فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
125 - 149
حوزههای تخصصی:
کشور امارات متحده عربی یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس است که با دایر کردن نیروگاه هسته ای وارد باشگاه کشورهای هسته ای شد. این کشور نیروگاه انرژی هسته ای برکت را به عنوان اولین پروژه ی هسته ای جهان عرب راه اندازی کرد. اما با توجه به ویژگی های ژئوپلیتیکی و ساختار شکننده امنیت در این کشور ممکن است انگیزه های تولید و گسترش سلاح های هسته ای ازدید پنهان باشد و به نوعی به دنبال حق غنی سازی اورانیوم باشد. با فرض توانایی دستیابی امارات متحده عربی در غنی سازی اورانیوم این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این سوال خواهد بود که هسته ای شدن امارات متحده عربی چه تأثیراتی بر امنیت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت؟ یافته های پژوهش به شیوه ای توصیفی – تحلیلی از منابع کتابخانه ای، اینترنتی و مقالات مرتبط پاسخ می دهد:«با هسته ای شدن امارات متحده عربی این کشور در صدد افزایش توان بازدارندگی خود در مقابل جمهوری اسلامی ایران خواهد بود و متأثر از آن چالش های امنیتی چون بحث مالکیت جزایر سه گانه، ائتلاف سازی علیه ایران، تغییر نظم منطقه ای و مواردی از این دست را برای ایران به همراه خواهد داشت.»
نقش شبکه خبری الجزیره در بحران دیپلماتیک قطر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
219 - 238
حوزههای تخصصی:
شبکه خبری الجزیره با پوشش رویدادهای خاورمیانه، به ویژه جهان عرب، تحولی مهم در رسانه های منطقه ایجاد کرد و توانست به یکی از تأثیرگذارترین شبکه های خبری تبدیل شود. این پژوهش به بررسی نقش شبکه الجزیره در بحران دیپلماتیک قطر طی سال های 2017 تا 2021 می پردازد. فرضیه اصلی پژوهش بر این مبنا استوار است که این بحران به عملکرد الجزیره و رویکرد آن نسبت به مسائل منطقه ای ارتباط داشته است. الجزیره از طریق فشار رسانه ای بر کشورهای طرف بحران، پرونده هایی همچون دخالت امارات در جنگ یمن و قتل جمال خاشقچی، روزنامه نگار سعودی را به طور گسترده پوشش داد. این اقدامات به تشدید و تقویت بحران دیپلماتیک در منطقه کمک کرد. این تحقیق با روش تحلیلی-تبیینی و استفاده از منابع معتبر کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که الجزیره با موفقیت در دیپلماسی رسانه ای قطر، نفوذ چشمگیری بر افکار عمومی خاورمیانه به دست آورده بود. این نفوذ گسترده، باعث نارضایتی و واکنش منفی کشورهای عربی همسایه شد که در نهایت به تحریم قطر و بروز بحران دیپلماتیک میان کشورهای منطقه انجامید.
بازاندیشی مدل بازیگر خردمند از منظر الگوهای بدیل تصمیم گیری در راهبرد سیاست خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
191 - 216
حوزههای تخصصی:
رویکرد غالب در مطالعه تصمیم گیری سیاست خارجی، همواره نظریه انتخاب عقلانی بوده است و براساس منطق حاکم بر آن، دولت ها به عنوان «جعبه های سیاه» و بازیگرانی یکپارچه و عقلانی در سیاست خارجی و به طور معمول به دنبال هزینه و فایده هستند؛ اما در ادامه این شناخت به وجود آمد که تصمیم گیرندگان، به طور مثال در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ممکن است بر اساس ملاحظاتی که ضرورتاً تابعی از محاسبه سود و زیان نیستند، مبادرت به تصمیم گیری نمایند. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال اصلی بوده است که الگوی بازیگر خردمند در راهبرد سیاست خارجی با چه محدودیت ها و مشکلات مفهومی مواجه بوده است؟ ماهیت این مقاله، توصیفی-تحلیلی است و تلاش شده است تا چهارچوب مفهومی خود را از الگوهای فرایند سازمانی، سیاست بوروکراتیک، تفکر گروه، مدل تکثرگرای تصمیم گیری و الگوی سایبرنتیک اخذ و از آن ها برای تبیین الگوی بازیگر خردمند که الگوی اصلی تصمیم گیری است بهره گیرد تا از این طریق ناکامی های رویکرد عقلانی که شامل عدم توجه به رویه های تصمیم گیری، غفلت از مجادلات بین بوروکراسی های درگیر در نظام تصمیم گیری، کنار گذاشتن نقش سطوح اجتماعی از جمله گروه هایی ذی نفع، افکار عمومی و جنبش های اجتماعی، بی توجهی به نقش مؤلفه های روان شناختی حاکم بر گروه های تصمیم گیرنده است تحلیل شود. این موارد با نگاه به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به خوبی قابل تحلیل است. مسئله ای که می تواند در پژوهش های بعدی به طور مستقل مورد بررسی قرار گیرد.
تحلیل ژئوپلیتیکی دلایل تطویل منازعه صحرای غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
143 - 169
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مورد بحث در جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک، بررسی منازعات با ریشه ارزش های جغرافیایی، میان بازیگران سطوح مختلف در مقیاس های فروملّی و فراملّی است. پایداری ارزش های جغرافیایی مستتر در بنیان های یک تنش و درگیری موجب تداوم روند منازعه می گردد. تا زمانی که یکی از طرفین از کل یا بخشی از منافع مترتبه آن ارزش ها چشم پوشی ننمایند، روند منازعه همچنان ادامه خواهد یافت. منازعه صحرای غربی، به عنوان یکی از تهدیدات امنیت و توسعه پایدار در شمال آفریقا بیش از نیم قرن پیش آغاز شده است و تاکنون ادامه دارد. هر چند از حجم درگیری ها در این قلمرو کاسته شده است؛ لکن این بحران همچون آتش زیر خاکستر، ظرفیّت شعله ور شدن و شروع یک تنش بزرگ برای شمال آفریقا را دارا می باشد. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع فارسی و لاتین کتابخانه ای با استفاده از تحلیل کارتوگرافیکیِ مناقشه و گردآوری دیدگاه های طرفین درگیری به ارزیابی و بررسی علل تطویل این منازعه پرداخته است. یافته های پژوهش مؤید این موضوع است که دلایل تداوم منازعه در صحرای غربی در دسته بندی سه گانه عوامل ژئوپلیتیکی، ایدئولوژیکی و ژئواکونومیک قابل تفکیک است. عواملی نظیر فرآیند ناقص استعمارزدایی، قلمرو حائل، دخالت کشورهای خارجی، ضعف سازمان های بین المللی، ایدئولوژی توسعه طلبانه همسایگان در کنار منابع و ذخایر گسترده صحرای غربی به ویژه فسفات موجب تداوم این منازعه شده است.
گفتمان صلح لیبرال و نهادینه سازی خشونت در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۸
221-246
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش گفتمان صلح لیبرال در شکل گیری، ساخت یابی، تعمیق و تداوم خشونت در خاورمیانه، هدف پژوهش حاضر است. گفتمان صلح لیبرال به عنوان داعیه دار ایجاد صلح پایدار و جهانی، به دلیل جهانشمولی و در نظر نگرفتن زمینه های متفاوت تاریخی-اجتماعی مورد نقد قرار گرفته است و در منطقه خاورمیانه، ارتباطی تاریخی با اروپامحوری و استعمار دارد. جغرافیای سیاسی خاورمیانه که با رویکرد شرق شناسانه، استعماری، نژادپرستانه و تحمیل خشونت به عنوان خصیصه فرهنگی منطقه، توسط غرب تعریف شده، گفتمان صلح لیبرال را به شکل دموکراسی سازی، برنامه های توسعه در دوران پس از جنگ جهانی دوم، گفتمان نئولیبرال صلح در طرح خاورمیانه جدید و ادغام اقتصادی در دوران جهانی شدن تجربه کرده است و از طریق مداخله گرایی، نماینده محوری، دموکراسی هدایت شده و به تعویق انداختن حل ساختاری منازعات به منفعت زایی از خشونت برای غرب منجر شده است. سؤال اصلی پژوهش این است: گفتمان صلح لیبرال چه تأثیری بر شکل گیری و تداوم خشونت در خاورمیانه داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این مبناست که گفتمان صلح لیبرال خشونت را در خاورمیانه عادی سازی، نهادینه و بازتولید می سازد. چارچوب نظری پژوهش جامعه شناسی تاریخی بین الملل و روش شناسی آن مطابق این چارچوب، روش موردی-روایی است، جمع آوری داده ها نیز به روش کتابخانه ای انجام شده است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که گفتمان صلح لیبرال به عنوان گفتمانی بیرونی و شکست خورده در ایجاد صلح پایدار با آرام سازی لیبرال موجب نهادینه سازی خشونت و تداوم آن شده و جایگزین های آن چون صلح پسالیبرال، محلی و روزمره …نیز صنعتی سازی صلح و انسانی زدایی از منطقه را در پی داشته است.
اجرای قانون کشف حجاب در شهر قم؛ روش ها و واکنش ها(بررسی اسنادی)
حوزههای تخصصی:
حجاب در تاریخ معاصر ایران با ورود فرهنگ و اندیشه های غربی و دخالت سلبی حکومت ها ابعاد پیچیده ای پیدا کرده است. مسلماً هرگونه بررسی و چاره اندیشی در مورد آن نیازمند بررسی ریشه ای شکل مواجهه عمومی با رفع و کشف حجاب و البته مطالعه سیاست های حکومت ها در قبال آن مسئله می باشد. شهر قم به عنوان یک شهر مذهبی با تمرکز روحانیت در آن، می تواند مورد مطالعاتی مناسبی در این زمینه محسوب شود. در مورد روش پژوهش، باید گفت که در این تحقیق با روشی توصیفی-تحلیلی، طی تحقیقی کتابخانه ای و با بهره مندی از اسناد و مدارک آرشیوی موجود در آن ها به بررسی و تحلیل موضوع پرداخته و در کنار آن با استفاده از خاطرات افراد آگاه معاصر رویداد (تاریخ شفاهی) بر جنبه ی استنادی و اقناعی کار افزوده شود. نتایج و یافته های تحقیق را می توان این گونه بیان کرد که؛ سیاست ها و روش های حکومت رضاشاه در زمینه ی اجرای قانون کشف حجاب در این شهر، به دو بُعد تبلیغی و اجرایی قابل تقسیم بندی است. ابعاد تبلیغی؛ معمولاً در قالب مراسم و جشن های کشف حجاب، که بیشتر رویه ای فرمایشی و نمایشی داشت، دنبال می شد و جنبه اجرایی آن که به مرور، نسبت به جنبه اول، پررنگ تر، جدی تر و خشن تر شد؛ شامل ممانعت از حضور و برخوردهای تند با بانوان محجبه در مدارس، ادارات، معابر و اجتماعات عمومی بود. روش تقابل مردم و علما نیز در برابر قانون کشف حجاب عموماً، روشی تدافعی و نه تهاجمی بوده است.
دیالکتیک «تَعارُف» و «اِعتصام» صورت بندی الگوی قرآنیِ هم گرایی هویت ملی و امت اسلامی در اندیشه آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف نظریه پردازی در باب نسبت «هویت ملی» و «امت اسلامی»، به صورت بندی الگوی هم گرای قرآنی بر اساس دیالکتیک دو اصل «تعارف» و «اعتصام» و تحلیل کاربست آن در اندیشه راهبردی آیت الله خامنه ای می پردازد. این مهم با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از «تحلیل محتوای کیفی» انجام شده است. جامعه تحقیق شامل تفاسیر کلیدی قرآن کریم و مجموعه بیانات آیت الله خامنه ای است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند و روایی تحقیق از طریق اعتبارسنجی متقابل منابع تأمین شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که قرآن کریم از طریق دیالکتیک دو اصل «تعارف» (تأیید کثرت هویتی ذیل آیه ۱۳ حجرات) و «اعتصام» (الزام به وحدت فراملی ذیل آیه ۱۰۳ آل عمران)، یک الگوی پویا را صورتبندی می کند. سنتز این دیالکتیک از طریق محور استعلایی «تقوا» (حجرات: ۱۳) محقق می شود که با ابطال سلسله مراتب جاهلی، کثرت ها را در ذیل یک امت واحده منسجم می سازد. این الگوی نظری در اندیشه آیت الله خامنه ای به یک «راهبرد مقاومت» عملیاتی در برابر راهبرد تفرقه افکنانه نظام سلطه بدل می شود که در آن، هویت های ملی ضمن حفظ موجودیت خود، در چارچوب امت واحده به انسجام و قدرت راهبردی دست می یابند.
از هم گسیختگی اکوسیستم هوش مصنوعی در پرتو رقابت های حقوقی و سیاسی چین و ایالات متحده در عرصه نظام بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۴
313-331
حوزههای تخصصی:
در دنیای معاصر، هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیچیده ترین و پیشرفته ترین حوزه های فناوری، به یک کانون رقابتی مهم میان کشورهای بزرگ، به ویژه چین و ایالات متحده، تبدیل شده است. رقابت یادشده، علاوه بر تأثیر بر پیشرفت و توسعه فناوری های هوش مصنوعی، به ساختار سیاسی و حقوقی نظام بین المللی نیز رسوخ کرده است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل پدیده از هم گسیختگی اکوسیستم هوش مصنوعی در پرتو رقابت های حقوقی و سیاسی میان این دو کشور است تا به درک بهتری از تأثیرات چنین رقابت هایی بر رشد، پذیرش و توسعه فناوری های هوش مصنوعی دست یابد. پرسش اصلی پژوهش حاضر که به روش توصیفی – تحلیلی نگاشته شده، این است که چگونه رقابت های حقوقی و سیاسی چین و ایالات متحده می تواند به از هم گسیختگی اکوسیستم هوش مصنوعی و تأثیرات آن بر نوآوری و توسعه این فناوری منجر شود؟ یافته های تحقیق نشان می دهند که رقابت های میان چین و ایالات متحده بر اکوسیستم هوش مصنوعی تأثیرات متنوعی دارد. رقابت های مذکور، به بروز چالش ها و معضلاتی منجر گردیده که شامل ناکافی بودن چارچوب های قانونی، بروز نابرابری های اقتصادی و اجتماعی و عدم شفافیت در تصمیم گیری های الگوریتمی است.
پیامدهای اصلاحات اقتصادی نئولیبرال بر شاخص های کلان اقتصادی عراق (2003 تا 2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
311-327
حوزههای تخصصی:
ایالات متحده پس از اشغال عراق در سال 2003 سیاست های اصلاح اقتصادی موسوم به تعدیل ساختاری را در عراق آغاز نمود. اما نتایج حاصل از این اصلاحات در طول دو دهه گذشته، پرسش های جدی را در مورد اثربخشی آن مطرح کرده است. مطالعه حاضر با استفاده از چارچوب نظری نئولیبرالیسم و روش های اقتصادسنجی، به بررسی ارتباط بین اصلاحات اقتصادی و شاخص های توسعه در عراق پرداخته است. نتایج نشان می دهد که رویکرد تعدیل ساختاری مبتنی بر اصول نئولیبرالیسم، نتوانسته به وعده های خود در زمینه رشد اقتصادی، کاهش بیکاری و بازسازی عراق جامه عمل بپوشاند. در واقع، اصلاحاتی که بانک مرکزی عراق تحت نظارت صندوق بین المللی پول در نرخ ارز (دینار عراقی) طی سال های 2003 تا 2023 اجرا نموده بر کاهش بیکاری تأثیر نداشته برعکس در افزایش آن سهیم بوده است. اصلاحات مربوط به قانون سرمایه گذاری و اعطای وام ها و تسهیلات اعتباری به سرمایه گذاران نیز تأثیری در رشد اقتصادی و کاهش بیکاری در عراق طی سال های 2003 تا 2023 نداشته است. این نتایج نشان می دهد که راه خروج اقتصاد عراق از بحران نه پیروی از سیاست های اجماع واشنگتن بلکه برنامه ریزی برای تنوع بخشی به اقتصاد تا رهایی از اقتصاد است.
The Effects of the Global Established-Outsider Figurations on The Role-Playing of The Components of Iran's Strategic Culture(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The dominance of the Western International order and institutionalization of Western civilization within it caused the ancient Eastern civilizations to have common and similar experiences of marginalization and to be portrayed as "inferiors" and "uncivilized" nations. The reproduction of similar strategic culture's elements of these civilizations has led to a common demand to regain their former role and status in the International System. In this context, the main question is what factors have led to the re-orientation of the revisionist Eastern civilizations towards each other and the international system, which revived the civilizational discourse? The overall result of the research shows that the long-standing civilizational war, as well as a similar strategic culture between Iranian, Chinese and Russian civilizations, led to the formation of an Eastern historical-civilizational bloc that seeks to create two Eastern and Western "bounded orders" against Western international order. The method adopted in this research is descriptive-analytical and its theoretical framework is based on Samuel Huntington's Clash of Civilizations theory and Robert Cox's Critical Theory.
اقتصاد سیاسی سیاست گذاری بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در چالش های ارزی متاثر از متغیرهای خارجی و داخلی (1397 - 1391)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
87 - 115
حوزههای تخصصی:
یکی از ابرازرهای اقتصادی و سیاسی برای تحمیل خواسته های یک کشور و یا به عبارتی تامین منافع آن به وسیله کشور دیگر استفاده از تحریم ها است، در این حالت کشور بزرگ و صاحب نفوذ در دنیای سیاست و اقتصاد قادر خواهد بود اعمال محدودیت بر روی اقتصادی کوچکتر و صاحب نفوذ کمتر از خود، هزینه های اقتصادی و سیاسی بر کشور دیگر را تحمیل کند و این وضعیت در صورت همراهی سایر بازیگران مهم اقتصادی و سیاسی در جهان با کشور بزرگ تحریم کننده ابعاد جدی تری به خود می گیرد، وضعیتی که در مورد تحریم های اعمال شده بر اقتصاد ایران متصور است این است که علاوه بر ابعاد سیاسی، آثار و تبعات نامطلوب اقتصادی نیز طی این سالها قابل توجه بوده است که در این راستا نقش بانک مرکزی در سیاستگذاری مطلوب ارزی بسیار حانز اهمیت است از این رو در این مقاله به « تحلیل بر سیاستگذاری ارزی بانک مرکزی در بحران های ارزی سال 1391 و 1397» پرداخته شده است
بررسی فرهنگ سیاسی حزب عدالت و توسعه (AKP) ترکیه (قبل و بعد از انتخابات سال 2019)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
111 - 141
حوزههای تخصصی:
بعد از پیروزی های متعدد در انتخابات های گذشته، حزب عدالت و توسعه انتخابات را در برخی شهرهای بزرگ ترکیه به احزاب رقیب واگذار کرد. هدف این پژوهش که با روش میدانی انجام یافته است، مشخص ساختن تغییرات فرهنگ سیاسی حاکم بر حزب عدالت و توسعه در دوره قبل و بعد از انتخابات سال 2019 می باشد. هم چنین پژوهش حاضر بدنبال یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا حزب عدالت و توسعه به عنوان حزب حاکم، دارای فرهنگ سیاسی فراگیر و ایدئولوژیک می باشد یا خیر؟ نتایج پژوهش نشان می دهد حزب حاکم به عنوان حزب اسلام گرای معتدل، یک حزب حاکم فراگیر و ایدئولوژیک می باشد و در قبل و بعد از انتخابات سال 2019، در شاخص هایی مانند بازسازی هویت ملی و اسلامی، عملکرد نهادهای آموزشی، تعامل با اقلیت های قومی و مذهبی و احزاب مخالف، برخی سیاست های متفاوت از قبل از انتخابات سال 2019 را در پیش گرفته است. بر اساس جدول فراوانی و نمودار ستونی فوق از کل 208 اشاره مستقیم و غیر مستقیم اعضای اصلی حزب عدالت و توسعه ترکیه (رجب طیب اردوغان، بن علی ییلدیریم، مولود چاووش اوغلو و سلیمان سویلو) به مولفه های فراگیر 136 مورد معادل 65.4 درصد قبل از انتخابات 2019 و 72 مورد معادل 34.6 درصد بعد از انتخابات 2019 است. بر اساس جدول فراوانی و نمودار ستونی فوق از کل 174 اشاره مستقیم و غیر مستقیم اعضای اصلی حزب عدالت و توسعه ترکیه به مولفه های ایدئولوژیک 84 مورد معادل 48.3 درصد قبل از انتخابات 2019 و 90 مورد معادل 51.7 درصد بعد از انتخابات 2019 است.
بررسی امکان تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال اتحادیه اروپا در دولت پزشکیان بر اساس مدل کینگدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۵۴)
66 - 31
حوزههای تخصصی:
با توجه به تحولات سیاست جهانی و تغییرات در موقعیت های استراتژیک، بررسی روابط ایران و اتحادیه اروپا در دوره های مختلف نیازمند تحلیل دقیق و جامعی است. این روابط تحت تأثیر عوامل متعددی نظیر تحریم ها، برنامه هسته ای ایران و مسائل انسانی قرار داشته و در مواقع مختلف به چالش کشیده شده است. در این راستا، انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران می تواند دوره ای حساس و مهم برای این روابط باشد. رویکرد او به سیاست خارجی ممکن است فرصتی برای بهبود روابط با اتحادیه اروپا و ایجاد فضای مثبت برای گفتگو و همکاری باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی امکان تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال اتحادیه اروپا بر اساس مدل نظری جریان های چندگانه جان کینگدان و با استفاده از روش تحلیل مضمون می باشد. سوال اصلی مقاله این است که امکان تغییر در سیاست خارجی ایران در قبال اتحادیه اروپا در دولت پزشکیان بر اساس مدل کینگدان چگونه است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد در دوره مورد بحث با استفاده از تحلیل مضامین متون و آثار موجود، شواهد تحلیلی مبنی بر همراهی جریان مشکل، جریان سیاستی و جریان سیاسی در جهت باز شدن پنجره فرصت برای تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. اما علیرغم فرصت های موجود موانع جدی نیز سایه سنگین خود را بر روابط دو طرف گسترانیده است.
بازنمایی برجام در سیاست خارجی اوباما نسبت به ایران در گفتمان خبری سی. ان. ان. (CNN)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
285-314
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی و مسائل بین الملل به گونه پیوستار مورد توجه رسانه های جهانی قرار داشته و شبکه خبری سی.ان.ان. به عنوان یکی از مهم ترین رسانه های بین المللی، نقش برجسته ای در بازنمایی رویدادهای سیاسی ایفا کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که سی.ان.ان. چگونه در گفتمان خبری خود سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران و توافق هسته ای شناخته شده به برجام را در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما بازنمایی کرده است. هدف پژوهش تحلیل چگونگی صورت بندی زبانی و گفتمانی اخبار این شبکه و بررسی میزان همسویی آن ها با روایت رسمی دولت آمریکاست. داده های تحقیق شامل مجموعه ای از گزارش ها و خبرهای سی.ان.ان. درباره برجام است که با بهره گیری از روش تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که سی.ان.ان. با برجسته سازی مفاهیمی همانند «فرصت دیپلماتیک» و «تهدید هسته ای» و با ترسیم تصویری از اوباما به عنوان رهبر صلح جو، به بازتولید سیاست خارجی ایالات متحده یاری رسانده است. در کنار این رویکرد حمایتی، بخشی از گزارش ها نیز با تأکید بر دشواری های اعتماد به ایران و چالش های اجرای توافق، گفتمانی انتقادی و محتاطانه را منعکس کرده اند. نتیجه اینکه سی.ان.ان. تنها بازتاب دهنده خنثای واقعیت نبوده، بلکه کنشگر رسانه ای مؤثری در مشروعیت بخشی و بازنمایی سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران بوده است.
Conceptual Reexamination of “Infiltration” in the Holy Qur’an Based on the Semantic Structure of Hypocrisy (Nifāq)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study presents a semantic–exegetical investigation of the concept of infiltration (nufūdh) in the Holy Qur’an, analyzed through its structural correlation with hypocrisy (nifāq) and the broader Qur’anic discourse on spiritual deception (ghurūr) and immunity (muṣūniyyah). This research reconstructs the ontology of infiltration as a multi-layered process — intellectual, moral-cultural, and political. Methodologically, the paper adopts a semantic-exegetical and comparative analytical approach, combining lexical study, contextual analysis, and intertextual synthesis of key Qur’anic terms, including waswasa (whispering temptation), nazgh (satanic provocation), ghurūr (deceptive allure), and amātah maʿnawiy (spiritual death). These are contrasted with Qur’anic counter-concepts such as taqwā (God-consciousness), furqān (discernment), ikhlāṣ (sincerity), dhikr (remembrance), and waḥdah (unity). The findings demonstrate that, in the Qur’an, infiltration is not merely a sociopolitical strategy but an ontological process aimed at paralyzing the human heart and silencing prophetic consciousness through deception and spiritual sedation. Conversely, the Qur’an constructs a dynamic model of immunity that integrates epistemic, moral, and spiritual dimensions — anchored in taqwā, ikhlāṣ, and dhikr.
الگوی توسعه منابع انسانی مبتنی بر حکمرانی نرم در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
163 - 190
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکرد نظریه داده بنیاد به طراحی مدل توسعه منابع انسانی بر پایه حکمرانی نرم پرداخته است. نتایج نشان می دهد توسعه منابع انسانی در این چهارچوب تحت تأثیر عواملی چون نگاه انسان محور، کاهش تعارضات سازمانی، تفاوت های فرهنگی و ضرورت بهره وری قرار دارد. عوامل زمینه ای شامل سبک رهبری، فرهنگ سازمانی ویژگی های کارکنان و محیط اقتصادی سیاسی بوده و عوامل مداخله گر نیز فناوری های نوین، میزان تعهد یا مقاومت مدیران، ساختار سازمانی و شبکه های اجتماعی هستند. راهبردهای اصلی عبارت اند از: تقویت مشارکت کارکنان، آموزش مهارت های نرم، ایجاد نظام بازخورد مستمر و ترویج ارتباطات شفاف و غیررسمی. پیامدهای این مدل شامل تعلق سازمانی بیشتر، رضایت شغلی بالاتر، کاهش جابه جایی و تعارضات مخرب و افزایش نوآوری سازمانی است. در مجموع، مدل پیشنهادی حکمرانی نرم را رویکردی مؤثر برای توسعه منابع انسانی و ارتقای پایداری و عملکرد سازمان معرفی می کند.
مقدمات دیپلماسی علمی ایران: راهبردها و راه کنش های افزایش سهم ایران در بازار دانشجویان بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
97 - 130
حوزههای تخصصی:
بازار دانشجویان بین الملل عرصه ای است که فراتر از محرک اقتصادی، به لحاظ افزایش قدرت سیاسی و فرهنگی، در اندرکنش کشورها با جامعه جهانی تعیین کننده است. امروزه، علاوه بر کشورهای توسعه یافته، قدرت های نوظهور منطقه ای و حتی کشورهای ذره ای نیز به این بازار ورود کرده و در صدد افزایش سهم خود از آن هستند. موفقیت ایران در بازار رقابتی دانشجویان بین الملل مستلزم فراهم آمدن مقدمات و ملزوماتی است که بدون آن ها دستیابی به اهداف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مورد انتظار از این حوزه ممکن نیست. پژوهش حاضر رویکردی حل المسائلی داشته و در صدد پاسخ به این سؤال است که راهبردها و راه کنش های افزایش سهم ایران در بازار دانشجویان بین الملل چیست؟ در این راستا، در این پژوهش، با ملاحظه مسائل و چالش های موجود، راهبردها و راه کنش هایی در دو سطح کلان و واحد برای افزایش سهم دانشگاه های ایران در بازار دانشجویان بین الملل ارائه شده است. مدعای پژوهش حاضر این است که با فرض فراهم بودن زیرساخت های مادی و معنوی لازم، راهبردپردازی بومی متناسب با وضعیت داخلی و جهانی ایران، دستیابی به سهم مطلوبی از دانشجویان بین الملل به نسبت کل جمعیت دانشجویان داخلی را ممکن می کند. ملاحظه راهبردهای مذکور در سیاستگذاری آموزش عالی می تواند وضعیت و رویه جذب دانشجویان بین الملل در ایران را به لحاظ کمی و کیفی بهبود ببخشد. این پژوهش، با استفاده از روش ترکیبی تبیینی و تجویزی انجام شده و داده های آن از منابع کتابخانه ای و روش مصاحبه بدون ساختار و نیز به واسطه حضور و تجربه زیسته مؤلفان در زمینه اجتماعی- تاریخی موضوع مورد پژوهش، یعنی دانشجویان بین الملل فراهم شده است.
حکمرانی آب در حوضه زاینده رود: تحلیل چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
191 - 220
حوزههای تخصصی:
کمآبیهای دهههای اخیر منجر به چالشهای اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی متعددی در حوضه آبریز زایندهرود شده است. افزون بر تغییرات اقلیمی، ضعف و سوء مدیریت منابع آبی حوضه آبریز زایندهرود میتواند عامل اصلی چالشهای ایجاد شده باشد. هدف اصلی پژوهش پیشِرو تحلیل تاریخی تغییرات حکمرانی آب و پیامدهای آن در حوضه آبریز زایندهرود در طی قرن گذشته است و سعی بر این است با استفاده از رویکرد تحلیلی - اسنادی به دو سؤال پاسخ داده شود: 1. نوع کنش تاریخی در مواجهه با مسئله آب در حوضه زایندهرود چگونه بوده است؟ 2. پیامدهای این کنش چه بوده است؟ نتایج نشان میدهد که در طی قرنها، در این حوضه حکمرانی آب شکل نگرفته و صرفاً مدیریت فنی بوده است؛ توسعه پایدار منابع و محیطزیست و ذینفعان اصلی (محیطزیست و مردم) مورد توجه قرار نگرفتهاند. مدیریت نادرست منجر به خسارات جبرانناپذیر به محیطزیست، گسترش فقر و بیکاری در مناطق شرق استان اصفهان، ایجاد تنشهای بین استانی و بیاعتمادی به سیاستهای دولتی شده است. اصلاح سیاستهای توزیع آب، مشارکتدادن ذینفعان، بهبود شفافیت و استفاده از فناوریهای نوین برای احیای این حوضه آبریز ضروری است.
کالبد شکافی عملکرد جمهوری اسلامی ایران در عراق (با تأکید بر شکل گیری مقاومت مردم پایه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حشد شعبی در حال حاضر یکی از مهم ترین نیروهای عراقی در عرصه مبارزه با نیروهای تروریستی سلفی – تکفیری داعش به شمار می رود . اکنون حشد شعبی به مثابه یکی ازنهادهای مردمی – قانونی به شمار می رود که طی چند سال گذشته همواره مورد توجه محققان قرار گرفته است. در نوشتار حاضر تلاش می شود که مقاومت مردمی در عراق با تاکید بر شکل گیری حشد شعبی و نقش جمهوری اسلامی ایران در راستای مبارزه با جریان های مقاومت ضد تروریستی مورد بررسی قرار گیرد و اهداف تحقق یافته در این خصوص مورد مدّاقه قرار خواهد گرفت. در راستای شکل گیری حشد شعبی جمهوری اسلامی ایران نیز حمایت های بسیاری به نیروهای عراقی در جغرافیای مقاومت کرد. با این اوصاف، جمهوری اسلامی ایران بر آن شد تا با اتکاء به این استعداد به عنوان بخشی از جریان مقاومت اسلامی، شبکه ای از حزب الله در جغرافیای عراق را برای مبارزه با تروریسم ایجاد کند. به طور کلی ، در بررسی عملکرد و نقش جمهوری اسلامی ایران "تامین امنیت ملی با بسط قدرت فراسرزمینی" نیز مشاهده می شود و آن را می توان چارچوبی قلمداد کرد که در زمینه سازی برای«شرایط و فضایی که یک ملت طی آن قادر است اهداف و ارزش های حیاتی مورد نظر خود را در سطح ملی و فراملی گسترش دهد، یا دست کم در برابر تهدیدهای بالقوه و بالفعل داخلی و خارجی آنها را حفظ کند» موثر به شمار آورد. در چارچوب چنین تعریفی، فعالیت های نهضتی جمهوری اسلامی ایران را علاوه بر بعد ایدئولوژیک ،باید مبتنی بر «تولید قدرت و افزایش امنیت» در چارچوب شکل دادن به هسته های مقاومت مردمی مورد توجه و تأمل قرار داد.
رابطه دو جانبه حاکمیت و مردم و وفاق ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
89 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی رابطه دوجانبه حاکمیت و مردم و تأثیر آن بر وفاق ملی و شناسایی عوامل مؤثر بر تعامل میان حاکمیت و مردم و چگونگی شکلگیری وفاق ملی در جوامع مختلف است. رابطه دوجانبه حاکمیت و مردم در وفاق ملی بهعنوان پایهای برای همبستگی و همکاری در جهت نیل به اهداف موردنظر در جامعه اهمیت دارد. این تعامل ضمن اینکه موجب کاهش فاصلهها و افزایش اعتماد بین دولت و مردم میگردد؛ جهت حل چالشهای سیاسی و اجتماعی نیز ضروری است. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که رابطه دوجانبه حاکمیت و مردم چگونه میتواند موجب تقویت و یا تضعیف وفاق ملی شود؟ به دنبال این سؤال، سؤالات فرعی هم مطرح میشوند. روش انجام تحقیق کیفی از نوع تحلیل اسنادی است. یافتهها حاکی از آن است که ارتباط مؤثر و شفاف میان حاکمیت و مردم، منجر به تقویت وفاق ملی و افزایش رضایت عمومی میشود. همچنین نتایج نشاندهنده آن است که عدم توجه به خواستههای مردم میتواند منجر به تضعیف وفاق ملی و افزایش نارضایتی اجتماعی شود. این مقاله درصدد ارائه راهکارهایی برای بهبود تعامل بین حاکمیت و مردم و تقویت وفاق ملی در جوامع است. از تقویت شفافیت و پاسخگویی و نیز تشویق مشارکت مدنی میتوان بهعنوان راهکارهای بهبود تعامل میان حاکمیت و مردم و درنتیجه تقویت وفاق ملی اشاره نمود.