فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۱۱
127-144
حوزههای تخصصی:
در قرن حاضر، سلاح های هسته ای به یکی از محوری ترین عوامل اثرگذار بر معادلات امنیتی، راهبردی و سیاسی جهان تبدیل شده اند. این سلاح ها از همان آغاز تولید، تنها یک ابزار نظامی محسوب نمی شدند، بلکه به دلیل قدرت تخریبی بی سابقه و پیامدهای ژئوپلیتیک گسترده، توانستند بر ساختار بسیاری از نظریه ها و الگوهای روابط بین الملل تأثیر بگذارند. استفاده ایالات متحده از دو بمب هسته ای در جریان جنگ جهانی دوم علیه ژاپن، لحظه ای سرنوشت ساز در تاریخ نظامی جهان بود که نه تنها پایان جنگ را تسریع کرد، بلکه برای نخستین بار نشان داد که سلاح هسته ای می تواند به ابزار تعیین کننده ای در سیاست بین الملل تبدیل شود. پس از آن، گفتمان مربوط به تولید، انباشت، انتقال و حتی تهدید به استفاده از این سلاح ها گسترش یافت و در دوران جنگ سرد، رقابتی فراگیر میان دو بلوک قدرت شکل گرفت. در این دوران، سلاح هسته ای نه فقط وسیله ای نظامی، بلکه نماد برتری، بازدارندگی، قدرت ملی و حتی هویت سیاسی کشورها شد. همزمان با گسترش این رقابت، در برخی جوامع اسلامی بحث هایی مطرح شد درباره اینکه آیا مفاهیم دینی می توانند پشتوانه ای برای کسب انواع قدرت دفاعی باشند یا نه. یکی از مهم ترین آیات مورد استناد، آیه ۶۰ سوره انفال است که مسلمانان را به فراهم سازی قدرت برای ایجاد رعب در دل دشمنان دعوت می کند. برخی صاحب نظران این مفهوم عام از قدرت را شامل هر نوع توان بازدارنده دانسته اند و کوشیده اند نسبت میان آن و سلاح های مدرن، از جمله سلاح هسته ای را بررسی کنند. این پژوهش نیز دقیقاً با همین هدف شکل گرفته است که روشن سازد آیا طبق مفاد این آیه شریفه و با توجه به اهداف دفاعی آن، می توان گفت تولید سلاح هسته ای واجب شرعی محسوب می شود یا خیر و آیا دایره شمول آیه، چنین ابزارهایی را در بر می گیرد یا نه؟ روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و داده های آن از منابع معتبر کتابخانه ای، از جمله تفاسیر قرآن کریم، آثار فقهی، تحلیل های امنیتی، مطالعات راهبردی و پژوهش های مربوط به نظریه بازدارندگی استخراج شده است. در گام نخست، تاریخچه ظهور سلاح های هسته ای، روند توسعه آنها و نقششان در شکل گیری دکترین های دفاعی بررسی شد تا روشن شود ویژگی های خاص این سلاح ها چه تأثیری بر محاسبات امنیتی داشته است. سپس مفهوم بازدارندگی در اندیشه نظامی، از منظر کلاسیک تا نظریه های جدید، تحلیل شد و رابطه آن با رقابت تسلیحاتی و واکنش های متقابل قدرت ها بررسی گردید. در مرحله بعد، به صورت منظم و روش مند آیه ۶۰ سوره انفال از منظر لغوی، تفسیری و فقهی بررسی شد و آرای فقیهان معاصر درباره دامنه وجوب آمادگی دفاعی تحلیل گردید. این بررسی شامل مطالعه میزان شمول مفهوم «قوّه» بر انواع ابزارهای دفاعی، معیارهای وجوب، نقش قطعیت یا عدم قطعیت در تحقق حکم و نحوه سنجش مصلحت در موضوعات نوپدید است. روش پژوهش بر پایه تحلیل مفهومی، استنباط اصولی، ارزیابی ادله نقلی و عقلی و سنجش نسبت میان احکام شرعی و مقتضیات امنیتی بوده است؛ بدین ترتیب تلاش شده است برداشت ها بر اساس مبانی اصول فقه و نه صرف برداشت حدسی یا سیاسی انجام شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که گرچه آیه ۶۰ سوره انفال مسلمانان را به کسب قدرت و آمادگی دفاعی توصیه می کند، اما این توصیه مطلق و بدون قید نیست. هدف اصلی آیه، ایجاد بازدارندگی واقعی در برابر دشمن است؛ بازدارندگی ای که بر اساس قطعیت یا دست کم اطمینان عقلایی باشد. در مطالعات صورت گرفته بر نظریه های بازدارندگی در روابط بین الملل، مشخص شد که بر خلاف تصور رایج، وجود سلاح هسته ای همیشه باعث کاهش احتمال جنگ یا تقویت بازدارندگی نشده است؛ زیرا افزایش قدرت یک طرف، معمولاً موجب افزایش قدرت طرف مقابل نیز شده و نتیجه آن، شکل گیری رقابت تسلیحاتی، تنش و بی ثباتی بوده است؛ بنابراین بازدارندگی ناشی از سلاح هسته ای نه تنها قطعی نیست؛ بلکه در بسیاری موارد نسبی، شکننده و وابسته به واکنش های متقابل است. همین عدم قطعیت، مانع از تعمیم حکم «وجوب» به چنین موضوعی می شود. از منظر اصول فقه نیز روشن شد که «وجوب» نیازمند دلیل قطعی است و ظنّ، گمان و احتمال برای اثبات آن کافی نیست. اگر احتمال بازدارندگی وجود داشته باشد، اما قطعیت حاصل نشود، نمی توان بر اساس آیه، حکمی الزام آور صادر کرد. پژوهش نشان می دهد که تنها در صورتی می توان ادعا کرد تولید سلاح هسته ای واجب است که به طور قطعی ثابت شود این تولید به طور مستقیم و بدون جایگزین، مانع تهاجم دشمن می شود. اما از آنجا که سلاح هسته ای همواره واکنش متقابل و رقابت ایجاد می کند، چنین قطعیتی در عمل دشوار و گاه ناممکن است؛ بنابراین بر اساس تحلیل های فقهی و امنیتی، احتمال بازدارندگی نمی تواند مبنای استنباط حکم وجوب باشد. پژوهش حاضر نشان داد که جایگاه س
تبیین و تحلیل رویکردهای شورای همکاری خلیج فارس در قبال جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی: توازن میان امنیت و دیپلماسی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پی حملات نظامی رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته ای و زیرساخت های نظامی ایران و ترور شخصیت های برجسته در خرداد ۱۴۰۴، منطقه خلیج فارس شاهد تنش های ژئوپلیتیکی شد. این بحران با پیامدهای گسترده امنیتی، سیاسی و اقتصادی، واکنش شورای همکاری خلیج فارس را به دنبال داشت. این پژوهش با هدف بررسی واکنش شورای همکاری خلیج فارس به درگیری ایران و رژیم صهیونیستی و ارزیابی هماهنگی، اثربخشی و راهبردی بودن آن انجام شد. فرضیه اصلی پژوهش بر این است که شورای همکاری خلیج فارسرویکردی محتاطانه و غیرمداخله گرانه را با تأکید بر توازن میان ملاحظات امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک اتخاذ کرده است. روش تحقیق کیفی بوده و تحلیل محتوای بیانیه های رسمی، اسناد دیپلماتیک و داده های منطقه ای را دربرمی گیرد. چارچوب نظری بر نظریه امنیت مجتمع های منطقه ای و نهادگرایی نئولیبرال استوار است. یافته ها نشان می دهد که شورای همکاری خلیج فارس در سطح بیانیه های سیاسی بر آتش بس و دیپلماسی تأکید کرده، اما در عمل به دلیل واگرایی منافع اعضا، فاقد سیاست گذاری یکپارچه بوده است. واکنش ها در سه سطح شامل بیانیه رسمی محکومیت، مواضع بی طرفانه برخی اعضا، و میانجی گری قطر و عمان بود. اقداماتی مانند بستن حریم هوایی و میانجی گری قطر و عمان از مهم ترین واکنش های عملی شورا به شمار می رود. نتایج تحقیق ضرورت بازنگری در ظرفیت های نهادی شورای همکاری خلیج فارسبرای مدیریت بحران های آینده را برجسته می سازد. این پژوهش پیشنهاد می دهد که تقویت هماهنگی میان اعضا و توسعه سازوکارهای مشترک می تواند اثربخشی شورا را در مواجهه با بحران های منطقه ای افزایش دهد.
واکاوی پدیدارشناسانه ی تجارب دانشجویان علوم سیاسی از چالش های ناشی از عدم امنیت شغلی در این رشته
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی پدیدارشناسانه تجارب دانشجویان علوم سیاسی از چالش های ناشی از عدم امنیت شغلی در این رشته انجام شد. در این مطالعه از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش را دانشجویان علوم سیاسی دانشگاه های کشور در سال ۱۴۰۳ تشکیل دادند. محققان با استفاده از نمونه گیری هدفمند، با 15 نفر از دانشجویان مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام دادند. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه صورت پذیرفت و داده های خام با استفاده از روش نظریه داده بنیاد و کدگذاری سه مرحله ای اشتراوس و کوربین (۱۹۹۰) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که از مجموع ۶۵ کد اولیه استخراج شده، ۸ مؤلفه اصلی شامل امنیت اقتصادی، مسائل اخلاقی، چالش های شخصیتی فردی، تهدیدات امنیتی، مسائل اجتماعی، ابعاد ضعف های مدیریتی، چالش های تحصیلی و ابعاد سیاسی شناسایی شدند. مؤلفه های مرتبط در پنج بعد اصلی دسته بندی شدند که عبارت بودند از: ابعاد آموزشی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و روان شناختی. یافته های پژوهش گستردگی دامنه تهدیدات عدم امنیت شغلی در رشته علوم سیاسی از دیدگاه دانشجویان را آشکار ساخت. بر اساس نتایج، توصیه شد مدیران و مسئولان حوزه آموزش و استخدام راهکارهایی را اتخاذ کنند که به کاهش تهدیدات شغلی دانشجویان علوم سیاسی منجر شود. این امر می تواند به افزایش بازدهی آموزشی و ارتقای اثربخشی سازمان های مرتبط کمک نماید. دستاوردهای پژوهش حاضر می تواند برای کارشناسان حوزه های سیاست عمومی، امنیت داخلی و استخدامی مفید و راهگشا باشد.
بررسی مبانی تفکر اصولگرایی در ایران بعد از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به لحاظ نظری تبار تفکر اصواگرایی در ایران معاصر به اوایل دوران مشروطه و خصوصاً تبار فکری شیخ فضل الله نوری می رسد. با وقوع انقلاب اسلامی ایران و طرح نظریه ولایت فقیه بر مبنای اسلام فقاهتی، نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت و این تفکر حیاتی دوباره پیدا کرد. در اوایل انقلاب این شیوه تفکر در قالب راست سنتی مطرح شده و در اوایل دهه 1380 در قالب جدید اصولگرایی مطرح شد. به همین دلیل هدف پژوهش حاضر بررسی مبانب فکری تفکر اصولگرایی در ایران بعد از انقلاب است. سوال اصلی این پژوهش بر آن است که مبانی تفکر اصولگرایی کدامند؟ با توجه به نوع روش تحقیق این پژوهش که روش تحلیل مضمون است، پژوهش حاضر فاقد فرضیه است. این پژوهش با نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، پس از مصاحبه به 15 نفر از متخصصان و صاحبنظران، نهایتا به اشباع نظری رسیده و پس از تحلیل مصاحبه های انجام شده به سه مضمون فراگیر: حکومت اسلامی، اقتصاد مقاومتی و سبک زندگی اسلامی-ایرانی دست یافته است. هر کدام از این مضامین فراگیر از چندین مضمون سازمان دهنده تشکیل شده و هر کدام از مضامین سازمان دهنده از چندین مضمون پایه ای تشکیل شده است.
آسیب شناسی دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در مالزی(1401 -1357)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۵۴)
118 - 93
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی عمومی به عنوان ابزاری نوین در پیشبرد اهداف سیاست خارجی، نقش کلیدی در شکل دهی به افکار عمومی کشورهای هدف دارد. این پژوهش با تمرکز بر دیپلماسی عمومی ایران در مالزی، به این سؤال اصلی پاسخ می دهد که تصویر ایران در افکار عمومی مالزی چگونه شکل گرفته و کارایی آن در پیشبرد اهداف سیاست خارجی ایران تا چه میزان بوده است؟ فرضیه پژوهش این است که دیپلماسی عمومی ایران در مالزی به دلیل چالش های ساختاری، عدم برنامه ریزی بلندمدت و ضعف در ارتباط با رسانه ها، نتوانسته است به طور کامل موفق عمل کند. با استفاده از چارچوب نظری دیپلماسی عمومی و روش شناسی ترکیبی (مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه و نظرسنجی از 512 نفر)، یافته ها نشان می دهد که تصویر ایران در مالزی عمدتاً مثبت است، اما ضعف در هماهنگی نهادها و عدم بهره برداری از ظرفیت های فرهنگی و رسانه ای، مانع بهره وری کامل شده است. این مطالعه با تجزیه و تحلیل دقیق این چالش ها، راهکارهای عملی برای تقویت تلاش های دیپلماسی عمومی ایران در مالزی ارائه می دهد.
مروری بر مراحل جنبش های انقلابی در رویکردی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
1 - 30
حوزههای تخصصی:
به دلیل پیچیده بودن پدیده انقلاب، کم تر نظریه ای را می توان سراغ گرفت که توانایی تبیین همه وجوه آن را داشته باشد. عمدتاً چرایی انقلاب در قالب نظریات و چگونگی آن در قالب الگوها بیان می شود. در اغلب آثاری که به مراحل انقلاب ها اشاره دارند یا این مراحل چندان کامل ترسیم نشده و یا عنصر پیچیدگی انقلاب ها و از جمله نقش کنشگران، کم تر مورد توجه بوده و یا رابطه نظام مند بین مراحل برقرار نبوده است. این پژوهش درصدد است از طریق بازخوانی و واکاوی نظریه های مختلف انقلاب، الگویی نظام مند از چگونگی شکل گیری انقلاب استخراج نماید. در این پژوهش به منظور تبیین موضوع، از رویکرد ساختار کارگزار و روش فراترکیب استفاده شده است. سؤال اصلی این است که با نگاه ترکیبی بین نظریه های مختلف انقلاب، به چه الگویی از مراحل انقلاب می توان دست یافت؟ یافته پژوهش نشان می دهد می توان برای جنبش انقلابی، پنج مرحله متصور شد که در هر مرحله، پنج سطح از کنشگری شامل عموم مردم، کنشگران (رهبران انقلابی، کارگزاران انقلابی و کنشگران انقلابی) و ساختار سیاسی، قابل مشاهده خواهد بود.
نقشه راه نظریه پردازی و تولید علم در عرصه دفاعی، امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
187 - 221
حوزههای تخصصی:
هدف: جریان نظریه پردازی و تولید علم پیشرآن قدرت ملی محسوب می شود. عرصه دفاعی، امنیتی نیز یکی از ارکان مهم قدرت ملی است. این عرصه برای بالندگی، کسب مزیت رقابتی و تأمین اهداف و منافع ملی کشور ناگزیر به نقش آفرینی در حوزه علم است. ازاین رو هدف از پژوهش حاضر ارائه نقشه راه نظریه پردازی و تولید علم در عرصه دفاعی – امنیتی است. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، رویکرد کیفی مدنظر قرار گرفت و از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. در این پژوهش با بهره گیری از مطالعه اسنادی و مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 15 نفر از صاحب نظران داده ها جمع آوری و ثبت شد و در ادامه عملیات کدگذاری به صورت دستی انجام گرفت. یافته ها: نقشه راه نظریه پردازی و تولید علم در عرصه دفاعی، امنیتی از سه لایه زیرساخت، روندها و محرک ها و اهداف تشکیل شده است که این لایه ها کاملاً باهم در ارتباط هستند. به این ترتیب لایه اول دارای 10زیرساخت، لایه دوم دارای 19 روند و محرک و لایه سوم دارای 6 هدف است که در قالب یک مدل مفهومی ارائه شد. نتیجه گیری: نقشه راه ارائه شده از سه لایه زیرساخت، روندها و محرک ها و اهداف تشکیل شده است. هر لایه مقوله های اصلی دیگری را دربر دارد. مقوله های اصلی لایه زیرساخت عبارت اند از: فعالیت های؛ مدیریتی، نیروی انسانی و دانشی. مقوله های اصلی لایه روندها و محرک ها عبارت اند از: فعالیت های؛ ساختاری، آموزشی و پژوهشی. مقوله های اصلی لایه اهداف عبارت اند از: تولید علم و کمک به تمدن سازی
ارائه الگوی نظام مند امنیت ملی بر اساس منظومه فکری آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تأسی از جایگاه امنیت ملی در بقای کشورها، اندیشه های آیت الله خامنه ای در خصوص امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را در قالب الگویی ارائه نموده است. پژوهش حاضر از نظر فایده و هدف از نوع تحقیقات کاربردی، از نظر رویکرد، کیفی بر پایه پارادایم تفسیری و از نظر ماهیت و نوع مطالعه اکتشافی است. روش تحقیق این پژوهش «داده بنیاد» است که براساس آن به صورتی هدفمند و نظام مند به گونه ای که بتوان عصاره بینش آیت الله خامنه ای در زمینه امنیت ملی را استخراج، مفهوم سازی، مقوله سازی و سپس مدل پردازی نمود، مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته است. جامعه پژوهش، مجموع بیانات ایشان در نرم افزار حدیث ولایت از سال 1368 تا سال 1402 بوده است. در همین راستا، در مرحله اول، تعداد 580 گزاره در قالب 245 مفهوم استخراج شد. در مرحله دوم، 9 مقوله اصلی (عرصه امنیت، آمادگی امنیتی، عناصر امنیت ملی، مسئله امنیت، محیط امنیت ملی، الگوی امنیت ملی، مسئولیت امنیت ملی، راهبردهای امنیت ملی و ضرورت امنیت ملی) دسته بندی و احصا گردیدند. در مرحله سوم، مدل نظام مند از اندیشه آیت الله خامنه ای در حوزه امنیت ملی جهت تدوین دکترین و استراتژی های نظامی کشور در راستای ایجاد بازدارندگی امنیتی مؤثر ترسیم و ارائه گردیده است.
The Impact of Demographic Changes on Security Dynamics in Iran and Iraq(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Population is one of the key factors influencing security. An increase or decrease in population can lead to security challenges such as unemployment, resource shortages, urban congestion and a decline in education and healthcare standards. Additionally, changes in age structure, density and population distribution impact social and economic relations. this article aims to examine the effects of demographic changes on security dynamics between Iran and Iraq through a comparative case study. The research question posed is How do demographic changes influence security dynamics between Iran and Iraq? In response, the research hypothesis suggests that demographic changes serve both as a factor for interaction and cooperation and as a factor for conflict and competition between the two countries. If demographic changes lead to imbalances in population, urbanization, age, gender, and migration, security tensions will escalate. Conversely, if demographic changes align with economic, political and social development, they will pave the way for mutual cooperation and enhanced security in both countries. the research method is qualitative, employing the analysis of quantitative data. Based on an evaluation of existing sources, the method of data collection has been determined as library research. the findings indicate that demographic trends in these two countries differ significantly and have various effects on their internal and external stability. Accordingly, it is suggested that fostering cooperation between Iran and Iraq should be prioritized to enhance security and promote economic, political and social development, leveraging demographic changes as a positive factor for growth and progress
تحلیل ماهیت متحول دیپلماسی در پرتو گسترش متاورس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۴)
299 - 323
حوزههای تخصصی:
انقلاب دیجیتال، تأثیر قابل توجهی بر سیاست جهانی ازجمله رویه مذاکرات بین المللی و دیپلماسی دارد که به عنوان حوزه های بسیار محافظه کارانه فعالیت های انسانی، باید با شرایط جدید واقعیت دیجیتال سازگار شوند. متاورس، چهارمین نسل وب است که در مراحل آغازین خود قرار دارد اما در حال تغییر ماهیت دیپلماسی و فرایندهای دیپلماتیک است. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که آینده دیپلماسی در فضای متاورس با چه تحولاتی روبرو می شود و متاورس چه فرصت ها و چالش هایی برای عرصه دیپلماسی به وجود می آورد. برای پاسخ به این سؤال از چارچوب ابزارگرایی فناوری و روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانه ای و اینترنتی استفاده می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد، گسترش متاورس در جهان، باعث کاهش هزینه های فعالیت های دیپلماتیک، رفع اختلافات درباره مکان مذاکره، تداوم روندهای دیپلماتیک در زمان بحران، کاهش آلودگی های زیست محیطی، افزایش نقش بازیگران متعدد در فرایندهای دیپلماتیک، تقویت دیپلماسی فرهنگی و غلبه بر موانع زبانی می شود. متاورس درعین حال چالش هایی را به ویژه در حوزه امنیت، حریم خصوصی و گسترش اطلاعات نادرست متوجه دیپلماسی می کند.
کارکرد لطیف های سیاسی در مواجهه فرودستان با نخبگان حاکم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقل لطیفه در نقد گروه های حاکم، به یک دوره از حیات سیاسی توده ها اختصاص نداشته و استمرار آن گواه اهمیت آن در مواجهه ایشان با ارباب قدرت است و این پرسش را پیش می کشد که پراکنده شدن این لطیفه ها چه کارکردی در حیات سیاسی توده ها دارد؟ فرضیه این است که توده ها با نقل لطیفه های سیاسی تلاش می کنند سلطه را در هر سه ساحت مادی، منزلتی و ایدئولوژیک به چالش بکشند. در برخی موارد لطیفه ها ابزار آموزش «تجاهل در برابر اصحاب سلطه» بود که در کاهش استثمار کاربرد می یافت. در این لطیفه ها ستم پذیری در برابر ارباب قدرت در یک نظام مراقبت که از سوی توده ها برقرار می شد سرزنش می شد و گاهی نیز لطیفه ها آینه آرزوهای توده ها می شدند تا وضعیت مطلوب آنها را تصویر کنند. چهارچوب نظری این پژوهش، نظریه روایت های نهانی از جیمز سی. اسکات است که کوشش کرده اشکال گوناگون مقاومت فرودستان را در برابر نخبگان حاکم در دوره هایی که توده ها آرام و بدون کنش به نظر می رسند تشریح و صورت بندی کند. پیش از این، پژوهش هایی پیرامون لطیفه های سیاسی کشورهای مختلف از مناظر گوناگون انجام شده است، اما تاکنون تحقیقی با بهره گیری از نظریه روایت های نهانی برای تشریح جایگاه این لطیفه ها در حیات سیاسی عامه صورت نگرفته است.
الگوی راهبردی مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر پایه بیانات فرماندهی معظم کل قوا (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
205 - 238
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی راهبردی مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر پایه تدابیر، فرامین و رهنمودهای فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) انجام گرفت.
روش ها : این پژوهش به روش کیفی گراندد تئوری انجام شد. ابتدا ابعاد و مؤلفه های مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی براساس تدابیر، فرامین و رهنمودهای فرماندهی معظم کل قوا ایران شناسایی شده و سپس الگوی مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران عرضه شد. جامعه آماری پژوهش بیانات فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۱ بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد.
یافته ها : پس از تحلیل مضمون؛ ۱۳ بعد و ۳۶ مولفه موثر به عنوان مضامین سازنده در ایجاد مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران شناسایی شد.
نتیجه گیری ها: الگوی ارائه شده در این پژوهش می تواند به عنوان نقشه راهی برای ارتش جمهوری اسلامی ایران در دستیابی به مرجعیت علمی باشد
تأثیر بحران غزه بر امنیت انسانی زنان فلسطین (2024-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
782 - 755
حوزههای تخصصی:
جنگ غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، به یکی از شدیدترین جنگ های منطقه ای تبدیل شده است. این جنگ تأثیرهای گسترده ای بر همه جوانب زندگی مردم فلسطین، به ویژه زنان، داشته است. در این شرایط، مفهوم «امنیت انسانی» بسیار اهمیت پیدا می کند. امنیت انسانی شامل حفاظت از جان، زندگی، دسترسی به خدمات اساسی و همچنین حق زندگی در محیطی بدون خشونت و تهدید، به ویژه در جنگ ها، به دغدغه ای اساسی تبدیل می شود. در این میان، زنان به عنوان یکی از آسیب پذیرترین گروه ها و نیز تأثیرگذار در هر جامعه، با چالش های جدی روبه رو می شوند. بررسی امنیت انسانی زنان فلسطینی در جنگ اخیر غزه، نه تنها به درک ابعاد مختلف چالش های آنان کمک می کند، بلکه امکان ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود شرایط آنان و حمایت های مؤثر را فراهم می آورد. در این پژوهش با روش کیفی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اینترنت به پرسش تأثیر جنگ غزه برامنیت انسانی زنان فلسطینی پاسخ داده می شود. این فرضیه مطرح شده که جنگ غزه از سال ۲۰۲۳ با تغییر در نقش های اجتماعی و خانوادگی، افزایش خشونت های جنسیتی و خانگی، تضعیف وضعیت اقتصادی، ایجاد اختلال ها در سیستم های بهداشتی و نبود حمایت های قانونی و روانی، بر امنیت انسانی زنان فلسطینی تاثیر منفی گذاشته و امنیت انسانی آنان را تهدید کرده است.
The Politics of Human Rights in Iran: Between Islamism and Pragmatism(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper examines the politics of human rights in Iran. It explores how the Islamic Republic reconceptualises and responds to the perceived ‘Western discourse of human rights’ and it highlights the tensions and compromises made between this discourse and Tehran’s official Islamic discourse. The main question of this article is that the Islamic Republic of Iran has faced ‘Western discourse of human rights’ and what effect has this discourse had on the human rights perspective of the Islamic Republic of Iran? This article is based on the idea that the Islamic Republic of Iran has adopted a softer and more pragmatic position in the face of Western human rights. The paper suggests that Tehran’s human rights discourse is increasingly becoming a more resilient and dextrous site of ideological gravity in the maintenance of power for the Iranian state’s elite. The concept of human rights, as fleshed out in the Republic’s politics, has Islamic and Western dimensions which interact and entwine as the expediencies of Iranian political life play out. As such, Tehran at times adopts offensive (anti-Western) values and at others defensive (pro-Islamic) approaches. This paper argues that a third thus emerging in the Islamic Republic’s human rights discourse: the politics of pragmatism and compromise. The empirical evidence drawn from interviews and official documents supports this argument that the Iranian state is increasingly capable of using human rights as a foci of ideological legitimisation of the status quo – the Republic’s institutions which regulate and monitor human rights are seen here as ‘epistemic sites’. They define the borders of legitimacy and normalcy in human rights discourse and praxis in Iran. The data of this article is the result of a series of interviews and the method of the article is critical discourse analysis and tries to present a new narrative of human rights positions of the Islamic Republic of Iran.
مرجع اعتبار و منبع معرفت شناختی نظریه مردم سالاری دینی آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶
23 - 66
حوزههای تخصصی:
مردم سالاری در مرکز اندیشه سیاسی عصر حاضر قرار دارد و علی رغم برخی نقدها، به یک گفتمان غالب و ارزش فراگیر تبدیل شده و حتی چاره برخی نارسایی های آن، در دموکراتیک تر کردن خود دموکراسی، تحت نام های دموکراسی مشورتی یا دموکراسی گفت وگویی یا دموکراسی رادیکال بوده است. در این بین، مردم سالاری دینی نظریه ای جدید در اندیشه و فلسفه سیاسی است که با برخی پیش فرض ها و تصورات متعارف با معنای عام مردم سالاری تفاوت دارد. یکی از این تفاوت ها در بعد معرفت شناسانه آن است که منبع اعتبار گزاره های مردم سالارانه اعم از مشارکت سیاسی، نظارت عمومی، توزیع قدرت و تفکیک قوا و نهادهایی مثل انتخابات و حزب و پارلمان، دین (اسلام) است. در این نوشتار با روش داده بنیاد و روش اسنادی، بُعد معرفت شناسانه نظریه مردم سالاری دینی آیت الله خامنه ای تحلیل و بررسی شده است. در بین نظریه های مطرح درباره مردم سالاری دینی، نظریه آیت الله خامنه ای واجد این ممیزه است که مردم سالاری دینی را مفهومی یکپارچه می داند و مخالف است با تلقی تلفیقی از مردم سالاری دینی که معتقد به جمع بین دین و مردم سالاری در این نظریه است. همین مسئله اهمیت بررسی موضع معرفت شناسانه نظریه مردم سالاری دینی آیت الله خامنه ای را مضاعف می کند. همچنین، اسلام غیرسکولار و اسلام فقاهتی با طرح ویژگی هایشان، مرجع اعتبارساز این نظریه معرفی شده است.
بررسی و تحلیل آثار و نتایج شاخصه های مقاومت اسلامی بر تمدن نوین اسلامی با تأکید بر تفاسیر سیاسی و اجتماعی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برابر تهاجم فرهنگی، سلطه سیاسی و تهدیدات نظامی، مقاومت اسلامی به مثابه راهبردی اصیل در تعالیم دینی، زمینه ساز احیای تمدن نوین اسلامی است. این پژوهش با روش تحلیلی–توصیفی، شاخصه های اصلی مقاومت اسلامی، شامل توحیدباوری، ذکر خدا، توکل، وحدت کلمه، تشکیل جبهه مقاومت و اطاعت از رهبری اسلامی، و آثار آن ها بر مؤلفه هایی چون عزت نفس، پایداری، امداد غیبی، پویایی، استقلال و زمینه سازی ظهور امام زمان (عج) را بررسی می کند. تفسیر سیاسی و اجتماعی معاصر به رویکردی گفته می شود که با توجه به نیازهای اجتماعی و حکومتی زمانه، آموزه های قرآن را در عرصه های اجتماعی و سیاسی بازخوانی کرده و مفاهیمی چون «امر به معروف نظام ساز» و «مقاومت به مثابه تحقق عدالت» را بازتولید می کند. این تفاسیر، با بهره گیری از روش های متن محور و توجه به مصالح مرسله و اهداف شریعت، در پی استخراج راهبردهای تمدن ساز از قرآن کریم هستند. این مقاله با تحلیل تفاسیر معاصری چون فی ظلال القرآن، من وحی القرآن، الکاشف، تسنیم، نمونه، المنار و المنیر، به این پرسش می پردازد که شاخصه های مقاومت اسلامی چگونه می توانند در تحقق تمدن نوین اسلامی مؤثر باشند. شاخصه های مطرح در این تحقیق در پیوند با فرآیند پنج مرحله ای تمدن سازی ترسیم شده توسط مقام معظم رهبری، نقشی محوری ایفا می کنند. در امت اسلامی، این شاخصه ها، الگویی جهانی از تمدن اسلامی ارائه می دهند که عدالت و معنویت را متجلی می سازد. در نهایت یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد مقاومت اسلامی الگویی فراتر از دفاع صرف ارائه داده و به پویایی تمدنی، توسعه پایدار و ارتقای هویت جمعی منجر می شود.
تبیین زمینه ها و الزامات حکمرانی جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
7 - 31
حوزههای تخصصی:
«استانداردها، هنجارها، ظرفیت های دولتی و سازمان های بین المللی» همراه با «هماهنگی اقدامات، حل مشکلات فراملی و مدیریت تعارض» عناصر اصلی حکمرانی جهانی را تشکیل می دهند.جهانی شدن به عنوان وابستگی متقابل فزاینده بین کشورها و مردم در سراسر جهان، نیاز به حکمرانی جهانی را جهت تسهیل اقدامات مشارکتی در برابر مسائل زیست محیطی، اقتصادی و سیاسی که ملل مختلف را تحت تأثیر قرار می دهد، تشدید کرده است. از هم گسیختگی کارکردهای اساسی دولت، تکه تکه شدن هویت های فرهنگی و پیکربندی مجدد فضاهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از دیگر مسائلی است که ضرورت تدبیر برای برقراری حکمرانی جهانی را ایجاب می کند. پذیرش مفهوم حکمرانی جهانی و تلاش در جهت برقراری آن نیازمند زمینه ها و الزاماتی است که این مقاله به آن می پردازد. تعیین نسبت میان نهادهای بین المللی و رژیم های بین المللی با مفهوم حکمرانی جهانی و همچنین توافق بر مشروعیت سازوکارهای حکمرانی جهانی از جمله این موراد است. همچنین نقش شبکه های بازیگران دولتی و غیردولتی در سطوح ملی و فراملی و توسعه مفاهیمی مانند شهروندی جهانی از دیگر زمینه هایی است که در ارتباط با حکمرانی جهانی در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد.
ارائه الگوی ساخت جامعه شایسته جمهوری اسلامی ایران در گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای سیاسی معاصر سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
165-191
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به دنبال ارائه الگوی ساخت جامعه شایسته جمهوری اسلامی ایران در گام دوم انقلاب اسلامی است که با بهره مندی از دیدگاه های تعداد 12 نفر از خبرگان در حوزه آینده پژوهی و 95 نفر از کارشناسان محقق شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته است. پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و استفاده از 2 مرحله دلفی در محیط فازی، تعداد 63 کلیدواژه شناسایی و با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی ساختار الگو در 8 بعد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، بازدارندگی، زیست محیطی، اجتماعی، ایدئولوژی و ارزش ها و همچنین قانون و نظامات حقوقی دسته بندی شد. در ادامه با استفاده از رویکرد پویایی شناسی سیستم، ترسیم الگوی پیشنهادی در دو ساختار مجزا در نرم افزار ونسیم انجام شد. سؤال اصلی تحقیق به دنبال ساخت جامعه شایسته ایران در گام دوم انقلاب اسلامی است. نتایج نشان داد، ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و بازدارندگی برای ایجاد یک جامعه شایسته نیاز به برنامه ریزی بلندمدت دارد زیرا شیب ترسیم شده در نمودار بازه زمانی بیشتری را نشان می دهد. در مقابل این زمان برای ابعاد چهارگانه زیست محیطی، قانون و نظامات حقوقی اجتماعی و همچنین ایدئولوژی و ارزش ها، بازه زمانی کمتری را نشان می دهد و می توان با ایجاد یک برنامه ریزی میان مدت به آن دست یافت.
پویایی های منطقه ای متلاطم و بازگشت دونالد ترامپ: گزینه های استراتژیک برای ایران در چشم انداز آینده ژئوپلیتیک غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
131 - 164
حوزههای تخصصی:
با بازگشت دونالد ترامپ یکی از مهمترین معماها پیرامون او این است که دستورکارهای آینده او در ارتباط با ایران کدامند؟ پاسخ به پرسش پژوهش به سناریوها سپرده شد. سناریونویسی در این پژوهش برپایه روش جی بی ان بود. در این تحقیق دو دسته جامعه آماری اسنادی و خبرگی بکار گرفته شد. حجم جامعه نمونه نیز بر پایه جدول مورگان محاسبه شد. روش گردآوری اطلاعات به دو صورت کتابخانه ای و میدانی بود. ابزار گردآوری اطلاعات نیز مصاحبه، فیش برداری و پرسشنامه بود. روش نمونه گیری پژوهش هدفمند و از نوع انباشتی بود. در نهایت تحلیل داده ها نیز بر پایه ماتریس اهمیت عدم قطعیت بود. بر پایه منطق روش جی بی ان دو سناریوی «بازی مجموع صفر: بازگشت به قمار بازدارندگی» و «بازی چندسطحی: فریب با لبخند» از برایند تقاطع عدم قطعیت های کلیدی ارائه و داستان هرکدام نیز تدوین شد. از برایند تجزیه وتحلیل شواهد ارائه شده می توان چنین نتیجه گرفت که سناریوی بازی چندسطحی: فریب با لبخند به نظر دستور کار محتمل ترامپ در ارتباط با ایران در چهار سال آینده باشد. البته، در صورتی که نقش منفی و آشوب ساز رژیم صهیونیستی در تغییر محاسبات ترامپ غالب نشود.
ژئوپلتیک شبکه ای- هیبریدی و قدرت یابی جمهوری اسلامی ایران در وضعیت پیچیدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از برجسته ترین چالش های موجود در تبیین قدرت یابی واحدها در جهان پرآشوب کنونی، سیال شدن محیط راهبردی جهانی، نرخ سریع تغییرات و پیچیدگی های فزاینده در نظام بین الملل، دگرسانی در سازه های نظم و گذار از سیستم های ساده و کلاسیک به سیستم های پیچیده و آشوبی است. در این سیستم ها، روندها و واقعیت های نوپدید و پویش های قدرت به گونه ای بسیار برجسته، ناهمسانی و ناهم طرازی در ژئوپلتیک قدرت و سازه های نظم را پدیدار نموده و فراوری و بازتولید قدرت توسط واحدها را به پدیده ای سیستمی و شبکه ای تبدیل کرده است. بر این مبنا، پژوهش حاضر، در پی پاسخ گویی به این پرسش اساسی است که بر اساس چرخش های اساسی شکل گرفته در چرخه قدرت جهانی و واقعیت های نوپدید سیاست جهان، « قدرت سازی و قدرت یابی کنشگران از جمله جمهوری اسلامی ایران چگونه امکان عملیاتی پیدا می کند؟» در این چارچوب، این پژوهش با بهره گیری از رهیافت روشی ابداکتیو درصدد نشان دادن رابطه معنادار میان ژئوپلتیک شبکه ای و هیبریدی در محیط نظام بین الملل کنونی و قدرت یابی جمهوری اسلامی ایران در وضعیت پیچیدگی می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که " قدرت یابی کنشگران از جمله جمهوری اسلامی ایران در یک زنجیره علی در چرخه های محلی، منطقه ای و جهانی(تلفیق سطوح) و حوزه های موضوعی مختلف (درهم تنیدگی و تلفیق بخش ها) بر پایه قواعد شبکه و شبکه سازی ژئوپلتیکی، امکان عملیاتی پیدا می کند. در این راستا، مبتنی بر بنیان های هستی شناسانه و شناخت شناسانه نظریه پیچیدگی و آشوب و گزاره های نظری مندرج در آن الگوی نوینی در موضوع قدرت یابی واحدها تحت عنوان ژئوپلتیک شبکه ای– هیبریدی مطرح می گردد که در نوع خود رویکردی متفاوت و آینده نگرانه نسبت به پدیده قدرت یابی و نقش یابی بازیگران در صحنه سیاست بین الملل نوین محسوب می شود.