فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۴)
243 - 271
حوزههای تخصصی:
چالشی اساسی در سیاست خارجی، تبدیل دیپلماسی به ابزاری برای تحقق اهداف توسعه اقتصادی است. لذا این مسئله مطرح می شود که چه رابطه ای میان الگوهای توسعه اقتصادی و جهت گیری سیاست خارجی به عنوان سیاست خارجی توسعه گرا است و آیا مجموعه ای از راهبردهای ثابت برای این نوع سیاست خارجی وجود دارد یا این راهبردها بسته به شرایط و ویژگی های هر کشور متفاوتند. بر این اساس سوال اصلی پژوهش این است که در چارچوب آراء معطوف به سیاست خارجی توسعه گرا، کدام معیارهای راهبردی مشترک قابل شناسایی است؟ فرضیه این است که در چارچوب نظریه های مربوط به سیاست خارجی توسعه گرا، دو معیار راهبردی «هماهنگی نهادی» و «تعامل دولت با بخش خصوصی» به فصل مشترک آراء مزبور تبدیل شده و در کنار آن ها «دیپلماسی اقتصادی فعال و بسیج منابع»، «وجود نهاد هدایتگر و تمرکز بر ساختارهای متمرکز تصمیم گیری» و «شناخت دقیق از خود و تعریف منافع ملی» دارای بیشترین تکرار هستند و به این دلیل از اهمیت بالایی برخوردارند. در این تحقیق، با استفاده از روش کیفی-تفسیری و تکنیک تحلیل محتوی کمی، به توصیف و تفسیر شاخص های کلیدی الگوها و راهبردهای سیاست خارجی پرداخته شده است که منجر به توسعه اقتصادی می شوند. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل راهبردهای مشترک و منحصر به فرد در سیاست خارجی توسعه گرا و ارزیابی آن ها است که می توانند بر توسعه اقتصادی یک کشور تأثیر بسزایی داشته یاشند. یافته های تحقیق نشان می دهند که در کنار راهبردهای مشترک، راهبردهایی مانند «حکمرانی مالی»، «دیپلماسی عمومی» و «انعطاف پذیری و تمرکززدایی» با تقویت خودکفایی، قدرت نرم و سازگاری با شرایط جهانی، مکمل راهبردهای مشترک اند و توسعه پایدار را تسریع می کنند.
یمن؛ استمرار بحران و سناریوهای آینده در وضعیت پیچیدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۸
173-191
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی پیشران های مؤثر بر بحران یمن و سناریوهای محتمل بر اساس شرایط موجود است. جهت انجام این امر، 16 متغیر در ابعاد چهارگانه شناسایی گردید و در اختیار کارشناسان مسائل یمن قرار گرفت تا اثرگذاری مقابل هریک از متغیرها را اعلام نمایند. با توجه به گستردگی متغیرهای شناسایی شده و به جهت افزایش توان تحلیل نظری، نظریه پیچیدگی به عنوان چارچوب نظری انتخاب گردید. از میان تکنیک های موجود در آینده پژوهی، سناریونویسی با نرم افزار سناریوویزارد انتخاب شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که چهار آینده محتمل برای یمن از ترکیب 16 متغیر قابل تصور است. مهمترین متغیرهای شناسایی شده که نقش پیشران را دارا هستند عبارت اند از: ساختار ناکارآمد سیاسی، شکاف قومی-مذهبی و فقدان دولت ملی. همچنین از جمله یافته های مهم پژوهش این موضوع است که ایران و عربستان به عنوان دو نیروی تأثیرگذار بر بحران یمن، دارای نقش تسهیل گر در حل بحران هستند و از توان کاهش بحران برخوردارند، اما این تأثیرگذاری به معنای حل بحران نخواهد بود. توافق ایران- عربستان اگرچه فضایی برای گفتگوهای دیپلماتیک فراهم کرده، اما نتوانسته است عوامل ساختاری بحران از جمله عدم تشکیل دولت ملی، مداخله خارجی و فروپاشی اقتصادی را در این کشور بهبود دهد. در انتها استدلال می شود که دستیابی به صلح پایدار در یمن مستلزم ایجاد چارچوب های سیاسی فراگیر، کاهش مداخلات خارجی و قطع حلقه های بازخورانی خشونت داخلی است.
بازنمایی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در رسانه های انگلیسی زبان آسیای مرکزی (تایمز آستانه و تایمز آسیای مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه آسیای مرکزی در سال های اخیر به یکی از کانون های محوری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است و کشورهای قزاقستان و قرقیزستان، به ویژه در قالب همکاری های اوراسیایی در این زمینه جایگاهی راهبردی یافته اند. در این میان، چگونگی بازنمایی سیاست خارجی ایران در رسانه های منطقه ای، به ویژه رسانه های انگلیسی زبان، اهمیت فزاینده ای در شکل دهی به ادراک های بین المللی دارد. پرسش اصلی نوشتار این است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چگونه در رسانه های انگلیسی زبان آسیای مرکزی، «تایمزِ آستانه» و «تایمزِ آسیای مرکزی» بازنمایی می شود و چه تفاوت هایی در گفتمان این دو رسانه دیده می شود؟ فرضیه پژوهش این است که تفاوت در رویکرد نویسندگان و زمینه های سیاسی و فرهنگی دو کشور میزبان این رسانه ها، موجب شکل گیری بازنمایی های متفاوت و گاه متعارض از سیاست خارجی ایران شده است. این نوشتار با بهره گیری از روش کیفی و رهیافت تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده و داده ها با نمونه گیری هدفمند از مطالب دو رسانه اشاره شده در سال های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که «تایمزِ آستانه» ایران را به مثابه بازیگری مشارکت جو و توسعه محور بازنمایی کرده است، در حالی که «تایمزِ آسیای مرکزی» تصویری واگرایانه و تهدیدآمیز از ایران ارائه داده است. تفاوت در چگونگی انتخاب واژگان، ساختارهای کلامی و اولویت بندی موضوع ها، تفاوت در گفتمان مسلط هر رسانه را نشان می دهد. این تفاوت های معنایی به صورت مستقیم بر ادراک های افکار عمومی منطقه ای و فرامنطقه ای اثر می گذارند
تحلیل و ارزیابی تدابیر ضد تحریمی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (1392 - 1403) از منظر نظریه نوواقعگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
159-188
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تطبیقی-کیفی نحوه مواجهه جمهوری اسلامی ایران با تحریم های خارجی از منظر نظریه نوواقع گرایی (Neorealism) می پردازد. در دوره یازده ساله 1392-1403، ایران تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی گسترده ای قرار داشته و دولت های مستقر، به طور مداوم در تلاش بوده اند تا با این تحریم ها مقابله کنند. پرسش اصلی مقاله این است که اقدامات انجام شده تا چه میزان با نقطه نظرات نظریه واقع گرایی همخوانی دارد و وجوه اشتراک و افتراق عملکرد دولتها مبتنی بر نظریه واقع گرایی در چه نقاط و نکاتی متمرکز می شود؟ یافته های مقاله نشان می دهد که هر سه دولت بر سرکار این مقطع زمانی، با اتخاذ رویکردهای مشترک واقع گرایانه اما با استراتژی های مختلف و از طرق گوناگون، تلاش کرده اند تا از طریق تقویت موقعیت اقتصادی و سیاسی ایران، فشارهای بین المللی را کاهش دهند، امنیت ملی کشور را حفظ کنند و به این شکل از فشارهای تحریمی بکاهند. فرضیه این مقاله این است که به رغم وجود شباهت های قابل توجه، تفاوت های جدی در رویکردهای دولت ها سبب شده تا دولت های یازدهم و دوازدهم بیشتر تدابیر خود را بر ابعاد واقع گرایی مصون سازی (Hedging) متمرکز کنند و دولت سیزهم تاکید بیشتری بر امر موازنه قوا (Balancing) داشته باشد.
اقتدارگرایی رقابتی و تحول مفهوم مشروعیت سیاسی در نظام های خاورمیانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
493-526
حوزههای تخصصی:
طرفداران لیبرال دموکراسی بعد از فروپاشی شوروری با استناد به مقاله ی «پایان تاریخ» فرانسیس فوکویاما،لیبرال دموکراسی را به مثابه کامل ترین نظام سیاسی تعریف نمودند.نظامی که به باور آنان می توانست الگویی برای حکمرانی در بسیاری از کشورهای جهان باشد.اما به تدریج این خوش بینی جای خود را به واقعیت های بدبینانه ای در عرصه سیاست جهانی سپرد و تنش های قومی،هویتی و جنگ های نژادی،تحولات مرتبط با یازده سپتامبر،ظهور بنیادگرایی و تروریسم،حمله به افغانستان و عراق،بحران سوریه و ظهور داعش،برآمدن اقتدارگرایی،گسترش راست گرایی افراطی در غرب و ظهور ترامپیسم به چالش هایی مهم پیش روی لیبرال دموکراسی های معاصر تبدیل شدند.چالش های مذکور نشان دادند چگونه اقتدارگرایی در تقابل با لیبرال دموکراسی به تدریج در حال برآمدن است.کشورهای مختلفی در جهان بستری برای ظهور اقتدارگرایی بوده اند و شیوه های جدیدی از «مشروعیت سیاسی» را نمایان ساخته اند.در این راستا،مقاله حاضر در چارچوب جنبه های نظری ایده «اقتدارگرایی رقابتی» می کوشد ضمن تشریح روند برآمدن اقتدارگرایی در جهان امروز،مصادیق عینی آن در برخی کشورهای خاورمیانه ای را مورد تحلیل قرار دهد.پرسش این است که سیاستمداران خاورمیانه ای در کشورهای چون ترکیه،مصر،عربستان،امارات متحده عربی چگونه با الگوهای جدید حکمرانی زمینه های تحول در مفهوم سنتی مشروعیت سیاسی را بوجود آورده اند؟.در پاسخ این فرضیه به بحث گذاشته شده که سیاستمداران مسلط بر این کشورها با ابتنای بر الگوی حکمرانی اقتدارگرایانه و از طریق ترکیب پیچیده ای از مکانیسم های «انتخاباتی»، «تکنوکراتیک»، «ناسیونالیستی» و «دیجیتال» توانسته اند زمینه های تحول در مفهوم کلاسیک مشروعیت سیاسی را فراهم آورند.برای بررسی چنین مسئله ای از شیوه کتابخانه ای برای گردآوری اطلاعات لازم و از روش توصیفی-تحلیلی برای تجزیه و تحلیل مباحث استفاده شده است. واژگان کلیدی: لیبرال دموکراسی، اقتدارگرایی، ناسیونالیسم، دموکراسی،کارآمدی، مشروعیت سیاسی، خاورمیانه.
تاثیر چشم اندازهای امنیتی بر کارآمدی رژیم های امنیتی بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
163 - 191
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی علل ناکارآمدی رژیم های امنیتی بین المللی در نظام بین الملل می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که چرا رژیم های امنیتی بین المللی با وجود تلاش های گسترده، در تحقق اهداف خود با چالش های جدی مواجه شده اند؟ مطابق فرضیه پژوهش ناکارآمدی این رژیم ها ناشی از تضاد منافع و هویت های قدرت های بزرگ، به ویژه ایالات متحده، روسیه و چین، و همچنین تغییرات در چشم اندازهای امنیتی است که همکاری بین المللی را دشوار کرده است. هدف این پژوهش، تحلیل علل ناکارآمدی رژیم های امنیتی و ارائه راهکارهایی برای بهبود همکاری های جهانی در مواجهه با تهدیدهای نوظهور است. روش پژوهش کیفی و توصیفی-تحلیلی است و از منابع معتبر علمی و اسناد سیاست گذاری استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که اختلافات هویتی و منفعتی قدرت های بزرگ، رقابت های ژئوپلیتیکی و تغییرها در تهدیدهای امنیتی، کارایی رژیم های امنیتی را کاهش داده اند. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که برای بهبود کارایی این رژیم ها، نیاز به دیپلماسی نوین و ایجاد وفاق میان قدرت های بزرگ در اصول و هنجارهای امنیتی است. همچنین، عضویت در رژیم های امنیتی باید با در نظر گرفتن منافع ملی و چشم اندازهای امنیتی هر کشور صورت گیرد تا از امنیتی سازی بی مورد جلوگیری شود.
واکاوی مواضع عدالت خواهانه رهبران انقلاب اسلامی در مواجهه با جنبش های کارگری طی دوران مبارزه علیه رژیم پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
135-158
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی مواضع عدالت خواهانه رهبران انقلاب اسلامی ایران در مواجهه با جنبش های کارگری طی دوران مبارزه علیه رژیم پهلوی می پردازد. نقش برجسته جامعه کارگری در تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، به ویژه در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی، اهمیت تحلیل نگرش و رویکرد رهبران انقلاب نسبت به این قشر را دوچندان می کند. واکاوی بیانات رهبران فکری انقلاب اسلامی - امام خمینی (ره)، آیت الله خامنه ای، استاد مطهری و آیت الله بهشتی- با استفاده از روش «تحلیل مضمون» نشان می دهد که مفاهیمی نظیر شأن و کرامت انسانی کارگران، نقش و مسئولیت کارگران، وضعیت ناعادلانه کارگران در نظام های غیر اسلامی، وظایف عدالت محور حکومت اسلامی نسبت به کارگران، محور اصلی اندیشه ها و دغدغه های آنان در این زمینه بوده است. رهبران انقلاب، علاوه بر نقد ساختارهای استثماری حکومت پهلوی و جریان های چپ گرای معاصر، تلاش کردند خوانشی اسلامی و غیر التقاطی از عدالت و حقوق کارگران ارائه دهند و ظرفیت های آموزه های دینی را در تقابل با گفتمان های رقیب تقویت کنند. این مواضع نه تنها جامعه کارگری را به انقلاب اسلامی نزدیک کرد، بلکه باعث شد کارگران به عنوان نیرویی کلیدی در سقوط رژیم پهلوی نقش آفرینی کنند. بازخوانی این دیدگاه ها امروز می تواند به عنوان مبنایی ارزشمند برای ارزیابی اقدامات، ارتقای سیاست گذاری ها و حمایت مؤثر از جامعه کارگری در جمهوری اسلامی ایران مورداستفاده قرار گیرد.
جنگ اطلاعاتی روسیه؛ تبیین منطق دفاعی، ریشه ها و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار با بازاندیشی در روایت رایج در مورد سرشت کنش های روسیه در برابر کشورهای غربی و منافع آن ها، منطق راهبردی، تاریخی و مبنای نظری حاکم بر اقدام های این کشور در عرصه جنگ اطلاعاتی را بررسی می کنیم. پرسش اصلی این است که این اقدام های روسیه در جنگ اطلاعاتی، چقدر می تواند به عنوان «ضدروایت دفاعی» در برابر سیاست ها و روایت های غربی تفسیر شود. فرضیه اصلی این است که راهبرد اطلاعاتی روسیه نه تهاجمی بی دلیل، بلکه پاسخی نامتقارن و دفاعی به تهدیدهای ژئوپلیتیکی و اطلاعاتی ادراک شده از سوی غرب است. این نوشتار با روش تحلیل روایی کیفی و بهره گیری از منابع گسترده شامل اسناد رسمی و از طبقه بندی خارج شده دولت های آمریکا و روسیه، آیین های نظامی، گزارش های اندیشکده های غربی و مطالعات دانشگاهی در مورد سوگیری رسانه ای انجام شده است. یافته ها نشان می دهد راهبرد روسیه در جنگ اطلاعاتی ریشه در «فرهنگ راهبردی محاصره» دارد که از دوران جنگ سرد باقی مانده و با مفاهیم نوینی مانند «جنگ شناختی» و «کنترل بازتابی» تکامل یافته است. ابزارهایی مانند بهره گیری از «درگیری های منجمد» و تاکتیک های اطلاعاتی در چارچوب «دفاع فعال» به کار گرفته می شوند تا از دیدگاه مسکو، مانع تلاش سازمان یافته غرب برای تضعیف حاکمیت روسیه به وسیله ابزارهای نرم شوند. نتیجه نوشتار این است که رویارویی اطلاعاتی روسیه و غرب چرخه خودتقویت شونده از سوءبرداشت های راهبردی را شکل می دهد. چرخه ای که در آن، هر طرف اقدام های خود را دفاعی و اقدام های طرف مقابل را تهاجمی می داند. این «جنگ روایت ها» بیش از اینکه نبرد بر سر حقیقت باشد، بازتاب رویارویی دو فرهنگ راهبردی متضاد است که در آن، روایت ها خود به سلاح اصلی درگیری تبدیل شده اند.
اندیشه شناسی صلح گرایی دینی در ایران امروز
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۵
113-141
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی اندیشه پژوهانه و با به کارگیری روش «لایه ای در اندیشه پژوهی»، به واکاوی و تحلیل اندیشه های صلح گرایی دینی در ایران معاصر (دوره جمهوری اسلامی) می پردازد. در این چهارچوب، نویسندگان سه مرحله اصلی را دنبال کرده اند: پیشااندیشه شناسی؛ شامل تبیین مفاهیم، زمینه ها و شاخص های نظری صلح گرایی دینی. اندیشمندشناسی؛ شناسایی متفکران شاخص این جریان مانند نعمت الله صالحی نجف آبادی، مهدی بازرگان، محمد مجتهد شبستری، سید مصطفی محقق داماد، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، محمدجعفر امیرمحلاتی و علی اکبر علیخانی. اندیشه شناسی؛ تحلیل محتوای آثار آنان درباره صلح، خشونت و همزیستی. نتایج پژوهش نشان می دهد که اندیشه های دینی صلح گرا در بستر بحران ها و منازعات سیاسی- اجتماعی پس از انقلاب، جنگ ایران و عراق، قرائت های ایدئولوژیک و رسمی از دین و تضاد میان آرمان گرایی و واقع گرایی سیاسی شکل گرفته اند. از دید این متفکران، علل اصلی خشونت و ناصلحی در جامعه عبارتند از: منازعات سیاسی، قرائت جنگ طلبانه از اسلام، توجیه خشونت با قواعد فقهی، قرائت رسمی و مطلق گرایانه از دین، ایدئولوژی گرایی، رسوخ خشونت جاهلی در فرهنگ دینی، خلط های معرفت شناختی در فهم دین و جهل مقدس. در برابر این مشکلات، راهکارهایی چون وحدت، دموکراسی دینی، تفسیر اخلاقی از جنگ و صلح بر پایه آموزه های شیعی، پلورالیسم و توسعه الهیات صلح پیشنهاد شده است.
مبانی فکری مقام معظم رهبری در مشروعیت مؤلفه های اصلی نظام سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
141 - 168
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های کلیدی در باب مشروعیت نظام سیاسی، به مبانی مطرح شده از سوی دانشمندان در این خصوص مرتبط است. این سؤال ذیل نظریات مقام معظم رهبری به عنوان یکی از اندیشمندان سیاسی معاصر نیز مطرح است که، مبانی ایشان در این حوزه، چه مؤلفه هایی را در بر گرفته و در کنار آن بر پایه استناد به کدام منبع فقهی بیان شده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، مبانی فکری ایشان را ذیل سه مؤلفه اصلیِ مدل، ساختار و عملکرد کارگزاران نظام سیاسی قابل تجمیع می داند. مبانی فکری ایشان در تحقق مدل نظام سیاسی، اجتهاد پویا و فقه نظام ساز را شامل می شود؛ که پس از ارائه الگوی نظام مشروع توسط فقه، لزوم نفی طاغوت و مشروعیت کنشگری مردم را نیز با خود به همراه دارد. در ذیل مشروعیت ساختار نظام سیاسی، ولایت فقیه رکن اصیل نظام سیاسی و عامل مشروعیت دیگر ارکان نظام است. مؤلفه عملکرد کارگزاران نیز دارای سه مبنا و ضابطه وجوب حفظ نظام، عدالت گرایی و کارآمدی در راستای مشروعیت بخشی به عملکرد کارگزاران محسوب می شود.
Popular Governance in the Alawi Discourse(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study explores the foundations and principles of popular governance in the Alawi discourse, with a particular focus on the political thought and practice of Imam Ali (AS). It argues that Alawi political theory emphasizes active citizen participation in decision-making, implementation, and oversight. Imam Ali (AS) considered government a divine trust, whose legitimacy is contingent upon public acceptance and consent. Core principles of this model include justice orientation, transparency, consultative governance, accountability of rulers, and the protection of human dignity. Within this framework, the people are recognized not merely as the "Pillars of Faith" and "God's Family," but also as holding a pivotal role in the formation, administration, and supervision of government. The study further suggests that revisiting the political legacy of Imam Ali (AS) can provide valuable insights for contemporary political systems seeking to develop indigenous models of popular governance that combine divine legitimacy with popular approval. Such a model has the potential to address the needs of modern Islamic civilization and to serve as a normative basis for effective governance in Muslim societies.
نقش حوزه علمیه در پیشرفت و تعالی انقلاب اسلامی از منظر رهبر انقلاب اسلامی (دام ظله)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سؤال مهمی که ذهن بسیاری از مدیران و برنامه ریزان حوزوی را به خود مشغول کرده این است که از منظر آیت الله خامنه ای، حوزه علمیه چگونه می تواند در حفظ و تقویت انقلاب اسلامی نقش آفرینی کند؟ آیت الله خامنه ای، رهبر انقلاب اسلامی، همواره بر اهمیت نقش آفرینی حوزه علمیه در نسبت با انقلاب اسلامی تأکید داشته اند. تحلیل سخنان و دیدگاه های ایشان درباره نقش حوزه علمیه در حفظ و اعتلای انقلاب اسلامی می تواند به شناسایی راهکارهای کلیدی و محوری در این زمینه کمک کند. روش به کاررفته در این پژوهش، تحلیل مضمون است. یافته های پژوهش همچون ضرورت شناخت جایگاه خطیر حوزه علمیه و فرصت بی نظیر تاریخی انقلاب اسلامی، گفتمان سازی، اسلامی سازی علوم انسانی، تقویت کرسی های فقه حکومتی و کمک به قانون گذاری، پاسخگویی به شبهات، آموزش و تربیت نیروی انسانی، حضور فعال در عرصه های سیاسی و اجتماعی، ارائه راهکارهای دینی و شرعی برای مسائل روز جامعه، بصیرت افزایی و... حکایت از این دارند که از منظر رهبر انقلاب ضروری است حوزه های علمیه در جهت حفظ و تعالی انقلاب اسلامی در دو محور کلان علمی- نظری و اجرایی- عملیاتی نقش آفرینی کنند.
نقدی بر دو نظریه جنگ تمدن ها و گفت وگوی تمدن ها و تبیین نحوه تعامل تمدن ها از منظر اسلام با تاکید بر دیدگاه مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعاملات تمدن ها از مباحث مطرح در جوامع است، لذا مورد توجه تاریخ دانان و سیاسیون قرار گرفته و همواره تلاش کرده اند تا با تحلیل رویدادها نظریاتی ارائه دهند. یکی از عوامل تأثیرگذار در ارائه ی این نظریات؛ پایان جنگ سرد، فروپاشی شوروی و حوادث 11 سپتامبر امریکا است که نقطه ی شروع نظریات تمدنی است، نظیر؛ نظریه ی «برخورد تمدن ها»ی هانتینگتون و در مقابل «گفت و گوی تمدن ها»ی خاتمی است. نظریه ی هانتیگتون به دلیل صبغه ی ستیزه جویانه ی بین المللی و نظریه ی «گفت و گو» نیز علی رغم تکیه بر مسالمت، به دلیل آرمان گرایی این پروژه و قابلیت اجرایی نداشتن در سطح بین الملل مورد نقد است، لذا نیاز به نظریه ای جهان شمول و مبتنی بر آموزه های اسلامی محسوس است. در این نوشتار تلاش شده است که به شکل عام این دو نظریه (برخورد و گفت و گو) مورد بررسی و نقد قرار گرفته است و سپس دیدگاه اسلام با تاکید بر نظریات رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای درباره نحوه ی تعامل تمدن اسلام در مواجهه با غرب مطرح می شود.
مسیرهای متنوع حکمرانی مبتنی بر دانش مغز: مورد کاوی تطبیقی کیفی سه دولت آلمان، هلند و انگلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
81 - 132
حوزههای تخصصی:
از حدود سال ۲۰۱۰ میلادی دولت های مختلف به پیش گامی انگلستان، به ادغام دانش مغز در فرایند حکمرانی مبادرت ورزیدند و ساختارهای سازمانی ویژه ای را در بدنه دولت متولی تصمیم سازی مبتنی بر علوم شناختی کردند. با این حال در ایران، ضمن کاربست فزاینده اصطلاح «حکمرانی شناختی» نهادینه سازی برای اجرای آن صورت نگرفته است. یکی از حلقه های مفقوده تبیین این مفهوم توجه به سایر ابعاد ذاتی دولت ها از جمله فرهنگ سیاسی منحصربه فرد آن هاست که در فرایند حکمرانی بازتاب می یابد. پرسش اصلی این است که فرهنگ سیاسی دولت ها چگونه بر شکل گیری ساختار سازمانی حکمرانی شناختی آن ها تأثیر گذاشته است؟ این مقاله در قالب یک پژوهش کیفی با رویکرد موردکاوی تطبیقی، تجربه سه کشور انگلستان، آلمان و هلند را در زمینه حکمرانی شناختی با یکدیگر مقایسه می کند. فرض ابتدای مقاله این است که فرهنگ سیاسی کشورها در برساخته شدن مدل های متفاوت حکمرانی شناختی آن ها تأثیر گذاشته است. یافته های مقاله نشان می دهد که در آلمان فرهنگ سیاسی تمرکزگرا و اجماع محور منجر به شکل گیری نوعی حکمرانی شناختی متمرکز شده است. در مقابل فرهنگ سیاسی پولدری در هلند به شکل گیری مدل شبکه ای در حکمرانی شناختی انجامیده است و سنت های دموکراتیک و پارلمانی انگلستان در قالب نوعی حکمرانی شناختی غیرمتمرکز پدیدار گشته که به تدریج به سمت مدل شبکه ای پیش می رود. نتایج حاصل از این مقاله بیانگر لزوم توجه به فرهنگ سیاسی منحصربه فرد کشور جمهوری اسلامی ایران در طراحی هرگونه ساختار سازمانی برای حکمرانی این کشور است.
کاربست الگوی حکمرانی خوب در مدیریت قومی- فرهنگی کلانشهرها در ایران (مورد مطالعه شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
57 - 79
حوزههای تخصصی:
کلانشهرهای چندقومی به عنوان نماد پیچیدگی های جهان معاصر، فضایی پویا از تعامل، تقابل و هم زیستی فرهنگ ها، ادیان و هویت های مختلف هستند. مدیریت این کلانشهرها نیازمند درکی عمیق از پویایی های اجتماعی و اتخاذ رویکردهایی منعطف و همه جانبه نگر است. این وضعیت، ضرورت بازتعریف شاخص های حکمرانی خوب شهری را برای کاهش تنش ها و تقویت هم-زیستی مسالمت آمیز پررنگ می سازد. اگرچه نظریه های کلاسیک حکمرانی شهری بر مفاهیمی مانند مشارکت مردمی، شفافیت، و عدالت فضایی تأکید دارند، اما به نظر می رسد این چارچوب ها در مواجهه با کلانشهرهای چندفرهنگی مانند اهواز نیازمند بازنگریِ زمینه محور هستند. بر همین اساس پرسش اصلی این است که کدام شاخص های حکمرانی خوب می توانند تنش های قومی و فرهنگی در اهواز را به شیوه ای پایدار مدیریت کنند؟ این مقاله با تمرکز بر اهواز، در پی آن است که با روشی توصیفی تحلیلی و با تکیه بر داده های پیمایشی و اسنادی، شاخص های حکمرانی خوب که بیشترین تأثیرگذاری در مدیریت تنش های قومی و فرهنگی دارند را شناسایی و رتبه بندی کند. نتایج آزمون رتبه بندی فریدمن نشان می دهد که به ترتیب سه شاخص شفافیت، قانون مداری و اجماع بالاترین رتبه را در میان شاخص های حکمروایی خوب تأثیرگذار بر مدیریت قومی و فرهنگی کلانشهر اهواز کسب کرده اند. بر اساس نتایج این پژوهش با توجه به ماهیت مسائل قومی در کلانشهر اهواز به نظر می رسد تکیه بر شهر چندفرهنگی و فاکتورهای آن بتواند زمینه ساز مدیریت مطلوب تنش های قومی و فرهنگی و نزدیک شدن به شاخص های حکمروایی خوب در این کلانشهر باشد.
جایگاه رسانه و سینما در بیداری اسلامی مصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
95 - 117
حوزههای تخصصی:
فیلم و سینما از مهم ترین پایگاه های هنر و رسانه محسوب می شود و بر فرهنگ سیاسی اثرگذار است. شعارهای سیاسی مردم از نشانه های مهم فرهنگ سیاسی به شمار می آیند. این مقاله به بررسی جایگاه رسانه در بیداری اسلامی مصر و نسبت شعارهای انقلابیون با فیلم های سینمایی اکران شده در مصر پرداخته است (مسئله). با محوریت نظریه بازنمایی استوارت هال (1997) و استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، بیش از 30 فیلم سینمایی بررسی و با شعارهای رایج در جریان بیداری اسلامی مصر تطبیق داده شده است (روش). نتایج نشان می دهد فیلم های سینمایی نقش اساسی در جریان بیداری اسلامی مصر ایفا کرده و بخش جدایی ناپذیری از آن شده اند. فیلم به عنوان مهم ترین محصول هنری-رسانه ای، تأثیر قابل توجهی بر فرهنگ سیاسی مردم مصر داشته است. تعداد قابل توجهی از شعارهای بیداری اسلامی 2011 مصر، وامدار عناوین، داستان یا دیالوگ های فیلم های اکران شده در مصر است و سینما منبع الهام اصلی زبان انقلابی مردم بوده است (یافته ها).
ارزیابی مناسبات کشورهای عرب حوزه خلیج فارس با اسرائیل برسیاست های منطقه ای ایران (پیش و پس از 7 اکتبر 2023)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۱۱
173-196
حوزههای تخصصی:
مناسبات کشورهای عربی خلیج فارس با اسرائیل چگونه سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی ایران را در سه مقطع زمانیِ پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، پس از آن و پس از جنگ ۱۲ روزه ۲۰۲۵میلادی تحت تأثیر قرار داده است؟ چارچوب نظری این پژوهش بر نظریه موازنه تهدید استفن والت مبتنی است و فرضیه اصلی بر این مبناست که رفتار و جهت گیری کشورهای عربی درباره اسرائیل، تابع میزان تهدید ادراک شده از سوی ایران - بر پایه چهار مؤلفه توانمندی های کلی، مجاورت جغرافیایی، قابلیت های تهاجمی و نیات تهاجمی- است و این تغییر در ادراک تهدید، به طور مستقیم راهبردهای منطقه ای ایران را شکل می دهد. روش پژوهش کیفی و مقایسه ای است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، اسناد رسمی و گزارش های معتبر گردآوری شده اند. سپس با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی بر اساس شاخص های نظریه موازنه تهدید تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که پیش از ۷ اکتبر، افزایش همگرایی امنیتی میان چند کشور عربی و اسرائیل بیشتر ناشی از بالا بودن ادراک تهدید نسبت به ایران بوده و به تقویت وزن جمعی این ائتلاف و ارتقای قابلیت های تهاجمی آن منجر شده است. پس از ۷ اکتبر به دلیل تغییر در برداشت از نیات و هزینه های درگیری، برخی دولت های عربی به سمت تنش زدایی با ایران و کندسازی روند عادی سازی با اسرائیل متمایل شدند؛ در حالی که برخی دیگر همکاری محتاطانه با تل آویو را ادامه دادند. در دوره پس از جنگ دوازده روزه نیز، به رغم نگرانی از توان تهاجمی ایران، کشورهای عربی به طور کلی از موازنه سازی سخت در برابر تهران پرهیز کرده، ترجیح داده اند موقعیت خود را از طریق احتیاط و مدیریت تهدید حفظ کنند.
Scenarios for Energy Security of South Caucasus and Southeast Europe(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Energy security is a critical issue for countries around the world, as access to reliable and affordable energy resources is essential for economic growth and development. However, the global energy landscape is rapidly changing, with shifting demand patterns, geopolitical tensions, and concerns about climate change all impacting energy security. An unreliable energy supply leads to volatility of energy prices, which damages businesses and consumers. Therefore, the research aims to examine the energy security of Southeast Europe and the South Caucasus, because the energy security of these two regions is dependent on each other. We have used Grey Relational Analysis (GRA) to examine the energy security indicators and how these indicators changed between 2012 to 2022. The research analysis is based on the 15 indicators that affect current and future energy security trends. In addition, the future scenarios developed by the Global Business Network (GBN). The findings show that Gross Domestic Production (GDP), Foreign Direct Investment (FDI), gasoline price, and greenhouse emissions are significant factors in the regions between 2012 and 2022. Therefore, four scenarios emerged: Crystalline Sky, Anarchy is the first word, Cloudy days, and the Apricity of the economy.
از دولت «مشروطه» تا حاکمیت «استثناء» در انقلاب مشروطه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
155 - 191
حوزههای تخصصی:
انقلاب مشروطه ایران (۱۲۸۵ ش./۱۹۰۶ م.) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران شناخته می شود که با هدف استقرار حکومت قانون و محدود کردن قدرت مطلقه پادشاهان قاجار به وقوع پیوست. تدوین قانون اساسی مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی، نویدبخش تحولی اساسی در ساختار سیاسی ایران بود که بر اساس آن انتظار می رفت نظام سیاسی کشور به یک نظام «کنستیتوسیونل» تبدیل شود. بااین حال، به رغم دستاوردهای ظاهری، مسئله بنیادین مشروطه سازی قدرت در ایران معاصر هرگز به طور کامل محقق نشد و این دشواره تاریخی تا به امروز ادامه یافته است. مسئله اصلی این است که چرا باوجود وقوع انقلاب مشروطه و تدوین قانون اساسی، فرایند مشروطه سازی قدرت در ایران ناتمام ماند و به جای تحقق حکومت قانون، شاهد تداوم اشکال مختلف استبداد بودیم؟ نگارنده، از دستگاه مفهومی «وضعیت استثنا» به منظور واکاوی دشواره «تعلیقِ مشروطیت» در تاریخ معاصر ایران بهره گرفته تا به این پرسش پاسخ دهد که کدام مؤلفه های اندیشگانی، نهادی و رویدادی، سبب ساز تعلیق انقلاب مشروطیت و چیرگی وضعیت استثنا در ایران معاصر گردید. با کاربست روشِ تبیین تاریخی، فرضیه پژوهش، بررسی و چنین یافت شد که انقلاب مشروطه ایرانی، به دلیل: 1. فقدان پیش زمینه های اندیشه ای و فرهنگی در جامعه ایرانی؛ 2. تلنبار شدن رویدادهای بحران ساز و معلق کننده مشروطیت اعم از رویدادهای داخلی و خارجی؛ 3. آماده نبودن بسترهای نهادی، در دامِ استثنا افتاد و به تعلیق کشانده شد.
تحلیل آینده پژوهانه راهبرد چین در افغانستان پس از جنگ ۱۲ روزه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمهوری خلق چین که پس از روی کارآمدن مجدد طالبان به دلایلی مانند خلأ امنیتی ناشی از خروج آمریکا و احیای تهدید افراط گرایی، سیاستی محتاطانه در قبال افغانستان دنبال می کرد، در پی تحولات ژئوپلیتیکی ناشی از جنگ ۱۲ روزه ایران-رژیم صهیونیستی و بازتعریف موازنه های قدرت در منطقه با این پرسش مواجه شده که راهبرد پکن در قبال افغانستان با چه تحولاتی مواجه خواهد شد؟ این مقاله با رویکرد آینده پژوهانه و بهره گیری از روش تحلیل پیشران ها و سناریونویسی و استفاده از مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای منابع معتبر و دیدگاه خبرگان به بررسی نتایج و تفسیر چهار سناریوی محتمل در چارچوب نظریه مجموعه های امنیتی منطقه ای پرداخته و بر اساس دو پیشران اصلی یعنی ثبات/عدم ثبات طالبان در افغانستان و نحوه بازیگری فعال/غیرفعال آمریکا در قبال چین، به این فرضیه دست یافته که منافع راهبردی پکن در قبال آمریکا سبب می شود که چین از سیاست همکاری محتاطانه به سمت حمایت فعال و نزدیکی راهبردی با حکومت طالبان سوق یابد. در این راستا، سناریوهای مختلف تغییر راهبرد چین در حوزه های امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک بررسی شده و یافته های پژوهش نشان می دهد که با توجه به سناریوهای 1- تثبیت طالبان و همگرایی با چین؛ 2- بی ثباتی ساختاری و افزایش افراط گرایی؛ 3- بازگشت آمریکا و رقابت ژئوپلیتیکی جدید و 4-رقابت قدرت های منطقه ای و بازی چندجانبه، در نهایت پکن در راستای حفظ ثبات مرزهای غربی، تأمین منافع انرژی، جلوگیری از نفوذ رقبای غربی خود در آسیای مرکزی، با کنار گذاشتن سیاست محتاطانه، راهبردی چندلایه و فعالانه را نسبت به افغانستان اتخاذ خواهد کرد.