فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۲۲۱ تا ۱۰٬۲۴۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال پنجم بهار ۱۳۹۶ شماره ۲۰ (پیاپی ۵۰)
163 - 188
حوزههای تخصصی:
قبل از پیدایش «داعش»، این باور وجود داشت که خطر «نوسلفی گری» به خاورمیانه محدود می شود؛ اما با تصاعد بحران تکفیری گری و سرایت آن به دیگر مناطق جهان، مشخص شدامنیت بین المللی را نیز تهدید می کند. پس از خاورمیانه، اروپا دومین منطقه ای است که با خطر نوسلفی گری مواجه شده است. شکل گیری و توسیع پدیده تکفیری گری و پیوستن جوانان اروپایی به جریان های نوسلفی در اروپا، مسئله علمی این پژوهش است و از معبر این سؤال که چگونه طیف گسترده ای از جوانان اروپایی جذب گروه های نوسلفی می شوند و این پدیده چه پیامدهای امنیتی دارد، بررسی و براساس نظریه «مانوئل کاستلز» درباره هویت پاسخ داده شده است. به نظر می رسد روند «هویت سازی پروژه ای» در اروپا، نتوانسته به هم گرایی و جذب مسلمانان در این قاره منجر شود و با انزوا و بحران حاشیه ای شدن، در آن ها «هویت مقاومت» ایجادکرده است. دگردیسی در بنیان های اندیشه ای سلفی گری سنتی به تبع آن تغییر در سازماندهی عملیاتی که با پیدایش امکانات نوین ارتباطی و شبکه ای شدن همراه شده، منجر به پیدایش جنبش های جدید اجتماعی تکفیری شده که بدون مرکزیت عمل کرده و به اساسی ترین تهدید امنیتی اروپا تبدیل شده است. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شد ه است.
بنیادهای امر سیاسی در یونان باستان و نقش پولیس (دولتشهر)در شکل گیری آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امر سیاسی تنها یک مفهوم نیست، بلکه اشاره ای هستی شناختی به ماهیت و چیستی روابط و فرآیندهای سیاسی در یک جامعه دارد. به طوری که با درکِ ماهیت و چیستی امر سیاسی در یک اجتماع سیاسی می توان به بنیادها و منطق سیاسی حاکم بر آن پی برد. در این میان پرداختن به امر سیاسی در اجتماع های سیاسی یونان باستان علاوه بر این که موجب درک ما از کیفیت و ساختار سیاست در یونان باستان می شود، می تواند بنیاد های تفکر سیاسی در یونان باستان را نیز آشکار سازد. در واقع امر سیاسی محصول تلاقی ساخت سیاسی یک جامعه با تفکر سیاسی حاکم بر آن می باشد. در همین راستا نگارندگان ابتدا به عنوان تمهیداتی نظری به آراء اندیشمندانی همچون کارل اشمیت، ژاک لاکان و شانتال موف در باب امر سیاسی می پردازند. سپس به ساخت و روابط سیاسی حاکم بر یونان باستان اشاره می شود؛ در اینجا پولیس به عنوان متعین ساخت سیاسی یونان باستان به مثابه یک گفتمان تشخیص داده می شود که امر سیاسی برساخته آن می باشد. در واقع رویکرد پژوهش حاضر به امر سیاسی گفتمانی می باشد و به امر سیاسی در بستر گفتمان اندیشیده می شود. بعد از نشان دادن پولیس به مثابه یک گفتمان که امر سیاسی را بر می سازد، به برآمد آن که ظهور امر سیاسی در یونان باستان است، پرداخته می شود.
جاده ابریشم نوین به مثابه راهبرد سیاست خارجی چین: فرصت ها و تهدیدها برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال نهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
7 - 42
حوزههای تخصصی:
امروزه جمهوری خلق چین از جمله قدرت های رو به رشدی است که با پایه گذاری سیاست خارجی خود برمبنای توسعه اقتصادی، به دنبال افزایش قدرت و نیز ایفای نقشی منحصر به فرد در نظام بین الملل است و در این راستا طرح های مختلفی را برای تحقق این هدف در جغرافیای سیاسی جهان دنبال کرده است. طرح «جاده ابریشم نوین» به مثابه راهبرد سیاست خارجی چین، همزمان با ریاست جمهوری ژی جین پینگ در پاییز ۲۰۱۳ رسما اعلام و با لحاظ اهداف سیاسی و اقتصادی چین، نقش مهمی را برای کشورهایی همچون ایران در نظر گرفت. این مقاله با طرح این پرسش که ابتکار جاده ابریشم نوین به مثابه راهبرد سیاست خارجی چین، با چه فرصت ها و تهدیدهایی برای ایران روبه رو است؟ با اتکا بر روش توصیفی-تبیینی، بر این نظر است که این ابتکار به دلیل ملحوظ داشتن نقشی مهم برای ایران می تواند با پیامدهایی برای ایران همراه باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که این ابتکار با فرصت هایی همچون توسعه و تعمیق روابط ایران و چین، ظرفیت سازی برای برتری منطقه ای، حفظ و ارتقای امنیت ملی و ثبات داخلی کشور و فرصت سازی برای تعامل همزمان با شرق و غرب و تهدیدهایی مانند تفوق چین بر ژئواکونومی ایران، امنیتی شدن فزاینده ایران در سپهر سیاست امریکایی و دامن زدن به رقابت با رقبای ژئوپلیتیک همچون روسیه، هند، امریکا و توسعه روابط چین با اعراب و به ویژه عربستان همراه است.
پژوهشی در خصوص مفهوم «سنت» در اندیشه جواد طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
891 - 907
حوزههای تخصصی:
درک اندیشه های سید جواد طباطبایی بدون در نظر گرفتن مفهوم «سنت» امکان پذیر نیست. «سنت» از نظر طباطبایی «آگاهی» انسان ایرانی است و بدون «سنت» اندیشیدن امکان پذیر نیست. با تصلب و زوال «سنت»، ایدئولوژی جای اندیشیدن را می گیرد و تنها با « اتخاذ موضع جدید آگاهی» می توان به زوال اندیشه پی برد و تصلب «سنت» را برطرف کرد.
سیاستگذاری اقتصادی کنترل تحریم در فرایند دیپلماسی هسته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
791 - 813
حوزههای تخصصی:
رهیافت نئولیبرالیسم در اقتصاد سیاسی بین المللی اهمیت، مطلوبیت و کارامدی بالایی در حل منازعات سیاسی و بحران های منطقه ای دارد. بخش شایان توجهی از تضادهای جهان غرب و ایران در سال های دهه 1990 به بعد عمدتاً تحت تأثیر فعالیت هسته ای ایران شکل گرفته و گسترش یافته است. در این مقاله به تبیین زمینه های اقتصادی کنش راهبردی آمریکا در مقابله با ایران و فرایند دیپلماسی هسته ای ایران و کشورهای گروه 1+5 براساس سیاستگذاری اقتصادی نئولیبرالی می پردازیم. پایان مذاکرات در 14 جولای 2015 و انتشار برنامه جامع اقدام مشترک را می توان انعکاس کاربرد رهیافت نئولیبرالی در حوزه سیاستگذاری اقتصادی تحریم و اقدام های متقابل ایران برای کنترل و گذار از تحریم دانست. علت اصلی موفقیت مذاکرات و برنامه هسته ای را می توان بهره گیری از سازوکارهای رهیافت نئولیبرالی در اقتصاد سیاسی بین المللی ذکر کرد. چنین رهیافتی زمینه های نیل به همکاری مشترک برای کاهش تهدیدات فراروی کشورها را سازماندهی کرد. در رهیافت سیاستگذاری اقتصادی نئولیبرال، همکاری بازیگران برای دستیابی به سود، قدرت و امنیت را امکان پذیر می سازد. در این فرایند، قالب های تحلیلی اقتصاد سیاسی رابطه ارگانیک بین مؤلفه های سیاست بین الملل و اقتصاد بین الملل برقرار می کند. براساس چنین رویکردی، هر گونه حل وفصل مرحله ای موضوعات هسته ای تابعی از ضرورت های اقتصاد و سیاست جهانی خواهد بود. از سوی دیگر، مذاکرات هسته ای را می توان در قالب الگوهایی از جمله «اعتمادسازی راهبردی» نیز تفسیر کرد. روند دیپلماسی هسته ای ایران و کشورهای گروه 1+5 بیانگر آن است که مؤلفه های اقتصاد سیاسی با نیازهای راهبردی جمهوری اسلامی ارتباط مستقیمی با حل وفصل فعالیت های هسته ای ایران دارد. پرسش اصلی مقاله آن است که «مبانی سیاستگذاری کنترل تحریم در رهیافت نئولیبرالی اقتصاد سیاسی بین الملل چیست و ایران چگونه از آن در فرایند مذاکرات هسته ای با گروه 1+5 استفاده کرده است؟» فرضیه مقاله بر این موضوع تأکید دارد که ضرورت های اقتصاد سیاسی ایران و امنیت راهبردی کشورهای 1+5 چنین فرایندی را به وجود آورده است. در تنظیم این مقاله از رهیافت سیاستگذاری اقتصادی سیاسی نئولیبرال استفاده شده است.
تقابل معرفتی رویکردهای بومی گرایی در توسعه علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه علوم انسانی بخشی مهم از توسعه ساختار سیاسی اجتماعی محسوب می شود. بررسی وجوه توسعه علوم انسانی برای کشورهای در حال توسعه بسیار مهم و ضروری است. در مباحث مربوط به توسعه علوم انسانی در ایران و کشورهای در حال توسعه، دو جریان مهم معرفتی «بومی گرایی کارکردی» و «بومی گرایی معرفت شناسانه» قرار دارند و همواره تقابل های رویکردی را با یکدیگر داشته اند که موجب کندی تحول در توسعه علوم انسانی گشته است. در این پژوهش قصد آن داریم که با یک روش کیفی و بهره گیری از ابزارگردآوری داده ها کیفی به این سوال پاسخ دهیم (سوال اصلی) که «تقابل رویکرد بومی گرایی کارکردی و رویکرد بومی گرایی معرفت شناسانه در بومی سازی و توسعه علوم انسانی چگونه سبب کارآمدی و یا ناکارآمدی این حوزه می گردد؟». فرضیه اصلی ما در این پژوهش بیان می دارد که «تقابل رویکرد بومی گرایی کارکردی و رویکرد بومی گرایی معرفت شناسانه سبب کُندشدن فرآیند توسعه علوم انسانی و عدم تحقق بومی سازی در ایران شده و حرکت به سمت رویکرد تلفیقی ترکیبی در این حوزه، راهگشای وضعیت فوق می باشد».
تحلیل اثر نظام انتخاباتی در عملکرد وجهت گیری نمایندگان مجلس شورای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
203 - 234
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر خصوصا از مجلس پنجم شورای اسلامی به بعد بحث تغییر سیستم انتخابات بویژه انتخابات مجلس و تغییر نظام فعلی انتخابات به نظام استانی برای کارآمدتر نمودن قوه مقننه مطرح است. به خاطر اهمیت موضوع و تأثیری که قوانین و نظام های انتخاباتی متفاوت در پایداری نظام سیاسی و همین طور بر جهت گیری نمایندگان دارند، این پژوهش به دنبال بررسی آثار و پیامد های قوانین و شیوه های مختلف انتخابات از جمله نظام کنونی و نشان دادن میزان توجه بیشتر نمایندگان به مسائل منطقه ای و محلی به جای توجه به مسایل کلان و ملی ست؛ در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی و احصاء گزاره های اصلی و دال های مرکزی مذاکرات نمایندگان ادوار؛ این موضوع وانمایی خواهد شد.
تحلیل تطبیقی جهانی شدن اقتصادی و سیاسی در دولت خاتمی و احمدی نژاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با استفاده از تحلیل ثانویه شاخص های جهانی شدن کُف تلاش می کند تا رشد شاخص جهانی شدن اقتصادی و سیاسی را در دولت خاتمی و احمدی نژاد مقایسه نماید. این مقایسه دو یافته اصلی داشت. اولاً مشخص گردید در حالیکه در دولت خاتمی جهانی شدن سیاسی 26/16 و جهانی شدن اقتصادی 41/9 شاخص رشد داشته است، اما در دوره احمدی نژاد این رشد به ترتیب 39/2 و کمتر از یک یعنی 85./. شاخص بوده است. بالتبع نتیجه یافته اول این است که نوع دولت در ایران با میزان جهانی شدن مرتبط بوده است.ثانیاً و علیرغم این تمایز، همین طور مشخص گردید که در هر دو دولت خاتمی و احمدی نژاد به شیوه ای مشابه نوعی جهانی شدن نامتوازن حادث گردیده است که در آنها جهانی شدن اقتصادی به ترتیب 15/28 و 6/39 شاخص از جهانی شدن سیاسی عقب مانده است. بدین سان نتیجه یافته دوم مبین این موضوع است که میزان جهانی شدن در ایران باید به مقوله ای کلی تر از دولت نیز مرتبط باشد. در این جا مشخص ساختیم این عقب ماندگی مشابه باید کمتر متاثر از نوع دولت و بیشتر متاثر از ساختارهای قوام یافته داخلی مشابه تحلیل شود. به همین دلیل پیشنهاد شد در مطالعات جهانی شدن ایران، واحد تحلیل به جای آنکه صرفاً دولتها دیده شود، "درون" در نظر گرفته شود؛ یعنی واحد تحلیلی که تاثیر دولت و ساختارهای قوام یافته تاریخی بیرون از دولت را توامان در بر گیرد. نهایتاً تمامی یافته های مزبور مشخص ساختند جهانی شدن در ایران چگونه به جای آنکه مقوله ای سراسر بیرونی باشد، جریانی است که تا حد زیادی به "درون" کشور متصل است.
تلاش های اخوان المسلمین مصر پس از کودتا؛ از گسست درونی تا انشعاب احتمالی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیستم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۷۸
153 - 178
حوزههای تخصصی:
سقوط حکومت اخوانیِ مصر به رهبری محمد مُرسی در پی کودتای ارتش در سال 2013، این سازمان و به طور کلی آینده اسلام سیاسی را در این کشور دچار پرسش وجودی و ماهوی کرده است. نوشتار حاضر در کنار بررسی وضعیت اخوان پسا کودتا و جریان های گوناگون و گاه مقابل هم در این سازمان، به دنبال بررسی امکان و احتمال گسست و چگونگی آن در این سازمان است. برای این منظور افزون بر طبقه بندی گرایش های کنونی و دسته بندی های درونی اخوان، در تلاش برای پاسخ به این پرسش است که: آیا اخوان امکان بازسازی دوباره خود را دارد؟ علاوه بر این، امکان دگردیسی اخوان و تحول و تغییر پارادایم کنش این گروه به سمت رادیکالیزاسیون اسلامی جهادی بررسی خواهد شد. نوشتار حاضر با مفروض گرفتن دیالکتیک سه گانه عوامل داخلی، منطقه ای و بین المللی، به تأثیر و تأثر این متغیرها بر آینده و تشکیلات اخوان نظر دارد. برای این منظور به جهت گیری بین المللی حول محور اخوان و تلاش های آنها در این زمینه به صورت خلاصه می پردازد و در پایان، سناریوهای پیشِ روی این گروه را در بازی سیاسی داخلی مصر پس از بررسی چگونگی و چرایی امکانِ گسستِ سازمانی در اخوان و پتانسیل انشعاب آن بررسی خواهد کرد. پژوهش حاضر از روش تحقیق کتابخانه ای به همراه تحلیل متون و اسناد دستِ اول موجود در کنار تحلیل گفتار شخصیت های اصلی اخوان، بررسی مصاحبه های افراد و مسئولان اخوانی و نخبگان سیاسی مصر استفاده کرده و همچنین به بررسی داده های میدانی و آماری موجود مرتبط نیز پرداخته است. به باور نوشتار حاضر، استفاده از یک تئوری خاص به منظور شناخت وضعیتِ حال حاضر راهگشا نخواهد بود و با توجه به ماهیت چندگانه بررسی کنونی، ضرورت نگرش توصیفی تحلیلیِ عمیق با رویکرد طراحیِ مدل را در چرایی وضعیت حاضر، بدون وابستگی به نظریه ای خاص پیشنهاد می کند
مدارای سیاسی در چارچوب های کلان فلسفه سیاسی اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیستم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۷۹
29 - 52
حوزههای تخصصی:
متفکران اجتماعی در طول تاریخ همواره به دنبال کشف عناصری بوده اند که بتوانند کشمکش های موجود در جوامع انسانی را به حداقل رسانند و آن را به صورتی بهینه مدیریت کنند. فیلسوفان سیاسی اسلامی با اتکا به بررسی های موشکافانه خود درباره نفس انسانی، نهادینه شدن عناصر سعه صدر، تحمل و مدارا را در تعاملات اجتماعی، از عوامل اصلی کاهش و کنترل سطح برخورد و منازعه در میان گروه ها، اصناف و افراد اجتماع می دانند. این پژوهش در پاسخ به این پرسش که «از منظر فلسفه سیاسی اسلامی، عنصر مدارای سیاسی چگونه و بر اساس چه راهبردهایی می تواند تعاملات میان دولت و ملت و همچنین افراد، احزاب، گروه ها و سازمانی های رسمی و غیررسمی را به نحو بهینه مدیریت کند و از بروز برخوردهای خشن و قهرآمیز جلوگیری نماید؟» می کوشد با روش توصیفی - تحلیلی و با تجزیه و تحلیل دیدگاه های فیلسوفان سیاسی اسلامی، تصویری دقیق از جایگاه و نقش این عنصر در مهندسی سیاسی - اجتماعی ارائه کند. هدف مقاله، اثبات این مسئله است که مدارای سیاسی در فلسفه سیاسی اسلامی، از عوامل اصلی تحقق مدینه فاضله و مدیریت بهینه سیاسی و اجتماعی بوده، همین امر فیلسوفان سیاسی اسلامی را واداشته است تا هم نخبگان و مدیران جامعه و هم توده های مردم را به در پیش گرفتن مسیر مدارا در روابط متقابل خود فراخوانند و به همین دلیل، راهبردهایی چون تقویت مبانی عقیدتی و اخلاقی، نهادینه سازی عقلانیت در روابط اجتماعی و... را برای تثبیت و تعمیق عناصر تحمل و مدارا در مناسبات و تعاملات اجتماعی ارائه کنند
انقلابی گری، هویت ساز حوزه و روحانیت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله مقاله حاضر، بررسی حال و آینده هویت حوزه و روحانیت و نسبت آن با حوزه انقلابی است؛ چراکه حفظ و تقویت هویت جمعی روحانیت، امری مهم و نیازمند مراقبت و تدبر است. بررسی کردیم که حفظ و ارتقای هویت روحانیت، نیازمند بازشناسی مأموریت حوزه و روحانیت در مقیاس اقامه اجتماعیِ دین و حضور ملی و بین المللی در این مقیاس است. جوهره حوزه انقلابی نیز چیزی جز پذیرش این مأموریت نیست. برای این منظور فرضیه مقاله حاضر بدین قرار است که انقلابی گری، عامل محوریِ هویت ساز حوزه و روحانیت بوده، فضیلتی زاید بر مأموریت اصلی حوزه های علمیه نیست. همچنین انقلابی گری صرفاً به معنای مشارکت سیاسی روحانیت در حکومت نیست؛ بلکه به معنای مسئولیت پذیری در اقامه اجتماعی اسلام است.
اجتهاد پویا؛ رویکرد حوزه انقلابی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیستم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۸۰
73 - 100
حوزههای تخصصی:
حوزه انقلابی مانند هر پارادایم دیگر، دارای دغدغه ها، مسائل و روش ویژه خود است که موجب مانایی و پویایی آن می شود. دغدغه حوزه انقلابی، برسازی تمدن اسلامی بر وزان دنیای معاصر است. براین اساس، در کنار مسائل فردی (تعبدی)، موضوعات اجتماعی را از «مسائل» خود می داند و در تلاش است با روش «اجتهاد پویا» فقه را به عرصه اجتماع آورده، زندگی مؤمنانه را در دوران غیبت جاری سازد. در این مقاله اصول و کارکردهای اجتهاد پویا به عنوان روش حوزه انقلابی بررسی می شود و به همین مناسبت از تغییر دغدغه ها و مسائل فقهی نزد ایشان سخن خواهد رفت.
آینده پژوهی خاورمیانه طی سه دهه آینده؛ تحلیل روندهای مقابله با تروریسم در سطح بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره نهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۱
87 - 116
حوزههای تخصصی:
خاورمیانه یکی از مهم ترین مناطق جهان است که تروریسم به عنوان یکی از مهم ترین تهدیدهای امنیتی، به میزان زیادی آینده این منطقه را تحت تأثیر قرار داده است. هرچند، دولت ها برای مقابله با تروریسم در عرصه بین المللی، راهبردهای مختلفی را اتخاذ کرده اند؛ اما هیچ کدام از این راهبردها تاکنون نتوانسته است مشکل تروریسم در این منطقه را در عرصه بین المللی حل و فصل کند. این مقاله با بهره گیری از نظریه مکتب انگلیسی، در پی پاسخ به این پرسش است که با توجه به تدوام بحران های تروریستی در خاورمیانه، چه آینده محتمل و مطلوبی می توان برای روندهای مقابله با تروریسم در سطح بین المللی ترسیم کرد؟ یافته ها گویای آن است که سناریوی تقویت همبستگی و انسجام جامعه بین المللی در مبارزه با تروریسم، با ویژگی هایی چون: رهبری جدی تر سازمان ملل متحد؛ تعهد به رعایت حقوق بشر در مبارزه با تروریسم؛ شکل گیری راهبرد عملیاتی منسجم؛ پذیرش صلاحیت دیوان کیفری بین المللی برای مجازات عاملان اقدامات تروریستی و تقویت برابری و عدالت اقتصادی، از محتمل ترین و مطلوب ترین چشم اندازهای روندهای مقابله با تروریسم در عرصه بین المللی در سه دهه آینده است. هدف این پژوهش، بررسی تهدیدهای برآمده از ترورریسم و فرصت های مقابله با آن طی سه دهه آینده با همکاری جامعه بین المللی تحت لوای سازمان ملل است. روش مورد استفاده نویسندگان در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و آینده پژوهی خواهد بود.
حوزه های علمیه و نشر ارزش های انقلابی در بستر حقوق بین المللی ارتباطات
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره چهارم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۷
101 - 123
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران دارای جلوه های انسان ساز و بیدارگر در درون و بیرون مرزهای جغرافیایی کشور بوده است و برای اینکه اصول و ارزش های انسانی آن بتواند در دل ها قرار گیرد، نیازمند تبیین و نظریه پردازی در حوزه های ارسال پیام، اقناع و مخاطب شناسی و فهم موارد قطع ارتباط و پارازیت است . ظهور عصر تکنولوژی ارتباطات که سرعت انتقال پیام را به همراه داشته و ارتباطات بین الملل را هم که ارتباطات میان ملل و فرهنگ ها را آسان سازی کرده است، می تواند بستری مناسب برای نشر اصول و ارزش های انقلاب اسلامی باشد . این پژوهش به دنبال این است که با استفاده از نظریات « ارتباطات بین الملل » و « حقوق بین المللی ارتباطات » امکانات لازم را جهت صدور قانونی و مسالمت آمیز پیام انقلاب اسلامی بررسی و نقش حوزه های علمیه در استفاده از این ابزارها و راهکارها را مطالعه کنیم . در این راستا ، استفاده از نظریات و حقوق بین المللی ارتباطات مانند اصل آزادی بیان و مذهب، جریان آزاد اطلاعات، آزادی تولید و نشر اطلاعات بسیار راهگشا است . در مدل مورد نظر، تلاش می شود نشان داده شود که چگونه حوزه های علمیه از طریق استفاده از رسانه های نو، ایجاد مراکز علمی و فرهنگی و اعزام استاد و مبلغ در بستر حقوق و ارتباطات بین المللی می توانند به تبلیغ و نشر اصول و ارزش های انقلاب اسلامی در حوزه های فرامرزی بپردازند .
تأثیر انقلاب منابع غیرمتعارف گاز بر بازار جهانی گاز، محیط زیست و امنیت انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۱ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۳)
185 - 210
حوزههای تخصصی:
گاز طبیعی به دلیل ویژگی های منحصر به فرد خود از جمله آلایندگی کمتر نسبت به سایر سوخت های فسیلی توسط کارشناسان حوزه انرژی به عنوان امیدبخش ترین سوخت فسیلی در قرن بیست و یکم در نظر گرفته شده است؛ بطوری که آژانس بین المللی انرژی در گزارش چشم انداز انرژی سال 2011 از دوره کنونی به عنوان «عصر طلایی گاز» یاد می کند. از طرف دیگر، پیشرفت های فناورانه در یک دهه گذشته امکان بهره برداری از حجم عظیمی از منابع گاز طبیعی که در گذشته به دلیل هزینه بالای تولید و فقدان فناوری مناسب قابل برداشت نبودند را فراهم نمود و موجب گردید تولید گاز طبیعی بویژه در منطقه آمریکای شمالی افزایش چشمگیری یابد. این تحول فناورانه که از آن به عنوان «انقلاب منابع نامتعارف گاز» یاد می شود باعث شد ایالات متحده آمریکا در سال 2010 با پشت سر گذاشتن روسیه بزرگترین تولیدکننده گاز طبیعی در جهان شود و این کشور از واردکننده عمده گاز به صادرکننده بالقوه آن تبدیل شود. انقلاب منابع نامتعارف گاز تغییرات عمده ای در مؤلفه های بازار جهانی گاز طبیعی از قبیل ذخایر، عرضه، تقاضا، قیمت، نظام قیمت گذاری، قراردادها و تجارت گاز طبیعی ایجاد کرد. مصرف کنندگان عمده انرژی و گاز طبیعی با وقوع انقلاب گاز شیل به دلیل افزایش میزان عرضه انرژی به بازارهای جهانی، متنوع سازی منابع عرضه، کاهش وابستگی به تولیدکنندگان سنتی و ثبات قیمت های انرژی در بازار با بهبود وضعیت امنیت عرضه انرژی مواجه هستند؛ تولیدکنندگان سنتی نیز در زمینه امنیت تقاضا با چالش هایی در آینده روبرو خواهند شد.
رژیم های چند جانبه کنترل صادرات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۱ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۴)
41 - 70
حوزههای تخصصی:
پایه شکل گیری رژیم های چند جانبه کنترل صادرات محدود کردن دستیابی کشورهای خارج از بلوک غرب پس از جنگ جهانی دوم مخصوصا کشورهای حوزه شوروی به فناوری های نظامی و نوین بخصوص در حوزه موشکی و سلاح های انهدام انبوه بود اگرچه در همان دوران جنگ سرد و پس از آن حوزه در برگیری رژیم های کنترل فراتر از کشورهای بلوک شرق رفته و کشورهایی را به عنوان هدف خود تعیین نمودند و باید اعتراف نمود که در این زمینه موفق بوده و گام های مؤثری نیز برداشته شده که به طور مستقیم و غیرمستقیم بر امنیت ملی کشورهای خارج از رژیم ها و مخصوصا کشورهای هدف تأثیرگذار بوده است. در این بین، برخی از رژیم های چند جانبه کنترل صادرات از جمله رژیم کنترل فناوری موشکی و ترتیبات واسنار، دو رژیمی هستند که در پی وضع سازوکارهای اجرایی برای اطمینان از عدم دستیابی سایر کشورها به فناوری های موشکی مرتبط با انتقال و حمل سلاح های انهدام انبوه و فناوری های دو منظوره می باشند.
آینده پژوهی حضور ایالات متحده آمریکا در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۰ بهار ۱۳۹۶ شماره ۳۴
139 - 168
حوزههای تخصصی:
غرب آسیا از نظر ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک اهمیت ویژه ای برای قدرت های بزرگ دارد؛ از این رو تاریخ یک سده اخیر این منطقه فراز و نشیب بسیار داشته است. پژوهش حاضر به روش تحقیق ترکیبی و با ابزار مطالعات اسنادی و مصاحبه می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که با توجه به اسناد امنیت ملی ایالات متحده و نظر کارشناسان، راهبرد آتی آمریکا در غرب آسیا چه خواهد بود؟ برای پاسخ به این سؤال سه سناریو بررسی شده است: «تداوم حضور در غرب آسیا»، «کاهش حضور در غرب آسیا» و «خروج کامل از غرب آسیا». بررسی اسناد سیاست خارجی و اسناد امنیت ملی آمریکا نشان می دهد راهبرد جدید غرب آسیای این کشور تغییر کرده است و دیگر تمایلی ندارد همچون گذشته بیشتر تمرکز خود را روی این منطقه معطوف کند که به معنای کاهش اهمیت غرب آسیا برای آمریکا و تمایل این کشور به استفاده از راهبرد «مدیریت از راه دور» و «عدم مداخله مستقیم» در قالب سناریوی «کاهش حضور در غرب آسیا»ست. در حالی که نتایج به دست آمده از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر از متخصصان حوزه آمریکا خلاف مطالعه اسنادی را نشان می داد. 55 درصد از مصاحبه شوندگان به استمرار وضع موجود و حضور ایالات متحده یعنی سناریوی «تداوم حضور در غرب آسیا» رأی دادند. نکته مهم اینکه تقریباً همه مصاحبه شوندگانی که سناریوی استمرار حضور را محتمل ترین سناریو می دانستند، استمرار حضور به شیوه پرهزینه گذشته را ناممکن دانستند و درباره تغییر شیوه حضور آمریکا در منطقه هم نظر بودند.
دورکین و مسائل عدالت بین نسلی: درآمدی بر نظریه برابری در منابع بین نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های عدالت به هنگام ترسیم مقتضیات عدالت، ناگزیر نگاهشان به آینده است. دغدغه های بین نسلی که در پی معضلات زیست محیطی و تخلیه منابع طبیعی روزافزون شده است، مسائل جدیدی را طرح کرده که شامل قلمرو، الگو و معیار عدالت بین نسلی است. هر چند «دورکین» مستقلاً از عدالت بین نسلی بحث نکرده، نظریۀ برابری در منابع که تصویری واحد از ارزش های جوامع انسانی از جمله عدالت ارائه می دهد، این قابلیت را دارد تا به این مسائل پاسخ دهد. اصول استقلال و تعبیرپذیری ارزش ها در کنار برداشت خاص از حقوق باعث می شود تا بتوان با استفاده از روش واسازی، نظریۀ برابری در منابع بین-نسلی را ارائه نمود. این نظریه، فردمحور با نگاه به تمامی نسل های آینده است که در آن حفظ کرامت انسانی همگان مدنظر است. این هدف با رعایت دو اصل اهمیت برابر به سرنوشت انسان ها در تمام اعصار و نیز احترام یکسان به مسئولیت های شخصی شان در قبال زندگی هایشان محقق می شود.
We other Spartans: Orientalism, Occidentalism and the enemy “other” Ancient Greece and contemporary wars(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۳ بهار ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
39 - 61
حوزههای تخصصی:
The article deals with enemy images in east and west and their historical invention. Connecting the reader to current controversies about “Muslim bans”, the article guides the reader through the nexus of power and knowledge with a particular emphasis on the discourse of Orientalism and Occidentalism.This type of discourse is retroactive, not only because of its ideological content;, it is in fact and quite directly retroactive. Above everything else, the idea that there are essential, unbridgeable differences between cultures and by extension human beings is simply false. This urge to identify us in strict opposition to others has to be resisted, firstly because it is a false polarisation and secondly because it negates the prospect of dialogue and sustainable peace.
تأثیر اندیشه های ابن تیمیه بر خطوط فکری و خط مشی گروه های سلفی- تکفیری
حوزههای تخصصی:
بنیادگرایی دینی با ارائه قرائت های افراطی، ناقص، رادیکال و متن محور از متون دینی در مواجهه با بحران های دنیای جدید، مسلمانان را به سوی افراطی گرایی سوق می دهد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و تاریخی-تحلیلی تلاش می کند به این پرسش ها پاسخ دهد که بنیادهای فکری و نظری افراط گرایی در جهان اسلام چیست؟ و علل باز تولید این اندیشه ها چه عواملی هستند؟ یافته ها حاکی از آن است که افراط گرایی حاصل دیالکتیک وهابیت (سلفی گری) و اندیشه های رادیکال بنیادگرایانه است و به لحاظ فکری این جریان های افراط گرا از آموزه های ابن تیمیه و شاگردان مکتب او یعنی محمد بن عبدالوهاب، ابوالاعلی مودودی و سید قطب تغذیه می کنند. در واقع افراط گرایان با تفسیر خود از جهاد و باز تولید اندیشه های بنیاد گرایی در قالب گروهای تروریستی چون داعش، القاعده و طالبان ظهور نموده اند.