فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
فناوری های نوین در انقلاب صنعتی چهارم نه تنها قابلیت تغییر موازنه بلکه توانایی تاثیرگذاری بر تمامی حوزه ها از اقتصاد تا مسائل امنیتی و دفاعی را برخوردارند. بر این اساس همان طور که فناوری به سرعت پیشرفت می کند، تأثیر آن بر اقتصاد جهانی مدرن نیز افزایش می یابد و با ورود جهان به عصر رقابت قدرت های بزرگ، این حوزه برای چین و آمریکا اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در عین حال، به دلیل تفاوت های بنیادین در فرهنگ استراتژیک چین و ایالات متحده، این رقابت نه تنها بر جریان های تجارت بین المللی و زنجیره های تأمین جهانی بلکه بر نظم جدید جهانی نیز تأثیر گذاشته است. پرسش محوری تحقیق حاضر با اتکاء به چارچوب نظری تلفیقی متشکل از «نظریه ثبات هژمونیک» و «واقع گرایی فرهنگی»، بدین شرح قابل طرح است که بر اساس سنتز نظری یادشده، چه مکانیسم هایی ساختاری و کنش محوری در روابط دوجانبه آمریکا و چین به نهادینه شدن تنش های ژئوپلیتیکی در نظام بین الملل انجامیده است؟ فرضیه محوری این پژوهش استدلال می نماید که بنیادهای ساختاری و کنش محور تقابل میان چین و ایالات متحده را می توان در سه مکانیسم علّی متعامل تحلیل نمود: 1. سازه های هویتی متعارض در گفتمان های سیاسی که به شکل گیری روایت های هویتی دوسویه و تقابلی انجامیده است؛ 2. فرایند امنیتی سازی فزاینده در حوزه های اقتصادی-فناورانه که موجب بازتعریف این عرصه ها به مثابه حوزه های امنیت ملی گردیده؛ 3. روند نهادسازی موازی در ساختار نظام بین الملل که بازتابی از تفاوت های بنیادین در فرهنگ های استراتژیک دو بازیگر محسوب می شود. سه مکانیسم در تعامل نظام مند با یکدیگر، به تشدید و نهادینه شدن تنش های ژئوپلیتیک در عرصه سیاست بین الملل انجامیده است.
نقش دادگاه های قانون اساسی در حمایت از آزادی بیان در مصر و فرانسه؛ تحلیلی از دو نظام سکولار و دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی نقش دادگاه های قانون اساسی در حمایت از آزادی بیان در دو نظام حقوقی سکولار با تأکید بر کشور فرانسه و دینی- فقهی با تأکید بر مصر است. لذا سوال اصلی پژوهش عبارت است از: «دادگاه های قانون اساسی مصر و فرانسه تا چه اندازه و از چه طریقی در حمایت مؤثر از آزادی بیان بر مبنای تعهدات حقوق بشری داخلی و بین المللی نقش آفرینی کرده اند؟» در این رابطه به نظر می رسد دادگاه قانون اساسی فرانسه با اتکا به اصول لائیسیته و حاکمیت قانون، حمایت مؤثرتری از آزادی بیان ارائه داده است، در حالی که دادگاه قانون اساسی مصر تحت تأثیر ملاحظات دینی، امنیتی و سیاسی، رویکردی محدودکننده تر در این زمینه اتخاذ کرده است.یافته های پژوهش با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد تطبیقی (گردآوری داده ها با استفاده از تحلیل اسناد قانونی، آرای قضایی و منابع حقوق بین الملل صورت پذیرفته است) و تئوری های نسبی گرایی فرهنگی در حقوق بشر و نقش دادگاه های قانون اساسی در تضمین حقوق بنیادین نشان می دهد که دادگاه قانون اساسی فرانسه با تکیه بر اصول جمهوریت و لائیسیته، تفسیر موسعی از آزادی بیان ارائه داده و آرای متعددی در حمایت از رسانه ها و کنشگران مدنی صادر کرده است. در مقابل، دادگاه قانون اساسی مصر گرچه در برخی موارد به اصول حقوق بشر استناد کرده، اما در عمل بیشتر تابع سیاست های دولتی و ملاحظات مذهبی بوده است. همچنین، استقلال قضایی محدود و ضعف در اجرای آراء، از عوامل اصلی ناکارآمدی حمایت قضایی در مصر محسوب می شود.
امنیت و سیاست چین در برابر طالبان: تحول در رویکردها پس از اوت 2021(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در اوت 2021 طالبان به قدرت رسید. بسیاری از کشورها به دلیل تحقق نیافتن وعده های حقوق بشری و تشکیل دولت فراگیر، از شناسایی حکومت طالبان خودداری کردند. با وجود این، چین پیش و پس از اوت 2021 با طالبان روابط رسمی و رو به افزایشی داشته است. با توجه به اهمیت اصل مداخله نکردن و راهبرد اقتصادمحور در سیاست خارجی چین، دیدگاه غالب بر منافع اقتصادی چین و بهره برداری از ذخایر طبیعی افغانستان در چارچوب طرح یک کمربند و یک راه تأکید دارد. با بررسی روابط متغیر چین و افغانستان در ده های گذشته، به نظر می رسد منافع چین در دوره کنونی فراتر از سود اقتصادی است. در این نوشتار با رویکرد واقع گرایی تدافعی تحلیل می کنیم که مهم ترین عامل در سیاست خارجی چین، نگرانی های امنیتی است. پرسش این است که کدام عامل بر شیوه تعامل چین با طالبان بیشترین تأثیر را داشته است؟ فرضیه این است که توانایی طالبان در مهار گروه های جدایی طلب و تروریستی که امنیت ملی چین را تهدید می کنند، مهم ترین عامل مؤثر است. این نوشتار با روش ردیابی فرایند نشان می دهد که از دوره جنگ سرد تاکنون چین همواره در افغانستان ملاحظه های امنیتی داشته و با خروج آمریکا از افغانستان در سال 2021، مسئولیت حفظ ثبات و امنیت در افغانستان برای چین افزایش یافته است. در نتیجه، چین با رویکردی واقع گرایانه و تدافعی، به دنبال حفظ امنیت ملی خود از راه تعامل هوشمندانه با طالبان است، به گونه ای که اقتصاد ابزاری برای تحقق هدف های امنیتی شده است.
نقد و بررسی مقایسه ای جایگاه زن در آثار جلال آل احمد و علی شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
57 - 88
حوزههای تخصصی:
مطالعه حول محور زنان، همواره در کانون دغدغه های جامعه شناسان و متفکران بزرگ همه کشورها بوده است. در ایران، به ویژه پس از مشروطیت و آشنایی با تفکرات غربی، تلاش هایی در این زمینه صورت گرفته است و روشنفکران، شرایط زنان و جایگاه آنان را در جامعه بررسی نموده و نسبت به آگاهی دادن به زنان تلاش کرده اند. جلال آل احمد و علی شریعتی، دو مصلح و نویسنده اجتماعی معاصر، هرکدام به مسائل اجتماعی و فرهنگی با توجه به شرایط جامعه ایران در دهه های چهل و پنجاه نگاهی ویژه داشتند. جلال آل احمد با تأکید بر هویت ملی و فرهنگی، بازگشت به ارزش های بومی و نقش زنان در فرایند توسعه اجتماعی اشاره می کند. در مقابل، علی شریعتی بر اهمیت آگاهی و آموزش به عنوان ابزارهای کلیدی برای تغییر وضعیت زنان تأکید می ورزد و معتقد است که زنان باید در عرصه های سیاسی و اجتماعی فعال باشند و با آموزش و آگاهی توانمند شوند. روش پژوهش این مقاله کیفی و تحلیل اسنادی و بهره گیری از روش مطالعه تطبیقی است که وجوه تفاوت و شباهت های دو نویسنده ایرانی را بر اساس آثارشان در مورد زن ایرانی بررسی می کند.
تاثیر فرمت مسکو بر مناسبات منطقه ای امارت اسلامی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
115 - 143
حوزههای تخصصی:
الگوی منطقه ای فرمت مسکو در سال 2017 به عنوان یک پلت فرم منطقه ای برای رایزنی با حضور نمایندگان ویژه روسیه، افغانستان، هند، ایران، چین و پاکستان با نگاهی به «یک روز پس از آمریکا» نسبت به امور افغانستان ایجاد گردید. سوال اصلی به این می پردازد که فرمت مسکو چه نقشی بر تعاملات منطقه ای حکومت امارت اسلامی دارد؟ فرض تحقیق بر این استوار است که فرمت مسکو با محوریت روسیه و کشورهایی که در این چارچوب قرار دارند در صدد هستند تا طالبان را در صف ضد یک جانبه گرایی آمریکا در منطقه حفظ ، سیاست ضد داعشی حکومت امارت اسلامی را تقویت کرده تا زمینه مشروعیت منطقه ای آنها مهیا شود.یافته نشان می دهد که فرمت مسکو دو هدف استراتژیک سیاسی (ضد یکجانبه گرایی با آمریکا) و امنیتی (مبارزه با تروریسم) را تعقیب می کند و حکومت کنونی در چارچوب این فرمت از فرصت های سیاسی (مشروعیت زایی)، اقتصادی (استفاده از سازوکارهای اقتصادی) و امنیتی بهره می برد. در این تحقیق از روش تبیینی و شیوه جمع آوری داده کتابخانه ای، استفاده از مقالات علمی و خبرگزاری های معتبر می باشد.
شناسایی و رتبه بندی چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
374 - 345
حوزههای تخصصی:
ایران کشوری منحصربه فرد از لحاظ ویژگی های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی است، اما واقعیت این است که علی رغم پتانسیل های مطلوب جغرافیایی و ژئوپلیتیکی از آنها برای پیشبرد اهداف و منافع ملی به خوبی استفاده نشده و در جهت عکس به چالش هایی برای کشور تبدیل شده است. چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین چالش های اساسی و پایه ای است، که دامنه ای از چالش های ملی، منطقه ای و جهانی را در برمی گیرد. هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین ایران است. این مقاله با رویکرد توصیفی – تحلیلی و بهره گیری از روش کیفی و کمی به منظور گردآوری و تجزیه وتحلیل داده ها و در بخش میدانی و پیمایشی با ابزارهایی چون مصاحبه و پرسشنامه به شناخت و رتبه بندی چالش های بنیادین می پردازد. سؤال اصلی این پژوهش بدین گونه صورت بندی شده است که چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین جمهوری اسلامی ایران کدام اند؟ و کدام یک از آنها اهمیت بیشتری دارند؟ یافته ها نشان می دهد چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین ج.ا.ا عبارت اند از سه مؤلفه ضعف و شکنندگی اقتصاد ملی، درگیری های منطقه ای و مشارکت ایران در آنها و ساختار اداری- سیاسی بوروکراتیک و ناکارامد که بیشترین امتیاز را در بین مؤلفه های بنیادین کسب کرده اند. در مقابل سه مؤلفه رشد روزافزون تابوهای ژئوپلیتیکی، چالش امنیت ملی متأثر از موقعیت سوق الجیشی (تجارب تلخ اشغال ایران) و چالش های سیاسی به ویژه در زمینه وحدت و انسجام ملی کمترین امتیازها را در بین مؤلفه های سطح بنیادین به خود اختصاص داده اند.
رهبری و توسعه؛ نقش عقلانیت استراتژیک رهبری دنگ شیائو پینگ در توسعه چین پساانقلابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶
27-49
حوزههای تخصصی:
رخداد انقلاب ها در بسترهای مکانی مختلف، اگرچه در ابتدا نتایجی مشابه همچون روحیه تغییر و هیجان را به همراه داشت، اما در ادامه مسیرهای متفاوتی را رقم زد؛ که عمدتاً ناشی از نوع رهبری در دوران پساانقلابی بود. اینکه رهبری دنگ شیائوپینگ در چین، برعکس مائو، رشد و توسعه ای را رقم زد که از آن به معجزه قرن یاد شد، بیش از هر چیز نشان از درک یک رهبر از اقتضائات تداوم انقلاب با دستاورد سازی است؛ نقشی که البته مورد غفلت و بی توجهی قرارگرفته است؛ چراکه از هر زاویه ای که این توسعه مورد توجه قرار گیرد، رهبری دنگ و نقش عقلانیت استراتژیک او در توسعه چین امروز غیرقابل انکار است. درهمین راستا، سؤال اصلی این مقاله بدین گونه است که عقلانیت استراتژیک رهبری دنگ چه نقشی در توسعه چین امروز داشته و این عقلانیت استراتژیک از چه شاخص ها و مؤلفه های برخوردار است؟ یافته های این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای تاریخی مرتبط با ادبیات سیاسی دنگ و سیاست ورزی وی در تاریخ چین، نشان می دهد که تجربه توسعه چین پساانقلابی، مرهون رهبری چون دنگ بود که به لطف عقلانیت استراتژیک خود، زمینه ساز توسعه شد؛ این عقلانیت استراتژیک دارای شاخص های همچون تراژیک اندیشی سیاسی، سیاست حفظ وضع موجود، اولویت بندی مسائل، واقعیت چراغ راهنمای سیاست، عمل گرایی و ایجاد سازوکارهای های خود اصلاح کننده است.
اهداف، پیامدها و نتایج راهبرد دموکراسی سازی در طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفروض دولت آمریکا که سیاست دموکراسی سازی را در خاورمیانه در پیش گرفته، این است که کشورهای خاورمیانه ازنظر ساختارهای سیاسی منطبق بر اصول دموکراتیک نیستند. آمریکا ساختار داخلی کشورهای منطقه را که از فقدان دموکراسی رنج می برند، خاستگاه تهدید علیه امنیت ملی خود وامنیت بین المللی تلقی کرده ومعتقد است در صورت تغییر ساختار دولت های خاورمیانه وایجاد دموکراسی در این کشورها می توان تهدیدهای ناشی از غیر دموکراتیک بودن دولت های منطقه را از بین ببرد. ازاین روخاورمیانه را آماج سیاست های لیبرالی ازجمله دموکراسی سازی قرار داده است. با توجه به این مهم، پرسش اصلی این نوشتار این است:«دموکراسی سازی در طرح خاورمیانه بزرگ چه اهداف، نتایج وپیامدهایی به همراه داشته است»؟ بنابراین سیاست دموکراسی سازی در خاورمیانه بعد از یازده سپتامبر 2001 اتخاذ شد وهدف آن ایجاد تغییرات ساختاری در کشورهای عربی خاورمیانه است. ترویج دموکراسی در خاورمیانه این فرصت را نصیب آمریکا می کند که امکان کنترل فرایند دموکراتیزه شدن وتعیین سرعت تحقق آن را در اختیار بگیرد. روش نوشتار توصیفی – تحلیلی وابزار گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است.
تأثیر ناسیونالیسم قوم گرا بر تروریسم قومی (مطالعه موردی: پژاک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
107 - 141
حوزههای تخصصی:
ناسیونالیسم قومی یکی از چالش برانگیزترین مفاهیم در دنیای مدرن است که با تأکید بر تمایزات قومی، زمینه ساز شکاف های هویتی و بروز تنش در جوامع چندقومیتی می شود. این پدیده، به ویژه زمانی که با مؤلفه هایی چون جدایی طلبی و طرد دیگری همراه گردد، می تواند به خشونت و تروریسم منتهی شود و ثبات داخلی کشورها را تهدید کند. جمهوری اسلامی ایران نیز با وجود تنوع قومی گسترده، در برهه هایی با ظهور گروه هایی مواجه بوده که با بهره گیری از احساسات قومی، به تهدید تمامیت ارضی کشور پرداخته اند. یکی از این گروه ها پژاک (حزب حیات آزاد کردستان) است که با وجود ریشه های برون مرزی، از طریق تحریک قومی در مناطق کردنشین، به اقدامات خشونت آمیز و تروریستی مبادرت ورزیده است. این گروه با استفاده از راهبردهای تبلیغاتی و شبکه های ارتباطی، در پی گسترش نفوذ و جذب حمایت های محلی است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی پژاک به عنوان یک گروهک تروریستی در چارچوب نظری ناسیونالیسم قومی است. سؤال اصلی پژوهش این است که پژاک چگونه از مبانی فکری خود برای اقدامات تروریستی بهره می برد. بنا بر فرضیه تحقیق، پژاک با اتکا به مؤلفه های ناسیونالیسم قومی، به کنش های خشونت آمیز دست می زند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که پژاک با بهره گیری همزمان از مؤلفه های ناسیونالیسم قومی و آموزه های سوسیالیستی، به ویژه از طریق تحریک احساسات هویتی و گفتمان ضدساختار، زمینه ساز بروز خشونت و اقدامات تروریستی در مناطق مرزی ایران شده است.
تحلیل مضمون بیانات شهید سید حسن نصرالله پیرامون عملیات طوفان الاقصی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
54 - 77
حوزههای تخصصی:
عملیات طوفان الاقصی یکی از مهم ترین رویدادهای منطقه ای در سال های اخیر و نبردی سرنوشت ساز میان نیروهای فلسطینی و ارتش اسرائیل از زمان تأسیس این رژیم جعلی بود که در تاریخ هفتم اکتبر سال 2023 میلادی به وقوع پیوست. این عملیات که به صورت خودجوش و با رعایت اصل غافلگیری و محرمانگی توسط جنبش حماس صورت گرفت، مسئله ی فلسطین و قدس شریف را مجدداً بر سر زبان ها انداخت و افکار عمومی دنیا را به خود جلب نمود. در این میان، سخنان دبیرکل فقید حزب الله لبنان پیرامون این عملیات همچون گذشته مسیر پیش روی جریان مقاومت را روشن کرد و سیاست های هدفمند رسانه های دشمن را تا حدود زیادی خنثی نمود. هدف پژوهش حاضر، تحلیل و بررسی بیانات شهید سید حسن نصرالله پیرامون عملیات هفتم اکتبر و کشف مضامین موجود در آن می باشد. سخنان ایشان از سایت اینترنتی المَنار و پایگاه مجازی مقاومت اسلامی لبنان گردآوری شده است. روش این پژوهش، تحلیل مضمون می باشد و برای تحلیل داده ها و ترسیم شبکه ی مضامین ارتباطی از بیانات این شهید والامقام، از نرم افزار کامپیوتری MAXQDA استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد؛ عملیات طوفان الاقصی دارای زمینه ها و بسترهایی بود که انباشت آن ها بر روی هم، حماس را وادار به انجام این عملیات نمود. همچنین این نبرد که به صورت محرمانه، غافلگیرانه و مستقل انجام شد، با واردکردن ضربه ای جبران ناپذیر به کالبد رژیم صهیونیستی، آثار و نتایج غیرقابل انکاری را به بار آورد که به دنبال آن، چهره و نظم کنونی منطقه دچار تغییر خواهد شد.
حکمرانی در پلتفرم های دیجیتال جهانی: مطالعه درهم تنیدگی حکمرانی شرکتی با حق حاکمیت دولت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تحلیل سازوکارهای نظارت بر محتوا به مثابه نوعی خودحکم رانی در پلتفرم متا و درهم تنیده شدن آن با حکم رانی توسط دولت ها است. تعدیل محتوا تحت اصطلاح حکم رانی در پلتفرم ها سازوکار اصلی شرکت های دیجیتالی جهانی برای تنظیم گری گفتار و کردار شهروندان در فضای آنلاین و اینترنت است. با توجه به سلطه جهانی پلتفرم های دیجیتالی جهانی بر اینترنت، همچنین به دلایل اینکه بخش عمده کردارها، تعاملات و ارتباطات شهروندان در زمینه پلتفرم ها روی می دهد، به ناچار، بسیاری از دولت ها مجبور شده اند بخشی از اختیارات خود برای اعمال حق حاکمیت را به این شرکت ها تفویض کنند. در مقایسه با بی عملی بسیاری از دولت ها، برخی دولت ها تلاش کرده اند تا قوانین و مقرراتی را تصویب کنند و سازوکارهایی را برای تعدیل و نیز هم سازی با شیوه های حکم رانی پلتفرم های بزرگ ایجاد کنند. اتحادیه اروپا در این زمینه پیشگام است و از طریق تصویب مقررات گوناگون از جمله در زمینه حریم خصوصی می کوشد از حق حاکمیت دیجیتال خود حفاظت نماید. برخی کشورها نظیر آلمان نیز این پلتفرم ها را ملزم کرده اند تا در محدوده قلمروی سرزمینی خود، قوانین این کشورها را در شرایط ارائه خدمت خود به مثابه اسناد راهنما بگنجانند. یافته های این مقاله نشان می دهد، تسهیم پلتفرم های جهانی در امر حاکمیت، اجتناب ناپذیر شده است و تلفیق حکم رانی شرکتی و حکم رانی دولت های ملی نوعی حکم رانی اشتراکی را ایجاد کرده است. این حکم رانی اشتراکی ضمن اذعان به تحولات فناورانه-سیاسی جدید، پلتفرم ها را ملزم می کند تا مقررات ملی در یک قلمرو سرزمینی به اجرا بگذارند که نتیجه آن حفاظت از حقوق شهروندان و بازیابی حق حاکمیت دولت ها در وضعیت پلتفرمی شدن سیاست است.
الگوی ترکیبی نادرشاه برای ایجاد مشروعیت خاندان افشاری در عصر پسا صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۴ (پیاپی ۸۴)
181 - 220
حوزههای تخصصی:
سقوط اصفهان و پایان حکومت صفوی، موجب طرح الگوهای تازه ای برای به دست آوردن حکومت در ایران شد. ملک محمود سیستانی تبار کیانی را پیش کشید و افغان ها، حکومت استکفایی به نیابت از خلافت عثمانی را مطرح کردند. به علاوه الگوی صفوی مبنی بر نیابت از امامان معصوم (ع)، کماکان پابرجا بود. در میان مدعیان اما، نادر افشار به حکومت رسید و به مدت 23 سال در رأس قدرت بود. نگارنده در پژوهش پیش رو قصد دارد با روش تحلیلی و استفاده از منابع اصلی عصر افشاریه، تلاش های نادر را در این زمینه بکاود و به این پرسش پاسخ دهد که نادرشاه افشار برای کسب قدرت و ایجاد مبانی مشروعیت از چه الگوهایی استفاده کرد؟ با بررسی و تحلیل داده ها، آشکار شد که نادر در پی صفوی زدایی و زدودن میراث صفوی در ایران بود. شاهان متأخر صفوی با فرورفتن در تَشرُع و تأکید بر نیابت از امام معصوم (ع)، وظایف شاهی را تغییر داده بودند. از این رو نادرشاه با الگوبرداری از تیمور گورکانی و تلفیق سنن ترکمان و ایرانی، مشروعیت سنتی پیشاصفوی را احیاء کرد. بدین ترتیب چهره شاه ترمیم و بر رزم آوری سلطان تأکید شد. در این روند، سپاهیان بر روحانیون، سنیان بر شیعیان و غیر ایرانیان بر رعایای ایرانی برتری یافتند.
سناریوهای واردات گاز از روسیه در چهارچوب دیپلماسی انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
97 - 120
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، تجارت انرژی به ابزاری کلیدی در سیاست خارجی بازیگران عرصه بین الملل تبدیل شده است. قدرت های بزرگ از جمله چین، هند، اتحادیه اروپا وابستگی زیادی به تأمین کنندگان انرژی دارند. پس از جنگ اوکراین و افزایش منازعات میان اروپا و روسیه، کشورهای اروپایی تلاش کردند تا از وابستگی خود به مسکو بکاهند. این تصمیم موجب کاهش سطح صادرات انرژی روسیه گردیده و این کشور در جستجوی بازارهای جدید است. ایران به عنوان یک متحده بالقوه به دلیل وجود موقعیت جغرافیایی، گزینه کاهش بخشی از مازاد گاز روسیه است. در این پژوهش واردات گاز از روسیه از منظر سیاسی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته و به این سؤال پاسخ داده می شود که چگونه واردات گاز از این کشور می تواند به ابزاری برای افزایش قدرت سیاسی-اقتصادی ایران در منطقه شود. با توجه به شرایط فعلی، از سرگیری صادرات گاز روسیه به اروپا نامحتمل است. همچنین، صادرات به چین در میان مدت به دلیل نگرانی از وابستگی به روسیه محقق نخواهد شد. ازاین رو، مهم ترین گزینه صادرات گاز به ایران است. گاز وارداتی از روسیه می بایست صرف صادرات به کشورهای همسایه گردد؛ این امر می تواند منجر به ایجاد وابستگی متقابل نامتقارن به نفع ایران در روابط با کشورهای منطقه شود و گامی اساسی جهت تبدیل ایران به مرکز مبادلات انرژی خاورمیانه و مصون سازی از تحریم ها خواهد بود. در این پژوهش از روش آینده پژوهی (سناریونویسی) برای پیش بینی سناریوهای آینده طراحی شده است. روش گردآوری منابع نیز استفاده از منابع دسته اول، منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
بررسی سیاست چرخش به آسیای ایالات متحده آمریکا (با تأکید بر اهداف امنیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
139 - 161
حوزههای تخصصی:
سیاست چرخش به آسیای ایالات متحده که در سال ۲۰۱۱ در مقاله هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت اعلام شد، نشان دهنده یک تغییر استراتژیک در سیاست خارجی آمریکا است که بر اهمیت روزافزون اقتصاد، سیاست و امنیت منطقه هند و اقیانوس آرام تأکید دارد. در تئوری، این سیاست بر مبنای موازنه قوا باهدف رسیدگی به چالش ها و فرصت های ناشی از ظهور چین و نقش محوری منطقه در امنیت جهانی است. این مقاله مروری جامع از این سیاست ارائه می کند و بر اهداف امنیتی آن در بحبوحه تغییر پویایی قدرت جهانی و ظهور چین به عنوان یک هژمون منطقه ای تأکید می کند. این تحلیل به بررسی ابتکارات کلیدی، از جمله تجدید سازمان نظامی، گسترش همکاری دفاعی با متحدان و افزایش تعامل در چارچوب های امنیتی چندجانبه می پردازد. این بررسی بینش های مهمی را در مورد نقش امنیت در شکل دادن به اهداف گسترده تر "چرخش به آسیا" و پیامدهای آن برای موقعیت استراتژیک ایالات متحده در منطقه هند و اقیانوس آرام ارائه می دهد. چرخش به سمت آسیا یکی از جنبه های مهم سیاست خارجی ایالات متحده است که برای انطباق با چشم انداز ژئوپلیتیکی در حال تغییر قرن بیست و یکم تکامل می یابد. در این پژوهش با بهره گیری از روش تحقیق توصیفی - تحلیلی به بررسی زمینه ها و اجزای این سیاست پرداخته می شود. در نهایت لازم به ذکر است که این سیاست در صورت اجرایی شدن تاثیرات زیادی بر موقعیت و رفتار آمریکا در منطقه غرب آسیا و همچنین راهبردهای این کشور در قبال جمهوری اسلامی خواهد داشت.
تحلیل شاخص های کار آمدی نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران از منظر مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
213 - 241
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به تحلیل شاخص های کارآمدی نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران از منظر مقام معظم رهبری، به بررسی سخنرانی ها و بیانات ایشان پرداخته شده است. روش تحقیق، تحلیلی-توصیفی بوده و هدف اصلی مقاله شناسایی، تبیین، حفظ و ارتقای شاخص هایی است که با تأکید بر آن ها، می توان کارآمدی نظام سیاسی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه و مردم سالاری دینی را ارتقا داد. این پژوهش با ارائه یک دیدگاه جامع و تلفیقی، به فهم بهتر ابعاد کارآمدی نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران کمک می کند. از منظر ایشان کارآمدی در چهار سطح قابل تحلیل است که عبارتند از: کارآمدی در سطح، ایدئولوژی، ساختار، کارگزار و عملکرد. هرکدام از این سطوح، در جامعه آماری مدنظر در تحقیق، دارای شاخص هایی برای کارآمدی نظام است که با بررسی آنها این نتیجه حاصل شد، نظامی کار آمدست که به شاخصه هایی مانند ایدئولوژی صحیح، انعطاف ساختار، استفاده از تجربیات و علوم روز، عدالت محوری، پاسخگویی و انتقادپذیری، تأمین نیازها، تخصص گرایی، ساختار مبتنی بر عدالت، شایسته سالاری، ساده زیستی، شجاعت، قانون گرایی، آگاهی سیاسی، بصیرت، رضایت عمومی، رفاه اجتماعی، مشارکت مردمی، اتحاد، محرومیت زدایی، عزت ملی، روحیه اعتمادبه نفس، حفظ استقلال و... توجه دارد و در مقام نهادینه کردن آنها در خود است.
مفهوم مداخله بشر دوستانه پس از جنگ سرد در تطور مکتب انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
33 - 54
حوزههای تخصصی:
مفهوم مداخله بشردوستانه به معنای ارجحیت یافتن عدالت بر اصل اساسی حاکمیت کشورها است. این دیدگاه این امکان را می دهد که در صورت وقوع جنایت های فاحش حقوق بشر از سوی حاکمان اقتدارگرا؛ مداخله بشردوستانه مشروع تلقی گردد و به نوعی مداخله در سیاست داخلی کشورها رخ دهد. بدین ترتیب، با نگاه و تفسیر مضیق و موسع از جامعه بین الملل دو رویکرد کثرت گرا و همبستگی گرا از جامعه بین الملل منعکس شده است. نقطه آغازین ورود رویکرد همبستگی گرایی در عرصه عمل را می توان هم زمان با پایان جنگ سرد و گذار از وضعیت دوقطبی شناسایی کرد؛ اما نقل ثقل آن پس از حادثه 11 سپتامبر است که سبب گشت تا امنیت از گفتمان مسلط دولت محوری خارج و گام های مؤثری در جهت تأکید بر امینت بر محوریت انسان و اهمیت یافتن اصول حقوق بشر و مداخله بشردوستانه در عرصه بین الملل ظهور یابد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که مکتب انگلیسی با توجه به مسئله مداخله بشردوستانه پس از جنگ سرد چگونه تحول یافته است؟ پژوهش حاضر از نظر روشی در دسته پژوهش های توصیفی_تحلیلی به کمک اسناد و منابع کتابخانه ای قرار می گیرد.
پیامدهای نظامی شدن دریای خزر بر امنیت نظامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
223 - 254
حوزههای تخصصی:
هدف: دریای خزر یکی از مناطق حائز اهمیت ازنظر موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژی است که با اقدامات برخی از کشورهای همسایه آن در حال نظامی شدن است. هدف از این تحقیق بررسی پیامدهای نظامی شدن دریای خزر بر امنیت نظامی است. روش ها: این پژوهش از نوع توسعه ای-کاربردی بوده که به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد آمیخته انجام شده است. از ابزار کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری اطلاعات در حوزه پژوهش استفاده شده است. یافته ها: بررسی ظرفیت های نظامی کشورهای ساحلی و معاهدات نظامی-امنیتی آنان نشان می دهد که روسیه بیشتر از سایر کشورها درروند نظامی شدن منطقه نقش داشته اما دیگر کشورها نیز به طور فعالی در این فرایند شرکت کرده اند. نتیجه گیری ها: نتایج تحقیق نشان می دهد که نظامی شدن منطقه، به ویژه حضور قدرت های فرا منطقه ای، می تواند تهدیدی جدی برای امنیت نظامی ایران باشد.
مفهوم عدالت در بحران فلسطین و اسرائیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
187 - 168
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر حوادث و رخدادهای گوناگون نشان از تلاطمی در جهان دارد تا به رغم رشد و گسترش تمایل به قانون گرایی و همگرایی، حاکمیت قانون به چشم نیاید! لذا در عین نظمی ظاهری شاهد آشوب و بی نظمی در خاورمیانه هستیم. این پژوهش با این فرضیه که عوامل مختلف ساختاری و کارکردی نظیر انواع بی عدالتی، تبعیض و سیاستهای توسعه طلبانه در سطوح جهانی و منطقه ای به دنبال یافتن پاسخ به چگونگی زمینه ها و بسترهای نزاع و تلاش اسرائیل و مردم فلسطین برای بقاء است. اگر متغیرها را به منزله بسترها و زمینه های آشوب در قالب تفکر افراط گرایان اسرائیلی و جریان های شبیه به آن بدانیم در این صورت عمده ترین دلایل ظهور و گسترش این جنگ های خانمان سوز و قساوت های ناشی از آن را بیش از همه باید در شکل نگاه و عملکرد بازیگران نظام های سیاسی و حکومت ها، ریشه یابی کرد. در این مقاله سعی شده به شیوه ای تفسیری به تحلیل موضوع با مراجعه به کتابخانه و کمک از ترکیب نظریه های"آشوب" روزنا، فرضیه مورگنتا به عنوان یک واقع گرا و تئوری "عدالت" رالز نشان دهیم که در کنار معضل توسعه نیافتگی و پدیده عقب ماندگی و عوامل داخلی، باعث گسترش هر چه بیشتر آشوب در منطقه به ویژه مناقشه اسرائیل و فلسطین را فراهم کرده است. لذا برای احیای آرامش در منطقه و کرامت انسانی باید با شناخت عقلانی از جامعه شناسی سیاسی و مسائل داخلی و پی گیری چالش ها با تغییر راهبردهایی که تا به حال پاسخ نداده، بدور از خشونت و تعصب بدنبال صلحی پایدار باشیم.
از طنز سیاه تا رادیکالیسم زیست محیطی: بازنمایی گفتمان های اقلیمی در سینمای سیاسی غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بستر تشدید بحران های اقلیمی و ناتوانی ساختارهای سیاسی غربی در پاسخ گویی مؤثر، این مقاله به بررسی گفتمان های سیاسی نهفته در دو فیلم مهم سینمای معاصر غرب، به بالا نگاه نکن! (2021) به کارگردانی آدام مک کِی و چگونه خط لوله را منفجر کنیم (2022) به کارگردانی دنیل گُلدهابِر، می پردازد. این دو اثر با بهره گیری از دو زبان روایی متفاوت (طنز سیاه و کنش گرایی رادیکال)، نقش سینما را به عنوان ابزار افشاگری، آگاهی بخشی، و مبارزه با بی سوادی رسانه ای برجسته می سازد. پژوهش حاضر، با بهره گیری از چارچوب تحلیل انتقادی گفتمان و به کمک تحلیل مضمون بازتابی، نشان می دهد که این فیلم ها با نقد ساختارهای سیاسی ناکارآمد، رسانه های انفعالی و بحران مشروعیت نهادهای قدرت، به بازنمایی نوعی بی اعتمادی ریشه دار در افکار عمومی نسبت به دولت ها و سرمایه داری جهانی می پردازند. به بالا نگاه نکن! با زبانی کنایه آمیز، تلاش رسانه ها و سیاستمداران را در نادیده گرفتن حقیقت و فریب توده ها افشا می کند؛ در حالی که چگونه خط لوله را منفجر کنیم فراخوانی رادیکال برای اقدام مستقیم در برابر این ناتوانی ها ارائه می دهد. این مقاله می کوشد نشان دهد که سینمای اقلیمی غرب، با کارکردی فراتر از سرگرمی، چگونه می تواند به مثابه ابزار مقاومت سیاسی، تقابل گفتمانی با قدرت، ارتقا آگاهی های عمومی و بازاندیشی در نظم جهانی به شمار رود.
رمانتیسم ادبی به مثابه بستر معرفت شناختی اسلام گرایی سیاسی در اندیشه سید قطب(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مطالعات رایج درباره سید قطب مسیر فکری او را به دو دوره متمایز «ادیب سکولار» و «ایدئولوگ اسلام گرا» تقسیم می کنند و میان آنها گسستی عمیق فرض می نهند. این پژوهش با چالش اندازی به پارادایم «گسست بیوگرافی»، در نظر دارد پیوستگی معرفت شناختی در تحول فکری سید قطب را از رمانتیسم ادبی (1930-1939) تا اسلام گرایی انقلابی (1954-1966) اثبات کند. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه «رمانتیسم سیاسی» آیزیا برلین استوار است که سه اصل محوری را شناسایی می کند: اولویت عاطفه بر عقل، جستجوی کمال مطلق و نقد مادی گرایی مدرن. روش پژوهش، تحلیل مفهومی-تاریخی با ابزار مقایسه درون متنی آثار کلیدی قطب در دوره های مختلف است که شامل طفلٌ من القریه و کتبٌ و شخصیات (دهه 1930)، التصویر الفنی فی القرآن (1945)، العداله الإجتماعیه فی الإسلام (1949)، فی ظلال القرآن و معالم فی الطریق (1964) می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که مسئله وجودی قطب، جستجوی تعالی معنوی فراتر از محدودیت های مادی است که در تمام مراحل ثابت مانده، اما ابزار تحقق آن تحوّل یافته است. اصل اول (اولویت عاطفه) از نقد عقلانیت مدرن در دوره ادبی به نظریه اعجاز قرآن مبتنی بر «هماهنگی با دستگاه عاطفی انسان» در التصویر الفنی (1945) بازتولید شد. اصل دوم (کمال مطلق) از «کمال هنری» در شعر به «جامعه اسلامی ناب» در عدالت اجتماعی (1949) و «دارالاسلام» در معالم (1964) منتقل گردید. اصل سوم (نقد مادی گرایی) از ستایش اصالت روستایی به تمدن ستیزی رادیکال پس از تجربه آمریکا (1948-1950) تبدیل شد. کشف بنیادین پژوهش این است که مفاهیم رادیکال (حاکمیت الهی، جاهلیت مدرن و تکفیر) در عدالت اجتماعی (1949)، یعنی پنج سال پیش از بازداشت قطب، به وضوح حضور دارند. این زمان بندی اثبات می کند که رادیکالیسم او نه تنها محصول عوامل بیرونی (زندان یا آمریکا)، بلکه نتیجه تکامل درونی ساختار معرفت شناختی ریشه دار در رمانتیسم است. پیامد این یافته برای مطالعات اسلام گرایی این است که رادیکالیسم معاصر را نمی توان صرفاً با عوامل سیاسی- اجتماعی تبیین کرد؛ بلکه باید ریشه های فلسفی-ادبی آن را نیز بررسی کرد.