مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
سرمایه داری متأخر
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم فروردین ۱۳۹۸ شماره ۷۰
31 - 48
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله :در عرصه جهانی هنر معاصر، که رویدادهای به هم پیوسته ای از دوسالانه ها، داکومنتا، نمایش های سراسری1 و بازار هنر را دربرمی گیرد، حضور هنرمندان ایرانی در «بازار» برجسته تر است. بازار هنر معاصر ایران که از سال 2006 با همکاری گالری های خصوصی و شعب خاورمیانه ایِ چند حراج خانه بزرگ به شکوفایی رسید، مهم ترین عرصه ای بود که هنر معاصر «ایرانی» را به مخاطب جهانی می شناساند. بازار هنر اما با قواعد اقتصادی خود که هنر ایران را بخشی از هنر منطقه معرفی می کرد، به تنهایی نمی توانست نماینده قابل اطمینانی برای شناخت هنر ایران باشد. آثاری که در بازار، عرضه و مبادله می شدند به نشانه های فرهنگ «ایرانی» ارجاع داشتند، اما این مؤلفه های فرهنگی در آنها چگونه بروز یافته بود؟ هدف :هدف این مقاله تبیین و نقد رویکرد هنرمندان معاصر ایرانی به هویت فرهنگی در بازار جهانی است. نویسندگان مقاله در صدد پاسخگویی به این پرسش برآمده اند که گرایش های بازاری در هنر معاصر ایران چه رویکردی به هویت فرهنگی داشته است؟ به نظر می رسد بهره برداری هنرمندان ایرانی از مؤلفه های هویت فرهنگی، بیش از آنکه بازتعریف معنادار آنها در نگرشی نقادانه یا ستایش آمیز باشد، در راستای بی اثرساختن و در نهایت کالایی کردن آنهاست. روش تحقیق:این پژوهش با بهره گیری از «نقد مارکسیستی» روش «توصیفی- تحلیلی»را مبنا قرار داده است. نتیجه گیری:هویت فرهنگی در آثار ایرانی، با ازدست دادن معنای تاریخی ، بی آنکه پیوندی واقعی با مسائل دوران معاصر پیدا کند، تنها به کالایی برای فروش تبدیل شده است.
نظریه سیاسی رادیکال در بستر سرمایه داری متأخر: «قدرتِ سازنده» در اندیشه آنتونیو نِگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از جنگ دوم جهانی با چرخش نظریه سیاسی بسوی فلسفه های اسپینوزا و نیچه، شاهد قوام نظریه سیاسی رادیکال متأخر در اروپا هستیم. بویژه پس از دهه ی 1990 و در پی تعمیق پدیده جهانی شدن، نقد بنیادین مفاهیم همبسته ی مدرنیته و سرمایه داری از سوی متفکرین رادیکال مطرح شد. در کنار کسانی چون فوکو، رانسیر، آگامبن، دلوز و گتاری، آنتونیو نِگرینیز سهمی مهم در فربه شدن این نظریه داشته است. نِگری جهت مفصل بندیِ مفهوم رادیکال شده ی قدرت، تولیدِ زیستی - سیاسی را درنظر می گیرد. این شیوه ی دگرگونِ تولید در قلمروی یک امپراتوریِ جهانی که فضای حکم رانی سرمایه داری متأخر است جای دارد. به زعمِ نگری، تولید زیستی سیاسی می تواند امکانِ گذر درون بودی از امپراتوری را فراهم نماید و درنتیجه روی دیگر قدرت که سازندهاست فعلیت یابد. قدرت ِ سازنده ، خمیرمایه ی کار و تولید توأم با میلِ افراد و لازمه ی تحقق دموکراسی مطلق است. هدف این مقاله آن است که ضمن بررسی متن-زمینه محورِ شکل گیری اندیشه ی آنتونیو نگری، چگونگیِ مفصل بندی مفهوم قدرت و درک دگرگونه ی وی از این مفهوم را پی گیری کند. قدرتِ سازنده مفهومی است که به کمک تفسیر رادیکال فلسفه ی اسپینوزا مفصل بندی شده و در مقابلِ مفهوم مدرن و هابزیِ حاکمیّت قرار می گیرد.
هنر و سیاست؛ زمینه های تعامل و تقابل سیاست و هنر در پست مدرنیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
1025 - 1043
حوزههای تخصصی:
پست مدرنیسم با مطرح شدن در چند دهه گذشته، مباحث و پرسش های گسترده فلسفی، ایدئولوژیک و زیبایی شناختی بسیاری را گسترش داد. یکی از این پرسش های جدی که نظر بسیاری از متفکران علوم اجتماعی و نظریه سیاسی را به خود معطوف کرده، نسبت میان پست مدرنیسم به مثابه یک مکتب هنری و زیبایی شناختی است که بعد از مدرنیسم سر برآورده و امر سیاسی است. مقاله حاضر با ابتنا به دیدگاه های متفکران برجسته پست مدرن در پی بررسی این پرسش است که آیا برخلاف نظر کانت که از استقلال و غیرهدفمند بودن هنر سخن گفته بود، در موقعیت کنونی می توان از زیبایی شناسی سیاسی و امکان سیاسی شدن هنر سخن گفت؟ به منظور پاسخ به این پرسش نویسندگان مقاله حاضر برای اثبات دعوی خود از سیاسی شدن هنر و الگوی زیبایی شناسی سیاسی پست مدرنیستی، چند مفهوم را به بررسی و نقد می گذارند. این مقوله ها عبارت اند از: مصرف زدگی در سرمایه داری متأخر، نقد سیاست اقلیت و زیبایی شناسی سیاسی در سخن پسااستعماری. مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی به نگارش درآمده و از چارچوب نظریه انتقادی متفکرانی چون لئوتار، فردیک جیمسون و میشل فوکو بهره برده است.
سوپرمن و سرمایه داری متأخر (تولید و بازتولید ایدئولوژی در روایت های ابرقهرمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروز، چنان که می نماید، جهان دچار انسداد فرهنگی-سیاسی حادی شده است. در چنین شرایطی، بازاندیشی نقش اجتماعی دو رسانه ادبیات و سینما برای پژوهشگران حوزه مطالعات میان رشته ای اهمیت بسیاری پیدا می کند. پژوهش حاضر، با تمرکز بر شخصیت سوپرمن و یکی از آخرین اقتباس های سینمایی با محوریت این ابرقهرمان، یعنی سوپرمن: پسر سرخ (2020) و کتاب مصوری (2003) که فیلم از آن اقتباس شده است، به شیوه توصیفی-تحلیلی به بررسی نقش ادبیات و سینما، به ویژه روایت های ابرقهرمانی، در بازتولید وضع سیاسی-اجتماعی موجود در جهان می پردازد. بر این اساس، این بررسی تأملی است بر عناصر زیبایی شناختی و نقش فرهنگی این دو رسانه. یافته های این مطالعه نشان می دهند که جریان اصلی سینما و ادبیات اغلب در امتداد وضع موجود در حرکت بوده و ایدئولوژی رایج را تثبیت می کنند؛ همچنین، توضیح می دهند که این دو رسانه چگونه می توانند مهم ترین عرصه های مبارزه فرهنگی علیه وضع موجود نیز باشند و راه هایی برای برون رفت جوامع از این چرخه بازتولید و گسستن این انسداد فرهنگی-سیاسی پیشنهاد کنند.
«ابر- زن» به عنوان یک کالای نوظهور در نظام سرمایه داری متأخر: دیدگاه های ژیژک و بدیو پیرامون موقعیت زنان در دوران معاصر
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 44
حوزههای تخصصی:
نظام سرمایه داری متأخر، سوژه را به هیولایی کامجو و در بهترین حالت، به روان پریشی سردرگم تنزّل داده که مأیوسانه در پی شناخت جایگاه خود در این جهان است. ناامیدی نسبت به سوژه معاصر، سرمایه داری را بر آن داشته تا از آخرین محصول خود یعنی ابر-زن رونمایی کند تا هژمونی دلخواه خود را فراهم سازد. پسا-سرمایه داری، همه توجه خود را معطوف به «ابر-زن» نموده و مسیر پیشرفت او را در تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هموار ساخته است. این پژوهش با بهره بردن از دیدگاه های آلن بدیو و اسلاوی ژیژک، ظهور ابر-زن را مرتبط با سقوط جایگاه مرد در دوران معاصر می داند. بدیو به واسطه دیدگاه مسیحی-کمونیستی خود، باور دارد که از درون نظام سرمایه داری ناجی ای به نام «نو-دختر» ظهور می کند تا نوید بخش آزادی بشریت باشد؛ اما ژیژک، پیدایش نو-دختر را با نظریه دیالکتیک هگل پیوند می دهد که به عنوان یک پادنهشت برخاسته از دل نظام سرمایه داری می داند و آن را به چالش می کشد. یافته اصلی پژوهش حاضر بر این نکته تأکید می ورزد که ژیژک در نظریه مورد بحث، ضمن متهم کردن نظام سرمایه داری به ریاکاری در تسامح با جنبش های جنسیتی نوظهور، همگان را به انجام یک «اقدام» برای رسیدن به آزادی واقعی دعوت می نماید.