ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۱۴۱.

شاخصه های روان شناختی و فرهنگی زمینه ساز پدیده حامی پروری در میان مدیران زن: مرورسیستماتیک براساس مدل رایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی شاخصه های روان شناختی و فرهنگی زمینه ساز پدیده حامی پروری در میان مدیران زن بود. جامعه پژوهش کلیه مقالاتی هستند (105 مقاله) که در فاصله زمانی دهه اخیر در مورد حامی پروری مدیران زن و زمینه های مرتبط در پایگاه های تخصصی و علمی ارائه شده می باشد. نمونه پژوهش 27 مقاله بود که این تعداد بر اساس پایش موضوعی، اشباع نظری داده ها و به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد موردمطالعه، گردآوری شد. با تجزیه وتحلیل داده ها، شاخصه های روان شناختی و فرهنگی زمینه ساز پدیده حامی پروری در میان مدیران زن دو بعد، فرهنگی (مشتمل بر تقلیل سرمایه اجتماعی، شبکه سازی های ناسالم اجتماعی، ضعف فرهنگ سازمانی، رانت پروری، نظام ناکارآمد استخدامی و نظارتی) و روان شناختی (مشتمل بر هیجان پذیری منفی، خودمحوری، ضعف در شناخت پتانسیل های فردی، تعلق و تعهد حرفه ای ناکافی) مورد سازمان دهی قرار گرفت.
۱۴۲.

تحلیل روان شناختی - فرهنگی عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی زنان در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف پژوهش حاضر، تحلیل روان شناختی - فرهنگی عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی زنان در عصر هوش مصنوعی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی متون علمی پژوهشی، گزارش های بین المللی و مقالات معتبر مرتبط با فرسودگی شغلی، زنان شاغل، هوش مصنوعی، و روان شناسی فرهنگی بود که از سال ۲۰۲۱ تا 2025 منتشر شدند. نمونه پژوهش به صورت هدفمند از میان متون مرتبط انتخاب شد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مرور نظام مند متون علمی منتشرشده بود. گردآوری داده ها از طریق جستجو در پایگاه های علمی معتبر مانند اسکوپوس، وب اف ساینس و گوگل اسکولار انجام شد. یافته ها نشان داد فرسودگی شغلی زنان نتیجه تعامل پیچیده میان عوامل روان شناختی و فرهنگی است. همچنین ده عامل اصلی شناسایی شده شامل شکاف دسترسی به فناوری، نگرانی از امنیت شغلی، فشار یادگیری مستمر، نظارت الگوریتمی، اختلال توازن کار - زندگی، تبعیض الگوریتمی، طوفان داده ای، تنهایی دیجیتال، دام بهره وری مصنوعی، و شکاف جنسیتی در فرسودگی شغلی به دست آمد. در نهایت تحلیل یافته ها بر پایه نظریه حفظ منابع (هابفال، ۱۹۸۹) و مدل الزامات - منابع شغلی (بیکر و دمروتی، ۲۰۰۷) نشان داد افزایش الزامات فناورانه بدون منابع حمایتی کافی موجب تحلیل مستمر منابع روان شناختی زنان می شود. بر اساس نتایج، برای کاهش فرسودگی شغلی زنان در عصر هوش مصنوعی، مداخلات چندسطحی در سطوح فردی، سازمانی و فرهنگی ضرورت دارد.
۱۴۳.

الگوهای جنگ شناختی در مواجهه با زنان ایرانی؛ چالش های هویتی و راهکارهای مقاومت اجتماعی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۲ تعداد دانلود : ۳۳۱
این مقاله به بررسی الگوهای شناختی و گفتمان های تأثیرگذار بر هویت زنان در جمهوری اسلامی ایران می پردازد. در برخی از فضاهای رسانه ای و تبلیغاتی، تلاش هایی برای بازتعریف نقش های اجتماعی زنان مشاهده می شود که می تواند به شکل گیری چالش های هویتی منجر شود. این چالش ها عمدتاً در حوزه هایی مانند تحصیل، اشتغال، ورزش، کرامت اجتماعی و پوشش نمود پیدا می کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و از طریق بررسی محتوای اسناد و داده های رسانه ای، به تحلیل این گفتمان ها و تأثیرات آن ها بر جامعه زنان ایران می پردازد. یافته ها نشان می دهد که برخی روایت های مطرح شده در فضای رسانه ای با واقعیت های اجتماعی همخوانی کامل ندارند و واکنش های اجتماعی به این موضوعات دارای الگوهای متنوعی است. در این میان، فرصت هایی برای تقویت هویت اجتماعی زنان، افزایش آگاهی، ارائه الگوهای موفق و تأکید بر نقش های متنوع زنان در جامعه مطرح می شود که می تواند به پایداری اجتماعی کمک کند. این مقاله با تحلیل دقیق این روندها، راهکارهایی برای درک بهتر تحولات اجتماعی و مواجهه با چالش های مرتبط ارائه می دهد.
۱۴۴.

بررسی رابطه سلامت معنوی و گرایش به نماز خواندن با توجه به نقش واسطه ای بهزیستی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۳۳۹
این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین سلامت معنوی و گرایش به نماز خواندن با توجه به نقش واسطه ای بهزیستی روان شناختی در دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور یاسوج در سال 1401 انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مدل معادلات ساختاری بود و جامعه آماری آن دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور یاسوج بود که در سال 1401 مشغول به تحصیل بودند. تعداد نمونه ها 250 نفر تعیین گردید. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه سلامت معنوی (پولوتزین و الیسون، 1982)، بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) و گرایش به نماز خواندن (انیسی و همکاران، 1398) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Spss و برای تحلیل فرضیه ها از نرم افزار Amos استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که ابعاد و نمره کل گرایش به نماز خواندن دارای رابطه مستقیم و معنی دار با متغیرهای سلامت معنوی و بهزیستی روان شناختی بود. سلامت معنوی بر بهزیستی روان شناختی و همچنین گرایش به نماز خواندن بر بهزیستی روان شناختی اثر مستقیم و معنی دار داشتند. بهزیستی روان شناختی توانست نقش واسطه ای در رابطه بین سلامت معنوی و گرایش به نماز خواندن داشته باشد و تقویت سطح سلامت معنوی در دانشجویان دختر می تواند تأثیر مستقیمی بر بهزیستی روانشناختی آن ها داشته باشد.
۱۴۵.

پیش بینی رضایت زناشویی براساس نگرش به خیانت و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۸۵
مقدمه: تحولات شتاب زده اجتماعی و فرهنگی چند دهه اخیر در جوامع درحال گذار، سبب شده است که بسیاری از هنجارها و ارزش های سنتی، ازجمله نگرش به روابط پیش از ازدواج و تعهدزناشویی، دچار تغییرات چشم گیری شوند، هدف پژوهش حاضر، پیش بینی رضایت زناشویی براساس نگرش به خیانت و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج است. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود و جهت تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون استفاده شد. نمونه ای به حجم ۱۵۰نفر از دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب و یادگار امام شهرری در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های رضایت زناشویی انریچ (۱۹۹۸)، نگرش به خیانت واتلی (۲۰۰۸) و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج کردلو (۱۳۸۰) استفاده شد. نتایج: داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون بررسی شدند. نتایج نشان داد که گرایش به ارتباط قبل از ازدواج با چهار خرده مقیاس موضوعات شخصیتی (315/0=β)، حل تعارض (176/0=β)، روابط جنسی (160/0=β) و جهت گیری مذهبی (211/0=β) رابطه معنادار دارد (p<0.01). نگرش به خیانت نیز با دو خرده مقیاس موضوعات شخصیتی (249/0=β) و مدیریت مالی (206/0=β) رابطه معنادار نشان داد (p<0.05). با این حال، هیچ یک از دو متغیر پیش بین توان پیش بینی رضایت زناشویی را به صورت کلی نداشتند. بحث و نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن بود که هرچند برخی ابعاد خاص از رضایت زناشویی تحت تأثیر نگرش ها و گرایش های پیش از ازدواج قرار دارند، اما رضایت زناشویی کلی احتمالاً بیش از آن که ناشی از این نگرش ها باشد، تحت تأثیر عوامل دیگری چون صمیمیت، اعتماد و کیفیت ارتباط قرار دارد. پیشنهاد می شود پژوهش های آتی نقش متغیرهای میانجی و تعدیل گر را بررسی کنند.
۱۴۶.

سازوکارهای مشروعیت بخشی به قدرت جنسیتی (مورد مطالعه: زنان شهر ایوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۸۸
در شهرهای کم جمعیت، عرف نقش برجسته ای در امور زندگی ایفا می کند؛ زیرا همبستگی مکانیکی در این گونه مکان ها به وفور مشاهده می شود و هنجارها، ارزش ها و ارتباطات اجتماعی بین دو جنس را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر واکاوی سازوکارهای مشروعیت بخشی به قدرت جنسیتی از منظر زنان شهر ایوان در چارچوب خانواده است. این پژوهش براساس پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی و با استفاده از مدل اشتراوس و کربن انجام شده است. میدان مطالعه شامل زنان شهر ایوان است. نمونه یابی به روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انجام گرفت و نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. با 20 نفر مصاحبه به عمل آمد و از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. فرمت داده ها در قالب متن بود و در تحلیل داده ها کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و گزینشی به کار گرفته شد. از عبارت های معنایی 233 مفهوم، 30 زیرمقوله و 13 مقوله اصلی به دست آمد. مقوله هسته «هم کناری گفتمان عرف و دین» نام گذاری شد. این مقوله به معنای همجواری دو نوع گفتمان عرف و دین است که وقتی در جامعه به عنوان مرجع تلقی می شوند می توانند مشروعیت بخشی قدرت جنسیتی را تحکیم و تقویت کنند. گرچه در همه جوامع این هم کناری به طور نسبی دیده می شود، با توجه به ایدئولوژیک شدن گفتمان دین در جامعه ایران (به مثابه ایدئولوژی سیاسی) این مشروعیت بخشی به قدرت جنسیتی دوچندان شده است.
۱۴۷.

