ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۹۲۱.

آسیب شناسی دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در مالزی(1401 -1357)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۹
دیپلماسی عمومی به عنوان ابزاری نوین در پیشبرد اهداف سیاست خارجی، نقش کلیدی در شکل دهی به افکار عمومی کشورهای هدف دارد. این پژوهش با تمرکز بر دیپلماسی عمومی ایران در مالزی، به این سؤال اصلی پاسخ می دهد که تصویر ایران در افکار عمومی مالزی چگونه شکل گرفته و کارایی آن در پیشبرد اهداف سیاست خارجی ایران تا چه میزان بوده است؟ فرضیه پژوهش این است که دیپلماسی عمومی ایران در مالزی به دلیل چالش های ساختاری، عدم برنامه ریزی بلندمدت و ضعف در ارتباط با رسانه ها، نتوانسته است به طور کامل موفق عمل کند. با استفاده از چارچوب نظری دیپلماسی عمومی و روش شناسی ترکیبی (مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه و نظرسنجی از 512 نفر)، یافته ها نشان می دهد که تصویر ایران در مالزی عمدتاً مثبت است، اما ضعف در هماهنگی نهادها و عدم بهره برداری از ظرفیت های فرهنگی و رسانه ای، مانع بهره وری کامل شده است. این مطالعه با تجزیه و تحلیل دقیق این چالش ها، راهکارهای عملی برای تقویت تلاش های دیپلماسی عمومی ایران در مالزی ارائه می دهد.
۹۲۲.

تحلیل تطبیقی وضعیت سیاسی رژیم صهیونیستی و پیش بینی زوال آن بر اساس آموزه های دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۳
پایداری یا زوال رژیم صهیونیستی که همواره با کلیدواژه «نامشروع» در اذهان عمومی کشورهای مسلمان جهان عجین گشته است، پیوسته به عنوان نگرشی چالش برانگیز در کانون توجه متفکران و مفسرین سیاسی و اجتماعی در اقصی نقاط جهان قرار داشته است. ازجمله مهم ترین تحلیل ها، پیش بینی زوال رژیم مذکور از سوی آیت الله خامنه ای بوده است؛ مسئله ای که بر اساس پارادایم های تحلیلی مختلف، ازجمله اسلامی، از قابلیت طرح و واکاوی پژوهشی برخوردار است. مبتنی بر این امر، پژوهش کنونی درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که زوال پیش بینی شده از سوی ایشان در بُعد سیاسی، بر اساس کدام یک از آیات قرآن کریم و روایات اسلامی تبیین پذیر است. به منظور پاسخ گویی به این پرسش، پژوهشگر درصدد استفاده از روش توصیفی-تبیینی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روایی برآمده است. شایان ذکر است فرجام این پژوهش به این نکته می پردازد که روند تدریجی زوال سیاسی رژیم صهیونیستی نه تنها بر اساس مستندات عینی همچون رویکردهای تبعیض آمیز و نژادپرستانه، فساد مقامات و سیاست های استبدادی که منتج به کاهش مشروعیت این رژیم نزد جامعه داخلی، کشورها و نهادهای بین المللی شده قابل تصدیق است، بلکه بر اساس گفتارهای الهی مطرح در آیات مختلف قرآن کریم و احادیث معصومین (ع) نیز می توان به خوبی بر آن صحه گذاشت.
۹۲۳.

بررسی فقهی روابط راهبردی ایران و چین با تأکید بر سند همکاری جامع راهبردی 25 ساله(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
مسئله برقراری روابط راهبردی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین، به ویژه در قالب سند همکاری جامع ۲۵ ساله، یکی از مهم ترین تحولات در حوزه سیاست خارجی ایران در سال های اخیر به شمار می رود که ابعاد مختلفی از جمله سیاسی، اقتصادی و حقوقی را در بر می گیرد. با این حال، تحلیل این نوع روابط بلندمدت صرفاً به ملاحظات سیاسی و منافع دیپلماتیک محدود نمی شود، بلکه از منظر فقه سیاسی شیعه نیز نیازمند بررسی و تأمل جدی است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل فقهی چنین همکاری هایی، به ویژه با تمرکز بر سند همکاری جامع میان ایران و چین، تلاش دارد نشان دهد که بر اساس مبانی فقهی مانند اصل عزت، حفظ استقلال، نفی سلطه بیگانه و ضرورت وفای به عهد، برقراری چنین روابطی در چه شرایطی می تواند مشروع و موجه تلقی شود. این تحقیق با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع معتبر فقهی، نسبت این توافق راهبردی را با اصول حاکم بر فقه حکومتی بررسی می نماید. یافته های به دست آمده نشان می دهد که در صورتی که چنین قراردادهایی با رعایت اصول یادشده و در راستای تأمین منافع ملی، صیانت از کرامت کشور و پرهیز از هرگونه وابستگی ناعادلانه منعقد شود، نه تنها مغایرتی با موازین شرعی نداشته، بلکه می تواند به عنوان ابزاری مشروع و راهبردی در تحقق اهداف کلان نظام اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.
۹۲۴.

راهبردهای تحول سیاسی - اجتماعی در چارچوب الگوی قرآن کریم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۱
هدف این مطالعه، تبیین راهبردهای تحول سیاسی اجتماعی مطلوب در چهارچوب الگوی قرآنی است و در این راستا تلاش شده تا با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی توأم با رویکرد تفسیر موضوعی (روش استنطاقی)، پس از بررسی آیات سیاسی اجتماعی قرآن کریم که مرتبط با موضوع تحول اجتماعی است، به تبیین و تشریح راهبردهای قرآنیِ تحول سیاسی اجتماعی بپردازد، لذا آنچه این مطالعه بدان دست یافته است، نشان می دهد که قرآن کریم برای ایجاد تحول در جامعه و در نهادهای سیاسی اجتماعی، بر موضوعاتی نظیر تحول در باورها و افکار مردم، تأکید بر گسترش علم و آگاهی در جامعه، نکوهش جهل و توصیه بر تعقل و تدبر، توصیه بر تذکر و موعظه حسنه (راهبرد آموزشی - تربیتی)، توصیه بر همکاری و تعاون اجتماعی، توصیه بر احسان و انفاق جهت رفع فقر و گسترش همدلیِ اجتماعی، تأکید بر اقامه امربه معروف و نهی از منکر جهت پالایش رفتار اجتماعی، (راهبرد انگیزشی - رفتاری)، اقامه قسط و گسترش عدالت اجتماعی، تأکید بر اقامه ی جهاد و تلاش همه جانبه در راستای بهبود زندگی، تأکید بر مشورت و هم فکری جمعی (راهبرد کارکردی - ارزشی)، به عنوان راهبردهای اصلی ایجاد تحول در عرصه جامعه و سیاست تأکید می ورزد.
۹۲۵.

پویایی قدرت و مذهب در سیاست های مذهبی آل بویه و آل حمدان: تحلیلی تاریخی-مقایسه ای از عناصر مشروعیت بخشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۷۴
این پژوهش به تحلیل تاریخی-مقایسه ای پویایی قدرت و مذهب در سیاست های مذهبی دو سلسله آل بویه و آل حمدان در مقابل حکومت عباسی می پردازد. سؤال اصلی تحقیق این است که چگونه این دو سلسله از عناصر مذهبی برای مشروعیت بخشی به حکومت خود در مقابل قدرت مسلط بهره برده اند و چه تفاوت ها و شباهت هایی در رویکرد آن ها به مذهب وجود دارد؟ فرضیه این تحقیق بر آن است که هر دو سلسله با بهره گیری از مذهب شیعه، به ویژه از طریق حمایت از علمای شیعه و تقویت نهادهای مذهبی، توانستند مشروعیت سیاسی خود را در مقابل «دیگری مسلط» تقویت کنند. با این حال، تفاوت های مذهبی (شیعه دوازده امامی در آل بویه و شیعه اسماعیلی/زیدی در آل حمدان) و رویکردهای مختلف در مواجهه با خلافت عباسی و دیگر نیروهای رقیب، منجر به شکل گیری تفاوت هایی در شیوه های مشروعیت بخشی آن ها شده است. آل بویه با رویارویی مستقیم با خلافت عباسی، توانستند هیبت خلافت را کاهش دهند و آن را در خدمت اهداف خود قرار دهند. روش پژوهش تطبیقی تاریخی و تحلیل محتوای منابع تاریخی و مذهبی نشان می دهد که هر دو سلسله از مذهب برای تقویت ساختار سیاسی خود استفاده کردند، اما تفاوت در رویکردها به تعاملات سیاسی و مذهبی، ساختار اجتماعی منطقه را به طور متفاوتی تحت تأثیر قرار داد.
۹۲۶.

بررسی مبانی تفکر اصولگرایی در ایران بعد از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۰
به لحاظ نظری تبار تفکر اصواگرایی در ایران معاصر به اوایل دوران مشروطه و خصوصاً تبار فکری شیخ فضل الله نوری می رسد. با وقوع انقلاب اسلامی ایران و طرح نظریه ولایت فقیه بر مبنای اسلام فقاهتی، نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت و این تفکر حیاتی دوباره پیدا کرد. در اوایل انقلاب این شیوه تفکر در قالب راست سنتی مطرح شده و در اوایل دهه 1380 در قالب جدید اصولگرایی مطرح شد. به همین دلیل هدف پژوهش حاضر بررسی مبانب فکری تفکر اصولگرایی در ایران بعد از انقلاب است. سوال اصلی این پژوهش بر آن است که مبانی تفکر اصولگرایی کدامند؟ با توجه به نوع روش تحقیق این پژوهش که روش تحلیل مضمون است، پژوهش حاضر فاقد فرضیه است. این پژوهش با نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، پس از مصاحبه به 15 نفر از متخصصان و صاحبنظران، نهایتا به اشباع نظری رسیده و پس از تحلیل مصاحبه های انجام شده به سه مضمون فراگیر: حکومت اسلامی، اقتصاد مقاومتی و سبک زندگی اسلامی-ایرانی دست یافته است. هر کدام از این مضامین فراگیر از چندین مضمون سازمان دهنده تشکیل شده و هر کدام از مضامین سازمان دهنده از چندین مضمون پایه ای تشکیل شده است.
۹۲۷.

بررسی و تحلیل آثار و نتایج شاخصه های مقاومت اسلامی بر تمدن نوین اسلامی با تأکید بر تفاسیر سیاسی و اجتماعی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۷۸
در برابر تهاجم فرهنگی، سلطه سیاسی و تهدیدات نظامی، مقاومت اسلامی به مثابه راهبردی اصیل در تعالیم دینی، زمینه ساز احیای تمدن نوین اسلامی است. این پژوهش با روش تحلیلی–توصیفی، شاخصه های اصلی مقاومت اسلامی، شامل توحیدباوری، ذکر خدا، توکل، وحدت کلمه، تشکیل جبهه مقاومت و اطاعت از رهبری اسلامی، و آثار آن ها بر مؤلفه هایی چون عزت نفس، پایداری، امداد غیبی، پویایی، استقلال و زمینه سازی ظهور امام زمان (عج) را بررسی می کند. تفسیر سیاسی و اجتماعی معاصر به رویکردی گفته می شود که با توجه به نیازهای اجتماعی و حکومتی زمانه، آموزه های قرآن را در عرصه های اجتماعی و سیاسی بازخوانی کرده و مفاهیمی چون «امر به معروف نظام ساز» و «مقاومت به مثابه تحقق عدالت» را بازتولید می کند. این تفاسیر، با بهره گیری از روش های متن محور و توجه به مصالح مرسله و اهداف شریعت، در پی استخراج راهبردهای تمدن ساز از قرآن کریم هستند. این مقاله با تحلیل تفاسیر معاصری چون فی ظلال القرآن، من وحی القرآن، الکاشف، تسنیم، نمونه، المنار و المنیر، به این پرسش می پردازد که شاخصه های مقاومت اسلامی چگونه می توانند در تحقق تمدن نوین اسلامی مؤثر باشند. شاخصه های مطرح در این تحقیق در پیوند با فرآیند پنج مرحله ای تمدن سازی ترسیم شده توسط مقام معظم رهبری، نقشی محوری ایفا می کنند. در امت اسلامی، این شاخصه ها، الگویی جهانی از تمدن اسلامی ارائه می دهند که عدالت و معنویت را متجلی می سازد. در نهایت یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد مقاومت اسلامی الگویی فراتر از دفاع صرف ارائه داده و به پویایی تمدنی، توسعه پایدار و ارتقای هویت جمعی منجر می شود.
۹۲۸.

دیپلماسی اقتصادی (الگوی توسعه و همگرایی در افغانستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۸
دیپلماسی اقتصادی در افغانستان به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که با هدف تقویت روابط اقتصادی با کشورهای دیگر و جذب سرمایه گذاری، توسعه تجارت و بهبود شرایط اقتصادی کشور انجام می شود. در سال های اخیر، افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود و منابع طبیعی غنی، مورد توجه کشورهای مختلف قرار گرفته است. دیپلماسی اقتصادی به عنوان یک ابزار کلیدی برای توسعه و همگرایی در افغانستان می تواند نقش بسیار مهمی ایفا کند. با توجه به موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی غنی و نیاز به توسعه زیرساخت ها، دیپلماسی اقتصادی می تواند به عنوان یک پل ارتباطی میان افغانستان و سایر کشورها عمل کند. در این تحقیق می خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که: دیپلماسی  اقتصادی، چه تاثیری می تواند بر توسعه در افغانستان داشته باشد؟ و بندر چابهار از چه جایگاهی در دیپلماسی اقتصادی آن کشور برخوردار است؟ یافته های این تحقیقِ کتابخانه ای که با روش توصیفی-تحلیلی شکل گرفته، نشان می دهند که: دیپلماسی اقتصادی با اتخاذ برنامه هایی چون؛ جذب سرمایه گذاری های خارجی و گسترش روابط با کشورهای منطقه و تعامل سازنده با آنان ، توانسته اثرات مثبتی بر توسعه در افغانستان داشته باشد؛ و بندر چابهار هم به عنوان میدان جذب سرمایه گذاری های خارجی از یک طرف و نقشی که در گسترش روابط افغانستان با کشورهای منطقه داشته از طرف دیگر، یک جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی این کشور پیدا کرده است
۹۲۹.

تأثیر بحران غزه بر امنیت انسانی زنان فلسطین (2024-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۰
جنگ غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، به یکی از شدیدترین جنگ های منطقه ای تبدیل شده است. این جنگ تأثیرهای گسترده ای بر همه جوانب زندگی مردم فلسطین، به ویژه زنان، داشته است. در این شرایط، مفهوم «امنیت انسانی» بسیار اهمیت پیدا می کند. امنیت انسانی شامل حفاظت از جان، زندگی، دسترسی به خدمات اساسی و همچنین حق زندگی در محیطی بدون خشونت و تهدید، به ویژه در جنگ ها، به دغدغه ای اساسی تبدیل می شود. در این میان، زنان به عنوان یکی از آسیب پذیرترین گروه ها و نیز تأثیرگذار در هر جامعه، با چالش های جدی روبه رو می شوند. بررسی امنیت انسانی زنان فلسطینی در جنگ اخیر غزه، نه تنها به درک ابعاد مختلف چالش های آنان کمک می کند، بلکه امکان ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود شرایط آنان و حمایت های مؤثر را فراهم می آورد. در این پژوهش با روش کیفی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اینترنت به پرسش تأثیر جنگ غزه برامنیت انسانی زنان فلسطینی پاسخ داده     می شود. این فرضیه مطرح شده که جنگ غزه از سال ۲۰۲۳ با تغییر در نقش های اجتماعی و خانوادگی، افزایش خشونت های جنسیتی و خانگی، تضعیف وضعیت اقتصادی، ایجاد اختلال ها در سیستم های بهداشتی و نبود حمایت های قانونی و روانی، بر امنیت انسانی زنان فلسطینی تاثیر منفی گذاشته و امنیت انسانی آنان را تهدید کرده است. 
۹۳۰.

تحلیل الگوی جایگاه ورزش قهرمانی در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۱
حضرت آیت الله العظمی علی خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران، شخصیتی محوری در شکل دهی چشم انداز ایدئولوژیک ملت ایران بوده است. دیدگاه های او در حوزه های مختلف از جمله سیاست، فرهنگ و ورزش به عنوان یک متفکر اسلامی مطرح بوده است که ترکیبی منحصربه فرد از اصول اسلامی و هویت ملی است. دیدگاه های وی در مورد ورزش اهمیت ویژه ای دارد، زیرا با مضامین گسترده تری از اخلاق، فداکاری و هویت فرهنگی و ملی در هم آمیخته است. هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی جایگاه راهبردی ورزش در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران با تحلیل محتوا بود. لذا به منظور تجزیه و تحلیل بیانات رهبری در حوزه ورزش از روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد یا گرندد تئوری استفاده گردید. شاخص های مربوط به ورزش در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی، که از سال 1369 تا 1403 در مراسم ها و دیدارهای مختلف با حضور مسئولین ورزشی، قهرمانان ورزشی و مدال آوران در بازی های المپیک، پاراالمپیک، جهانی، آسیایی و پاراآسیایی بیان نموده اند، تحلیل و بررسی شد. ابتدا مفاهیم مرتبط با این موضوع، با کمک نرم افزار MAXQDA2020 استخراج شده و محتوای آن به صورت کیفی تحلیل گردید. حاصل تحلیل داده های به دست آمده در طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی، تفکیک شدند و در قالب 501 کد مفهومی، 34 مضامین فرعی و 12 مضمون اصلی دسته بندی شدند. یافته های پژوهش در یک طرح اینفوگرافی با مضامین اصلی نظیر حفظ اخلاق و جوانمردی در ورزش، تأکید بر فرهنگ ایثار و شهادت، قهرمانان ورزشی مظهر توانایی های ملی، نقش ورزش در ایجاد هویت و فرهنگ ملی، توانمندی های جانبازان و معلولین در ورزش، حمایت مالی و معنوی از ورزش جانبازان، تدوین چشم انداز و برنامه های حمایتی ورزشکاران، نقش دولت و نهادهای حامی در توسعه ورزش قهرمانی، ترویج ورزش قهرمانی و همگانی در جامعه، الهام بخشی قهرمانان برای نسل آینده، نمایش هویت زن مسلمان ایرانی در میادین ورزشی و تقویت جنبش های ضدصهیونیستی در میادین ورزشی، شناسایی شدند.
۹۳۱.

بررسی نظام مسائل تحول دیجیتال دولت در ایران با استفاده از روش سیستم های نرم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۴۶
امروزه ترکیب فناوری های نوظهور حوزه ICT و حکمرانی انواع و اشکال نوینی از دولت را ایجاد کرده که مهم ترین آن ها به لحاظ سطح توسعه و تحول «دولت الکترونیک»، «دولت تحولی»، «دولت چابک» و «حکمرانی باز» هستند. اهمیت تحول دیجیتالی دولت در دگرگون ساختن نقش ها و کارکردهای بنیادین دولت ها و ایجاد مزایا و ارزش آفرینی در اداره امور عمومی است. افزایش چابکی روندها، ارتقای شفافیت، افزایش نوآوری و کارآفرینی بخش خصوصی، تعامل دوسویه و مشارکتی شهروندان و حکومت، کاهش تصدی گری دولت، کاستن از هزینه های جاری و مدیریت مشارکتی بحران های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در خلال این تحول نهادینه می شود. اما هم نشینی فناوری های جدید و حکمرانی معضلات و مسائل خود را دارد و دولت ها در کوتاه مدت و بلندمدت نیاز دارند با پیامدهای بالفعل و بالقوه این فناوری ها بر نحوه حکمرانی آشنا شده و هم زمان نظام مسائل آن ها بررسی و حل نمایند. در این پژوهش مسئله اصلی آن است که نظام مسائل تحول دیجیتالی دولت در ایران کدام است و چگونه می توان از معضلات موجود عبور نمود؟ در این راستا ضمن بررسی اشکال مختلف تحول دیجیتالی دولت و نظریات موجود؛ تلاش شد با استفاده از روش تحلیل سیستم های نرم و نظرات نخبگان کشور در خصوص، فضای مفهومی تحول دیجیتال و نظام مسائل تحول دیجیتالی دولت در ایران احصا و شناسایی شود و راهکارهای عبور از معضلات موجود نیز تبیین گردد. این روش تحلیل برای فهم پدیده های پیچیده و چندبعدی به کار می رود که تعارض منافع و تفاوت دیدگاه ذی نفعان در آن بسیار است. این روش کمک می کند پدیده تحول دیجیتال در موقعیت مسئله زای آن در ایران شناسایی و نظام مسائل و کاستی های آن برجسته و تغییرات موردنیاز احصا گردد. نتایج این مطالعه نشان می دهد به دلیل گستردگی حوزه اثر تحول دیجیتال در دولت، این پدیده نیازمند تنظیم گری فرا دستگاهی است تا ضمن قانون گذاری مناسب به روند اجرا و حل وفصل انبوه مسائل آن کمک شود. حرکت ایران از دولت الکترونیک به سطوح توسعه یافته حکمرانی دیجیتال در صورتی به دست خواهد آمد که تحول دیجیتال دولت و نظام مسائل این پدیده موردتوجه سطوح بالای حاکمیت و در اولویت قرار گیرد.
۹۳۲.

راهبردهای بقای رژیم های غیردموکراتیک ناکارآمد در آسیای مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۷
با فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال جمهوری های آسیای مرکزی در پایان سال 1991، رژیم های حاکم بر این کشورها برای بیش از سه دهه تداوم یافتند. این جمهوری ها به دلیل حاکمیت هفتاد ساله کمونیسم و شوروی، زمینه تاریخی و سیاسی دموکراتیک و مشروعیت ناشی از آن را نداشتند و رهبران آن ها نیز نتوانستند کارنامه موفق و کارآمدی ارائه کنند. این وضعیت موجب برانگیختن این پرسش در مطالعات تطبیقی شده است که این رژیم ها با چه راهبردهایی بقای خود را تداوم می بخشند؟ در این نوشتار، با توجه به شاخه انتخاب عقلانی در نظریه نونهادگرایی به راهبردهای تداوم رژیم های غیردموکراتیک ناکارآمد در آسیای مرکزی می پردازیم. ثبات این رژیم ها تصادفی نیست، بلکه نتیجه طراحی عقلانی نخبگان در دو سطح داخلی و خارجی است. یافته های نوشتار نشان می دهد نخبگان حاکم در این منطقه با محاسبه هزینه و منافع کنش های سیاسی در این دو سطح از راهبردهایی مانند کاربست سرکوب، تبلیغات، کیش شخصیت، توزیع رانت، انتخابات نمادین، حامی پروری و ائتلاف سازی منطقه ای و بین المللی استفاده می کنند. آن ها از این راهبردها به گونه ای بهره می جویند که منافع رژیم حاکم را تأمین و بقای خود را تضمین کنند.
۹۳۳.

اینتلیپد؛ رویکرد نوین در استفاده از واقعیت مجازی و فناوری نوروتکنولوژی برای ارتقای راهبردهای یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۰
این پژوهش به بررسی استفاده از فناوری های نوین، به ویژه واقعیت مجازی (VR)[1] و نوروتکنولوژی، در بهبود فرآیندهای یادگیری می پردازد. سیستم اینتلیپد[2] از هوش مصنوعی، واقعیت مجازی، نوار مغزی (EEG)[3] و طیف سنجی عملکردی مغز با امواج نزدیک فروسرخ (fNIRS)[4] برای تحلیل سیگنال های مغزی فراگیران طی یادگیری بهره می گیرد. با استفاده از برنامه های درسی مجازی و رویکردهای شخصی سازی شده، اینتلیپد فراگیران را در حالت شناختی بهینه قرار داده و امکان یادگیری زبان دوم را در دو حالت یادگیری با واقعیت مجازی به تنهایی و یادگیری با واقعیت مجازی در «حالت هوشیاری»[5] فراهم می کند. برای آزمایش کارایی این رویکردها، داده های رفتاری و نورولوژیکی گردآوری و با روش های یادگیری سنتی مقایسه می شوند. همچنین، این پروژه با طراحی و پیاده سازی سیستم آموزشی پیشرفته ای به نام IVT (سیستم واقعیت مجازی اینتلیپد)[6] به بهبود یادگیری زبان دوم و ارتقای مهارت های شناختی کمک می کند. اینتلیپد با یکپارچه سازی فناوری های شناختی و هوش مصنوعی، امکان استفاده گسترده در حوزه های نظامی، صنعتی، و آموزشی را دارد و با رعایت پروتکل های امنیت داده و ملاحظات اخلاقی، از حفظ امنیت و حریم خصوصی کاربران اطمینان می دهد. این پروژه با ایجاد زیرساختی برای سیستم های یادگیری هوشمند، به بهبود یادگیری و پیشرفت دانش در حوزه های روانشناسی شناختی و علوم اعصاب کمک می کند و می تواند به عنوان یک مدل پیشرو در طراحی سیستم های آموزشی نوآورانه و هوشمند مطرح شود.
۹۳۴.

بازاندیشی در منابع اجتماعی سیاست خارجی ایران عصر قاجار: مورد مطالعه جنبش بایکوت تنباکو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۲
ماجرای تنباکو، نه تنها در عرصه سیاست داخلی ایران معاصر مهم است و به عنوان یکی از ریشه های انقلاب اسلامی محسوب می شود، بلکه در حوزه مطالعات نظری سیاست خارجی نیز حائز اهمیت جدی است. این مقاله با روش اکتشافی به بازکاوی ماجرای تنباکو به عنوان یک پدیده سیاسی که 135 سال پیش رخ داده، پرداخته است. سوال اصلی مقاله عبارتست از: «کدامیک از منابع سیاست خارجی در وقوع ماجرای تنباکو نقش تعیین کننده تری ایفا کردند؟» فرضیه مقاله اینگونه صورت بندی شده است:« ماجرای تنباکو، برخلاف «تحریم» که ابزار سیاست خارجی دولت هاست، ذیل عنوان «بایکوت» قابل تحلیل است؛ زیرا حاصل امتناع مبتنی بر کنش جمعی و شبکه ای از نیروهای اجتماعی به رهبری مرجعیت دینی است که ذیل عنوان متغیر اجتماعی یا ملی در سیاست خارجی در دوره قاجار انجام شده است». یافته این مقاله، صرفا تغییر کلمه«تحریم» به «بایکوت» نیست، بلکه تبیین و برجسته سازی متغیر ملی یا اجتماعی در سیاست خارجی ایران در بیش از یک قرن پیش است که در مطالعات سیاست خارجی در مورد ایران و سایر کشورهای مشابه، مغفول واقع شده است.
۹۳۵.

برندسازی شخصی مدیران: راهبردی برای تقویت حکمرانی اسلامی و اعتماد عمومی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
در محیط پیچیده و پویای حکمرانی معاصر، مشروعیت، نفوذ و کارآمدی مدیران، بیش از هر زمان دیگری به سرمایه نمادین و تصویری آنان در جامعه وابسته است. در چارچوب حکمرانی اسلامی که مبانی، اهداف و روش های آن بر اساس عدالت، ارزش مداری، شایسته سالاری و پاسخ گویی تعریف شده است، «اعتماد عمومی» سرمایه ای حیاتی محسوب می شود. با این حال، تجربه های چند دهه گذشته نشان می دهد که اعتماد عمومی حتی در جوامع مبتنی بر ارزش های دینی، می تواند در اثر ضعف ارتباطات، ناکارآمدی [1] یا تصویر منفی از مدیران، دچار خدشه شود. یکی از رویکردهای نوین برای تقویت اعتماد عمومی، «برندسازی شخصی» [2] مدیران است؛ فرایندی که طی آن مدیر، با شناخت دقیق از ویژگی های شخصیتی، ارزشی، مهارتی و عملکردی خود و همسوسازی آن ها با مأموریت های حکمرانی، به خلق تصویری معتبر، جذاب و ماندگار در ذهن ذی نفعان می پردازد. در فضای رقابتی و رسانه محور امروز، که افکار عمومی روزانه از مسیر شبکه های اجتماعی، رسانه های جمعی و ارتباطات چهره به چهره، سیل وار با داده ها و پیام ها مواجه است، فقدان برندسازی شخصی آگاهانه موجب می شود تصویر مدیران راهبردی به طور منفعل و گاه مخدوش شکل گیرد و اعتماد عمومی آسیب ببیند. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش و کارکرد برندسازی شخصی مدیران راهبردی در تقویت حکمرانی اسلامی و بازسازی اعتماد عمومی انجام شده است. این مطالعه در پی پاسخ دادن به این پرسش بنیادی است که چگونه می توان از ظرفیت های برندسازی شخصی، نه صرفاً به عنوان تکنیک بازاریابی فردی، بلکه به عنوان ابزاری راهبردی و ارزش محور، برای ارتقای سرمایه اجتماعی حکومت اسلامی بهره برد؟ در بطن این هدف اصلی، اهداف فرعی متعددی نهفته است: شناسایی مؤلفه های سازنده برند شخصی منطبق با ارزش های اسلامی، تبیین سازوکارهای اثرگذاری این مؤلفه ها بر اعتماد عمومی، و ارائه مدلی که پیوند بین هویت شخصی مدیر، الگوی حکمرانی اسلامی و شاخص های اعتماد عمومی را برقرار سازد. نگاه این پژوهش آن است که برندسازی شخصی، اگر بر پایه صداقت، عمل به وعده ها، عدالت ورزی و کارآمدی شکل گیرد، نه تنها تعارضی با آموزه های اسلامی ندارد، بلکه می تواند به ابزاری مشروع و کارآمد برای ترویج الگوی مدیر تراز انقلاب اسلامی بدل شود. از نظر روش شناسی، تحقیق حاضر از نوع کاربردی با رویکرد کیفی است. داده ها به شیوه اسنادی و میدانی گردآوری شده است. در بخش اسنادی، منابع شامل کتب، مقالات علمی داخلی و خارجی، اسناد بالادستی مرتبط با حکمرانی اسلامی، آموزه های دینی و مطالعات حوزه برندسازی شخصی بررسی و تحلیل شده اند. در بخش میدانی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با نمونه ای هدفمند از خبرگان شامل استادان دانشگاه، پژوهشگران حوزه حکمرانی، مدیران با تجربه در سطوح کلان و کارگزاران رسانه انجام شده است تا ابعاد و الزامات بومی شده برندسازی شخصی مدیران در بستر ایران اسلامی استخراج شود. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون کدگذاری، دسته بندی و تفسیر گردید. همچنین، برای اطمینان از روایی یافته ها، از راهبرد بازبینی توسط مشارکت کنندگان و مقایسه با متون معتبر استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که برندسازی شخصی در حکمرانی اسلامی دارای چهار بعد اساسی است: بعد شخصیتی و اخلاقی، که بر صداقت، تعهد، تواضع، شجاعت، عدالت ورزی و خدمت گزاری به مردم استوار است؛ بعد مهارتی و تخصصی، که به شایستگی های علمی، مدیریتی و راهبردی مدیر می پردازد و شرط لازم برای ایجاد اعتبار حرفه ای است؛ بعد ارتباطی و تعاملی، که شامل توانایی برقراری ارتباط مؤثر با مردم، گوش دادن فعال، شفافیت در اطلاع رسانی، پاسخ گویی و اقناع مخاطب می شود؛ و بعد نمادین و فرهنگی، که به نقش مدیر به عنوان الگو و مرجع فرهنگی در جامعه اسلامی اشاره دارد و از طریق رفتار، گفتار و سبک زندگی او منتقل می شود. هم افزایی این ابعاد، برند شخصی ای را شکل می دهد که نه یک تصویر مصنوعی و تبلیغاتی، بلکه بازتاب عینیِ شخصیت و عملکرد واقعی مدیر در ذهن جامعه است. تحقیق همچنین نشان داد که پیوند برندسازی شخصی با اعتماد عمومی، از مسیرهای متعددی برقرار می شود. نخست، هم سویی گفتار و عمل؛ وقتی مدیران وعده ها و بیانات خود را با اقدامات واقعی تطبیق می دهند، اعتبار برند شخصی آنها نزد افکار عمومی تقویت می شود. دوم، شفافیت و پاسخ گویی؛ اطلاع رسانی صادقانه و سریع درباره تصمیمات و اقدامات، حتی در شرایط بحران، نشانگر احترام به مردم و ایجاد حس مشارکت در حکمرانی است. سوم، قابلیت اتکا و پیش بینی پذیری؛ ثبات در مواضع و رفتارها، اعتماد به تداوم خط مشی ها را افزایش می دهد. چهارم، الهام بخشی و مرجعیت اخلاقی؛ مدیرانی که سبک زندگی و رفتارشان الگوهای اسلامی را منعکس می کند، نه تنها در حوزه فنی که در بعد فرهنگی و هویتی نیز سرمایه اعتماد عمومی را افزایش می دهند. از منظر سیاست گذاری، یافته ها حاکی از آن است که تحقق برندسازی شخصی اثربخش در حکمرانی اسلامی نیازمند اقداماتی نظام مند است؛ از جمله آموزش و توانمندسازی مدیران در حوزه مهارت های ارتباطی و رسانه ای، ایجاد نهادهای مشورتی برای هم سویی پیام ها با ارزش ها، طراحی سازوکار ارزیابی مستمر تصویر عمومی مدیران و بازخوردگیری از جامعه، و همچنین پیشگیری از شکل گیری شکاف بین تصویر و واقعیت از طریق شفافیت نهادی. این اقدامات باید در چارچوبی لحاظ شوند که هویت دینی-انقلابی مدیران حفظ و تقویت گردد و برندسازی شخصی به ابزاری برای خودنمایی فردی یا رقابت مخرب بدل نشود. در جمع بندی، پژوهش حاضر تأکید می کند که برندسازی شخصی در بستر حکمرانی اسلامی، اگر بر بنیان صداقت، عدالت، تخصص و تعامل مؤثر استوار باشد، می تواند به ابزاری راهبردی برای ارتقای اعتماد عمومی و تحکیم پیوند مردم و حاکمیت تبدیل شود. این رویکرد، مدیران را از منفعل بودن در برابر قضاوت افکار عمومی به کنشگرانی فعال در مدیریت تصویر خود بدل می سازد و با همسوسازی هویت فردی و مأموریت سازمانی، مسیر تحقق الگوی مدیر تراز انقلاب اسلامی را هموار می کند.
۹۳۶.

بررسی رویه و بازشناسی اهداف ایالات متحده ی آمریکا در تدوین، پذیرش و عدم عضویت در معاهدات بین المللی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۵
ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از قدرت های برتر نظام بین الملل، نقش برجسته ای در شکل دهی و هدایت بسیاری از معاهدات و سازمان های بین المللی دارد. تجربه تاریخی قرن بیستم و بیست ویکم نشان داده است که این کشور معمولاً در مراحل اولیه تدوین و پیشبرد معاهدات کلیدی، نقش فعال و حتی بنیان گذار را ایفا می کند، اما در ادامه، یا عضویت در آن ها را نپذیرفته، یا به عضویتی مشروط و محدود رضایت داده، یا حتی از آن ها خارج شده است. این رویکرد، پرسش های بنیادینی را درباره اهداف واقعی آمریکا در صحنه بین الملل، میزان پایبندی آن به قواعد حقوق بین الملل، و تأثیر چنین سیاست هایی بر اصل برابری و منافع جمعی جامعه جهانی مطرح می کند. مسئله اصلی این تحقیق آن است که آیا این کشور، در پس ظاهر همکاری جویانه و قانون مدار، در واقع به دنبال بهره برداری یک جانبه از تعهدات دیگران و گریز هدفمند از تعهدات خود بوده است؟ و اگر چنین است، چه سازوکارهایی را برای تحقق این هدف به کار گرفته و چه پیامدهایی برای نظام حقوقی بین الملل به همراه داشته است؟ هدف اصلی این پژوهش، شناسایی رویه های ایالات متحده در حوزه تدوین، پذیرش و عدم عضویت در معاهدات بین المللی، و تحلیل اهداف پشت پرده این رفتارهاست. این تحقیق تلاش می کند با مطالعه نمونه های برجسته- از جمله پیمان جامعه ملل، منشور ملل متحد، و اساسنامه دیوان بین المللی کیفری- تصویری روشن از الگوی رفتاری آمریکا ارائه دهد. هم چنین به دنبال آن است که پیوند میان این الگو و راهبردهای کلان ملی آمریکا را نشان داده، و تأثیر این رفتار خاص گرایانه بر حقوق بین الملل و منافع جهانی را تحلیل کند. به طور خاص، پژوهش می کوشد پاسخ دهد که اولاً آیا در سیاست خارجی آمریکا، تدوین معاهدات ابزاری برای محدودکردن دیگران بدون پذیرش محدودیت برای خود محسوب می شود، و ثانیاً در برابر چنین الگوهایی، چه تدابیر یا سیاست هایی از سوی دیگر کشورها می تواند مناسب باشد. روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی با رویکرد تاریخی اسنادی است. داده ها از منابع کتابخانه ای، اسناد تاریخی، تحلیل های حقوق دانان بین المللی و بیانیه های رسمی سیاستمداران گردآوری شده است. مطالعه، هم بر بررسی تطبیقی اسناد و رویدادهای تاریخی (مانند روند تشکیل جامعه ملل یا مذاکرات منشور ملل متحد) متمرکز است و هم به تحلیل محتوای مواضع و اظهارنظرهای رسمی آمریکا می پردازد تا پیوستگی رفتاری و اهداف راهبردی شناسایی شود. در این مسیر، رویکرد استقرایی از مطالعه موردی به نتیجه گیری کلی- و نیز روش تحلیل منطقی برای تبیین رابطه میان کنش های اعلامی و رفتارهای واقعی آمریکا به کار گرفته شده است. بررسی مورد جامعه ملل نشان می دهد که ایالات متحده، علی رغم نقش محوری در طرح ایده و تدوین میثاق آن، نهایتاً به بهانه های حقوقی نظیر ناسازگاری ماده دفاع دسته جمعی با قانون اساسی، از عضویت رسمی خودداری کرد. شواهد تاریخی حاکی از آن است که بخشی از این مخالفت ها نه از دغدغه های حقوقی اصیل، بلکه از رقابت های حزبی داخلی و انگیزه محدودکردن سایر کشورها بدون محدودیت متقابل نشأت گرفت. نتیجه این رفتار، ایجاد تعهدات الزام آور برای دیگر کشورها در خلع سلاح و همکاری امنیتی، در حالی بود که آمریکا از این تعهدات آزاد ماند و نفوذ غیرمستقیم خود را بر تصمیمات جامعه حفظ کرد. در مورد سازمان ملل متحد نیز، آمریکا با پذیرش حق وتو به همراه چهار قدرت دیگر، عملاً امکان بی اثرکردن هر تصمیم مغایر با منافع خود را تثبیت کرد. در عین حال، پیشنهاد «قطعنامه اتحاد برای صلح» را مطرح نمود تا در شرایطی که وتوی دیگران به ضررش باشد، بتواند مسیر دیگری برای تأمین منافع خویش بیابد. این رفتار دوگانه نشان می دهد که حتی سازوکارهایی که در ظاهر برای تقویت کارآمدی سازمان ارائه می شود، در عمل می تواند در خدمت منافع یک قدرت خاص باشد. مطالعه موردی اساسنامه دیوان بین المللی کیفری نمونه دیگری از این الگو را نشان می دهد: آمریکا در فرایند تدوین اساسنامه نقش فعال ایفا کرد و در ابتدا آن را امضا نمود تا بر شکل گیری مواد و سازوکارهای دیوان اثر بگذارد، اما سپس نه تنها از ارسال آن به سنا خودداری کرد، بلکه امضای خود را رسماً پس گرفت و از عضویت در دیوان سرباز زد. این اقدام به روشنی حاکی از استفاده ابزاری از فرآیند تدوین برای شکل دهی به نهاد بین المللی، بدون پذیرش تعهدات آن، است. تحلیل تطبیقی این سه نمونه نشان می دهد که یک خط مشی ثابت در سیاست خارجی و حقوقی آمریکا وجود دارد: ترغیب دیگر کشورها به پذیرش محدودیت های الزام آور، بهره گیری از فضای متعهد بودن آنان برای پیشبرد منافع ملی، و اجتناب هدفمند از هر تعهدی که توان مانور و برتری راهبردی این کشور را محدود کند. این رویکرد در قالب نوعی «خاص گرایی حقوقی» ظاهر می شود که در آن قدرت های بزرگ، به ویژه آمریکا، قواعد را نه به عنوان اصولی عام و برابر، بلکه به مثابه ابزارهایی انعطاف پذیر برای تحقق منافع خود تفسیر و اجرا می کنند. در نهایت، یافته ها نشان می دهد که چنین رویه ای، علاوه بر تضعیف اعتماد به نهادها و معاهدات بین المللی، می تواند باعث گسترش بدبینی و کاهش انگیزه کشورهای ضعیف تر برای پایبندی به تعهدات بین المللی گردد. این امر، کارایی حقوق بین الملل را به عنوان سازوکار تنظیم کننده رفتار بین المللی، به شدت کاهش می دهد. پژوهش استدلال می کند که تنها از طریق آگاهی بخشی، ایجاد جبهه های متحد میان کشورهای متضرر، و اصرار بر سازوکارهای نظارتی بی طرفانه می توان از پیامدهای منفی این الگو کاست و مانع تثبیت بیش تر رژیم های خاص گرایانه در حقوق بین الملل شد.
۹۳۷.

سند تعالی انسان از منظر قرآن کریم بر اساس مدل تحلیلی SWOT و ارتباط آن با حکمرانی اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۷
قرآن کریم، کتاب آسمانی مسلمانان، به عنوان سندی جامع و بی بدیل، نقش محوری در هدایت و تعالی انسان در تمامی ابعاد زندگی دارد. محور اصلی آموزه های این کتاب الهی، «انسان» است و فهم عمیق این آموزه ها، وظیفه ای دینی و فرهنگی برای هر مسلمان، به ویژه افراد تحصیل کرده به شمار می رود. جامعه ی ایران، به عنوان پیشگام فرهنگ اسلامی، نیازمند آن است که آموزه های قرآن را در متن زندگی فردی و اجتماعی خود جای داده و از آن برای حل چالش های معاصر بهره گیرد. این مقاله با هدف ارائه ی الگویی نوین برای فهم آموزه های قرآنی، از مدل SWOT برای تحلیل و تدوین سند تعالی انسان از منظر قرآن استفاده کرده است. در این چارچوب، مأموریت ها، ارزش ها، نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و تهدیدهای پیش روی انسان با روش توصیفی - تحلیلی بررسی شده اند. مقاله، دو هدف اصلی را دنبال می کند: نخست، ضرورت استفاده از زبانی مشترک و جهانی برای انتقال مفاهیم قرآنی به مخاطبان داخلی و بین المللی، به گونه ای که ارتباط با قرآن از سطح روخوانی، فراتر رفته و معارف آن در قلب ها و ذهن ها اثرگذار شود؛ دوم، تبیین این تحلیل به عنوان ابزاری کارآمد برای حکمرانی اسلامی، که از طریق بهره گیری از این مدل می تواند نقاط قوت انسان را تقویت، ضعف ها را مدیریت و از فرصت ها بهره برداری کرده و تهدیدها را کاهش دهد. حکمرانی اسلامی در این چارچوب، زمینه ساز رشد فردی و اجتماعی انسان و هدایت او به سوی هدف نهایی یعنی قرب الهی خواهد بود.
۹۳۸.

اصول و شاخصه های قرآنی حاکم بر علوم با رویکرد مرجعیت علمی قرآن کریم

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
مرجعیت علمی قرآن کریم به معنای اثرگذاری معنادار و روشمند قرآن کریم بر دانش های ساخت یافته ی بشری، در پی حضور اثربخش قرآن کریم در کنار سایر منابع معرفتی در عرصه ی علوم و دانش های گوناگون می باشد. امروزه، بحث حکمرانی، یکی از مباحث مهم و رایج در سطح مدیران و مراکز و مجامع علمی بوده و رابطه ی قرآن با حکمرانی، که از آن به «حکمرانی قرآنی» نیز تعبیر می گردد، یکی از مباحث قابل طرح و بحث در این حوزه است. براین اساس، این پژوهش با عنوان «اصول و شاخصه های قرآنی حاکم بر علوم با رویکرد مرجعیت علمی قرآن کریم» در پی تبیین ابعاد حکمرانی قرآن بر علوم با رویکرد مرجعیت علمی قرآن کریم است. بر اساس یافته های این پژوهش، در تبیین اصول و شاخصه های قرآنی حاکم بر علوم، می توان عرصه های حکمرانی قرآن بر علوم را سه عرصه ی علوم اسلامی، علوم انسانی و علوم طبیعی دانست؛ همچنین قلمرو حکمرانی قرآن بر علوم در دو سطح فراعلم و درون علم، قابل بررسی است. شاخصه های حکمرانی قرآن بر علوم عبارتند از: اصالت، محوریت و معیار بودن، اولویت و اولیت، و همچنین استقلال منبعیت قرآن. در نتیجه ی حکمرانی قرآن بر علوم، اصول قرآنی بر علوم و دانش های بشری حاکم می گردد. این تحقیق با جست وجو در آیات قرآن به روش توصیفی-تحلیلی، به ابعاد مختلف حکمرانی قرآن بر علوم با رویکرد مرجعیت علمی قرآن کریم پرداخته است.
۹۳۹.

تحلیل تطبیقی مفهوم مدینه فاضله در اندیشه حکیم فارابی و شهر شرعی در آرای آیت الله اراکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۰
ایده آرمان شهر، سابقه ای کهن در اندیشه بشری دارد و همواره به منزله واکنشی به ناکامی ها و بحران های اجتماعی، اخلاقی و معنوی، محل تأمل و بازاندیشی درباره نظم مطلوب جامعه بوده است. در جهان اسلام، این مفهوم با اتکا به آموزه های وحیانی و فلسفی، صورتی خاص به خود گرفته و به تبیین ساختاری از شهر اسلامی منجر شده که اهدافی چون عدالت، سعادت و عبودیت را دنبال می کند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی به بررسی ابعاد نظری شهر آرمانی در اندیشه های دو متفکر برجسته یعنی فارابی و محسن اراکی می پردازد که به ترتیب نمایندگان دو رویکرد فلسفی و فقهی تلقی می شوند. فارابی، با تأکید بر عقل فعال، ساختار سلسله مراتبی هستی و ضرورت حاکمیت حکیم، شهر را فضایی برای شکوفایی فضیلت، تحقق سعادت و مشارکت عقلانی شهروندان می داند. در مقابل، اراکی بر اساس نظریه فقه نظام و ولایت دینی، شهری مبتنی بر شریعت اسلامی تصویر می کند که در آن قانون، رهبری، شهروندی و حتی ساختار کالبدی، در خدمت تحقق توحید، عدالت اجتماعی و اهداف الهی قرار می گیرند. در هر دو رویکرد، شهر آرمانی نیازمند جامعه ای هماهنگ، رهبری مشروع، قانون متعالی و کالبدی معنادار است، اما مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی آن ها متفاوت است. این مقاله بر ضرورت تعامل میان فلسفه و فقه اسلامی در بازتعریف شهر اسلامی معاصر تأکید می ورزد و نشان می دهد که بهره گیری از گفتمان میان رشته ای می تواند زمینه ساز ارائه الگویی نظری و کاربردی برای طراحی و مدیریت شهر اسلامی در جهان معاصر باشد.
۹۴۰.

چالش های کاربست راهبرد مصون سازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۵
در جهانِ در حال گذار کنونی که با رقابت قدرت های بزرگ و عدم قطعیت های ساختاری مشخص می شود، قدرت های میانه به دنبال راهبردهایی برای کاهش ریسک و تأمین امنیت راهبردی هستند. در این میان، راهبرد «مصون سازی» جذابیت فزاینده ای یافته است. این مفهوم، به ویژه برای قدرت میانه ای مانند ایران که متأثر از رقابت آمریکا و چین است؛ اهمیت تحلیلی و عملی دارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل چندسطحی، به بررسی این پرسش می پردازد که چالش های کاربست راهبرد مصون سازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کدام است؟ این تحلیل، در سه سطح عملیاتی (چالش های عملیاتی شدن مؤلفه های مصون سازی)، ساختاری (بررسی فضای لازم در ساختار رقابت آمریکا و چین) و کارکردی (ارزیابی مطلوبیت راهبرد) سامان یافته است. مهم ترین یافته های پژوهش آن است که در سطح عملیاتی، اجرای مصون سازی مستلزم اتخاذ رویکردی مبهم در سیاست خارجی است؛ حال آنکه این امر با هویت تکوین یافته سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و همچنین با شرایط منطقه غرب آسیا، سازگار نیست. در سطح ساختاری نیز، از آن جاکه ایالات متحده راهبرد «محروم کردن» را علیه ایران دنبال می کند و این راهبرد نیز مستقیماً با اهداف آمریکا برای مهار چین درهم تنیده شده؛ ایران در موقعیت امتناع قرار گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان