فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۱۸۱ تا ۱۰٬۲۰۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
در اینکه مجازات حبس درخصوص برخی جرائم مهم مفید و ضروری بوده و وجهه شرعی نیز دارد تردیدی نیست، اما معایب کثیر زندان و همچنین عدم تأمین هدف اصلاحی از آن، دست اندرکاران نظام عدالت کیفری را بر آن داشته است تا استفاده از این مجازات را تا حد امکان محدود نمایند. این تحقیق بر آن بوده است تا نقش عوامل قضایی را که در کنار عوامل تقنینی و اجرایی موجب افزایش جمعیت کیفری زندان هاست بررسی و راهکارهایی ارائه کند. مجازات گرایی و حبس گرایی آحاد جامعه، پیشینه خانوادگی و تربیتی قاضی، سوابق بزه دیدگی قاضی یا نزدیکان وی، فقدان آموزش های جرم شناختی، نبود سازوکارهای اجرایی برخی جایگزین های حبس و بی اعتقادی مقامات قضایی به مؤثربودن جایگزین های حبس در کنار موارد دیگر از عوامل قضایی افزایش جمعیت کیفری زندان ها در این مقاله مورد تحلیل قرار گرفته اند. سیاست جنایی در مفهوم موسع آن در کشور ما در ابعاد تقنینی، اجرایی و قضایی اشکالات اساسی دارد. در بعد قضایی معیارهای تعیین کیفر به نحو مطلوب به قضات آموزش داده نشده و تبیین نگردیده است. ارائه آموزش های جرم شناختی به قضات جهت تغییر نگرش آنان به مجرم و مجازات، ضرورتی انکارناپذیر دارد.
بررسی رابطه توسعه یافتگی و پتانسیل های جغرافیایی در استان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ، تعیین سطوح توسعه مناطق مختلف ایران در سال 1390 و بررسی و تحلیل آن در رابطه با پتانسیل های جغرافیایی در استان های کشور با استفاده از شاخص هایی در بخش های بهداشتی و درمانی، فرهنگی و آموزشی، اقتصادی، زیربنایی و مسکن است. یافته های این پژوهش نشان می دهد بین پتانسیل های جغرافیایی و توسعه یافتگی استان های ایران رابطه ای نامتناسب وجود دارد. برای نمونه، استان هایی مانند یزد، سمنان و کرمان که از پتانسیل های پایینی برخوردارند، به ترتیب با ضریب Cli 1/6، 5/1 و 48/1 از توسعه یافتگی بالایی برخوردار هستند و در رتبه های 2، 3 و 4 قرار دارند. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که در ایران توان ها و پتانسیل های جغرافیایی به دلیل بهره برداری نادرست، نقش چندانی در توسعه نواحی نداشته و همبستگی بین این پتانسیل ها و سطوح توسعه یافتگی نواحی بسیار ضعیف است.
آرمان گرایی در شعر، واقع گرایی در سیاست: سیری در اندیشه و عمل سیاسی بهار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش جنبه کمتر شناخته شده حیات ملک الشعرا محمد تقی بهار در قلمرو سیاست و تحزب، بررسی و صرفاً به زندگی سیاسی و حزبی او و آرا و اندیشه های وی در این زمینه پرداخته شده است. عضویت فعال و رهبری شاخص بهار در احزاب دموکرات عصر مشروطه، دموکرات ایران دهه بیست (به زعامت قوام السلطنه)، دو حزب کوچکتر آزادی (مربوط به قوام و ارسنجانی)، نمایندگی وی در ادوار سوم تا ششم و پانزدهم مجلس شورای ملی، وزارت فرهنگ او در کابینه ائتلافی احمد قوام و دیگر کنش های سیاسی و حزبی بهار، بررسی و نظریه سیاسی وی از خلال آرا و مواضع او تبیین شده است. بر این اساس، نظریه سیاسی بهار که چارچوب تئوریک این مقاله کشف و استنتاج آن است، واقع گرایی سیاسی و تمرکز توجه بر مصالح و منافع ملی بود که در هر دو عرصه اندیشه و عمل سیاسی وی تبلور می یافت.
مدارای سیاسی در چارچوب های کلان فلسفه سیاسی اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیستم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۷۹
29 - 52
حوزههای تخصصی:
متفکران اجتماعی در طول تاریخ همواره به دنبال کشف عناصری بوده اند که بتوانند کشمکش های موجود در جوامع انسانی را به حداقل رسانند و آن را به صورتی بهینه مدیریت کنند. فیلسوفان سیاسی اسلامی با اتکا به بررسی های موشکافانه خود درباره نفس انسانی، نهادینه شدن عناصر سعه صدر، تحمل و مدارا را در تعاملات اجتماعی، از عوامل اصلی کاهش و کنترل سطح برخورد و منازعه در میان گروه ها، اصناف و افراد اجتماع می دانند. این پژوهش در پاسخ به این پرسش که «از منظر فلسفه سیاسی اسلامی، عنصر مدارای سیاسی چگونه و بر اساس چه راهبردهایی می تواند تعاملات میان دولت و ملت و همچنین افراد، احزاب، گروه ها و سازمانی های رسمی و غیررسمی را به نحو بهینه مدیریت کند و از بروز برخوردهای خشن و قهرآمیز جلوگیری نماید؟» می کوشد با روش توصیفی - تحلیلی و با تجزیه و تحلیل دیدگاه های فیلسوفان سیاسی اسلامی، تصویری دقیق از جایگاه و نقش این عنصر در مهندسی سیاسی - اجتماعی ارائه کند. هدف مقاله، اثبات این مسئله است که مدارای سیاسی در فلسفه سیاسی اسلامی، از عوامل اصلی تحقق مدینه فاضله و مدیریت بهینه سیاسی و اجتماعی بوده، همین امر فیلسوفان سیاسی اسلامی را واداشته است تا هم نخبگان و مدیران جامعه و هم توده های مردم را به در پیش گرفتن مسیر مدارا در روابط متقابل خود فراخوانند و به همین دلیل، راهبردهایی چون تقویت مبانی عقیدتی و اخلاقی، نهادینه سازی عقلانیت در روابط اجتماعی و... را برای تثبیت و تعمیق عناصر تحمل و مدارا در مناسبات و تعاملات اجتماعی ارائه کنند
انقلابی گری، هویت ساز حوزه و روحانیت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله مقاله حاضر، بررسی حال و آینده هویت حوزه و روحانیت و نسبت آن با حوزه انقلابی است؛ چراکه حفظ و تقویت هویت جمعی روحانیت، امری مهم و نیازمند مراقبت و تدبر است. بررسی کردیم که حفظ و ارتقای هویت روحانیت، نیازمند بازشناسی مأموریت حوزه و روحانیت در مقیاس اقامه اجتماعیِ دین و حضور ملی و بین المللی در این مقیاس است. جوهره حوزه انقلابی نیز چیزی جز پذیرش این مأموریت نیست. برای این منظور فرضیه مقاله حاضر بدین قرار است که انقلابی گری، عامل محوریِ هویت ساز حوزه و روحانیت بوده، فضیلتی زاید بر مأموریت اصلی حوزه های علمیه نیست. همچنین انقلابی گری صرفاً به معنای مشارکت سیاسی روحانیت در حکومت نیست؛ بلکه به معنای مسئولیت پذیری در اقامه اجتماعی اسلام است.
آینده پژوهی خاورمیانه طی سه دهه آینده؛ تحلیل روندهای مقابله با تروریسم در سطح بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره نهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۱
87 - 116
حوزههای تخصصی:
خاورمیانه یکی از مهم ترین مناطق جهان است که تروریسم به عنوان یکی از مهم ترین تهدیدهای امنیتی، به میزان زیادی آینده این منطقه را تحت تأثیر قرار داده است. هرچند، دولت ها برای مقابله با تروریسم در عرصه بین المللی، راهبردهای مختلفی را اتخاذ کرده اند؛ اما هیچ کدام از این راهبردها تاکنون نتوانسته است مشکل تروریسم در این منطقه را در عرصه بین المللی حل و فصل کند. این مقاله با بهره گیری از نظریه مکتب انگلیسی، در پی پاسخ به این پرسش است که با توجه به تدوام بحران های تروریستی در خاورمیانه، چه آینده محتمل و مطلوبی می توان برای روندهای مقابله با تروریسم در سطح بین المللی ترسیم کرد؟ یافته ها گویای آن است که سناریوی تقویت همبستگی و انسجام جامعه بین المللی در مبارزه با تروریسم، با ویژگی هایی چون: رهبری جدی تر سازمان ملل متحد؛ تعهد به رعایت حقوق بشر در مبارزه با تروریسم؛ شکل گیری راهبرد عملیاتی منسجم؛ پذیرش صلاحیت دیوان کیفری بین المللی برای مجازات عاملان اقدامات تروریستی و تقویت برابری و عدالت اقتصادی، از محتمل ترین و مطلوب ترین چشم اندازهای روندهای مقابله با تروریسم در عرصه بین المللی در سه دهه آینده است. هدف این پژوهش، بررسی تهدیدهای برآمده از ترورریسم و فرصت های مقابله با آن طی سه دهه آینده با همکاری جامعه بین المللی تحت لوای سازمان ملل است. روش مورد استفاده نویسندگان در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و آینده پژوهی خواهد بود.
حوزه های علمیه و نشر ارزش های انقلابی در بستر حقوق بین المللی ارتباطات
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره چهارم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۷
101 - 123
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران دارای جلوه های انسان ساز و بیدارگر در درون و بیرون مرزهای جغرافیایی کشور بوده است و برای اینکه اصول و ارزش های انسانی آن بتواند در دل ها قرار گیرد، نیازمند تبیین و نظریه پردازی در حوزه های ارسال پیام، اقناع و مخاطب شناسی و فهم موارد قطع ارتباط و پارازیت است . ظهور عصر تکنولوژی ارتباطات که سرعت انتقال پیام را به همراه داشته و ارتباطات بین الملل را هم که ارتباطات میان ملل و فرهنگ ها را آسان سازی کرده است، می تواند بستری مناسب برای نشر اصول و ارزش های انقلاب اسلامی باشد . این پژوهش به دنبال این است که با استفاده از نظریات « ارتباطات بین الملل » و « حقوق بین المللی ارتباطات » امکانات لازم را جهت صدور قانونی و مسالمت آمیز پیام انقلاب اسلامی بررسی و نقش حوزه های علمیه در استفاده از این ابزارها و راهکارها را مطالعه کنیم . در این راستا ، استفاده از نظریات و حقوق بین المللی ارتباطات مانند اصل آزادی بیان و مذهب، جریان آزاد اطلاعات، آزادی تولید و نشر اطلاعات بسیار راهگشا است . در مدل مورد نظر، تلاش می شود نشان داده شود که چگونه حوزه های علمیه از طریق استفاده از رسانه های نو، ایجاد مراکز علمی و فرهنگی و اعزام استاد و مبلغ در بستر حقوق و ارتباطات بین المللی می توانند به تبلیغ و نشر اصول و ارزش های انقلاب اسلامی در حوزه های فرامرزی بپردازند .
رژیم های چند جانبه کنترل صادرات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۱ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۴)
41 - 70
حوزههای تخصصی:
پایه شکل گیری رژیم های چند جانبه کنترل صادرات محدود کردن دستیابی کشورهای خارج از بلوک غرب پس از جنگ جهانی دوم مخصوصا کشورهای حوزه شوروی به فناوری های نظامی و نوین بخصوص در حوزه موشکی و سلاح های انهدام انبوه بود اگرچه در همان دوران جنگ سرد و پس از آن حوزه در برگیری رژیم های کنترل فراتر از کشورهای بلوک شرق رفته و کشورهایی را به عنوان هدف خود تعیین نمودند و باید اعتراف نمود که در این زمینه موفق بوده و گام های مؤثری نیز برداشته شده که به طور مستقیم و غیرمستقیم بر امنیت ملی کشورهای خارج از رژیم ها و مخصوصا کشورهای هدف تأثیرگذار بوده است. در این بین، برخی از رژیم های چند جانبه کنترل صادرات از جمله رژیم کنترل فناوری موشکی و ترتیبات واسنار، دو رژیمی هستند که در پی وضع سازوکارهای اجرایی برای اطمینان از عدم دستیابی سایر کشورها به فناوری های موشکی مرتبط با انتقال و حمل سلاح های انهدام انبوه و فناوری های دو منظوره می باشند.
آینده پژوهی حضور ایالات متحده آمریکا در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۰ بهار ۱۳۹۶ شماره ۳۴
139 - 168
حوزههای تخصصی:
غرب آسیا از نظر ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک اهمیت ویژه ای برای قدرت های بزرگ دارد؛ از این رو تاریخ یک سده اخیر این منطقه فراز و نشیب بسیار داشته است. پژوهش حاضر به روش تحقیق ترکیبی و با ابزار مطالعات اسنادی و مصاحبه می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که با توجه به اسناد امنیت ملی ایالات متحده و نظر کارشناسان، راهبرد آتی آمریکا در غرب آسیا چه خواهد بود؟ برای پاسخ به این سؤال سه سناریو بررسی شده است: «تداوم حضور در غرب آسیا»، «کاهش حضور در غرب آسیا» و «خروج کامل از غرب آسیا». بررسی اسناد سیاست خارجی و اسناد امنیت ملی آمریکا نشان می دهد راهبرد جدید غرب آسیای این کشور تغییر کرده است و دیگر تمایلی ندارد همچون گذشته بیشتر تمرکز خود را روی این منطقه معطوف کند که به معنای کاهش اهمیت غرب آسیا برای آمریکا و تمایل این کشور به استفاده از راهبرد «مدیریت از راه دور» و «عدم مداخله مستقیم» در قالب سناریوی «کاهش حضور در غرب آسیا»ست. در حالی که نتایج به دست آمده از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر از متخصصان حوزه آمریکا خلاف مطالعه اسنادی را نشان می داد. 55 درصد از مصاحبه شوندگان به استمرار وضع موجود و حضور ایالات متحده یعنی سناریوی «تداوم حضور در غرب آسیا» رأی دادند. نکته مهم اینکه تقریباً همه مصاحبه شوندگانی که سناریوی استمرار حضور را محتمل ترین سناریو می دانستند، استمرار حضور به شیوه پرهزینه گذشته را ناممکن دانستند و درباره تغییر شیوه حضور آمریکا در منطقه هم نظر بودند.
لیبرالیسم علیه اجتماع گرایی: نگاهی به انتقادهای لیبرال ها به اجتماع گرایان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
451 - 470
حوزههای تخصصی:
تضارب آرا و نقد و انتقاد میان دو مکتب رایج کنونی لیبرالیسم و اجتماع گرایی در عرصه اندیشه سیاسی معاصر جایگاهی جدی را به خود اختصاص داده است. لیبرالیسم در دوره معاصر بی شک یکی از اگر نگوییم تنها اندیشه های سیاسی غالب است و شاید بتوان مدعی شد که نگاه اجتماع گرایی در این دوران قوی ترین منتقد و نقدکننده آرای لیبرالی است. درحالی که اغلب این اجتماع گرایان هستند که به نقد آرای لیبرال ها پرداخته اند، با وجود این لیبرال ها نیز هم در دفاع از اندیشه های خود و هم در نقد متقابل آرا و تفکرات اجتماع گرایان به انتقاد از این مکتب پرداخته اند. مقاله حاضر در پی بیان نقد هایی است که مدافعان اندیشه لیبرالی بر آرا و مبانی فکری اجتماع گرایانی مانند مایکل سندل، اَلسدر مکینتایر، چارلز تیلور و مایکل والزرو همفکران آنها وارد کرده اند. اگر بخواهیم به اختصار این انتقادها را دسته بندی کنیم، می توان گفت که این انتقادها در هشت محور زیر قابل دسته بندی و ارائه هستند: اجتماع گرایی در عمل منافی آزادی است؛ درک ناصحیح اجتماع گرایان از آزادی لیبرالی؛ سعادت اجتماع گرایانه بر دکترین جامع فلسفی استوار است؛ درک ناصحیح اجتماع گرایان از بی طرفی لیبرالی؛ درک ناصحیح اجتماع گرایان از فارغ البالی لیبرالی؛ اجتماع گرایان و مسئله فضیلت و فضایل مدنی؛ اجتماع گرایان و بزرگ نمایی اشکالات لیبرالیسم؛ امتناع عملی اجتماع گرایی.
بنیان های نظری رهیافت پیشاروایت اخلاقی – انسانی جنگ تحمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
593 - 609
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی یا بازشناسی امر واقعی در امر مَجازی، هم به مثابه روش و ابزار، و هم به مثابه رهیافتِ شناختی در علوم اجتماعی برای توصیف، تشریح و تبیین پدیده های زمان مند، معنادار و زمینه مند کاربرد دارد. این چشم انداز شناختی به عنوان پارادایم و حوزه معرفتی از نظریه ها و رویکردهای مختلفی تشکیل می شود که هر یک از آنها بر بخشی از عناصر و متغیرهای نظری تأکید می کنند. از آنجا که رویکرد اخلاقی- انسانی از جنگ تحمیلی، وجوه و لایه های مختلفی از متغیرهای ذهن، معنا، ارزش، زمان، کنش جمعی، راوی، هویت، تجربه، خاطره، ساختار و کارگزار را در خود نهفته دارد، ضروری است برای رسیدن به الگووچارچوب نظری منسجم و جامع، تبارشناسی دقیقی از نظریه های موجود صورت گیرد.نظریه های رئالیسم روایتی،روایت گرایی تاریخی،نظریه برساخت گرایی روایتی، نظریه توصیف و تبیین تصویر و بازی زبانی،نظریه تجربه زیسته، نظریه محاکات زمان و رهیافت حکایت نزدیک به واقعه در زمره این بازخوانی نظری از بنیان های فکری و اندیشگی روایت شناسی هستند. در همین زمینه مقاله حاضر در پی بازشناختعناصر، مفاهیم و متغیرهای حساس و اصلی این نظریه ها و پیوند آن با موضوع اصلی است.
Sociological Critique of Baha Tāher’s East of the Palms(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Literature, in addition to its aesthetic and artistic aspects, has always been a reflection of social and cultural realities and characteristics of its respective era and society. Sociological criticism is a relatively modern method in literary criticism. The method studies the structure and content of literary works and their relation to the structures and evolutions of the societies where they have been created. Baha Tāher is a distinguished Egyptian author who has written outstanding stories in the field of critical and social realism to the extent that the Egyptian society, with all its ups and downs, is inherent in his books. The most significant themes in his stories reflect opposing authoritarianism, imperialism, and feudalism. A distinguished novel of his, East of the Palms , includes subjects such as the conflict between tradition and modernity, the youth’s and the intellectuals’ problems, anti-imperialist movements, social repression, student protests during the Egyptian revolution of July 1958, and the issue of Palestine. In the present study, the authors have conducted a sociological critique of this novel based on György Lukács and Lucien Goldmann’s sociological theories. Analyzing the two elements of character and theme, the article seeks to find out whether Tāher has been successful in making a connection between the novel’s artistic world and the respective social structures. The analysis method of the study is descriptive-analytical. It is concluded that the writer has been successful in reflecting the realities of the Egyptian society and relating the artistic world and social structures.
تحلیل کنش های خشونت بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی؛ با تأکید بر نظریه تعارض واقع گرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۴۶)
119 - 150
حوزههای تخصصی:
فهم دلایل و زمینه های شکل گیری خشونت و تروریسم یکی از حوزه های اصلی روان شناسی سیاسی است. اینکه چگونه اقدامات خشونت بار شکل می گیرد و متأثر از چه دلایلی شاهد تصاعد اقدامات خشونت بار در نیمه اول قرن بیست ویکم هستیم. توجه به مؤلفه های محرومیت مادی و غیر مادی، همواره به عنوان یکی از مهمترین دلایل ارائه شده برای فهم خشونت سیاسی توسط اندیشمندان سیاسی مطرح شده است. در این مقاله تلاش خواهد کنش های معطوف به خشونت داعش در چارچوب نظریه منازعه واقع گرایانه مورد تحلیل قرار گیرد.
پرسش اصلی این است که زمینه ها و ساختارهای محرومیت مادی و غیرمادی بروز خشونت گروه داعش کدام است و چه ابعادی از محرومیت در گرایش اعضای داعش به خشونت موثر بوده است؟ فرضیه پژوهش حاضر نیز بر این مبناست که خشونت داعش حاصل مجموعه ای از عوامل از قبیل واکنش به تجربه استعمار، بحران هویت، ناکامی- سرخوردگی، تحقیر، تبعیض و جنگجویان خارجی نیز به خصوص کشورهای غربی، حس تبعیض و تحقیر، شهروند درجه دو بودن و فقر، بیان می کنند که موجب رواج خشونت عریان از سوی داعش شده است. با این وجود، بر اساس نظریات محرومیت- پرخاشگری، محرومیت نسبی و تعارض واقع گرایانه می توان از طریق عطف نظر به سه شاخص اصلی بحث را ارائه نمود: ابتدا تأکید بر ناکامی- سرخوردگی به عنوان دلایل جذب شدن به داعش، دوم تأکید بر محرومیت نسبی و عوامل روان شناختی و سوم تعارض بیناگروهی. در مقاله حاضر، به نحوی دقیق و تحلیلی- انتقادی این سه بعد مورد توجه قرار می گیرد.
تحلیل سیر تحول و تطور فلسفه سیاسی در چشم انداز پارادایمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر کوشیده است تا به این پرسش پاسخ دهد که فلسفه سیاسی از ابتدای شکل گیری تا کنون، چگونه ازحیث مضامین دستخوش تحول و تطور شده است؟ فرضیه این مقاله آن است که تحول در بینش موردپذیرش درباب هستی، معرفت و انسان، سبب تحول و تطور مضمونی فلسفه سیاسی و سرانجام انحلال آن گردیده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فلسفه سیاسی با گذر از حقیقت مداری، فضیلت گرایی و سعادت گرایی شکل گرفته درچارچوب بینش سلسله مراتبی کیهان /خدامحور و مبانی معرفت شناسی قیاسی و انسان شناسی نخبه گرای متناظر با آن در پارادایم پیشامدرن، از یک سو به نوعی تلقی درزمانی و افقی برپایه مفاهیم حق، تاریخ و آزادی در پارادایم مدرن انسان محور و ازسوی دیگر، بنابر عنصرشکاکیت نهفته در عقل مدرن به طیفی از جریان های انتقادی و یا خواهان احیای فلسفه سیاسی کلاسیک می انجامد و سرانجام فلسفه سیاسی در پارادایم جوهرستیز، خردگریز و انسان ستیز پسامدرن به روایت تبدیل می شود. این نوشتار از رویکرد پارادایمی سود جسته و گونه شناسی از فلسفه سیاسی در سه پارادایم پیشامدرن، مدرن و پسامدرن ارائه کرده و درخلال آن، سیر تحول مضامین فلسفه سیاسی را نشان داده است.
چالش در تثبیت مردم سالاری دینی و تعلیق مدلولی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مردم سالاری دینی از جمله مفاهیم معاصری است که جامعه ایرانی در مواجهه با گسل جدی و تاثیرگذار سنت-مدرنیته ابداع کرده است. در واقع این مفهوم مطالبه دیرپای سوژه ایرانی است برای ترکیب سنت و معاصریت. مردم سالاری دینی ابداع ذهن سوژه ایرانی است برای ترمیم یا گذر از این گسل. مباحث مربوط به این ترکیب و تلفیق قریب به 2قرن ذهن سوژه ایرانی را به خود مشغول داشته و هنوز نیز درجریان است. با پیروزی انقلاب اسلامی، و سقوط رژیم اقتدارگرا، و تشکیل جمهوری اسلامی بخشی از این مطالبه ی دیرپا مخقق شد. اما هنوز تثبیت و تحکیم آن اتفاق نیافتاده و با چالش هایی مواجه است. برخی علت این عدم تثبیت را ساختاری و برخی دیگر کارگزارانه می دانند. در این مقاله می کوشیم که با استفاده از روش و نظریه گفتمانی لاکلا و موفه به این چالش ها بپردازیم. فرضیه ما این است که مهم ترین چالش در تثبیت مردم سالاری دینی پیش از آنکه مربوط به فقدان ساختارها و یا عوامل کارگزارانه و نخبگان اجتماعی باشد، مربوط به حیطه شناختی-ادراکی یک گفتمان است. به سخن دیگر مردم سالاری دینی به عنوان یکی از دال های مرکزی در گفتمان جمهوری اسلامی هنوز در مرحله مدلول یابی است. این عدم هژمونی مدلولی موجب سرگردانی در حیطه های ساختار و کارگزار نیز خواهد شد.
چالش های دموکراسی در عراق پس از سقوط صدام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۸ بهار ۱۳۹۶ شماره ۳۰
177 - 197
حوزههای تخصصی:
عراق یکی از مهمترین کشورهای منطقه خاورمیانه و همسایه غربی جمهوری اسلامی ایران است. نقشه سیاسی عراق نشان می دهد که این کشور بدلیل موقعیت جغرافیایی، فرهنگی و سایر شرایط خود از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مقاله به ب ررسى چ الش هاى دم وکراسى در عراق مى پردازد. جامعه عراق، با توجه به آن که به تازگی از بند دیکتاتوری و خفقان رهانیده شده است و به سمت دموکراسی در حرکت است. در ساختار سیاسی عراق نوین قدرت را به شدت متکثر شده است. این عدم تمرکز در شرایط ملتهب و بی ثباتی ها و ناآرامی های سیاسی در کشور، به خصوص کشوری با تکثر قومیت ها و مذاهب روبروست حل مشکلات را دشوارتر کرده است. عدم انسجام و وحدت بین گروههای قومی و مذهبی موجب تفرقه و تشت در عراق گردیده است به ویژه اینکه گروههای خاص در گذشته بطور ناعادلانه ای از امتیازات ویژه ای برخوردار بوده اند و در شرایط جدید از امتیازات و مزیت های گذشته محروم شده اند و این امر موجب نارضایتی آنها از حکومت مرکزی گردیده است. به این عوامل باید دخالت قدرت های منطقه ای به جانبداری از گروههای خاص قومی و مذهبی باید افزود. یافته های تحقیق حاکی از آن است که به دلیل شکاف های قومی، مذهبی و عدم انسجام و وحدت در بین مردم تحقق دموکراسی در عراق با چالش های فراوانی روبرو می باشد چرا که در میان نخبگان سیاسی و عامه مردم زمینه مناسب سیاسی و اجتماعی و فرهنگی برای ایجاد دموکراسی وجود ندارد.
بررسی مبانی اندیشه های سیاسی در میان نومعتزلیان با تأکید بر آرای نصر حامد ابوزید
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در نظر دارد که به بررسی و واکاوی مبانی اندیشه های سیاسی در میان نومعتزلیان و به ویژه ابوزید بپردازد. در این پژوهش در پی یافتن پاسخ برای دو سؤال اساسی می باشیم: نخست آن که مبانی اندیشه سیاسی نومعتزلیان و به ویژه ابوزید چگونه قابل تبیین می باشد و دیگری این که در مبانی اندیشه سیاسی نومعتزلیان و ابوزید رابطه دین و سیاست چگونه ترسیم و تبیین شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که اندیشه های نومعتزله ریشه در آرای اندیشمندان نخست معتزله در قرون اولیه اسلامی دارد و معتقد است با توجه به سیالیت و تاریخمند بودن نص قرآن می توان اندیشه های آن را روزآمد نمود و در واقع به دنیوی و عرفی کردن امور دینی پرداخت. نهایتاً این که در کنه اندیشه های نومعتزلیان و به ویژه ابوزید اندیشه عرفی گرایی و سکولاریم را به معنای جدایی دین از حکومت و نه سیاست می توان استنباط نمود.
بررسی مدل توسعه در دوران ریاست جمهوری هاشمی
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 گسست مهمی در تاریخ ایران محسوب می شود. ایرانیان از طریق انقلاب به گفتمان نوینی گذر کردند که ویژگی های متمایزی نسبت به گفتمان پیشین حاکم داشت. در دهه نخستین انقلاب به خاطر وجود فضای هیجانی جامعه و حضور شخصیت کاریزماتیک امام خمینی مباحث حول محور انقلاب و جنگ می چرخید. ولی پس از پایان جنگ و درگذشت امام تغییرات مهمی در عرصه های سیاسی و اجتماعی رخ داد که تغییر در ساختار قدرت به تبع بازنگری در قانون اساسی، الزامات پساجنگی اقتصادی، شرایط جدید ایران در نظام بین الملل و تغییرات اجتماعی مهم ترین آن ها هستند. اکبر هاشمی رفسنجانی در منصب ریاست جمهوری سعی کرد در عرصه اقتصادی و سیاسی تغییرات گسترده ای ایجاد کند و کشور را که به خاطر جنگ با عراق و الزامات ناگزیر آن در تنگنا قرار گرفته بود، جانی تازه بخشد. به دلیل تغییر جایگاه سیاسی ریاست جمهوری پس از بازنگری، او به عنوان نخستین رئیس جمهور قدرتمند ایران با اختیارات بالاتر نسبت به همتایان پیشین خود توانست گفتمان سازندگی را سرلوحه کار قرار دهد و نوعی از مدل توسعه را در ایران به اجرا گذارد. این مقاله بر آن است که ضمن بررسی بسترها و چرایی وقوع این تغییرات و تحولات، ابعاد سیاسی- اقتصادی مدل مذکور را واکاوی کند.
الزامات تغییر سبک زندگی ایرانیان در راستای اهداف چشم انداز ایران 1404 (مطالعه موردی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی ایرانیان همواره مورد نقد و بررسی صاحبنظران سیاسی و فرهنگی بوده و با وجود تغییر و تحولات چشمگیر پدید آمده در سبک زندگی شهروندان ایرانی بویژه بعد از انقلاب اسلامی، طیف گسترده ای از اندیشمندان بر این باورند که این مقوله همچنان نیازمند تغییرات و دگرگونی های بسیاری است تا ایران بتواند به یک جامعه پیشرفته و توسعه یافته در همه حوزه ها دست پیدا کند. سوال اصلی این پژوهش این است که دستیابی کامل به اهداف چشم انداز ایران 1404 مستلزم چه تغییراتی در سبک زندگی ایرانیان است؟ روش تحقیق پیمایشی و با توزیع 49 پرسشنامه بین دانشجویان ارشد و دکترای دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به عنوان یک پنل کارشناسی انجام شد. پرسشنامه شامل 23 سوال عمدتا بسته و پنج گزینه ای و در قالب طیف لیکرت بود که نتایج به دست آمده از پرسش های بسته به کمک نرم افزار SPSS مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفتند و از آزمون T تک نمونه برای تحلیل نتایج آماری استفاده شد. پیشینه پژوهش به دو بخش شامل تحقیق های مرتبط با دو مولفه سبک زندگی و توسعه و تحلیل مهمترین شاخص های پژوهش تقسیم شده است.
تحلیل مبانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در پرتو مؤلفه قدرت نرم افزاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امنیت ملی مهم ترین عنصر تداوم حاکمیت و معرف پیشرفت در رابطه دولت و ملت می باشد. جمهوری اسلامی ایران، با ارائه نظریه مردم سالاری دینی به عنوان جایگزین و رقیبی برای گفتمان هژمون لیبرال-دموکراسی غرب، توانسته است علی رغم تمامی تهدیدهای داخلی و فشارهای بین المللی به حیات خود ادامه دهد. پرسش مقاله این است که حفظ امنیت و استمرار حیات نظام جمهوری اسلامی ایران معلول چه عواملی است؟ در مقام پاسخ به این پرسش فرضیه مقاله بر این مبنا قرارگرفته است که «قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران» به عنوان مهم ترین مقوم راهبرد امنیتیِ واقع گرا- عمل گرای نظام جمهوری اسلامی ایران، عامل اصلی پایداری و تداوم این نظام در عرصه بین المللی بوده است. ارتقای قدرت نرم جمهوری اسلامی، امکان اشاعه آرمان های انقلاب اسلامی را در فراتر از مرزهای ملی فراهم نموده است. مبنای این قدرت نرم به معنای توانایی نفوذ عینی در رفتار دیگر بازیگران بدون تهدید آفرینی و یا پرداخت هزینه محسوس در نظریه مردم سالاری دینی با شاخصه هایی چون فرهنگ گرایی و استقلال طلبی تجلی یافته است. نوشتار پیش رو بر مبنای خوانش جوزف نای ازنظریه قدرت نرم به دنبال اثبات فرضیه خویش است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی– تحلیلی با استفاده از ابزار کتابخانه ای می باشد.