اثربخشی تلفیقی شفقت به خود و معنادهی به رنج مبتنی بر آموزه های اسلامی بر بی رمقی زناشویی و خود سرزنش گری زوجین با فرزند کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۵۵
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی تلفیقی شفقت به خود و معنادهی به رنج مبتنی بر آموزه های اسلامی بر بی رمقی زناشویی و خود سرزنش گری زوجین با فرزند کم توان ذهنی انجام گرفت. این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه پژوهش، زوجین با فرزند کم توان ذهنی شهر تهران در سال 1402 بود. نمونه پژوهش شامل 30 زوج با فرزند کم توان ذهنی در حال تحصیل در منطقه 18 شهر تهران بودند (هر یک 15 زوج) که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با روش تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه ی 90 دقیقه ای (هر هفته دو جلسه) مداخله تلفیقی شفقت به خود و معنادهی به رنج مبتنی بر آموزه های اسلامی را دریافت کرد و گروه کنترل در لیست انتظار برای آموزش قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه بی رمقی زناشویی پایینز (1996) و مقیاس خودسرزنش گری تامسون و زوروف (2004) بود. داده ها توسط نرم افزار spss24 و با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش تلفیقی شفقت به خود و معنادهی به رنج مبتنی بر آموزه های اسلامی بر بی رمقی زناشویی و خودسرزنش گری زوجین با فرزند کم توانی ذهنی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل اثربخشی معنادار و پایداری دارد (05/0>P)؛ به عبارت دیگر، مداخله تلفیقی شفقت به خود و معنادهی به رنج باعث کاهش ابعاد بی رمقی زناشویی (خستگی عاطفی، 01/0>p، 06/97=F؛ خستگی روانی 01/0>P، 21/72=F و خستگی جسمی 01/0>P، 63/69=F) و خود سرزنش گری (خود سرزنش گری مقایسه ای 01/0>P، 39/138=F و خود سرزنش گری درونی، 01/0>p، 16/159=F) زوجین با فرزند کم توان ذهنی شد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که تلفیق شفقت به خود و معنادهی به رنج مبتنی بر آموزه های اسلامی به پذیرش و معنابخشی به رنج، تقویت تفکر مثبت و کاهش هیجانات منفی زوجین با فرزند کم توان ذهنی منجر شده و از آن می توان به عنوان یک الگوی آموزشی و درمانی به منظور کاهش بی رمقی و خود سرزنش گری زوجین در قالب کارگاه های آموزشی و درمانی بهره گرفت.
۱۴۸.

بررسی رابطه بین جهت گیری مذهبی با تاب آوری (مطالعه موردی دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۵
تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین جهت گیری مذهبی با تاب آوری؛ مطالعه موردی دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز طراحی و اجرا گردید. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع مطالعات تحلیلی بود که جمع آوری اطلاعات آن به صورت میدانی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه شیراز در سال تحصیلی 1402-1403؛ که تعداد آن ها بالغ بر 1362 نفر بود؛ که تعداد نمونه بر اساس جدول مورگان برابر 300 نفر از دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز بود. ابزار گردآوری تحقیق حاضر، پرسشنامه استاندارد بود. برای سنجش جهت گیری مذهبی از پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت و راس (1950)، برای سنجش تاب آوری، مقیاس تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) به کار برده شد. برای تحلیل آن نیز از نرم افزار spss و  amosنسخه 23 استفاده کردیم؛ که در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. از آمار توصیفی نظیر میانگین و واریانس و انحراف معیار و... برای توصیف داده ها و برای تعیین رابطه بین متغیر داده ها از تعیین رابطه آزمون پیرسون استفاده شد. نتایج نشان می دهد که جهت گیری مذهبی بر تاب آوری با مقدار 58/0 اثر گذار است.
۱۴۹.

ماهیت حکمی فرزند آوری با نظر به تعارضات والدین و علل انگیزشی امتناع زوجین از فرزندآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۴۵
از چالش های مهم در حوزه خانواده، مسئله فرزند آوری است. اینکه آیا فرزندآوری یک حق یا حکم است، می تواند مبنای تصمیم گیری در موضوعات مختلف حقوقی وابسته به خانواده شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نظرات مشهور فقهای امامیه در ماهیت حکمی فرزندآوری و تعارض این حق با دیگر حقوق زوجین و علل انگیزشی امتناع زوجین از فرزندآوری روش تحلیلی – اسنادی  انجام شد. بدین منظور منابع مکتوب فقهی- حقوقی در این مسئله مورد بررسی قرار گرفت و نتایج بررسی ها نشان داد فرزندآوری یک حق  است. برخی فقها حق فرزند آوری را به زن و برخی دیگر به مرد اختصاص داده اند. هر کدام از فقها سعی کرده اند در اثبات نظر خود به ادله ای استناد کنند که ادله هر دو دیدگاه قابل نقد است.نداندا  دیدگاهی که جامع به نظر می رسد این است که حق فرزندآوری یک حق مشترک میان زوجین است که می توان این نظر را با توجه به ثبوت دیه بر عزل کننده اعم از زن و مرد، مستحب بودن ازدواج با زن ولود، عدم ظهور آیات و روایات بر وجوب فرزندآوری تقویت کرد. این دیدگاه، باتوجه به عرف متشرعه و به مثابه یک حق طبیعی زن و مرد، اختلافات درباره ماهیت حکمی فرزندآوری را کاهش می دهد.
۱۵۰.

ساخت و اعتبارسنجی الگوی رفاه ذهنی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف مقاله حاضر ساخت و اعتبارسنجی الگوی رفاه ذهنی خانواده بود. روش تحقیق ترکیبی، شامل دو مرحله کیفی و کمّی بود. جامعه آماری در مرحله کیفی شامل خبرگان در حوزه ی خانواده و رفاه اجتماعی شهر تهران در سال1401 و در مرحله کمّی شامل اساتید جامعه شناسی خانواده دانشگاه های شهر تهران در سال 1402 بود. حجم نمونه در مرحله کیفی 15 نفر تا رسیدن به اشباع نظری به روش گلوله برفی و در مرحله کمّی 100 نفر به روش تصادفی در دسترس بود. برای گردآوری داده های بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای بخش کمّی از پرسشنامه ی محقق ساخته استفاده شد. جهت سنجش اعتبار پرسشنامه بخش کیفی از اعتبار درونی و برای سنجش پایایی از پایایی بازآزمون و جهت سنجش اعتبار پرسشنامه بخش کمّی از اعتبار محتوایی و سازه ای و برای پایایی از آلفای کرون باخ استفاده شد. برای تحلیل داده های کیفی از روش «تحلیل مضمون» و برای تحلیل داده های کمّی از «تحلیل عاملی اکتشافی» استفاده شد. یافته ها در بخش کیفی از بین236 کد اولیه، 70 کد طبقه بندی شده، 14 مضمون فرعی و 4 مضمون اصلی برای رفاه ذهنی شامل: 1- احساس نشاط و شادی فردی 2- احساس نشاط و شادی جمعی 3- کیفیت زندگی ذهنی فردی 4- کیفیت زندگی ذهنی جمعی شناسایی و الگوی مورد نظر طراحی شد. در بخش کمّی نیز اعتبار سازه ای و عامل بندی گویه های عوامل شناسایی شده با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی انجام و در نهایت الگوی رفاه ذهنی خانواده اعتبارسنجی و تایید شد.
۱۵۱.

بررسی تأثیر ویژگیِ فردیِ اطمینان مالی بر دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی زنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۵۵
سواد مالی زنان عاملی کلیدی در رفاه خانواده و اجتماعی شدن مالی فرزندان است، اما پژوهش ها نشان داده سطح سواد مالی زنان نسبت به مردان پایین تر است. یکی از دلایل این موضوع می تواند برخی ویژگی های فردی روانشناسی مانند اطمینان مالی باشد. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر اطمینان مالی بر سواد مالی زنان است. جامعه آماری کلیه زنان استان یزد طی سال 1403 است که با استفاده از فرمول معرفی شده برای معادلات ساختاری تعداد 383 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های ویژگی های فردی با استفاده از پرسشنامه های استانداردِ علاقه مند بودن زنان به منابع و اطلاعات در دسترس، ترس از مباحث پول و وابستگی های عاطفی شدید به مسائل پول و سرمایه گذاری گردآوری شده است. همچنین برای جمع آوری داده های مربوط به سواد مالی، از پرسشنامه استاندارد سواد مالی با سه بعدِ دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی استفاده شده است. فرضیه های پژوهش نیز با روش مدل معادلات ساختاری و بهره گیری از نرم افزار آماری Smart PLS پردازش شده است. نتایج نشان می دهد اطمینان مالی تأثیر مستقیم و معنی داری بر دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی داشته و برای بهبود سواد مالی زنان لازم است در کنار توجه به آموزش های مالی، بر توسعه ی این ویژگی ها تمرکز نمود.
۱۵۲.

اثربخشی مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی بر کنش وری اجرایی زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی بر کنش وری اجرایی زنان مطلقه انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش، کلیه زنان مطلقه تحت پوشش موسسه خیریه محبان الرضا (علیه السلام) و مرکز مشاوره هیمان مشهد در سال 1401 بود. از میان این زنان، 30 نفر که دارای اختلال در کنش اجرایی بودند به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برنامه چشم انداز زمان طی 6 جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد، ولی گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسشنامه نارسایی ها در کنش وری اجرایی (بارکلی، 2012) بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد مداخله مبتنی بر چشم انداز های زمانی بر بهبود نارسایی در کنش وری اجرایی زنان مطلقه اثربخش بود (05/0>p). همچنین مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی بر مولفه های پنج گانه کنش وری اجرایی شامل خودسازماندهی، خودکنترلی، خودانگیزشی، خودنظم جویی هیجانی و خودمدیریتی زمان تاثیرگذار بود (05/0>p). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی با روشن نمودن فرایند تفکر در سه چشم انداز زمانی گذشته، حال و آینده، یعنی توجه بیشتر به گذشته مثبت، توجه به حال و مهم جلوه دادن آینده همراه با تمرین های متعدد موجب بهبود در کنش وری اجرایی و مولفه های آن می گردد.
۱۵۳.

کنش مندیِ نهاد خانواده در تناظر با پیشران های حکمرانی در تاریخ شیعیِ صفویه با تأکید بر نقش زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۸
پژوهش حاضر با استفاده از راهبرد بینارشته ای و از طریق بارگذاری اسنادیِ داده های تاریخی در نظریه ماکس وبر، کنش های عقلانی زنان عصرصفوی را به مثابه عنصر کلیدیِ خانواده، مورد بررسی قرار داده و نسبت های احتمالی این کنش با پیشران های حکمرانی وقت را به صورت توصیفی-تحلیلی مطرح نموده است. فرضیه اصلی، وجود نسبت هایی میان کنش های زنان با پیشران های حکمرانی صفویه است. سؤال اصلی پژوهش آن است که آیا کنش های زنان عصرصفوی یکدست بوده است یا متنوع؟ و آیا نسبتی احتمالی میان این کنش ها با پیشران های حکمرانی صفویه وجود داشته است؟ نتایج پژوهش گویای وجود کنش زنانِ عصرصفوی به رغم برخی کلیشه های محدودکننده خانواده است. کنش عقلانی معطوف به ارزش شامل وقف، علم آموزی و برخی از مهارت ها همانند تألیف کتاب و جنگ آوری بوده است. این کنش ها متأثر از پیشران هایی چون تعیین مناصبی جهت اداره امور مربوط به وقف، چرخش از تشیع صوفیانه به تشیع فقاهتی و عدم تفکیک جنسیتی درباره کنش های عقلانی یادشده می باشد. کنش های عقلانی معطوف به هدف در میان زنان عصرصفوی نیز شامل مبادله کالا، سفر، طلاق و دریافت مهریه و تدبیر در اداره کشور توسط برخی زنان دربار بوده اند که خود، پیامدی از پیشران هایی چون نظام حقوقیِ فقه مبنای صفویه، چرخش صفویه از غالیه به امامیه، گسست صفویه از پایگاه قومی سلطنت و عدم اعمال محدودیت های حکومتی درباره برخی کنش های عقلانی بوده است.
۱۵۴.

انطباق استانداردسازی و ویژگی های روانسجی پرسشنامه قصه عشق استرنبرگ با استفاده از مدل های چند بعدی نظری سوال پاسخ (MIRT ) نسخه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۵۲
هدف: یکی از دغدغه های اصلی پژوهشگران از دیرباز، اندازه گیری و ارزیابی تعاملات زناشویی بوده است. قصه عشق یکی از مهمترین سازه هایی است که همواره مورد توجه مشاوران حوزه خانواده جهت ارزیابی رفتارهای زناشویی زوجین و هدایت و راهنمایی آنها می باشد. این پژوهش به منظور انطباق، استانداردسازی و ویژگی های روان سنجی پرسش نامه قصه عشق استرنبرگ انجام شد. روش شناسی: این پژوهش از نوع توسعه ای بوده و جامعه آماری آن شامل کلیه زنان متاهل کمتر از 50 سال شهر تهران در سال 1400 بود. با استفاده از نمونه گیری در دسترس، 556 نفر انتخاب شدند. علاوه بر پرسش نامه بومی سازی شده قصه عشق استرنبرگ، از پرسش نامه رضایت زناشویی انریچ نیز استفاده شد. داده ها با نرم افزار R نسخه 4.3.1 و با رویکرد نظریه سوال پاسخ با کاربرد مدل چند بعدی پاسخ مدرج نظریه تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که پرسش نامه بومی سازی شده قصه عشق استرنبرگ شامل 26 بعد در جامعه ایرانی است. همچنین، همبستگی مثبت و معنی داری بین ابعاد پرسش نامه قصه عشق استرنبرگ و پرسش نامه رضایت زناشویی انریچ مشاهده شد که نشان دهنده روایی ملاکی مناسب ابزار است. اعتبار ابزار از طریق آلفای کرونباخ برای تمامی ابعاد 26 گانه عامل بالاتر از 0.6 محاسبه شد که حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب ابزار است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که پرسش نامه بومی قصه عشق استرنبرگ از روایی و اعتبار کافی برخوردار بوده و می تواند به عنوان یک ابزار مناسب برای ارزیابی ابعاد 26 گانه قصه عشق در زنان متاهل کمتر از 50 سال مورد استفاده قرار گیرد.
۱۵۵.

پیش بینی کیفیت رابطه مادرشوهر و عروس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
رابطه مادر شوهر و عروس یکی از پیچیده ترین روابط سببی است که بر وضعیت روابط زناشویی تأثیرات مختلفی دارد. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی کیفیت رابطه مادرشوهر و عروس بر اساس تمایزیافتگی، همدلی زناشویی، کیفیت رابطه زناشویی، خانواده اصلی، راهبردهای مقابله ای، توافق پذیری و سن بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متأهل استان خوزستان بودند که 405 زن متأهل ساکن در 6 شهر استان خوزستان به عنوان نمونه پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مشارکت کنندگان مقیاس کیفیت رابطه مادرشوهر وعروس، مقیاس تمایزیافتگی، مقیاس صفات همدلی زناشویی، مقیاس کیفیت روابط زناشویی، مقیاس خانواده اصلی، مقیاس راهبردهای مقابله ای و خرده مقیاس توافق پذیری را تکمیل کردند. داده های پژوهش از طریق ضریب همبستگی ساده پیرسون، رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان داد همه متغیرهای پیش بین (به جز سن فعلی و سن ازدواج) با کیفیت رابطه مادرشوهر و عروس رابطه معناداری دارند. نتایج تحلیل رگرسیون به شیوه گام به گام نشان داد که کیفیت رابطه زناشویی (21/0=β)، همدلی زناشویی (29/0=β) و راهبردهای هیجان مدار (19/0-=β) بهترین پیش بینی کننده کیفیت رابطه مادرشوهر و عروس هستند و 28 درصد واریانس آن را تبیین می کنند. بنابراین تعاملات زناشویی بیشترین نقش را در اثرگذاری بر کیفیت رابطه مادرشوهر و عروس دارند و پیشنهاد همکاری و تعارض، عناصر اصلی روابط سببی هستند (آیرس و همکاران، 2022؛ دالی و پری[1]، 2022). بنابراین رابطه مادرشوهر و عروس گاهی می تواند برای هر دو نفر پراسترس باشد (علی-صالح و همکاران[2]، 2022؛ آپتر[3]، 2010) و تاثیرات منفی بر شوهر داشته باشد. مادرشوهر انتظار دارد که پسرش در چنین تعارضاتی طرف او را بگیرد و وقتی پسر به همسرش وفادار می ماند، مادر آسیب می بیند (ریتنور و سولیز، 2009). درحالی که هم دلی در روابط عاطفی زوجین باعث می شود توانایی زوجین برای درک هر چه بیشتر احساسات و دنیای یکدیگر افزایش یابد. در نتیجه آن ها رویکرد آرام تری برای حل مشکل در پیش می گیرند (آلووا[4] و همکاران، ۲۰۱۷). از آن جایی که نتایج این پژوهش نشان می دهد پیچیدگی رابطه مادرشوهر و عروس به گونه ای است که راهبردهای مسئله مدار رابطه کمی با تعارض دارند (12/0=r)، همد لی شوهر با تجربه های درونی همسرش می تواند مانع شدت مواجهه و تعارض عروس با مادرشوهر باشد. علی رغم این که گاهی تلاش میانجی کننده برای ترمیم آسیب وارد شده به عروس از جانب مادرشوهر باعث آسیب مجدد می شود، اما تلاش شوهر برای توجیه رفتار آسیب رسان مادرش می تواند تعدیل کننده این آسیب نیز باشد (ژائو و ران[5]، 2022). کیفیت رابطه زناشویی در واقع ارزیابی ابعاد مهم رابطه زناشویی از جمله رضایت، شادکامی و ثبات زناشویی است. عناصر اصلی کیفیت رابطه زناشویی به اندازه ای گسترده و چندبعدی هستند که سطوح بالای آن می تواند پیش بینی کننده تعارضات عروس با مادرشوهرش باشد. به عبارت دیگر، در صورتی که عروس از سایر ابعاد زندگی زناشویی خود رضایت داشته باشد، ازدواج خود را پایدار بداند و از این چشم انداز راضی باشد، احتمالاً چالش های او با مادرشوهرش تحت تأثیر این عوامل بزرگ قرار خواهد گرفت.می شود درمانگران و مشاوران حوزه خانواده در تعارضات مادرشوهر و عروس به این عوامل توجه بیشتری داشته باشند. هر چند آسیب دیدن عروس از رفتارهای مادرشوهر می تواند یک فرایند تفسیری باشد (ژائو و ران، 2022)، برخی از رفتارهای مشکل ساز مادرشوهر عبارتند از: نصیحت بیجا، عدم حمایت از عروس، عدم شریک کردن عروس در داستان ها یا رازهای خانواده، نادیده گرفتن یا تمسخر ابعادی از خانواده عروس مثل رفتارهای مذهبی و رسوم خانوادگی آنان (ریتنور و سولیز، 2009). با این حال، پژوهش ها نشان داده است که وقتی شوهر اسنادهایی[6] مشابه اسنادهای همسرش در مورد پیام ها و رفتارهای مادرشوهر مطرح می کند، رضایت زناشویی در زنان به طورمثبتی افزایش می یابد (سان لیانگ و جوهری، 2021). به عبارت دیگر، زمانی که چالش های عروس با مادرشوهرش باعث رنجش و جراحت عاطفی شود، پاسخ های عاطفی همسر و انعکاس تجربیات درونی او باعث برون ریزی و آرامش او می شود. طرفداری از مادر یا معنادهی مثبت به رفتارهای مادر در موقعیتی که هیجانات همسرش برانگیخته شده است، احتمالأ پیامدهای مثبتی نخواهد داشت. این الگوی حمایتی شوهر می تواند باعث افزایش کیفیت زناشویی شود که به نوعی پیش بینی کننده تعارض رابطه مادرشوهر و عروس است. اگر شوهر بتواند روابط مطلوبی با مادر خود نیز داشته باشد، تعارض مادرشوهر با عروس کمتر نیز خواهد شد. وقتی مادرشوهر با پسرش رابطه صمیمانه ای دارد و پسرش نشان دهد که از کیفیت رابطه مادر و همسرش رضایت دارد، مادرشوهر رابطه صمیمانه تری با عروسش خواهد داشت (وولی و گریف[7]، 2019).
۱۵۶.

تحلیل روایت مادران از سوگ فرزند مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۴۹
هدف پژوهش حاضر تحلیل روایت تجربه سوگ مادرانی است که فرزندان خود را بر اثر ابتلای به سرطان، از دست داده اند. روش : این پژوهش با روش تحلیل روایت و با نمونه آماری 14 نفر از مادرانی که فرزندان خود را در طی سه سال اخیر بدلیل ابتلای به سرطان از دست داده اند در سال 1402 در خمینی شهر اصفهان انجام شده است.یافته :با استفاده از روش تحلیل روایت هفت طبقه و سه تم اصلی شامل احساسات معطوف به فرزند، احساسات معطوف به دیگران و ادراک متناقض از معنویت بدست آمد. تحلیل کدهای استخراج شده نشانی می دهد که مادران از زمان بیماری تا بعد از فوت کودک دچار احساسات فزاینده غم ، ناامیدی و گاهی ترس و خشم می شوند. حمایت و همدلی خوب همسر و خانواده شوهر و بستگان، امید بخشی پزشکان و ارتباط داشتن و ادای دین و کمکهای مالی به موسسات درمانی(محک و بیمارستان سرطان) به کاهش احساسات ناخوشایند سوگ کمک می کند. کدهای تحلیل تحقیق نشان می دهند که ناصبوری پرستاران و فرایند طولانی و دردناک شیمی درمانی بر غم و اندوه مادران می افزاید. در این دوران سخت، احساس معنویت به صورت احساسات متناقض از خشم و رضایتمندی درک می شود. درک و همدلی با تجربیات مادر سوگ دیده می تواند تاب آوری مادر سوگ دیده را در تحمل غم و رنج سوگ افزایش دهد
۱۵۷.

تأثیر آموزش مهارت های رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان زن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۷۲
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مهارت های رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن بود. این تحقیق به روش پیمایشی انجام شد و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ای شامل دو بخش اصلی استفاده گردید: بخش اول مربوط به ارزیابی مهارت های رهبری (شامل مهارت های ارتباطی، حل مسئله، مدیریت زمان و مدیریت کلاس) و بخش دوم به ارزیابی توانمندسازی اجتماعی (شامل اعتمادبه نفس، مشارکت اجتماعی و نقش در فرآیندهای تصمیم گیری) پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش 100 نفر از دانشجویان معلم زن دانشگاه های مختلف بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های رهبری تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن دارد. به ویژه مهارت های ارتباطی و حل مسئله با افزایش اعتمادبه نفس و مشارکت اجتماعی دانشجویان معلم زن ارتباط قوی تری داشتند. همچنین مهارت های مدیریت زمان و مدیریت کلاس بر توانمندی های فردی آنان در فرآیندهای تصمیم گیری و ایفای نقش اجتماعی تأثیرگذار بود. به طورکلی، این پژوهش بر اهمیت آموزش مهارت های رهبری به دانشجویان معلم زن تأکید دارد و پیشنهاد می کند که این آموزش ها به طور جدی در برنامه های تربیت معلم گنجانده شود.
۱۵۸.

اشتراط استمتاع نامتعارف زوج در ضمن عقد نکاح و یا درخواست آن از سوی زوج از دیدگاه فقه و حقوق موضوعه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۶
حق استمتاع به عنوان یکی از حقوق زوجین در چهارچوب روابط زناشویی، گاه از روش های نامتعارفی مانند اورال، سادیسم، مازوخیسم و دخول مقعدی تحقق می یابد. بااین حال برخی از احکام مرتبط با این موضوع مغفول مانده است که بررسی آن ضروری می نماید. هدف و مسئله اصلی این پژوهش، تبیین حکم اشتراط استمتاع نامتعارف زوج ضمن عقد نکاح و یا درخواست این نوع استمتاع از سوی زوج بر پایه دیدگاه های فقهی و حقوقی موجود است که به شناخت ابعاد حق استمتاع و نحوه اعمال آن در روابط زوجین کمک خواهد کرد. روش پردازش اطلاعات در این مطالعه، توصیفی- تحلیلی، روش تحلیل، اسنادی و مطالعه منابع کتابخانه ای است. بر پایه یافته ها و نتایج تحقیق، حکم اولی و ثانوی درخواست استمتاع نامتعارف، بسته به چگونگی مطرح کردن این خواسته، متفاوت است و در برخی موارد، این درخواست می تواند مصداق قاعده عسر و حرج محسوب شود و براین اساس درخواست استمتاع نامتعارف ازطرف زوج، شرعاً جایز نیست. از سوی دیگر، در صورت فراهم بودن شرایط لازم و وجود غرض عقلایی برای اشتراط استمتاع نامتعارف، اشتراط آن ضمن عقد نکاح، جایز و از نوع شرط فعل مادی است و دارای ضمانت اجراست. بااین وجود نظام حقوقی ایران، درخواست استمتاع نامتعارف را حتی درصورتی که منجر به متضرر شدن زوجه شود، جرم انگاری نکرده که جرم انگاری صریح آن نیازمند اصلاح قوانین موجود است.
۱۵۹.

تأثیر فرهنگ استفاده از رسانه های اجتماعی بر رضایت جنسی و طلاق عاطفی با نقش میانجی تصویر بدن و انتظارات جنسیتی در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر فرهنگ استفاده از رسانه های اجتماعی بر رضایت جنسی و طلاق عاطفی با نقش میانجی تصویر بدن و انتظارات جنسیتی در زنان متأهل شهر تهران بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متأهل ساکن مناطق مختلف تهران بود که از میان آن ها ۳50 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) بود. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های استاندارد مقیاس یکپارجه استفاده از رسانه های اجتماعی(جنکینس-گوارنیر، رایت و جانسون 2013)، مقیاس ادراک بدن( تایلکا و وود- بارکالو 2015)، پرسشنامه انتظارات جنسیتی بم (1974)، شاخص رضایت جنسی هودسون (1992) و مقیاس طلاق عاطفی گاتمن (1994) بود. نتایج تحلیل مسیر و آزمون سوبل نشان داد که فرهنگ استفاده از رسانه های اجتماعی بر رضایت جنسی و طلاق عاطفی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم معنادار دارد. هم چنین، استفاده بیشتر از رسانه های اجتماعی با افزایش تصویر بدنی منفی و تقویت انتظارات جنسیتی کلیشه ای همراه بود که به ترتیب با کاهش رضایت جنسی و افزایش طلاق عاطفی رابطه معنادار بود. یافته ها حاکی از آن است که فرهنگ رسانه ای می تواند از طریق درونی سازی الگوهای غیرواقع گرایانه، کیفیت روابط زناشویی را تضعیف کند. مدل نهایی از شاخص های برازندگی مطلوبی برخوردار بود.
۱۶۰.

صداهای تاب آوری: بررسی تجربه زیسته زنان افغان در دوره دوم حکومت طالبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۴۷
هدف: امروزه، با قدرت گرفتن مجدد گروه طالبان، مردم افغانستان شرایط دشواری را تجربه می کنند و زنان افغان به دلیل دیدگاه خاص این گروه، وضعیت پیچیده تری دارند. از این نظر، ایجاب می کند که تجربه زیسته زنان افغان عمیق تر بررسی شود. بنابراین، هدف از این مطالعه بررسی تجربیات زیسته زنان افغان در دوران حکومت دوم طالبان بود. روش: این تحقیق با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی، مصاحبه های آنلاین با ۱۶ زن که به صورت هدفمند بین سپتامبر و دسامبر ۲۰۲۳ انتخاب شده بودند، انجام داد. محققان داده ها را از طریق ضبط صدا ضبط، رونویسی و تأیید کردند. نتایج: تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد موضوعی انجام شد. یافته ها ۱۳ مضمون را در پاسخ به پنج سوال اصلی تحقیق برجسته می کند. یافته ها اهمیت تجربه را برای حمایت از توانمندسازی و عاملیت آنها و همچنین مقاومت زنان افغان در تغییر سوء رفتار طالبان نشان داد. نتیجه گیری: در مجموع، این تحقیق به افزایش حجم ادبیات در مورد تجربیات و مشارکت های زنان افغان کمک می کند و پایه ای برای بررسی بیشتر خشونت و تبعیض علیه زنان در افغانستان فراهم می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان