سرشت و سرانجام پدیده دؤنوک در قره باغ عصر صفوی (۹۹۶–۱۰۱۴ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال سقوط برخی ولایت های شمال غرب در طول جنگ های ایران و عثمانی (۹۸۶–۹۹۹ق)، مسئله تابعیت و امکان تداوم سکونت برای ساکنان این مناطق به چالشی مهم تبدیل شد. در این میان، شماری از ایل های قره باغ برای حفظ جان و اموال خود به تابعیت عثمانی ها درآمدند؛ اقدامی که در تاریخ نگاری دوران صفوی با عنوان «دؤنوک» از آن یاد شده است. این مفهوم، به ویژه پس از بازپس گیری منطقه به وسیله صفویان در سال ۱۰۱۴ق، جایگاه ویژه ای یافت و با روایت هایی از مجازات های سخت مانند قتل عام، کوچ اجباری و مصادره اموال همراه شد. برخی منابع رسمی که از بستر جغرافیایی یا زمانی رویداد فاصله داشتند، تصویری ساده انگارانه، قاطع و بیشتر گنگ از سرنوشت دؤنوک ها ارائه داده و آنان را خائنانی قطعی دانسته اند. در برابر، بررسی منابع محلی و نزدیک به بافت اجتماعی منطقه نشان می دهد که پدیده دؤنوک نه رفتاری یک دست و خیانت آمیز، بلکه کنشی پیچیده و چندلایه بوده است. برخی دؤنوک ها از سر نارضایتی، ملاحظه های سیاسی یا فقط برای بقا، چنین تصمیمی گرفتند. یافته های این نوشتار نشان می دهد که برخورد صفویان نیز با این گروه ها یک دست نبوده و از شدت تا مدارا متفاوت بوده است. بنابراین دؤنوک را باید پدیده ای تاریخی با ابعاد متنوع و انگیزه های متکثر دانست، نه فقط نشانه ای از خیانت. «دؤنوک» پدیده ای چندوجهی است که در بستر پیچیده ای از ناامنی، بحران رهبری و فشارهای زیست محیطی و اجتماعی شکل گرفت و واکنش ایل ها به آن، نه لزوماً خیانت، بلکه تلاشی برای بقا و بازتعریف موقعیت خویش در میان دو قدرت بزرگ زمانه بود.