فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
33 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف : مأموریت های دوردست نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از اساسی ترین ابزار اعمال قدرت و اراده کشور در مناطق مختلف جغرافیایی تلقی می گردد؛ بنابراین نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اجرای مأموریت های دوردست و حضور مستمر در آب های آزاد و بندرهای کشورهای مناطق مختلف ژئوپلیتیکی به این مهم جامعه عمل پوشانده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر مأموریت های دوردست نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر وزن ژئوپلیتیکی ایران است. روش ها: در این مقاله کاربردی از روش توصیفی- تحلیلی با رویکرد آمیخته استفاده شده است. داده های این تحقیق به دو روش میدانی و کتابخانه ای جمع آوری شده و جامعه آماری تعداد 50 نفر از خبرگان مرتبط با موضوع هستند و با بهره گیری از نرم افزار اسمارت پی ال اس تجزیه وتحلیل داده ها انجام گرفت. یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده های حاصل از پرسشنامه و تحلیل کیفی داده مشخص گردید که مأموریت های دوردست نیروی دریایی با دو بعد حضور در بندرهای خارجی و حضور در دریاهای آزاد و اقیانوس ها بر وزن ژئوپلیتیکی ایران تأثیر دارد. نتیجه گیری : نتایج این تحقیق نشان می دهد که مأموریت های دوردست نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تأثیر زیادی بر وزن ژئوپلیتیکی ایران دارد
تحلیلی بر نسبت مفهوم جمهوریت در قانون اساسی ج.ا.ایران و حقوق عمومی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
514 - 493
حوزههای تخصصی:
جمهوریت محوری ترین مفهوم حقوق عمومی مدرن و در عین حال شاخصِ اصلی نسبت سنجی نظام های سیاسی حقوقی با حقوق عمومی مدرن به شمار می رود. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی و منابع کتابخانه ای درصدد نسبت سنجی این مفهوم در قانون اساسی ایران با مبانی حقوق عمومی مدرن (حق تعیین سرنوشت در قالب یک قرارداد اجتماعی) است. در پاسخ به چگونگی این نسبت باید گفت تدقیق در ویژگی ها و نحوه جایابی مفهوم جمهوریت در کلیت قانون اساسی ایران، بیانگر این است که نسبت میان این مفهوم با مبانی حقوق عمومی مدرن، نه از جنس تباین و نه الزاماً از جنس واگرایانه است و علی رغم عدم تطابق کامل میان ماهیت و لوازم مفهوم جمهوریت مدرن با مفهوم جمهوریت در قانون اساسی، می توان نوعی نسبت سازگاری تعامل گرایانه را میان آنها استدراک کرد، به نحوی که از یک سو برخی مفاهیمِ مُقوِّمِ جمهوریت در آن درج شده است و از سوی دیگر نیز بخش های جمهوریت باورانه قانون اساسی (از منظر حقوق عمومی مدرن) به گونه ای در آن مندرج شده اند که نه تنها امکان مستحیل شدنِ آنها در سایر بخش های قانون اساسی وجود ندارد، بلکه قانون اساسی به عنوان تبلور قدرتِ مؤسس، به وضوح ظرفیت ایفای نقش هنجارسازی در مراحل قانونگذاری در نظام سیاسی حقوقی موردنظر خود را به بخش های مذکور داده است.
چالش های امنیتی و برندسازی ملی در قطر: ظرفیت ها و سیاست ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به محدودیت های جدی در حوزه قدرت سخت، توسعه قدرت نرم از جمله با برندسازی ملی به عنوان یکی از اولویت های کلیدی دولت های کوچکی مانند قطر محسوب می شود. پرسش این است که برندسازی ملی چه جایگاهی در سیاست خارجی و امنیت ملی قطر دارد؟ در این راستا ضمن اشاره به محدودیت ها و چالش های قطر به لحاظ ظرفیت های قدرت و امنیت ملی و همچنین ظرفیت های آن، به رویکرد کلان و سیاست های این کشور در حوزه برندسازی ملی پرداخته شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد رهبران قطر با تمرکز بر شش حوزه اصلی توانسته اند در حوزه برندسازی ملی موفقیت ها و دستاوردهای قابل توجهی را کسب نموده و از این طریق به ارتقای ظرفیت های قدرت و امنیت ملی این کشور کمک کنند. این حوزه ها عبارتند از: شبکه سازی سیاسی و میانجیگری در بحران ها؛ برندسازی رسانه ای با محوریت الجزیره؛ ظرفیت ها و کمک های اقتصادی به مثابه پشتوانه برندسازی؛ ظرفیت سازی و دیپلماسی فرهنگی؛ توسعه ظرفیت ها و دیپلماسی ورزشی و تقویت و ارتقای حوزه گردشگری. این مقاله به عنوان پژوهشی توصیفی- تبیینی از الگوی مفهومی شش وجهی آنهولت برای تبیین برندسازی ملی بهره برده است.
