فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۵۱)
223 - 244
حوزههای تخصصی:
بدون تردید جنگ روسیه و اوکراین یکی از مهم ترین رخدادهایی بوده که در اروپای بعد از جنگ جهانی دوم به وقوع پیوسته است. این جنگ که در یک سر آن روسیه و در طرف دیگر آن غرب به محوریت ناتو قرار دارد، دگرگونی های قابل توجهی را در سیاست خارجی بسیاری از کشورها از جمله آلمان به عنوان مهم ترین کشور اروپایی به همراه داشته است. بر همین اساس پرسش اصلی مقاله بدین صورت است که: سیاست خارجی آلمان در قبال بحران اوکراین تحت تاثیر چه متغیرهایی بوده و برآیند تاثیرات عوامل گوناگون سطح واحد و نظام بین الملل؛ در قالب چه رویکردهایی در سیاست خارجی این کشور متجلی شده و چگونه می توان آن را تبیین نمود؟ یافته های مقاله بیانگر این هستند که از منظر رئالیسم نوکلاسیک، حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ که به عنوان تجدیدنظرطلبی و تخیلات کور امپریالیستی روسیه در نزد سیاستمداران آلمانی تفهیم شد، در نهایت از مجرای برآیند عوامل موافق و مخالف داخلی و سطح نظام بین الملل، دولت شُلتس را به سوی اتخاذ رویکرد موازنه ی بدون ورود مستقیم به جنگ، علی رغم آسیب های وارده به اقتصاد آلمان سوق داده و در این راستا جمهوری فدرال آلمان به انجام اقداماتی از جمله حمایت های مالی و نظامی به اوکراین، پذیرش مهاجران اوکراینی، تحریم روسیه، تلاش جهت تنوع بخشی به منابع انرژی خود، موازنه داخلی مبتنی بر تقویت قوای نظامی خود و بویژه تلاش جهت تقویت و گسترش ناتو پرداخته است. شیوه پژوهش نیز توصیفی-تحلیلی با تکیه بر منابع به روز آلمانی و انگلیسی است.
بررسی مقایسه ای سیاست خارجی ترامپ و بایدن با تأکید بر دو کشور ایران و چین (2024 -2016)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۴)
147 - 178
سیاست خارجی آمریکا در دوران ترامپ به نوعی بر مبنای ظهور الگوی تقابلی و ناسازگاری با ساختار نظام بین الملل و در اولویت قرار دادن منافع ایالات متحده شکل گرفت. ترامپ با خارج کردن واشنگتن از سازمان ها و تعهدات بین المللی از جمله برجام و راه انداختن جنگ اقتصادی و افزایش تعرفه های تجاری علیه چین، سیاست های واشنگتن را در موضوعات مختلف نظام بین الملل با چالش اساسی روبه رو کرد که این امر باعث کاهش جایگاه و قدرت واشنگتن در صحنه سیاست بین الملل گشت. امّا با ورود بایدن به کاخ سفید، کنشگری ایالات متحده در عرصه روابط بین الملل بر اساس نوعی الگوی رفتاری تعاملی و همکاری جویانه با ساختار و سیستم جهانی تعریف شد که در صدد بازگرداندن رهبری جهانی آمریکا، پیوستن مجدد به تعهدات بین المللی، همکاری نزدیک با متحدان و مقابله با تهدیدات جهانی بود. در این رابطه، بایدن با اولوی ت دادن به دیپلماس ی در تصمیمات سیاس ت خارجی درصدد بازگشت به برجام و در عین حال اعمال تحریم ها علیه تهران بود. در دوره بایدن علی رغم تأکید دولت وی بر کاهش تنش تجاری با چین، رویکرد جنگ تجاری ترامپ علیه چین نیز تداوم یافته است. هدف پژوهش بررسی مقایسه ای سیاست خارجی ترامپ و بایدن با تأکید بر دو کشور ایران و چین است. سؤال اصلی پژوهش این است که ترامپ و بایدن چه رویکردی را در سیاست خارجی آمریکا و مشخصاً در موضوعات ایران و چین در پیش گرفته اند؟ برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل مقایسه ای از نوع کیفی استفاده شده و روش جم ع آوری داده ه ا و اطلاع ات نی ز کتابخانه ای است.
مواضع دولت های اروپایی در قبال بحران اوکراین: توافق ها و اختلاف ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۸۳)
75 - 94
حوزههای تخصصی:
در کنار بحران هایی همچون بحران مالی سال 2008 و بحران بدهی های ملی،بحران مهاجرت، خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، قدرت یابی احزاب دست راستی اروپایی و بحران کرونا، بحران اوکراین به چالشی بزرگ برای همگرایی اروپایی تبدیل شده است و پیامدهای گسترده ای بر آینده پروژه همگرایی اروپایی خواهد داشت. پس از حمله روسیه به اوکراین در فوریه 2022، رهبران اتحادیه اروپا به سرعت درباره اعمال تحریم های فراگیر بر ضد اقتصاد روسیه و ارائه کمک های مالی و نظامی به اوکراین به توافق رسیدند. آنها دریافتند که ترکیبی از اتحادیه اروپا، نهادهای بین المللی، توسعه ناتو و وابستگی اقتصادی نمی تواند به یک دوره صلح پایدار میان کشورها منجر شود. اگر چه در ماه های ابتدایی شروع این بحران، دولت های عضو اتحادیه اروپا توانسته اند وحدت قابل توجهی از خود در قبال روسیه نشان دهند، اما این احتمال وجود دارد که کشورهای اروپایی به ویژه در حوزه انرژی دچار اختلاف شوند. این مقاله با استفاده از چارچوب نظری نوواقع گرایی به این سوال پاسخ می دهد که مواضع اتحادیه اروپا در قبال جنگ اوکراین و روسیه چگونه بوده است؟ با این فرض که تهدید مشترک، بزرگترین موج همگرایی کشورهای اروپایی پس از جنگ جهانی دوم را رقم زده، به حوزه های توافق و اختلاف دولت های عضو اتحادیه اروپا و ایستار شهروندان اروپایی در قبال بحران اروپا می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آنست که چنانچه اتحادیه اروپا بتواند از آزمون اوکراین با موفقیت خارج شود، در داخل اتحادیه نوعی موازنه جدید ایجاد خواهد شد و مدل اقتصادی آن از روسیه جدا خواهد شد و بروکسل موضع قوی تری در برابر مسکو خواهد داشت.
کالبدشکافی گفتمان های سکولار در عراق نوین و تاثیر آنها بر سیاست های آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۸۳)
95 - 116
حوزههای تخصصی:
در دوران طولانی حکومت بعث در عراق، این کشور از ثبات سیاسی برخوردار بود؛ اما به دلیل سیاست های استبدادی و ضد دینی حزب بعث، مردم از آزادی های سیاسی و مذهبی محروم بودند. با ورود نیروهای آمریکایی و سرنگونی رژیم بعث، این وضعیت دگرگون شد. در ظاهر، مردم از طریق نظام جدید دموکراسی پارلمانی به آزادی های سیاسی و مذهبی دست یافتند، اما کشور با مجموعه ای از بحران ها مواجه شد. بحران هایی نظیر ساختار دولت، مشکلات امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و شکاف های اجتماعی. دلیل این بحران ها را می توان در تلاش آمریکا برای تحمیل فرهنگ سکولار غربی در جامعه ای سنتی و مذهبی جستجو کرد که هدف نهایی آن پیشبرد منافع خود بود. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل گفتمان، به دنبال پاسخ به این پرسش است که گفتمان های سکولار چه نقشی در تحقق اهداف آمریکا در عراق ایفا کرده اند. با توجه به سابقه اسلام گرایی در عراق و جایگاه این کشور در محور مقاومت، بررسی نقش گفتمان های سکولار در پیشبرد برنامه های آمریکا از منظرهای امنیتی و هویتی اهمیت ویژه ای دارد. بر اساس تحقیقات انجام شده، می توان سه گفتمان سکولار در عراق جدید را شناسایی کرد: سکولارهای راست لیبرال، سکولارهای چپ سوسیالیست و سکولارهای ناسیونالیست، که در این میان سکولارهای راست لیبرال نقش برجسته تری دارند. سکولارهای لیبرال بیشتر در حوزه های فرهنگی و اقتصادی، و سکولارهای چپ و ناسیونالیست در عرصه های سیاسی، به ویژه در مقابله با اسلام گرایی، به پیشبرد اهداف آمریکا کمک می کنند.
دیپلماسی سازمان های بین المللی؛ ایران و عضویت در بریکس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران با عنایت به سیاست خارجی نگاه به شرق، رقابت با غرب و ارتباط با کشورهای جهان سوم و در حال توسعه، همواره از حضور و عضویت در سازمان های منطقه ای و فرامنطقه ای که نظام سیاسی به آنها بدبین نبوده و با اصول انقلاب اسلامی متعارض نیستند به عنوان یک فرصت استقبال می کند. جستار حاضر با بهره گیری از نظریات واقع گرایی در مورد نقش، جایگاه و هدف تأسیس نهادها و سازمان های بین المللی، ضمن تشریح ساختار، ماهیت و جایگاه گروه فرامنطقه ای بریکس، عضویت ایران در گروه بریکس را مورد واکاوی قرار می دهد. سؤال پژوهش حاضر این است که، عضویت ایران در گروه بریکس چه آثار و پیامدهایی برای این کشور خواهد داشت؟ این مسئله با توجه به دیدگاه رئالیستی، مبرهن است که بریکس ابزار موازنه سازی چین در برابر هژمونی آمریکا است، اما جمهوری اسلامی ایران با عضویت در بریکس و همراهی با هژمونی چین (و روسیه) به عنوان شریک مطلوب در برابر هژمونی مسلط (آمریکا)، ضمن همراهی با چین در مقابله با انگاره و هنجار تهدید هژمونی آمریکا و ایجاد نظام چندقطبی، از مزایایی دیگر همچون توسعه روابط با جنوب از شرق آسیا تا آفریقا و آمریکای جنوبی، توسعه تجارت و مبادلات منطقه ای (جنوب)، توسعه زیرساخت های عمرانی و اقتصادی، جذب سرمایه های خارجی، مبادلات انرژی و فروش نفت، رفع و بی اثر کردن تحریم ها و نهایتا تبدیل ابران به شاه راه بین المللی بهره خواهد گرفت. بنابراین، بر اساس دیدگاه رئالیستی، همکاری غیر ممکن نیست، بلکه زمانی که در اختیار منافع ملی و قدرت باشد می توان از آن بهره گرفت.
Examining the jurisprudential Imperatives of foreign policy with a novel approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In foreign policy, imperatives refer to the factors and conditions that compel a country to act in specific ways or make particular decisions in the international arena. One significant category of imperatives in foreign policy, particularly for Islamic societies, is jurisprudential imperatives—the fundamental principles, rules, and values derived from Islamic law to guide international relations. According to the Holy Quran and Islamic narrations, Islam provides the sole path for humanity to attain true happiness, both worldly and eternal, on individual and societal levels. To achieve this ideal goal within an Islamic society, the foreign policy actions of an Islamic state must align with imperatives rooted in Islamic law. These imperatives are informed by core Islamic objectives such as the pursuit of justice, peace, preservation of human dignity, and the promotion of the public interest. This research, using a descriptive-analytical method and utilizing reliable jurisprudential sources, considering the issues affecting Islamic countries , identifies and explains the most important jurisprudential imperatives of foreign policy that have a special impact on the numerous and important foreign policy choices of countries in facing contemporary challenges. Within this framework, the study identifies key jurisprudential imperatives for foreign policy, including adherence to principles such as the fulfilment of the obligation, reciprocity, peaceful coexistence, caution in dealing with adversaries, rejection of domination, invitation , and the rules of capability and expediency. The findings underscore that Islamic jurisprudence offers vital solutions to contemporary challenges in international relations, strengthening the effectiveness of Islamic systems on the global stage.
Analyzing the Drivers Behind the Declining Importance of Oil in Future Iran–Saudi Relations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۳۹- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۴
229 - 250
حوزههای تخصصی:
Iran and Saudi Arabia have long competed as two regional powers, striving to expand their influence and safeguard their interests over the past five decades. While this rivalry has largely been non-military and indirect, it has manifested through political, ideological, informational, and economic avenues. The pivotal variable of oil has significantly shaped the competition between these nations. In recent years, a transition towards alternative energy sources has emerged, driven by factors such as dwindling oil reserves, economic inefficiencies, oil price volatility linked to global politics, potential fluctuations in demand, supply security concerns, sustainable economic practices, and environmental issues like global warming and climate change. Both Iran and Saudi Arabia have endeavored to diversify their energy portfolios, moving beyond oil dependency through initiatives like nuclear programs and exploration of other sources. Consequently, the influence of oil on their bilateral relations has evolved, losing some of its historical significance. This study aims to explore the factors that have diminished the importance of oil in shaping the dynamic between Iran and Saudi Arabia. Through the lens of the rentier state theory and scenario-writing method, the research reveals that technological advancements, the involvement of regional and extra-regional actors in West Asia, the impact of non-governmental entities, the shift towards alternative energy sources in the region, and the economic diversification efforts of both nations have collectively reduced the once-central role of oil in their relationship.
تکنیک های حل و فصل دعاوی انبوه و دکترین و رویه موجود در نظام داوری سرمایه گذاری بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۸)
221 - 254
حوزههای تخصصی:
با گسترش سرمایه گذاری بین المللی، نهادهای داوری به ابزارهایی کارآمد و بی طرف برای حل وفصل اختلافات میان سرمایه گذاران خارجی و دولت ها تبدیل شده اند. در سال های اخیر، بحران های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، بستر شکل گیری اختلافاتی پیچیده تر را فراهم کرده اند؛ اختلافاتی که در آن اشخاص حقیقی متعددی با تابعیت های گوناگون علیه دولت ها اقامه دعوی می کنند. در این چارچوب، مفهوم "دعاوی انبوه سرمایه گذاری" پدیدار شده که به اقامه هم زمان چندین دعوی با منشأ مشترک اشاره دارد. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، به بررسی مبانی حقوقی، ظرفیت ها و چالش های ساختاری رسیدگی به این نوع دعاوی در نظام داوری سرمایه گذاری می پردازد. یافته ها نشان می دهد که گرچه چنین ساختاری می تواند در افزایش بهره وری و کاهش هزینه ها مؤثر باشد، اما همچنان با مسائل مهمی چون تعارض با اصول دادرسی منصفانه، پیچیدگی در تعیین اهلیت خواهان ها و نبود رویه واحد مواجه است. این موضوع نیازمند بازنگری و توسعه قواعد موجود در داوری بین المللی سرمایه گذاری است.
هویت و خشونت در نزد گروه های سلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۹
21 - 34
حوزههای تخصصی:
خشونت در قالب کنش و واکنش فردی و گروهی برای مستولی کردن تفکرات و خواسته های خود و کنار زدن دیگری امری برخواسته از زمینه ها و علل مختلف می باشد و گروه ها و جنبش ها برای دستیبابی به اهداف خود گاهی اوقات دست به خشونت می زنند. خشونت در میان جنبش اسلامی خصوصاً جنبش سلفی برجسته تر است؛ آنها هنگام کسب و حفظ قدرت از خشونت به نحو عریان و گسترده ای استفاده کرده اند به نحوی که می توان گفت خشونت در گروه های سلفی امری ذاتی است از این رو این مقاله در صدد پاسخگویی به این پرسش است که خشونت در گروه های سلفی اسلامی چه کارکردی داشته و آنها از خشونت برای دستیابی به چه اهدافی استفاده کرده اند؟ مقاله حاضر بر این فرض استوار است که گروه های سلفی از خشونت به عنوان ابزاری برای هویت بخشی و مشروعیت دادن به اقدامات خود استفاده نموده اند؛ این مقاله تلاش دارد با استفاده از روش تحلیلی و توصیفی ایده اصلی خود را تبیین نماید. بر این اساس برای نشان دادن جایگاه هویت در خشونت گروه های سلفی ابتدا به بررسی منظومه فکری اندیشمندان گروه های سلفی در زمینه خشونت و آن گاه نقش خشونت در هویت بخشی گروه های سلفی می پردازد.
نقش رژیم غاصب صهیونیستی در طراحی و تحمیل جنگ عربستان با یمن؛ زمینه ها و تبعات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۶
۹۲-۶۵
حوزههای تخصصی:
با ورود صهیونیست ها به منطقه و توسعه سرزمینی، پس از جنگ جهانی دوم دولت یهود اعلام شد. سپس به دنبال گسترش مرزها، با کشورهای عربی وارد جنگ شد. با حمایت انقلاب اسلامی از گروه های مقاومت، سدی مقابل رژیم ایجاد شد. حزب الله از جمله آن هاست که با رشد خود به مرور در جنگ های با رژیم اسرائیل به پیروزی هایی رسید. هم اکنون این رژیم نگران تکرار مدل حزب الله در قالب انصارالله است. تنگه باب المندب یمن به عنوان مجرای حیاتی اقتصاد جهانی، همواره برای رژیم اسرائیل تهدید راهبردی تلقی شده و رژیم در مقام مقابله، تحرکات مختلفی داشته است. از اقدامات اخیر او طراحی جنگ عربستان با یمن است که بازکاوی زمینه ها و تبعات آن، مسئله اصلی تحقیق است. نحوه مواجهه یمنی ها با این طرح پیچیده و دستاوردهای مقاومت انصارالله که در «طوفان الاقصی» نمودار شده نیز محل توجه تحقیق است. نوشتار حاضر به روش جمع آوری اطلاعات و اسناد از کتب، مقالات، سایت ها و نشریات، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ابزار گردآوری کتابخانه ای انجام شده است.
جنگ تجاری آمریکا و چین؛ تأثیرات آن بر روابط ایران و چین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر شاهد رشد اقتصادی و نظامی چین بوده ایم. استراتژی کلان چین همواره بر سیاست هایی برای بدل شدن به یک قدرت جهانی تأکید دارد. سیاست های چین ابتدا حول محور بی ارزش ساختن نظم منطقه ای ساخته شده توسط آمریکا، دوم در تلاش برای شکل دادن به نظم منطقه ای جدید و قدرت گرفتن در منظقه و اتخاذ سیاست گسترش و پیشی گرفتن از آمریکا بوده است. تلاش های چین برای برهم زدن موازنه قدرت نظامی و اقتصادی به تیرگی روابط آمریکا و چین انجامید و در نهایت منجر به شروع جنگ تجاری در سال ۲۰۱۸ شد. با شروع جنگ تجاری، آینده روابط سیاسی و اقتصادی چین و آمریکا در هاله ای از ابهام قرار گرفت. چین نه تنها باید به دنبال جایگیزن کردن بازارهای مصرفی اش باشد، بلکه می تواند با قدرت بخشیدن به روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی اش با کشورهای منطقه، نه تنها برنامه یک کمربند یک جاده خود را تقویت کند، بلکه با نزدیکی به کشورهای نفت خیز، امنیت انرژی خود را نیز تأمین نماید. بنابراین آیا می توان متصور شد با تیرگی روایط بین چین و آمریکا، رابطه ایران و چین نزدیک تر می شود؟ با بهره گیری از رویکردی تبیینی-تحلیلی و کاربست نظریه سازه انگاری، مطابق فرضیه این پژوهش، شباهت ها و نیازهای سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران و چین می تواند عامل مهمی در شکل گیری ائتلاف بین دو کشور باشد چرا که ایران می تواند از حمایت چین برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند و در نقطه مقابل چین هم می تواند از ایران برای تأمین امنیت انرژی، پیشبرد برنامه یک کمربند و یک جاده و نیرویی برای مقابله با سیاست های پیشروی آمریکا در منطقه استفاده کند.
نظریه تربیت وجودی با تأکید بر تأثیر مکاتب تربیت توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن فعلیت یافته و عینیت بخش، ارزش های بالقوه یک مکتب است. جوشش یک تمدن از نحوه انسان سازی و جامعه پردازی آن منشعب می شود؛ مسئله اصلی آن است که آیا گفتمان توحیدی شکل گرفته در پسا انقلاب اسلامی، می تواند ظرفیت های بینشی، منشی و کنشی یک انسان در مقیاس امت- تمدن را فعال کند؟ انسانی که در مقیاس امت- تمدن تربیت می شود، قدرت تحول آفرینی در همان سان را دارد و قدرت آن را دارد که به تغییر در فرهنگ پیرامونی و مرجعیت اجتماعی و تمدنی دست یابد. برخورداری از نگاه تربیتی به سطحی از اهمیت است که به تربیت و اصلاح یک فرد انسانی، یک جامعه اصلاح می شود؛ این مقاله به دنبال آن است که نظریه تربیت وجودی را در قالب گزاره های سازواری ارائه نماید و نسبت آن را در فرایند تمدن سازی واکاوی کند. در این منظر تربیت وجودی دارای ویژگی های زیر است؛ اولاً، در آن توجه به وجه «یلی الربی» و وجودی عالم و آدم می شود، ازاین رو «عالم» را «خلقت» و «آدم» را «خلیفه» الهی می یابد. ثانیاً، بر اساس آن انتقالات مفهومی و دلالی صرفاً زمینه ساز بوده و اکتفا و توقف بر آن بی معنا است و در آن بر وجه درک حضوری و قلبی انسان تأکید می شود، ازاین رو به پردازش های ذهنی اکتفا نشده و حصول نتیجه مؤثر از وحدت، وصول و بلوغ به واقعیت و کمالات وجودی است. ثالثاً، هدف از تربیت وجودی، تشبه، مشاکلت و تناسب وجودی با مبدأ وجود و آگاهی است، ازاین رو خداوند و کمالات او را مقوم وجودی خویشتن وجدان می کند و در آن تمکن می یابد. رابعاً، فرایند تربیت وجودی، فرایندی تهذیبی، مشارکتی و پرورش موقعیت محور است که در آن با انجام ارتیاض و ممارست های جسمی و روحی در مناسک عبادی و مراقبت های اخلاقی و همچنین مبتنی بر طریق معرفت و توجه به نفس، منجر به اشتداد ظهور نور طینت و مفطورات هستگانی انسان از غواشی و تعینات خَلقی و خُلقی می شود.
بررسی رابطه هویت ملی و واگرایی طایفه ای در شهرستان های ممسنی و رستم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷۵)
199 - 227
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که در کشورهای دارای تنوع قومی مورد توجه قرار گرفته است، میزان همگرائی بین گروهی است. با توجه به تنوع طایفه ای در شهرستان های ممسنی و رستم، این مقاله به بررسی رابطه هویت ملی و ابعاد آن با واگرایی طایفه ای در شهرستان های ممسنی و رستم پرداخته است. پژوهش حاضر از نظر روش کمی، از منظر هدف کاربردی و توسعه ای است و با روش پیمایشی انجام شد. حجم نمونه 450 نفر بود که به روش خوشه ای چند مرحله ای از بین افراد طوایف شهرستان های ممسنی و رستم انتخاب شدند. ابزارگردآوری اطلاعات، پرسشنامه ساختمند بود. برای سنجش هویت ملی از پرسش نامه بکار گرفته شده توسط میرفردی و سلامتیان (1400) و برای سنجش واگرایی طایفه ای از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. برای سنجش اعتبار پرسشنامه از اعتبار عاملی و برای تعیین پایایی آن از هماهنگی درونی به روش آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26، تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بین هویت ملی و ابعاد آن با واگرایی طایفه ای رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین واگرایی طایفه ای زنان و مردان تفاوت معناداری مشاهده نشد و بین واگرایی طایفه ای با توجه به نوع شغل، نیز تفاوت معناداری مشاهده نشد. رگرسیون چند متغیره نشان داد که متغیرهای مستقل، نزدیک ۱۲درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند. تقویت ارزشها و فرهنگ ملی میتواند به بهبود همگرایی در سطوح محلی و ملی یاری رساند.
خوانش امر سیاسی در سروده های فروغ فرخزاد از منظر رئالیسم انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۷۶)
183 - 208
حوزههای تخصصی:
با کاربست روی کرد رئالیسم انتقادی و گردآوری داده با تکنیک تحلیل محتوای کیفی، نوشتار کنونی به بررسی امر سیاسی و مؤلفه های آن در سروده های فروغ فرخزاد (اشعار اسیر، دیوار، عصیان، تولدی دیگر، ایمان بیاوریم به فصل سرد) می پردازد و نشان می دهد که چندوچون بستر سیاسی و اجتماعی بر آفرینش و چگونگی ساختاردهی اثر ادبی نقش پررنگی دارد. از دریچه ی رئالیسم انتقادی می توان گفت فروغ پرورده ی زمانه ی خویش است و سروده های وی پیوندی ناگسستنی با بافت اجتماعی و سیاسی دارند. از این دریچه نگاه برانداز درانداز فروغ به امر سیاسی آشکار می گردد؛ یعنی وی همچون کنش گری شورنده در برابر کارکرد ساختِ سیاسی و اجتماعی می شورد و می کوشد با درهم شکستن بنیادهای آن به سوی رهایی و آزادی بگریزد. چنین گریختنی سویه ی دراندازانه ی سروده های فروغ را نمایان می سازد. با آگاهی گستری، او در نگاشته های خویش درانداختن بنیادهای زیستی دگرگونه را دنبال می کند، زیستی تهی از استبداد، مردسالاری، نابرابری، و ... ..
آسیب شناسی وفاق در دولت چهاردهم
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
1 - 20
حوزههای تخصصی:
وفاق، به عنوان شعار محوری دولت چهاردهم، بدون تردید، همراه با دستاوردهای زیادی بوده است. این دستاوردها شامل مسائل مهمی در حوزه سیاست داخلی و خارجی می شود. از آن جمله، می توان به همدلی و هم زبانی در سطح داخلی و امکان گفتگو با قدرت های بزرگ و کشورهای همسایه، در راستای زدودن غبار جنگ و خشونت سیاسی و نظامی اشاره نمود. درعین حال، وفاق در ایران معاصر- و به شکل خاص در دولت چهاردهم- نیاز به آسیب شناسی دارد. هدف از این امر، شناخت هرچه بهتر ابعاد کاستی های موجود، برای رفع آن ها و ترمیم وضع موجود، است. آسیب شناسی وفاق می تواند در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی قابل بررسی باشد. علاوه بر ابهام مفهومی، مهم ترین آسیب های وفاق در این دو حوزه عبارتند از: امکان برداشت از وفاق به معنای تقسیم قدرت با رقبای سیاسی، حساس نبودن نسبت به انصاف و عدالت در ابعاد مختلف، نسبت برقرار نکردن با تحزب و نهادینه سازی دموکراسی، ابهام در مرز مسئولیت های فراملی و منافع ملی، مشخص نبودن موضع نسبت به سیاست گرایش و ابهام در دفاع از نیروهای نیابتی. این مقاله با سطح توصیفی- تحلیلی از روش استفاده از متون و مصاحبه ها بهره می برد.
رسانه ای شدن جامعه ایران؛ بررسی موردی: فتنه زن، زندگی، آزادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۹
۱۶۸-۱۳۷
حوزههای تخصصی:
این تحقیق در صدد ارزیابی نقش رسانه در شکل دهی به واقعیت های اجتماعی در ایران از طریق مطالعه موردی فتنه زن، زندگی، آزادی است. پرسش این است که آیا باتوجه به تحولات حوزه رسانه، واقعیت اجتماعی، دستِ کم در موضوع مورد مطالعه، ماهیت رسانه ای یافته و به شیوه ا ی رسانه ای در حال شکل گیری است؟ در این تحقیق از روش اسنادی استفاده گردید و مطابق با نتایج به دست آمده، رسانه در ایران در یکی دو دهه اخیر اولاً به حدی از گسترش و عمومیت رسیده تا در تحولات، نقش جدی تری را عهده دار شود و ثانیاً به دلیل توانمندی های جدید، رسانه در خلقِ واقعیت های اجتماعی اثرگذاری قابل اعتنایی یافته و در فتنه زن، زندگی، آزادی نیز شواهد زیادی از این خلقِ واقعیت رسانه ای قابل مشاهده و نشانگر حرکت جامعه به سمت رسانه ای شدن است؛ هرچند در رابطه تعاملی که از سوی کاربران بین واقعیت عینی و واقعیت رسانه ای در حال خلق برقرار گردید، رسانه در ایجاد واقعیت مد نظر موفقیت کامل نداشت.
تحلیل گفتمانی هویت مذهبی و ملی در ایران پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
593-624
حوزههای تخصصی:
این مقاله در یک فضای گفتمانی به بررسی مفصل بندی ساخت هویت در ایران پس از انقلاب اسلامی با تمرکز بر گفتمان ملی گرایی متأخر می پردازد. انقلاب اسلامی، به عنوان یکی از مهم ترین نقاط عطف تاریخی ایران، زمینه ساز تحولات اساسی در گفتمان های هویتی و سیاسی کشور شد. در این دوران، گفتمان های مختلفی در تلاش برای تعریف و بازتعریف هویت ملی ایرانی بوده اند. در پژوهش حاضر، با استفاده از چارچوب نظریه گفتمان لاکلا و موفه، سعی شده روندهای گفتمانی و مفصل بندی های ناشی از آن در ملی گرایی متأخر بررسی و نشان داده شود که چگونه این گفتمان تلاش کرده تا عناصر گوناگون هویتی، از جمله مؤلفه های مذهبی، تاریخی و فرهنگی را در چارچوب یک روایت مشترک تلفیق نماید. همچنین، به تحلیل چالش ها و رقابت های گفتمانی میان ملی گرایی متأخر و سایر گفتمان های هویتی، نظیر اسلام گرایی و غرب گرایی رادیکال پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این گفتمان از طریق بهره گیری از نمادها، داشته ها و روایت های تاریخی، توانسته است به طور نسبی در بازتولید هویت ملی موفق عمل کند؛ اما همچنان با چالش هایی در مفصل بندی کامل و پذیرش عمومی روبه رو است. مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، به ارائه تصویری جامع از تغییرات گفتمانی و تأثیر آن بر ساخت هویت ملی در ایران پس از انقلاب پرداخته است.
تحلیل مضامین سیاسی- اجتماعی فیلم «عنکبوت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر اثر سینمایی، برسازنده ساختاری معنایی است که مبتنی بر قواعد و هنجارهایی در پیوندی وثیق با زمینه ای اجتماعی، جهان خاص خود را خلق و روایت می کند و می توان با استفاده از تکنیک های متنوع تحلیل کیفی، با واسازی عناصر آن، ساختار معنایی جهان برساخته اش را آشکار، فهم و تفسیر کرد. در خصوص آثار سینمایی که بر اساس داستان هایی واقعی ساخته شده اند، ویژگی ناظر بر بازنمائی عناصر برسازنده زیست اجتماعی جامعه ای که داستان در بستر آن شکل گرفته است بیش از سایر انواع روایت قابل مشاهده و پیگیری است. در این پژوهش تلاش شده است مبتنی بر تکنیک تحلیل مضمون، روایت فیلم «عنکبوت» از پدیده سعید حنایی، قاتل زنجیره ایِ کارگران جنسی شهر مشهد در سال های 1379-1380 - معروف به قاتل عنکبوتی- موضوع واسازی قرار گیرد تا آشکار شود روایت این فیلم چه تصویری را بر این واقعیت بار کرده است ، بازتاب دهنده چه ارزش هایی است و چه نسبتی با ارزش ها و هنجارهای گفتمان های رسمی و مسلط در سپهر اجتماعی ایران امروز برقرار می کند. با استفاده از چارچوبی مفهومی، متشکل از مفاهیم بازنمائی، ساختار معنایی، نشانه شناسی و سلسله مراتب جنسیت و با کاربست روش تحلیل مضمونی، نتایج این پژوهش نشان می دهد روایت فیلم «عنکبوت» از سعید حنایی، وی را نه یک روان پریش بلکه کارگزار ساختارهایی معناییِ مسلط تعریف می کند که کنش فعالانه وی مبتنی بر قواعد و هنجارهای ساختاری که به آن باورمند است پارادوکس های تجلیِ ساختارهای سنتی در کالبد دولت های ابزاریِ مدرن را آشکار می نماید.
تاثیر سرگشتگی نظری بر تداوم آنومی سیاسی در مناسبات دولت و جامعه در ایران، پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
119 - 160
حوزههای تخصصی:
مناقشه نظری میان نیروهای سیاسی و اجتماعی مختلف در جهت برساختن ساختار سیاسی متناسب با بافتار اجتماعی در ایران، و تقارن آن با نابسامانی در حوزه های مختلف نظام اجتماعی از دوره کودتا علیه جنبش مشروطه(1299ه.ش)تاکنون، استمرار داشته است. در مقطع پس از پیروزی انقلاب اسلامی(1357ه.ش)، نیروهای سیاسی مسلط بر نهاد دولت در تحقق بهینه برنامه ها و اهداف کلان سیاستگذاری کشور در خصوص برقراری عدالت اجتماعی و توسعه پایدار، ناکام بوده اند. این موقعیت، همبستگی اجتماعی در جامعه سیاسی ایران را با چالش جدی مواجه نموده است. این مقاله این فرضیه را مطرح نموده است که: سرگشتگی نظری، عامل تاثیر گذار بر تداوم آنومی سیاسی در مناسبات دولت و جامعه در ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی می باشد. برای تبیین فرضیه، پاسخ به سوال چگونگی تاثیر سرگشتگی نظری بر تداوم آنومی سیاسی در دوره انقلاب اسلامی را مورد مطالعه قرار داده است. براساس یافته ها، در وضعیت سرگشتگی نظری، جریان های سیاسی مختلف، با تقابل آرمانی با همدیگر و تاکید بر امتناع از تمایز، نهاد دولت را از کارکرد تنظیم گری در کلیت نظام اجتماعی خارج ساخته اند و متاثر از این وضعیت، آنومی سیاسی در مناسبات دولت و جامعه، تداوم پیدا کرده است. نوشتار حاضر با بهره گیری از مبانی نظری امیل دورکیم و بکارگیری روش توصیفی- نهادی به بررسی و تحلیل داده های گردآوری شده، از منابع کتابخانه ای پرداخته است.
بررسی تأثیر عدم قطعیت شاخص های حکمرانی خوب بر توسعه پایدار در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
509 - 524
حوزههای تخصصی:
از آنجا که حکمرانی از عوامل مؤثر بر توسعه پایدار است. لذا بررسی ابعاد آن می تواند نقش مهمی در اقتصاد ایجاد کند. در مطالعه حاضر تأثیر عدم قطعیت شاخص های حکمرانی خوب بر توسعه پایدار در ایران به کمک رگرسیون فازی با درجه عضویت 9/0 برای دوره زمانی 1374 تا 1401 بررسی شده است. با توجه به انعطاف پذیری مدل رگرسیون فازی پهنای بالا، متوسط و پایین برای هر یک از متغیر های مورد بررسی در شرایط عدم قطعیت محاسبه شده است، نتایج مدل اول نشان می دهد که شاخص ثبات اقتصادی در هر سه پهنای مذکور تأثیر اندکی بر توسعه پایدار دارد. تأثیر شاخص ثبات سیاسی نیز تقریباً در هر سه پهنا ثابت است. اما شاخص ثبات اجتماعی با پهنای 0.556 بیشترین تأثیر را بر توسعه پایدار داشته است. در مدل دوم تأثیر شش شاخص حکمرانی خوب بر اساس تعریف بانک جهانی بر توسعه پایدار بررسی شده است. نتایج حاکی از آن است که کارآیی و اثربخشی حاکمیت با ضریب 5.5 بیشترین تأثیر را در بین سایر شاخص ها بر توسعه پایدار دارد. در مدل سوم که ترکیبی از مدل اول و دوم است، نتایج نشان می دهد که شاخص ثبات سیاسی در هر سه پهنای مذکور با ضریب 0.742 تأثیر ثابتی بر توسعه پایدار دارد. همچنین عدم قطعیت در شاخص های حکمرانی خوب توسعه پایدار در کشور را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد به گونه ای که روند واقعی توسعه پایدار در کشور منطبق بر پهنای چپ و پایین تر از کران متوسط و راست است.