فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
49 - 72
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درپی پاسخ گویی به این پرسش بنیادین است که «مؤلفه های هویتی (دینی و ملی) مدیران شایسته تراز، در اندیشه رهبران انقلاب چگونه است؟». روش پژوهش کیفی بوده و در این پژوهش در گام نخست، کلیه بیانات مکتوب شده حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری موردبررسی قرار گرفت و در ادامه، با به کارگیری روش داده بنیان، بیانات مرتبط با مؤلفه های دینی و ملی مدیران شایسته تراز انقلاب در حکمرانی اسلامی کدگذاری گردید. نتایج بررسی ها نشان می دهد که 70 مضمون فرعی در بیانات حضرت امام خمینی (ره) و 110 مضمون فرعی در بیانات مقام معظم رهبری (مدظله) برحسب روش تحلیل کیفی مضمون در ارتباط با هدف پژوهش قابل استخراج است. درنهایت، با طبقه بندی مضامین شناسایی شده، 180 مضمون فرعی برحسب طبقه بندی روش تحلیل کیفی استخراج گردید. درنهایت، شش مضمون اصلی شامل ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪار، اخلاق مدار، عادل، مدبر، مسلمان انقلابی و همگرایی با جامعه شناسایی شد.
راهکارهای تحصیل امنیت سیاسی در روابط بین الملل از منظر قرآن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دولت در فضای آنارشی، مسئول و مراقبت از امنیت است.در این دیدگاه، دولتها موضوع اصلی امنیت هستند؛ دیگر اینكه دولت ملی چارچوب و مرجع تأمین امنیت است. درجهان مدرن دو نگاه فراگیر لیبرالیستی و رئالیستی به عنوان دو گفتمان غالب در روابط بین الملل در مورد امنیت وجود داشت. که هردو نظریه دونگاه افراط گرایانه وتفریط گرایانه به امنیت بین الملل داشتند که همین دیدگاهها باعث جنگ های متعدد درجهان شد؛ درحالی که نگاه قران متفاوت ازاین دو نظریه است. به تاسی ازمطالب بالا مقوله امنیت و به ویژه امنیت سیاسی، در همه جوامع امروزی به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی حقوق بنیادین افراد مورد توجه قرار می گیرد براین اساس این پژوهش با نگاهی انتقادی به دو مکتب مسلط روابط بین الملل (رئالیسم و لیبرالیسم) درمورد امنیت سیاسی راهکارهای تحصیل امنیت سیاسی را ازمنظر قرآن مطرح می کند. روش تحقیق: این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از روش گرداوری کتابخانه ای بخصوص قرآن انجام می شود. یافته ها: دومکتب رئالیسم و لیبرالیسم امنیت را بارویکرد جنگ طلب و صلح طلب تفسیر نمودند ولی باتوجه به آنارشیست بودن امنیت دولتها درشرایط امروز جهانی ، راهکارهای قرآنی برای تحصیل امنیت سیاسی بین الملل ارئه، درسه حوزه ی اعتقادی،اخلاقی وحقوقی بیان شده؛ همچنین دیدگاه قرآن نسبت به ساختارنظام بین الملل نگاهی تعدیل گرایانه وتقلیل گرایانه ازطریق ایجاد عهدنامه ها، تقویت گفتگوی بین المللی، همزیستی ودعوت به اسلام می باشد
راهبرد صد و نوزدهمین کنگره آمریکا در قبال ایران بر اساس نظریه دیپلماسی اجبار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نظام مسائل اساسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی، تبیین سیاست های کنگره آمریکا در قبال ایران و اتخاذ ابتکارات مناسب برای تحقق فرضیه مطلوب است. دو فرضیه در قبال راهبرد کنگره آمریکا متصور است. فرضیه اصلی بر چارچوب مفروضه های نظریه دیپلماسی اجبار بنا شده است و هوشمندسازی فشار حداکثری و تشدید هزینه های سیاسی اقتصادی در کنار تهدید به اقدام نظامی را، موتور پیشران مصالحه سیاسی و تغییر سیاست های منطقه ای، هسته ای و موشکی ایران قلمداد می کند. تهدید نظامی، تحریم، عملیات روانی و رایزنی با تروئیکای اروپایی برای فعال سازی مکانیسم ماشه، چهار اهرم فشار کنگره آمریکا برای اثرگذاری و تنظیم روندهای دیپلماتیک با ایران است. برخی تحلیل گران نیز به فرضیه رقیب باور دارند و تداوم کارزار فشار حداکثری را به دلیل اینکه فشارهای آن به طبقات متوسط و آسیبب پذیر منتقل می شود را عامل انسجام داخلی و مقاومت حداکثری در برابر آمریکا و بالا رفتن احتمال رفتار تهاجمی ایران در هر سه بخش سیاست های منطقه ای، غنی سازی اورانیوم و بازدارندگی موشکی قلمداد می کنند. پژوهش حاضر از لحاظ هدف راهبردی کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی تبیینی است. نوآوری این تحقیق این است که با تحلیل محتوایی مستندات و شواهد رفتار کنگره در هر دو بخش فرضیه اصلی و رقیب، احتمال تحقق هر یک از فرضیه های را بررسی نموده و راهکارهایی را جهت مقابله با تهدیدات و انتفاع حداکثری از فرصت ها پیشنهاد نموده است.
تعلیق قرارداد در حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
171 - 190
حوزههای تخصصی:
بسیاری از عقود و قراردادهای داخلی و بین المللی بین اشخاص حقیقی و حقوقی و حتی عهدنامه های بین المللی بین دولت ها و سازمان های بین المللی ممکن است به صورت معلق و یا مشروط و منوط به تحقق و یا آماده سازی و فراهم نمودن شرایط و یا بستر لازم شده و به اصطلاح به صورت معلق باشند. عقد معلق آن است که که تاثیر آن بر حسب انشا موقوف بر امر دیگری باشد. هر چند از نظر برخی از فقها عقد معلق باطل است. اما عمده دلیل آنها اجماع است. با توجه به اینکه هم اکنون عقد معلق در همه نظام ها و در حقوق بین الملل متعارف و رایج است. به همین دلیل حکم به بطلان آن برخلاف رویه متداول و اصول فقهی و حقوقی است. سوال این است که چه تفاوتی بین انواع تعلیق است؟ آیا تعلیق در قراردادهای بین المللی با قراردادهای داخلی متفاوت است؟این تحقیق که با مراجعه به کتابخانه و با استفاده از منابع معتبر فقهی و حقوقی به صورت تحلیلی و توصیفی انجام گرفته است. ضمن تفکیک اقسام تعلیق از صحت تعلیق براساس ساختار تعلیق در وصیت و جعاله و سبق ورمایه و براساس قالب واجب مشروط و معلق دفاع می کند و هیچ تفاوتی بین تعلیق در حقوق داخلی و بین الملل نیست. بنابراین طرفین قرارداد معلق باید دارای حسن نیت بوده و همکاری متقابل داشته باشند.
سیاست خارجی قدرت های تجدیدنظرطلب متوسط؛ بررسی موردی برزیل و آفریقای جنوبی (2023 -2005)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۵۴)
204 - 183
حوزههای تخصصی:
جدال میان قدرت های تجدیدنظرطلب و حافظ وضع موجود، گاهی بی ثباتی را برای نظام بین المللی به ارمغان آورده که هزینه های زیادی را به سایر بازیگران تحمیل کرده است. اکثریت صاحب نظران واقع گرایی مقصران این امر را قدرت های تجدیدنظرطلب می دانند و تجویز آنها مهار این قدرت ها به مثابه برهم زننده نظم است. همچنین برخی از آنها قدرت های متوسط را تجدیدنظرطلب نمی دانند. در این پژوهش تلاش شده است تا با تحلیل گونه ای متمایز از قدرت های تجدیدنظرطلب که به دنبال برهم زدن نظم بین المللی نیستند مرزبندی دقیق تری میان برهم زنندگان نظم و دیگر تجدیدنظرطلبان ارائه کنیم. همچنین در عرصه سیاست گذاری درک دقیقی از فرایند گذار نظم بین الملل بدست آوریم. بنابراین پرسشی که در این تحقیق به آن خواهیم پرداخت، این است. چگونه نقش میانجی آفریقای جنوبی و برزیل در سیاست خارجی منجر به تمایز آنها با دیگر قدرت های تجدیدنظرطلب شده است و بر رفتار راهبردی آنها در نظام بین الملل تأثیر گذاشته است؟ فرضیه این تحقیق بر این اصل استوار است که برزیل و آفریقای جنوبی به عنوان قدرت های تجدیدنظرطل ب میانج ی، به ت حول ن هادی گ سترده از طریق ب سیج شبکه های جایگزین و بهره گیری از شبکه ائتلافی تمایل دارند و راهبرد آنها در ایجاد تغییر در نظام بین الملل بر موقعیت یابی در نظم نهادی، هم زیستی مسالمت آمیز و ایجاد شبکه های جایگزین استوار است. در این تحقیق دو مورد برزیل و آفریقای جنوبی ( ۲۰۰۵-۲۰۲۳) به روش توصیفی و تحلیلی مورد پردازش علمی قرار گرفته است که مبتنی بر آن، رویکرد آنها در دو سطح منطقه و جهانی مورد بررسی قرار گرفته و به نقش های کارگزاری و دسترسی آنها و مولفه های قدرت های متوسط در نظام بین الملل خواهیم پرداخت.
تحلیل تطبیقی وضعیت سیاسی رژیم صهیونیستی و پیش بینی زوال آن بر اساس آموزه های دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پایداری یا زوال رژیم صهیونیستی که همواره با کلیدواژه «نامشروع» در اذهان عمومی کشورهای مسلمان جهان عجین گشته است، پیوسته به عنوان نگرشی چالش برانگیز در کانون توجه متفکران و مفسرین سیاسی و اجتماعی در اقصی نقاط جهان قرار داشته است. ازجمله مهم ترین تحلیل ها، پیش بینی زوال رژیم مذکور از سوی آیت الله خامنه ای بوده است؛ مسئله ای که بر اساس پارادایم های تحلیلی مختلف، ازجمله اسلامی، از قابلیت طرح و واکاوی پژوهشی برخوردار است. مبتنی بر این امر، پژوهش کنونی درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که زوال پیش بینی شده از سوی ایشان در بُعد سیاسی، بر اساس کدام یک از آیات قرآن کریم و روایات اسلامی تبیین پذیر است. به منظور پاسخ گویی به این پرسش، پژوهشگر درصدد استفاده از روش توصیفی-تبیینی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روایی برآمده است. شایان ذکر است فرجام این پژوهش به این نکته می پردازد که روند تدریجی زوال سیاسی رژیم صهیونیستی نه تنها بر اساس مستندات عینی همچون رویکردهای تبعیض آمیز و نژادپرستانه، فساد مقامات و سیاست های استبدادی که منتج به کاهش مشروعیت این رژیم نزد جامعه داخلی، کشورها و نهادهای بین المللی شده قابل تصدیق است، بلکه بر اساس گفتارهای الهی مطرح در آیات مختلف قرآن کریم و احادیث معصومین (ع) نیز می توان به خوبی بر آن صحه گذاشت.
بازنمایی ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق (مطالعه مورد کاربران فیس بوک پس از شکست داعش تا شهادت حاج قاسم سلیمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف : قدرت در دوران مختلف متاثر از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تکنولوژیک ماهیت و طبیعت متفاوتی داشته است. در دوران کلاسیک، مدرن و پسامدرن تعاریف و جلوه های متفاوتی از این مفهوم قابل بررسی است، اما به نظر می رسد آنچه در جهان امروز و آینده بیشتر بتواند ماهیت آن را تبیین و توصیف کند، قدرت نرم و دیپلماسی عمومی است. در این متن، اهمیت شبکه های اجتماعی در سال های اخیر به واقعیتی بدیهی تبدیل شده و منبع بسیار مفیدی برای استخراج نظر کاربران در مورد موضوعات، شخصیت ها، محصولات و حتی مباحث کلان کشور و روابط خارجی و داخلی است. عراق به عنوان یک همسایه با قرابت مذهبی و فرهنگی عمیقی که می تواند بازاری بزرگ و شریکی استراتژیک برای ایران باشد، همچنین حضور مستشاری نظامی در عراق و موفقیت در شکست داعش در کنار حمایت ایران از گروه های مقاومت عراقی در سال های پس از صدام و وجود اماکن مقدسه، نیاز بیش از پیش به شناخت رویکرد و نظر جامعه عراقی نسبت به ایران را دوچندان می کند. در نگاه کلی بازنمایی تصویر ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق به ویژه فیس بوک می تواند سنجه ای اولیه از میزان موفقیت قدرت نرم و دیپلماسی عمومی ایران در عراق باشد. روش : محور اصلی این پژوهش حول بازنمایی ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق شکل گرفته و داده های بستر فیس بوک به عنوان اصلی ترین و بزرگ ترین بستر شبکه اجتماعی کاربران عراقی با استفاده از سیستم های کامپیوتری جمع آوری، ذخیره سازی، نویزگیری و پردازش شده است. پس از آن با بهره گیری از روش تحلیل تماتیک روی داده های فیس بوکِ کاربران عراقی پس از شکست داعش تا شهادت سردار سلیمانی مورد بررسی و پردازش به تفکیک سال انجام گرفته است. یافته ها : اصلی ترین موضوعاتی که حول مسائل مرتبط با ایران در فیس بوک عراقیِ منتشر شده به تفیکیک سال از سال 2018 تا 2020 و در چهارده تم اصلی طبقه بندی و سطح بندی شده که مهمترین این موضوعات عبارت است از: - گروه های همسو با انقلاب اسلامی- روابط سیاسی ایران و عراق - اظهار نظر در مورد فرهنگ دینی و اجتماعی مردم ایران - محتواهای مرتبط با دفاع مقدس و تاریخ جنگ عراق و ایران - موضوع روابط اقتصادی و محصولات ایرانی - دخالت ایران در انتخابات و حکومت عراق -موضوعات ورزشی بین دو کیور - اخبار بین دو کشور - تحریم آمریکا علیه ایران و نقش عراق و مقامات ایرانی (شامل مسئولین و شخصیت های سیاسی و نظامی کشور، مقام معظم رهبری، رییس جمهور، سردار سلیمانی) - زیارت اربعین و حضور ایرانیان در این پیاده روی می شوند، تا نمایی روشن از تصویر ایران در شبکه های اجتماعی عراق قابل نمایش باشد. نتیجه گیری : تصویر ایران در میان کاربران عراقی با چالش های زیادی روبرو است و گذشت سال ها از شکست داعش و دیگر خدمات ایران به عراق چندان در نمای قدرت نرم ایران در عراق موثر نبوده است. سهم ایران از خروج داعش و دفاع و هزینه هایی مانند شهادت جوانان و سردار های ایرانی برای حفظ امنیت مردم عراق در محتواهای عراقی ها کمتر دیده می شود. موضوعات مطرح شده حول مقامات حاضر در عراق همچون شهید سلیمانی که جان خود را در این راه داده، شباهتی به یک اسطوره و یا یک قهرمان ندارد. محصولات ایرانی جایگاه مناسبی از نظر حجم تبلیغات و حمایت در میان کاربران عراقی ندارند.
بازاندیشی سیاست خارجی عربستان و امارات در سومالی در عصر رهبران جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موقعیت استراتژیک سومالی، جایگاه ژئوپلیتیکی حیاتی در منطقه به آن بخشیده است که مسیرهای دریایی آفریقا و غرب آسیا را پل می زند. این موقعیت، اهمیت ویژه ای را به جایگاه سومالی در سیاست خارجی امارات و عربستان اعطا کرده است. بررسی منافع پایدار امارات و عربستان در مورد سومالی، تعامل پیچیده ای از استراتژی های ژئوپلیتیکی، سرمایه گذاری های اقتصادی، نگرانی های امنیتی و رقابت های منطقه ای را آشکار می کند. این تحلیل نه تنها برای درک انگیزه های پشت اقدامات کشورهای خلیج فارس، بلکه برای پیش بینی تأثیر بلندمدت آنها بر ثبات و توسعه در شاخ آفریقا ضروری است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که چرا (یا با چه هدفی)، عربستان و امارات طیف گسترده ای از اقدامات را در عرصه سیاسی، امنیتی- نظامی، اقتصادی، و فرهنگی در سومالی انجام می دهند؟ در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته می شود که همه اقدامات عربستان و امارات در چهار حوزه مطرح شده، در نهایت در راستای حفظ نظام سیاسی در سومالی با هدف ایجاد و ارتقاء صلح و ثبات در منطقه انجام می شود که در نهایت بر توسعه پایدار تمرکز دارد. به عبارت دیگر، حفظ نظام سیاسی، کمک به صلح و ثبات در منطقه است، که درنهایت به عنوان زمینه سازی بستری برای توسعه پایدار عمل می کند و این سه هدف چرخه فضیلت آمیزی را ایجاد می کنند که یکدیگر را به صورت مداوم تقویت می کنند. روش به کار رفته در این پژوهش مطالعه تطبیقی اقدامات و اهداف عربستان و امارات در ارتباط با سومالی است.
شناسایی و تحلیل نقش آفرینی سلبریتی ها در توسعه سیاسی ایران (1398- 1402)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش شبکه های اجتماعی، سلبریتی ها به عنوان گروه مرجع جدید اقدام به انعکاس دغدغه های مختلف مردم از طریق رسانه های مذکور نمودند. همین قضیه منجر به تاثیرگذاری این قشر از جامعه در فرایند توسعه سیاسی می گردد و موانعی را در این عرصه به وجود می آورد. پرسش این است که سلبریتی ها چه نقش و جایگاهی در توسعه سیاسی ایران داشته اند؟ فرضیه این است که با توجه به مرجعیت چهره ها و سلبریتی زدگی سیاست در جمهوری اسلامی، این گروه می تواند موانعی جدی در روند توسعه سیاسی به وجود آورد. این مقاله با بهره گیری از رویکرد نشانه شناسی، پست ها و استوری های سلبریتی ها که به صورت هدفمتد در سکوی اینستاگرام انتخاب شده اند را برای نشان دادن تضعیف روند توسعه سیاسی به دلیل نقش آفرینی سلبریتی ها در سیاست ناشی از مرجعیت یافتن آنان در جامعه مورد خوانش قرار داده و با به کارگیری روش کیفی از نوع تحلیل محتوا کیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای، اثرات مداخله ستاره ها در روند فرسایش توسعه سیاسی مورد واکاوی قرار گرفته است. هدف این پژوهش نیز نشان دادن نقش سلبریتی ها در تضعیف فرآیند توسعه سیاسی و سلبریتی زدگی سیاست می باشد که مداخلات آنها در آینده منجر به نتایجی خواهد شد که روند توسعه سیاسی را مختل خواهد نمود.
بررسی چالش های دولت رانتیر و تمرکزگرا در راستای دولت سازی اسلامی براساس قرآن و سیره نبوی (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دولت سازی در طراز انقلاب اسلامی یکی از مهم ترین اهداف پیش روی نظام جمهوری اسلامی ایران است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل چالش های ساختاری دولت ایران، به ویژه رانتی بودن و تمرکزگرایی و ارائه راهکارهایی مبتنی بر قرآن و سیره نبوی(ص) برای برون رفت از این چالش ها انجام شده است. با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و فراتحلیل-تاریخی و تحلیل داده های کیفی-بنیادی، این پژوهش نشان می دهد که رانتیریسم دولتی و تمرکزگرایی آن به عنوان دو چالش اصلی، بر کارآمدی و عدالت در نظام حکمرانی به شدت تأثیر گذاشته اند. با بررسی آموزه های قرآن و سیره نبوی(ص)، این پژوهش به این نتیجه رسیده است که مدل حکمرانی نیمه متمرکز، الگویی کارآمد برای کاهش درآمد رانتی و تمرکزگرایی و تحقق اهداف دولت سازی در طراز انقلاب اسلامی خواهد بود. نوآوری این پژوهش در ارائه یک مدل حکمرانی اسلامی مبتنی بر منابع دینی و تطبیق آن با چالش های موجود در نظام حکمرانی ایران است.
Motahhari's Vision for an Islamic Economy in the Context of the Revolution: Insights from "An Introduction to Comparative Economics"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This paper aims to explore Murtaḍā Muṭahharī’s distinctive contributions to Islamic economic thought, with a particular focus on his analysis in Darāmadī bar Iqtiṣād Taṭbīqī. It seeks to clarify how Muṭahharī’s economic philosophy both critiques Western economic schools and articulates a uniquely Islamic approach, especially in the context of the ideological foundations of the Islamic Revolution in Iran. Method: The study employs a qualitative, analytical approach, drawing on Muṭahharī’s lectures. The research situates Muṭahharī’s economic ideas within the broader intellectual and historical landscape of Iran on the eve of the revolution. Results: The analysis reveals that Muṭahharī’s economic thought is characterized by a rigorous distinction between economic science and economic doctrine, an emphasis on justice and ethical conduct, and a holistic view of Islam as a comprehensive way of life. He critiques both capitalism and socialism for their inability to realize true justice and instead advocates for an Islamic economic system that balances individual initiative with social responsibility. Conclusion: Muṭahharī’s vision for Islamic economics remains highly relevant to contemporary debates on social justice, Islamic banking, and the moral foundations of economic policy in Iran and beyond. His work provides a robust intellectual framework for integrating Islamic values with modern economic challenges, ensuring that the pursuit of material well-being in Muslim societies remains inseparable from the quest for justice and spiritual fulfillment.
An Analysis and Explanation of the Relationship between "Islam and Politics" in the Political Thought of Ayatollah Javadi Amoli (with an Emphasis on Political Theology)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Ayatollah Javadi Amoli has a relative comprehensiveness in religious studies and also in dealing with issues of political theology, including the areas of political theology, which has made him a prominent figure. (Importance) The article, based on Skinner's intentional hermeneutic method (method), has analyzed the relationship between Islam and the state with some interventions. Based on this, the main question is what is the type of relationship between religion and government in Javadi Amoli's view? (Main question) The hypothesis is based on the fact that, based on the subjective and objective grounds and the conventional norms in this field, Javadi Amoli, by rejecting the idea of the separation of religion and politics, considers the relationship between religion and government to be based on the fundamental principle of God's absolute sovereignty and also the right to choose and creative freedom, and emphasizes government as a divine office. (Hypothesis) Based on this, some conclusions are: Javadi Amoli is one of the serious theorists of the integration of religion and politics and religion and government based on rational and religious evidence; a religious state is not contrary to the active role of the people, but it is not the only exclusive component either; government as a religious office; the role of reason in political legitimacy; Separation of legitimacy in the position of proof from legitimacy in the position of proof; an Islamic ruler over society does not have a mandate but rather a guardianship, and people accept his divine guardianship through expert experts; people have a fundamental role in the position of proof, but they do not have any role in the position of proof; the nature of Islamic rulings explains the necessity of forming a religious government; neither is imposition legitimate in the essence of religion, nor can a religious government be compulsory; man, by law, must accept religion and divine sovereignty; the decision to implement or not implement divine commands and laws in society is in the hands of the people; in a religious government such as liberal-democratic governments, the people's opinion and opinion alone are not the axis; the politics and government of the prophets (peace be upon them) is an ever-pure politics; two types of guardianship over the excluded and guardianship over the wise are mentioned in the Quran; an Islamic ruler over society does not have a mandate but a guardianship of the second type; The attorney is dismissed by the client, but the guardian is dismissed due to lack of conditions. (Findings)
بازخوانی تاریخی- گفتمانی تصویر صلاح الدین ایوبی و نقش او در هویت سازی ملی در نشریات کردی (۱۸۹۸–۱۹۴۸)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
37 - 73
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش مهم مطبوعات کردی در دوره ۱۸۹۸ تا ۱۹۴۸ در بازتاب و ترویج شخصیت تاریخی سلطان صلاح الدین ایوبی به عنوان نماد ملی کردها پرداخته است. مطالعه حاضر، از طریق تحلیل نظام مند روزنامه ها و نشریات کردی این دوره، نشان داده که رسانه های کردی چگونه با انتشار مقالات، تصاویر و اشکال مختلف محتوایی، اهمیت تاریخی صلاح الدین را برجسته و با این رویکرد، هویت ملی و ناسیونالیسم کردی را تقویت کرده اند. یافته ها نشان می دهد که در سراسر این نیم قرن، مطبوعات کردی عمدتاً از تصویر صلاح الدین به عنوان نماد وحدت بخش و ملی بهره گرفته اند. این امر از طریق شیوه های متنوع روزنامه نگاری نظیر نمایش های بصری، سرمقاله ها، روایت های تاریخی و مقالات نظری تحقق یافته است. همچنین این مطالعه تأکید می کند که رسانه های کردی در این دوره بیش از آنکه صرفاً ناظر حرفه ای اخبار باشند، نقش دستگاهی ایدئولوژیک در فرایند ملت سازی ایفا کرده اند. نتیجه آنکه تصویرسازی مستمر و نظام مند صلاح الدین در مطبوعات کردی، سهم بسزایی در شکل گیری اسطوره شناسی ملی کردی و تقویت گفتمان ناسیونالیستی در دوره ای حساس از پیدایش هویت ملی ایفا کرده است. این تحلیل تاریخی رسانه ای، چشم اندازی ارزشمند درباره تعامل میان روزنامه نگاری، نمادگرایی تاریخی و توسعه جنبش های ناسیونالیستی در بستر جامعه کردی از اوایل تا اواسط قرن بیستم فراهم می کند.
تحریم های اقتصادی و چالش های آن برای امنیت انرژی تولیدکنندگان: نمونه موردی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
395 - 439
حوزههای تخصصی:
اقتصاد ایران متکی بر صادرات انرژی است و به سبب این وابستگی مالی در برابر فشارهای ناشی از تحریم صادرات نفت و گاز آسیب پذیر است. به همین خاطر بحث امنیت انرژی یکی از مهم ترین موضوعات اقتصاد سیاسی ایران به شمار می آید. پژوهش حاضر به روش تبیینی-تحلیلی و شیوه گردآوری داده به روش کتابخانه ای درصدد پاسخ به این پرسش برآمده است که امنیت انرژی ایران را چه مواردی تهدید می کند؟ فرضیه مقاله این است که تشدید و استمرار تحریم های اقتصادی علیه بخش انرژی ایران، از دهه 1390 به بعد سبب تشدید چالش های امنیت انرژی کشور در سه حوزه حاکمیت، استحکام و تاب آوری شده است به گونه ای که حتی در صورت رفع تحریم ها، مقابله مؤثر با این چالش ها نیازمند اصلاح بنیادی شیوه های حکمرانی در بخش انرژی کشور است. یافته های پژوهش نشان می دهد حتی با پایان یافتن تحریم ها، ایران در صادرات انرژی خود با چالش هایی همچون افت قیمت و تقاضای جهانی، عدم پیوستن به شبکه های انرژی منطقه، بهره برداری نامتوازن از میدان های مشترک با همسایگان، بروز نبودن فناوری ها و کاهش سرمایه گذاری در حوزه انرژی روبرو است. بنابراین رفع تحریم ها مقدمه ای برای پرداختن به برخی از این چالش ها همچون کاهش سرمایه گذاری خارجی و به روز نبودن فناوری خواهد بود و نه درمانی برای همه دردها و مشکلات. ازاین رو؛ ضروری است ایران در حوزه دیپلماسی انرژی فعال تر عمل نماید.
Managing the Crisis: AI and the Demise of National Sovereignty?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۹, Issue ۴, Autumn ۲۰۲۵
853 - 886
حوزههای تخصصی:
This study investigates the evolving crisis of national sovereignty in the context of artificial intelligence and the expanding power of transnational technology corporations. Drawing from over thirty peer-reviewed academic and policy sources published between 2018 and 2025, this paper critically examines how traditional concepts of sovereignty—particularly data, digital, technological, and normative sovereignty—are being redefined by global AI infrastructures and the algorithmic authority of private firms. Employing a qualitative, interdisciplinary methodology grounded in law, political theory, and ethics, the research reveals growing asymmetries between state authority and corporate influence over digital infrastructures, data governance, and regulatory norms. Our findings highlight divergent policy responses, including efforts to reassert sovereign control through data localization, the pursuit of strategic autonomy, and emerging international cooperation frameworks. The study also evaluates normative debates surrounding legitimacy, democratic oversight, and algorithmic accountability. The study concludes that sovereignty in the AI era must be reconceptualized beyond territorial jurisdiction to include infrastructural and ethical dimensions, necessitating hybrid governance models that integrate states, civil society, and corporations, while prioritizing democratic legitimacy and public interest.
پیامدهای پرونده هسته ای بر روابط ایران و سازمان همکاری شانگهای (2022 – 2018)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
167 - 193
حوزههای تخصصی:
سازمان همکاری شانگهای، سازمانی منطقه ای و بین المللی با توانمندی وپتانسیل های فراوان می باشد که عضویت ایران در آن به مثابه مزیتی مهم در سیاست خارجی محسوب می شود. اما در سال های اخیر، با تبدیل شدن مناقشه هسته ای به اصلی ترین موضوع سیاست خارجی ایران، این مهم، مزیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تحت تاثیرقرار داده. بنابراین مهم است به این موضوع پرداخت که تنها عضویت صرف در یک نهاد منطقه ای تا زمانی که تاثیرپذیرازمسائل امنیتی و دیگر قدرت های بین المللی می باشد را نمی توان بیانگر بهره مندی تمام از مزایای عضویت تلقی کرد. لذا پرسش اصلی که پژوهش حاضر را راهبردی می کند، این می باشد که پرونده هسته ای چه تاثیری بر روابط ایران و سازمان همکاری شانگهای دارد؟.فرضیه ای که طراحی شده و با استفاده از ترکیب روش تاریخی وتحلیلی- توصیفی مورد ارزیابی قرار می گیرد این است که؛ به نظر می رسد برای ایران، عضویت در سازمان همکاری شانگهای با انگیزه پیگیری مزایای ژئواستراتژیک، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک بوده است. با این حال، توانایی ایران برای استفاده کامل از مزایای عضویت در سازمان همکاری شانگهای به دلیل مناقشه هسته ای ادامه دار و نظم نهادی گسترده تر حاکم بر روابط بین الملل محدود شده است. بدین جهت هدف پژوهش حاضر؛ واکاوی پیامدهای پرونده هسته ای بر روابط ایران وشانگهای درچارچوب نهادگرایی نئولیبرال می باشد.
پویایی قدرت و مذهب در سیاست های مذهبی آل بویه و آل حمدان: تحلیلی تاریخی-مقایسه ای از عناصر مشروعیت بخشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل تاریخی-مقایسه ای پویایی قدرت و مذهب در سیاست های مذهبی دو سلسله آل بویه و آل حمدان در مقابل حکومت عباسی می پردازد. سؤال اصلی تحقیق این است که چگونه این دو سلسله از عناصر مذهبی برای مشروعیت بخشی به حکومت خود در مقابل قدرت مسلط بهره برده اند و چه تفاوت ها و شباهت هایی در رویکرد آن ها به مذهب وجود دارد؟ فرضیه این تحقیق بر آن است که هر دو سلسله با بهره گیری از مذهب شیعه، به ویژه از طریق حمایت از علمای شیعه و تقویت نهادهای مذهبی، توانستند مشروعیت سیاسی خود را در مقابل «دیگری مسلط» تقویت کنند. با این حال، تفاوت های مذهبی (شیعه دوازده امامی در آل بویه و شیعه اسماعیلی/زیدی در آل حمدان) و رویکردهای مختلف در مواجهه با خلافت عباسی و دیگر نیروهای رقیب، منجر به شکل گیری تفاوت هایی در شیوه های مشروعیت بخشی آن ها شده است. آل بویه با رویارویی مستقیم با خلافت عباسی، توانستند هیبت خلافت را کاهش دهند و آن را در خدمت اهداف خود قرار دهند. روش پژوهش تطبیقی تاریخی و تحلیل محتوای منابع تاریخی و مذهبی نشان می دهد که هر دو سلسله از مذهب برای تقویت ساختار سیاسی خود استفاده کردند، اما تفاوت در رویکردها به تعاملات سیاسی و مذهبی، ساختار اجتماعی منطقه را به طور متفاوتی تحت تأثیر قرار داد.
جنگ عادلانه در اندیشه سیاسی ابونصر فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف بررسی جنگ عادلانه در اندیشه ابونصرفارابی نگاشته شده است. سوال اصلی این است که فارابی با چه استدلایی عادلانه بودن جنگ را توجیه می نماید؟ آیا این پذیرش به معنای آن است که جنگ ناعادلانه نیز وجود دارد؟ یافته های پژوهش حاکی از این است که جنگ در اسلام یک راه حل برای از بین بردن ظلم، فتنه و تجاوزگری است و هرگز برای انتقام جویی، جاه طلبی، کشورگشایی و یا به دست آوردن غنائم و اشغال سرزمین های دیگران نیست. همچنین در نزد فارابی، معیارهای عادلانه بودن یا جائرانه بودن جنگ در مفاهیم کلیدی چون خیر و عدالت، تجسم می یابد و جنگی عادلانه می باشد که در راستای کسب خیر برای اهالی مدینه و تحقق عدالت همگانی صورت پذیرد. نتیجه پژوهش بر این امر دلالت دارد که نظریه جنگ عادلانه فارابی از جمله نظریاتی است که روایی و ناروایی جنگ ها را معطوف به غایت آنها دانسته و ابزار و وسیله فعل را در رتبه های بعدی اهمیت قرار می دهد. در نتیجه در اندیشه او، جنگ عادلانه در گِروی ترویج، توزیع و تأمین فضیلت و خیرات است و در غیر این صورت تبدیل به جنگی جائرانه می شود. این مقاله با بررسی آثار و منابع کتابخانه ای و رویکردی هرمونتیک به تفسیر آثار فارابی می پردازد و به کمک روش توصیفی-تحلیلی گردآوری شده است.
میزان تأثیر عوامل ارتقای سرمایه اجتماعی در مناطق روستایی (مطالعه موردی: روستاهای منتخب دهستان آلمالو شهرستان هشترود)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی در جوامع روستایی یکی از عوامل کلیدی توسعه محسوب می شود؛ لذا برای رسیدن به توسعه پایدار روستایی، برخورداری از سرمایه اجتماعی از ضروریات می باشد. این پژوهش به شناسایی و تحلیل میزان تأثیر عوامل مؤثر بر ارتقای سرمایه اجتماعی در مناطق روستایی منتخب در شهرستان هشترود پرداخته است. درحالی که در دیدگاه سنتی مدیریت، سرمایه های اقتصادی، فیزیکی و انسانی نقش بنیادین ایفا می کند؛ اما در نگرش نوین، سکونتگاه ها به بهبود سرمایه اجتماعی بیشتر نیاز دارند؛ زیرا بدون بهبود سرمایه اجتماعی، بهره گیری از دیگر سرمایه ها به گونه ای بهینه امکان پذیر نخواهد بود. سکونتگاهی که از سرمایه اجتماعی کافی بی بهره است، دیگر سرمایه های آن هم از بین می رود. این پژوهش به روش پیمایشی و مبتنی بر پرسشنامه در بازه زمانی دی ماه 1401 تا آخر تیرماه 1402 انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عوامل فردی با اثر کلی 739/0 و عوامل اقتصادی با اثر کلی 6361/0 به ترتیب بیشترین تأثیر را بر سرمایه اجتماعی در روستاهای مورد مطالعه دارند و عوامل ساختاری نهادی با اثر کلی 174/0 کمترین تأثیر را در میان سایر عوامل مؤثر بر سرمایه اجتماعی داشته است.
جایگاه جبهه مقاومت در تحولات نظم امنیتی غرب آسیا در دوران پساجنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران پساجنگ سرد، نظم امنیتی منطقه غرب آسیا با چالش های متعددی مواجه بوده است. بیان مسئله اصلی این پژوهش، طولانی شدن دوره گذار و ناتوانی ایالات متحده در استمرار رژیم امنیتی هژمونیک در منطقه است. پرسش مقاله این است که جبهه مقاومت چه تأثیری بر نظم امنیتی منطقه غرب آسیا بین سال های 1991 تا 2020 داشته است؟ فرضیه پژوهش این است که جبهه مقاومت توانسته است به طور مؤثر ساختار امنیتی هژمونیک را به چالش بکشد و تغییرات معناداری در نظم منطقه ای ایجاد کند. این پژوهش چارچوب نظری مکتب کپنهاگ را به کار می گیرد که بر تحلیل منطقه ای امنیت تأکید دارد. روش تحقیق کیفی بوده و ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات، تحلیل اسنادی و داده های ثانویه است. نتایج نشان می دهد که جبهه مقاومت با ایجاد تغییرات در الگوهای امنیتی و اجتماعی منطقه، نظم امنیتی غرب آسیا را از یک ساختار هژمونیک به یک مجموعه امنیتی منطقه ای تغییر داده است.