همکاری استراتژیک ایران و روسیه: ارتقای جایگاه و مقابله با یکجانبه گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵۳)
5 - 28
حوزههای تخصصی:
وضعیت امنیتی منطقه غرب آسیا، ضرورت پویایی دکترین سیاست خارجی ایران را برای ارتقای جایگاه و سطح کنشگری در تعاملات میان قدرت های منطقه ای برجسته کرده و ازاین رو، تقویت روابط نظامی و سیاسی با روسیه به عنوان یک راهبرد استراتژیک در رفتار سیاست خارجی ایران صورت بندی شده است. حال سؤال اساسی پژوهش این است که چه ظرفیتی در روابط دو کشور وجود دارد که موجب گسترش همکاری های نظامی و مناسبات سیاسی میان ایران و روسیه شده و تعاملات دو کشور را به سطح روابط راهبردی و استراتژیک رسانده است؟ پژوهش حاضر با هدف بررسی مناسبات سیاسی- امنیتی و نظامی ایران و روسیه در نظام بین الملل انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی بود. یافته ها نشان داد شکل گیری همکاری استراتژیک ایران و روسیه ناشی از فهم و نوع نگرش دو بازیگر به مساله "جایگاه" است. بدین معنا که مقابله با یکجانبه گرایی امریکا، افزایش توانایی های نظامی و کسب جایگاه نسبی بالاتر؛ بیشینه سازی قدرت/ امنیت در مناسبات همکاری جویانه، ناسازگاری از جایگاه و نارضایتی از آن و تلاش برای حداکثرسازی قدرت/ امنیت جهت ارتقای جایگاه موجب افزایش سطح همکاری ها و گاه ترسیم اهداف بلندمدت همسو؛ اشتراک نظر در مسائل راهبردی؛ همکاری های اقتصادی و باورمندی مشابه به نقش دشمن مشترک در مناسبات آتی موجب شکل گیری روابط عمیق و همکاری های استراتژیک بین ایران و روسیه شده است.
آسیب شناسی مدیریت نخبگانی در ایران: تحلیل چالش ها و ارائه راهبردهای عملیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت نخبگان به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار و اقتصاد دانش بنیان، با چالش های متعددی در ایران روبه روست. مسأله اصلی این پژوهش مشخص کردن این چالش ها و ارائه راهکارهایی برای بهبود وضعیت مدیریت نخبگان است. سوال اصلی پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر کاهش انگیزه نخبگان و افزایش مهاجرت آن ها می باشد. این تحقیق به طور ترکیبی با استفاده از داده های کیفی از 25 نفر از خبرگان و داده های کمی از 350 نخبه فعال در حوزه های علمی و صنعتی صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که چالش هایی نظیر فساد اداری، نبود شفافیت، موانع اجتماعی و ضعف زیرساخت های پژوهشی به کاهش انگیزه نخبگان دامن می زند. همچنین، میانگین انگیزه ماندگاری نخبگان به طور قابل توجهی پایین تر از حد متوسط (۲.۸ از ۵) است و چالش های مدیریتی (میانگین ۴.۲ از ۵) به عنوان مهم ترین مانع شناخته می شوند. بر اساس یافته ها، پیشنهاداتی نظیر شفافیت در سیاست گذاری و توسعه زیرساخت های پژوهشی مطرح شده است. این پژوهش نشان می دهد که اتخاذ سیاست های مؤثر می تواند به کاهش مهاجرت نخبگان و بهره برداری بهتر از ظرفیت های انسانی منجر شود.
شناسایی اصلی ترین پیشران های تأثیرگذار بر آینده مداخله ایالات متحده در ایران
حوزههای تخصصی:
ایالات متحده از زمان وقوع انقلاب اسلامی تاکنون، با ابزارهای مختلفی از جمله تحریم های همه جانبه، فشارهای دیپلماتیک، حمایت از گروه های مخالف، عملیات روانی گسترده و حتی تهدیدهای نظامی مستقیم و غیرمستقیم، سعی در تأثیرگذاری بر روندهای داخلی ایران داشته است. از تحریم های اولیه پس از تسخیر سفارت آمریکا در تهران تا فشارهای حداکثری دوره ترامپ، مداخلات آمریکا در اشکال گوناگونی ظهور یافته است. در این میان، تحولات فناوری و تغییر در ماهیت جنگ ها، روش های مداخله را نیز دگرگون کرده است؛ این پژوهش با استفاده از تکنیک های تحلیل ماتریس های متناظر و پرسشنامه های تخصصی، به دنبال شناسایی پیشران های کلیدی تأثیرگذار بر آینده مداخله آمریکا در ایران است. داده های جمع آوری شده با نرم افزار میک مک تحلیل شده و نتایج تحقیق نشان می دهد که جنگ ترکیبی به عنوان اصلی ترین روش مداخله آمریکا در ایران عمل می کند. مؤلفه هایی مانند حملات سایبری، جنگ اقتصادی، جنگ رسانه ای و عملیات روانی در قالب این پارادایم جای می گیرند و روابط علی و معلولی پیچیده ای با سایر متغیرهای سیاسی و امنیتی ایجاد می کنند. یافته های این پژوهش می تواند به سیاست گذاران ایرانی کمک کند تا با درک بهتر این پویایی ها، راهبردهای مناسبی برای کاهش آسیب پذیری ها و افزایش تاب آوری ملی در برابر مداخلات خارجی طراحی کنند.
سیاست نخبگان چین در برقراری رابطه با آمریکا در سال 1969(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران حوزه روابط خارجی چین عموما استدلال کرده اند که درگیری های نظامی چین و شوروی در جزیره ژنبائو (دامانسکی) در مارس 1969 و تهدید روزافزون شوروی باعث تغییر جهت گیری سیاست خارجی چین و نزدیکی این کشور به آمریکا شده است. اما اسناد جدید منتشرشده نشان می دهد که چینی ها درگیری مرزی با شوروی را آغاز کردند. سوال این است که هدف مائو از این اقدام چه بود؟ آیا پکن درگیری های مرزی را برای بهبود موقعیت دیپلماتیک بین المللی خود شروع کرد؟ اسناد نشان می دهد که درگیری های نظامی عامدانه توسط مائو با هدف «جلب نظر و روی آوردن به آمریکایی ها» طراحی شده بود و نزدیکی چین و آمریکا نتیجه استراتژی بزرگ و تصمیم دیپلماتیک مائو بود. علاوه بر آن درس تلخ به شوروی و بسیج داخلی مردم بخاطر توسعه انقلاب فرهنگی و نگرانی های مائو از آن از دیگر اهداف این استراتژی بود. هدف اصلی مقاله این است که چگونگی نزدیک شدن چین و آمریکا در دوران دو قطبی را به بهترین نحو درک کنیم. اسناد جدید از منابع چینی به وضوح نقش مهم ابتکار چین در پیشبرد روابط چین و آمریکا در طول سال 1969 را نشان می دهد. در این پژوهش از مقالات دو مجله تاریخ جنگ سرد و مطالعات جنگ سرد که مبتنی بر اسناد دست اول چینی هستند، استفاده شده است.
تحلیل عوامل سیاسی مؤثر بر بروز نارضایتی های اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تحلیل عوامل سیاسی مؤثر بر گسترش نارضایتی های اجتماعی در ایران می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی، از نوع توصیفی-تحلیلی در قالب استراتژی استقرائی است که به منظور گردآوری داده های تجربی از روش اسنادی و میدانی- پیمایشی بهره برده است. جامعه آماری، شامل شهروندان بالای 18 سال شهر تهران بوده که 271 نفر از آنان به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان حجم نمونه برگزیده شده اند. داده های تحقیق با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردیده اند. میانگین نارضایتی های اجتماعی در تهران بالاتر از حد متوسط بوده، اما تمایل به بروز مدنی و مسالمت آمیز نارضایتی ها (1/80 درصد) نزد شهروندان بیشتر از تمایل به بروز خشونت بار نارضایتی ها (7/7 درصد) است. همچنین، بین متغیرهای سرمایه اجتماعی دولت محور، ادراک ناکارآمدی دولت، احساس ناامنی در فضای اجتماعی، آزادی های مدنی، حقوق سیاسی و ناهماهنگی پایدار میان قوا با نارضایتی های اجتماعی و اشکال بروز آن ارتباط معناداری دارد. فرسایش سرمایه اجتماعی، ادراک بیشتر ناکارآمدی دولت، احساس ناامنی اجتماعی، کاهش آزادی های مدنی و نادیده گرفتن حقوق سیاسی و نیز ادراک ناهماهنگی میان قوا، منجر به افزایش نارضایتی های اجتماعی می گردد.
بودریار و پایان امر سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
969-949
حوزههای تخصصی:
رخدادهای سال توفانی 1968 بسیاری از اندیشمندان چپ گرا را بر آن داشت تا از بازگشت امر سیاسی صحبت به میان آورند و خیزش جنبش های اجتماعی جدید را نسخه ای از سیاست رادیکال معرفی کنند که جایگزین سیاست های مبتنی بر بازنمایی سنتی می شود. ولی در همین دوران ژان بودریار که در مرکز آشوب ها یعنی دانشگاه نانتر مشغول تدریس بود اعتقاد داشت که پدیده های کلان سیاست مدرن مثل توده، قدرت و مقاومت در دیگ جوشان مجازی سازی رسانه ها هر لحظه دود می شوند و به هوا می روند و امر سیاسی در جهان پسامدرن معاصر به پایان رسیده و سیاست بدل به وانموده ای ناب شده است. بحث اصلی پژوهش حاضر حول این پرسش می چرخد که بودریار بنا به چه ادله ای از پایان امر سیاسی سخن می گوید؟ فرضیه اصلی مقاله با اتکا به روش تحقیق توصیفی-تحلیلی دلالت بر این دارد که به عقیده بوردیار، ما با گذار از دوران مدرن وارد فضای پسامدرن شده ایم، فضایی مجازی و حاد واقعی، فضایی مملو از اطلاعات و ارتباطات که در آن هرچه اطلاعات بیشتر تولید می شود، معنا نیز هرچه بیشتر از دست می رود. وی بر آن است که در اثر ازدیاد فعالیت رسانه ها، واقعیت به فراموشی سپرده شده و ما به جای آن با واقعیات ساختگی مواجهیم که توسط رسانه ها ساخته وپرداخته می شوند. از نظر وی در چنین فضایی، آن چسبندگی که اجزای جامعه را به هم پیوند می داد و جامعه ای خاص را بر می سازد، کیفیت و کارایی خود را از دست داده و شاهد انکسار و بخارشدگی جامعه، امر اجتماعی، توده، قدرت، مقاومت و امر سیاسی هستیم.
نوعثمانی گرایی و چرخش در نگرش ژئوپلیتیک ترکیه به غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غرب گرایی بیش از نیم قرن در سیاست خارجی ترکیه عنصری مهم بود و غرب آسیا در نگرش ژئوپلیتیکی این کشور اهمیت کانونی نداشت، اما در دو دهه اخیر شاهد حضور فعال و به نسبت مستقل ترکیه در این منطقه بوده ایم. در این نوشتار پرسش از چگونگی امکان چرخش در نگرش ژئوپلیتیک ترکیه به غرب آسیا از سال 2003 است. در پاسخ به این پرسش، این فرضیه مطرح می شود که بازتعریف هویت دولت در قالب نوعثمانی گرایی و به دنبال آن، تغییر در منافع ملی، چرخش در نگرش ژئوپلیتیک ترکیه به غرب آسیا را امکان پذیر کرده است. چارچوب نظری استفاده شده در این نوشتار سازه انگاری موسوم به سطح واحد با تأکید بر نقش مقوم هویت برساخته شده در سطح داخلی است. برای تحلیل داده ها با تعدیل هایی از روش رهگیری فرآیند استفاده می کنیم و نشان می دهیم چگونه نوعثمانی گرایی به عنوان عنصری هویتی به منافع ملی ترکیه شکل داده و به ارائه تفسیری جدید از ژئوپلیتیک ترکیه و نمودهای آن در سیاست خارجی در غرب آسیا منجر شده است. حمایت نکردن ترکیه از فشار تحریمی آمریکا علیه ایران، حضور فعال این کشور در بحران سوریه، حمایت از حماس و رویکرد کم وبیش ضداسرائیلی اردوغان، مهم ترین محورهای نشان دهنده تغییر در نگرش ژئوپلیتیک ترکیه هستند.
بررسی فقهی روابط راهبردی ایران و چین با تأکید بر سند همکاری جامع راهبردی 25 ساله(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مسئله برقراری روابط راهبردی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین، به ویژه در قالب سند همکاری جامع ۲۵ ساله، یکی از مهم ترین تحولات در حوزه سیاست خارجی ایران در سال های اخیر به شمار می رود که ابعاد مختلفی از جمله سیاسی، اقتصادی و حقوقی را در بر می گیرد. با این حال، تحلیل این نوع روابط بلندمدت صرفاً به ملاحظات سیاسی و منافع دیپلماتیک محدود نمی شود، بلکه از منظر فقه سیاسی شیعه نیز نیازمند بررسی و تأمل جدی است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل فقهی چنین همکاری هایی، به ویژه با تمرکز بر سند همکاری جامع میان ایران و چین، تلاش دارد نشان دهد که بر اساس مبانی فقهی مانند اصل عزت، حفظ استقلال، نفی سلطه بیگانه و ضرورت وفای به عهد، برقراری چنین روابطی در چه شرایطی می تواند مشروع و موجه تلقی شود. این تحقیق با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع معتبر فقهی، نسبت این توافق راهبردی را با اصول حاکم بر فقه حکومتی بررسی می نماید. یافته های به دست آمده نشان می دهد که در صورتی که چنین قراردادهایی با رعایت اصول یادشده و در راستای تأمین منافع ملی، صیانت از کرامت کشور و پرهیز از هرگونه وابستگی ناعادلانه منعقد شود، نه تنها مغایرتی با موازین شرعی نداشته، بلکه می تواند به عنوان ابزاری مشروع و راهبردی در تحقق اهداف کلان نظام اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.
احراز و اثبات مسولیت بین المللی دولت ترکیه در ارتباط با پیامدهای زیست محیطی ناشی از اجرای پروژه گاپ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در خصوص اجرای پروژه گاپ توسط دولت ترکیه و خسارات شدید آن بر محیط زیست و تاثیر مستقیم آن بر حیات اقتصادی و اجتماعی منطقه، این سوال مطرح است که چگونه میتوان مسیولیت بین المللی دولت ترکیه را احراز و اثبات نمود بنابراین پژوهش حاضر که از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد، با استفاده از منابع کتابخانه ای و الکترونیکی و با هدف بررسی امکان طرح مسیولیت بین المللی دولت ترکیه ناشی از اجرای پروژه گاپ انجام شد.با وجود اینکه معاهدات و قواعد بین المللی اختصاصی در خصوص منع احداث سدهای غیراصولی و مخرب وجود ندارد، اما مسیولیت بین المللی دولت ترکیه ناشی از اجرای پروژه گاپ از طریق عرف بین المللی، اصول بنیادین حقوق بین الملل محیط زیست مندرج در کنوانسیون های بین المللی، رویه قضایی و طرح مسیولیت بین المللی دولت ناشی از اعمال منع نشده قابل احراز و اثبات است. اقدامات یک جانبه دولت ترکیه که موجب خسارت شدید به دیگر کشورهای حوزه شود، براساس اصول استفاده منصفانه و معقول از آبراه، عدم آسیب رسانی جدی، همکاری و الزام به حفاظت و پیشگیری از وقوع خسارت فرامرزی، ارزیابی آثار زیست محیطی و اطلاع رسانی قبلی، مسیولیت بین المللی دولت ترکیه را به دنبال خواهد داشت. خواهد داشت.
آینده پژوهی وضعیت محیطی (امنیتی- دفاعی) دو کشور ایران و عراق در نظام امنیت منطقه ای غرب آسیا (2035-2025م)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۰
182-159
حوزههای تخصصی:
هدف از طرح پژوهش حاضر شناسایی وضعیت و جایگاه محیطی دو کشور ایران و عراق در محیط نظام امنیت منطقه ای غرب آسیا در دهه آینده است. اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر نیز در آن است که نظریه پردازان و تحلیل گران در حوزه آینده پژوهی و سیاست خارجی، آینده محیط امنیتی نظام منطقه ای غرب آسیا و جایگاه محیطی دو کشور ایران و عراق را بیشتر و بهتر شناخته و با عمل به پژوهش های صورت گرفته، برنامه ای جامع و مدون ترسیم کنند. پژوهش حاضر با نگاهی آینده پژوهانه، از نوع آینده پژوهی کاربردی، با روش سناریونویسی، به شیوه کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی تدوین و طراحی شده است. سؤال پژوهش حاضر این است که جایگاه وضعیت محیط دفاعی- امنیتی دو کشور ایران و عراق در محیط منطقه ای غرب آسیا در دهه پیش رو به کدام سمت وسویی خواهد کشید؟ به نظر می رسد جایگاه محیطی دو کشور ایران و عراق در نظام منطقه ای غرب آسیا در دهه پیش رو متفاوت از هم خواهد بود؛ زیرا راهبرد و اهداف طراحی شده دو کشور در محیط منطقه ای متفاوت و متضاد است. در این پژوهش به شیوه سناریونویسی(سناریوسازی) شوارتز و با اعمال تغییراتی، وضعیت محیطی (دفاعی- امنیتی) دو کشور ایران و عراق را در دهه پیش روی مورد تحلیل قراردادیم و به نتایج زیردست یافتیم. با توجه به منافع، پیشران ها و مؤلفه های تأثیرگذار جمهوری اسلامی ایران در محیط امنیت منطقه ای غرب آسیا در دهه پیش روی، به دو عدم قطعیت می رسیم : 1. دوگانگی و ضعف دولت مرکزی (تجزیه، فشار و تحریم)؛ 2. یکپارچگی دولت مرکزی (همسویی دیپلماسی و میدان). سناریوهای طراحی شده نیز با استفاده از دو عدم قطعیت، اول سناریوی تجزیه و سرنگونی بود؛ سناریوی دوم رسیدن به قدرت و هژمون منطقه ای. در مورد عراق نیز با توجه به مؤلفه ها و پیشران های مؤثر دو عدم قطعیت طراحی شد. 1. اقتدار دولت مرکزی (یکپارچگی)؛ 2. ضعف و ازهم گسیختگی دولت مرکزی (منازعات قومی و...). سناریوهای طراحی شده نیز با استفاده از عدم قطعیت های موجود، سناریو تجزیه، سناریو فدرالیسم و سناریو عراق منسجم بودند. نتایج و یافته های پژوهش حاضر نشان می دهند که ترتیبات محیط دفاعی- امنیتی در دهه پیش روی در منطقه غرب آسیا از چهار الگوی «ثبات هژمونیک»، «مشارکتی» و «موازنه قدرت»، هژمون منطقه ای پیروی می کند. ایران با توجه به منافع، مؤلفه ها و جایگاهی که در منطقه دارد، هدف غایی خود را با طراحی راهبردهای متفاوت، حذف رقیبان منطقه ای و بین المللی، رسیدن به هژمون منطقه ای (سناریوی دوم) را طراحی کرده است. عراق هم با توجه منافع، مؤلفه های موجود و جایگاه خود، درپی الگوی مشارکتی و تا حدودی توازن قدرت از طریق سناریوی عراق منسجم و فدرالیسم است.
تبیین عوامل مؤثر بر مشارکت دانشجویان در امور سیاسی در جمهوری اسلامی ایران (مطالعه ای با رویکرد فراتحلیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
535-570
حوزههای تخصصی:
سوال اصلی تحقیق حاضر مطالعه عوامل مؤثر بر مشارکت دانشجویان در امور سیاسی و برآورد اندازه اثر کلی عوامل مؤثر بر مشارکت دانشجویان در امور سیاسی در جمهوری اسلامی ایران است؟. روش تحقیق از نوع فراتحلیل کمی؛ ابزار آن پرسشنامه معکوس؛ جامعه آماری پژوهش؛ 63 تحقیق پیمایشی (علمی –پژوهشی) که 48 مورد پژوهش با رعایت روایی، اعتبار و کیفیت پژوهش؛ وجود ضریب همبستگی، حجم نمونه و سطح معنی داری هر پژوهش انتخاب شدند. روش نمونه گیری از نوع غیراحتمالی-هدفمند؛ واحد تحلیل مقالات پژوهشی بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد بین عوامل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، روانی، و جمعیتی و میزان مشارکت دانشجویان در امور سیاسی رابطه معنی دار و مثبتی وجود دارد. نتایج تحقیق نشان می دهد مشارکت سیاسی دانشجویان با تقویت اعتماد، انسجام، و عزت اجتماعی، مسئولیت پذیری، تعهد سیاسی-اجتماعی، جامعه پذیری سیاسی، آگاهی سیاسی، اثربخشی سیاسی، فرهنگ سیاسی، جمع گرایی سیاسی، نقش الگوهای مرجع، سرمایه فرهنگی، تعهد ملی، افزایش می یابد؛ و به عوامل متعددی مانند سبک زندگی دینی، وسایل ارتباط جمعی، سبک زندگی سنتی، احساس هویت، احساس بیگانگی اجتماعی، شخصیت برون گرایی، احساس امینت سیاسی، امنیت اجتماعی، امنیت اقتصادی، انومی روانی، سن، میزان درآمد، طبقه اجتماعی، محل زندگی، و وضع بستگی دارد.
بررسی نظام مسائل تحول دیجیتال دولت در ایران با استفاده از روش سیستم های نرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
169-232
حوزههای تخصصی:
امروزه ترکیب فناوری های نوظهور حوزه ICT و حکمرانی انواع و اشکال نوینی از دولت را ایجاد کرده که مهم ترین آن ها به لحاظ سطح توسعه و تحول «دولت الکترونیک»، «دولت تحولی»، «دولت چابک» و «حکمرانی باز» هستند. اهمیت تحول دیجیتالی دولت در دگرگون ساختن نقش ها و کارکردهای بنیادین دولت ها و ایجاد مزایا و ارزش آفرینی در اداره امور عمومی است. افزایش چابکی روندها، ارتقای شفافیت، افزایش نوآوری و کارآفرینی بخش خصوصی، تعامل دوسویه و مشارکتی شهروندان و حکومت، کاهش تصدی گری دولت، کاستن از هزینه های جاری و مدیریت مشارکتی بحران های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در خلال این تحول نهادینه می شود. اما هم نشینی فناوری های جدید و حکمرانی معضلات و مسائل خود را دارد و دولت ها در کوتاه مدت و بلندمدت نیاز دارند با پیامدهای بالفعل و بالقوه این فناوری ها بر نحوه حکمرانی آشنا شده و هم زمان نظام مسائل آن ها بررسی و حل نمایند. در این پژوهش مسئله اصلی آن است که نظام مسائل تحول دیجیتالی دولت در ایران کدام است و چگونه می توان از معضلات موجود عبور نمود؟ در این راستا ضمن بررسی اشکال مختلف تحول دیجیتالی دولت و نظریات موجود؛ تلاش شد با استفاده از روش تحلیل سیستم های نرم و نظرات نخبگان کشور در خصوص، فضای مفهومی تحول دیجیتال و نظام مسائل تحول دیجیتالی دولت در ایران احصا و شناسایی شود و راهکارهای عبور از معضلات موجود نیز تبیین گردد. این روش تحلیل برای فهم پدیده های پیچیده و چندبعدی به کار می رود که تعارض منافع و تفاوت دیدگاه ذی نفعان در آن بسیار است. این روش کمک می کند پدیده تحول دیجیتال در موقعیت مسئله زای آن در ایران شناسایی و نظام مسائل و کاستی های آن برجسته و تغییرات موردنیاز احصا گردد. نتایج این مطالعه نشان می دهد به دلیل گستردگی حوزه اثر تحول دیجیتال در دولت، این پدیده نیازمند تنظیم گری فرا دستگاهی است تا ضمن قانون گذاری مناسب به روند اجرا و حل وفصل انبوه مسائل آن کمک شود. حرکت ایران از دولت الکترونیک به سطوح توسعه یافته حکمرانی دیجیتال در صورتی به دست خواهد آمد که تحول دیجیتال دولت و نظام مسائل این پدیده موردتوجه سطوح بالای حاکمیت و در اولویت قرار گیرد.
سرشت و سرانجام پدیده دؤنوک در قره باغ عصر صفوی (۹۹۶–۱۰۱۴ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال سقوط برخی ولایت های شمال غرب در طول جنگ های ایران و عثمانی (۹۸۶–۹۹۹ق)، مسئله تابعیت و امکان تداوم سکونت برای ساکنان این مناطق به چالشی مهم تبدیل شد. در این میان، شماری از ایل های قره باغ برای حفظ جان و اموال خود به تابعیت عثمانی ها درآمدند؛ اقدامی که در تاریخ نگاری دوران صفوی با عنوان «دؤنوک» از آن یاد شده است. این مفهوم، به ویژه پس از بازپس گیری منطقه به وسیله صفویان در سال ۱۰۱۴ق، جایگاه ویژه ای یافت و با روایت هایی از مجازات های سخت مانند قتل عام، کوچ اجباری و مصادره اموال همراه شد. برخی منابع رسمی که از بستر جغرافیایی یا زمانی رویداد فاصله داشتند، تصویری ساده انگارانه، قاطع و بیشتر گنگ از سرنوشت دؤنوک ها ارائه داده و آنان را خائنانی قطعی دانسته اند. در برابر، بررسی منابع محلی و نزدیک به بافت اجتماعی منطقه نشان می دهد که پدیده دؤنوک نه رفتاری یک دست و خیانت آمیز، بلکه کنشی پیچیده و چندلایه بوده است. برخی دؤنوک ها از سر نارضایتی، ملاحظه های سیاسی یا فقط برای بقا، چنین تصمیمی گرفتند. یافته های این نوشتار نشان می دهد که برخورد صفویان نیز با این گروه ها یک دست نبوده و از شدت تا مدارا متفاوت بوده است. بنابراین دؤنوک را باید پدیده ای تاریخی با ابعاد متنوع و انگیزه های متکثر دانست، نه فقط نشانه ای از خیانت. «دؤنوک» پدیده ای چندوجهی است که در بستر پیچیده ای از ناامنی، بحران رهبری و فشارهای زیست محیطی و اجتماعی شکل گرفت و واکنش ایل ها به آن، نه لزوماً خیانت، بلکه تلاشی برای بقا و بازتعریف موقعیت خویش در میان دو قدرت بزرگ زمانه بود.
بررسی چالش های مشارکت سیاسی در ایران بین سال های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
24 - 53
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی چالش های مشارکت سیاسی در ایران بین سال های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ می باشد. روش تحقیق به لحاظ ماهیت داده، کیفی از نوع اکتشافی و به لحاظ هدف از نوع توسعه ای است. جامعه آماری پژوهش را خبرگان و اساتید حوزه علوم ارتباطات سیاسی تشکیل می داد که از طریق نمونه گیری هدفمند قضاوتی به تعداد 12 نفر انتخاب گردید و تعداد انتخاب نمونه به صورت اشباع نظری بود. ابزار اندازه گیری پژوهش را مصاحبه نیمه ساختاریافته تشکیل می داد که قبل از اجرا از طریق نظر خبرگان مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها نیز از طریق تحلیل مضمون انجام شد. اعتبار و اطمینان داده ها با استفاده از روش های مختلف از جمله بازبینی توسط افراد مختلف مورد تأیید قرار گرفت. نتایج منجر به شناسایی شش مضمون فراگیر (چالش سیاسی، چالش اقتصادی، چالش قانونی، چالش محیطی، چالش رسانه و چالش حاکمیتی)، 29 مضمون سازمان دهنده و 136 مضمون پایه گردید. لذا توجه به چالش های شناسایی شده می تواند باعث افزایش مشارکت سیاسی در کشور شود و همچنین رضایتمندی مردم را در پی داشته باشد.
بازاندیشی حقوق زن در اسلام با تأکید بر خوانش فتح الله گولن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
78 - 106
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به روند بازاندیشی حقوق زنان در اسلام با تأکید بر اندیشه های فتح الله گولن متفکر اهل ترکیه می پردازد. ابتدا دو رویکرد کلان اسلام سنت گرا که مبتنی بر تفسیرهای دینی محافظه کارانه از جایگاه زن در شریعت اسلامی است، و اسلام نواندیش که به دنبال بازتفسیر مفاهیم اسلامی است، بررسی شده و سپس، اندیشه های فتح الله گولن به عنوان رویکردی میانه نسبت به حقوق زنان مورد تحلیل و نقد قرار گرفته است. پرسش اصلی این است که برداشت گولن از حقوق زنان چه تفاوتی با دو رویکرد سنتی و مدرنیستی دارد و تا چه حد این مدل می تواند برای حل چالش های موجود در جوامع اسلامی راهگشا باشد؟ مقاله حاضر از نوع توصیفی و تحلیلی است و به شیوه تحلیل مضمون داده ها مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهد که گولن با ارائه قرائتی اعتدالی از اسلام، بر اهمیت آموزش زنان، نقش فعال آنان در جامعه، و تفکیک میان اصول ثابت دین و برداشت های تاریخی تأکید دارد. او در عین حال که از برخی ارزش های سنتی حمایت می کند، خواستار اصلاح در نگرش های رایج نسبت به زنان در جوامع اسلامی است. رویکرد گولن نه تنها راهی برای سازگاری ارزش های اسلامی با مفاهیم مدرن حقوق زنان ارائه می دهد، بلکه می تواند به کاهش تنش های میان سنت و مدرنیته در جوامع اسلامی کمک کند. این مقاله با بررسی این دیدگاه، امکان پذیری تحقق حقوق زنان در چارچوب اسلامی را از منظری نو بازخوانی می کند.
پویایی گفتمان های هنجاری و امنیتی در روابط اتحادیه اروپا و ایران (2018-1992)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
137 - 162
حوزههای تخصصی:
ایران و اتحادیه اروپا به عنوان دو بازیگر مهم بین المللی که دارای روابط بسیار طولانی بوده اند همواره در کانون توجه پژوهشگران روابط بین الملل و علوم سیاسی قرار داشته اند. در این مقاله باتوجه به قدرت هنجاری اروپا و اهمیت شناخت آن برای ایران، تأثیرات این رویکرد هنجاری که توسط یان منرز تئوریزه شده است مورد بررسی قرار گرفته است. این مقاله به دنبال پاسخ دادن به این سؤال کلیدی است که: دلایل انتخاب رویکرد هنجاری اتحادیه اروپا نسبت به ایران از سال 1992 تا 2018 چیست؟ برای پاسخ به این پرسش، فرضیه پژوهش حاضر این است که اتحادیه اروپا همیشه به عنوان یک قدرت هنجاری شناخته شده است و به همین علت نیز مرکز ثقل روابط خود با ایران را از آغاز شکل گیری این اتحادیه اروپا در سال 1992 تفکرات هنجاری اروپایی شکل داده است. اما این روند پس از سال 2008 و تا سال 2018 و خروج ترامپ از برجام به دلیل ایجاد معضلات بین المللی جدید مانند تروریسم، بحران مهاجرت و بحران اقتصادی اندک اندک به حالت امنیتی تغییر پیدا کرده است. برای بررسی این مسئله از چهارچوب نظری سازه انگاری استفاده شده است.
تحول گفتمانی اصلاح طلبی مذهبی و انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
267 - 287
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی نسبت تحولات نظری جریان اصلاح طلبی مذهبی با انقلاب اسلامی است. در این چهارچوب انقلاب اسلامی ایران محصول تحول گفتمانی اصلاح طلبی مذهبی معرفی شده است. روش پژوهش، ترکیبی از تفسیر متون، تحلیل گفتمان و ردیابی فرایندهای تاریخی است. با استفاده از این روش ها سیر تاریخی، فکری و گفتمانی اصلاح طلبی در ایران مورد بررسی واقع شده و نحوه تکوین سه گفتمان اصلی اصلاح طلبی، یعنی گفتمان های مصلحت، مصالحه و مناظره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. مهم ترین یافته مقاله آن است که گفتمان مناظره نقش اصلی در شکل گیری ایدئولوژی انقلاب داشته و اهدافی چون آزادی، استقلال و عدالت را با بازخوانی مفاهیم اسلامی در چهارچوبی انقلابی بازتعریف کرده است؛ در دوران پس از پیروزی انقلاب، ضعف در نظریه پردازی برای مدیریت کشور و تغییر گفتمان جهانی، موجب افول این گفتمان و ضرورت بازاندیشی در آن شده است.