حبیب الله بابایی

حبیب الله بابایی

مدرک تحصیلی: رییس گروه مطالعات فرهنگ و تمدنی فرهنگ و علوم اسلامی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۱ مورد.
۱.

تحلیلی بر رذیلت های تمدنی؛ با تأکید بر موضوع حسادت و آثار کلان اجتماعی آن در سوره بقره(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بغی حسادت رذیلت تمدنی نظام مناسبات انسانی نظم اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۴۱
برخی بیماری های قلبی بیماری های فردی است که امتداد کلان اجتماعی پیدا نمی کند؛ اما بسیاری از این بیماری ها مانند حسادت، با امتداد در جامعه و آلوده کردن آن، موجب شکاف در نظام مناسبات انسانی و اختلال در شکل گیری تمدن می شود. در این پژوهش با رویکردی الهیاتی و استفاده از روش استنتاجی پرسش محور از آیات قرآن، به این سؤال پاسخ داده شد که طیّ چه مکانیسمی، کلان شدگی مؤلفه ضدّ اخلاقی حسادت در اجتماع و تمدن صورت می گیرد و مخلّ مناسبات انسانی می شود؟ حسادت یا «بغی»، عامل اصلی نزاع اشراف اقوام با پیامبران و انکار آنان و ردّ قوانین الهی است. جایگزینی قوانین الهی با قوانین بشری موجب غلبه انسان محوری به جای خدامحوری، ترجیح اصالت عقل و تجربه بر اصالت وحی و سقوط انسان از انسانیت و کمالات اخلاقی در سطح جهانی شده است. شکل گیری تمدن با دو نوع تهدید بیرونی و درونی از ناحیه حسادت مواجه است: یکی حسادت کفار به مؤمنان که تلاش می کنند مسلمانان را به ارتداد بکشانند و از آن ها بهره کشی کنند و دیگری حسادت مؤمنان به مؤمنان که موجب انباشتگی کینه، نفرت، بدخواهی، خودمحوری و گسستگی در بین گروه های مختلف انسانی می شود و وحدت تمدنی و نظم اجتماعی را بر هم می زند. این پیامدها وقتی شدت می یابد که خواص یک جامعه به این رذیله اخلاقی مبتلا باشند.
۲.

العدالة المؤسسة على الإيمان والنظام الإيماني(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الأمه العداله النظام الإیمانی الآیه 135 من سوره النساء المنهج الاستنطاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۷
لکلّ حضارهٍ مؤشّراتٌ خاصه تُعبّر عن طبیعتها وتمیّزها عن سائر الحضارات. وعلى الرغم من ضروره وجود بعض المؤشّرات فی جمیع الحضارات، إلا أنّ هذه المؤشّرات، وإن تشابهت فی الظاهر، تختلف اختلافًا جوهریًا فی طبیعتها. ویُعدّ «النظام» من أبرز المؤشّرات الضروریه لبناء الحضارات واستمرارها، غیر أن طبیعه النظام فی کل حضاره تتحدّد بحسب طبیعه تلک الحضاره. ففی الحضارات المادّیه، تُعدّ «القوّه» منشأ النظام، ویُفرض النظام من خلال القانون والإکراه الاجتماعی. أمّا فی «الحضاره التوحیدیه للأمّه»، فإن «الإیمان» هو الأساس الذی یُبنى علیه النظام. ویُقدّم القرآن الکریم «الحضاره التوحیدیه» بوصفها البیئه الأنسب لتکامل الإنسان وارتقائه. وتختلف طبیعه هذه الحضاره عن الحضارات المادّیه اختلافًا جذریاً، حیث تُنتج العناصر الإیمانیه طبیعه النظام فیها. ویُعرّف القرآن الکریم هذه العناصر الإیمانیه المکوّنه للنظام، ومن أبرزها «العداله». فالعداله فی الحضارات المادّیه لا تقوم على أساس إیمانی، بل یُنشئها الإنسان الخاضع لأهوائه. بینما العداله القرآنیه قد حدّد معالمها خالق الإنسان، وهی عنصر إیمانی بحسب القرآن. وتختلف العداله القرآنیه عن العداله المادّیه فی منشئها وطبیعتها وآثارها. تهدف هذه الدراسه إلى استنطاق الخصائص القرآنیه للعنصر الإیمانی «العداله»، بوصفه أحد العناصر القرآنیه المُنتجه لمؤشّر «النظام» فی «الحضاره التوحیدیه للأمّه». وتتمحور إشکالیّه البحث حول طبیعه «العداله الإیمانیه» وکیفیّه ارتباطها بمؤشّر «النظام». ما الآلیّه التی تُحقّق بها العداله القرآنیه النظام فی المجتمع؟ تعتمد هذه الدراسه على المنهج الاستنطاقی الذی طرحه الشهید الصدر (رحمه الله)، فی دراسه طبیعه مؤشّر النظام من خلال شبکه الآیات المتعلّقه بالعداله، وبخاصه الآیه 135 من سوره النساء. وقد اعتبر الشهید الصدر، استنادًا إلى قول أمیر المؤمنین(ع): «ذلک القرآن فاستنطقوه»، أنّ الرجوع إلى القرآن الکریم لاستنباط النظریّه القرآنیه حول القضیه المطروحه هو المنهج الأمثل لفهم وتفسیر النصّ القرآنی. تتناول هذه الدراسه استنطاق مسأله «النظام» من خلال فهم طبیعه «العداله» کأحد العناصر الإیمانیه وتحدید موقعها فی القرآن الکریم. فالعداله تتشکّل فی سیاق العلاقات الإنسانیه القائمه على الإیمان داخل المجتمع. وفی حین أن الحضارات المادّیه تعتمد على الرقابه الخارجیه التی یمارسها منفذو القانون البشری لإرساء نظامٍ قائم على القوه، فإن «الحضاره التوحیدیه للأمه» تُنتج نظامًا إیمانیًا من خلال الرقابه الذاتیه لدى الإنسان المؤمن. وکلّما ازداد الإیمان، وتکاثرت العناصر الإیمانیه فی بنیه المجتمع، ترسّخ النظام بشکل أوسع. فحضور العناصر الإیمانیه یُقلّل من الأنانیه الجسدیه، والاضطرابات الاجتماعیه، والفوضى، ویُعزّز من روح الإیثار والنظام الاجتماعی. وتُعدّ «العداله» من أبرز العناصر الإیمانیه المنتجه للنظام. فکلّما تعمّق الإیمان فی المجتمع، ازدادت العداله، و«العداله المؤسسه على الإیمان» بدورها تنتج نظامًا إیمانیًا. وتُعدّ الآیه 135 من سوره النساء من أهم الآیات التی تُبیّن خصائص «العداله المؤسسه على الإیمان»، حیث یقول تعالى: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنَ وَالْأَقْرَبِینَ، إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا، فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا، وَإِن تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا». وتُظهر هذه الآیه أن إقامه العداله فی العلاقات الإنسانیه القائمه على الإیمان یجب أن تتمّ حتى لو تعارضت مع المصالح الشخصیه أو العائلیه. وتُستنبط من هذه الآیه سبع خصائص جوهریه للعداله الإیمانیه: «الشمولیه»، و«الرقابه الذاتیه»، و«القیام الدائم»، و«الإخلاص»، و«الانحیاز للحق»، و«التحرر من الأهواء» و«التزام التقوى». بناءً على ذلک، فإن «العداله» فی «الحضاره التوحیدیه للأمه»، تتّسم بثمانی خصائص جوهریه: 1. العداله ذات منشأ إیمانی. 2. إقامه العداله واجبٌ عام، یشمل جمیع البشر الحقانیّین.3. تحقیق العداله وحفظها لا یقتصر على منفذی القانون فی المجتمع (الرقابه الخارجیّه)، بل یطبق الجمیع -کلّ بحسب درجه إیمانه- من خلال الرقابه الذاتیه على أعمالهم مستوى من العداله فی المجتمع. 4. العداله یجب أن تُقام بشکل دائم ومستمر، لا موسمی أو مرحلی. 5. یجب أن یکون الهدف من إقامه العداله أداء الواجب الإلهی بإخلاص تامّ لوجه الله تعالى. 6. یجب أن یکون الحق وتطبیقه معیارًا للعداله. 7. العداله یجب أن تُمارس أداءً للواجب الإلهی، وبعیدًا عن الأهواء والشهوات. 8. السعی إلى زیاده التقوى هو العامل الأساسی فی تحقیق النجاح المتزاید للعداله الإیمانیه. إن العداله التی تتحلّى بهذه الصفات تُنتج نظامًا یفوق النظام فی کل الحضارات المادیه. وکلّما ازداد «الإیمان» فی المجتمع، ازدادت «العداله المؤسسه على الإیمان»، وبالتالی ترسّخ «النظام الإیمانی». ویُعدّ کلّ إنسانٍ حقّانی مسؤولًا عن إقامه العداله فی «الحضاره التوحیدیه للأمه»، وتتناسب مسؤولیته مع درجه إیمانه؛ فکلّما ارتقى إیمانه، تعاظمت مسؤولیته فی ترسیخ العداله.
۳.

ماهیّت و واقعیتِ جهان اسلام «امت اسلامی» یا «مِلَل مسلمان»؟(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: جهان اسلام امت اسلام تمدن اسلامی هویت برساخته جمیل آیدین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۹
هدف اصلی این مقاله، واکاوی و نقد رویکرد تقلیل گرایانه جمیل آیدین در کتاب ایده جهان اسلام است؛ رویکردی که شکل گیری مفهوم «جهان اسلام» را صرفاً یک پدیده سیاسیِ مدرن می داند و آن را حاصل گفتمان های امپریالیستی و پان اسلامیستی سده نوزدهم می شمارد. مقاله حاضر استدلال می کند که تحلیل آیدین، به رغم اهمیت تاریخی و پسااستعماری اش، به دلیل تمرکز بیش ازحد بر ابعاد سیاسی و مدرنِ هویت اسلامی، از درک تداوم تاریخی، فرهنگی و ایمانی پیوندهای میان جوامع مسلمان غفلت می ورزد. نویسنده تلاش دارد تا با تفکیک مفهومی میان دو سطح «حقیقت تمدنی و ایمانی امت» و «واقعیت سیاسی و نهادیِ جهان اسلام»، حقیقت وجودی امت را از برساخت سیاسی دولت ها جدا کند و بر وجودی پایدار و تاریخی برای آن تأکید نماید. بنا به استدلال جمیل آیدین، هیچ وحدت فراگیر سیاسی پیش از سده نوزدهم میان جهان اسلام وجود نداشته است و از همین رو مفهوم «Ummah» یا «Muslim World» محصول واکنش های سیاسی در عصر امپریالیسم غربی است. در برابر این دیدگاه، مقاله حاضر بر یک مبنای هستی شناختی تمدنی استوار است که امت اسلامی را نه به مثابه یک اتحاد سیاسی، بلکه به عنوان یک «اجتماع ایمانی و فرهنگی» در بستر تاریخ تلقّی می کند؛ اجتماعی که حقیقت آن در پیوندهای ایمانی (ایمان به خدا و رسول)، مناسک مشترک (به ویژه حج)، زبان وحی (عربی) و شبکه های علمی و فکری عالمان فراملی تعریف می شود؛ بدین ترتیب «جهان اسلام» نه یک پدیده تصنعی، بلکه یک واقعیت زنده و تاریخی است که حول محور قرآن، سنت و فرهنگ برآمده از آن دو قوام یافته است. بدین سان پرسش اصلی این مقاله آن است که آیا مفهوم «جهان اسلام» صرفاً محصول سیاسیِ دوران مدرن و واکنش به استعمار است یا اینکه در یک حقیقت تمدنی و فرهنگی دیرینه ریشه دارد که از آغاز اسلام تا امروز استمرار داشته است؟ از این پرسش، چند پرسش فرعی نیز به وجود می آید: تمایز میان «امت به مثابه حقیقت ایمانی» و «جهان اسلام به مثابه تبلور سیاسی» چیست؟ آن گاه با وجود این حقیقت و پیوستگی تاریخی، امت اسلامی امروز در کنش سیاسی و تمدنی ناکارامد است و عوامل ساختاری، روانی و تمدّنی این گسست در دنیای اسلام چیست؟ روش تحقیق در این مقاله تحلیل انتقادی- تطبیقی خواهد بود. در ادامه نخست با بهره گیری از روش «تحلیل متنی- گفتمانی» (Textual–Discursive Analysis) خوانشی از کتاب The Idea of the Muslim World ارائه می شود؛ سپس با روش «تحلیل مفهومی مقایسه ای» (Comparative Conceptual Analysis)، دیدگاه آیدین با آرای متفکران مسلمان و اسلام شناسان تمدنی مانند مارشال هاجسن، حسین نصر، عبدالحسین زرین کوب و لوفان بومر سنجیده می شود و در نهایت با رویکرد «تحلیل سطحی- دووجهی» (Dual-Level Analysis)، میان دو سطح تحلیل فرهنگ- ایمان از یک سو و سیاست- ساختار از سوی دیگر تمایز می نهیم تا نسبت میان فرهنگ دینی و واقعیت نهادی تبیین گردد. نتیجه نخستین مقاله آن است که رویکرد آیدین دچار تقلیل گرایی تاریخی است؛ زیرا فرق میان «جهان اسلام سیاسی» و «امت ایمانی فرهنگی» را نادیده می گیرد. وی همبستگی اجتماعی مسلمانان پیشامدرن را به سبب فقدان وحدت سیاسی انکار می کند، در حالی که پیوندهای بنیادین ایمانی، فقهی، زبانی (زبان عربی) و عرفانی، شبکه ای نیرومند از هویت مشترک میان مسلمانان پدید آورده بود. نتیجه دیگر اینکه در سده های میانه اسلامی، بر خلاف فرض آیدین، عناصر جهان زیست تمدنی همچون مراکز علم (بغداد، نیشابور، قرطبه)، مناسک عبادی (حج) و مبادلات فرهنگی و تجاری میان شرق و غرب اسلام، ساختارهای «فراملی» قدرتمندی را ایجاد کرده است که امروزه از آن به «تمدن اسلامی» تعبیر می شود. دیگر اینکه تحلیل آیدین با تاریخ نگاری «از بالا به پایین» و تمرکز بر نخبگان سیاسی، آگاهی جمعی مردم مسلمان را از نظر دور نگاه می دارد؛ در حالی که تجربه زیسته امت در بازار، مسجد و خانقاه نقش اصلی در تداوم هویت اسلامی داشته است. نکته چهارم در مورد شیوه فکری آیدین است که روش او را سکولار کرده، دین را به ابزار سیاسی فروکاهیده و به نیروهای درونی ایمان و وحی به عنوان عناصر مولّد هویت بی توجه مانده است. نتیجه بعدی اینکه تنوع قومی، زبانی و فرهنگی در جوامع اسلامی، برخلاف تصور آیدین، نه نشانه گسست، بلکه نمود تعدد در وحدت تمدنی است. آخرین یافته اینکه جهان اسلام کنونی اگرچه از نظر سیاسی متکثر و متفرّق است، از منظر فرهنگی و ایمانی همچنان واجد وحدت تمدنی است که در قرآن، سنت و حافظه تاریخی مسلمانان استمرار دارد. با وجود این، در این مقاله دو مانع بنیادین معاصر در برابر فعلیت یابی امت اسلامی آشکار شده است: مانع ساختاری وارداتی: نظام دولت ملت وستفالیایی که پس از فروپاشی خلافت عثمانی بر جهان اسلام تحمیل شد،
۴.

«نظم اخلاقی»، پایه در «نظم تمدنی» (بازخوانی نظریه تمدنی مارشال هاجسن)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظم دینی نظم اخلاقی نظم تمدنی مارشال هاجسن

تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۲۰۵
آنچه امروزه درباره «نظم جهانی» گفته می شود بیش از آنی که معطوف به نظم جامع تمدنی و نظم فرهنگی امروز دنیا باشد، معطوف به نظم سیاسی و نظم در روابط بین ملت ها و بلکه دولت هاست. آنچه مارشال هاجسن در کتاب «اعجاز اسلام» در پی آن رفته است، اثبات نظم تمدنی مسلمانان بر اساس اصول انسانی-دینی و با رویکردی اخلاقی و معنوی است. اهمیت ایده هاجسن در این است که او به دنبال اثبات نقش موثر دین به عنوان امری معنوی برای پیوند میان عناصر تمدنی است. سوالی که هاجسن به دنبال پاسخ به آن است این است که چگونه دین و اخلاق می تواند به عنوان عاملی برای ثبات نظم تمدنی باشد. از منظر مارشال هاجسن، نظم تمدنیِ تمدن اسلامی از دین به عنوان امری الهی و اخلاقی شروع شده و تا زمان معاصر بر اساس معیارهای انسانی و اخلاقی امتداد پیدا کرده است. هاجسن روش شناسی انسان گرایانه را مورد توجه قرار می دهد که اصول تمدن باید بر اساس آگاهی تاریخی انسان که اخلاق و دین از مهمترین ارکان آن است تاسیس شود و هدف از نظم اخلاقی تمدن رسیدن به صلح جهانی است. در این تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است.
۵.

کارکرد گفت وگومندی قرآن در حل مسئله گسست تمدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گسست گفت وگو تفسیر تمدنی تمدن اسلامی هویت تمدنی انسجام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۱۷۰
تمدن اسلامی که در دوره هایی از حیات خود به شکلی همگرا و یکپارچه پیش می رفت، امروز با مسئله گسست و عدم پیوستگی روبروست. البته این مسئله مختص تمدن اسلامی نبوده، می توان گفت جهان امروز دچار گسست و ناسازگاری شده است. این پژوهش با هدف یافتن راه حلی برای مسئله گسست در گستره تمدن اسلامی و چگونگی ایجاد انسجام و همگرایی میان مسلمانان نوشته شده است. در این راستا به قرآن به عنوان مصدر یا ایده هدایت گر تمدن اسلامی رجوع کرده، با بهره گیری از روش توصیفی- تفسیری و رویکرد تمدنی از میان راه حل های متنوع قرآن بر «گفت وگو» تمرکز می کند. ازاین رو پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه می توان مسئله گسست در تمدن اسلامی را با تکیه بر عنصر گفت وگو در قرآن حل کرد. قرآن با «نزولِ تعاملی و گفت وگویی»، مخاطبان خود را نه تماشاگر، بلکه کنشگرانی فعال می بیند و راه را برای مشارکت آن ها در متن باز می کند. این کتابِ تعاملی توانسته با تکیه بر وجوه مشترک با مخاطب در سه ساحت ذهن، زبان و عین با مخاطبان خود گفت وگو کرده و این گونه پیوند و انسجامی میان آن ها ایجاد کند. دستاورد این گفت وگو با مخاطب، تحکیم «هویت مشترک» میان مسلمانان، پایه ریزی «معنای هم کنشی» و در پایان «عملِ جمعی» و متعهدانه به معناست. در این نگاه، قرآن نه محصولی فرهنگی به معنای متأثر از فرهنگ، بلکه محصولی هم کنشی و برآمده از گفت وگو است که به مثابه «چسب تمدنی» عمل کرده، گسست ها را کمرنگ و پیوند افراد را تقویت می کند.
۶.

چیستی گرایش تمدنی در تفسیر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گرایش تمدنی خوانش تمدنی تفسیر تمدنی مبانی تفسیر تمدن پژوهی قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۰۱
خوانش قرآن، از منظرهای مختلف و با دغدغه های متفاوت، ممکن و بایسته است. این امر سبب شکل گیری گرایش های مختلف در تفسیر قرآن شده است. اما مسئله ای که در حوزه گرایش های تفسیری و ازجمله گرایش تمدنی وجود دارد، عدم وضوح تعریف و مبانی و روش آن هاست. مفسر عموماً بدون آنکه نامی از گرایش تفسیری خود ببرد، به شکل ناخودآگاه دغدغه های خود را در تفسیر دنبال و بدون تکیه بر مبانی خاص، تفسیری نو از آیات قرآن ارائه می کند؛ درحالی که هر گرایش تفسیری و ازجمله گرایش تمدنی، به تعریف دقیق و مبانی نظری و سازوکار روشی نیاز دارد. این پژوهش با هدف روش مندکردن گرایش تمدنی، ابتدا تعریف خود را از تمدن ارائه می کند تا بر اساس آن تعریف، گرایش تمدنی را معرفی و مبانی آن را فهرست نماید. همچنان که تمدن، فرایندی به سامان در سطح کلان است که با رشد مناسبات انسانی به شکوفایی قابلیت ها کمک می کند، گرایش تمدنی نیز خوانشی کلان، سیستمی، ناظر به واقع، فرایندی و انسانی از قرآن به دست می دهد. این گرایش تفسیری با تکیه بر مبانی خاص، ازجمله وجود نسبت میان قرآن و تمدن و برخورداری قرآن از دو ساحت متنی و کنشگری، می کوشد قرآن را از مصدری نظری به کنشگری در عرصه عمل و زندگی روزانه تبدیل کند.
۷.

مصداقیابی و ارتباط سنجی «امت وسط» و پیروان «ملت حنیف» در نظام قرآنی تمدنی «امت»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امت امت وسط ملت حنیف فطرت آیه ۱۴۳ بقره آیه 78 حج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۲۴۴
امت، کلان ترین نظام اجتماعی و تمدنی قرآنی است. عبارت «اُمَّهً وَسَطا» در قرآن کریم(بقره: 143) افراد محدودی را مخاطب قرار داده است. خطاب ویژه این آیه در کنار دعوت عمومی قرآن مبنی بر تبعیت از ملت حنیف ابراهیمی در آیه «فَاتَّبِعُوا مِلَّهَ إِبْراهِیمَ حَنِیفا»(آل عمران: 95)، این سؤال را ایجاد کرده است که جایگاه پیامبر خاتم(ص) و پیروان آن حضرت در کنار سایر پیروان ملت حنیف ابراهیمی در نظام تمدنی امت، چگونه تبیین شده است. هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی مصادیق و ارتباط «امت وسط» و پیروان «ملت حنیف» در نظام قرآنی تمدنی «امت» بود. روش: با روش توصیفی- تحلیلی، پس از مفهوم شناسی و مصداق یابی «أُمَّهً وَسَطا» و پیروان «ملت حنیف»، ارتباط تمدنی «امت وسط» با «ملت حنیف» پژوهش شده است. یافته ها: انسانهایی که به ندای فطرت حق گرای خویش گوش می دهند، پیروان ملت حنیف ابراهیمی اند و امت را تشکیل می دهند. نتیجه گیری: اهل بیت(ع) و کارگزاران ایشان در جایگاه «امت وسط»، مردم را هدایت می کنند. امت وسط، «خَیْرَ أُمَّه» هستند که با دو ویژگی «یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُون » در قرآن کریم معرفی شده اند.
۸.

اخلاق خدمت در سیره و آموزه رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اخلاق خدمت نیازمندان بخشش کارگزاران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۲۸۳
در فرهنگ دینی، خدمت رسانی به مردم از جایگاه ویژه ای برخوردار است. اولیای الهی همواره در خدمت به خلق پیش قدم بوده و به پیروان خویش سفارش نموده اند. پیامبر اکرم6 میزان محبوبیت نزد خدا را وابسته به خدمت رسانی معرفی کرده و امام رضا7 نشانه کمال عقل انسان را خدمت رسانی به دیگران تبیین می کند. در جوامع سکولار، غایت خدمت به دیگران، اموری مانند سلامت بدنی و روحی و یا آبادانی و توسعه شهر و روستائی است که فرد در آن زندگی می کند اما خدمت رسانی در فرهنگ دینی زمینه رشد و تعالی، کمال انسانی و قرب به خداوند را برای فرد فراهم می آورد. در آموزه های دینی خدمت گزاری به دیگران، برترین مصداق عبادت و بندگی خدا معرفی شده و مورد تأکید قرارگرفته است. اخلاق خدمت در سیره و آموزه رضوی از چنان گستره ای برخوردار است که علاوه بر فعالیت خدمت رسانی، تصمیم و نیت خدمت گزارانه را نیز مشمول پاداش الهی می داند. این جُستار، قواعد و اصول اخلاق خدمت گزاری را در سه حوزه «اخلاق خدمت به نیازمندان»، «اخلاق جود و بخشش» و «اخلاق خدمت برای کارگزاران» در سیره و آموزه امام رضا7 مورد بررسی قرارداده است. امام رضا7 خدمت به نیازمندان را موجب ایمنی از سختی های قیامت معرفی می کند و خدمت رسانی به آنان را برای همگان توصیه می فرماید. سیره رفتاری آن حضرت در حوزه اخلاق جود و بخشش به گونه ای بوده است که دریافت کننده خدمت هیچگاه احساس شرمندگی نکند. امام رضا7 حاکمان جامعه را به رسیدگى نسبت به اوضاع مسلمانان و توده مردم مورد تأکید قرارمی دهد و کارگزاران را به برابرى و برادرى با مردم سفارش می کند. در اخلاق خدمت در سیره و آموزه رضوی، وظایف کارگزاران نظام اسلامى تنها نسبت به مسلمانان خلاصه نمی شود بلکه مسئولیت دارند تا براى تمام انسان هاى تحت قلمرو حکومت خود با هر مرام و مسلکی که باشند خدمت رسانی کنند و کرامت انسانی آنها را ارج گذارند.
۹.

امکانیه الصیروره الحضاریه فی حاله الإستضعاف(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الإیمان والعمل الصالح الحضاره الضعف القوه الإجتماعیه القوه والعزه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۲۹
الحضاره هی «أشمل نظام للتعاملات البشریه» التی تتجلی علی مستوی العالم بأسره. لکن هل یمکن للمستضعفین مع بقاءهم علی استضعافهم، أن یبنوا حضاره وتکون لهم کلمه بین الأمم المتحضره؟ شکّل هذا السؤال اللبنه الأساسیه لهذه الدراسه التی تحاول التطرق إلی مفهوم الإستضعاف من نواح متعدده مع التمییز بین «الإستضعاف» و «الضعف». فقد یؤکد هذا التمییز علی أنّ «الإستضعاف» هو ما یفرضه المستکبرون علی الضعفاء، فی حین «الضعف» هو من عمل المستضعفین والخضوع لما یفرضه علیهم المستکبرون ولا توجد بینهما علاقه تلازم منطقیه. فقد یکون الإنسان مستضعفا من دون أن یکون ضعیفاً، کما یمکن أن یکون مستکبراً من دون أن یملک شروط الإستکبار وهی القوّه. بعد التطرق إلی أنواع الإستضعاف، وأسبابه، وطرقه (مثل الإستخفاف)، رکّز الباحثون علی طرق الإستضعاف وأنواعه. ومن بین أنواع الإستضعاف، کالإستضعاف الفکری، والمعرفی، والإقتصادی، والإجتماعی، تناول «إستضعاف الإیمان والعمل الصالح» بوصفه أحد العناصر الخطیره والکامنه فی عملیه صناعه الحضاره الإسلامیه. وفی نهایه المطاف تطرقت الدراسه إلی موضوع الإستضعاف الحضاری بصفته استضعافاً شاملاً ویتضمن جمیع أنواع الإستضعاف ومن بینها «الإستضعاف فی الإیمان والعمل الصالح»، واقترحت الصمود (الصمود الحضاری) والمواجهه المباشره علی کافه مستویات الشؤون الإنسانیه، کطریق للتصدی لهذا النوع من الإستضعاف الشامل الذی لا یُبقی ولا یذر.
۱۰.

«سکولاریسمِ گزینه ای» در جهان اسلام؛ بررسی اندیشهٔ چارلز تیلور دربارهٔ فرایند عرفی شدنِ جوامع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: چارلز تیلور سکولاریسمِ گزینه ای ایمان جهان اسلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۳۱۶
سکولاریسمِ گزینه ای، سکولاریسم برآمده، نه از حذف دین، بلکه از قبول دین به مثابه یک گزینه در کنار هزاران گزینه دیگر است. گوناگونی و تکثر گزینه های دینی و شبه دینی و غیردینی - در مقام نظر و در مقام زیست فردی و اجتماعی - نوع جدیدی از سکولاریسم را در جهان امروز و نیز در جهان اسلام رقم می زند که مواجهه با آن بسیار متفاوت است از سکولاریسم به معنای حذف دین از قلمرو زندگی اجتماعی و سیاسی. سکولاریسم گزینه ای در یک فرایند روان شناختی و فرهنگی رخ می دهد؛ درحالی که سکولاریسم کلاسیک در یک فرایند فلسفی و گاه سیاسی واقع می شود. حال پرسش این است که آیا تحلیل چارلز تیلور در عصر سکولار را می توان درباره تحولات عرفی شدن در جهان اسلام نیز پی گرفت؟ نگارنده در این مقاله، با تمرکز بر متن خوانی عصر سکولار تلاش می کند با طرح امکان سکولاریزاسیونِ گزینه ای در تحولات فرهنگی جهان اسلام، به تفاوت های دنیای اسلام و دنیای غرب در این نوع از سکولارشدگی تأکید کند و دشواری های سکولاریزاسیون در جهان اسلام را برشمارد. از این منظر، دین و دین داری در جوامع اسلامی نه یک فرایند سهل و آسان بلکه فرایندی پیچیده، ریشه ای، و بسیار تودرتو را طی می کند؛ به گونه ای که عرفی کردن آن در عرصه های فردی و اجتماعی بسیار دشوار و گاه ناممکن به نظر می رسد.
۱۱.

شاخص های تمدن (در دو رویکرد عرفی و قدسی)

کلیدواژه‌ها: تمدن گستردگی آسایش کنترل خشونت نظم و انضباط توحید نیکی و اصلاح

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۳ تعداد دانلود : ۴۴۹
شاخص های تمدن را از دو منظر می توان فهرست کرد و در سنجش تمدن ها به کار بست: منظر مدرن غربی که بیشتر معطوف به تمدنِ سکولارِ شکل گرفته در مغرب زمین است؛ منظر قدسی که معطوف به تمدن اسلامی و منابع و مصادر مربوط به آن (به ویژه قرآن) در مشرق زمین است. آنچه در این نوشته به روش استقرایی بیان خواهد شد، ارائه نمونه ای از شاخص های جدید درباره تمدن در گفتمان سکولار امروز غرب است. پس از مرور شاخص های عرفی و دنیوی تمدن غرب، به برخی شاخص های تمدنیِ برآمده از قرآن (همچون شاخص های اخلاقی تمدن، شاخص های عقیدتی تمدن و شاخص های اجتماعی تمدن) نیز توجه خواهد شد تا روشن شود افزون بر شاخص های مدرن که هریک در تجربه انسانی درخور اعتنا و البته نقدشدنی است، می توان به شاخص های متفاوت تمدنی نیز اندیشید و با رویکردی متفاوت به تحلیل و ارزیابی تمدن های بشری پرداخت. تأکید بر چنین شاخص های دینی و قرآنی در ترسیم فرایند متفاوت از تمدن اسلامی و تعیین حدود و ماهیت متمایز آن از تمدن غربی بسیار حیاتی و مهم خواهد بود.  
۱۲.

نقش نگرش سامانه ای در خوانش تمدنی قرآن و صورت بندی تمدن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تمدن نگرش سیستمی گرایش تمدنی سازواری قرآن تعامل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۳ تعداد دانلود : ۳۹۲
قرآن در نگاه اندیشمندان بیش از آنکه متنی ناظر به عمل و کارآمد در عرصه تمدنی تلقی شود، متنی نظری و اعتقادی دیده شده است. این نگاه، مانع از پیوند میان قرآن و جهان امروز شده، آسیب هایی را در عرصه عمل همراه داشته است. خوانش قرآن با هدف تقویت این پیوند و عینیت بخشی به آموزه های آن در سطح کلان، نیازمند برخورداری از رویکرد تمدنی است. این پژوهش با هدف روشمندسازی این رویکرد، یکی از مهم ترین شاخص های آنرا، با عنوان "سامان مندی" یا "نگرش سامانه ای" معرفی کرده، با تکیه بر نظرات اندیشمندان معاصر، تاثیر این نگرش را در تحقق آموزه های قرآن و صورت بندی تمدن اسلامی نشان می دهد. سازواری درونی و بیرونی دو بعد اصلی این نگرش را شکل می دهد که سازواری بیرونی خود مستلزم تعامل قرآن با خارج از خود در سه سطح بینامتنی، بینامکتبی و فرامتنی است. خوانش قرآن با این نگرش، قرآن را به کنشگری در عرصه عمل نزدیک کرده، تمدنی سازوار و یکپارچه را مبتنی بر مصدری سازوار و هماهنگ شکل می دهد.
۱۳.

مطالعات تمدنی در ایرانِ پس از انقلاب اسلامی

کلیدواژه‌ها: تمدن تمدن اسلامی ایران انقلاب اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۵ تعداد دانلود : ۳۲۰
این نوشتار در پی تبیین مطالعات تمدنی در ایران پس از انقلاب اسلامی سال 1357 است.  هرچند مطالعات تمدنی پیش از انقلاب اسلامی نیز وجود داشته است، لیکن با رخداد انقلاب، تحولات مبنایی در محتوا و غایتِ این گونه از مطالعات پدید آمد. موضوع «تمدن» در دوره قبل از انقلاب، به معنای تجدد و مدرنیزاسیون به کار می رفت که نسبتی با دین و اسلام نداشت، ولی «تمدن» در دوره بعد از انقلاب، همراه با فحوای اسلامی و برای تحقق جامع اسلام در جهان امروز مسلمانان مطرح شد و در ادبیات رهبران و نخبگان انقلاب به عنوان یک استراتژی گذار از وضعیت کنونی دنیای اسلام پی گرفته شد. آنچه در این مقاله آمده است، اشاره به مراکز و فعالیت های تمدنی در حوزه و دانشگاهِ بعد از انقلاب اسلامی است. هرچند این فعالیت ها و این مطالعات در دوره پساانقلاب هنوز فربه نشده و نضج لازم را نیافته است، لیکن از رهگذر این مطالعات، گام های مهمی در حوزه نظریه تمدنی، و همین طور گام های مهم تری در شکل گیری رویکرد تمدنی برداشته شده است.
۱۴.

فرایند تکوین «خیرِ کبیر»(خوانشی تمدنی از آیه ی «سُنبُله» در قرآن کریم)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آیه ی سنبله خوانش تمدنی خیر بزرگ خیر متوسط خیر کوچک خیر باطل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۱ تعداد دانلود : ۳۲۶
تمدن دارای معنای هنجاری است و یکی از عناصر آن امر هنجاری، وجود متراکم نیکی ها، معروف ها، و خیرها در فرایند تمدنی است. اینکه چه «خیر»ی می تواند در تراز یک تمدن ظاهر شود و در صورتبندی تمدن نیز نقش ایفا کند و اینکه زایش «خیر تمدنی» چه ساز و کاری را طی میکند و خیرِ خُرد چگونه تبدیل به خیرِ کلانِ اجتماعی میشود، سؤال مرکزی این مقاله است. در این مقاله نه به همه ی ابعاد تمدنیِ «خیر»، بلکه صرفا به خوانشی تمدنی از عنصر «خیر» پرداخته شده است تا با استفاده از آیه «سُنبُله» در قرآن، فرایند بزرگشدگی و کلان بودگی خیر را در مقیاس یک جامعه و یا تمدن معلوم کند و از منظر الهیاتی بر این آموزه تاکید نماید که عنصر «فی الله» یا «فی سبیل الله» بودن هر چند در نگاه اولیه یک امر الهیاتی و سلوکی به نظر میرسد، لیکن در معنای اجتماعی و تمدنی میتواند کارکردهای بزرگ تمدنی داشته باشد و یک خیر کوچک را در سطح یک تمدن اثربخش سازد.هدف از این سیر الهیاتی اجتماعی و الهیاتی تمدنی در مقاله، تبیین مکانیسم کلان شدگی پدیده های اجتماعی از یک سو، و بیان آثار عناصر الهیاتی در عرصه های اجتماعی از سوی دیگر است. در این مقاله برای رسیدن به چنین هدفی بر یک آیه از غُرر آیات قرآنی تأکید و تمرکز شده است تا بتوان با خوانشی تمدنی و سیستماتیک از یک آیه، فرایند تمدنی را از منظر الهیات اسلامی نشان داد و آن را در برنامه های تمدنیِ جهان اسلام توصیه نمود
۱۵.

نسبت «آگاهی»، «هویت» و «قدرت» در مسئله های تمدنی جهان اسلام؛ (بررسیِ ریشه های فقدان «خودمشاهده گری» در میان نخبگان مسلمان)(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: خودمشاهده گری نیاز تمدنی جهان اسلام غرب زدگی استعمار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۳۸۹
این مقاله در پی بیان و تحلیل ریشه های نبود خودمشاهده گری در میان نخبگان جهان اسلام است، اینکه چرا نخبگان مسلمان در حوزه و دانشگاه در مورد نظام نیازها و الگوی مسئله های خود، فکری بومی و پژوهشی مستقل انجام نمی دهند. بدین سان پرسش اصلی در این باره، چرایی و چگونگی غفلت تمدنی ما از خلأها و نیازهای تمدنی خود است. در این پژوهش با رصد کردن برخی از نمونه نیازهای کلان جهان اسلام (مانند موضوع آب، موضوع سلامت، موضوع نظم) و آن گاه طرح دیدگاه های نخبگانی که در معرض پاسخ به چنین سئوالات هستند، خلأهای علمی در میان مسلمانان ریشه یابی و تحلیل می شود. در این مطالعه، غرب زدگی در نگاه به نیازهای نوین تمدنی، نبود جامعه شناسیِ «جهان اسلام»، «شناخت انتزاعیِ نظام مسائل»، سرعت چالش های جهان اسلام و واکنش های دیرهنگام نخبگان، به مثابه عوامل خودفراموشی جهان اسلام و بی توجهی نخبگان به نظام نیازهای خود مطرح گردیده اند. این مجموعه عوامل، موجب ضعف و عقب ماندگی از یک سو و التقاط و بی هویتی از سوی دیگر شده است.
۱۶.

«یگانگیِ الهی» و «چندگانگیِ انسانی» از منظر الهیات سیاسی و تمدنی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: صراط سبل وحدت دولت تمدنی الهیات سیاسی الهیات تمدنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۳ تعداد دانلود : ۶۹۵
هدف پژوهش حاضر، تحلیل و تبیین نسبت میان وحدت و کثرت در تمدن اسلامی از منظر قرآنی و استلزامات آن در دولت امت گرا یا «دولت تمدنی» در اسلام است. در این راستا با  رویکرد تمدنی و با روش تحلیلی-تفسیری، دو عنصر «سُبُل» و «صراط» در قرآن و نسبت بین آن دو (یک راه و چندین طریق) تبیین خواهد شد. این کار کمک می کند تا اولاً، مقوله ی «سبل و صراطِ» نفس الامری (در عالم خلق و ثبوت) را از «سبل و صراطِ» عینی و انضمامی (در عالم اثبات) تفکیک کنیم؛ ثانیاً، رابطه-ی بین سَبیل های متکثر و صراط واحد در عرصه های زمینی و زمانی را تبیین نماییم. دراین منظر، صراط محقَّقِ تمدنی، برآمده از تراکم و انباشت سَبیل های تمدنی است. تا زمانی که سَبیل های تمدنی (کثرات انسانی) انباشته نشوند، اَبَرنظام اجتماعی (صراط تمدنی) شکل نمی گیرد؛ و تا زمانی که این اَبَرنظام اجتماعی صورت نیابد، هویت تمدنی به وجود نمی آید. شکل گیری صراط تمدنی در پیوندی تنگاتنگ با دولت تمدنی، در سه تصویر:«دولت سرزمینی تمدنی»، «دولت سرزمینی ام القری» و «دولت فراسرزمینی تمدنی» است.
۱۷.

انسان به مثابه یک امت در قرآن کریم(مطالعه موردی آیات 123 - 120 سوره نحل)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قرآن کریم امت ابراهیم (ع) من علوی من سفلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۷ تعداد دانلود : ۷۰۶
امت، ابرنظام مناسبات انسانی در قرآن کریم و فراتمدنی بی نظیر است. با این حال در آیه 120 سوره نحل، حضرت ابراهیم(ع)به تنهایی امت نامیده شده است. ظرفیت امت در قالب های «یک فرد» و «نظام انسانی»، این سوال را به ذهن می آورد که یک انسان چگونه می تواند در قالب یک امت، نقش آفرینی کند؟ بدین منظور و برای استخراج ویژگی های امتی حضرت ابراهیم(ع)، تفاسیر فریقین درباره آیات 123-120 سوره نحل، به روش تطبیقی بررسی شدند. امت در قرآن کریم در دو سطح «نظام امتی» و « فرد امتی» معرفی شده است. از میان همه ویژگی های حضرت ابراهیم(ع)، ملت حنیف ابراهیمی، ویژگی منحصر به فرد حضرت ابراهیم(ع) است که به نظر می رسداین ویژگی در کنار ویژگی هایی نظیر «قانتا لله»، « لم یک من المشرکین» و «شاکرا لانعمه» ایشان را به مقام امت رسانده است. ملت حنیف ابراهیمی، خاستگاه عقلانی نظام فراتمدنی امت است که مرزهای زمانی، مکانی و نژادی را در هم نوردیده و همه انسان های حق-گرای عالم در هر زمان و مکان و با هر دین الهی را دربرمی گیرد. از سوی دیگر گستره عظیم وجود ابراهیم(ع)در قالب امت، با ارتباط میان من های علوی انسان ها، قلب های انسان های حق گرای عالم را به سوی امت، سوق می دهد.
۱۸.

«امّت»، فراتر از تمدن در آینه قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: قرآن کریم تمدن امت ملت حنیف تکامل انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۷ تعداد دانلود : ۷۴۹
اسلام دینی جامع و جهانی است و اجرای همه جانبه آن، مستلزم قالبی تمدنی (به مثابه کلان ترین نظام مناسبات انسانی) و تأمین کننده چنین واحد کلان اجتماعی است. اصطلاح تمدن، با انباشت مفهومی و فرهنگی آن در غرب، حاوی جوهری سکولار است که موجب تردید و احتیاط در استفاده از این اصطلاح می شود. بدین سان باید در پی اصطلاحی جایگزین در بستر فرهنگ اسلامی بود. در این پژوهش با روش توصیفی و تحلیل مفهومی، واژه هایی از قرآن کریم واکاوی می شود که در مظان این معنا، دارای گستردگی اجتماعی است. در میان پنج واژه مطرح در این مقاله که دربردارنده معنای گسترده اجتماعی باشد، به ظاهر واژگان بلد، قریه، مدینه و مُلک جایگزین مناسبی برای تمدن نیستند. در این میان، واژه فراگیر «امّت» کلان ترین و جامع ترین نظام مناسبات انسانی است که با افزوده های فراتمدنی اش، چه بسا ترسیم کننده مناسب ترین بستر تکامل انسان برای تأمین نیازهای فراگیر مادی و معنوی فرد و جامعه باشد. امّت با افزوده هایی همچون آرامش زایی، سبقت در خیرات، نظارت درونی و نیز عناصری همچون وحدت و حاکمیت نوعی انسانی، جامعیت، وسعت، نظام مندی، تعادل و هدف مندی به جهت ماهوی، کلان تر و نظام مندتر از دیگر اصطلاح های قرآنی و نیز اصطلاح تمدن است.
۱۹.

درآمدی بر «یأس» و «امید» در فراز و فرود تمدن اسلامی (رویکرد الهیاتی و تاریخی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: یأس امید ایمان آرمان تمدن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۸ تعداد دانلود : ۴۷۰
«امید» و «یأس» هرچند مقولاتی مرتبط با روان فرد فرد جامعه است، لیکن در یک نگاه کلان هریک از این دو در فراز و فرود تمدن ها ازجمله تمدن اسلامی نقش بسزایی داشته است. ریشه های یأس و امید تمدنی همواره در تاریخ متغیر بوده، گاه متأثر از عقاید دینی (موعودگرایی) و گاه برخاسته از تحولات اجتماعی و سیاسی (مثلاً حملات صلیبی ها و یا حملات مغولان) بوده است. آنچه در این مقاله مورد تأکید و تمرکز خواهد بود، نخست مروری نظری و الهیاتی (در نگرش اسلامی، مسیحی و یهودی) بر نسبت میان «امید»، «ایمان» و «تمدن» است. سپس در گامی دیگر با مروری اجمالی بر گذشته ها و دوره های هفتگانه تمدن اسلامی، نمونه ها و مثال هایی از امیدها و ناامیدی ها و آثار کلان و بزرگ اجتماعی هر یک در اوج و حضیض تمدنی مورداشاره قرار می گیرد تا فرایند تاریخی حرکت از یأس به امید، از جاهلیت عربی به جامعه مدینه النبی در نقطه های عطف تمدن اسلامی را ترسیم و تصویر کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان