فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۲۰۱ تا ۱۰٬۲۲۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
سیاست به مثابه «فلسفه» در فهم سنتی و به مثابه «علم» در معنای مدرن آن، امکان کسب معرفت عینی از امر سیاسی را به عنوان موضوع مطالعه خود مفروض داشته است. با این حال در دوران معاصر، اندیشه ورزی تأملی درباره نسبت نظریه و عمل در قلمرو سیاست، به این نتیجه رهنمون شده است که اندیشیدن درباره امور سیاسی با عمل کردن به صورت سیاسی یعنی با عمل معطوف به قدرت همراه است. بر این اساس پرسش اصلی مقاله این است که فهم ما از رابطه سیاست و امر سیاسی با نظر به نسبت امر هستی شناختی و امر سیاسی چگونه متحول شده است؟ فرضیه این است که در تحلیل هستی شناسی سیاسی، سیاست و امر سیاسی درگیر رابطه ای متقابل هستند که بر اساس آن، سیاست شناسی و سیاست ورزی به مثابه دو روی سکه متجلی می شوند. این رابطه از دو جهت بررسی شده است: اول از روزنه نگاه به امر سیاسی از چشم انداز سنتی و مدرن به مثابه قلمروی خاص از موجودیت یا هستنده و دوم از جهت نگاه به امر سیاسی از چشم انداز هستی شناسی بنیادین در قالب اندیشه انتقادی معاصر که از پدیدار شناسی وجودی تا پساساختارگرایی نمود یافته است. در بررسی امر سیاسی به مثابه هستنده، مسائل مربوط به تفاوت های امر سیاسی با سایر امور اجتماعی اهمیت می یابد. در مقابل، امر سیاسی در وجه هستی شناختی بنیادین آن، ناظر بر مسائلی اساسی درباره چگونگی تکوین زندگی سیاسی از رهگذر تحول در نظر و عمل است. بدین ترتیب ضمن تمرکز بر تحلیل هستی شناسی سیاسی به روشی تأملی یا انعکاسی که روشی ناظر بر تحلیل مسائل نظریه ها در سطح درجه دوم یا سطح فرانظری به مثابه یک چارچوب تحلیلی است، تأثیر تحول در فهم رابطه علم سیاست و امر سیاسی بر نحوه تحول سوژگی ما از حیث چگونگی بازنمایی امر سیاسی بررسی می شود. «خود»اندیشی انتقادی به مثابه محصول کاربست روش تأملی در تحلیل هستی شناسی سیاسی، بر ماهیت متحول فهم رابطه خود/ دیگری به مثابه دلالتگر امر سیاسی آگاهی انتقادی می یابد و ضمن بازشناسی وجه سلبی سلطه و تخاصم در آن، درصدد جست وجوی امکان های جدیدی از هستی سیاسی به صورت ایجابی است که دلالت بر هم فهمی، رهایی و مصالحه داشته باشد.
بررسی دیدگاه های منتقدین وجود اسلام هراسی رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۷
86 - 115
حوزههای تخصصی:
غالباً این گونه تصور می شود که در وجود جریانی به نام «اسلام هراسی رسانه ای» و یا «تزریق ترس، نفرت و تعصب علیه اسلام و مسلمانان در افکار عمومی غرب از طریق رسانه ها»، هیچ گونه تردیدی وجود ندارد و مخالف و منکری برای آن نمی توان یافت، لکن چنین نیست. با وجود اینکه بسیاری از پژوهشگران با ارائه دلایل و شواهد کافی، بر وجود این معضل در غالب جوامع غربی به ویژه در دو سه دهه اخیر تأکید دارند، برخی محققان پس از بررسی و تحلیل روشمند رسانه های گوناگون گفتاری، نوشتاری و تصویری، در وجود معضل و جریانی با عنوان «اسلام هراسی رسانه ای» مناقشه کرده، آن را ناشی از تئوری توطئه و ساخته ذهن وهم آلود برخی مسلمانان جهت مقابله با هرگونه نقد و خرده گیری از باورها و معتقدات مذهبی شان می دانند. در این نوشتار تلاش شده است تا با استناد به شش پژوهش مهم، دیدگاه های منتقدان اسلام هراسی مورد نقد، بررسی و واکاوی قرار گیرد و صحت و سقم ادعای آن ها ارزیابی و تحلیل شود. ازاین رو، سؤال اصلی مطالعه حاضر این است: منتقدان وجود اسلام هراسی رسانه ای در غرب، برای اثبات مدعای خود به چه شواهدی استناد جسته اند؟ روش مطالعه در مقام گردآوری، اسنادی و استنادی (بررسی منابع و گزارشات رسانه ای) و در مقام ارزیابی و داوری، تحلیلی و انتقادی است. نتیجه آنکه تقریباً هیچ یک از پژوهش ها به طور قطع وجود «اسلام هراسی رسانه ای» را رد نکرده اند، بلکه تنها بخش هایی از ادعای مذکور را مردود می دانند؛ بنابراین بیشتر تلاش ها معطوف به خدشه دار کردن این مدعا و شواهد آن معطوف بوده است و هیچ محققی به ضرس قاطع وجود جریان اسلام هراسی را رد نمی کند؛ چراکه تعصب گسترده ضد اسلامی در غرب به ویژه در وسایل ارتباط جمعی چنان عیان گشته که به هیچ عنوان قابل انکار و چشم پوشی نیست.
تبیین نظری چالش کسری دموکراتیک؛ مطالعه موردی : برگزیت (Brexit)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ششم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۳ (پیاپی ۵۳)
259 - 283
حوزههای تخصصی:
روند همگرایی اروپا همواره با چالش هایی همراه بوده و به همین دلیل نیز بخش مهمی از معیارهای ارزیابی قابلیت های اتحادیه اروپایی برمبنای چگونگی مواجهه با بحران های مزبور از جمله «کسری دموکراتیک» ترسیم و تعیین شده است. در این نوشتار ضمن اشاره به ابعاد مفهومی چالش یاد شده، به مهمترین تحلیل های معطوف به ریشه ها و پی آمدهای آن برای روندهای پیش روی اتحادیه اروپا پرداخته می شود که در این میان، واقعه خروج بریتانیا از اتحادیه یا برگزیت به عنوان یکی از دامنه دارترین نتایج احتمالی کسری دموکراتیک مورد تأکید است. پرسش اصلی عبارتست از: دامنه آرای موافق و مخالف وجود کسری دموکراتیک، چه مفاهیم و مضامینی را در برابر روند همگرایی اروپا مطرح می نماید؟ فرضیه این است که بر مبنای آرای موافق و مخالف در خصوص «کسری دموکراتیک»، مهمترین چالش واگرا در برابر اتحادیه اروپا در ابعاد «مشروعیت نهادهای اتحادیه»، «ضریب دموکراتیک یا مردمسالاری در رابطه ملی – فراملی» و «نخبه گرایی – توده محوری» قابل شناسایی است.
مسئولیت بین المللی کیفری برای جنایت های ارتکابی در خوجالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویدادهای قره باغ در سال 1988 همراه با تلاش های مستمر ارمنستان برای ساختن یک حکومت، به تخریب شهرها، روستاها و قتل و آوارگی صدها نفر از آذربایجانی ها از سرزمین مادری خود منجر شد. در 25 و 26 فوریه 1992 به دنبال بمباران توپخانه خوجالی، این شهر به دست نیروهای ارمنی تسخیر شد و ارمنستان در قره باغ یک عملیات جنگی آغاز کرد. پرسش اصلی این است که با توجه به حقایق ثبت شده، نابودی عمدی کسانی که در سال 1992 در شهر خوجالی زندگی می کنند، آیا به دلیل ملیت و قومیت شان انجام گرفت؟ و آیا می توان بنابر قوانین بین المللی، این رویداد را یک نسل کشی نامید؟ اگر چنین باشد، آیا دادگاهی برای محاکمه مرتکبان این جنایت صلاحیت دارد؟ و نیز مسئولیت دولت مهاجم در این مورد چگونه خواهد بود؟ این قتل عام از جمله جنایت های بین المللی است که تاکنون دادگاهی برای رسیدگی به آن تشکیل نشده است. در این نوشتار تلاش شده است که رویداد خوجالی از منظر حقوق بین المللی کیفری به عنوان یکی از جنایت های بین المللی که سازمان های مختلف بین المللی و کشورهای متعددی آن را محکوم کرده اند، بررسی شود تا ابعاد قانونی و حقوقی این رویداد روشن شود. بدین ترتیب، پس از شرح رویدادها و واکنش کشورها و سازمان ها به آن، توصیف حقوقی این رویداد به مثابه جرمی بین المللی با توجه به اسناد و قوانین بین المللی صورت می گیرد تا مجازات های قابل اجرا و مسئولیت بین المللی دولت ارمنستان مشخص شود.
امکان سنجی همگرایی ایران با جمهوری آذربایجان و ترکمنستان در قرن بیست ویکم و ارائه الگویی راهبردی با رویکرد صلح پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرن بیست ویکم، یکی از ملزومات ورود کشورها به جریان جهانی شدن و برقراری صلح پایدار منطقه ای و جهانی، همگرایی است. با توجه به برخی موانع موجود در رابطه با همگرایی ایران با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز از جمله جمهوری آذربایجان و ترکمنستان، لزوم امکان سنجی و طراحی راهبردهای مناسب برای ایجاد زمینه های همگرایی، ضروری به نظر می رسد. بنابراین، این نوشتار، با روش ترکیبی (توصیفی- تحلیلی و پیمایشی) و روش حل مسائل از نوع تصمیم گیری چندمعیاره در پی پاسخ به این پرسش است که با توجه به شرایط منطقه ای و بین المللی در قرن بیست ویکم، مناسب ترین راهبردها بر حسب اولویت برای افزایش نقش ایران در ایجاد همگرایی با جمهوری آذربایجان و ترکمنستان کدامند؟ در این راستا با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و میدانی و استفاده از روش سوات، 4 نقطه قوت، 4 نقطه ضعف، 5 فرصت و 3 تهدید در مورد همگرایی ایران با جمهوری آذربایجان و ترکمنستان شناسایی و 8 راهبرد کاربردی تدوین شده است و سرانجام، این راهبردها با استفاده از روش ام سی دی ام به وسیله پرسشنامه و مصاحبه، اولویت بندی شدند. نتایج به دست آمده از پرسشنامه مقایسه های زوجی نشان می دهد که راهبرد «ایجاد پیوندهای ژئواکونومیک» در رتبه اول و راهبردهای دیگر در رتبه های بعدی قرار گرفتند.
نشانه شناسی نفوذ در سیاست خارجی ایران (با تأکید بر دهه 1390)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۰ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۵
93 - 120
حوزههای تخصصی:
مفهوم نفوذ در ادبیات سیاسی و راهبردی ایران مربوط به شرایطی است که نشانه هایی از استحاله خزنده در الگوی رفتاری کارگزاران اجرایی و مقامات سیاسی شکل گرفته است. دهه نود «پروژه نفوذ» محور اصلی کنش قدرت های بزرگ برای اثرگذاری بر روندهای سیاسی و سیاست خارجی ایران بوده است. در فرایند اثربخشی مفهوم نفوذ در سیاست خارجی، ایستارهای بوروکراتیک و مبتنی بر سازش جای گزین ایستارهای انقلابی می شود. طبیعی است که فرایندهایی همانند کارگزاران بوروکراتیک و سیاست های عملگرایانه نیز جای گزین سیاست و کارگزاران انقلابی می شود. به طور کلی نفوذ در عصر «شبکه های اجتماعی» و «فضای مجازی»، براساس نشانه های هنجاری شکل گرفته است و هرگونه هنجارسازی می تواند آثار و پیامدهای خاص خود را در سیاست خارجی امنیتی ایجاد کند. نشانه های نفوذ شکل گیری فرایندی است که نیروهای گریزازمرکز در دو جهت ایفای نقش می کنند: گروه اول را باید سوژه هایی دانست که تحت تأثیر محیط بیرونی در جهت ایجاد تضادهای هنجاری در ساختار سیاسی ایران قرار می گیرند؛ گروه دوم مربوط به نیروهایی است که در فضای تضاد ساختاری بر ضرورت های کنش بوروکراتیک به مفهوم سازش سیاسی و بین المللی تأکید دارند. در این مقاله، هر نیرو یا کارگزاری که زمینه ساز ترمیدور باشد، به عنوان نماد و نشانه نفوذ تلقی می شود. پرسش مقاله به این امر اشاره دارد که «نشانه ها، کارگزاران و فرایندهای نفوذ در جهت تغییر نقش ملی سیاست خارجی ایران شامل چه نشانه هایی است؟» فرضیه مقاله به این موضوع اشاره دارد که «تضادهای ایستاری کارگزاران کنش بوروکراتیک و انقلابی هدف محوری زمینه ساز ترمیدور و به عنوان نماد نفوذ در سیاست خارجی ایران شمرده می شود.» تبیین مقاله براساس روش شناسی «استیون لوکس» در قالب «بعد سوم قدرت» به مفهوم اغوا و فریب انجام می گیرد.
نظم عمومی و جهت قراردادها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۸ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۳
381 - 407
حوزههای تخصصی:
قراردادها به عنوان اساس و تشکیل دهنده تعهدات خصوصی، با گذشت زمان دچار تغییر و تحولات بسیاری شده اند. اصل حاکمیت اراده و به تبع آن اصل آزادی قراردادها، نقش بسیار مهمی در انعقاد و اجرای قراردادها دارند. با این حال در جدال بین منافع عمومی و حقوق خصوصی افراد، محدودیتهایی بر اصل آزادی قراردادها وارد آمده است. یکی از این محدودیتها نظم عمومی است که همواره به عنوان یک مفهوم حقوقی محدود کننده اصل حاکمیت اراده و آزادی قراردادها مطرح می شود علی رغم صراحت قانون مدنی در باطل بودن قراردادهای مخالف با نظم عمومی، دادگاه ها و قضات ایرانی به علت مفهوم وسیع نظم عمومی، تمایل چندانی بر بکارگیری این مفهوم در آرای قضائی ندارند. همچنین اثر نظم عمومی بر جهت قراردادها آنجائی که جهت قرارداد نامشروع می باشد و نیز برمعاملات به قصد قرار از دین نیز دارای اهمیت فراوانی می باشد.
انگاره های هویتی و تبیین سیاست خارجی عربستان در قبال عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ششم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲۱ (پیاپی ۵۱)
197 - 223
حوزههای تخصصی:
سیاست منطقه ای عربستان سعودی به عنوان کشوری تاثیرگذار در خاورمیانه و جهان عرب در طول دهه اخیر متاثر از تحولات جدید خاورمیانه به ویژه نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران به ویژه در عراق شکل گرفته است. اغلب تحلیل ها پیرامون سیاست خارجی ریاض در قبال دولت جدید عراق، بر مبنای رویکردهای واقع گرایانه شکل گرفته و کمتر به نقش عناصر هنجاری و هویتی توجه شده است. نوشتار سعی دارد با روش تحلیلی- توصیفی و نظریه سازه انگاری با تحلیل سیاست خارجی عربستان، به این سوال پاسخ گوید که انگاره های هویتی چه نقشی در سیاست خارجی عربستان در قبال عراق داشته است ؟ همچنین این فرضیه را به آزمون می گذارد که سیاست خارجی عربستان در قبال عراق را علاوه بر رویکردهای مادی و واقع گرایانه، می توان بر اساس انگاره های هویتی این کشور نیز تبیین کرد. یافته ها نشان می دهند که سیاست خارجی عربستان در قبال عراق در حوزه های منطقه ای و بین المللی در واقع از تلفیق انگاره های هویتی این کشور از قبیل عربیت، اسلام وهابی، سیستم سیاسی سلطنتی و نفت خیزبودن شکل یافته که نقش بسزایی در رویکرد آن در مداخله، تغییر وضع موجود و افزایش بی ثباتی در عراق داشته است.
تبیین تهدیدات تکفیریون پاکستان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در دو بعد کلان نرم وسخت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف شناخت تهدیدات امنیتی گروه سلفی گری پاکستان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تنظیم شده است و مساعی اصلی نویسندگان در این پژوهش ارائه پاسخی علمی و عینی بدین سوال است که گروه های سلفی موجود در پاکستان با آرا و عقاید دیوبندی و وهابی که ضد شیعه و جمهوری اسلای ایران است چه تهدیداتی را می تواند علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران داشته باشد؟و تهدیدات امنیتی گروه های سلفی پاکستان چه ابعادی از امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را در بر خواهد گرفت؟ فرضیه پژوهش حاکی از این است که سلفیسم موجود در پاکستان تهدیداتی را در دو بعد کلان نرم و سخت علیه امنیت جمهوری ملی اسلامی ایران به وجود خواهد آورد که در داخل متن به هرکدام به صورت جداگانه خواهیم پرداخت. روش پژوهش این مقاله نیز مبتنی بر روش تحلیلی توصیفی و استفاده از منابع مکتوب و مجازی می باشد.
شور حسینی در شعر بیداری اسلامی بحرین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خیزش و بیداری اسلامی بحر ین بیش از هر جنبش دیگری در جهان معاصر عرب، از آموزه-های اسلامی نهضت حسینی و حادثه ماندگار عاشورا تاثیر پذیرفته است؛ چرا که در میان این ملت، شورش امام حسین (ع) علیه بیدادگری، وجدان های خفته را بیدار کرد، جامعه را تشنه فرمانروایی صالحان نمود و به سرمشقی بی بدیل برای جنبش های آزادی بخش جهان به ویژه جهان تشیع شد. شاعران انقلابی و شیعی بحر ین در اشعار خود با الهام از این حادثه شورانگیز دینی و قهرمانان الهام بخش آن، اهداف والای انسانی و اسلامی قیام مردم بحر ین علیه ستمگری حاکمان مستبد و خودکامه را به تصویر کشیده اند. در اشعار انقلابی، مضا مینی چون ستم ستیزی و خوار ستیزی غریبانه، مرگ سرخ در کنار ولایت پذیری، شکیبایی در هنگامه غیبت مهد ى (عج(، روح پایداری و بیداری و احیاء عزت و کرامت، برگرفته از پیام عاشورا موج می زند. از این رو، چگونگی ظهور مضامین حسینی در شعر بیداری اسلامی بحرین، به عنوان مسئله تحقیق حاضر مطرح است و پژوهش حاضر در تلاش است تا با روش توصیفی – تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد: مهمترین مضامین قیام امام حسین (ع) در شعر بیداری اسلامی بحرین کدام اند؟
چرخش مفهوم سیاست و بازآفرینی امر سیاسی: درک زمینه های هستی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
257 - 277
حوزههای تخصصی:
ناتوانی اندیشه لیبرال از فهم درست امر سیاسی و بی توجهی به ویژگی سازنده آنتاگونیسم موجب شکل گیری عصر پساسیاست و ناتوانی اغلب نظریه پردازان در تبیین وضعیت جاری شده است؛ اینکه چرا احزاب پوپولیستی راست افراطی (به عنوان زمینه بحران عمیق هویت سیاسی) یا القاعده توانسته به موفقیت هایی دست یابد. شانتال موف در پاسخ به چنین بحران هایی، از ضرورت شکل گیری عصر «پسادموکراتیک» سخن می گوید که می بایست کاملاً دربرگیرنده و فراگیر باشد. منظور از عصر پسادموکراتیک، عصری است که در آن به جای اجماع – که نابودکننده هسته اصلی دموکراسی است- شاهد شکل گیری تکثر و تنوع کنش سیاسی در چارچوبی متعارض و متخالف با یکدیگریم. از این منظر، تضعیف وظایف مدنی و هویت یابی اجتماع سیاسی، نتیجه خصوصی شدن فزاینده زندگی اجتماعی و فضای عمومی است که تنها راه برون رفت از این وضعیت و تضمین آزادی، زدودن دوپار گی میان فرد و جامعه و احیای ارزش مشارکت سیاسی برای شهروندان است. در مقاله حاضر به بحث، نقد و ارزیابی مفاهیم، صورت بندی تحلیلی و چشم اندازهای محوری دیدگاه موف درباره مدرنیته و گفتمان لیبرال، تمایز هستی شناختی امر سیاسی از سیاست، جایگاه سوژه و نقش شهروندان در دموکراسی رادیکال می پردازیم.
قاعده فقهی «کلُ امارهٍ اَمانهٌ»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در راستای ضابطه مندشدن زندگی مسلمانان بر اساس آموزه های دینی، قاعده نگاری از اقدامات متداول عالمان مسلمان بوده و هست. قاعده فقهی «کل اماره امانه» که در این نوشتار تدوین و تأسیس شده است، به نوعی تلاش برای رسیدن به گفتمان فقهی سیاسی در امر حکومت داری در اسلام است. این امر، با ضرورت نظام سازی در فقه حکومتی به انجام رسیده است که مخصوصاً پس از تشکیل حکومت اسلامی به رهبری امام خمینی1 بیش از پیش مهم جلوه می کند. روش تحقیق در این مقاله تحلیلی توصیفی و با رجوع به آیات امانت در قرآن کریم و بررسی آرای مفسران در دلالت و انطباق آن بر موضوعات و مسائل حکومت است؛ به طوری که به صورت رفت و برگشت های متعدد به تفاسیر و در نهایت با جمع بین نظرات آنان، دلالت نهایی به عنوان مدرک قاعده فرض شده و سپس با مسائل فقه الامانات تطبیق داده می شود. شرایط و ویژگی های حاکم و مردم، میزان مسؤولیت و ضمان در برابر حکومت که امانتی الهی است، شرایط دفاع از آن و ... از نتایج این جستار است.
واکاوی تهدیدات امنیتی داعش بر محور مقاومت و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی تهدیدات امنیتی گروه سلفی جهادی داعش بر محور مقاومت و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تنظیم شده است و تلاش اصلی نویسندگان در این پژوهش ارائه پاسخی علمی و عینی بدین سؤال است که گروه سلفی جهادی داعش با عقایدی ضد شیعه چه تهدیداتی را می تواند علیه محور مقاومت وامنیت ملی جمهوری اسلامی ایران داشته باشد؟ فرضیه پژوهش حاکی از آن است که تهدیدات ناشی از این گروه در سطوح مختلف سیاسی، امنیتی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی خواهد بود، وحضور داعش به عنوان عامل تهدید در ژئوپلیتیک شیعه باعث صدمه به وجاهت رحمانی اسلام، تضعیف محور مقاومت، چرخش توازن قدرت به سمت رژیم غاصب صهیونیست و اعراب محافظه کار و حضور دوباره آمریکا در قالب اتحاد علیه داعش و محاصره فیزیکی ایران در ژئوپلیتیک شیعه می شود. این پژوهش با استفاده از مکتب کپنهاگ به روش توصیفی تحلیلی با ابزار کتابخانه ای تهدیدات داعش بر امنیت ملی ج. ا ایران و محور مقاومت را مورد بررسی قرار داده است.
برداشتی سازه انگارانه از ریشه های تروریسم در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیستم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳ (پیاپی ۷۷)
27 - 60
حوزههای تخصصی:
این نوشتار درصدد ارائه فهمی هستی شناسانه از تروریسم در غرب آسیا با تکیه بر نظریه سازه انگاری اجتماعی است. از نظر نویسنده، تروریسم بیش از آنکه پدیده ای جنایی یا سیاسی باشد، پدیده ای تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است و بیش از آنکه پدیده ای ماقبل مدرن باشد، در بطن مدرنیته و متأثر از ساخت ها و کارگزاران آن ایجاد شده است. در واقع، تروریسم معنایی از معانی مدرنیسم است که از درون ساخت های الزام بخش آن ایجاد شده است. اما در این مسیر تنها معنای منفعلی در برابر ساختار نیست، بلکه بر بار معانی ساختاری اضافه می شود که سبب بازتولید بیشتر تروریسم می شوند. رابطه تکوینی ساختار و کارگزار در خلق پدیده تروریسم امری مستمر و مداوم است که بدون آن معنای تروریسم هم موضوعیت نخواهد داشت.
نهادگرایی در توسعه و چرایی سقوط نظام پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
969 - 988
حوزههای تخصصی:
سقوط حکومت پهلوی دوم از زوایای مختلف و در چارچوب نظریه های گوناگون بررسی شده است. از جمله رویکردها در این زمینه، رابطه میان فرایند توسعه در این دوره و سقوط این حکومت است. مقاله حاضر در پی آن است که نقش فرایند نوسازی در سقوط سلسله پهلوی را از منظری متفاوت بررسی کند. دلیل این تفاوت استفاده از رویکرد نهادگرایی جدید است. بدین ترتیب سؤال این مقاله از این قرار است: سقوط سلسله پهلوی از منظر نظریه نهادگرایی چگونه قابل تبیین است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه آزمون می شود: فقدان وجود برنامه ملی و تداوم استبداد (سرکوب نهادهای مدنی) علت اصلی سقوط حکومت پهلوی بود. فرضیه گفته شده در سه نقطه عطف مهم عصر پهلوی دوم، یعنی تأسیس سازمان برنامه، اصلاحات ارضی در ایران و گرانی نفت و رویه های توسعه ای پس از آن به بحث گذاشته می شود.
هنر و سیاست؛ زمینه های تعامل و تقابل سیاست و هنر در پست مدرنیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
1025 - 1043
حوزههای تخصصی:
پست مدرنیسم با مطرح شدن در چند دهه گذشته، مباحث و پرسش های گسترده فلسفی، ایدئولوژیک و زیبایی شناختی بسیاری را گسترش داد. یکی از این پرسش های جدی که نظر بسیاری از متفکران علوم اجتماعی و نظریه سیاسی را به خود معطوف کرده، نسبت میان پست مدرنیسم به مثابه یک مکتب هنری و زیبایی شناختی است که بعد از مدرنیسم سر برآورده و امر سیاسی است. مقاله حاضر با ابتنا به دیدگاه های متفکران برجسته پست مدرن در پی بررسی این پرسش است که آیا برخلاف نظر کانت که از استقلال و غیرهدفمند بودن هنر سخن گفته بود، در موقعیت کنونی می توان از زیبایی شناسی سیاسی و امکان سیاسی شدن هنر سخن گفت؟ به منظور پاسخ به این پرسش نویسندگان مقاله حاضر برای اثبات دعوی خود از سیاسی شدن هنر و الگوی زیبایی شناسی سیاسی پست مدرنیستی، چند مفهوم را به بررسی و نقد می گذارند. این مقوله ها عبارت اند از: مصرف زدگی در سرمایه داری متأخر، نقد سیاست اقلیت و زیبایی شناسی سیاسی در سخن پسااستعماری. مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی به نگارش درآمده و از چارچوب نظریه انتقادی متفکرانی چون لئوتار، فردیک جیمسون و میشل فوکو بهره برده است.
تدوین الگوی توانمندسازی بسیج در جهت نقش آفرینی در جهاد اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیستم بهار ۱۳۹۶ شماره ۷۴
143 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ضمن تبیین ماهیت جهاد اقتصادی و نقشی مهم و تاثیرگذار بسیج در جهاداقتصادی (به واسطه ظرفیت-های مردمی بسیج)، تدوین الگوی توانمند سازی بسیج در مسیر توسعه جهاد اقتصادی می باشد. در پژوهش حاضر، با استفاده از دو ابزار مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه، به جمع آوری داده ها پرداخته شد. جامعه آماری مورد نظر تحقیق پیش رو، اعضای بسیج می باشند که مبتنی بر رویکرد اشباع نظری، 26 مصاحبه با اساتید بسیجی در دو حوزه ی مدیریت و اقتصاد، صورت گرفته است. داده های خام حاصل از مراحل تحقیق، با استفاده از روش تحلیل تم، کدگذاری و دسته بندی مفهومی شدند و در نهایت، الگوی توانمندسازی بسیج در مسیر توسعه جهاد اقتصادی تدوین گردید. این مدل شامل سه راهبرد اصلی (توانمندسازی زمینه ای ، توانمندسازی سازمانی ، توانمندسازی انسانی) و 6 راهکار (تحول خط مشی دولتی، تحول حقوقی- قانونی، بستر سازی اجتماعی، تحول زیربنایی، تحول ساختاری، نقش حمایتی - ترویجی) می باشد، که هر یک از این راهکارها خود مشمول مجموعه ای از برنامه های اجرایی می باشند. با به کارگیری و پیاده سازی مدل فوق، می توان گامی بزرگ در جهت توانمندسازی بسیج برداشت که اثرات آن، رشد و توسعه جهاداقتصادی و خودکفایی کشور خواهد بود.
تبیین الگوی مطلوب حرکت های جهادی در راستای مقابله با فقر و محرومیت با تأکید بر اجتماع محوری و توانمندسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیستم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۷۷
89 - 112
حوزههای تخصصی:
با توجه به ناکارآمدی و شکست برنامه های متمرکز و سیاست های بالا به پایین دولتی برای کاهش فقر و محرومیت در سال های اخیر، اقبال به برنامه های اجتماع محور مبتنی بر توانمندسازی برای مبارزه با فقر بیشتر شده است. در رویکرد اجتماع محور، توانمندسازی محرومین و مشارکت آن ها در فرایند رفع فقر اهمیت ویژه ای می یابد. یکی از مهم ترین نهادها و سازمان های اجتماع محور که در سال های اخیر فارغ از سیاست های دولتی با هدف رفع محرومیت در کشور به فعالیت می پردازد، حرکت های داوطلبانه جهادی است که دانشجویان، طلاب، دانش آموزان و دیگر اقشار جامعه بدان مبادرت می ورزند. متأسفانه تلاش های صورت گرفته در قالب حرکت های جهادی برای دستیابی به هدف رفع محرومیت الگوی مشخصی نداشته و کنکاش پیرامون پژوهش های صورت گرفته در باب حرکت های جهادی نشان می دهد که این حوزه علی رغم ظرفیت های بی شمار از فقر علمی و پژوهشی رنج می برد؛ از این رو پژوهش حاضر در راستای دستیابی به الگوی مناسب حرکت های جهادی دلالت های رویکرد توانمندسازیِ اجتماع محور در رفع فقر را مورد تأکید قرار می دهد. بدین منظور در ابتدا ساختار و ظرفیت های هریک از رویکردهای اجتماع محوری و توانمندسازی برای مقابله با فقر و محرومیت مورد مطالعه و مداقه قرارگرفته و پس از ارائه وضعیت موجودِ حرکت های جهادی، دلالت های رویکرد توانمندسازیِ اجتماع محور برای دستیابی به الگوی مطلوب حرکت های جهادی استخراج گردیده است. با توجه به این که در مقام تحقق محرومیت زدایی و مقابله با فقر، توجه به سه رکن اقتصادیِ تولید، توزیع و مصرف ضروری است؛ جهت تعریف وظایف و مأموریت هایی منسجم و دقیق برای حرکت های جهادی، در این مقاله الگوی جامع حرکت های جهادی در راستای مقابله با فقر و محرومیت در سه سطح تولید، توزیع و مصرف پیشنهاد گردیده است.
فهم سیاست زدگی بوروکراسی: مطالعه تطبیقی کیفیت، فرایندها و پیامدهای آن در مدیریت دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوری یا نزدیکی سیاست و اداره، محمل کلیدی تولید دانش در باب مدیریت دولتی است. در جوامع علمی مدیریت دولتی، به میزان دخالت سیاست در اداره "سیاست زدگی" گفته شده است. بنابراین در همه نظام های اداری کشورهای جهان درجه ای از سیاست زدگی وجود دارد و به صراحت می توان گفت هیچ کشوری را نمی توان یافت که مدیریت دولتی در آن منویات سیاست مداران را در عمل اجرا نکند. البته بسته به میزان حرفه ای بودن بوروکراسی، میزان تبعیت از دستورات سیاسی متغیر است. هدف نوشتار حاضر واکاوی این پدیده در شش کشور اروپایی و امریکای شمالی است. در این پژوهش با استفاده از روش مطالعه تطبیقی؛ مفهوم سیاست زدگی، فرآیندها و پیامدهای سیاست زدگی در کشورهای دانمارک، آلمان، فرانسه، بریتانیا، امریکا و یونان توضیح داده می شود. در پایان دلالت هایی برای سیاست زدگی در ایران ارائه شده است که می تواند راهنمای فهم و به کارگیری دقیق تر ادبیات سیاسی حکمرانان داخلی در عرصه بین المللی باشد.
انقلاب اسلامی و دیپلماسی فرهنگی: از نظریه تا عمل
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی فرهنگی در ارتباط با ایجاد ذهنیت مناسب در مخاطبان فرهنگی است، اگر بخواهیم که یک دیپلماسی فرهنگی مؤثری داشته باشیم باید که تلاش کنیم اول خودمان را خوب بشناسیم و موفق شویم که ذهنیت مناسبی را در مخاطبان دیپلماسی فرهنگی ایجاد کنیم، اما اگر این ذهنیت، خدشه دار باشد قطعاً ارتقای دیپلماسی فرهنگی بسیار مشکل و پر چالش خواهد بود. استفاده از فرهنگ و به خدمت گرفتن ابزارهای فرهنگی در دیپلماسی در مقایسه با ابزارها و اهرم های رایج دیگر در روابط بین الملل دارای مزایایی است که مهم ترین آن ها عبارت اند از مواجه شدن با مقاومت کمتر در جوامع و کشورهای مقصد، عاری بودن دیپلماسی فرهنگی از لحنی خصمانه در کنار جذابیت، حضور جدی تر بازیگران غیررسمی، نهادهای مدنی و اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی. دیپلماسی فرهنگی بیشتر به دنبال کشف، تعریف و ترویج ارزش ها و منافع مشترک و جهان شمول و سپس، تأمین منافع ملی در چارچوب این ارزش ها و منافع مشترک است. دیپلماسی فرهنگی می تواند خلاقانه تر، انعطاف پذیرتر و حتی فرصت طلبانه تر از دیپلماسی کلاسیک و سنتی در بسیاری از حوزه ها طراحی و اجرا گردد. در این باره می توان گفت دیپلماسی فرهنگی با سهولت بیشتری در همه لایه های جامعه رسوخ می کند و کمک می کند تا نوعی اعتمادسازی در میان مردم و دیگر کشورها ایجاد نماید و در این صورت قدرت آفرین نیز خواهد بود؛ اما همه این ها زمانی متحقق می شود که کشور صادرکننده فرهنگ خود از پیش نیازهای اولیه و لازم در توانایی های درونی کشور خود برخوردار باشد مقاله حاضر ضمن معناسازی دیپلماسی فرهنگی، درصدد است تا به شاخصه های دیپلماسی فرهنگی ایران بپردازد. جمهوری اسلامی ایران توانایی های زیادی در این خصوص دارد که به شرط توانمندی های درونی و استفاده بهینه از مؤلفه های فرهنگی می تواند به ارتقای پارامترهای قدرت نرم در دیپلماسی ایرانی و نهایتاً منافع ملی کمک کند.