فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۶٬۶۲۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مشاوره راه حل مدار بر احساس شایستگی و فرزند پروری مادران پس از طلاق دانش اموزان دانش اموزان انجام گرفته است این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. که جامعه آماری شامل مادران مطلقه دارای فرزند در شهر شیراز بود که به طور تصادفی انتخاب شدند. گروه آزمایش تحت مشاوره راه حل مدار، شامل ۱۰ جلسه آموزشی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچگونه مداخله ای دریافت نکرد. نتایج این تحقیق نشان داده است که مشاوره راه حل مدار موجب بهبود مهارت های فرزندپروری، افزایش کیفیت ارتباطات عاطفی و کاهش استرس و اضطراب مادران شد. همچنین، مشاوره راه حل مدار می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر برای بهبود فرزندپروری و کیفیت روابط مادران مطلقه با فرزندان مورد استفاده قرار گیرد و بر اهمیت حمایت های روانی و اجتماعی در این دوران تأکید می کند. در نهایت، گسترش برنامه های مشاوره ای مشابه و ارتقاء دوره های آموزشی مستمر برای مادران مطلقه پیشنهاد می شود تا به بهبود شرایط زندگی آن ها و فرزندانشان کمک کند.
کار و خانه: پدیدارشناسی تجربه زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
91 - 118
حوزههای تخصصی:
با وجود تغییرات گسترده اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در دهه های اخیر، کار خانگی همچنان به عنوان وظیفه اصلی و هنجار فرهنگی برای بسیاری از زنان، حتی زنان شاغل باقی مانده است. مسئولیت های اجتماعی و خانوادگی این گروه از زنان، تأثیرات عمیقی بر کیفیت زندگی شخصی و حرفه ای، رضایت مندی و سلامت روانی و اجتماعی آنان دارد. در این چارچوب، پژوهش حاضر به شیوه پدیدارشناسانه، تجربه زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی و نحوه مواجهه آن با دوگانگی نقش و پیامدهای آن را بررسی می کند. بیان نظری موضوع با ارجاع به نظریه نقش های اجتماعی، تعارض نقشی و تحلیل و تفسیر نظریه فمینیستی از نابرابری جنسیتی صورت بندی شد. از نظر روش، این مطالعه با رویکرد کیفی پدیدارشناسی تفسیری و با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق با 15 نفر از زنان شاغل در بخش دولتی و خصوصی شهر مریوان که به شیوه هدفمند و نظری انتخاب شدند، به اجرا درآمد. یافته ها نشان داد «خانه داری به مثابه یک مسئولیت گریزناپذیر» بخشی از هویت اجتماعی دوگانه زنان شاغل تلقی می شود. درنتیجه این موقعیت متضاد آن ها با تجربه «فشار نقش و رنج های دوگانه کاری» مواجه هستند. یافته ها همچنین بیانگر این است که کار خانگی اگرچه به عنوان تکلیف زنانه تحت سیطره «سنت های مردسالارانه» به زنان تحمیل می شود، اما در مقابل اشتغال برای آنان انتخابی آزادانه و به مثابه «ابزاری برای مقاومت» عمل می کند. تغییر در موقعیت زنان مستلزم تحقق برابری جنسیتی از طریق گام های تدریجی به سوی تغییر ساختار و فرهنگ مشارکتی و برابری خواهانه است.
تأثیر احیای صنایع دستی بر توانمندسازی زنان روستایی (مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری منطقه الموت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
267 - 288
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات کلیدی مورد بحث برای زنان در کشورهای درحال توسعه، توانمندسازی زنان روستایی و چگونگی افزایش توانمندی و نقش آن ها در توسعه مناطق روستایی است. توجه به نقش زنان و بحث های جنسیتی و شناسایی عوامل و محرک های مؤثر بر توانمندسازی زنان در بسترهای توسعه روستایی می تواند تأثیر بسزایی در فرایندهای توسعه و اتخاذ سیاست های مربوط داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر احیای صنایع دستی بر توانمندسازی زنان روستایی در روستاهای منطقه الموت استان قزوین انجام شد. این پژوهش به لحاظ پارادایم کمی، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش علی-ارتباطی است. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان روستایی فعال در حوزه صنایع دستی است و حجم نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ۱۰۰ نفر برآورد شد. برای بررسی داده های پژوهش، بعد از تحلیل توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و PLS-3 و با کمک معادلات ساختاری به بررسی فرضیات پرداخته شد. نتایج رویکرد مدلسازی معادله های ساختاری گویای آن است که احیای صنایع دستی در ابعاد روانی (812/0=β)، اجتماعی (682/0=β) و اقتصادی (321/0=β)، تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندی زنان روستایی منطقه مورد مطالعه دارد؛ بنابراین برای افزایش توانمندی زنان روستایی در منطقه مورد مطالعه و سایر مناطق روستایی کشور، لازم است به این عوامل نیز توجه کافی صورت گیرد.
شمایل شناسی جایگاه زن در نگاره اخراج آدم و حوا از بهشت در فالنامه طهماسبی (962-967 ق) با آرای اروین پانوفسکی (1892-1968 م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
21 - 38
حوزههای تخصصی:
شاه طهماسب صفوی در نیمه دوم حکومتش راه افراطی گری را در پیش گرفت و زنان را خانه نشین کرد. فالنامه طهماسبی (962-967 ق) به سفارش شاه طهماسب نگارش شد. اروین پانوفسکی (1968-1892 م) از پژوهشگران تاریخ هنر است که رویکرد شمایل شناسی را روشمند کرد. او سه سطح معنایی برای خوانش اثر هنری قائل شد که در آن، محقق به دنبال ارزش های نمادین یک جامعه است که هنرمند ناخودآگاه در اثرش بازتاب می دهد. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که با توجه به آرای پانوفسکی چه باور نهادینه شده ای درباره زن در نگاره اخراج آدم و حوا از بهشت در فالنامه طهماسبی بازتاب یافته است. هدف پژوهش، ریشه یابی باورهای دوره شاه طهماسب درباره جایگاه زن و بازتاب آن در این نگاره در فالنامه طهماسبی است. پژوهش به شیوه کیفی و تطبیقی-تحلیلی انجام می گیرد و هدف آن بنیادی است. روش جمع آوری مطالب کتابخانه ای است و با رویکرد شمایل شناسانه صورت گرفته است. نمونه آماری، نگاره اخراج آدم و حوا از بهشت در فالنامه طهماسبی است. مطابق نتایج، نگاره متأثر از قرآن است، اما عناصری در آن (حالت سرزنشگر آدم نسبت به حوا، طاووس، مار-اژدها) هستند که در قرآن نیامده است. پس نگارگر از متون دیگری الهام گرفته است که برگرفته از منابع باستانی اند. ریشه محدودیت های زنان در این دوره را می توان باورهای افراطی دانست که از استحاله های کهنی مانند جنگ دو جنسیت نرینه و مادینه، انجام گناه نخستین توسط حوا و سرزنش جنس زن می آید؛ بنابراین نگاره به منزله سندی است که بازتاب دهنده این باورها درباره زن در جامعه مردسالار عصر شاه طهماسب است.
ملاحظات فقهی در باب روش های نوین زیبایی: تعادل میان احکام دینی و کرامت انسانی
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین ساحت های وجودی انسان، کرامت و ارزشمندی اوست؛ انسان دارای دو نوع کرامت ذاتی و اکتسابی است؛ آنچه می تواند زمینه سعادت و رستگاری او را فراهم کند، کرامت اکتسابی و ارزشی است که در پرتو ایمان و اعمال صالح به دست می آید. بی گمان برخورداری زنان از کرامت انسانی، بر مبانی و پایه های مهمی ازجمله بُعد معنوی شخصیت زنان و نقش آنان در انسان سازی، ظرفیت تحصیل علم و دستیابی به کمالات انسانی، برخورداری از نیروی تعقّل و اندیشه و هدف غایی در خلقت آنان استوار است. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، این نتایج حاصل شده است که: اگرچه میل به زیبایی و تنوّع طلبی، از جمله امیان فطری در وجود انسان است که در زنان به عنوان یکی از مظاهر زیبایی و جمال به هنگام خلقت قرار داده شده است؛ لیکن چنانچه از این میل در راه صحیح استفاده نشود و موجب توجّه افراطی زنان به مصادیق آرایش های نوپدید و در نهایت تبرّج و خودنمایی شود؛ ازآنجایی که نتیجه ای جز ابتذال شخصیت زن، غفلت از فلسفه آفرینش و بازماندن از سیر تکامل اخلاقی و معنوی به دنبال ندارد، در منافات با کرامت و منزلت جایگاه زن قرار می گیرد که به حکم قاعده عقلی «دفع ضرر احتمالی واجب است»، باید ترک شود.
بررسی مفهوم سوژه، هویت و دیگری در نوشتار زنانه با تکیه بر آرای گرماس ( درخت گلابی، بزرگ بانوی روح من، جایی دیگر از گلی ترقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
363 - 380
حوزههای تخصصی:
دوره معاصر بیش از هر چیز عصر فردیت است و موضوع هویت و خود در ادبیات داستانی نقش پررنگی دارد. از آنجایی که فرآیند شکل گیری هویت در زنان مسیری متفاوت از مردان در پیش می گیرد، این تفاوت در تولیدات ادبی زنانه مشهود می باشد. در واقع، بررسی نوشتار نویسندگان زن مستلزم در نظرگرفتن هویت جنسی خالق آنها است . الگوی کنشی پیشنهادی گرماس، یکی از شیوه های تحلیل سازه های یک متن روایی است که به تحلیل نقش سوژه و ارتباط شخصیت ها با یکدیگر به عنوان کنشگران داستان می پردازد. کنشگران یک نوشتار زنانه می توانند با ایجاد چالش های هویتی همسو یا ناهمسو، با جامعه به تعامل بپردارند یا علیه آن طغیان کنند. جستار حاضر با مطالعه داستان های کوتاه گلی ترقی به شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر آرای گرماس، در پی بررسی نقش کنشگر "سوژه" و مفهوم "هویت ارتباطی" یا "من چند پاره " در حوزه نوشتار زنانه است، بدان معنا که سوژه در راستای رسیدن به هویت از دست رفته خویش به رابطه ای تعاملی با دیگری می پردازند. بنابراین، در نوشتار زنانه، نوع دیگری از فردیت سوژه شکل می گیرد که می توان آن را هویت ارتباطی نامید. این امر به این معناست که زنان همواره در ارتباط با دیگران هویت خود را باز می یابند و «دیگری» نقش مهمی در شکل گیری آن دارد.
عبور از موانع نامرئی: چگونه مربیگری نومادران را به صحنه اجتماعی و کارآفرینی بازمی گرداند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
35 - 61
حوزههای تخصصی:
نقش زنان در توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه بسیار حیاتی است. حضور آن ها نه تنها به بهبود وضعیت مالی خانواده ها کمک می کند، بلکه موجب افزایش تنوع و نوآوری در بازار کار و جامعه می شود. بااین حال، بسیاری از مادران دارای فرزند زیر سه سال با چالش های فراوانی برای بازگشت به فعالیت های اجتماعی و حرفه ای روبه رو هستند. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر مربیگری با رویکرد «به خودت اعتماد کن» بر کنش اجتماعی و کارآفرینی مادران می پردازد. این مطالعه شبه آزمایشی با دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. گروه آزمایش شامل مادرانی بود که در هشت جلسه مربیگری مجازی شرکت کردند و گروه کنترل فقط یک جلسه مقدماتی داشتند. داده ها به وسیله پرسشنامه های آنلاین قبل و بعد از مداخله جمع آوری شد. نتایج نشان داد مربیگری سبب کاهش باورهای محدودکننده و افزایش مشارکت مادران در فعالیت های اجتماعی و کارآفرینی می شود. یافته های این پژوهش با پژوهش های پیشین در زمینه مربیگری و تغییر الگوهای ذهنی منفی همخوانی دارد. مداخله مربیگری به نومادران کمک کرد تا با تغییر باورهای محدودکننده و تقویت خودکارآمدی، به فعالیت های اجتماعی و کارآفرینی دوباره روی آورند. به طورکلی این رویکرد می تواند به عنوان ابزاری مؤثر برای توانمندسازی مادران و بازگشت آن ها به جامعه، بازار کار و عرصه کارآفرینی و نقش آفرینی بیشتر در جامعه استفاده شود.
بررسی عوامل مؤثر بر دلبستگی مکانی دانشجویان دختر به فضاهای تعاملی: مطالعه موردی محوطه کافه - رستوران های مجتمع تجاری رویال
حوزههای تخصصی:
دلبستگی مکانی یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات روان شناسی محیطی و جغرافیای انسانی است که به پیوندهای عاطفی، اجتماعی و عملکردی افراد با مکان ها اشاره دارد. فضاهای عمومی شهری، به ویژه مکان هایی که بستری برای تعاملات اجتماعی و تجربه های مشترک فراهم می کنند، می توانند موجب تقویت این دلبستگی شوند. محوطه کافه - رستوران مجتمع تجاری رویال سعادت آباد یکی از این فضاهاست که به دلیل ویژگی های خاص خود، مورد توجه دانشجویان دختر قرار گرفته و به مکانی برای تجمع، تعامل و گذران اوقات فراغت تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر دلبستگی مکانی دانشجویان دختر به این فضا انجام شده است و می کوشد تا تأثیر ویژگی های کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و فردی را بر میزان این دلبستگی تبیین کند. روش تحقیق این مطالعه ترکیبی از روش های کیفی و کمی است. در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ دانشجوی دختر که به طور مستمر از این محوطه کافه - رستوران استفاده می کردند، انجام شد و تحلیل محتوای آن ها به شناسایی مهم ترین مؤلفه های تأثیرگذار بر دلبستگی مکانی منجر گردید. سپس، با طراحی پرسشنامه ای بر اساس یافته های کیفی، اطلاعات ۲۰۰ دانشجو گردآوری شد. داده های به دست آمده از طریق آمار توصیفی و آزمون های همبستگی و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفت تا میزان تأثیر هر یک از عوامل شناسایی شده مشخص شود. نتایج نشان داد که دلبستگی مکانی در این فضا تحت تأثیر ترکیبی از عوامل کالبدی، اجتماعی و تجربی قرار دارد. در میان این عوامل، ویژگی های کالبدی مانند طراحی فضا، نورپردازی و چیدمان، امکان تعاملات اجتماعی، و خاطرات مشترک و تجربه های گذشته بیشترین تأثیر را در ایجاد این دلبستگی داشتند. عامل اجتماعی که شامل حضور گروه های مشابه، احساس راحتی در تعاملات و امکان تجربه ی جمعی بود، به شکل معناداری در تکرار حضور دانشجویان در این مکان نقش داشت. همچنین، تجربه های گذشته و خاطرات مثبت ایجادشده در این فضا موجب افزایش حس تعلق کاربران شد. این یافته ها نشان می دهد که دلبستگی به مکان صرفاً یک واکنش فردی نیست، بلکه نتیجه تعاملات اجتماعی، خاطرات مشترک و کیفیت کالبدی محیط است که در گذر زمان شکل می گیرد.
بازنمایی دخترانگی در فضای اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
123-164
حوزههای تخصصی:
اینستاگرام عرصه ای برای بازنمود دخترانگی است. دخترانگی مجموعه ای از دلالت هایی است که معرف هویت دخترانه است. خلاء پژوهشی موجود در عرصه مطالعات دخترانگی در فضای اینستاگرام ضرورت این تحقیق را دو چندان نمود. با توجه به ماهیت برساختی پدیده مورد مطالعه، پارادیم تحقیق کیفی و روش تحقیق مورد نظر تحلیل محتوای کیفی است. جامعه هدف تمام کلیپ های اینستاگرامی است که دارای دو شرط اساسی بودند. نخست پرداختن به دخترانگی و دیگری پربازدید بودن. تعداد کلیپ های مورد مطالعه 35 مورد بودند که بر اساس اصل بسندگی و اشباع نظری مقدار آن ها تعیین گشت. مهم ترین یافته های به دست آمده از تحقیق مؤید آنند ترجیحات دخترانه شامل ترجیحات ذوقی، اقتصادی و جسمانی است. دلالت معنایی دختر از پسر گاه او را به عنوان کارگشا و یاری رسان و قابل اعتماد و اتکا بازنمود ساخته و گاه به عنوان سست عهد و فرصت طلب. ابژه دختر نیز هم با صفات ایجابی نظیر خوش سلیقگی، فراست و قابل اعتماد تجلی کرده و هم با صفاتی نظیر نوکیسگی، ساده لوحی، بداخلاقی، کاسبکاری، بی وفایی، بی جنبه گی و بهانه جویی بازنمود گشته است. مراوده های دخترانه گاه مغازله، محاوره، مساعدت، پرسندگی است و گاه استهزاء و کاسبکاری. تفوقات کلامی غالباً به نفع پسران بازنمود شده اند.
مفهوم سازی کاربردی «مراقبت» در پیشگیری از بحران های خانواده: مروری سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف مفهوم سازی کاربردی «مراقبت» در پیشگیری از بحران های خانواده انجام شد. بدیهی است درک عمیق تر این مفهوم، به تعیین دقیق تر قلمرو و مرز رفتارهای مراقبتی در خانواده کمک می کند و به عنوان اهرمی در پیشگیری از بحران های خانواده می تواند سودمند باشد. این مطالعه از نوع مطالعات ثانویه و به روش مرور سیستماتیک ا نجام شد. جامعه آماری پایگاه های اطلاعاتی و مطالعاتی است که از جنبه های متعدد به موضوع مراقبت در بازه ی زمانی 1401-1390 (2010 تا 2023) پرداخته اند. تجزیه و تحلیل داده ها به صورت کیفی انجام و در نهایت 52 مقاله ی دارای معیار ورود به مطالعه (30 مقاله داخلی و 22 مقاله خارجی) بررسی شدند. نتایج، سه گروه مفاهیم اصلی مراقبت را نشان داد که شامل مقوله های بُعد شناختی مراقبت (آگاهی، پذیرش و آمادگی)، بُعد عاطفی (هشیاری عاطفی، همدلی و صمیمیت) و ُبعد رفتاری (رعایت حدود، حضور فعال، حمایت، حفاظت از خطر و خیرخواهی) بود. نتایج نشان داد مراقبت، در سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری، ظرفیت پیشگیری از خطرات و بحران های خانواده را دارد. این مفهوم سازی می تواند به عنوان یک مدل مراقبتی برای خانواده تنظیم شود و مطالعات عمیق تری را به خود اختصاص دهد.
تصاویر زنان و گفتمان هژمونیک رسانه ای در دهه شصت شمسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
335 - 354
حوزههای تخصصی:
دهه 13۶۰ در ایران دوره ای مهم از لحاظ تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. در این مقاله با استفاده از روش کیفی، نظریه گفتمان فوکو و با الهام از رویکرد نشانه شناسی اجتماعی کرس و ون لیوون، ۱5 تصویر از میان ۴۳۱ تصویر زنان در صفحه اول روزنامه های دهه 13۶۰ تحلیل شدند. هدف پژوهش، بررسی گفتمان های مسلط در بازنمایی زنان و چگونگی تقویت هنجارهای ایدئولوژیک از طریق این تصاویر است. یافته ها نشان می دهد بازنمایی زنان در روزنامه ها فراتر از انعکاس ارزش های غالب، فرایندی فعال برای مدیریت تنش های هویتی، عادی سازی نقش های معین جنسیتی و ساخت و تثبیت سوژه زن مطلوب انقلابی از طریق به کارگیری سازوکارهای بصری و تکنیک های دیداری مشخص است. تصاویر زنان در روزنامه های دهه 13۶۰ ابزاری برای بازتولید گفتمان های مسلط و تقویت ارزش های انقلابی و اسلامی هستند و زنان را به عنوان حامیان پرشور انقلاب و آرمان های آن بازنمایی می کنند. همچنین نقش حمایتی زنان در دوران جنگ تحمیلی برجسته شده است. در کنار این نقش های حمایتی، تصاویری از حضور زنان در عرصه های علمی و مدیریتی نیز دیده شد که نشان دهنده پذیرش نسبی نقش های جدیدتر برای زنان در جامعه انقلابی البته در چارچوب ارزش های اسلامی است. علی رغم اینکه در این تصاویر، زنان در عرصه های گوناگونی حضور فعال دارند، این بازنمایی ها نقش زنان را به انتظارات از پیش تعریف شده اجتماعی و فرهنگی در چارچوب های انقلابی-اسلامی محدود و به تثبیت این گفتمان ها کمک می کند.
شناسایی و تحلیل گفتمان های تعلیم و تربیت نوین زنان در بستر نوسازی پهلوی اول (1300-1320)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
305 - 324
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل انواع گفتمان های تعلیم و تربیت زنان در دوره پهلوی اول با رویکرد تحلیل گفتمان لاکلا و موف است. از این رو با بررسی 14 سند که به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند، 39 مصداق، 35 خرده گفتار و 4 گفتمان شناسایی شدند که گفتمان «نوسازی دستوری» متعلق به گفتمان حاکمیت و گفتمان «مادری جدید»، «خودآگاهی وجودی-حقوقی» و «تعالی ملی» متعلق به گفتمان زنان بوده است. تحلیل این گفتمان ها نشان داد گفتمان «نوسازی دستوری» تحصیلات زنان را به مسئله کشف حجاب گره زده و از این طریق، گفتمان های زنان را در موضع همگرایی و در تضاد با ذهنیت سنتی قرار داده است. تمرکز اصلی گفتمان حاکم، تغییر و تحول در وضع زنان بر حجاب آنان بود؛ بنابراین در مقوله اصلاحات آموزشی، از آنجا که تأکید بر بی حجابی زنان بود، گفتمان نوسازی دستوری و گفتمان های زنان با مخالفت شدید جامعه سنتی روبه رو شد. گفتمان سنت به گفتمان مقاومت بدل شد و هژمون «عدم ضرورت حضور اجتماعی زنان» را در مقابل هژمون «ضرورت حضور اجتماعی زنان» مدنظر گفتمان حاکم و گفتمان های زنان ایجاد کرد. نتیجه این تقابل، ایجاد فضایی قهرآلود بود. در یک سو زنانی قرار گرفتند که با رغبت یا از سر ناچاری تن به کشف حجاب دادند و در سوی دیگر زنان معتقد و پایبند به ارزش های سنتی قرار داشتند که حضور اجتماعی خود را مترادف با بی هویتی و حفظ هویت خود را ملازم با عدم حضور اجتماعی می دانستند.
اثربخشی آموزش هیجان مدار بر اضطراب مرگ، باورهای فراشناختی و رفتارهای خود آسیب رسان دختران با طرحواره ناسازگار اولیه از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
1 - 13
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر،تعیین اثربخشی آموزش هیجان مدار بر اضطراب مرگ، باورهای فراشناختی و رفتارهای خودآسیب رسان دختران با طرحواره های ناسازگار اولیه از منظرفرهنگی بود. جامعه آماری تمامی دختران 15-25 سال با طرحواره ناسازگار اولیه در شهرستان مهریز سال 1401 بود. نمونه پژوهش 30 نفر از دختران با طرحواره ناسازگار اولیه بود که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب وبه صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، هرگروه 15 نفرجایگزین شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه طرحواره ناسازگار یانگ(2005) ، مقیاس اضطراب مرگ تمپلر(1970)، پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز و هاتون(2004) و پرسشنامه رفتارخودآسیب رسان جانسون (1998) بود. گروه آزمایش، آموزش گروهی هیجان مدار را در 9 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرد و گروه کنترل آموزشی را دریافت نکرد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش هیجان مدار بر اضطراب مرگ، باورهای فراشناختی و رفتارهای خودآسیب رسان موثر بود. هم چنین آموزش هیجان مدار به دختران با طرحواره ناسازگار اولیه از منظر فرهنگی کمک می کند بتوانند هیجانات را مدیریت کنند و از این طریق باعث کاهش رفتارهای خودآسیب رسان در آن ها شود.
اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر استرس ادراک شده و انعطاف پذیری کنشی زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مبتنی بر عوامل فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
55 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان براسترس ادراک شده و انعطاف پذیری کنشی زنان مبتلا به اختلال وسواس مبتنی بر عوامل فرهنگی بود. جامعه آماری شامل زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اهواز در سال 1403 بود. نمونه پژوهش 50 زن مبتلا به اختلال وسواس فکری -عملی بود. که به روش دردسترس از بین زنان مراجعه کننده به یکی از مراکز مشاوره انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (25 نفر) و کنترل (25 نفر) گمارش شدند. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی واز نوع پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزار پژوهش شامل مقیاس استرس ادراک شده کوهن و همکاران(1983) و پرسشنامه انعطاف پذیری کنشی کانر و دیویدسون (2003)، بود. گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان متمرکز بر هیجان را دریافت کردند و گروه کنترل هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که درمان متمرکز بر هیجان بر استرس ادراک شده و انعطاف پذیری کنشی زنان مبتلا به اختلال وسواس مبتنی بر فرهنگ اثربخش است و می تواند به عنوان یک درمان کمکی برای زنان مبتلا به وسواس مبتنی بر عوامل فرهنگی استفاده شود.
داستان پنهان انتقال اضطراب اجتماعی میان نسل ها (یک مطالعه فرا تحلیل)
حوزههای تخصصی:
اضطراب اجتماعی به عنوان یکی از رایج ترین اختلالات روانی در میان کودکان و نوجوانان، اغلب ریشه در الگوهای ارتباطی خانوادگی و سبک های والدگری دارد که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. هدف این پژوهش، بررسی نظام مند رابطه میان سبک های والدگری و انتقال بین نسلی اضطراب اجتماعی بر پایه شواهد تجربی طی دهه اخیر بود. بدین منظور، با استفاده از روش فرا تحلیل و تحلیل اسنادی، مقالات مرتبط از پایگاه های علمی معتبر بازیابی گردید. پس از غربال گری اولیه، از میان ۱۰۲ مقاله، تعداد ۱۸ مطالعه وارد مرحله ارزیابی کیفی شدند و نهایتاً ۹ مقاله که دارای معیارهای لازم از نظر روش شناسی و کیفیت داده بودند، در تحلیل نهایی گنجانده شدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار سی ام آ صورت گرفت. نتایج نشان داد سبک های والدگری تأثیر قابل توجهی بر شکل گیری یا پیشگیری از اضطراب اجتماعی در کودکان دارند. سبک های سخت گیرانه، مستبدانه و تنبیهی با افزایش سطوح اضطراب اجتماعی در کودکان ارتباط مثبت و معنادار داشتند. در مقابل، سبک های مقتدرانه، پاسخگو و گرم، به صورت معناداری با کاهش نشانه های اضطراب اجتماعی هم بسته بودند. افزون بر این، اضطراب اجتماعی با پیامدهای منفی روان شناختی همچون کاهش عزت نفس، افزایش خشم و پرخاشگری و اختلال در روابط بین فردی همراه بود. یافته های این پژوهش بر اهمیت نقش والدین در ایجاد یا کاهش آسیب پذیری کودکان در برابر اضطراب اجتماعی تأکید می ورزد و بر لزوم طراحی مداخلاتی مبتنی بر آموزش والدگری سالم به عنوان بخشی از راهبردهای پیشگیری اولیه از این اختلال روانی صحه می گذارد.
واکاوی چگونگی پوشش زنان در داخل و خارج از منزل و انعکاس آن در آثار نقاشی دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره طولانی قاجار تاریخ پوشاک همواره بخشی از تاریخ تمدن و فرهنگ قاجار است که سهم مهمی در هویت فرهنگی ایران دارد؛ یکی از جنبه های مطالعاتی در زمینه پوشش زنان در دوره قاجار مطالعه لباس آنان در داخل و خارج از منزل است که در تصاویر نقاشی این دوره بازتاب داشته است. یکی از مسایل مهمی که در این دوره با فرهنگ و هویت اسلامی گره خورده است نحوه پوشش زنان است که در آثار نقاشی و عکاسی این دوره منعکس شده است. هدف از این مقاله بررسی نوع پوشش و بازنمایی شیوه پوشش زنان در بیرون از منزل و داخل آن است؛ این پژوهش با هدف معرفی فرهنگ پوشش و لباس زنان ایرانی با مطالعه متون و آثار مرتبط برجای مانده صورت پذیرفته است. سئوال اصلی پژوهش: پیکربندی پوشش زنان در لباس داخل و خارج از منزل چگونه بوده و شامل چه بخش هایی بوده است؟ روش پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی و تحقیق از نوع کیفی است و با توجه به متون نوشتاری و منابع تصویری این امر مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد پیکربندی پوشش زنان در دوره قاجار از بخش های مختلفی تشکیل شده است و نمونه های واقعی آن وجود دارد که قابل تطبیق با نمونه های عکاسی و نقاشی به عنوان اسناد تصویری این دوره است. زنان ایرانی در بیرون از منزل از آزادی و تنوع پوشش برخوردار بوده ولی در خارج از منزل این پوشش تنها به چادر محدود می شده است . زنان ایرانی در دوره قجار بر اساس شواهد همواره بر زیبایی پوشش خویش تاکید داشته و این امر در هنر نقاشی و عکاسی این دوره نیز نمود پیداکرده است.
نقش حمایت عاطفی خانواده در کیفیت زندگی زناشویی (از منظر زنان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت زندگی زناشویی، برای افراد دارای اهمیت بسیاری است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی درک زنان از ماهیت حمایت عاطفی در خانواده و نقش و اهمیت آن در کیفیت زندگی زناشویی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد صورت گرفت. با توجه به اشباع نظری داده ها، نمونه مورد پژوهش شامل 16 نفر از زنان متاهل مناطق 9 و 10 شهر تهران بود که در دامنه سنی 20 تا 45 سال قرار داشتند. این افراد به روش نمونه گیری هدف مند و به شیوه در دسترس و دارا بودن ملاک ورود به تحقیق از جمله رضایت از زندگی زناشویی در سال 1400 انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه انریچ و مصاحبه اکتشافی نیمه ساختار یافته، گرداوری و تنظیم شد. یافته های تحقیق شامل 94 کد باز، 10 کد محوری و کد انتخابی "حمایتی-عاطفی خانواده".است. عوامل بسترساز شامل سرمایه های روانشناختی فردی مانند اقتدار و خویشتن داری، معناهای شخصی در ازدواج مانند معنای صمیمیت و معنای تحکیم بخشی در رابطه و پویایی های بین فردی مانند تصمیم گیری مشترک و مدیریت حل تعارض بود. عوامل مداخله گر شامل عوامل فرهنگی و اجتماعی مانند سبک زندگی حمایت گرانه بود که در حمایت عاطفی افراد در خانواده نقش داشتند. عواملی مانند دخالت اطرافیان و سبک زندگی متعصبانه، موانع موجود بر کاهش عملکرد عاطفی خانواده شناسایی شد. راهبردهای شناسایی شده شامل تعالی بخشی مانند تعالی خود و خانواده، آرامش بخشی مانند محبت کردن، مهارت یابی و زندگی آگاهانه مانند مهارت گفتگو و مهارت حل تعارض بود. این راهبردها موجب پیامدهای فردی مانند شادکامی، خودارزشمندی و امیدواری و پیامدهای بین فردی مانند احساس امنیت وخرسندی در رابطه بود. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که حمایت عاطفی در خانواده دارای پیامدهایی است که پیامد اولیه آن شامل افزایش انعطاف پذیری و سازگاری در خانواده و پیامد ثانویه آن شامل افزایش کیفیت زندگی و کاهش عوامل گسست در خانواده است. این عوامل سلامت روان افراد و شکل گیری زندگی مطلوب خانوادگی و اجتماعی را به دنبال دارد و نیازمند توجه درمانگران و مشاوران برای افزایش سلامت و پیشبرد اهداف جامعه می باشد.
سرایت استلزام مودت و رحمت زوجیت تکوینی بر رعایت حجاب در پرتو آیه 21 سوره روم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آیه 21 سوره روم، مودت و رحمت به عنوان قوام بخش روابط زن و مرد دانسته شده که در خلقت تکوینی انسان قرار داده شده است. دانشمندان علوم اسلامی ضمن آیه مذکور بیشتر به بیان روابط زن و مرد در زوجیت اعتباری پرداخته اند و توجه کمتری نسبت به روابط زن و مرد در زوجیت تکوینی مستنبط از آیه مذکور مبذول داشته اند. لذا پژوهش حاضر با گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای و با استفاده از روش توصیفی _ تحلیلی، به بیان احکام فقهی روابط زن و مرد در زوجیت تکوینی و ارتباط آن با آیه 21 سوره روم پرداخته است. طبق بررسی های انجام شده و با بیان مفردات آیه مذکور، مبنای مودت و رحمت میان زن و مرد خلقت تکوینی بر اساس زوجیت است نه صرف زوجیت اعتباری؛ بلکه عاملی که باعث وصول زن و مرد به سکونت است، زوجیت اعتباری در سایه تعهداتی است که زوجین نسبت به هم با عقد ازدواج به آن ها متعهد می گردند. بر اساس واقعیت طرح شده در آیه مذکور، می توان یکی از حکمت ها و کارکردهای مهم برخی احکام فقهی مربوط به روابط زن و مرد از جمله عدم نگاه، عدم خلوت، عدم طنازی کردن در سخن، عدم اختلاط و داشتن ستر و حجاب را تاثیر عدم رعایت این احکام در ایجاد مودت و رحمت بین زن و مرد نامحرم و مفاسد ایجاد شده در پی آن دانست. در طرف مقابل، مستنبط از آیه شریفه، تحکیم خانواده نیز بر اساس وجود فطرت و غریزه نهاده شده در خلقت انسان و تاثیر مودت و رحمت میان زن و مرد است و کارکرد آرام بخشی خانواده از این رهگذر تامین خواهد شد.
مروری سیستماتیک بر تجارب جهانی در پیشگیری از خشونت خانگی
حوزههای تخصصی:
خشونت خانگی یکی از مشکلات عمده سلامت افراد به شمار میاید. امروزه، پیشگیری از بروز این مشکل و همچنین مدیریت موارد خشونت خانگی در دنیا به عنوان یک اولویت مهم سلامت مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی مداخلات انجام شده و تجارب جهانی در زمینه پیشگیری از بروز خشونت خانگی و بررسی اثربخشی آن است. روش: این مطالعه از نوع مطالعات کیفی- توصیفی به روش مروری و با جستجوی نظام مند مقالات موجود در بانک های اطلاعاتی معتبر و با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط انگلیسی و فارسی، با مرور و تحلیل مداخلات انجام شده در زمینه خشونت خانگی و میزان اثربخشی آن ها تحلیل شد. یافته ها: بعضی مداخلات در زمینه خشونت خانگی در بسیاری از کشورها شامل مداخلات متمرکز بر افراد آسیب دیده خصوصاً زنان و کودکان که شامل راهکارهایی از قبیل آموزش، جلب حمایت و مشاوره های روانی و درمانی افراد در معرض خطر است. مداخلات دیگر متمرکز بر کارکنان سیستم خدمات بهداشتی درمانی و سازمان های حمایتی به منظور آموزش و توانمندسازی آنان در زمینه تشخیص و مدیریت موارد خشونت خانگی است. بحث: توانمندسازی کارکنان مراکز بهداشتی درمانی برای غربالگری، تشخیص و مدیریت موارد خشونت خانگی و نیز آموزش کلیه افراد در زمینه عوامل زمینه ساز بروز خشونت، کسب مهارت های ارتباطی و سازگاری و انتخاب صحیح رفتارهای جایگزین در مواجهه با موقعیت های خشونت زا می تواند گام هایی مهم در پیشگیری یا کاهش خشونت خانگی باشد که این یافته ها با بسیاری از مطالعات انجام شده در کشورهای مختلف همسو بوده است.
واکاوی چالش های هویتی پیش روی زنان مهاجر مسلمان در اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
119 - 147
حوزههای تخصصی:
جمعیت روبه رشد دیاسپورای مسلمان در کشورهای اروپایی با ساختار سکولار این جوامع، چالش ها و تعارض های متعددی را به همراه داشته است. یکی از مسائل مهم، فرایند هویت یابی زنان مهاجر مسلمان و چالش های مرتبط با هویت دینی آنان است که مورد توجه مطالعات مختلفی قرار گرفته است. این پژوهش به روش فراترکیب، پژوهش های انجام شده درباره چالش های هویتی-دینی زنان دیاسپورای مسلمان در اروپا طی سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ را بررسی و مهم ترین چالش ها و راهبرد های مواجهه با آن ها را شناسایی می کند. شش چالش اصلی هویتی-دینی شناسایی شد: ذهنیت منفی و سوءرفتار جامعه میزبان، تحمیل سبک خاص زندگی، مسیر دشوار پیشرفت، نظارت و پیش داوری اجتماع خودی، تنش میان سبک زندگی اسلامی و اروپایی، و تجربه طردشدگی مضاعف. همچنین چهار راهبرد برای مقابله با این چالش ها شناسایی شدند: شخصی سازی هویت دینی، مشارکت در مراکز اسلامی، اتخاذ هویت های چندبعدی و منعطف، و گفتمان اسلام حقیقی. این پژوهش نشان می دهد زنان مسلمان مهاجر در اروپا تحت فشارهای متقابل از سوی جامعه میزبان و اجتماع خودی قرار دارند. آن ها با بهره گیری از راهبرد های مختلف تلاش می کنند این فشارها را مدیریت کنند و تعادلی در زندگی روزمره خود ایجاد کنند. یافته های پژوهش ابعاد پیچیده ای از هویت یابی زنان مسلمان در جوامع اروپایی را روشن می کند و ضرورت توجه بیشتر به این موضوع را نشان می دهد.