ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۱۲۱.

بررسی رابطه بین جهت گیری مذهبی با تاب آوری (مطالعه موردی دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۵
تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین جهت گیری مذهبی با تاب آوری؛ مطالعه موردی دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز طراحی و اجرا گردید. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع مطالعات تحلیلی بود که جمع آوری اطلاعات آن به صورت میدانی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه شیراز در سال تحصیلی 1402-1403؛ که تعداد آن ها بالغ بر 1362 نفر بود؛ که تعداد نمونه بر اساس جدول مورگان برابر 300 نفر از دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز بود. ابزار گردآوری تحقیق حاضر، پرسشنامه استاندارد بود. برای سنجش جهت گیری مذهبی از پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت و راس (1950)، برای سنجش تاب آوری، مقیاس تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) به کار برده شد. برای تحلیل آن نیز از نرم افزار spss و  amosنسخه 23 استفاده کردیم؛ که در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. از آمار توصیفی نظیر میانگین و واریانس و انحراف معیار و... برای توصیف داده ها و برای تعیین رابطه بین متغیر داده ها از تعیین رابطه آزمون پیرسون استفاده شد. نتایج نشان می دهد که جهت گیری مذهبی بر تاب آوری با مقدار 58/0 اثر گذار است.
۱۲۲.

درک معنایی فرایند هویت یابی زنان شهر یاسوج با رویکرد پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۶
این مقاله به بررسی فرایند هویت یابی زنان در شهر یاسوج با رویکرد فمینیستی می پردازد است. با بهره گیری از روش زمینه ای اشتراوس و کوربین، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 27 نفر از زنان این شهر گردآوری و تحلیل شدند. نتایج در بخش شرایط علی نشان می دهد هویت زنان تحت تأثیر دیگری سازی جنسیتی، انسداد افق انتخاب ها، پدرسالاری هژمونیک، گفتمان اقتدار مذهبی و بازتولید اجتماعی جنسیتی شکل می گیرد. همچنین نظام هنجاری گفتمانی، نظم نمادین مذهبی، بدن مندی جنسیتی، نظام پوششی هژمونیک، و نظام خانواده جنسیت محور به عنوان شرایط زمینه ای، نقش مهمی در تثبیت هویت سنتی زنان ایفا می کنند. از سوی دیگر، تبعیض نهادی جنسیتی، بازدارندگی هنجاری، روابط قدرت درون خانوادگی، بازنمایی کنترل بدن و سرمایه داری پدرسالارانه به عنوان کدهای شرایط مداخله گر استخراج شدند. این مطالعه در بخش راهبرد های تحقیق، با ارائه تحلیلی از تأثیرات گفتمان های قدرت بر هویت زنان، به تبیین نقش مقاومت و پذیرش در شکل گیری هویت زنان پرداخت و مقوله های پیامدهای این پدیده به سه شکل پیامدهای منفی (گفتمان قدرت و نظارت اجتماعی، ازدست دادن خودمختاری، درونی سازی هنجارها)، پیامدهای ترکیبی (گفتمان مقاومت و پذیرش، دوگانگی نقش ها، تعارض سوژه و نظم اجتماعی) و پیامدهای مثبت (بازسازی هویت و بدن مندی، مقاومت علیه گفتمان های مسلط، خودمختاری و کنترل بدن) استخراج شدند.
۱۲۳.

پشت درهای شورا: تحلیل کیفی تجارب زنان پس از ورود به شوراهای اسلامی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان مجالس محلی، فضایی تازه برای مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان فراهم کرده اند، اما حضور آنان همچنان محدود و همراه با چالش های ساختاری است. این پژوهش به روش توصیف کیفی و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ زن عضو شوراهای شهر استان اصفهان انجام گرفت که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون و با نرم افزار مکس کیودی ای به شناسایی چهار مضمون اصلی انجامید: ۱. شورا به مثابه میدان چالش برانگیز؛ ۲. مواجهه با فشارهای نهادی در کنار اتکای هم زمان به شبکه های حمایتی؛ ۳. جهت یابی راهبردی از طریق سازگاری منفعلانه تا ایستادگی کنشگرانه؛ و ۴. قراردادن زنان در کانون توجهات. یافته ها نشان می دهد ترکیب مردانه شوراها و هنجارهای ریشه دار جنسیتی، محیطی ایجاد می کند که در آن، زنان با فشارهای نقشی، تردید در شایستگی آنان، کلیشه های جنسیتی و حاشیه رانی در تصمیم گیری مواجه اند. این شرایط تعارض میان مسئولیت های خانوادگی–سازمانی و نیاز مداوم به اثبات توانمندی را تشدید می کند و استرس و فرسودگی نقش را افزایش می دهد. با وجود این محدودیت ها، زنان با استفاده از راهبردهایی مانند شبکه سازی، مذاکره، ایستادگی تدریجی و تمرکز بر نیازهای عملی زنان می کوشند فضای تصمیم گیری را دگرگون و حساسیت جنسیتی را در سیاست ها تقویت کنند. بااین حال، اثرگذاری این عاملیت همچنان در چارچوب های مردسالارانه محدود است و تقویت مشارکت مؤثر زنان نیازمند اصلاحات نهادی و افزایش حضور آنان در سطوح بالاتر حکمرانی محلی است.
۱۲۴.

الگوهای جنگ شناختی در مواجهه با زنان ایرانی؛ چالش های هویتی و راهکارهای مقاومت اجتماعی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۲۶۹
این مقاله به بررسی الگوهای شناختی و گفتمان های تأثیرگذار بر هویت زنان در جمهوری اسلامی ایران می پردازد. در برخی از فضاهای رسانه ای و تبلیغاتی، تلاش هایی برای بازتعریف نقش های اجتماعی زنان مشاهده می شود که می تواند به شکل گیری چالش های هویتی منجر شود. این چالش ها عمدتاً در حوزه هایی مانند تحصیل، اشتغال، ورزش، کرامت اجتماعی و پوشش نمود پیدا می کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و از طریق بررسی محتوای اسناد و داده های رسانه ای، به تحلیل این گفتمان ها و تأثیرات آن ها بر جامعه زنان ایران می پردازد. یافته ها نشان می دهد که برخی روایت های مطرح شده در فضای رسانه ای با واقعیت های اجتماعی همخوانی کامل ندارند و واکنش های اجتماعی به این موضوعات دارای الگوهای متنوعی است. در این میان، فرصت هایی برای تقویت هویت اجتماعی زنان، افزایش آگاهی، ارائه الگوهای موفق و تأکید بر نقش های متنوع زنان در جامعه مطرح می شود که می تواند به پایداری اجتماعی کمک کند. این مقاله با تحلیل دقیق این روندها، راهکارهایی برای درک بهتر تحولات اجتماعی و مواجهه با چالش های مرتبط ارائه می دهد.
۱۲۵.

کارآفرینی زنان و بهزیستی: چالش ها و فرصت ها در مسیر خود اشتغالی (یک مطالعه کیفی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۳۴
این پژوهش با بهره گیری از روش کیفی، به بررسی تجربه ی بهزیستی شخصی زنان کارآفرین تبریزی می پردازد که مسیر خوداشتغالی را در پیش گرفته اند. هدف مطالعه، تحلیل نحوه ی مواجهه این زنان با چالش ها و فرصت های موجود در مسیر کارآفرینی، همراه با حفظ و ارتقای بهزیستی آنان است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ زن کارآفرین که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا تحلیل شد. تحلیل داده ها در چارچوب نظریه ی خودتعیین گری  انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد که دو عامل اصلی در تقویت بهزیستی این زنان نقش داشته اند: (۱) معنویت و ایمان به عنوان منابعی برای تاب آوری و هدفمندی و (۲) تعادل میان کار و زندگی و کیفیت روابط خانوادگی به عنوان عناصر کلیدی بهزیستی. ورود به عرصه ی خوداشتغالی باعث افزایش حس خودمختاری و انعطاف پذیری این زنان شده و بهزیستی آن ها را از طریق بهبود سلامت جسمی، روابط خانوادگی و رضایت فردی تقویت کرده است. با این حال، آنان با چالش هایی چون استرس ناشی از تلاش برای ایجاد تعادل میان مسئولیت های شغلی و شخصی روبه رو بوده اند. نتایج همچنین نشان می دهد که آموزش های کارآفرینی نقش مهمی در افزایش انگیزه و موفقیت این زنان ایفا کرده و هم راستایی آن با مؤلفه های نظریه ی SDT در زمینه های خودمختاری، شایستگی و ارتباط اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته است. این مطالعه با پرداختن به خلأهای موجود در درک بهزیستی زنان کارآفرین، به ادبیات پژوهشی این حوزه افزوده و بر اهمیت تاب آوری و لزوم حمایت های خاص، به ویژه از سوی همسر، تأکید می ورزد.
۱۲۶.

توانمندسازی حقوقی زنانه-مادرانه در گرایش به فرزندآوری؛ از حقوق اجتماعی-اداری تا حقوق کانونی-خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۵
زن به عنوان جنسی از بشر در نظام آفرینش محل ظرفیت پذیرش نقش های گوناگون است و همواره مبتلابه حق ها و مسئولیت های متناسب با ذات خویش در نگاره های متفاوت (همسری، مادری و ...) می باشد که هر کدام از این نقش ها واجد اقتضائات حقوقی خاصی هستند. دو گانه ی «زنانه- مادرانه» یا «همسرانه-مادرانه» از جمله نقش ها و ساحت هایی است که این جنس از بشر در دو سر طیف آن حضور می یابد. نقطه عزیمت این بحث، گذار به نقش همسرانه و سپس نگاره ی مادرانه در پرتو حمایت های ارفاقی (ایجابی و سلبی) از نوع هنجاری-قانونی است که در این مقاله سعی بر نقد و بازنمایی وضعیت نامطلوب موجود و شناسایی ظرفیت های موجود برای نیل به وضعیت بهینه در ارتقاء جایگاه وی به نقش-های دوگانه موصوف و تلاش برای ایجاد توانمندسازی در این راستا بوده است. از این رو با نگاهی به وجوه سه گانه اجتماعی، اخلاقی و خانوادگی، ضمن ارزیابی کاستی های حقوقی، با واکاویِ وثیق درصدد معرفی ظرفیت های قانونی برای ارتقاء و توانمندسازی زنان در جایگاه همسری و مادری برآمده و راهبردهایی برای تحول تصمیمی و تقنینی در سطوح سیاست گذاری تا تاکتیک های اجرائی، در هر حوزه ارائه می شود.
۱۲۷.

تبیین تلازم وجودشناختی عقل-عفت- فطرت بر اساس مبانی حکمت سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۶۹
نفس ناطقه انسانی از بدو موجودیت، دو وجه متلازم و متفاعل بالفعل بنام عقل نظری و عملی دارد که همان شاکله ی فطری مختص انسان می باشد. از اقتضائات این شاکله ی فطری، این است که در بستر تکوین، تدریجاً وجه خودآگاه (عقلانی) آن به فعلیت می رسد. با تحقیق در مبانی حکمت سینوی روشن شده است که از نظر شیخ الرییس ، اولاً غایت عقل عملی، تکامل عقل نظری و غایت عقل نظری، تحقق عملی سعادت انسان است؛ یعنی یک تفاعل دوسویه پلکانی اشتدادی. ثانیاً وی عفت را به عنوان رأس فضایل اخلاقی( شعبه ای از عقل عملی) مُلهَم از شریعت می داند که مبدأ آن حیاء است و حیاء را فضیلت قوه ی تمییزیه یعنی عقل می داند ؛ از مقدمات فوق نتیجه می شود که عفت از لوازم فطری دستگاه عاقله انسانی است که در بستر تکوین و تکامل قوه عاقله، در عین متعلَّق عقل نظری بودن، در وجه عقل عملی تحقق عینی یافته و در لباس حیاء و مصادیق آن در ساحت های مختلف رفتار انسان، به قصد ایصال انسان به سعادت، تجلی پیدا می کند. بنابراین، سه مؤلفه ی عقل، فطرت و عفت به مثابه وجوهی از شاکله ی وجودی انسان، متلازم و غیر قابل انفکاک هستند و تحقق وجودی هر یک از آنها مشروط است به تجلی و تحقق آن دوی دیگر! لذا صحت کنشگری عقل و فطرت مستلزم رفتار عفیفانه است که خود را در مصادیق عملی و عینی با حیاء بودن متجلی می سازد. همچنین به اقتضاء صحت عکس نقیض، عدم عفت و حیاء، بالضروره حاکی است از عدم صحت رأی عقل و فعلیت تام فطرت.
۱۲۸.

بررسی سیمای زنان ایرانی عصر صفوی بر پایه تصویرشناسی فرهنگی (مطالعه موردی: سفرنامه های سانسون و تاورنیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۲۰۴
هویت فرایند پاسخگویی آگاهانه فرد، قوم و ملت به «چیستی و کیستی» خود است و شناخت ارزش های هویت تاریخی هریک در تحقق اهداف مهم فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن ها کارگشا است. تصویرشناسی فرهنگی فرهنگ جوامع بشری و ویژگی های آن را از رهگذر آثار ادبی و هنری بررسی می کند و موضوع آن، بیشتر بررسی بازتاب ذهنیت یا استدلال فرد، گروه و ملت و تصویر آن ها در سفرنامه ها است. سیاحان مستشرق، سیمای زنان ایرانی را در سفرنامه های خود آورده اند؛ چنان که جهانگردانی مانند تاورنیه و سانسون جایگاه، نقش و هویت زنان ایرانی عصر صفوی را توصیف و گاهی بر پایه کلیشه های ذهنی قضاوت کرده اند. این پژوهش با هدف تبیین جایگاه، نقش و هویت زنان ایرانی عصر صفوی در سفرنامه های تاورنیه و سانسون بر پایه انگاره تصویرشناسی فرهنگی به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و نگاه واقعی و کلیشه های ذهنی این جهانگردان را به زنان ایرانی عصر صفوی بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نگاه واقعی و کلیشه ای این سفرنامه نویسان را به زنان ایرانی نشان داده است؛ به طوری که زیبایی، ازدواج، پذیرش چندهمسری، باروری و پسرآوری، مهم ترین خواسته جامعه مردسالار این دوره از زنان منفعل جامعه بوده است. بااین حال برخورد جامعه مردسالار با زنان درباری متفاوت است؛ چنان که این زنان افزون بر ویژگی های مذکور، همواره برای کسب مهارت و حضور در عرصه های اجتماعی تلاش کرده و مهارت هایی مانند شکار، تیراندازی، اسب سواری، گل دوزی و... کسب کرده اند و سفرنامه نویسان این عدم انفعال را در کلیشه های ذهنی به زنان عامه نیز نسبت داده اند.
۱۲۹.

صداهای تاب آوری: بررسی تجربه زیسته زنان افغان در دوره دوم حکومت طالبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: امروزه، با قدرت گرفتن مجدد گروه طالبان، مردم افغانستان شرایط دشواری را تجربه می کنند و زنان افغان به دلیل دیدگاه خاص این گروه، وضعیت پیچیده تری دارند. از این نظر، ایجاب می کند که تجربه زیسته زنان افغان عمیق تر بررسی شود. بنابراین، هدف از این مطالعه بررسی تجربیات زیسته زنان افغان در دوران حکومت دوم طالبان بود. روش: این تحقیق با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی، مصاحبه های آنلاین با ۱۶ زن که به صورت هدفمند بین سپتامبر و دسامبر ۲۰۲۳ انتخاب شده بودند، انجام داد. محققان داده ها را از طریق ضبط صدا ضبط، رونویسی و تأیید کردند. نتایج: تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد موضوعی انجام شد. یافته ها ۱۳ مضمون را در پاسخ به پنج سوال اصلی تحقیق برجسته می کند. یافته ها اهمیت تجربه را برای حمایت از توانمندسازی و عاملیت آنها و همچنین مقاومت زنان افغان در تغییر سوء رفتار طالبان نشان داد. نتیجه گیری: در مجموع، این تحقیق به افزایش حجم ادبیات در مورد تجربیات و مشارکت های زنان افغان کمک می کند و پایه ای برای بررسی بیشتر خشونت و تبعیض علیه زنان در افغانستان فراهم می کند.
۱۳۰.

راهبردهای زنان در مواجهه با سقط جنین عمدی: از تصمیم تا تجربه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۷
تجربه سقط جنین عمدی، زنان را هم در مرحله تصمیم گیری و هم در دوره پس از آن با موقعیتی تنش زا مواجه می سازد. هدف این پژوهش، شناسایی راهبردهای زنان در مواجهه با تجربه سقط جنین عمدی است. به این منظور، با اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی توصیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با 40 زن دارای سابقه سقط جنین عمدی در استان البرز در سال 1403 انجام گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد زنان در مواجهه با تجربه سقط جنین عمدی، از راهبردهای متنوعی با چهار رویکرد کلی «کنش های حفاظتی-ترمیمی»، «واگشت اخلاقی»، «بنیان سازی توجیه گرانه» و «گریز همه جانبه» بهره می گیرند. «بنیان سازی توجیه گرانه» از طریق تلفیق استدلال های عقلانی، مذهبی و اجتماعی، تصمیم سقط را از حیطه رفتارهای تابویی خارج می کند و به انتخابی مشروع و اجتناب ناپذیر در چارچوب شرایط خاص زندگی تبدیل می سازد. رویکرد «گریز همه جانبه» به عنوان سازوکار دفاعی، با راهبردهای شناختی-هیجانی، از بار روانی این تصمیم می کاهد. رویکرد «واگشت اخلاقی» نیز بازتاب فرایند بازاندیشی انتقادی زنان در ارزیابی مجدد این تجربه در پرتو نظام ارزشی شخصی است. درنهایت، «کنش های حفاظتی-ترمیمی» بیانگر تلاش نظام مند برای مدیریت پیامدهای این تجربه از طریق راهکارهای پیشگیرانه و جبرانی است. این مجموعه راهبردها در کلیت خود، نمایانگر کوشش زنان برای حفظ توازن روانی-اجتماعی در بستر فرهنگی، اجتماعی و دینی حاکم است. نتایج این پژوهش می تواند مبنای علمی برای طراحی سیاست های جامع باروری و مداخلات روان شناختی هدفمند در سطح استان البرز قرار گیرد؛ به گونه ای که هم از سقط های عمدی پیشگیری کند و هم با ارائه خدمات مشاوره ای مبتنی بر راهبردهای سازگارانه شناسایی شده، از پیامدهای منفی روانی-اجتماعی سقط بکاهد.
۱۳۱.

تحلیل روان شناختی - فرهنگی عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی زنان در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۵
هدف پژوهش حاضر، تحلیل روان شناختی - فرهنگی عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی زنان در عصر هوش مصنوعی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی متون علمی پژوهشی، گزارش های بین المللی و مقالات معتبر مرتبط با فرسودگی شغلی، زنان شاغل، هوش مصنوعی، و روان شناسی فرهنگی بود که از سال ۲۰۲۱ تا 2025 منتشر شدند. نمونه پژوهش به صورت هدفمند از میان متون مرتبط انتخاب شد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مرور نظام مند متون علمی منتشرشده بود. گردآوری داده ها از طریق جستجو در پایگاه های علمی معتبر مانند اسکوپوس، وب اف ساینس و گوگل اسکولار انجام شد. یافته ها نشان داد فرسودگی شغلی زنان نتیجه تعامل پیچیده میان عوامل روان شناختی و فرهنگی است. همچنین ده عامل اصلی شناسایی شده شامل شکاف دسترسی به فناوری، نگرانی از امنیت شغلی، فشار یادگیری مستمر، نظارت الگوریتمی، اختلال توازن کار - زندگی، تبعیض الگوریتمی، طوفان داده ای، تنهایی دیجیتال، دام بهره وری مصنوعی، و شکاف جنسیتی در فرسودگی شغلی به دست آمد. در نهایت تحلیل یافته ها بر پایه نظریه حفظ منابع (هابفال، ۱۹۸۹) و مدل الزامات - منابع شغلی (بیکر و دمروتی، ۲۰۰۷) نشان داد افزایش الزامات فناورانه بدون منابع حمایتی کافی موجب تحلیل مستمر منابع روان شناختی زنان می شود. بر اساس نتایج، برای کاهش فرسودگی شغلی زنان در عصر هوش مصنوعی، مداخلات چندسطحی در سطوح فردی، سازمانی و فرهنگی ضرورت دارد.
۱۳۲.

سنخ شناسی مصرف فرهنگی زنانه در فضاهای شهری (مطالعه ای درباره کافه کتاب ها، مؤسسات هنری و سالن های سینما در سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۰
هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه پدیدارشناختی تجارب زیسته زنان از مصرف کالاها و فضاهای فرهنگی در شهر سنندج است. در این میان مشخصاً کافه کتابها، مؤسسات هنری و سالنهای سینما به شیوه هدفمند انتخاب شده اند. داده های گردآوری شده از مصاحبه با 30 نفر از زنان به شیوه تحلیل مضمونی تفسیر و تحلیل شده اند. تحلیل یافته های پژوهش در وهله نخست نشان می دهد که درک و تفسیر زنان از چیستی مصرف فرهنگی، بسته به این که به کدامیک از محلات شهری متعلق باشند و فراغت خویش را در چه نوع فضاهایی صرف کنند، با هم متفاوت است. همچنین تحلیل ارتباط بین مصرف و فضا بیانگر آن است که زنان مصرف کننده در پنج تیپ اجتماعی قابل دسته بندی هستند: مصرف کنندگان همه چیزخوار، مصرف کنندگان اتفاقی و بی هدف، مصرف کنندگان فراغت طلب، مصرف کنندگان هویت جو، و مصرف کنندگان تک چیزخوار و تمایزطلب. سرانجام این که فضاهای مصرفیِ شهری در سنندج بسته به نوع امکانات و زمینه هایی که برای زنان فراهم می سازند به سه نوع فضاهای پویا و کنشگرمحور، فضاهای بسته، فضاهای ناایمن قابل دسته بندی هستند که از حیث ظرفیت های مصرف فرهنگی تفاوتهای بنیادینی با هم دارند.
۱۳۳.

تأثیر آموزش مهارت های رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان زن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مهارت های رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن بود. این تحقیق به روش پیمایشی انجام شد و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ای شامل دو بخش اصلی استفاده گردید: بخش اول مربوط به ارزیابی مهارت های رهبری (شامل مهارت های ارتباطی، حل مسئله، مدیریت زمان و مدیریت کلاس) و بخش دوم به ارزیابی توانمندسازی اجتماعی (شامل اعتمادبه نفس، مشارکت اجتماعی و نقش در فرآیندهای تصمیم گیری) پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش 100 نفر از دانشجویان معلم زن دانشگاه های مختلف بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های رهبری تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن دارد. به ویژه مهارت های ارتباطی و حل مسئله با افزایش اعتمادبه نفس و مشارکت اجتماعی دانشجویان معلم زن ارتباط قوی تری داشتند. همچنین مهارت های مدیریت زمان و مدیریت کلاس بر توانمندی های فردی آنان در فرآیندهای تصمیم گیری و ایفای نقش اجتماعی تأثیرگذار بود. به طورکلی، این پژوهش بر اهمیت آموزش مهارت های رهبری به دانشجویان معلم زن تأکید دارد و پیشنهاد می کند که این آموزش ها به طور جدی در برنامه های تربیت معلم گنجانده شود.
۱۳۴.

بازنمایی جامعه شناسانه تعاملات زنان در رمان های محمد حجازی (هما، زیبا، پریچهر) براساس رویکرد کرس و ون لیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۵
هرچند مطالعات زیادی درباره زنان انجام گرفته، تحلیل کمیت و کیفیت مناسبات و تعاملات زنان در بسترهای گوناگون همچنان ناشناخته و در هاله ای از ابهام مانده است. یکی از مهم ترین زمینه های شناخت چنین تعاملاتی، پهنه گسترده رمان ها است. هدف مطالعه حاضر، تحلیل نحوه بازنمایی تعاملات و مناسبات زنان در رمان های سه گانه محمد حجازی مربوط به دوره پهلوی اول است. روش پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد نشانه شناسی اجتماعی کرس و ون لیون است. واحد تحلیل جمله و کانون تحلیل، مضامین مرتبط با انواع تعاملات زنان در رمان های مذکور است. یافته ها در سه بعد فرانقش بازنمودی، تعاملی و ترکیبی گزارش شده است. در کل می توان گفت انواع بازنمایی های زنان بیانگر رابطه ای تخاصمی بین دال های سه گانه دین، سنت و مدرنیته است. به تعبیری، هردو گفتمان سنتی و مدرنیته به موازات هم شکل دهنده هویت و تعاملات زنان هستند. زنان در دسته بندی های ضعیف- قوی، فعال- منفعل و فرادست- فرودست بازنمایی شده اند و روابط درون جنسیتی و بین جنسیتی متفاوتی را تجربه می کنند. نتیجه گیری کلی تحقیق این است که زنان داستان های حجازی ابژه های صرف و منفعل نیستند، بلکه بسته به جایگاهشان متفاوت عمل نموده و تاکتیک هایی را برای مقابله با جو اجتماعی مردسالارانه فراگیر اجرا می کنند؛ بنابراین همه زنان الگوهای کنشی و تعاملاتی مشابهی ندارند و انواع کارویژه ها و تعاملات آنان را نمی توان ذیل یک الگوی ارتباطی کلی و فراگیر ساده سازی کرد.
۱۳۵.

بازنمایی مضامین خانواده و جنسیت در چهل وسومین جشنواره بین المللی فیلم فجر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۴
جشنواره بین المللی فیلم فجر مهم ترین رویداد سالانه کشور در عرصه سینما به شمار می رود. در چهل وسومین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر، 33 فیلم در بخش سودای سیمرغ روایت خود را از زیست جهان جامعه ایرانی و به ویژه موضوع زنان و خانواده ارائه کردند و در معرض ارزیابی و قضاوت مخاطب قرار دادند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل این روایت ها در حوزه خانواده و جنسیت صورت گرفته است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. از آنجا که مسئله پژوهش فهم و تحلیل موضع و رویکرد فیلم ها به مقوله ها و سنجه ها است، ابتدا تمامی شاخص ها به صورت مقوله های مثبت و مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی ارائه و سپس همگرایی یا واگرایی فیلم ها نسبت به شاخص ها توسط بیست پژوهشگر حوزه های علوم اجتماعی، رسانه، مطالعات زنان و خانواده ارزیابی می شود. در یک ارزیابی کلان نگر و اجمالی می توان گفت آثار سینمایی این دوره از جشنواره فیلم فجر موضع نسبتاً همگرا با رویکرد انقلاب اسلامی به موضوع جنسیت و خانواده اتخاذ کرده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در بیشتر شاخص های چهارده گانه ناظر به موضوع مورد مطالعه، سهم آثار و فیلم های همگرا نسبتاً بیشتر از آثار واگرا است.
۱۳۶.

پیامدهای ایفای هم زمان نقش شغلی و مادری در اعضای هیئت علمی دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: افزایش میزان اشتغال زنان پرداختن به مسائل مربوط به تعادل کار-خانواده، را حائز اهمیت نموده است. یکی از گروه های زنان شاغل، اعضای هیئت علمی دانشگاه هستند که به دلیل اقتضائات شغلی، ایفای هم زمان نقش شغلی و خانوادگی و به ویژه مادری برای آنان دشوار و با پیامدهای خاصّی همراه است. شناسایی این پیامدها می تواند با کمک به شناخت عمیق تر مسائل زنان عضو هیئت علمی، زمینه لازم را برای حل مسائل موجود در مسیر برقراری تعادل میان نقش های شغلی و مادری فراهم کند و به این ترتیب به ایفای هر چه بهتر نقش های شغلی و مادری کمک نماید. در این راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی پیامدهای اشتغال و مادری هم زمان، با استفاده از روش کیفی بوده است. روش: به این منظور با مصاحبه با 20 نفر از زنان عضو هیئت علمی دانشگاه های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و تحلیل محتوای کیفی مصاحبه ها به استخراج پیامدهای ایفای هم زمان نقش شغلی و مادری پرداخته است. نتایج: بر اساس یافته ها پیامدها شامل «موفقیت در فرزندپروری»، «کاستی های فرزندپروری»، «اختلال در رابطه همسری»، «توانمندی روحی»، «فشارهای جسمی و روانی» و «اختلال در رشد و ارتقاء شغلی» بوده است. مشارکت-کنندگان پیامدهای مثبت و منفی را توأمان تجربه کرده اند و شرایط مختلفی در تجربه این پیامدها نقش داشته اند که بر اساس آن، افزایش حمایت از مادران شاغل در سطح خانوادگی و سازمانی به منظور برقراری تعادل بین نقش شغلی و مادری می تواند نقش مؤثری در کاهش پیامدهای منفی ایفای هم زمان نقش شغلی و مادری داشته باشد. به منظور تبیین ارتباط میان ذهنیت های طرحواره ای و گرایش به خودکشی می توان به ویژگی های هر ذهنیت اشاره کرد. به عنوان مثال، ذهنیت های کودکانه ناکارآمد با احساسات پایه تحقق نیافته در ارتباط است. ذهنیت کودک آسیب پذیر با احساساتی از قبیل غم، ناامیدی، ترس، فشار روانی و درماندگی در ارتباط بوده و فرد در جهت رهایی از تنهایی طاقت فرسا ممکن است به رفتار های خودکشی روی آورد. همچنین در ذهنیت کودک عصبانی احساساتی مانند خشم یا غضب غالب بوده و رفتارهای خودکشی توسط فرد برای گرفتن انتقام و یا تنبیه دیگران مورد استفاده قرار می گیرد. از طرف دیگر، می توان به ذهنیت والد تنبیه گر اشاره نمود که از رفتارهای خودکشی برای تنبیه خود در برابر اشتباهات و ضعف خود استفاده می کند (گرازکا و همکاران، 2023؛ لپانن و همکاران، 2015). در مقابل نیز، می توان از ذهنیت بزرگ سال سالم نام برد که با وظایفی از قبیل کار، فرزندپروری، قبول مسئولیت ها، روابط بین فردی سالم و سایر فعالیت ها در ارتباط است. اگر ذهنیت بزرگ سال سالم به خوبی فعالیت کند، ذهنیت کودک شاد نیز رشد پیدا می کند. در ذهنیت کودک شاد، فرد خونسرد، امن و تحت علاقه و مراقبت بوده و با دیگران ارتباطی سالم و سازنده دارد. وی به دلیل احساس رضایت درونی و ارزندگی، می تواند خوش بین، خودانگیخته و قانع باشد که تمامی ویژگی های ذکر شده، فرد را از خطر خودکشی مصون نگه می دارد (رافائلی و همکاران، 2010).
۱۳۷.

اثربخشی تلفیقی شفقت به خود و معنادهی به رنج مبتنی بر آموزه های اسلامی بر بی رمقی زناشویی و خود سرزنش گری زوجین با فرزند کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۱
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی تلفیقی شفقت به خود و معنادهی به رنج مبتنی بر آموزه های اسلامی بر بی رمقی زناشویی و خود سرزنش گری زوجین با فرزند کم توان ذهنی انجام گرفت. این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه پژوهش، زوجین با فرزند کم توان ذهنی شهر تهران در سال 1402 بود. نمونه پژوهش شامل 30 زوج با فرزند کم توان ذهنی در حال تحصیل در منطقه 18 شهر تهران بودند (هر یک 15 زوج) که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با روش تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه ی 90 دقیقه ای (هر هفته دو جلسه) مداخله تلفیقی شفقت به خود و معنادهی به رنج مبتنی بر آموزه های اسلامی را دریافت کرد و گروه کنترل در لیست انتظار برای آموزش قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه بی رمقی زناشویی پایینز (1996) و مقیاس خودسرزنش گری تامسون و زوروف (2004) بود. داده ها توسط نرم افزار spss24 و با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش تلفیقی شفقت به خود و معنادهی به رنج مبتنی بر آموزه های اسلامی بر بی رمقی زناشویی و خودسرزنش گری زوجین با فرزند کم توانی ذهنی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل اثربخشی معنادار و پایداری دارد (05/0>P)؛ به عبارت دیگر، مداخله تلفیقی شفقت به خود و معنادهی به رنج باعث کاهش ابعاد بی رمقی زناشویی (خستگی عاطفی، 01/0>p، 06/97=F؛ خستگی روانی 01/0>P، 21/72=F و خستگی جسمی 01/0>P، 63/69=F) و خود سرزنش گری (خود سرزنش گری مقایسه ای 01/0>P، 39/138=F و خود سرزنش گری درونی، 01/0>p، 16/159=F) زوجین با فرزند کم توان ذهنی شد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که تلفیق شفقت به خود و معنادهی به رنج مبتنی بر آموزه های اسلامی به پذیرش و معنابخشی به رنج، تقویت تفکر مثبت و کاهش هیجانات منفی زوجین با فرزند کم توان ذهنی منجر شده و از آن می توان به عنوان یک الگوی آموزشی و درمانی به منظور کاهش بی رمقی و خود سرزنش گری زوجین در قالب کارگاه های آموزشی و درمانی بهره گرفت.
۱۳۸.

اثربخشی مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی بر کنش وری اجرایی زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی بر کنش وری اجرایی زنان مطلقه انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش، کلیه زنان مطلقه تحت پوشش موسسه خیریه محبان الرضا (علیه السلام) و مرکز مشاوره هیمان مشهد در سال 1401 بود. از میان این زنان، 30 نفر که دارای اختلال در کنش اجرایی بودند به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برنامه چشم انداز زمان طی 6 جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد، ولی گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسشنامه نارسایی ها در کنش وری اجرایی (بارکلی، 2012) بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد مداخله مبتنی بر چشم انداز های زمانی بر بهبود نارسایی در کنش وری اجرایی زنان مطلقه اثربخش بود (05/0>p). همچنین مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی بر مولفه های پنج گانه کنش وری اجرایی شامل خودسازماندهی، خودکنترلی، خودانگیزشی، خودنظم جویی هیجانی و خودمدیریتی زمان تاثیرگذار بود (05/0>p). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی با روشن نمودن فرایند تفکر در سه چشم انداز زمانی گذشته، حال و آینده، یعنی توجه بیشتر به گذشته مثبت، توجه به حال و مهم جلوه دادن آینده همراه با تمرین های متعدد موجب بهبود در کنش وری اجرایی و مولفه های آن می گردد.
۱۳۹.

تدوین مدل مفهومی حیامداری براساس آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۹
هدف: هدف از پژوهش حاضر، تدوین مدل مفهومی حیامداری براساس آموزه های اسلامی است تا سازوکارها، مؤلفه ها و پیامدهای آن شناسایی و چارچوبی کاربردی برای ترویج حیا و پیشگیری از بی حیایی ارائه شود. روش پژوهش: این تحقیق ماهیت کیفی دارد و از نوع تحلیل محتوا با رویکرد داده بنیاد و در چارچوب «روش مدل یابی مفهومی از متون اسلامی» انجام شد. بدین منظور، متون قرآنی و حدیثی مورد واکاوی قرار گرفت و گزاره هایی که شامل واژه «حیا» یا مشتقات آن بود، استخراج شد. مراحل مدل یابی شامل کدگذاری های باز، محوری و انتخابی بود و در نهایت ۹ سازه اصلی و ۶۲ مؤلفه استخراج گردید. یافته ها: مدل مفهومی حیامداری پیرامون پدیده مرکزی حیامداری در قالب هشت بعد ارائه شد: شرایط علی شامل خاستگاه و عوامل سبب ساز؛ راهبردهای حیامداری؛ شرایط مداخله ای شامل زمینه سازها، تسهیل کننده ها و تشدیدکننده ها؛ شرایط مداخه ای شامل موانع و تضعیف کننده ها؛ بسترها و مواضع ضرورت حیا؛ مواضع ضرورت عدم حیا؛ پیامدهای مثبت حیامداری؛ و پیامدهای بی حیایی. برای سنجش اعتبار و قابلیت اطمینان مؤلفه ها، از روش دلفی استفاده و نظرات هفت متخصص حوزه اخلاق و تربیت دریافت شد. شاخص روایی محتوایی (CVI) در حد بسیار خوب گزارش شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدل مفهومی حیامداری دارای قابلیت کاربردی بالا برای هدایت برنامه های فرهنگی، تربیتی، آموزشی، رسانه ای و حاکمیتی است. این مدل می تواند در پیشگیری و مقابله با تهاجم فرهنگی، ارتقای زیست عفیفانه و ترویج رفتارهای حیامدارانه مورد استفاده قرار گیرد و چارچوبی جامع برای سیاست گذاری و طراحی مداخلات اخلاقی ارائه کند.
۱۴۰.

نقش میانجی کمال گرایی در رابطه بین سرمایه روان شناختی و استرس والدگری در مادران مناطق شهری شهرستان جلفا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۶
استرس والدگری یکی از عوامل تأثیرگذار بر سلامت روان والدین است که می تواند پیامدهای منفی بر روابط والد–کودک داشته باشد. این پژوهش مطالعه ای مقطعی است که با روش مدل یابی معادلات ساختاری به بررسی رابطه بین سرمایه روان شناختی و استرس والدگری با نقش میانجی گری کمال گرایی در میان مادران پرداخته است. نمونه آماری شامل 410 نفر از مادران دانش آموزان مدارس شهرستان جلفا بود. شرکت کنندگان مقیاس های سرمایه روان شناختی لوتانز (PCQ)، کمال گرایی چندبعدی فراست (FMPS) و سنجش استرس والدینی-فرم کوتاه (PSI-SF) را تکمیل کردند. بر اساس یافته های مطالعه، الگوی پیشنهادی جهت بررسی روابط علی بین متغیرهای پژوهش از برازش قابل قبولی برخوردار بود (028/0RMSEA = ، 979/0CFI = ). همچنین، بین سرمایه روان شناختی و استرس والدگری ارتباط معناداری وجود دارد؛ به گونه ای که طبق الگوی ساختاری فرضی، سرمایه ی روان شناختی با ضریب استاندارد 27/0- استرس والدگری را پیش بینی کرد. در نهایت، نتایج اثرات میانجی حاکی از آن بود که سرمایه ی روان شناختی از طریق کاهش کمال گرایی، به صورت غیرمستقیم با ضریب استاندارد 159/0- بر استرس والدگری تأثیر دارد (05/0 p <). افزون بر این، نتایج تحلیل مسیر نشان داد که برخی متغیرهای زمینه ای نیز رابطه معناداری با متغیرهای اصلی دارند؛ به طوری که تعداد فرزندان با کمال گرایی و استرس والدگری؛ و تحصیلات مادر با کمال گرایی، رابطه مستقیم معنادار نشان دادند. یافته های این پژوهش نشان می دهد سرمایه روان شناختی به عنوان یک عامل محافظتی می تواند از شدت استرس والدگری بکاهد، درحالی که کمال گرایی نقش تقویت کننده این استرس را ایفا می کند. این نتایج اهمیت مداخلات روان شناختی در جهت تقویت سرمایه روان شناختی و کاهش کمال گرایی ناسازگارانه در والدین را برجسته می سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان