فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۲ (پیاپی ۸۲)
275 - 314
حوزههای تخصصی:
پرسش پژوهش به دنبال دلیل تفاوت رفتارهای آلمان و فرانسه مقابل مسائل مشابه علی رغم اشتراکات بسیار است. برای رسیدن به پاسخ پرسش اصلی پژوهش، یک چارچوب تحلیلی «فرهنگ استراتژیک» با مجموعه متغیرهایی از سه سطح تحلیلی اصلی (داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای) طرح می شود. روش پژوهش، کیفی مبتنی بر مقایسه و داده های جمع آوری شده از اسناد بالادستی دفاعی و امنیتی، نظامی و تحلیل های تاریخی است. به عنوان نمونه، مقاله با تبیین دقیق ظرافت ها و تفاوت های رفتاری در رویکرد امنیتی دو کشور نشان می دهد چرا آلمان بر خلاف رویکرد سنتی غیرنظامی خود بر سر توقیف نفتکش استنا اپیمپرو انگلیس با ایران رفتاری متفاوت داشت؟ مقاله نشان می دهد در فرهنگ استراتژیک آلمان، پیگیری امنیتِ اروپا در پیوند با هویت اروپایی و فرهنگ استراتژیک فرانسه پیگیری امنیتِ اروپایی در پیوند با اندیشه گلیستی است. ادارک آلمانی ها از تهدیدات شبکه ای و فراگیر و اقدام نظامی را برای حفظ ثبات و نظم بین المللی به جا می دانند. در مقابل تصور نخبگان فرانسوی از جایگاه ژئوپولیتیکی کشور در مناطق دوردست و قاره آفریقا، اقدام نظامی ولو یک جانبه را در مجموعه اولویت های فرهنگ استراتژیک این کشور قرار می دهد. مقایسه فرهنگ های استراتژیک دو کشور نشان می دهد؛ علی رغم وجود تعهد بالا به نهاد فراملی اتحادیه اروپایی، در سطح فرامنطقه ای (نگرش به ناتو و تعریف حوزه های ژئوپولیتیکی) شکاف زیادی دارند.
سید حسین نصرو چالش مدرنیته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل دیدگاه های دکتر سید حسین نصر درباره مدرنیته و مواجهه جهان اسلام با تمدن جدید غربی انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، ارزیابی میزان کارآمدی اندیشه های نصر در ارائه پروژه ای دفاعی و منسجم در برابر مدرنیته است. پرسش محوری آن است که آیا نصر توانسته الگویی عملی و قابل تحقق برای تمدن سازی اسلامی ارائه دهد یا خیر؟ روش پژوهش، تحلیلی انتقادی با رجوع به آثار مکتوب، مواضع فکری و عملکردهای فرهنگی نصر بر مبنای سنت گرایی (Perennialism) و عرفان اسلامی، به ویژه تلقی نصر از «حکمت جاویدان» بنا شده است. نتایج نشان می دهد که هرچند نصر با نقد عمیق نسبت به مدرنیته غربی خواهان بازگشت به سنت و معنویت اسلامی است، اما تلقی وی از حضور دین در عرصه عمومی ناقص و غیرعملیاتی است. تأکید افراطی بر طریقت و غفلت از شریعت، به حاشیه رفتن احکام اجتماعی دین و ضعف در ارائه راهکار سیاسی انجامیده است. نصر به رغم نقدهایش به مدرنیته، دیدگاه شفافی درباره حکومت دینی نداشته و تجربه همکاری اش با رژیم پهلوی این ابهام را تشدید می کند. در نهایت، فرضیه پژوهش مبنی بر ناکارآمدی نظریه نصر به عنوان الگویی جامع برای رویارویی تمدنی با مدرنیته، تأیید می شود. واژگان کلیدی : سید حسین نصر، سنت، مدرنیته، اسلام، معنویت و سیاست
تحلیلی بر توسعه و گسترش تاریخی دانش سیاست جدید در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ارتباط با گسترش دانش سیاست در جامعه ایرانی از زمان تأسیس این رشته، عوامل زیاد و متنوعی دخیل بوده است؛ سازمان ها و ارگان ها، دانشگاه ها و گروه ها، تحولات و اتفاقات داخل و بیرون از ایران، انجمن ها و نشریات و افراد برجسته از سیاست مداران، استادان، فیلسوفان، کارگزاران و دانش آموختگان و به طور کلی فعالان این حوزه از جمله آن ها هستند که همگی بر گسترش کمی و کیفی دانش سیاست در ایران تاثیرگذار بوده اند. یعنی این عوامل در تعامل با جامعه و نوع نظام سیاسی و فرهنگ جامعه، باعث گسترش این دانش شده اند. مدعا این است که گسترش و استمرار تاریخی دانش سیاست در قالب دانشگاه، مرکز، مؤسسه، اندیشکده، انجمن، سایت، کانال و شبکه و مجله در جامعه ایرانی می تواند نشانگر موضوعاتی از جنس «ضرورت پیوند علم با نیازهای عینی» با طرح مباحث نظری یا کارکردی یا حتی نیازهایی از جنس «الزامات زندگی جمعی جدید» باشد که اطلاق «توسعه» یا «رشد» بر آن را می توان داشت.تعبیری که به معنی الزام ضروری حضور این دانش در جامعه ایرانی است. این مقاله با نگاهی کمّی و البته با روش توصیفی - استنباطی به بررسی فعالیت های تاریخ معاصر مرتبط با دانش سیاست پرداخته و از این زاویه، تلاش کرده با عطف توجه به پیچیدگی موضوع، جنبه ها و ابعادی از آن را باز کند.
مقاومت در آینه غرب: وابستگی روش شناختی گفتمان فردید و سید قطب به اپیستمه مدرن غربی
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۵
29-56
حوزههای تخصصی:
گفتمان های مقاومتی فردید و سید قطب، علی رغم ظاهر انتقادی و مخالف غرب، نشان دهنده تناقضی بنیادین اند که مخالفتی اصیل با غرب ارائه نداده اند. پژوهش حاضر با تکیه بر چهارچوب نظری «غرب شناسی وارونه» به تحلیل این دو گفتمان می پردازد و نشان می دهد که چگونه این متفکران عمیقاً تحت تأثیر همان مقوله های تفکری قرار گرفته اند که ادعای مبارزه با آن را داشتند. روش شناسی مبتنی بر تحلیل انتقادی و بررسی تطبیقی ساختارهای معرفتی در آثار این دو متفکر است. یافته ها نشان می دهد قطب علی رغم انتقادات تند از غرب، در بازسازی مفاهیمی چون جاهلیت، حاکمیت و عقیده، رویکردی مدرنیستی و هژمونیک علیه غرب اتخاذ کرده که این روش شناسی از استعمار غربی اقتباس شده و به جای سرچشمه گیری از درون سنت اسلامی، به شیوه ای کاملاً مدرنیستی به بازتعریف مفاهیم کهن اسلامی پرداخته است. فردید نیز با طرح مفهوم غرب زدگی و نقد تکنولوژی، از همان چهارچوب های فلسفی غربی استفاده کرده که قرار بود آن ها را نقد کند. مفهوم تأصیل در مقابل تحصیل که فردید مطرح ساخت، خود برآمده از دوگانگی های مدرن بوده نه از معرفت اسلامی. نتایج نشان می دهد که این دو متفکر، در جهان اسلام، نوعی هژمونی فکری- فرهنگی ایجاد کرده اند که در بنیاد خود، وام گرفته از الگوهای غربی است. به جای تولید بدیل واقعی، شکل تازه ای از محافظه کاری و تعصب در جهان اسلام رواج یافته و هر دو متفکر در دام شرق گرایی و غرب گرایی افتاده و نتوانسته اند آگاهی اصیلی برای جوامع اسلامی خلق کنند، بلکه همان خشونت روش شناختی و نگاه ایدئولوژیک غرب را تکرار کرده اند.
راهبردهای بقای رژیم های غیردموکراتیک ناکارآمد در آسیای مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال جمهوری های آسیای مرکزی در پایان سال 1991، رژیم های حاکم بر این کشورها برای بیش از سه دهه تداوم یافتند. این جمهوری ها به دلیل حاکمیت هفتاد ساله کمونیسم و شوروی، زمینه تاریخی و سیاسی دموکراتیک و مشروعیت ناشی از آن را نداشتند و رهبران آن ها نیز نتوانستند کارنامه موفق و کارآمدی ارائه کنند. این وضعیت موجب برانگیختن این پرسش در مطالعات تطبیقی شده است که این رژیم ها با چه راهبردهایی بقای خود را تداوم می بخشند؟ در این نوشتار، با توجه به شاخه انتخاب عقلانی در نظریه نونهادگرایی به راهبردهای تداوم رژیم های غیردموکراتیک ناکارآمد در آسیای مرکزی می پردازیم. ثبات این رژیم ها تصادفی نیست، بلکه نتیجه طراحی عقلانی نخبگان در دو سطح داخلی و خارجی است. یافته های نوشتار نشان می دهد نخبگان حاکم در این منطقه با محاسبه هزینه و منافع کنش های سیاسی در این دو سطح از راهبردهایی مانند کاربست سرکوب، تبلیغات، کیش شخصیت، توزیع رانت، انتخابات نمادین، حامی پروری و ائتلاف سازی منطقه ای و بین المللی استفاده می کنند. آن ها از این راهبردها به گونه ای بهره می جویند که منافع رژیم حاکم را تأمین و بقای خود را تضمین کنند.
واکاوی جنگ روسیه و اوکراین بر پایه الگوی تعینات ساختاری نظام بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علل و آثار اقدام نظامی روسیه علیه اوکراین از دغدغه های مهم محافل علمی در سالهای اخیر بوده است. تاثیرات جنگ اوکراین بر آینده نظام بین الملل موضوع آثار متعددی بوده است اما نقش این نظام بر وقوع این جنگ کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. پرسش اصلی مقاله این است که الگوی تعینات نظام بین الملل چگونه در وقوع جنگ روسیه-اوکراین موثر بوده است. با تکیه بر چارچوب نظری رئالیسم تهاجمی-ساختاری و سطح تحلیل کلان، این فرضیه طرح شده که جنگ علیه اوکراین ناشی از الگوی تعینات ساختاری نظام بین الملل بر تعاملات اوکراین و روسیه بوده است. واکاوی تاریخی تحولات مربوط به رابطه مسکو-کی یف از زمان استقلال اوکراین تا آغاز جنگ، با استفاده از روش تاریخی-تحلیلی، نشان می دهد که نظام بین الملل از طریق تعینات ساختاری، منجر به بحران فزاینده در روابط دو کشور شده است. الگوی تعینات ساختاری نظام بین الملل با فشارهایی چون خلع سلاح هسته ای اوکراین(معاهده بوداپست)، انقلاب نارنجی، انقلاب یورومیدان، تقابل اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای مشترک المنافع و همچنین طرح عضویت اوکراین در ناتو، منجر به شکاف فزاینده بین غرب گرایان و روس گرایان در اوکراین، تهییج مسکو در اقدام به رفتار تهاجمی، قراردادن دو کشور در برابر هم و نهایتاً سوق دادن مسکو به جنگ تمام عیار علیه اوکراین شده است.
گذار از بحران به همزیستی عملکردی: واکاوی روابط ترکیه و ارمنستان پس از جنگ دوم قره باغ (2021- 2025)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط ترکیه و ارمنستان همواره تحت تأثیر منازعات تاریخی، بحران های هویتی و ملاحظات ژئوپلیتیکی، دستخوش تنش های مداوم بوده است. هدف این پژوهش، تحلیل روند عادی سازی روابط میان دو کشور در بازه زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ با استفاده از چارچوب نظری «همزیستی عملکردی» است. سؤال اصلی تحقیق آن است که چه عواملی روند عادی سازی روابط را تسهیل یا محدود کرده اند و این فرآیند تا چه اندازه با الگوی همکاری عملکردی قابل تبیین است. پژوهش حاضر با روش کیفی، رویکرد اسنادی-تحلیلی و بر پایه مطالعه تفسیری انجام شده است. داده ها از طریق تحلیل محتوای منابع رسمی، بیانیه های دیپلماتیک، گزارش های مراکز پژوهشی و مقالات علمی معتبر گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که هرچند گام هایی همچون تعیین نمایندگان ویژه، از سرگیری پروازها، و گشایش گذرگاه مرزی مارگارا صورت گرفته، اما موانعی نظیر فشار مهاجرین ارمنی، گره های تاریخی مانند موضوع نسل کشی و همچنین نقش محدودکننده آذربایجان مانع از تحقق کامل عادی سازی روابط شده اند. در عین حال، کاهش نفوذ سنتی روسیه در قفقاز جنوبی و ورود فعال بازیگرانی چون ایالات متحده و اتحادیه اروپا، بستر مساعدی برای پیگیری دیپلماسی مرحله ای فراهم آورده است. در مجموع، روابط دو کشور از خصومت تاریخی به سمت همزیستی عملکردی گرایش یافته اند، هرچند تحقق تعامل ساختاری مستلزم نهادینه سازی همکاری های میانی و بازتعریف منافع ژئوپلیتیکی خواهد بود.
شناسایی عوامل موثر حکمرانی اسلامی بر موفقیت حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
از گذشته تا به امروز همواره نقش دولت ها و حکومت ها در پیشرفت و تعالی جوامع و یا عقب افتادگی آن ها مورد بحث و مناقشه بوده است.از طرفی پدیده «حکمرانی اسلامی» به عنوان یک نظریه جدید خودش را در عرصه جهانی نشان داده است. هرچند بصورت یک پارادایم مطرح نیست ولیکن در معادلات حکمرانی در جهان مطرح است. نگاه اسلام به حکمرانی که همان حکمرانی الهی یا حکمرانی خوب با رویکرد اسلامی می باشد، نگاهی است بسیار عمیق و تعیین کننده که تعالی انسان در سایه آن رقم می خورد و تعبیر نور و ظلمت برای حکمرانی الهی و حکمرانی غیرالهی بکار برده شده است. حکمرانی اسلامی بر کلیه فرآیندهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تاثیرگذار بوده، محیط رشد و تعالی انسان را تأمین می کند. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نوع توصیفی پیمایشی است. هدف اصلی از نگارش پژوهش حاضر، شناسایی عوامل اثرگذار حکمرانی اسلامی بر موفقیت حکمرانی در ج.ا.ا می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل اساتید و نخبگان دانشگاهی می باشد که نمونه ای 210 عددی برای انجام پژوهش انتخاب شد. متغیرهای مهم تأثیرگذار بر حکمرانی اسلامی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای از ادبیات موضوع استخراج شد و در نهایت 21 متغیر انتخاب شد و با تحلیل نتایج حاصل از پرسشنامه نهایی، شش مولفه بدست آمد. از این شش مولفه عامل مشارکت بر حکمرانی اسلامی مؤثر نبود. 5 عامل دیگر مربوط به پاسخگویی، قانون مداری، عدالت، کارآمدی و اثربخشی و شفافیت است که بر موفقیت حکمرانی در ج.ا.ا موثر بودند.
بررسی تاثیرات سیاست های فرهنگی دولت پهلوی (اول و دوم) برجریان ادبیات داستانی ایران(1304-1357)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۴
84 - 112
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تأثیر سیاست های فرهنگی دولت پهلوی (اول و دوم) بر جریان ادبیات داستانی ایران و تحلیل تغییرات در تولید و محتوای آثار ادبی تحت تأثیر این سیاست ها می پردازد. همچنین، مقایسه ای دقیق بین سیاست های فرهنگی پهلوی اول و دوم و نحوه تأثیر آن ها بر ادبیات داستانی انجام می شود. این پژوهش به تحلیل ارتباط مستقیم میان سیاست های فرهنگی و تغییرات اساسی در تولید و توزیع ادبیات داستانی ایران پرداخته و خلاء موجود در این زمینه را پر می کند. از جمله جنبه های نوآورانه این پژوهش، تمرکز بر سیاست گذاری های فرهنگی به جای تحلیل صرف متون ادبی است که در پژوهش های پیشین کمتر به آن پرداخته شده است. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش است که سیاست های فرهنگی دوران پهلوی اول و دوم چگونه بر جریان ادبیات داستانی ایران تأثیر گذاشت و چه تغییراتی در تولید و محتوای این آثار ایجاد کرد؟ فرضیه این مقاله بر این اساس است که سیاست گذاری های فرهنگی دوران پهلوی ها، با تمرکز بر ناسیونالیسم، مدرن سازی و کنترل نهادهای فرهنگی، منجر به شکل گیری جریان های جدید ادبی و در عین حال محدودسازی نقد اجتماعی و سیاسی در ادبیات داستانی ایران شد.این مقاله با استفاده از روش تاریخی-تحلیلی به بررسی سیاست های فرهنگی دوران پهلوی و تأثیرات آن ها بر ادبیات داستانی می پردازد.. در این روش، از منابع آرشیوی، اسناد تاریخی و منابع ثانویه معتبر مانند کتاب ها و مقالات علمی به عنوان داده های اصلی استفاده شده است.
تاثیر بحران اوکراین بر صنعت هیدروژن روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محدودیت مصرف سوخت های فسیلی و انتشار بی رویه گازهای گلخانه ای، کشورها را به سوی جایگزین کردن سوختهای فسیلی با منابع انرژی تجدیدپذیر و سازگار با محیط زیست سوق داده است. به طوری که حتی کشورهایی که صادرکننده عمده نفت و گاز هستند، از جمله رقبای اصلی ایران، عربستان و روسیه نیز در صدد بهره برداری از انرژی های تجدیدپذیر هستند. اصلی ترین منبع تولید صنعتی هیدروژن در حال حاضر گاز طبیعی است و روسیه بیشترین سهم از میادین گازی جهان را در اختیار دارد. اما بهره برداری از انرژی های تجدیدپذیر در مقیاس بزرگ و صنعتی به سرمایه گذاری و فناوری های پیشرفته نیاز دارد که از این نظر روسیه به غرب متکی بوده است. با در نظر گرفتن تشدید تنش ها بین روسیه و غرب در نتیجه بحران اوکراین و «عملیات نظامی ویژه» روسیه در فوریه سال 2022 میلادی، این پژوهش بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که بحران اوکراین و تحریم های غربی مرتبط با آن علیه روسیه چه تاثیری بر اهداف و طرح های روسیه در حوزه تولید هیدروژن داشته است؟
سیاست خارجی هند در قبال ایالات متحده آمریکا (جنگ اوکراین و جنگ غزه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۵۵)
203-222
حوزههای تخصصی:
هند به عنوان قدرتی در حال ظهور یکی از تاثیرگذارترین کشورها در آینده نظام بین الملل خواهد بود. بنابراین فهم سیاست خارجی این کشور در قبال خواسته های آمریکا از اهمیت به سزایی برخوردار است. درک این جهت گیری در تشخیص سناریوهای پیش روی نظام بین الملل کارایی بسیاری خواهد داشت. در این راستا این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که راهبرد امنیتی هند نسبت به ایالات متحده در وقایعی مانند جنگ اوکراین و جنگ غزه چه بوده است؟ فرضیه موقت این پژوهش حاکی از آن است که با توجه به روند های گذشته، هند در جنگ اوکراین و غزه راهبرد دنباله روی از آمریکا را در دستور کار قرار داده است. یافته های پژوهش حاکی از آن اند که هند متاثر از تغییرات ساختار نظام بین الملل و همچنین تغییر سیاست داخلی و خارجی آمریکا در زمینه جنگ اوکراین به طور مشخص هیچ یک از راهبردهای موازنه یا دنباله روی را در پیش نگرفت و با نگاهی به هردو راهبرد، صرفا با رویکردی عملگرایانه به تامین منافع ملی خود پرداخته است. اما در باب جنگ غزه حمایت هند از اسرائیل در چارچوب دنباله روی سخت از آمریکا قابل تفسیر است. روش پژوهش در این مقاله تحلیلی-توصیفی است. این پژوهش ماهیتی کیفی داشته و جمع آوری اطلاعات آن از طریق مقالات و سایت های اینترنتی انجام گرفته است.
تحلیل تئوریک شبکه های قدرت در نظام بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۸
71-104
حوزههای تخصصی:
در یک دهه اخیر نظام بین الملل وارد دوران گذار ژئوپلیتیک جدیدی شده است که یکی از مهم ترین ویژگی های آن شبکه ای شدن روابط قدرت است. این پژوهش با روش تحلیل کیفی تغییر پارادایم هندسه و ساختار قدرت از قطب های قدرت به شبکه های قدرت را برای نظم پیش روی جدید موردبررسی و تحلیل قرار داده است. یافته پژوهش نشان می دهد، ساختار نظم جدید جهانی آینده ضمن خارج شدن از روابط خطی بین قدرت ها و پیچیده و چندبعدی شدن آن، بر اساس شبکه های به هم پیوسته قدرت خواهد بود که در آن قدرت های مرکزی مناطق در زمینه های مختلف (اقتصادی، امنیتی، تکنولوژیک و...) به عنوان هابِ شبکه ی منطقه ای نقش اصلی را در روابط قدرت ایفا می کنند و آن ها نیز در سطح کلانتری به ابر شبکه (ابرهاب) های جهانی متصل خواهند بود. بر این اساس، نظام بین الملل شامل تعداد بی شماری از پیوندهای به هم پیوسته و متقاطع است که باهم در قالب شبکه های مختلف قدرت تحولات جهانی را شکل می دهند. بر اساس منطق شبکه های قدرت، جایگاه کشورها در ساختار نظام بین الملل در مرحله توزیع قدرت، نه به صورت سنتی و خطی بلکه بر اساس میزان و تعیین کنندگی آن ها در شبکه های مختلف قدرت تعیین می شود. با توجه به اینکه خود بازیگران در شبکه ها سازمان دهی شده اند، شبکه های جهانی از طریق برنامه نویسی و سوئیچینگ بر روی سایر شبکه ها اعمال قدرت می کنند و بر همین اساس الگوی رقابت و همکاری در نظم شبکه ای شکل می گیرد.
تحلیل تطبیقی مفهوم مدینه فاضله در اندیشه حکیم فارابی و شهر شرعی در آرای آیت الله اراکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایده آرمان شهر، سابقه ای کهن در اندیشه بشری دارد و همواره به منزله واکنشی به ناکامی ها و بحران های اجتماعی، اخلاقی و معنوی، محل تأمل و بازاندیشی درباره نظم مطلوب جامعه بوده است. در جهان اسلام، این مفهوم با اتکا به آموزه های وحیانی و فلسفی، صورتی خاص به خود گرفته و به تبیین ساختاری از شهر اسلامی منجر شده که اهدافی چون عدالت، سعادت و عبودیت را دنبال می کند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی به بررسی ابعاد نظری شهر آرمانی در اندیشه های دو متفکر برجسته یعنی فارابی و محسن اراکی می پردازد که به ترتیب نمایندگان دو رویکرد فلسفی و فقهی تلقی می شوند. فارابی، با تأکید بر عقل فعال، ساختار سلسله مراتبی هستی و ضرورت حاکمیت حکیم، شهر را فضایی برای شکوفایی فضیلت، تحقق سعادت و مشارکت عقلانی شهروندان می داند. در مقابل، اراکی بر اساس نظریه فقه نظام و ولایت دینی، شهری مبتنی بر شریعت اسلامی تصویر می کند که در آن قانون، رهبری، شهروندی و حتی ساختار کالبدی، در خدمت تحقق توحید، عدالت اجتماعی و اهداف الهی قرار می گیرند. در هر دو رویکرد، شهر آرمانی نیازمند جامعه ای هماهنگ، رهبری مشروع، قانون متعالی و کالبدی معنادار است، اما مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی آن ها متفاوت است. این مقاله بر ضرورت تعامل میان فلسفه و فقه اسلامی در بازتعریف شهر اسلامی معاصر تأکید می ورزد و نشان می دهد که بهره گیری از گفتمان میان رشته ای می تواند زمینه ساز ارائه الگویی نظری و کاربردی برای طراحی و مدیریت شهر اسلامی در جهان معاصر باشد.
بررسی جنبش مزدکیه در چارچوب الگوی کیهان شناسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
433-464
حوزههای تخصصی:
جنبش مزدکیه، یکی از پدیده های مهم و مناقشه برانگیز تاریخ ایران عصر ساسانی است که هم از منظر اجتماعی و اقتصادی و هم از جهت مشروعیت زدایی از نظم کیهان شناختی زرتشتی، نقشی اساسی در تحولات آن دوره ایفا کرده است. این مقاله با رویکردی انتقادی و تحلیلی، می پرسد در بستر کیهان شناسی ایرانی، چه نقدی بر آموزه های مزدکیه وارد است؟ در پاسخ، نشان داده می شود که اندیشه های وی و پیروانش در تقابل بنیادین با مفاهیمی چون «اشه» (نظم کیهانی) و «فرّه کیانی» قرار داشته اند. مزدک با ترویج ایده هایی چون اشتراک اموال و زنان، ساختار خانواده، مالکیت و نظام طبقاتی را تضعیف و نظم اجتماعی و دینی زمانه را با چالش جدی مواجه کرد. اگرچه در نگاه نخست، آموزه های مزدک در حمایت از محرومان و توده های فرودست تفسیر می شود، اما در عمل، این جنبش به فروپاشی هنجارهای دیرپای جامعه، بی ثباتی سیاسی و اخلاقی، و تضعیف نهادهای مشروعیت بخش منجر شد. جنبش مزدکیه نه صرفاً خواهان عدالت اقتصادی، بلکه تجدیدنظر رادیکال در بنیان های دینی و فلسفی جامعه ایرانی بود. آموزه های او وحدت معنوی جامعه، ساختار سلسله مراتبی قدرت و مرزهای اخلاقی سنتی را درهم شکست. سرکوب شدید این جنبش توسط خسرو انوشیروان، نه فقط اقدامی سیاسی، بلکه در چارچوب کیهان شناسی ایرانی، تلاشی برای بازگرداندن نظم مقدس و حفظ کیان دولت ساسانی تلقی شد. واکاوی اسناد تاریخی و تحلیل نگرش اندیشمندان متأخر نشان می دهد که بسیاری از مخالفت ها با مزدک، نه از سر تعصب طبقاتی، بلکه در دفاع از انسجام اجتماعی، تقدس نهاد خانواده و تداوم مشروعیت دینی-سیاسی صورت گرفت. مقاله حاضر با عبور از خوانش های ساده انگارانه، تصویری واقع بینانه و چندلایه از ماهیت، انگیزه ها و پیامدهای جنبش مزدکیه ارائه می دهد و نشان می دهد چرا آموزه های مزدک در چشم نظام ساسانی نه اصلاح طلبانه، بلکه نوعی هرج ومرج تلقی شد و سرنوشتی سخت برای او و پیروانش رقم زد.
رویکرد سیاست خارجی متناقض دولت اردوغان در بعد منطقه گرایی و پیامدهای امنیتی آن بر ایران در بستر بحران سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
691-712
حوزههای تخصصی:
یکی از اصلی ترین موضوعاتی که از منظر مطالعات منطقه ای توجه اغلب تحلیلگران سیستم بین الملل را معطوف به خود نموده مسئله رویکرد متناقض دولت ترکیه در بحث منطقه گرایی و در بحران های منطقه ای است. سؤال این است که رویکرد سیاست خارجی دولت اردوغان چگونه منافع و اهداف این کشور را در سطح منطقه ای تبیین می نماید؟ به نظر می رسد که رویکرد سیاست خارجی دولت ترکیه در دوران جدید با نوعی دوگانگی و تناقض همراه است. این کشور همزمان نقش یک قدرت منطقه ای فعال و میانجی ثبات را ایفا می کند و در عین حال، با استفاده از مداخلات مستقیم و بهره برداری از بحران ها، منافع ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک خود را دنبال می کند. پژوهش حاضر از نوع بنیادی-کاربردی، با روش کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی تدوین شده است. هدف از طرح این پژوهش نیز تحلیل و واکاوی رفتار سیاست خارجی دولت ترکیه در بحران های منطقه ای به خصوص بحران سوریه و پیامدهای امنیتی آن برای جمهوری اسلامی ایران است. یافته ها و نتایج پژوهش حاضر نشان می دهند که رفتار متناقض سیاست خارجی ترکیه، در بحث منطقه ای و به خصوص در بحران سوریه پیامدهای مؤثری در بعد منطقه ای-امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران داشته است. دولت ترکیه با حمایت همه جانبه از مخالفان دولت سوریه (از ابتدا تا انتها) و سقوط دولت بشار اسد، ضمن تشدید بی ثباتی پیرامون مرزهای ایران، موجب افزایش تهدیدات اسراییل و محور ابراهیم، حضور قدرت های فرامنطقه ای، تضعیف هرچه بیشتر محور مقاومت و کاهش نفوذ منطقه ای ایران شده است.
تحلیل نقش منابع جغرافیایی قدرت در بحران های ژئوپلیتیکی جهان اسلام (نمونه موردی: بحران قره باغ و کشمیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تحلیل تطبیقی تأثیر مؤلفه های جغرافیای قدرت، از جمله منابع طبیعی، موقعیت استراتژیک و ترکیب قومی مذهبی، در دو بحران ژئوپلیتیکی قره باغ و کشمیر ایجاد شده است. پرسش اصلی تحقیق حاضر این است که چگونه منابع جغرافیای قدرت، شامل مؤلفه هایی نظیر منابع طبیعی، موقعیت استراتژیک، ترکیب قومی مذهبی و ابعاد انسانی در روابط بازیگران قدرت تأثیر گذاشته و موجب تعمیق بحران های ژئوپلیتیکی قره باغ و کشمیر شده اند؟ روش شناسی این پژوهش مبتنی بر تحلیل تطبیقی است که در آن به بررسی نقش و تأثیرات این مؤلفه ها در تشدید بحران ها پرداخته می شود. فرضیه پژوهش بر این اساس استوار است که رقابت های منطقه ای و بین المللی در کنار شکاف های قومی و مذهبی، به ویژه در دو بحران قره باغ و کشمیر باعث پیچیدگی و طولانی شدن درگیری ها و مانع از رسیدن به راه حل های پایدار شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که قره باغ و کشمیر، هر دو به عنوان مناطق استراتژیک در جهان اسلام با منابع طبیعی ارزشمند، درگیر منازعات طولانی مدتی هستند که تحت تأثیر رقابت های قدرت های بزرگ و منطقه ای قرار گرفته اند. در قره باغ، ترکیب قومی و مذهبی میان ارامنه و آذری ها، نقش روسیه و ترکیه، و منابع آبی و معدنی به طور مستقیم بر تشدید جنگ و منازعه تأثیر گذاشته است. در کشمیر، تضادهای مذهبی میان مسلمانان و هندوها، نقش چین و پاکستان، و اهمیت منابع آبی، به ویژه برای کشاورزی و تأمین آب شرب، از عوامل اصلی تشدید بحران میان هند و پاکستان است. ابعاد انسانی این بحران ها، از جمله آوارگی های گسترده، تخریب زیرساخت ها و ناآرامی های اجتماعی به تعمیق خصومت های قومی و مذهبی دامن زده و مانع از دستیابی به صلح پایدار شده است.
رویکرد حقوقی سیاسی دولت قاجار در تعامل با نهاد دین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
1 - 27
حوزههای تخصصی:
روابط حاکم میان نهاد دین و دولت در عصر قاجاریه، ازآنجاکه زمینه ساز وقایع بسیار مهم تاریخی ازجمله تعیین خط مشیء رفتاری نهاد دین و دولت با یکدیگر بوده است، یکی از موضوعات مهم تاریخ ایران است که تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور برجای گذاشت. در این دوره، نهاد دین به ویژه مذهب شیعه، نقش کلیدی در شکل دهی به هویت ملی و سیاسی ایرانیان ایفا کرد. روحانیون و مراجع تقلید در عصر قاجاریه به عنوان نمایندگان دین، نفوذ زیادی بر جامعه داشتند. آن ها نه تنها در مسائل دینی، بلکه در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز حضور چشمگیر و تعیین کننده داشتند. در این دوره ماهیتِ قدرت در نهاد مذهب، تغییرات بسیار مهمی داشت و کفه ترازوی قدرت به نفع علما سنگین بود. دولت قاجار برای حفظ مشروعیت خود نیازمند حمایت روحانیون بود. این حمایت معمولاً با اعطای امتیازات خاص به برخی روحانیون همراه بود. دولت تلاش می کرد تا با همکاری با برخی از علما، مشروعیت خود را تقویت کند و از نفوذ آن ها برای کنترل جامعه استفاده کند. در این میان علمای بزرگ شیعه غالباً دستِ همکاری به دولت نمی دادند و پادشاهان را غاصب حکومت دانسته و خود را شریک ظلم و استبداد حاکم نمی کردند.
روابط سلطنت و خلافت: تحلیل گفتمان انتقادی نامه های طغرل و القائم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
265 - 296
حوزههای تخصصی:
با قدرت گیری سلجوقیان (حک:429 590 ه .ق) در خراسان و شکست سلطان مسعود غزنوی در نبرد دندانقان (431ه .ق) از ایشان فصل تازه ای در تاریخ ایران گشوده شد. طغرل سلجوقی بلافاصله پس از نشستن بر تخت سلطنت در نیشابور، مکاتبات و روابط خویش را با خلیفه عباسی آغاز کرد. سلجوقیان برای کسب مشروعیت در حکومت به منشور و خلعت خلیفه نیاز داشتند. خلیفه بغداد در این هنگام القائم بود. در حالی که بغداد تحت سیطره ی آل بویه و مشوش روزگار می گذراند. طغرل و خلیفه در سه مرحله مهم مذاکره و مکاتبه داشتند: اول نامه نخستین سلجوقیان در سال 431ه .ق بلافاصله پس از پیروزی در دندانقان، دوم هنگام سقوط بغداد و کودتای بساسیری در 449ه .ق و سوم در ماجرای درخواست طغرل برای ازدواج با دختر القائم در 453ه .ق. این مقاله در پی واکاوی روابط طغرل و خلیفه القائم است. روش تحقیق در این مقاله با تأکید بر رویکرد فرکلاف به تحلیل گفتمان انتقادی خواهد بود. از این رو به نظر می رسد اگرچه روابط طغرل با القائم با احترام آغاز و با کمک به خلیفه همراه شد؛ اما در نهایت به دشمنی و تضاد انجامید. خلیفه الله در برابر سلطان ظلّ الله. در این کشمکش نقش ایرانیان دیوانسالار نیز پررنگ است. این دبیران بیشتر پایبند به شیوه ایرانی حکومت و فرّه ایزدی پادشاه بودند تا سنت خلافت اسلامی.
برابری جنسیتی یا عدالت جنسیتی؟ تحلیلی در حاشیه دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹)
145 - 176
حوزههای تخصصی:
به اعتقاد آیت الله خامنه ای ، برابری جنسیتی در همه موارد معتبر نیست؛ اما عدالت جنسیتی در همه جا معتبر است. بر همین اساس مسئله کانونی این مقاله این است که دلایل امتیاز و برتری عدالت جنسیتی کدام است. این نوشتار با روش تحلیلی انتقادی و مراجعه به اسناد متنی به بررسی برابری جنسیتی و عدالت جنسیتی می پردازد. یافته ها حاکی از آن است در اسناد بین المللی و منابع انگلیسی، دال مرکزی تفسیر عدالت جنسیتی «برابری» است و حول آن راهبردهای متنوعی بیان شده است. این در حالی است که در اندیشه اسلامی و حتی در نگاه بسیاری از عدالت پژوهان غربی، عدالت به برابری مطلق تفسیر نمی شود و راهبردهای مذکور نیز حاصل یک تقابل پارادایمیک بین باورهای اسلامی و فمینیستی هستند و تنها برخی از آن ها در سطح صوری قابل قبول اند؛ اما در اندیشه اسلامی معنای معتبر عدالت جنسیتی عبارت است از: «قرار دادن هر چیز در جای خودش در روابط میان زنان و مردان و قوانین، فرایندها و ساختارهای ناظر به آنان». در این تعریف موضوع عدالت زن و مرد است نه انواع جنسیت ها و شرط عدالت، قرار دادن هر چیز در جای خودش به سبب مراعات بیشترین مصالح و مفاسد ممکن است، نه رعایت برابری مطلق. در همین راستا استمداد از اجتهاد فقهی روزآمد، اصلاحات قانونی و ساختاری، اصلاحات فرهنگی، شایسته سالاری سیاسی و اجتماعی، خانواده محوری و توجه به ادراک عدالت جنسیتی، مهم ترین راهبردهای تحقق عدالت جنسیتی هستند.
واکاوی رابطه جغرافیا و تروریسم با استفاده از روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۶
189 - 219
حوزههای تخصصی:
ترور و تروریسم پدیده ای به قدمت تاریخ بشر است. پراکندگی و شدت عملیات تروریستی در نقاط مشخصی از جهان این فرضیه را پیش می کشد که عوامل و مولفه های جغرافیایی می توانند بستر ساز تفکرات یا عملیات تروریستی باشند. این پژوهش با در نظر داشتن این پیشفرض تلاش دارد تا بسترهای جغرافیایی تروریسم را واکاوی و تحلیل کند. باعنایت به عدم وجود نظریه مشخص در این خصوص، این پژوهش در بستر تحقیقات کیفی و با استفاده از روش «گرندد تئوری» شکل گرفته است. به این منظور هفت بخش اصلی جغرافیا شامل جغرافیای اقتصادی، جغرافیای اجتماعی، جغرافیای طبیعی، جغرافیای فرهنگی، جغرافیای امنیتی، جغرافیای سیاسی و سرانجام ژئوپلیتیک شناسایی شدند. در گام بعدی شاخص های هر بخش که به نوعی موثر در تکوین و توسعه تروریسم نقش دارند استخراج و نهایتاً با استفاده از نرم افزار تحلیل محتوای کیفی «اطلس تی»، الگوی نظری ارتباط جغرافیا و تروریسم به عنوان مهمترین یافته این پژوهش ترسیم گردید. توجه جدی و عمیق به رابطه میان جغرافیا و تروریسم بویژه در حوزه جغرافیای سیاسی، شناخت شاخص های تاثیرگذار در هر بخش و روشن شدن نسبی نحوه تاثیرگذاری هر بعد از جغرافیا در تکوین پدیده تروریسم از دیگر نتایج این پژوهش می باشد. پیش بینی و به تبع آن کنترل و مدیریت محدود تروریسم از مسیر توجه به شاخص های جغرافیایی-سیاسی نیز از نتایج کاربردی استفاده از الگوی مذکور می تواند باشد.