحلیل تماتیک مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. یافته ها نشان دهنده استخراج سه مقوله اصلی شامل: «تأکید بر زنان»، «تأکید بر زنان در خانواده» و «تأکید بر فرزندآوری» و نیز ۱۳ مقوله فرعی هستند. یافته ها نشان می دهد که کشورهای پیشرو مانند سوئد، فرانسه و آلمان از الگویی چندلایه در حمایت از خانواده استفاده می کنند که شامل کمک های مالی، خدمات مراقبت از کودک، مرخصی والدین با حقوق و سیاست های تقویت برابری جنسیتی است. در مقابل، کشورهایی مانند ژاپن و ایالات متحده، سیاست هایی محدودتر اما هدفمند در برخی حوزه ها اتخاذ کرده اند و آفریقای جنوبی بیشتر بر حمایت های معیشتی پایه متمرکز شده است. ایران در زمینه هایی همچون تنوع خدمات مراقبتی، حمایت از اشتغال والدین و ایجاد توازن میان کار و زندگی، نیازمند سیاست گذاری های اجرایی گسترده تر و هدفمندتر است.
۲۴۵.

کاربست الگوی بازاریابی اجتماعی در پیشگیری از بدحجابی با تاکید بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۶
نظریه داده بنیاد یا گراندد تئوری، یک روش تحقیق کیفی است که به منظور نظریه پردازی پیرامون پدیده مورد مطالعه استفاده می شود. هدف نظریه پردازی زمینه بنیان، تولید نظریه است نه توصیف صرف پدیده. از سویی بازاریابی اجتماعی رهیافتی است که ضمن بهره گیری از ادبیات بازاریابی تجاری، با هدف ایجاد تغییر در رفتارهای انسانی پا به عرصه مطالعات اجتماعی گذاشته است. هدف مقاله حاضر آن است که ضمن معرفی بازاریابی اجتماعی به عنوان رهیافتی مؤثر در تغییر رفتار انسانی با کاربست نظریه داده بنیاد، آن را به عنوان ابزاری ارزشمند در مسیر تحقق اهداف سیاستگذارانه معطوف به تغییر رفتار (بدحجابی) معرفی نماید. پژوهش حاضر از نوع مطالعات مروری و کتابخانه ای است که در نهایت با استناد بر نتایج پژوهش ها و ادبیات موضوعی بازاریابی اجتماعی و حجاب می-توان اذعان داشت که با بهره مندی از استراتژی های بازاریابی اجتماعی و تاثیرگذاری بر نگرش و ذهنیت شهروندان، می توان تغییر باور و نگرش شهروندان نسبت به بدحجابی را موجب شد. ازاین رو لزوم توجه روزافزون مدیران ارشد سازمان ها به نقش حیاتی و بی بدیل بازاریابی اجتماعی ضرورت دارد.
۲۴۶.

تحلیل کهن الگوی سفر قهرمان زن در سینمای ایران پس از انقلاب؛ بازنمایی هویت درونی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
در جهان امروز رسانه ها از طریق رمزگان خود به رفتارهای اجتماعی ما جهت می دهند؛ این رمزگان رسانه ای به عنوان ابزاری مفید در زمینه آگاهی بخشی، جامعه پذیری و شناساندن ارزش ها و هنجارهای حاکم از عوامل هویت ساز در یک جامعه به شمار می روند. این پژوهش با رویکردی میان رشته ای و با هدف شناخت بازنمایی زن در سینمای ایران پس از انقلاب، به بررسی الگوی سفر قهرمان زن در چهار فیلم بانو، میهمان مامان، شیار ۱۴۳ و باشو غریبه کوچک می پردازد. مبنای نظری پژوهش بر الگوی دوازده مرحله ای «سفر قهرمان» کریستوفر ووگلر است که مسیر تحول شخصیت را از انفعال تا آگاهی نشان می دهد. در کنار آن، از نظریه ی فمینیستی بازنمایی زنان و مفهوم «نگاه مردانه» لورا مالوی بهره گرفته شده تا چگونگی عبور قهرمان زن از موقعیت ابژه گی به فاعلیت و خودآگاهی تبیین شود. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای تفسیری است. یافته ها نشان می دهد قهرمانان زن در این فیلم ها، مسیری از وابستگی تا خودشناسی را طی کرده و در پایان به کنشگری و استقلال می رسند. این روند در سطح فرهنگی نیز بیانگر گذار سینمای ایران از بازنمایی زن در جایگاه تابع به سوی تصویر زن آگاه و مستقل است.
۲۴۷.

مروری سیستماتیک بر تجارب جهانی در پیشگیری از خشونت خانگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۴
خشونت خانگی یکی از مشکلات عمده سلامت افراد به شمار میاید. امروزه، پیشگیری از بروز این مشکل و همچنین مدیریت موارد خشونت خانگی در دنیا به عنوان یک اولویت مهم سلامت مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی مداخلات انجام شده و تجارب جهانی در زمینه پیشگیری از بروز خشونت خانگی و بررسی اثربخشی آن است. روش: این مطالعه از نوع مطالعات کیفی- توصیفی به روش مروری و با جستجوی نظام مند مقالات موجود در بانک های اطلاعاتی معتبر و با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط انگلیسی و فارسی، با مرور و تحلیل مداخلات انجام شده در زمینه خشونت خانگی و میزان اثربخشی آن ها تحلیل شد. یافته ها: بعضی مداخلات در زمینه خشونت خانگی در بسیاری از کشورها شامل مداخلات متمرکز بر افراد آسیب دیده خصوصاً زنان و کودکان که شامل راهکارهایی از قبیل آموزش، جلب حمایت و مشاوره های روانی و درمانی افراد در معرض خطر است. مداخلات دیگر متمرکز بر کارکنان سیستم خدمات بهداشتی درمانی و سازمان های حمایتی به منظور آموزش و توانمندسازی آنان در زمینه تشخیص و مدیریت موارد خشونت خانگی است. بحث: توانمندسازی کارکنان مراکز بهداشتی درمانی برای غربالگری، تشخیص و مدیریت موارد خشونت خانگی و نیز آموزش کلیه افراد در زمینه عوامل زمینه ساز بروز خشونت، کسب مهارت های ارتباطی و سازگاری و انتخاب صحیح رفتارهای جایگزین در مواجهه با موقعیت های خشونت زا می تواند گام هایی مهم در پیشگیری یا کاهش خشونت خانگی باشد که این یافته ها با بسیاری از مطالعات انجام شده در کشورهای مختلف همسو بوده است.
۲۴۸.

مقایسه تطبیقی تحلیل پدیدارشناسی بدن زنان در فشن مفهومی از منظر مارک جانسون: مطالعه موردی آثار ری کاواکوبو، الکساندر مک کوئین و حسین چالایان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
فشن مفهومی با تکیه بر اندیشه و ارائه کارکردهای جدیدی از لباس، بستری برای نمایش نقش هایی متفاوت از بدن می شود. مارک جانسون معتقد است بدن متمایز از ذهن نیست، بلکه معنا، فکر و الگوهای ادراک ما جسمانی هستند. باور به جدایی پذیربودن ذهن و بدن در اندیشه اندیشمندان پدیدارشناس متأخر مانند جانسون از بین رفت. در این پژوهش با هدف واکاوی ارتباط فلسفه بدن جانسون با فشن مفهومی به مطالعه موردی سه هنرمند مطرح این حوزه یعنی ری کاواکوبو، الکساندر مک کوئین و حسین چالایان پرداخته شد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات از روش اسنادی (کتابخانه) استفاده شد. این مقاله در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که بدن مندی پدیدارشناختی از منظر مارک جانسون چگونه در فشن مفهومی و بدن زنان شکل گرفته است. به نظر می رسد در آثار مورد مطالعه، چهار مدل از بدن های جانسون اعم از بوم شناختی، پدیدارشناختی، اجتماعی و فرهنگی قابل تحلیل است. بدن بوم شناختی که عدم جدایی ذهن و بدن را نشان می دهد، مهم ترین بخش از اهداف طراحان لباس مورد مطالعه است؛ چرا که این طراحان در تلاش اند تا گفتمان تفکر، بدن و لباس را به شیوه های نو بدعت گذاری کنند. بدن فرهنگی و اجتماعی یکی از شاخص ترین مفاهیم کار هنرمندان حوزه فشن مفهومی است که تفاوت های فرهنگی و برهم کنش های اجتماعی بدن با تأکید بر زنان را از طریق لباس به تصویر می کشد. از این رو می توان مفاهیم و معانی بدن از دیدگاه مارک جانسون را در فشن مفهومی مشاهده و تحلیل کرد.
۲۴۹.

بررسی عوامل مؤثر بر دلبستگی مکانی دانشجویان دختر به فضاهای تعاملی: مطالعه موردی محوطه کافه - رستوران های مجتمع تجاری رویال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۹۲
دلبستگی مکانی یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات روان شناسی محیطی و جغرافیای انسانی است که به پیوندهای عاطفی، اجتماعی و عملکردی افراد با مکان ها اشاره دارد. فضاهای عمومی شهری، به ویژه مکان هایی که بستری برای تعاملات اجتماعی و تجربه های مشترک فراهم می کنند، می توانند موجب تقویت این دلبستگی شوند. محوطه کافه - رستوران مجتمع تجاری رویال سعادت آباد یکی از این فضاهاست که به دلیل ویژگی های خاص خود، مورد توجه دانشجویان دختر قرار گرفته و به مکانی برای تجمع، تعامل و گذران اوقات فراغت تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر دلبستگی مکانی دانشجویان دختر به این فضا انجام شده است و می کوشد تا تأثیر ویژگی های کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و فردی را بر میزان این دلبستگی تبیین کند. روش تحقیق این مطالعه ترکیبی از روش های کیفی و کمی است. در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ دانشجوی دختر که به طور مستمر از این محوطه کافه - رستوران استفاده می کردند، انجام شد و تحلیل محتوای آن ها به شناسایی مهم ترین مؤلفه های تأثیرگذار بر دلبستگی مکانی منجر گردید. سپس، با طراحی پرسشنامه ای بر اساس یافته های کیفی، اطلاعات ۲۰۰ دانشجو گردآوری شد. داده های به دست آمده از طریق آمار توصیفی و آزمون های همبستگی و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفت تا میزان تأثیر هر یک از عوامل شناسایی شده مشخص شود. نتایج نشان داد که دلبستگی مکانی در این فضا تحت تأثیر ترکیبی از عوامل کالبدی، اجتماعی و تجربی قرار دارد. در میان این عوامل، ویژگی های کالبدی مانند طراحی فضا، نورپردازی و چیدمان، امکان تعاملات اجتماعی، و خاطرات مشترک و تجربه های گذشته بیشترین تأثیر را در ایجاد این دلبستگی داشتند. عامل اجتماعی که شامل حضور گروه های مشابه، احساس راحتی در تعاملات و امکان تجربه ی جمعی بود، به شکل معناداری در تکرار حضور دانشجویان در این مکان نقش داشت. همچنین، تجربه های گذشته و خاطرات مثبت ایجادشده در این فضا موجب افزایش حس تعلق کاربران شد. این یافته ها نشان می دهد که دلبستگی به مکان صرفاً یک واکنش فردی نیست، بلکه نتیجه تعاملات اجتماعی، خاطرات مشترک و کیفیت کالبدی محیط است که در گذر زمان شکل می گیرد.
۲۵۰.

اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر استرس ادراک شده و انعطاف پذیری کنشی زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مبتنی بر عوامل فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۷۱
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان براسترس ادراک شده و انعطاف پذیری کنشی زنان مبتلا به اختلال وسواس مبتنی بر عوامل فرهنگی بود. جامعه آماری شامل زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اهواز در سال 1403 بود. نمونه پژوهش 50 زن مبتلا به اختلال وسواس فکری -عملی بود. که به روش دردسترس از بین زنان مراجعه کننده به یکی از مراکز مشاوره انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (25 نفر) و کنترل (25 نفر) گمارش شدند. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی واز نوع پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزار پژوهش شامل مقیاس استرس ادراک شده کوهن و همکاران(1983) و پرسشنامه انعطاف پذیری کنشی کانر و دیویدسون (2003)، بود. گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان متمرکز بر هیجان را دریافت کردند و گروه کنترل هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که درمان متمرکز بر هیجان بر استرس ادراک شده و انعطاف پذیری کنشی زنان مبتلا به اختلال وسواس مبتنی بر فرهنگ اثربخش است و می تواند به عنوان یک درمان کمکی برای زنان مبتلا به وسواس مبتنی بر عوامل فرهنگی استفاده شود.
۲۵۱.

تحلیل مضمون فقهی و حقوقی کلان داده های شبکه های اجتماعی در ارزیابی لایحه حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۸
لایحه حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ حجاب و عفاف به منظور پاسداری از ارزش های اجتماعی و با هدف مشارکت حاکمیت و مردم در حفظ سلامت جامعه، به ویژه ترویج حجاب، تدوین شده است . بنا به اهمیت موضوع لایحه و همچنین حساسیت آحاد جامعه نسبت به کم وکیف وضع سیاست در حوزه حجاب، تدقیق محتوا و سیاست های مندرج در لایحه پیشنهادی، ضروری می نماید. فارغ از ایرادات و ابهامات فقهی حقوقی که توسط نخبگان علمی به لایحه عفاف و حجاب وارد است؛ نوع مواجهه مردم که ممکن است آگاهی کامل بر این لایحه نداشته باشند، مهم است؛ زیرا برای اجرای یک قانون حمایت فرهنگی و توافق اجتماعی نیاز است. تحلیل داده های پژوهش که باروش تحلیل مضمون کلان داده های تولید شده توسط کاربران شبکه های اجتماعی توئیتر، اینستاگرام و تلگرام صورت گرفته، بیانگر این امر است که برخی کاربران، لایحه حجاب و عفاف را باکرامت انسانی و عدالت اجتماعی در تضاد دانسته و یکی از ابهامات پرتکرار در میان آنان، بحث عدم شرعی بودن قراردادن مجازات برای بی حجابی است. برخی به عدم دخالت اکثریت مردم در تدوین لایحه اشاره و با بیان درآمدزایی دولت به وسیله جریمه های نقدی در لایحه، آن را سوءاستفاده دولت از حق حاکمیتی خود می دانند. عده ای نوع کشف جرم در لایحه را با حریم خصوصی افراد در تناقض دانسته، آن را غیرمشروع می دانند. بعضی معتقدند اجرای لایحه حجاب، منجر به دوقطبی سازی در جامعه شده و در نهایت عده ای ایرادات شکلی به لایحه وارد کرده اند که در این مقاله به نقد، تحلیل و بررسی فقهی و حقوقی موارد فوق پرداخته شده است.
۲۵۲.

مدل یابی معادلات ساختاری رضایت زناشویی بر اساس بهزیستی معنوی و سخت رویی روانشناختی؛ نقش میانجیگر سازگاری زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۷۷
خانواده یکی از مهم ترین نهاد های اجتماعی است که نقش مهمی در رشد فردی، تربیت و سلامت روانی افراد جامعه دارد. کیفیت روابط زوجین و احساس رضایت از زندگی مشترک یکی از عوامل اساسی تحکیم نظام خانواده می باشد. از این رو هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطه ای سازگاری زناشویی در رابطه بین بهزیستی معنوی و سخت رویی روانشناختی با رضایت زناشویی بوده است. پژوهش حاضر به شیوه همبستگی و از طریق الگویابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان متاهل شرکت های دانش بنیان شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان در سال 1402 بود که 303 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس رضایت زناشویی انریچ (1989)، بهزیستی معنوی پولوتزین و الیسون (1982)، سخت رویی روانشناختی کوباسا (1992) و سازگاری زناشویی اسپینر (1976) استفاده شد. سپس داده ها از طریق نرم افزارهای آماری SPSS و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بهزیستی معنوی، سخت رویی روانشناختی و سازگاری زناشویی با رضایت زناشویی رابطه مثبت و معناداری دارند (01/0P<). هم چنین بررسی مدل یابی ساختاری نشان داد که بهزیستی معنوی و سخت رویی روانشناختی با میانجیگری سازگاری زناشویی بر رضایت زناشویی تأثیرگذار است (05/0P<). بر این اساس، ارتقای بهزیستی معنوی و تقویت روحیه سرسختی در زوجین می تواند به افزایش سازگاری و رضایت زناشویی آنها کمک شایانی نماید. مؤلفه چالش طلبی به انسان کمک می کند تا در مواجهه با مشکلات و تعارض ها، سختی ها را به عنوان بخشی از طبیعت زندگی پذیرفته و مدیریت کند. وجود تعهد باعث می شود تا با آنچه در اطراف او می گذرد، درگیر بماند و کنترل سبب می شود تا بتواند آن را به نفع خود تغییر دهد (مدی، 2013). افرادی که در مؤلفه های سرسختی در سطح بالایی قرار دارند، به جای اتکا بر جنبه های ثابت زندگی، بر انجام تغییرات و تطابق با شرایط تمرکز دارند. چنین افرادی پیش بینی می کنند که تغییرات فرصت هایی را برای رشد آن ها فراهم می کند. بنابراین، می توانند سازگاری مؤثری با زندگی داشته باشند (الهی و همکاران، 1401). مواجهه مثبت با سختی های زندگی، احساس رشد و موفقیت در مسیر مدیریت چالش ها و مشکلات و حس متقابل تعهد به ارتقای کیفیت روابط، می تواند به افزایش احساس رضایت زوجین از زندگی مشترک کمک شایانی کند. این پژوهش نشان داد که بهزیستی معنوی، سخت رویی و سازگاری زناشویی از عوامل مرتبط با رضایت زناشویی است و بهزیستی معنوی و سخت رویی می توانند به واسطه تأثیرگذاری بر سازگاری، زمینه ساز افزایش رضایت زناشویی باشند. باوجود نتایجی که این بررسی همراه داشت، محدودیت هایی نیز در فرآیند اجرای پژوهش وجود داشته که لازم است ذکر شود؛ یک، اینکه داده ها به شکل خود گزارشی گردآوری شدند. این روش ممکن است منجر به مشکلاتی از جمله سوگیری و انگیزه برای ابراز نمرات غیرواقعی شود. دو، اینکه مطالعه حاضر از نوع هم بستگی و مقطعی انجام شد؛ بنابراین اطلاعات کم تری را نسبت به پژوهش های آزمایشی و طولی به دست داده است. همچنین در این پژوهش، آزمودنی ها یکی از زوجین بودند. در فرضی که وجود داده های مربوط به هر دو نفر از زوجین، امکان بهتری را برای بررسی مدل پژوهش ارائه می کند.
۲۵۳.

آزمون کمّی مدل عوامل فرهنگی مرتبط با گرایش زنان به جراحی زیبایی (رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۹
با توجه به اهمیت روزافزون جراحی زیبایی به عنوان یک پدیده اجتماعی، نیاز به آزمون مدل های تجربی برای تبیین عوامل مؤثر ضروری است. این پژوهش با هدف آزمون کمّی یک مدل مفهومی هفت عاملی از عوامل فرهنگی (سرمایه فرهنگی، قابلیت های فرهنگی، مصرف رسانه ای، پایگاه اجتماعی، الگویابی، تمایل به زیبایی و ترویج فرهنگ) مؤثر بر گرایش زنان به جراحی زیبایی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) است. جامعه آماری شامل زنان مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی در کرمانشاه بود که ۳۸۴ نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته با پایایی و روایی مطلوب بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و نرم افزار SmartPLS انجام شد. نتایج ارزیابی مدل اندازه گیری، پایایی و روایی همگرا و واگرای تمامی سازه ها را تأیید کرد. ارزیابی مدل ساختاری نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش کلی بسیار خوبی برخوردار است (GOF=0.543) و قادر است ۸۲.۷ درصد (R²=0.827) از واریانس گرایش به جراحی زیبایی را تبیین کند. تحلیل مسیر نشان داد که تمامی هفت عامل فرهنگی تأثیر معناداری بر گرایش به جراحی دارند (p<0.001). در این میان، مصرف رسانه ای-فرهنگی (β=0.280)، تمایل به زیبایی (β=0.266) و سرمایه فرهنگی (β=0.239) به ترتیب قوی ترین پیش بینی کننده ها بودند. مدل فرهنگی ارائه شده از اعتبار تجربی بالایی برخوردار وتأثیر بالای رسانه ها و سرمایه فرهنگی نشان می دهد که گرایش به جراحی زیبایی عمیقاً تحت تأثیر فشارهای اجتماعی برای دستیابی به استانداردهای زیبایی و منزلت اجتماعی است.
۲۵۴.

مسئولیت کیفری سقط جنین ناشی از اختلالات پارافیلیایی؛ تحلیل فقهی و حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۲۰۹
زمینه و هدف: بیماری پارافیلیا گونه ای از اختلال های روانی محسوب شده که نشانه های آن عمدتاً اعمال نامتعارف جنسی می باشد. حسب آخرین یافته های علمی، این بیماران در اوج هیجان جنسی به صورت جزئی دست به خشونت هایی زده و پس از رشد شدت خشونت، اراده آن ها بازخواهد گشت. این خشونت ها ممکن است به سقط جنین جنس مؤنث باردار ختم گردد. مواد و روش ها: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و هدف آن بررسی مسئولیت کیفری سقط جنین به وسیله بیماران پارافیلیا می باشد. نتیجه گیری: نتیجه نهایی این که شدت زوال اراده و قوه تمییز در بیماران پارافیلیا به حدی است که مرتکب خشونت های جزئی می شوند و در خشونت های شدید منجر به سقط جنین، نمی توان قوه تمییز را به طور کامل مختل شده دانست. بنابراین مسئولیت کیفری بیمار پارافیلیا محرز است. حسب قاعده احتیاط که مصادیق آن در قانون مجازات اسلامی منعکس شده، بیماران پارافیلیا در صورت اطلاع از بارداری جنس مؤنث، نباید نسبت به رابطه جنسی اقدام نمایند، در غیر این صورت مرتکب جرم عمدی شده و این مهم بیشتر در کلام فقهای اهل سنت مشهود است. نیاز است که جزئیات علمی این مهم در آئین نامه موضوع تبصره اول ماده 202 آئین دادرسی کیفری ذکر گردد.
۲۵۵.

بررسی پدیدارشناسانه دلبستگی به مکان در میان زنان ساکن در سکونت گاه غیررسمی (مورد مطالعه: محله مهرآباد مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۲
موضوع این پژوهش، صور و اشکال دلبستگی به مکان در میان زنان ساکن در سکونت گاه غیررسمی است که به شیوه کیفی در یک نمونه آماری 20 نفره از زنان ساکن در منطقه مهرآباد مشهد انجام شده است. نتایج نشان داد پیوند زنان با محله مهرآباد دربرگیرنده جنبه های مختلف روان شناختی عاطفی و هویتی، رفتاری- اجتماعی و شناختی است. بر پایه یافته ها اشکال دلبستگی زنان به محله مهرآباد چنین به دست آمد: هویت فردی و جمعی، تعاملات اجتماعی، مشارکت و سودمندی، احساسات و تعلق عاطفی، و بالاخره تمایل به ماندگاری. اگرچه هویت و تعاملات اجتماعی پایه دلبستگی به مکان است، اما تحقیق نشان داد تنوع جمعیتی و اختلاف های بین نسلی در محله مهرآباد، این فرایند را دچار نقض (کاهش دلبستگی) می کند. زنان نسل قدیم و غیرمهاجر از تنوع قومی و مذهبی محله حس خوبی ندارند و این به افزایش فاصله اجتماعی و نگرش های منفی بین گروه ها می انجامد. نسل جدید با دیدگاه عمل گرایانه تر، کمتر به محله وابسته است و به دنبال فرصت های جدید در شهر است؛ این تنش ها نیازمند مدیریت است.
۲۵۶.

اثربخشی زوج درمانی وجودی بر رضایت زناشویی و سلامت معنوی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۸۲
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی وجودی بر رضایت زناشویی و سلامت معنوی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره بهزیستی انجام گردید. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه گواه و دوره پیگیری 1ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره تحت نظارت بهزیستی زرین شهر در سال 1401بودند. 40زوج به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه 20نفری گمارده شدند که یک گروه 20نفره گروه آزمایش و یک گروه 20نفره گروه گواه بودند. از مقیاس رضایت زناشویی انریچ (EMSفاورز و اولسون، 1993)، و مقیاس بهزیستی معنوی ( SWBSپولوتزین و الیسون،1982) و همچنین از پروتکل 8جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 45 دقیقه) زوج درمانی وجودی برای مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل شدند.نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین میانگین های گروه آزمایش در مراحل پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری وجود دارد (001/0p<) در حالی که تفاوت معناداری بین میانگین های گروه گواه در مرحله پس آزمون و پیگیری مشاهده نشد که حاکی از اثربخشی مداخله است. بنابراین، استفاده از زوج درمانی وجودی می تواند در افزایش رضایت زناشویی و سلامت معنوی زوجین موثر باشد. یکی دیگر از اهداف این درمان کمک به زوجین جهت افزایش آگاهی آن ها به سوی عشق، وفاداری، توجه به معنای ازدواجشان و کاهش بیگانگی است. زوج درمانی وجودی می تواند بر جنبه های مختلف جهان بینی فرد، طرز فکر و نحوه برخورد با احساسات و مشکلات تأثیر مثبتی بگذارند و همچنین این مداخلات نسبت به مشکلات زندگی نگرش منفی ندارند و معتقدند که مشکلات زندگی در واقع بخش جدایی ناپذیر آن هستند و به این افراد کمک می کنند تا مشکلات خود را بپذیرند و آن را به نحو مؤثرتری درک کنند و در ادامه مسئولیت ادامه زندگی و کیفیت آن را نیز برعهده بگیرند و انسان را نسبت به آینده و وقایع پیرامون خود توانمند می کنند. درمان وجودی به انسان کمک می کند تا با فرایندها و افکار وجودی خود رو به رو شوند، آن ها را به درک کامل پتانسیل های خود در ابعاد مختلف زندگی فیزیکی، اجتماعی و شخصی ترغیب می کند، نقاط قوت خود را بشناسند و معنای زندگی را در زندگی خود مورد کاوش قرار دهند و به دنبال آن احساس امیدواری را افزایش دهند. از سویی دیگر نتایج این پژوهش نشان داد که زوج درمانی وجودی می تواند باعث افزایش سلامت معنوی در زوجین شود و این یافته با نتایج پژوهش های پیشین هم سو بود (ووس، 2023؛ بی آزاری کاری، 1400). از جمله اثرات مهمی که زوج درمانی وجودی می تواند برای زوجین ایجاد کند، معنادهی به معنویات و دنیای غیرمادی است. این رویکرد با ارتقاء باورهای افراد سعی دارد تا اضطراب ناشی از تنهایی وجودی را کاهش دهد که این امر به پذیرش آسان تر مرگ و معنادهی به استرس ها و مشکلات مرتبط با زندگی زناشویی در زوجین منجر می شود. همچنین زوج درمانی وجودی تلاش می کند تا درک زوجین از مهم بودن ازدواج را بالا ببرد. در این شرایط زوج ها انرژی بیشتری برای حفظ آنچه مهم می دانند، صرف می کنند. زوج هایی که زندگی زناشویی خود را با اهمیت می دانند، بیشتر از دیگران برای حفظ و نگهداری این رابطه می کوشند. چنین رفتارهایی باعث افزایش سلامت معنوی و سلامت مذهبی در بین دو طرف می شود.
۲۵۷.

مطالعه پدیدارشناسانه تجمل گرایی در میان دختران نوجوان: شهر بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
تجمل گرایی به عنوان یک آسیب نرم، ممکن است تأثیر و پیامد مستقیمی نداشته باشد، اما به طور نامحسوس در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی نفوذ کرده و می تواند بر نگرش ها و هویت دختران نوجوان تأثیر بگذارد، به گونه ای که هنجارهای اجتماعی و انتظارات شخصی شان را دستخوش تحول کند. بر این مبنا، هدف پژوهش حاضر بررسی زمینه های گرایش و پیامدهای تجمل گرایی در دانش آموزان دختر متوسطه اول و ارائه راهکارهایی برای کاهش این پدیده بود. روش پژوهش حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی بود که از مصاحبه نیمه ساختاریافته، به عنوان ابزار گرد آوری داده ها استفاده شد. جامعه پژوهش را دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر بیرجند تشکیل داده اند. گردآوری اطلاعات از نمونه های تحقیق به صورت نمونه گیری غیراحتمالی(هدفمند) تا آن جا ادامه پیدا نمود که اشباع داده حاصل شد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که پدیده تجمل گرایی تحت تأثیر عواملی چون رسانه، خانواده، جامعه و ویژگی های فردی شکل گرفته و پیامدهایی در ابعاد روحی-روانی، خانوادگی، فردی و اجتماعی به همراه دارد. این تأثیرات می توانند منجر به تغییر نگرش نسبت به بدن و پوشاک، افزایش رقابت های ناسالم و ایجاد فشارهای روانی در دانش آموزان شوند. بر پایه نتایج پژوهش، تجمل گرایی نه تنها بر ارزش ها و هویت فردی دانش آموزان تأثیر گذاشته، بلکه منجر به شکل گیری الگوهای رفتاری ناهنجار و نگرانی های والدین شده است. بر این اساس، پیشنهاد می شود که از طریق آموزش و فرهنگ سازی، توجه به ارزش های غیرمادی و تقویت هویت ملی و فرهنگی در بین نوجوانان افزایش یابد و تحولات مثبتی در محیط های خانواده و مدرسه ایجاد شود تا ارزش ها و باورهای فردی مورد بازنگری قرار گیرد و زمینه های کاهش این پدیده فراهم شود. درخصوص زمینه های گرایش به تجمل گرایی، یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که تأثیر رسانه های مدرن، از جمله شبکه های اجتماعی و تبلیغات بصری، بر تجمل گرایی دانش آموزان، به طرز چشم گیری موجب شکل گیری و القای استانداردهای زندگی مرفه و تجملاتی شده و ذهنیت و سبک زندگی این نسل را تحت تأثیر قرار می دهد. در همین راستا نتایج مطالعات باصری (1402)، سهراب زاده و همکاران (1397)، ابراهیم نیا و همکاران (1397)، کمالی و خودکاری (1393) و شفیعیان و همکاران (1402) با یافته های پژوهش حاضر همخوانی دارد. در تبیین این یافته پژوهش می توان گفت که در دنیای معاصر، شبکه های اجتماعی و تبلیغات به عنوان ارکان اصلی شکل دهی رفتار مصرف کننده و الگوهای رفتاری افراد، ویژه دختران، عمل می کنند. این موارد با القای این مفهوم که هویت آن ها به ظاهر و مادیات وابسته است، می توانند به احساس خودکم بینی و نارضایتی از خود منجر شوند. همچنین با افزایش دسترسی به محتوای تبلیغاتی و رشد پلتفرم هایی چون اینستاگرام و یوتیوب، بلاگرها به منبع الهام برای نوجوانان تبدیل شده اند و به ترویج سبک زندگی لوکس و تجمل گرایی در جامعه کمک می کنند، که درنهایت این فشار اجتماعی آن ها را به سمت خرید کالاهای لوکس سوق می دهد. در زمینه تأثیر شبکه های اجتماعی و تبلیغات بر رفتار مصرف کننده و الگوهای رفتاری دختران، نظریه های مختلفی می تواند به تبیین این پدیده کمک کند. یکی از این نظریه ها، نظریه «تولید و بازتولید فرهنگی» پیر بوردیو است. بوردیو در نظریه خود بر اهمیت سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تأکید می کند و بیان می کند که این سرمایه ها چگونه بر رفتارها و گزینه های مصرفی افراد تأثیر می گذارند. بنا به نظریه بوردیو، با گسترش شبکه های اجتماعی، دختران ممکن است تحت تأثیر سبک های زندگی خاصی قرار بگیرند که در این فضاها ترویج می شود. فشارهای اجتماعی و الگوسازی که ناشی از بلاگرها و شخصیت های اجتماعی در پلتفرم هایی مثل اینستاگرام و یوتیوب ایجاد می شود، می تواند منجر به ایجاد تمایز در سرمایه اجتماعی و فرهنگی آن ها شود. این تمایزها می تواند احساس خودکم بینی و نارضایتی از خود را در بین دختران افزایش دهد، زیرا آن ها دنبال رسیدن به معیارهای درک شده از موفقیت و ارزش در این شبکه ها براساس مادیات و ظاهر هستند.
۲۵۸.

مسئولیت کیفری و مدنی والدین در دستکاری ژنتیکی جنین(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۲
مسئله اصلی نوشتار حاضر اینکه یکی از این روش های درمانی نوین، استفاده از تکنیک تغییر و یا دستکاری ژنتیک است. در این روش درمانی، با تغییر و دستکاری در ژنتیک فرد، امکان ابتلای فرد به بیماری خاصی در آینده کاهش و یا از آن بیماری نجات خواهد یافت. این روش درمانی اگرچه در درمان و بهبود فرد بسیار مؤثر واقع شده است، اما خطرات و عوارضی غیر قابل چشم پوشی همچون ناقص الخلقه شدن و یا مرگ جنین را به دنبال خواهد داشت. تحقیق حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی این مسئله پرداخته است. طبق یافته های به دست آمده، باتوجه به احتمال و امکان ورود خسارات متعدد و بعضاً غیرقابل جبران به اشخاص، از قبیل ضعف سیستم ایمنی بدن در برابر بیماری ها، نقص عضو، عارضه های پوستی و مانند آن، موضوع مسئولیت صدمات وارده به افراد، مورد توجه قرار گرفته است. نتیجه اینکه والدین جنین در صورت وجود شرایط، در قبال جنایات ناشی از دستکاری ژنتیک، مسئولیت کیفری و مدنی خواهند داشت.
۲۵۹.

بررسی فهم زنان شاغل جنوب تهران از فرزند آوری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
کاهش تمایل به فرزندآوری در دهه های اخیر، نگرانی بسیاری از اندیشمندان حوزه های مختلف را در ایران برانگیخته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی درک و نگرش زنان شاغل جنوب تهران نسبت به فرزندآوری انجام شده است. این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفته و از مصاحبه عمیق برای گردآوری داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نگرش زنان شاغل نسبت به فرزندآوری تحت تأثیر تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اخیر دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. زنان مشارکت کننده در این مطالعه، فرزندآوری را نه به عنوان یک ضرورت سنتی، بلکه امری وابسته به شرایط فردی، اقتصادی، شغلی و سبک زندگی خود می دانند. بسیاری از آنان دغدغه هایی چون ناتوانی در تأمین هزینه های فرزندپروری، دشواری در ایجاد تعادل بین نقش مادری و شغلی و نگرانی از آینده فرزندان را از دلایل اصلی کاهش تمایل به فرزندآوری عنوان کردند. در مجموع، نتایج این تحقیق حاکی از آن است که فهم جدید زنان شاغل از مفهوم مادری و باروری، آنان را به سمت انتخاب آگاهانه تر و گاه اجتناب از فرزندآوری سوق داده است. این تحول نگرشی می تواند یکی از عوامل مؤثر در کاهش نرخ باروری در مناطق شهری، به ویژه در میان زنان شاغل، تلقی شود.
۲۶۰.

واکاوی مؤلفه های معنویت اسلامی در خانواده متعالی؛ مبتنی بر اذکار سه گانه تسبیحات حضرت زهرا (س)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی انطباق مؤلفه های معنویت اسلامی در خانواده متعالی مبتنی بر اذکار سه گانه تسبیحات حضرت زهرا(س) در سه حیطه بینشی، گرایشی و کنشی انجام شد. روش: پژوهش به روش تحلیلی-اسنادی با رویکرد تحلیل محتوای متون دینی انجام شد. بدین منظور با مراجعه به متون و منابع غنی اسلامی داده های مرتبط با مسئله پژوهش گردآوری شد و با تطبیق و تحلیل مطالب گردآمده از این منابع، مؤلفه های معنویت اسلامی در خانواده متعالی مبتنی بر اذکار سه گانه در تسبیحات حضرت زهرا(س) واکاوی شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تسبیحات حضرت زهرا(س) با سه مؤلفه بینشی، گرایشی و کنشی معنویت اسلامی پیوند دارد. در «مؤلفه معنوی بینشی» و با توجه به ذکر «الله اکبر» و موضوع خداباوری، ذات الهی مستجمع جمیع کمالاتی است که همه از درک آن عاجزند. در «مؤلفه معنوی گرایشی» و با نظر به ذکر «الحمدلله» و موضوع محبت الهی، همگان خود را نسبت به شکر الهی و جبران نعم الهی عاجز می یابند. در «مؤلفه معنوی کنشی» و با توجه به ذکر «سبحان الله» و موضوع عبودیت، همه انسان ها با اعتراف به فقر خود و در قالب دعا، اظهار تعلق ذاتی خود به خداوند را ابراز کرده و با تکیه بر قدرت نامحدود الهی، مشکلات را وسیله رشد خود قلمداد می کنند. نتایج: راز جهانی بودن حضرت فاطمه(س) به مثابه بانویی موفق در داشتن خانواده ای متعالی، در عمق معنویت و ویژگی های روحانی ایشان نهفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان