پژوهشنامه علوم سیاسی
پژوهشنامه علوم سیاسی سال 20 زمستان 1403 شماره 1 (پیاپی 77) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
هر اثر سینمایی، برسازنده ساختاری معنایی است که مبتنی بر قواعد و هنجارهایی در پیوندی وثیق با زمینه ای اجتماعی، جهان خاص خود را خلق و روایت می کند و می توان با استفاده از تکنیک های متنوع تحلیل کیفی، با واسازی عناصر آن، ساختار معنایی جهان برساخته اش را آشکار، فهم و تفسیر کرد. در خصوص آثار سینمایی که بر اساس داستان هایی واقعی ساخته شده اند، ویژگی ناظر بر بازنمائی عناصر برسازنده زیست اجتماعی جامعه ای که داستان در بستر آن شکل گرفته است بیش از سایر انواع روایت قابل مشاهده و پیگیری است. در این پژوهش تلاش شده است مبتنی بر تکنیک تحلیل مضمون، روایت فیلم «عنکبوت» از پدیده سعید حنایی، قاتل زنجیره ایِ کارگران جنسی شهر مشهد در سال های 1379-1380 - معروف به قاتل عنکبوتی- موضوع واسازی قرار گیرد تا آشکار شود روایت این فیلم چه تصویری را بر این واقعیت بار کرده است ، بازتاب دهنده چه ارزش هایی است و چه نسبتی با ارزش ها و هنجارهای گفتمان های رسمی و مسلط در سپهر اجتماعی ایران امروز برقرار می کند. با استفاده از چارچوبی مفهومی، متشکل از مفاهیم بازنمائی، ساختار معنایی، نشانه شناسی و سلسله مراتب جنسیت و با کاربست روش تحلیل مضمونی، نتایج این پژوهش نشان می دهد روایت فیلم «عنکبوت» از سعید حنایی، وی را نه یک روان پریش بلکه کارگزار ساختارهایی معناییِ مسلط تعریف می کند که کنش فعالانه وی مبتنی بر قواعد و هنجارهای ساختاری که به آن باورمند است پارادوکس های تجلیِ ساختارهای سنتی در کالبد دولت های ابزاریِ مدرن را آشکار می نماید.
شکاف جنسیتی در برنامه های پنجم و ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران؛ تحلیل مضمون شاخص فرصت و مشارکت اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی شکاف جنسیتی در شاخص فرصت و مشارکت اقتصادی در برنامه های پنجم و ششم توسعه و مقایسه آنها با یکدیگر است. شاخص فرصت و مشارکت اقتصادی یکی از چهار شاخصی است که توسط مجمع جهانی اقتصاد بر پایه یکسری داده ها رصد شده و بر اساس آن کشورها سالیانه امتیازبندی و رتبه بندی می شوند. پرسش این است که برنامه های پنجم و ششم توسعه چه دیدگاهی نسبت به شکاف جنسیتی در شاخص فرصت و مشارکت اقتصادی داشته اند؟ با توجه به اینکه برنامه پنجم توسعه در دولت اصولگرای احمدی نژاد و برنامه ششم در دولت اعتدال روحانی تدوین و عملیاتی شده اند، فرضیه این است که در برنامه پنجم اغلب به حمایت اقتصادی از زنان سرپرست خانوار در جهت حمایت از نهاد خانواده و در برنامه ششم حمایت از زنان در جهت فرصت بیشتر برای مشارکت در توسعه کشور صورت گرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل مضمون در ابتدا متن قانون برنامه های توسعه پنجم و ششم را بررسی کرده، سپس با استخراج مضامین پایه ای، سازمان دهنده و فراگیر، میزان توجه دولت های اصولگرا و اعتدال به شاخص فوق را به دست آورده است. در ادامه با بررسی آمار و ارقام داخلی و همچنین امتیاز و رتبه ایران در مجمع جهانی اقتصاد، به مقایسه شکاف جنسیتی در برنامه های پنجم و ششم پرداخته است. آمارها و ارقام داخلی و رتبه و امتیاز ایران در گزارش های مجمع جهانی اقتصاد نشان می دهد که برنامه پنجم نسبت به برنامه ششم عملکرد بهتری در این شاخص داشته است.
تحلیل فضایی پیامدهای سیاسی اجتماعی کم آبی بر ناآرامی های تابستان سال 1400 استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان خوزستان با توجه به قرارگیری در اقلیم خشک و نیمه خشک و نیز به علّت کاهش شدید نزولات جوّی در سال های اخیر با بحران کم آبی مواجه شده است و این امر علاوه بر تبعات زیستی گوناگون، پیامدهای سیاسی اجتماعی قابل ملاحظه ای به دنبال داشته که در این میان ناآرامی های تابستان سال 1400 ه.ش بارزترین نمونه به شمار می رود. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل فضایی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و استفاده از داده های اقلیمی به کمک شاخص بارش استانداردشده (SPI) و نیز بهره گیری از ابزار Arc GIS به پهنه بندی میزان خشکی و حجم بارش در استان خوزستان و نیز توزیع فضایی ناآرامی های اجتماعی در سطح استان پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که پیامدهای سیاسی اجتماعی (به طور مشخص تجمّعات اعتراضی) بیشتر در شهرهایی نمود فضایی دارند که در نواحی بسیارخشک واقع شده و یا میزان بارش در آن ها طی سال های پیش از اعتراضات، بسیار ناچیز ثبت شده است.
تاثیر سرگشتگی نظری بر تداوم آنومی سیاسی در مناسبات دولت و جامعه در ایران، پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناقشه نظری میان نیروهای سیاسی و اجتماعی مختلف در جهت برساختن ساختار سیاسی متناسب با بافتار اجتماعی در ایران، و تقارن آن با نابسامانی در حوزه های مختلف نظام اجتماعی از دوره کودتا علیه جنبش مشروطه(1299ه.ش)تاکنون، استمرار داشته است. در مقطع پس از پیروزی انقلاب اسلامی(1357ه.ش)، نیروهای سیاسی مسلط بر نهاد دولت در تحقق بهینه برنامه ها و اهداف کلان سیاستگذاری کشور در خصوص برقراری عدالت اجتماعی و توسعه پایدار، ناکام بوده اند. این موقعیت، همبستگی اجتماعی در جامعه سیاسی ایران را با چالش جدی مواجه نموده است. این مقاله این فرضیه را مطرح نموده است که: سرگشتگی نظری، عامل تاثیر گذار بر تداوم آنومی سیاسی در مناسبات دولت و جامعه در ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی می باشد. برای تبیین فرضیه، پاسخ به سوال چگونگی تاثیر سرگشتگی نظری بر تداوم آنومی سیاسی در دوره انقلاب اسلامی را مورد مطالعه قرار داده است. براساس یافته ها، در وضعیت سرگشتگی نظری، جریان های سیاسی مختلف، با تقابل آرمانی با همدیگر و تاکید بر امتناع از تمایز، نهاد دولت را از کارکرد تنظیم گری در کلیت نظام اجتماعی خارج ساخته اند و متاثر از این وضعیت، آنومی سیاسی در مناسبات دولت و جامعه، تداوم پیدا کرده است. نوشتار حاضر با بهره گیری از مبانی نظری امیل دورکیم و بکارگیری روش توصیفی- نهادی به بررسی و تحلیل داده های گردآوری شده، از منابع کتابخانه ای پرداخته است.
نگرش دانشجویان دوره دکترای علوم سیاسی به اثربخشی این رشته در حل مسائل کارکردی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نگرش دانشجویان دکتری علوم سیاسی به اثربخشی این رشته در حل مسائل کارکردی ایران انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک و با رویکرد کیفی به بررسی عمیق تجارب و دیدگاه های دانشجویان پرداخت. جامعه مورد مطالعه شامل دانشجویان دکتری علوم سیاسی (دانشگاه های دولتی شهر تهران) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، 18 نفر از آن ها مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. تحلیل داده ها منجر به شناسایی هفت مضمون اصلی شکاف تئوری-عمل، چالش های تحقیقاتی و روش شناختی، همکاری میان رشته ای، انزوای آکادمیک، مهارت های تفکر انتقادی، نقش علوم سیاسی در سیاست گذاری و موانع تأثیر میدانی شد. یافته های پژوهش نشان داد که برنامه های درسی علوم سیاسی در ایران با چالش های ساختاری متعددی مواجه است که کارآمدی این رشته را در پاسخگویی به نیازهای واقعی کشور محدود می کند. مهم ترین این چالش ها شامل عدم انطباق آموزش ها با شرایط بومی، محدودیت های پژوهشی، تأثیر تحریم ها، روش های سنتی تدریس و عدم تعادل بین مسائل داخلی و بین المللی است. این پژوهش نشان می دهد که علوم سیاسی در ایران جهت رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب نیازمند تحولی بنیادین است؛ تحولی که مستلزم بازاندیشی عمیق در مبانی نظری، روش شناختی و کنشی است. پژوهش حاضر راهکارهایی چون بازنگری برنامه درسی، افزایش مطالعات کاربردی، تقویت ارتباط بین دانشگاه و سیاست گذاران، پرورش مهارت های تفکر انتقادی و تقویت همکاری های علمی را پیشنهاد می کند.
تشدید ذهنیت امنیتی جمهوری اسلامی ایران بعد از حمله امریکا به عراق و محدودیت های ناشی از این ساخت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صورتبندی ذهنیت امنیتی کارگزاران سیاست خارجی هر دولتی تحت تاثیر عوامل متعدد بی شماری می باشد در این میان تجارب تاریخی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردارند . جمهوری اسلامی ایران نیز از این امر مستثنی نیست . ایران اسلامی به عنوان کشوری که هم قربانی تجاوز بوده و هم شاهد ان ، تجارب تلخ تاریخی زیادی را با خود به همراه دارد. به طور نسبی می توان گفت ذهنیت امنیتی جمهوری اسلامی ایران تحت تاثیر حافظه تلخ تاریخی این کشور قرار گرفته است. باید توجه داشت که پژوهش حاضر به دنبال تاکید بر تک عاملی بودن صورتبندی این ذهنیت نمی باشد. در این میان می توان گفت تجربه تلخ جنگ تحمیلی هشت ساله و همچنین شاهد تجاوز بودن، عاملی شد تا جمهوری اسلامی ایران تمرکز خود را بر بعد نظامی قدرت گذاشته و همین ساختار ایجاد شده عامل تحریم های بیشتر کشور مذکور تا به امروز گردیده است. به نظر میرسد رابطه ای متقابل میان ساخت ایجاد شده و محدودیت های ناشی از ان وجود دارد. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به چگونگی ساخت یابی این ذهنیت امنیتی و محدودیت های ناشی از این ساختار برای ایران اسلامی می باشد. در این میان پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و استفاده از منابع اینترنتی و کتابخانه ای و همچنین با بهره گیری از عینک ساخت یابی گیدنز به دنبال پاسخگویی به این سوال اصلی است.
شیوه های اعتراض و نظام های معنائی معترضان: بررسی مقایسه ای اعتراضات 1388 تا 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از سال 1388 تاکنون چهار اعتراض فراگیر با محتوای سیاسی در سال های 1388، 1396، 1398 و 1401 رخ داده است. هدف از این پژوهش آن است که به بررسی تغییرات شیوه های اعتراضی و نسبت این تغییرات با جهان معنایی معترضان بپردازد. روش این پژوهش، پدیدارشناسانه و ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق با60 نفر از معترضانی است که در یک یا چند مورد از این اعتراض ها شرکت داشته اند. روش تحلیل داده ها نیز مبتنی بر تحلیل مضمون های موجود در این مصاحبه هاست. نتایج حاصله حاکی از آن است که: به موازات افزایش مداخله دولت در ابعاد مختلف زندگی، فرصت های اعتراضی نیز متنوع تر شده است. معترضان از سیاست رسمی، نظیر انتخابات مشروعیت زدائی کرده و به سمت نفی هرگونه نقطه مشترک با نظام معنائی حاکم حرکت کرده اند. مقاومت روزانه به عنوان یکی از شیوه های اعتراضی به مرور هزینه های روانی همراهی با نظم مستقر را بالا برده است. متناسب با بن بست در سیاست رسمی، معترضان به سمت قبح زدایی از خشونت حرکت کردند. با ناامیدی بخشی از معترضان پس از سال 1401 میل به خودکشی اجتماعی در میان آنها رو به ازدیاد گذاشته است. آگاهی در اعتراض و خلق معنای جدید از سال 1388 آغاز گردید و طی هر اعتراض، سطوح جدیدی از زیست اجتماعی را در برگرفت. به نظر میرسد ادامه این روند، در صورت عدم اصلاح بنیادین در سیاست های داخلی و خارجی ، به بی اعتباری بیشتر نظام معنایی حاکم میانجامد و بستر معنایی فراگیرتری برای وقوع اعتراضاتی وسیع تر و شدیدتر فراهم خواهد آورد.