فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶
223-250
حوزههای تخصصی:
مسئله دین و دین داری در ایران امروز، با توجه به تحولات رخ داده در داخل کشور و جهان خارج، همواره مورد توجه پژوهشگران قرار دارد. به موازات بررسی فرازوفرودهای دین داری در نسل های مختلف مردم، تأثیر میزان و نوع دین داری، از منظر نگرش مردم به دین، بر مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز اهمیت دارد و نتایج آن می تواند برای پژوهشگران موضوعی جذاب و برای تصمیم سازان راهگشا باشد. یکی از این متغیرهای وابسته که در همه جوامع و به ویژه جامعه ایران پساانقلابی اهمیت دارد، میزان خشونت سیاسی و تساهل و مدارای سیاسی از سوی آحاد مردم و حاکمیت است. این پژوهش از منظر جامعه شناسانه و سیاست پژوهانه، ابتدا به مطالعه نظری و تجربی موضوع دین داری و نگرش ناشی از آن در بین اقشار مختلف مردم می پردازد؛ در ادامه نوآوری پژوهش حاضر در بررسی رابطه میان نگرش به دین داری و میزان خشونت و مدارای سیاسی در جامعه ایران است. این پژوهش به صورت توصیفی و با بهره گیری از روش کتابخانه ای انجام شده و داده ها از طریق یک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده اند. حجم نمونه شامل ۴۰۵ نفر از شهروندان ساکن تهران بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نوع دین داری نقشی معنادار در افزایش یا کاهش سطح خشونت و میزان مدارای سیاسی ایفا می کند. به ویژه افرادی که دین داریشان بر پایه تجربه شخصی و قرائتی نوگرا از دین شکل گرفته است، در مواجهه با مسائل سیاسی، تساهل و رواداری بیشتری از خود نشان می دهند و مخالفت شدیدتری با خشونت و اقتدارگرایی سیاسی در جامعه دارند.
رهیافت اخلاق سیاسی در دیدگاه آیت الله مهدوی کنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
571-594
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین و ارائه الگوی مطلوب ِرهیافت اخلاق سیاسی در گستره حکمرانی جمهوری اسلامی، درصدد پاسخ به این سوال اصلی است: مختصات رهیافت اخلاق سیاسی با تاکید بر دیدگاه آیت الله مهدوی کنی در گستره حکمرانی جمهوری اسلامی چیست؟. یافته های پژوهش نشان داد که رهیافت اخلاقی آیت الله مهدوی کنی (ره) در حوزه سیاست، نه صرفاً مبتنی بر مبانی نظری مکاتب رایج اخلاقی، بلکه متفاوت از آنها و متأثر از آموزه های وحیانی و سیره ی معصومین (ع) است. ایشان با تأکید بر حسن فعلی و حسن فاعلی، معیار ارزشگذاری اعمال سیاسی را نه فقط نتایج و پیامدها، بلکه نیت و انگیزه فاعل می دانند. از این رو، تزکیه نفس و تهذیب اخلاق را لازمه ی ورود به عرصه سیاست و کسب فضایل اخلاقی را مقدمه ای برای تحقق اهداف سیاسی به حساب می آورند. در واقع، آیت الله مهدوی کنی (ره) با تأکید بر رهیافت " اخلاق متعالی"، سیاست را نه صرفاً عرصه کسب قدرت و منافع، بلکه میدانی برای خودسازی و رسیدن به کمال انسانی و الهی می دانند. رهیافت "اخلاق متعالی" در امر سیاست می تواند الگویی مناسب برای سیاستمداران و کارگزاران نظام جمهوری باشد.
عرفان سیاسی از نگاه میر سید علی همدانی از منظر اهداف حکومت و حکومت مطلوب
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۵
143-165
حوزههای تخصصی:
نسبت میان عرفان و سیاست از مباحثی است که در اندیشه اسلامی کمتر مورد کاوش قرار گرفته است. میر سید علی همدانی، عارف و متفکر سده هشتم هجری، از معدود شخصیت هایی است که کوشید معنویت را با سامان اجتماعی و سیاسی پیوند دهد. باوجود پژوهش های متعدد درباره ابعاد عرفانی و اخلاقی او، بُعد سیاسی اندیشه وی کمتر به صورت نظام مند بررسی شده است. پژوهش حاضر با طرح این پرسش اصلی که «عرفان سیاسی در اندیشه همدانی چه جایگاهی دارد و چه الگویی از حکومت مطلوب ارائه می کند؟» در پی تبیین مؤلفه های عرفان سیاسی و تبیین مبانی نظری حکومت اخلاق مدار از منظر اوست. این مطالعه با رویکرد کیفی و بر پایه تحلیل محتوای دو اثر کلیدی همدانی، ذخیرهالملوک و سبعین، انجام شده و از منابع تاریخی و مطالعات معاصر نیز برای تفسیر مفاهیم بهره گرفته است. یافته ها نشان می دهد همدانی سیاست را جزئی از سلوک توحیدی می داند و حاکم را «امین خلق و سالک طریق حق» معرفی می کند. در اندیشه او، حکومت مطلوب نظامی اخلاقی و معنوی است که اهداف آن تحقق عدالت اجتماعی، گسترش رفاه و امنیت، عمران سرزمین، ارتقای اخلاق عمومی و تحکیم همبستگی اجتماعی است. عرفان در نگاه همدانی نه تجربه ای فردی، بلکه بنیان مشروعیت و پایداری حکومت است. بازخوانی این الگو در دوران معاصر می تواند الهام بخش طراحی نظام های حکمرانی اخلاق مدار و عدالت محور باشد.
مطالعه مقایسه ای انسجام اجتماعی؛ ایران قبل و بعد از بازنگری قانون اساسی در سال 1368(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسجام اجتماعی به عنوان یکی از شاخصه های حکمرانی خوب، نسبت مستقیم با تاب آوری جامعه در برابر چالش ها دارد به گونه ای که ضعف آن موجب فرسایش توانمندی های کشور می گردد. در این پژوهش تلاش شده است با ترکیب الگوی تحلیلی SWOT و روش مقایسه ای، میزان انسجام اجتماعی در ایران مورد ارزیابی قرار گیرد و به این پرسش پاسخ داده شود که از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون، مؤلفه انسجام اجتماعی چه تغییراتی داشته است؟ کشور ایران (مورد مقایسه) در واحد زمان شکسته شده است و از آنجایی که از منظر برخی صاحب نظران، تغییرات نهادی؛ نقطه عطف تحولات سیاسی و اجتماعی در جهت دستیابی به انسجام اجتماعی به عنوان یکی از شاخصه های توسعه است، انسجام اجتماعی (واحد تحلیل) در دو مقطع زمانی قبل و بعد از بازنگری قانون اساسی در سال 1368 مقایسه شده است. برآیند مقایسه و ارزیابی متغیر های نهادی و محیطی انسجام اجتماعی، دلالت بر این دارد که در ایران بعد از بازنگری قانون اساسی، میزان انسجام اجتماعی به نسبت دوره قبل از آن روند کاهشی داشته است
گفتمان ضد تروریسم آمریکا و چین و منطق نتیجه- تناسب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حادثه یازده سپتامبر با بسط دامنه فعالیت های تروریستی در مقیاس جهانی، توجه کنشگران نظام بین الملل را به تهدیدات برآمده از تروریسم معطوف نمود. این مقاله درصدد توضیح و تبیین گفتمان های ضدتروریستی آمریکا و چین در چارچوب منطق نتیجه و تناسب می باشد. پرسش اصلی مقاله این است که چگونه می توان با توجه به منطق نتیجه و تناسب، نحوه مواجهه آمریکا و چین را با پدیده تروریسم تبیین نمود؟ در پاسخ به این پرسش، مقاله مدعی است که گفتمان ضدتروریستی آمریکا در قالب گفتمان نتیجه محور و در مقابل گفتمان ضدتروریستی چین در قالب گقتمان تناسب محور قابل ارزیابی می باشند. یافته اصلی مقاله این است که رویکرد ضدتروریستی آمریکا بر منطق نتیجه حاکم است بر این مبنا تصمیمات ضدتروریستی آمریکا در عرصه سیاست خارجی معطوف به کسب نتیجه مطلوب حتی به قیمت استفاده از جنگ و زور نظامی می باشد. در مقابل، چین در خصوص مبارزه با تروریسم رویکرد چندجانبه و تعاملی با کشورهای دیگر، رژیم سازی و عضویت در سازمان ها و نهادهای بین المللی را در دستور کار قرار داده است. بر این اساس، منطق حاکم بر اقدامات ضد تروریستی چین منطق تناسب است. این مقاله با استفاده از روش تحلیل گفتمان و نظریه لاکلا و موف نگاشته شده است.
مسئولیت بین المللی زیست محیطی دولت ها در چارچوب الگوی حکمرانی چندسطحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۴
135-150
حوزههای تخصصی:
ماهیت پیچیده و جهانی چالش های فرامرزی زیست محیطی، از تغییرات اقلیمی تا فرسایش تنوع زیستی، نشان می دهد که دولت ها به تنهایی نمی توانند حفاظت از محیط زیست را تضمین نمایند. الگوی حکمرانی چندسطحی را می توان به عنوان جایگزین سیاسی برتر جهت ارائه راه حل های سیاستی برای چالش هایی که در سطوح مختلف سرزمینی قرار می گیرند و در نتیجه مشارکت سطوح مختلف حکمرانی را می طلبد در نظر گرفت. حکمرانی چندسطحی، با تأکید بر تعامل سطوح مختلف (محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی) و نقش بازیگران غیردولتی، چارچوب تحلیلی نوینی برای درک و اجرای مسئولیت بین المللی دولت ها ارائه می دهد. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به این مسأله می پردازد که الگوی حکمرانی چندسطحی چگونه مسئولیت بین المللی دولت ها را در قبال نقض تعهدات زیست محیطی متحول ساخته است. یافته ها نشان می دهد که این الگو، مسئولیت دولت ها را از مفهومی سلسله مراتبی و متمرکز به سمت شبکه ای از مسئولیت های مشترک اما متمایز، مبتنی بر اصل همکاری و اقدام جمعی سوق داده و سازوکارهای نوینی برای پاسخگویی و جبران خسارت ایجاد کرده است.
فعالیت های دانشجویان چپ گرای ایرانی مقیم آمریکا بر ضد پهلوی دوم (۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
948-925
حوزههای تخصصی:
با گسترش مناسبات فرهنگی میان ایران و آمریکا در دوره پهلوی دوم و افزایش شمار دانشجویان ایرانی در آمریکا در دهه های 40 و 50 شمسی، بستری نوین برای شکل گیری و بازتعریف هویت جمعی دانشجویی به وجود آمد. در آستانه دهه چهل، گروه های دانشجویی ایرانی در آمریکا و اروپای غربی، تحت تأثیر ایدئولوژی های گوناگون نظیر ناسیونالیسم، مارکسیست و اسلام گرایی، به سازماندهی برنامه های اعتراضی علیه حکومت پهلوی دوم پرداختند. حزب توده و گفتمان چپ با نفوذ در میان دانشجویان ایرانی در آمریکا، در ساخت هویت این گروه ها نقشی بارز داشت. پس از انشعابات داخلی حزب توده در دهه چهل، جریان های نوظهور مارکسیستی -مائوییستی و تروتسکیستی به عنوان بازیگران عمده، با وجود رقابت ها و اختلاف هایی که بین آنها شکل گرفت، فعالیت ها و اقدامات اعتراضی مؤثری را رقم زدند. این پژوهش می کوشد با تکیه بر نظریه جنبش های اجتماعی جدید، به واکاوی روند گرایش دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا به سمت جریان چپ، چگونگی شکل گیری هویت جمعی آنان و اشکال مقاومت و فعالیت های آنها در برابر ساختار قدرت بپردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هویت جمعی دانشجویان چپ گرا، با بهره گیری از شبکه های سازمانی و اتکا به ایدئولوژی های رادیکال نظیر مارکسیستی- مائویستی و تروتسکیستی، شکل گرفت و به سازماندهی فعالیت های اعتراضی زیادی علیه رژیم پهلوی دوم انجامید.
Liberal International Order’s (LIO) Approach to Justice: Peace and Security in Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the contemporary world, the Liberal International Order (LIO) is widely recognised as a key force shaping the domestic and international agendas of states and numerous global institutions. As the dominant global order, its efficacy is fundamentally influenced by liberalism and its approach to justice. Given the direct impact of justice on both domestic and international peace and security, the LIO’s justice agenda warrants close scrutiny—especially at a time of escalating conflicts, geopolitical tensions, and growing resistance to liberal norms. Against this backdrop, the present article addresses the key question: How is the LIO’s pursuit of justice evaluated, and what major obstacles hinder its ability to promote peace and security at national and international levels? Employing qualitative content analysis, this article supports the hypothesis that the LIO’s conception and implementation of justice are fundamentally flawed—criticised not only by non-liberal states but also increasingly questioned within liberal democracies themselves. These endogenous and exogenous challenges have fuelled inequality, disillusionment, and instability in various regions. The article concludes that, without aligning its normative justice principles with more inclusive, coherent, and consistently applied practices, the LIO will remain ill-prepared to respond effectively to the growing peace and security needs of a rapidly multipolar world.
تاثیر مصرف گرایی بر کارکرد دولت در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
11-40
حوزههای تخصصی:
مصرف گرایی به عنوان یک پدیده جهانی، نتیجه تحولاتی است که از انقلاب صنعتی و به ویژه از نظام سرمایه داری متأخر نشأت گرفته و در دهه های اخیر در سطح جهانی گسترش یافته است. مصرف گرایی در کشور ایران نیز نمود چشم گیری یافته و به شکل گسترده ای بر تمام عرصه های زندگی به ویژه عرصه ی سیاست و کارکرد دولت تاثیر گذاشته است. بر این اساس پژوهش پیش رو، بدنبال پاسخگویی به این پرسش است که مصرف گرایی بر کارکرد دولت در جمهوری اسلامی ایران چه تاثیری گذاشته است؟ برای پاسخگویی از جامعه شناسی مدرنیته پتر واگنر، جامعه مصرفی ژان بودریار و از روش دلفی و تکنیک شانون استفاده گردید. پژوهشگران به وسیله مصاحبه و پرسشنامه، دیدگاه های10 نفر از صاحبنظران علوم سیاسی را جمع آوری نمودند و یافته ها نشان داد که «تشدید ماهیت رفاهی دولت»، «تضعیف اقتدارگرایی»، «وابستگی مشروعیت و مقبولیت دولت به تحقق مصرف» و «وابستگی حمایت سیاسی از دولت به تحقق مصرف» از جمله مهمترین تاثیرهای مصرف گرایی بر کارکرد دولت در جمهوری اسلامی ایران می باشد
فرهنگ اسلامی و تأثیر آن بر گسترش علم در ایران قرون اولیه اسلامی
حوزههای تخصصی:
اوضاع علمی ایران در قرون نخستین اسلامی یکی از مسائل مهم است. این امر که ایران با پشت سرگذاردن دوران باستان و ورود به دوره اسلامی به لحاظ علمی چه وضعیتی یافت مسأله ای اساسی و مهم است. پژوهش حاضر نیز بر آن است تا به این سوال مهم پاسخ دهد که «آیا فرهنگ اسلامی بر اوضاع علمی ایران قرون اولیه اسلامی تأثیر گذارد؟» اگر پاسخ این سوال مثبت است، «این تأثیرپذیری چگونه بود و از چه راه هایی ممکن شد؟ ». رجوع به منابع متعدد اعم از دست اول و تحقیقات جدید، حاکی از آن است که فرهنگ اسلامی(قرآن و سنت) توانست بر رشد علم در ایران قرون اولیه تأثیرگذار ظاهر شود. اسلام و فرهنگ اسلامی با تأکیدهای بسیار بر علم و علم آموزی، هم چنین تلاش در جهت از میان برداشتن مرزهای طبقاتی و...، بر جریان علم و علم آموزی در این میدان تأثیر مستقیم داشت. این تأثیرگذاری از راه های مستقیم(بیشتر به وسیله مهاجران مسلمان) و غیر مستقیم (تحت تأیر سیاست های خلفای مسلمان) ممکن شد. در روش مستقیم، تأثیرگذاری سریع تر و با ورود مهاجران عرب به ایران اتفاق افتاد و در روش غیرمستقیم، خلفا و حاکمان مسلمان با بسترسازی و فراهم کردن شرایط در این امر سهیم شدند. روش تحقیق در این پژوهش، به شیوه غالب پژوهش های تاریخی، توصیفی- تحلیلی است؛ با این توضیح که با گردآوری اطلاعات به شیوه کتاب خانه ای و نقد و تحلیل محتوای داده های آن به روش توصیفی_تحلیلی، در قالب پایان نامه سازماندهی گردید. در این پژوهش تلاش شد تا به منظور بهره گیری از نظرات و دیدگاه های مختلف، بهترین منابع(اعم از دست اول و تحقیقات جدیده) شناسایی شود و مورد استفاده قرارگیرد.
بررسی و تحلیل روابط آمریکا و اروپا در دوران جو بایدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۳
65 - 81
حوزههای تخصصی:
ورود بایدن به کاخ سفید موجی از اشتیاق و امید را در اروپا پدید آورده است؛ به گونه ای که انتظارات در مورد بهبود و بازسازی روابط ترانس آتلانتیک پس از چهار سال تحقیر روابط طرفین توسط ترامپ بالا رفته است. از نظر تاریخی، ایالات متحده و اتحادیه اروپا ارزش های مشترکی دارند که مورد تأکید و تقویت دولت بایدن قرار داد. بایدن در تلاش است تا از نزدیک با متحدان و نهادهای بین المللی همکاری به عمل آورد. با وجود پیشرفت هایی که در روابط فراآتلانتیک در دوران بایدن پدید آمده است؛ امّا بنا بر یک سری عوامل و متغیرهای سیستمی و داخلی، روابط دو سوی اقیانوس اطلس با بی-اعتمادی و عدم اطمینان همراه است. لذا سؤال اصلی پژوهش این است که روابط آمریکا و اروپا در دوران بایدن چگونه است؟ فرضیه پژوهش این است که اگرچه روابط فراآتلانتیک در دوران ترامپ با چالش ها و تنش های زیادی همراه بوده است؛ امّا با به قدرت رسیدن بایدن در آمریکا، واشنگتن به دنبال افزایش همکاری ها و بهبود روابط در دو سوی اقیانوس اطلس است.
تحلیل پارادایمی سیاست گذاری دفاعی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله پارادایم ها و مکاتب سیاست گذاری دفاعی در چارچوب تحلیلی پارادایمی به رشته تحریر درآمده است و در انتها چارچوبی بدیع و جامع ارائه شده است. بدین منظور از روش تحقیق طبقه بندی مبتنی بر روابط معناسازی استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان دهنده؛ یک طبقه بندی جامع در قالب پارادایم پست مدرن، نمادین و تفسیری در راستای مکاتب رئالیسم و نئورئالیسم، مکتب کپنهاگ و مکتب انتقادی و پاریس است. هرچند که با وارد شدن به مباحث پست مدرن، نمی توان نظریات این بخش را فقط در چارچوب پست مدرن به نظم درآورد، مانند؛ نظریه پایه فمینیستی که دارای عقبه در سایر پارادایم ها است. البته این طبقه بندی کاملاً متمایز و جامع نیست که قسمتی از آن به دلیل ضعف نویسنده است و قسمتی نیز ناشی از ماهیت علوم انسانی و علوم اجتماعی است که تعیین دقیق مرزها در آن نه امکان پذیر می باشد و نه هدف مولفان. بلکه مانند پرده نقاشی کولاژ پست مدرن ها، لذت بخش و برانگیزاننده است.
ماهیّت زبان و رابطه آن با سیاست در اندیشه غزالی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۹
202 - 179
حوزههای تخصصی:
موضوع زبان به عنوان مسئله ای کانونی در اندیشه فلسفی و سیاسی قرن بیستم، با وجود برخورداری از ظرفیّت بحث در اندیشه برخی از متفکران مسلمان، چندان بررسی نشده است؛ در حالی که این موضوع در آثار ابوحامد محمد بن محمد غزالی باب های مفصّلی دارد. فقر مطالعه ماهیّت زبان و سیاست در منابع اسلامی می تواند ذخایر فکری مسلمانان را از اندیشیدن به مسائل روز علوم انسانی ناتوان نشان دهد؛ بر این اساس هدف اصلی پژوهش پیش رو توسعه دامنه پژوهش های زبان شناسانه در اندیشه متفکران مسلمان، با واکاوی ماهیّت زبان و رابطه آن با سیاست، در آرای ابوحامد غزالی است. غزالی به دانش های مختلفی همچون فقه، سیاست، اخلاق، منطق و تأویل پرداخته است و در همه آنها، «زبان» موضوع بسیار مهمی شمرده می شود. وانگهی خاستگاه اشعری گری غزالی و دیدگاهش درباره عقل و نیز وابسته دانستن زبان به عقل و همچنین رویکرد اصلاح گرایانه ابوحامد و دغدغه های سیاسی- اجتماعی او، ماهیّت زبان و رابطه آن با سیاست را در تفکر او موضوعی مسئله مند می سازد. گرایش اشعری گری و تمایلات ضدّ فلسفی غزالی و به تبع آن نگاه ثانویه او به عقل، این پرسش ها را مطرح می سازد که آیا زبان در اندیشه غزالی که آن را متکی به عقل می داند، مقامی تعیین کننده دارد یا ابزاری منفعل است؟ توجه جدّی غزالی به سیاست و اتکای اندیشه سیاسی او بر بیان و گفتار چه تأثیری بر جایگاه زبان خواهد داشت؟ در این مقاله نخست فرض گرفته ایم که «گرایش ضدّ فلسفی غزالی، جایگاه عقل را نزد وی تنزّل داده و به تبع آن زبان در اندیشه ابوحامد ابزاری خطابی بیش نخواهد بود». آن گاه به منظور بررسی این فرضیه، با رویکرد تفسیری متن محور و بررسی عمیق در آثار غزالی و نیز با توجّه به زمینه و زمانه متفکر- به روش اسنادی و کتابخانه ای-، نخست به صورت بندی ماهیّت زبان، عقل و سیاست در اندیشه غزالی پرداخته ایم و سپس با توجّه به تعریف سیاست از دیدگاه وی، به ضرورت تصحیح فرض اولیه رسیده ایم. نتیجه اینکه وابستگی متقابل حیات زبان و سیاست در اندیشه غزالی سبب می شود با وجود تنزّل مقام عقل نظری نزد او، تفکّر و خردورزی در غزالی حیاتی دوباره یابد. طرد فلسفه در آرای غزالی، به معنای ستیز او با عقل نیست و وجوه اجتماعی، هدایتی و اصلاح گرایانه زبان نزد او، هرچند بعید می نماید که به احیای عقل نظری بینجامد، در مجموع خردورزی و تفکر را پاس می دارد و این «زبان اجتماعی» اجازه نمی دهد عدول غزالی از عقل نظری، به منفعل شدن تفکر منجر گردد. پیوند اخلاق و سیاست در اندیشه غزالی نیز این نتیجه را تقویّت می کند. غزالی اصلاح اخلاقی جامعه را نه با خلوت گزینی، بلکه با تأکید بر امر به معروف و نهی از منکر پی می گیرد و این امر بیانگر د رهم تنیدگی اخلاق و سیاست است؛ یعنی تا جامعه و سیاست نباشد، اخلاق بروز نمی یابد و جامعه و سیاستِ بی بهره از اخلاق نیز راه به انحطاط می برد. ظهور و هویت یافتن اخلاق، اما به واسطه «زبان» است؛ یعنی ارشاد، مناظره و امر به معروف و نهی از منکر، همگی بر فرض شرافت «صناعتِ سیاست» و نقش اساسی آن در هدایت جامعه استوارند؛ بنابراین سیاست، ظهور و بروز زبان و گفتگوی اخلاقی را ممکن می سازد و این نوع زبان به برانگیختن تفکر راه می برد. نتیجه نهایی اینکه دغدغه مندی غزالی برای اصلاح جامعه و به تبع توجّه به کارکردهای اجتماعی و سیاسی زبان، به رابطه تداولی میان اخلاق، تفکر و زبان می انجامد و هم زمان امکان ظهور سیاست متأملانه را نیز فراهم می سازد که تربیت و اصلاح جامعه را مد نظر دارد. ساحت های اجتماعی و سیاسی زبان، یعنی انذار، مناظره و امر به معروف و نهی از منکر، در دیدگاه غزالی ماهیّتی کاملاً دینی داشته و در خدمت ترویج عقاید و اصلاح جامعه است؛ اما در مجموع زبان غزالی در این ساحت ها مسالمت جویانه– در مقابل زبان تند و تحقیرآمیز او در تهافت الفلاسفه- و همدلانه با «دیگری» بوده است؛ به ویژه رویکرد استدلالی غزالی در این مباحث محوریّت دارد و بر فرض برخورداری فرد از عقل و فهم مبتنی است و این همان برانگختگی تفکر با ورود به مباحث اجتماعی و سیاسی است. طرح موضوع تربیت و بهره گرفتن از زبان مجهّز به اخلاق و تفکر جهت اصلاح جامعه با اعتقاد به جبرگرایی سازگار نیست و همه این اتفاق ها، برخاسته از نگرش و دغدغه های سیاسی و اجتماعی یک متفکر است و در مجموع سیاست مورد نظر ابوحامد غزالی که بر یک زبان اخلاقی و تربیتی مبتنی است، به شکوفایی تفکر، تلطیف جبرگرایی، مواجهه اخلاقی میان افراد جامعه، تعادل و هماهنگی در جامعه و به تبع آن تحکیم انسجام اجتماعی راه می برد.
هویت ایرانی - اسلامی در وضعیت گذار از سنت به مدرنیته؛ بازاندیشی تاریخی گفتمانِ «بازگشت به خویشتن اسلامی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه ی ارتباطات، زیستن در جهان چندفرهنگی و گشودگی در برابر الگوهای متنوع هویت یابی صرفا نقشِ «گفتمان بازگشت به خویشتن» در برساختِ هویتِ ایرانی اسلامی را تقلیل نداده، بلکه زمینه ی استحاله ی خویشتن اسلامی در دیگری غربی را نیز فراهم نموده است. عبور از این وضعیت دشوار در گرو بازاندیشیِ تاریخیِ عواملِ موثر در صورت بندی گفتمان بازگشت به خویشتن اسلامی است. رهیافت مقاله در این آسیب شناسی از هویت ایرانی اسلامی، ترسیمِ نظم گفتمانیِ وضعیت گذار از سنت به مدرنیته و پرده برگرفتن از ماهیتِ بیناگفتمانیِ پروژه یِ «بازگشت به خویشتن» است. به نظر می رسد انحطاط تاریخی ایران زمین و شکست برابر دولت های استعماری، زمینه سازِ صورت بندیِ نظمی گفتمانی شد که در آن سه گفتمان سنت گرا، تجددگرا و بازگشت به خویشتن اسلامی به کشمکش بر سر تعریف نسبت میان خویشتن اسلامی و دیگری غربی پرداختند. در این میان هرچند دیگرستیزی گفتمان سنت گرا و اتحاد سلطنت پهلوی و ملی گرایان شرایط را برای نفوذ روایت تجددگرایان از هویت ایرانی فراهم نمود، اما ناسازگاری جنبه هایی از این روایت با ناخودآگاه جمعی ایرانیان مانع از هژمونی گفتمان تجددگرا شد. گفتمان بازگشت به خویشتن از این خلاء برای ارائه ی روایتی ایدئولوژیک از نسبت میان خویشتن اسلامی و دیگری غربی بهره برد و با یک کنش بیناگفتمانی آفرینشگر بر سایر الگوهای هویت یابی هژمونی یافت. نادیده انگاشتنِ مبانی فکری تمدن غربی، انکار هویت باستانی ایران و چشم پوشی بر ساحت های قدسی خویشتن اسلامی مهمترین نقص های این روایت ایدئولوژیک از هویت ایرانی اسلامی بود؛ بی اعتنایی به رفع این نقایص، زمینه ساز گشودگی ما در برابر تقدیر نیهیلیستی تمدن غربی شده است.
واکاوی مسئله «تصویر» در روابط چین - آفریقا
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 30
حوزههای تخصصی:
برخی از پژوهش های انتقادی اخیر از وضعیت رقابت های بین المللی در آفریقا، از نفوذ چین در کشورها و جوامع آفریقایی و همکاری آنها با نخبگان ملی و محلی آفریقا ابراز نگرانی کرده اند. برخی نخبگان فکری و عملی آفریقایی اما با اشاره به تأثیر اقدامات زیرساختی چین در آفریقا، این حضور را مؤثر و مفید دانسته اند. بر اساس این تفاوت تصویر از تعامل دو طرف، تصاویر برخاسته از روابط چین با آفریقا را می توان شامل دسته بندی های: 1. تصاویر آفریقایی درخصوص چین از منظر جهانی؛ 2. تصاویر آفریقایی درباره چین از منظر چندجانبه؛ 3. تصاویر آفریقایی درباره چین از منظر دوجانبه، دانست. عده ای ضمن صحه گذاشتن بر بخشی از حس تهدید، معتقدند نگرانی از حضور چین در آفریقا بیشتر از آنکه معطوف به دل نگرانی از منافع آفریقا باشد، به جهت به خطرافتادن منافع غرب است. با توجه به مطالب فوق، پرسش کلیدی پژوهش حاضر این است که بنیان های مسئله محور شدن تصویر در روابط چین آفریقا، از منظر ذی نفعان دو طرف چیست؟ فرضیه پژوهش حاضر این است که مساله تصویر چین در آفریقا و آفریقا در چین، صرفاً به رقابت های چین با قدرت های بزرگ محدود نمی شود؛ بلکه عاملیت تجربی کشورهای آفریقایی در این میان تعیین کننده است و برخلاف برخی تصویرسازی ها که آنها را بازیگرانی منفعل می دانند، این کشورها به دنبال متنوع سازی شرکای بین المللی خود هستند و این اقدام زمینه رقابت برای ایجاد تصویر مثبت از خود و منفی از چین را ایجاد می کند.در این مقاله از روش شناسی کیفی و تحلیل توصیفی تفسیری بهره گرفته شده است.
مسلمانان آمریکایی : میراث هویت مسلمانی در توسعه تمدن قاره آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واقعه یازدهم سپتامبر سبب شد تا مسلمانان در قاره آمریکا حاملان دینی شرقی و تهدیدی خارجی برای فرهنگ دنیای مسیحی به نظر بیایند. این تفکر اسلام هراسانه تبدیل به اسلام ستیزی شد و تا منع ورود مسلمانان به کشور آمریکا هم پیش رفت. سایر مسلمانان در شرق هم هویت مسلمانی در آن سرزمین را خارج از جریان فکری و پژوهشی اسلام می بینند. پژوهش حاضر بر آن است تا این دیدگاه ها را به چالش بکشد؛ به عبارت بهتر می خواهیم بدانیم چرا هر دو هویت آمریکایی و اسلامی مسلمانان این خطه در هاله ای از ابهام قرار دارد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی بر پایه نظریه های هویت و پژوهش های مکتوب در این خصوص بوده است. بررسی ها نشان داد که حضور مسلمانان، به اجبار یا اختیار، هم زمان با مسیحیت در قاره آمریکا اتفاق افتاده است. حضور تاریخی و کنشگری در ساختن تمدن سرزمین جدید هویت آمریکایی مسلمانان ساکن را تثبیت کرده است. همچنین علی رغم تأثیرهای محیطی، وابستگی فرهنگی مسلمانان آمریکایی به جریان اصلی امت اسلامی در هویت و لایه های آشکار و پنهان زندگی آن ها وجود دارد و ازاین رو عضوی از پیکر امت اسلام محسوب می شوند. این پژوهش زمینه را برای جامعیت بیشتر مطالعات اسلامی ازطریق کشف و مطالعه جوامع متکثر مسلمان آمریکایی فراهم می کند؛ زیرا تجربیات و توانمندی هایی که مسلمانان آمریکایی در دوران توسعه و مدرنیسم به دست آورده اند، می تواند به غنای مطالعات تمدن اسلامی بیفزاید.
منابع، اهداف و چالش های قدرت هوشمند در سیاست خارجی جمهوری خلق چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
223 - 250
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی، از قدرت یابی چین به عنوان مهمترین چالش سیاسی اقتصادی ایالات متحده آمریکا یاد می شود که مستقیماً نظام بین الملل و ساختار آن را تحت شعاع خود قرار داده است. از سویی دیگر در نگاه افکار عمومی جهان، نوعی «چین هراسی» ترویج یافته که مانعی جدی در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی چینی ها محسوب می شود. به موازات رشد سریع و پایدار اقتصاد چین، قدرت سخت آن کشور نیز به سرعت رشد می کند و همین امر بدبینی جهان بیرون را افزایش خواهد داد و محیط نامطلوبی را برای آن کشور رقم خواهد زد؛ محیطی که باید با بکارگیری قدرت نرم تلطیف شود. بنابراین کشور چین در راستای رشد و توسعه خود نیازمند راهبردی است که همزمان دو قدرت سخت و نرم را تجمیع کرده و در همراستایی آن ها به کنشگری در سیاست خارجی بپردازد. به زعم نگارندگان این نوشتار، قدرت هوشمند راهبردی مناسب در بازیگری و تقویت توسعه چین در مسیر سیاست خارجی می باشد. مقاله ی حاضر در پی تشریح و شناسایی قدرت هوشمند است و در این پژوهش تلاش می گردد تا بدین پرسش پاسخ داده شود که اهداف و چالش های چین در بهره گیری از قدرت هوشمند در سیاست خارجی کدامند؟ فرضیه آن بیان می دارد که هدف چین از قدرت هوشمند تحقق سیاست «همکاری در عین رقابت» و چالش های آن عبارت از تله بدهی، چین هراسی، کرونا، عدم جذابیت فرهنگ، ضعف در دیپلماسی عمومی، اختلاف با همسایگان و عدم تعادل میان رشد اقتصادی و نظامی است.
مکانیسم ها و پیامدهای سوگیری خوش بینی در تصمیمات حکمرانی از منظر قرآن کریم و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصلاح سوگیری های شناختی و سوگیری زدایی از تصمیمات حکمرانان بسیار مهم است؛ اما این اصلاح گری مستلزم شناسایی کامل آن ها است. بر این اساس، این پژوهش با بررسی یکی از سوگیری های شناختی یعنی سوگیری خوش بینی در تصمیمات حکمرانی اسلامی به این پرسش پاسخ می دهد که مکانیسم ها و عوامل زمینه ای سوگیری خوش بینی در تصمیمات حکمرانان مسلمان چیست اند و چه پیامدهایی دارند؟ ازاین روی، با بهره گیری از رویکرد تطبیقی و روش مرور واقع گرایانه سوگیری خوش بینی در قرآن کریم و کتاب شریف نهج البلاغه این نتایج به دست آمد که سوگیری خوش بینی هم در ساحت عقل نظری و هم در ساحت عقل عملی زمینه اختلال در تصمیمات حکمرانان را فراهم می آورد. ازاین رو مکانیسم ها در راستای سوگیری یادشده منحصر در ضعف علمی نیست بلکه ضعف عملی در چارچوب آموزه های اسلامی در ایجاد سوگیری مذکور تأثیر بسزایی دارند که نشانه آن در عدالت و رفتار حکمرانان نمودار می شود که از سوی مردمان قابل شناسایی است.
راهبردهای تحول سیاسی - اجتماعی در چارچوب الگوی قرآن کریم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۳
117 - 137
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، تبیین راهبردهای تحول سیاسی اجتماعی مطلوب در چهارچوب الگوی قرآنی است و در این راستا تلاش شده تا با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی توأم با رویکرد تفسیر موضوعی (روش استنطاقی)، پس از بررسی آیات سیاسی اجتماعی قرآن کریم که مرتبط با موضوع تحول اجتماعی است، به تبیین و تشریح راهبردهای قرآنیِ تحول سیاسی اجتماعی بپردازد، لذا آنچه این مطالعه بدان دست یافته است، نشان می دهد که قرآن کریم برای ایجاد تحول در جامعه و در نهادهای سیاسی اجتماعی، بر موضوعاتی نظیر تحول در باورها و افکار مردم، تأکید بر گسترش علم و آگاهی در جامعه، نکوهش جهل و توصیه بر تعقل و تدبر، توصیه بر تذکر و موعظه حسنه (راهبرد آموزشی - تربیتی)، توصیه بر همکاری و تعاون اجتماعی، توصیه بر احسان و انفاق جهت رفع فقر و گسترش همدلیِ اجتماعی، تأکید بر اقامه امربه معروف و نهی از منکر جهت پالایش رفتار اجتماعی، (راهبرد انگیزشی - رفتاری)، اقامه قسط و گسترش عدالت اجتماعی، تأکید بر اقامه ی جهاد و تلاش همه جانبه در راستای بهبود زندگی، تأکید بر مشورت و هم فکری جمعی (راهبرد کارکردی - ارزشی)، به عنوان راهبردهای اصلی ایجاد تحول در عرصه جامعه و سیاست تأکید می ورزد.
تحول در نظم جهانی و استراتژی های قدرت های میانه: تأملی در سیاست خارجی نوین عربستان سعودی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
614 - 581
حوزههای تخصصی:
پدیدار شدن نشانه های تحول در افق نظم جهانی، همزمان که عدم قطعیت ذاتی روابط بین الملل و نگرانی های حاصل از آن را تشدید می کند، برای تمامی دولت ها بویژه قدرت های میانه، نویدبخش فرصت های بیشماری نیز است. رهبران قدرت های میانه در دوران گذار نظام بین الملل، طیفی از انتخاب ها را پیش رو دارند. انتخاب هریک از استراتژی های موجود، بدان وابسته است که رهبران این دولت ها چه برداشتی از سرشت حقیقی تحولات جهانی دارند و اینکه چه منافعی را در اولویت قرار می دهند. با در نظر داشت پیامدهای سترگ انتخاب هر یک از این استراتژی ها برای منافع ملی و اثرگذاری انکارناپذیر آن ها بر تمامی شئون حیات سیاسی دولت ها، این مقاله بر آن است تا فهم این پرسش را بیدار کند که در هنگامه تحول در نظم جهانی، قدرت های میانه چه انتخاب هایی پیش رو دارند و در این بین به ترین استراتژی کدام است؟ با بررسی انواع استراتژی های موازنه قدرت، موازنه تهدید، موازنه نرم، احاله مسئولیت، دنباله روی و هجینگ استراتژی، نویسنده بر این باور است که برای رفع عدم قطعیت حاصل از تحول در نظم جهانی و همچنین افق زمانی رهبران قدرت های میانه برای بهره مندی از منافع حاصل از این تحول، به نظر می رسد هجینگ بتواند استراتژی مطلوبی برای این کشورها باشد. این مقاله سیاست خارجی نوین عربستان سعودی را در مقام شاهدی برای این استدلال مطالعه می کند.