فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
Objective: Impartial scholars believe that pervasive corruption was a key characteristic of the Pahlavi regime. While extensive research has been conducted on this topic, it has not been thoroughly examined through the lens of the leaders of the Islamic Revolution. This article aims to address this gap by asking: ‘What is Imam Khamenei's definition of corruption, and how does he view its depth and breadth within the Pahlavi regime?’ To answer this question, a content analysis and documentary study approach were used. The research examined and compiled a collection of statements from the Leader of the Revolution. Method: The research method is qualitative of a historical type, and the analysis is documentary and qualitative. Data collection was conducted through library research and note-taking, and the explanation is provided with a sociological approach centered on religious values. Results: Within the framework of his thoughts and with the aid of historical documents, court insiders' memoirs and writings, and existing research, this study presents examples and evidence of the court's corruption in each area. Conclusions: The findings indicate that, in Imam Khamenei's view, the Pahlavi regime was afflicted by corruption in its moral, financial, managerial, and political aspects, and that this corruption was widespread. The Shah himself was the core of this corruption, and the closer individuals were to this core, the more corrupt they were. The present study aims to analyze the role of religious values in the formation of popular protests during the premiership of Jamshid Amouzegar as a reflection of the nature of the Islamic Revolution. The central problem of the research is to explain the nature of the movement and the role of values in the events of Jamshid Amouzegar's premiership. The Shah's effort in bringing Amouzegar to power was to prevent the Islamic Revolution. In this study, the Islamic movement and its significant events are explained with a focus on values, and from this perspective, the present topic is worthy of research. Thus, the necessity of reviewing and analyzing Iran's political events in a revolutionary state is once again reinforced. This paper seeks to answer the question: ‘What role did Islamic values play in the events leading to the Islamic Revolution during the premiership of Jamshid Amouzegar?’ It appears that the nature of the protests following these events was oriented towards revolutionary values and the performance of religious duty. Imam Khomeini's educational approach, through the revival of religious rites, played a decisive role in the general mobilization against the Pahlavi regime. The research findings indicate that the Goethe Poetry Nights, the martyrdom of Mostafa Khomeini, the death of Dr. Shariati, the insulting article in the Ettela'at newspaper, the Cinema Rex fire, and the fortieth-day mourning ceremonies inspired by religious values and derived from the 40th of Sayyid al-Shuhada (Imam Hussein) were among the most important events that acted as carriers of religious values and had sociological impacts on the course of the revolution and the regime's collapse. Conclution:The results of the study of historical events during the prime ministership of Jamshid Amouzgar showed that the Islamic Revolution was a movement focused on values. The popular movement at the end of the Pahlavi regime was rooted in rational action focused on values, and collective behavior and social movements were formed on this basis; this led to the victory of the Islamic Revolution.
The Era of Hyperreality and Strategies for Realizing a Desirable Political Attitude in Contemporary Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the contemporary world, media do not merely play the role of reflecting events and realities, but havebecome active agents in reproducing and constructing social reality. This situation, explained in Jean Baudrillard's theory of the "hyperreality" or "era of acute reality," reflects a fundamental transformation in citizens' perceptual patterns and the profound impact of media representations on cultural, social, and political beliefs and attitudes. In Iran, these developments have posed significant challenges to the process of realizing and sustaining perspectives aligned with the ideals of the Islamic Revolution, including distortion of goals and slogans, unrealistic narrations, widespread dissemination of misinformation, selective representation of historical facts, the formation of media-driven movements, and the expansion of organized propaganda. This study, relying on Baudrillard's theoretical framework of hyperreality and employing semi-structured interviews, seeks to answer the fundamental question of what strategies the Islamic Republic of Iran must adopt to realize a desirable political outlook in the era of hyperreality. The research findings indicate that a deep understanding of the transformations in the new lifeworld, the design and application of universal symbols compatible with the logic of hyperreality, intelligent engagement with new cultural authorities, narrative power and priority in storytelling, attention to media balance and honesty, creating narrative coordination and synergy among media outlets, and institutionalizing behavioral and verbal integrity among officials are among the key requirements for achieving a desirable political outlook within the context of acute reality.
راهبردهای موازنه نرم جمهوری اسلامی ایران در مقابله با طرح ایالات متحده آمریکا جهت عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با اعراب(مقاله علمی وزارت علوم)
تحولات اخیر غرب آسیا نشان دهنده دگرگونی در الگوهای ائتلاف سازی منطقه ای و چرخش کشورهای عربی به سوی عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی است؛ روندی که با ابتکار «صلح ابراهیم» آغاز شد و ابعاد ژئوپلیتیکی منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. این روند، با پیوستن کشورهایی چون امارات متحده عربی، بحرین، سودان و مراکش، به مثابه راهبردی مشترک در مقابله با نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تعریف می شود و بیانگر تلاش ایالات متحده برای بازطراحی نظم امنیتی غرب آسیا در قالب یک محور نوین عربی-عبری و در چارچوب موازنه فراساحلی از سوی آمریکا است. در چنین بستری، پرسش اصلی این مقاله آن است که جمهوری اسلامی ایران از چه راهبردهایی برای اعمال «موازنه نرم» در برابر این ائتلاف احتمالی نوظهور بهره می گیرد و این مولفه ها چگونه می توانند در تضعیف روند عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با اعراب نقش آفرین باشند؟ یافته های این پژوهش که مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی انجام شده است نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران با به کارگیری راهبردهای مشروعیت زدایی از رژیم صهیونیستی، دیپلماسی چندلایه، حمایت از گروه های مقاومت و تاکتیک «دیپلماسی گیرانداختن»، تلاش می کند از طریق موازنه نرم، روند عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی را با چالش مواجه سازد.
شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر هویت ملی (اسلامی- ایرانی) به روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
81 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر هویت ملی (اسلامی ایرانی) به روش تحلیل سلسله مراتبی است. روش پژوهش از نوع استقرایی فراترکیب کیفی در بازه زمانی 1377 الی 1404 و روش تحلیل سلسله مراتبی است که به روش نمونه گیری غیراحتمالی (تعمدی) از 134 تحقیق طی هفت مرحله الگوی سانردوسکی و باروسو و 103 نمونه پژوهشی با رعایت ملاک ورود (متغیر مستقل، روایی و پایایی پژوهش، کیفی و پیمایشی) انتخاب شد و سپس، عوامل احصا شده با کمک روش تحلیل سلسله مراتبی در قالب نرم افزار AHP اولویت بندی شدند. جامعه آماری تحقیق در این بخش شامل 25 نفر از پژوهشگران، متخصصان دانشگاهی و نیز اساتید هیئت علمی در حوزه علوم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در دانشگاه محقق اردبیلی، دانشگاه چمران اهواز، تبریز و دانشگاه تهران بودند. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل فرهنگی (ضریب اهمیت=1083/0) شامل ترویج نوع دوستی، عدالت و توسعه آموزشی، جامعه پذیری علمی، تعلق مذهبی، سبک زندگی اسلامی ایرانی، تربیت اخلاقی، سواد فرهنگی، سواد تاریخی، تعلق فرهنگی، سواد رسانه ای؛ عوامل اجتماعی (ضریب اهمیت=1051/0) شامل سرمایه اجتماعی (انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، تعلق اجتماعی، اعتماد اجتماعی، عدالت اجتماعی، الگوی مرجع، جامعه پذیری و نظارت، تعهد اجتماعی)؛ عوامل سیاسی (ضریب اهمیت=1034/0) شامل سرمایه سیاسی، تعلق سیاسی، فرهنگ سیاسی، تعصب سیاسی و حکمرانی متعالی اسلامی، قانون گرایی، ثبات سیاسی، اثربخشی سیاسی، پاسخگویی، مبارزه با فساد، آزادی مدنی) دارای ضریب اهمیت و اثرگذاری بیشتر و عوامل روانی (ضریب اهمیت=1014/0) شامل هویت یابی، عزت اجتماعی، آرامش و تأمین نیازهای روانی، همدلی روانی، سرمایه روان شناختی و عوامل اقتصادی (ضریب اهمیت=1003/0) شامل رشد اقتصادی، ارتقای رفاه اجتماعی، عدالت اقتصادی، رفع مسائل اقتصادی دارای ارجحیت و اثرگذاری کمتر بر هویت ملی ایرانی اسلامی مطابق نتایج پژوهش هستند.
روایت پژوهی اعتراض های معیشت پایه؛ همگرایی و واگرایی نیروهای اجتماعی در بستر کنشگری سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
732 - 705
حوزههای تخصصی:
روایت معلمان و کارگران از اعتراض های معیشت پایه در سال های اخیر، مسائلی پربازدید در اخبار بوده است؛ هدف این پژوهش تحلیل همنشینی صداهای متکثر در اعتراض های معیشت پایه، جهت ترسیم الگوهای همگرایی و واگرایی در میان راویان است. به این منظور از اخبار موجود گذر کرده و به راویان برای گردآوری داستان ها رجوع کردیم. برای درک روایت های کنشگران، مفاهیم نیروهای همگرا و واگرای میخائیل باختین و سه گانه زندگی وقف عمل/ وقف نظر هانا آرنت مدنظر قرار گرفت. روش این پژوهش از نوع روایت پژوهی و مبتنی بر روایت های 14 نفر از معلمان و 13 نفر از کارگران شرکت کشت و صنعت هفت تپه و صنعت نفت و گاز پارس جنوبی بوده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مطالبه گری معلمان و کارگران از یک نظرگاه معیشتی آغاز شده، اما محرک های متعددی در پس و پیش از آن نهفته است؛ به گونه ای که کنشگری راویان محدود به سطح «زحمت» نبوده و تلاشی در جهت «عمل» است. علاوه بر این، میدان کنشگری عرصه ای از وحدت در عین کثرت است و شکل گیری «ما»ی جمعی در کنار حفظ تکثرات میسر می شود. به این ترتیب در این مطالبه گری صنفی شاهد حفظ تفاوت ها و اولویت بندی آنها جهت دستیابی به همگرایی ها هستیم.
بازآفرینی مویرگ های اجتماعی دولت: چارچوبی برای معنابخشی به حکمرانی مشارکتی آینده جمهوری اسلامی ایران (با تاکید بر حوزه اشتغال)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق ارایه چارچوبی برای زمینه سازی بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت برای مولدسازی و نقش آفرینی موثر مردم در حکمرانی مشارکتی برای آینده جمهوری اسلامی ایران .این پژوهش از دو نوع داده اسنادی-کتابخانه ای و میدانی بهره برده و رویکرد تحلیلی-توصیفی را برای دادههای اسنادی-کتابخانه ای و روش تحقیق کیفی/مصاحبه عمیق با خبرگان را برای دادههای میدانی به کار برده است. براساس چارچوب مفهومی پژوهش دامنههای بازآفرینی مویرگهای ریز اجتماعی دولت براساس مصاحبه با خبرگان در 4 دامنه به دست آمد: 1. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه واقع گرایی؛ دامنه اصلاحات ساختاری و نهادی (سیاست خارجی و کلان). 2. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه واقع گرایی عاملیتی؛ دامنه ایجاد بسترهای جذب جدید. 3. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه برساخت گرایی عاملیت؛ روایت پردازی. 4. دامنه بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه برساخت گرایی گفتمانی. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در شاکله حکمرانی از نظر هستی شناسی دارای تنوع است. در مواجهه با این واقعیت درهم تنیده و پیچیده، لازم است براساس توپولوژی در هر دامنه به صورت طبیعی رویکرد سازگار را به کار بست. چارچوب پیشنهادی برای آینده نگاری، شامل دو قلمرو واقع گرایی و برساخت گرایی میشد. در قلمرو واقع گرایی دو دامنه ساختاری و کارگزاری و همچنین در قلمرو برساخت گرایی نیز دو دامنه برساخت گرایی کارگزاری و گفتمانی قرار داشت. برای بازآفرینی مویرگ های اجتماعی دولت، در دامنه واقع گرایی ساختاری، موضوع اصلاحات ساختاری و نهادی مطرح شد و در دامنه واقع گرایی عاملیت، به بسترهای جذب برای تغییر میدان بازی اشاره شد. در دامنه برساخت گرایی گفتمانی ضرورت دارد تا گفتمان اقتصاد سیاسی واگرا که زمینه ساز واگرایی اجتماعی شده است، به حاشیه رانده شود و به جای آن گفتمان همگرای اقتصاد سیاسی به تدریج بر دولت حاکم شود تا زمینه مولدسازی دولت و نقش آفرینی حقیقی و اثربخش برای مردم فراهم شود.
The Structuration of Revisionism in Major Revolutions: A Comparative Study of France, Russia, and China(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this article is to introduce and examine revisionism in the great revolutions of the world. Based on this, with the method of comparative study and in the framework of Gidden's "Structuration" theory, we investigate the interaction of "agency" and "structure" which causes the formation of revisionism in these revolutions. The study of these revolutions shows that the current of revisionism is formed and strengthened when, first, the agency of the people decreases and the agency of those in power increases; Secondly, equality as a construction should be weakened and the construction of power-seeking should be emphasized. In the French Revolution, power-hungry politicians were active, and aristocracy as a common construct led to revisionism. In the Russian Revolution, when monopolism prevailed as the pattern of social communication, a new class took power and a revision of revolutionary ideals and methods took place. The Chinese revolution underwent revisionism when technocrats became agents and developmentism as construction prevailed. The article suggests that in order to reduce the scope of revisionism in revolutionary systems, it is necessary to maintain and strengthen the presence and influence of people in the political scene. In addition, various tools should be used to weaken the structure and pattern of power-seeking among revolutionary politicians.
تغییرات آموزش و پرورش نوین در دو دهه منتهی به انقلاب اسلامی، با تاکید بر تلویزیون آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
289 - 317
حوزههای تخصصی:
تعلیم و تربیت انسان ها در فرهنگ ها و زمان های مختلف به صورت های متفاوتی اعمال می شود و فرهنگ عمومی، فرهنگ غالب در سطح اجتماع است. در بین مراکز آموزشی و فرهنگی، مدرسه و نوع آموزش در آن نیز اثری خاص وویژه در زندگی اجتماعی یک ملت دارد و بالندگی و پویایی جامعه تا حد بسیار بالایی در ارتباط مستقیم با ارتقاء نظام آموزش و پرورش است. تغییر و تحول در ساختار نظام آموشی ایران که از اواخر دوران قاجار با وضع قوانین جدید آغاز شده بود، در دوران پهلوی اول ودوم با اتخاذ سیاست های جدید ادامه یافت. در دوران محمدرضا شاه پهلوی همگام با مدرن سازی نظام آموزشی، تلویزیون آموزشی نیز به بهره برداری رسید. یافته های پژوهش حاضر که با روش تاریخی و با رویکرد تحلیلی برپایه ی منابع کتابخانه ای و اسناد نویافته انجام شده است، نشان می دهد که علی رغم فضاسازی ها و تبلیغات گسترده، برنامه های آموزشی دوران سلطنت محمدرضا شاه به دلیل محدود بودن منابع مالی، نبود برق در شهرهای کوچک، شهرستان ها، قریه ها، کمبود امکانات آموزشی همانند تلویزیون و تجهیزات متعلق به آن و عدم آشنایی معلمین با تکنولوژی آموزشی سبب شد که ساختار نظام آموزشی نوین در عمل توفیق چندانی کسب نکند وناکام بماند.
آینده روابط ایران و آذربایجان (پس از جنگ دوم قره باغ) با تاکید بر نقش بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط ایران و آذربایجان طی سه دهه گذشته تحت تاثیر عوامل مختلفی نظیر جنگ، انقلاب و تغییرات در موازنه ی قدرت، دچار تحولات زیادی شده است. زمینه هایی نظیر اشتراکات دینی و مذهبی، اشتراکات فرهنگی و تاریخی، مرزهای طولانی آبی و زمینی و احداث پروژه های سدسازی مشترک، بسترهای هم گرایی دو کشور را فراهم آورده است. در مقابل، روابط با آمریکا و رژیم صهیونیستی، پان ترکیسم، بحران قره باغ، حذف ایران از مسیر انتقال نفت آذربایجان به بازارهای جهانی و اقدام های تحریک آمیز علیه امنیت ملی ایران، موجب ایجاد تنش در روابط دو کشور شده است. هدف از این مطالعه، تحلیل آینده روابط ایران و آذربایجان با تاکید بر نقش بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای پس از جنگ دوم قره باغ است. بدین منظور، از روش سناریونویسی که در مجموعه کلی تر از مطالعات آینده پژوهی جای دارد، استفاده شد و از روش های کیفی برای سناریو پردازی استفاده شد. سناریوهای محتمل درباره آینده روابط ایران و آذربایجان عبارتند از: گسترش مناسبات ایران و آذربایجان، گشایش کریدور زنگه زور، حذف ایران از ترانزیت انرژی آذربایجان، دامن زدن به اقدامات تجزیه طلبانه آذربایجان در استان های مرزی ایران، تشدید اختلاف بر سر رژیم حقوقی دریای خزر و اقدامات امنیتی-جاسوسی آذربایجان علیه ایران. در بررسی این سناریوها، مواضع بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای بررسی شد.
بررسی رابطه عوامل اجتماعی – اقتصادی با دانش سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
21 - 1
حوزههای تخصصی:
دانش سیاسی به عنوان ساده ترین نوع ادراکات سیاسی، نگرش افراد را در زمینه اعتصاب، انتخابات سیاسی، بردباری سیاسی، عقاید سیاسی و در مجموعه رفتارهای سیاسی شکل می دهد. پژوهش حاضر به رابطه عوامل اجتماعی - اقتصادی (جنسیت، تحصیلات، سن و درآمد) با دانش سیاسی می پردازد. در این پژوهش با استفاده از پیمایش و روش خوشه ای چندمرحله ای طبقه ای، نمونه 384 نفره از مناطق 22گانه تهران (ایران) انتخاب و با استفاده از روش رگرسیون چندگانه داده های جمع آوری شده تحلیل شد. مطابق با خروجی نرم افزار SPSS یافته های پژوهش نشان می دهد که میانگین سطح دانش سیاسی نمونه آماری معادل 6 از 14 و انحراف معیار آن برابر با 4/3 است و به طور متوسط پاسخگویان به 43 درصد پرسش ها پاسخ صحیح دادند. بیشتر پاسخگویان (معادل 2/73 درصد) به پرسش «ایران در سال 1358 طی هم پرسی (رفراندم) تبدیل به نظام جمهوری اسلامی» پاسخ صحیح دادند و کمترین پاسخ صحیح مربوط به پرسش «نرخ بیکاری ایران در سال 1395 چقدر بود؟» (معادل 8/18 درصد) است. همچنین نتایج نشان داد تمام متغیرهای اقتصادی- اجتماعی تحقیق با سطح دانش سیاسی عمومی افراد رابطه مثبت معناداری دارند، اما شدت رابطه متغیرهای جنسیت (208/0)، تحصیلات (436/0)، سن (261/0) و درآمد (095/0) با متغیر دانش سیاسی عمومی متفاوت است، به صورتی که متغیر تحصیلات با بیشترین شدت رابطه و متغیر درآمد کمترین رابطه را با دانش سیاسی دارد.
رسانه های نوین و عاملیت معرفتی: بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر عاملیت سیاسی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
273 - 245
حوزههای تخصصی:
مردم سالاری بر این فرض بنیادین بنا شده که شهروندان بر اساس نوعی آگاهی که مبتنی بر اراده و خواست ایشان است، در امور مدنی و سیاسی مشارکت می کنند و نظام های مردم سالار وظیفه دارند به تحقق اراده جمعی در جامعه و سیاست کمک کنند. امروزه رسانه های نوین به ویژه شبکه های اجتماعی به کمک فناوری هوش مصنوعی به تولید و توزیع اطلاعات نادرست، جعلی و مغرضانه می پردازند و نظم دموکراتیک را دچار بحران کرده اند. به بیان دیگر مداخله و حضور فناوری های هوشمند در رسانه های اجتماعی به این مسئله بنیادین دامن زده که این اراده و انتخاب الگوریتم های هوش مصنوعی است که سرنوشت سیاسی و مدنی جوامع را تعیین می کند نه آگاهی و اراده شهروندان. درحالی که مشروعیت نظم دموکراتیک مشروط بر این است که بازتاب داوری حساب شده و سنجیده عموم مردم و نه واکنش سرسری و غیرارادی آنان باشد. پرسش اساسی این مقاله این است که هوش مصنوعی در بستر رسانه های نوین به ویژه شبکه های اجتماعی چگونه بر عاملیت سیاسی- اجتماعی اثر می گذارد و اراده و معرفت سیاسی- اجتماعی او را دست کاری می کند؟ در این زمینه با مراجعه با اطلاعات پراکنده موجود در ادبیات نظری و تجربی و احصای مهم ترین مضامین مرتبط، تلاش می شود این اثرگذاری کمتر بررسی شده به شکل یک الگو بازنمایی شود. بررسی کیفی داده ها نشان داد الگوریتم های هوش مصنوعی در رسانه های اجتماعی از طریق راهبردهای متنوعی، کنترل شهروندان بر معرفت، باورها و رفتارهای سیاسی و مدنی شان را دست کاری می کند که مهم ترین آن عبارت است از: آسیب معرفتی تدریجی، هک شناختی، فرسایش معرفت فردی، تضعیف معرفت علّی، افزایش معرفت احساسی و ایجاد فاصله معرفتی. به نظر می رسد لازمه کاستن از این اثرگذاری، فعال کردن عاملیت معرفتی شهروندان از طریق خودآگاهی آنان و آموزش تفکر انتقادی است، به نحوی که یک نظم دموکراتیک درونی و پایدار در افراد ایجاد شده و کنترل محیط معرفتی تا حدی از رسانه های اجتماعی هوشمند خارج شود.
مبانی فرامتنی و زمینه ای مفهوم دشمن در اندیشه کارل اشمیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف عرصه سیاست را نمی توان فارغ از منازعاتی تصور نمود که دشمنی در بستر آنها ایجاد گردیده، و حضور دشمن را در این عرصه استمرار می بخشد. ارتباط درونی سیاست با دشمنی در اندیشه کارل اشمیت بسیار برجسته بوده، و بررسی چگونگی ظهور کلیدواژه دشمن در اندیشه او اهمیت زیادی پیدا می نماید. این اهمیت مرهون قرار گرفتن مفهوم دشمن در ساحت کانونی اندیشه اشمیت، و موضوعاتی است که او در ارتباط با این مفهوم مطرح می کند. مقاله حاضر با تمرکز بر مبانی زمینه ای و فرامتنی به بازخوانی تفکرات اشمیت می پردازد تا به فهمی از اندیشه اشمیت در بستر آثار او و در ذیل مفهوم دشمن دست یابد. این سوال که چه فرایندهایی باعث قرار گرفتن مفهوم دشمن در ساحت کانونی اندیشه اشمیت گردیده، و او چه اهدافی را دنبال می نموده است، محور مباحثی است که با بهره گیری از روش اسکینر به آن پرداخته می شود.روشروش هرمنوتیک قصدگرای اسکینر، متن را به مثابه کنش گفتاری نویسنده با مقصودی معین در نظر گرفته، و فهم آن را نیازمند توجه به متن و زمینه شکل گیری آن در دو حوزه جغرافیای سیاسی و فکری می داند. اسکینر پیوندی بین متن، زمینه و نویسنده برقرار ساخته، و بر نقش کنشگری نویسنده، و وجه ارتباطی متن تاکید دارد. او متن ها را علاوه بر معنایی که منتقل می سازند دارای نیروی نهفته ای می داند که کنش های گفتاری را شکل داده، و درک آنها مسیر دستیابی به مقصود نویسنده را هموار می سازد. کاربست این روش با قراردادن آثار اشمیت در بستر جغرافیای سیاسی و فکری پیرامون او، و درک کنش های گفتاری دنبال می گردد. یافته ها تفکرات لیبرالی و جمهوری وایمار، مهمترین متغیرهای فرامتنی موثر بر اندیشه اشمیت در دو حوزه جغرافیای فکری و سیاسی محسوب می شوند. اشمیت بحران های جمهوری وایمار و دولت های فاقد اقتدار این دوره را معلول پیروی از تفکرات لیبرالی و اندیشه رومانتیسم سیاسی می داند که از منظر سیاسی خنثی و در موضع گیری منفعل است، در حالی که به باور او مهم ترین منبع حیات سیاسی مبتنی بر این اصل است که چه چیزی بهنجار و بر حق می باشد. او با تعریف مرزی مفهوم حاکمیت در وضعیت استثنا، ناب ترین وضعیت استثنا را در مواجهه با دشمن، و لحظات چشمگیر سیاست را مقارن با لحظاتی می داند که دشمن با وضوحی عینی به عنوان دشمن شناسایی می شود. وضعیت استثنا همچنین شرایطی را فراهم می آورد که دولت در جایگاه بالاتر از قانون قرار گرفته، و هدف اشمیت در راستای اقتدار دولت محقق شود. تمایز دوست و دشمن به عنوان معیار امر سیاسی اوج ظهور مفهوم دشمن در اندیشه اشمیت محسوب می گردد. اشمیت در تقابلی صریح با لیبرالیسم، جستجوی ساحتی خنثی و فارغ ازمنازعات که بتوان به وسیله گفتگو به تفاهم و اجماع عقلانی دست یافت را به دلیل تضاد با منطق امرسیاسی نفی می نماید، و پیامد روند فوق را مصالحه هایی موقت می بیند. نتیجه گیریسیاست عرصه تضادهایی است که دشمنی ها در بستر آنها ایجادگردیده، رشد نموده و استمرار می یابند. فهم و چرایی وقوع طیف گسترده ای از رویدادهای سیاسی تنها در ذیل مفهوم دشمن و روابط دشمنی و دوستی امکان پذیر است. تمایز بخشی میان دوستان و دشمنان مبنایی است که به رفتارهای کنشگران سیاسی شکل داده و به آنها معنا می بخشد. امکان همیشگی نبرد به عنوان حد نهایی دشمنی سیاسی وابسته به مفهوم دشمن است، و این واقعیت برای شناخت سیاست، حیاتی می باشد.
شناسایی و تحلیل پیشران های تأثیرگذار بر آینده هویت دینی در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
103 - 127
حوزههای تخصصی:
مسئله هویت جامعه ایرانی در طول تاریخ فراز و نشیب های زیادی پشت سرگذاشته است. در میان عناصر مختلف هویتی، دین مهم ترین عنصر هویت بخش و عامل انسجام و وحدت آفرین در جامعه ایرانی بوده است. از حدود دو قرن پیش تاکنون رویارویی با دگر هویتی مدرنیته غربی، هویت دینی را به یک موضوع چالش برانگیز تبدیل کرده و تغییرات سریع فرهنگی و اجتماعی جهان معاصر، پرسش از آینده هویت دینی را بیش ازپیش مطرح نموده است. سؤال اصلی این پژوهش آن است که سناریوهای آینده هویت دینی جامعه ایران چیست؟ رویکرد پژوهش از نوع اکتشافی با بهره گیری از ابزار سناریونویسی بر اساس مدل پیترشوارتز است؛ که پس از شناسایی پیشران ها بر اساس نظرات خبرگانی به تعداد 5 نفر به تحلیل و بررسی وضعیت هریک از آن ها پرداخته شده و سپس سناریوهای آینده هویت دینی ترسیم شده است. ابزار تحلیل داده ها بهره گیری از نرم افزار میک مک است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که چهار پیشران جهانی شدن، رسانه های ارتباطی نوین، حاکمیت و مسائل کلان اقتصادی پیشران های کلیدی تاثیرگذار بر آینده هویت دینی در ایران به شمار می روند و از بر همکنش عدم قطعیت های حاصل شده نیز می توان چهار سناریو برای آینده هویت دینی در جامعه ایرانی ترسیم کرد.
نسبت مسئله اجتماعی به امنیتی از منظر پارادایم مدرن و پست مدرن (با تاکید بر آرای امیل دورکیم و ژاک دریدا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۷)
115 - 139
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نسبت میان مسائل اجتماعی و امنیتی از منظر دو پارادایم مدرن و پست مدرن پرداخته و دیدگاه های امیل دورکیم و ژاک دریدا را به عنوان نمایندگان این دو رهیافت تحلیل می کند. هدف پژوهش، تبیین تأثیر این دو دیدگاه در شناخت، تفسیر و مدیریت مسائل اجتماعی و امنیتی و ارائه راهکاری برای بهره گیری از تقابل این نظریات در سیاست گذاری است. این مطالعه با رویکرد توصیفی- تحلیلی و تطبیقی، آرای دورکیم و دریدا را مقایسه کرده و مدلی نظری برای تبیین نسبت مسائل اجتماعی و امنیتی ارائه می دهد. در چارچوب مدرن، مسائل اجتماعی پدیده هایی عینی اند که در صورت ناکارآمدی نهادهای اجتماعی، به تهدیدات امنیتی تبدیل می شوند. دورکیم بر اصلاح تدریجی نهادها و کنترل نابهنجاری ها تأکید دارد. در مقابل، رویکرد پست مدرن دریدا، امنیت را مفهومی سیال و برساخته گفتمانی می داند که امنیتی سازی بیش ازحد، خود عاملی در بازتولید ناامنی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ترکیب تحلیل کارکردی دورکیم با واسازی دریدا، چارچوبی جامع برای مدیریت مسائل اجتماعی و امنیتی فراهم می کند. اصلاح نهادهای اجتماعی از یک سو و پرهیز از امنیتی سازی غیرضروری از سوی دیگر، می تواند به سیاست گذاری های کارآمدتر منجر شود. این پژوهش بر ضرورت رویکردی ترکیبی تأکید دارد که همزمان اصلاح نهادی و بازاندیشی در گفتمان های امنیتی را دنبال کند.
تأثیر نیروهای امنیتی بر توسعه اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۷)
141 - 168
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تأثیر نیروهای امنیتی بر توسعه اقتصادی می پردازد. رشد و توسعه اقتصادی در همه کشورها نیازمند سطح قابل قبولی از امنیت است. با این حال، تأثیر نیروهای امنیتی بر توسعه اقتصادی موضوع پیچیده ای است. نیروهای امنیتی به کلیه عوامل تأمین امنیت شامل افراد، سازمان ها، و تشکیلاتی اشاره دارد که به طور حرفه ای در برقراری امنیت کشورها دخالت دارند. مهمترین نیروهای تأمین امنیت عبارتند از: سازمان های نظامی و انتظامی، سازمان های اطلاعاتی، و قوه قضاییه. سؤال مقاله این است که نیروهای امنیتی چه تأثیری بر توسعه اقتصادی دارند. در پاسخ، به نظر می رسد تأثیر نیروهای امنیتی بر توسعه اقتصادی بسته به وضعیت تعامل یا تأثیرشان بر نهادهای دخیل در توسعه اقتصادی متفاوت است. چنین تأثیری از سازنده تا مخرب قابل تغییر است. تأثیر مثبت و سازنده آنها بر توسعه مستلزم فعالیت در چارچوب به اهداف و مأموریت های حرفه ای ملی است. برای تبیین فرضیه مقاله تلاش خواهد شد از اطلاعات و داده های معتبری که از تجارب کشورهای مختلف کسب شده، به روش ترکیبی استفاده شود. این پژوهش به لحاظ نظری از مکتب اقتصاد نهادگرایی بهره گرفته و می تواند در خدمت ترویج آن قرار گیرد.
سیاست خارجی دولت در منشور جامعه شناسی تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی به عنوان حوزه مطالعاتی رشته روابط بین الملل معمولا از این منظر مورد تحلیل قرار گرفته است. اما با ورود جامعه-شناسی تاریخی به روابط بین الملل و «چند متغیره شدنِ» تحلیل رویدادها، برداشت هایی که دولت را به عنوان کنشگر عام و یکپارچه ای در نظر می گرفتند که متغیرهای سیستمی، رفتار آن را مشخص می کرد، مورد تردید قرار گرفت؛ چرا که این نظریات به روندهای تاریخی و پیچیده ای که دولت ها در سطح نظام به کنش/ واکنش می پردازند را توضیح نمی دادند. جامعه شناسی تاریخی با در نظر گرفتن تغییر و تحول در دوره های زمانی، تاثیر/ تاثر روندها بر یکدیگر و با رویکرد تطبیقی بین دولت ها و جوامع سعی کرده علاوه بر سطح نظام، علل و چگونگیِ شدنِ پدیده ها را در سطح داخل و تعامل بین سطوح را جستجو کند. به سخن دیگر، اندیشمندان رویکرد مذکور به دو حوزه «جامعه شناسی تاریخی دولت» و «جامعه شناسی تاریخی روابط بین الملل» پرداخته اند، اما «جامعه شناسی تاریخی سیاست خارجی» به عنوان پیوند دهنده دو قلمروی داخل و خارج به عنوان حلقه مفقوده این دو حوزه است که ناظر بر رفتار دولت در محیط بین الملل می باشد در پژوهش حاضر ارائه خواهد شد. در این راستا هدف مقاله حاضر، ارائه چارچوب جامعه شناسی تاریخی سیاست خارجی برای تحلیل رفتار دولت ها در رابطه با سایر بازیگران با در نظر گرفتن جامعه شناسی تاریخیِ دولت و جامعه شناسی تاریخیِ روابط بین الملل است. بر این اساس، نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد برای تحلیل رفتار دولت ها در عرصه بین الملل می توان چند شاخص را مورد بررسی قرار داد: شکل دولت، مناسبات دولت- جامعه، روابط علی رویدادها، صورت بندی ها و تعاملات بین اجتماعی. با اتکا به این الگوی نظری، روش پژوهش حاضر کیفی و تحلیلی است.
ریشه های خشونت مذهبی در خاورمیانه بین سال های 2004 تا 2023
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
73 - 96
حوزههای تخصصی:
خشونت خاورمیانه از ابعاد و پیچیدگی های بسیاری برخوردار است که یکی از ابعاد آن مذهب می باشد که ریشه در عوامل متعددی ازجمله تاریخی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دارد. در این بین برخی محورها ازجمله؛ بحران و مشروعیت نظام های سیاسی، تبعیض ساختاری و محرومیت های نسبی، تفاسیر افراطی از آموزه های دینی، دخالت های قدرت های خارجی، شکست برنامه های توسعه ای بسیار اثرگذار بوده است. این نوشتار، در پی آن است تا به واسطه ی مرور و بررسی مطالعات انجام شده، بحث خشونت گرایی به ویژه در حوزه افراط گرایی مذهبی را موردنقد و بررسی قرار داده و قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها و مهم ترین انتقادات واردشده بر آن را مورد ارزیابی قرار دهد. روش انجام این پژوهش، به صورت توصیفی-تحلیلی بوده و روش گردآوری اطلاعات، به صورت کتابخانه ای با تأکید ویژه بر روی کتب و منابع دست اول نوشتاری، مقالات منتشرشده در نشریات معتبر و نیز پژوهش های جدید می باشد. نتایج حاصله این پژوهش نشان می دهد که علل ترویج و گسترش خشونت گرایی در منطقه خاورمیانه بیشتر متأثر از نوع بینش و تفکر جریان ها، حکومت های اقتدارگرا، ظهور جریان های نواندیش، میل به قدرت سیاسی، مشکلات سیاسی و اقتصادی، منازعات مذهبی و... بوده و می باشد.
کاربرد معماری محیطی در توسعه پدافند داخلی و پیشگیری از جرم با محوریت الگویCPTED: مطالعه موردی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
239 - 263
حوزههای تخصصی:
هدف : ترکیب اصول طراحی محیطی با رویکردهای پدافند داخلی به پیشگیری از جرم و مدیریت تهدیدات کمک می کند. هدف این پژوهش بررسی نقش معماری محیطی در توسعه پدافند داخلی و پیشگیری از جرم در تبریز با الگوی CPTED است. روش ها : این مطالعه کاربردی با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد کمی و کیفی انجام شده است. نمونه گیری به شیوه در دسترس صورت گرفته و روش های آماری شامل توصیفی، همبستگی و آزمون فریدمن برای رتبه بندی شاخص ها به کار رفته است. یافته ها : میانگین شاخص های قلمرو، نظارت، پشتیبانی فعالیت و مدیریت تصویر برای اعضای هیئت علمی به ترتیب 15/50، 48/46، 67/67 و 08/67، برای دانشجویان دکترا 01/42، 78/42، 13/64 و 70/67 و برای نیروی انتظامی 76/47، 28/51، 98/70 و 50/62 بود. همچنین، مشاهدات محققین به ترتیب /43، 46/29، 75 و 75/68 ثبت شد. نتیجه گیری: طراحی محیطی، پدافند داخلی و پیشگیری از جرایم مفاهیم مرتبطی هستند که بر یکدیگر تأثیر می گذارند. فضاهای عمومی و خصوصی باید به گونه ای طراحی شوند که ایمنی و احساس امنیت را افزایش و از افراد و منابع در برابر تهدیدات محافظت کنند.
تاب آوری شناختی در برابر جنگ شناختی علیه ایران: مؤلفه ها، تحلیل و راهکارهای ارتقاء
حوزههای تخصصی:
جنگ شناختی یکی از ابعاد نوظهور و پیچیده ی جنگ های نوین است که با بهره گیری از فناوری های دیجیتال، شبکه های اجتماعی و عملیات روانی، ذهن و ادراک افراد را هدف قرار می دهد. در سال های اخیر، جمهوری اسلامی ایران به طور گسترده در معرض این نوع جنگ قرار گرفته است؛ به ویژه در رخدادهایی نظیر اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱، که طی آن، دشمن با تولید و انتشار محتوای هدفمند، بمباران اطلاعاتی و القای توهم اکثریت، تلاش کرد تا انسجام ذهنی جامعه را دچار اختلال کند. سؤال اصلی این پژوهش آن است که راهکارهای مؤثر برای افزایش تاب آوری شناختی در برابر جنگ شناختی علیه جمهوری اسلامی ایران چیست؟ پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی، به شیوه کتابخانه ای و با استفاده از منابع داخلی و بین المللی صورت گرفته است. چارچوب نظری تحقیق بر مبنای رویکرد شناختی رفتاری و فرهنگی اجتماعی بومی تدوین شده و مؤلفه های کلیدی تاب آوری شناختی شامل سواد رسانه ای، تفکر انتقادی، خودکارآمدی، انعطاف پذیری ذهنی و مدیریت استرس شناختی مورد توجه قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهد که ضعف در آموزش سواد رسانه ای، نبود پلتفرم های بومی، و خلأ در نهادینه سازی جهاد تبیین، از مهم ترین چالش های تاب آوری شناختی در ایران هستند. در نتیجه، راهکارهایی مانند تقویت آموزش های شناختی، گسترش استقلال رسانه ای، نهادسازی برای جهاد تبیین، و ایجاد سامانه های پشتیبانی روان شناختی پیشنهاد می شود. این راهکارها در صورت اجرای راهبردی، می توانند تاب آوری شناختی جامعه ایرانی را در برابر جنگ های ترکیبی و شناختی دشمنان به صورت معناداری ارتقا دهند.
پراکسیس رهایی بخشِ ایرانی در اندیشه «ملکم خان»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
41 - 70
حوزههای تخصصی:
«میرزا ملکُم خان ناظم الدوله» (1212-1287) از جمله مهم ترین متفکران عصر مشروطیت ایرانی است. اندیشه سیاسی وی اساساً در چارچوب تاریخ نگاری اندیشه معاصر ایرانی تببین و تفسیر شده است. بررسی آرا و افکار وی نشان می دهد که ملکم خان در جست و جو برای رهایی ایران از استبداد، تحجر و عقب ماندگی بوده است. در این پژوهش، آرا و اندیشه های ملکم خان با تأکید بر رهیافت دلالت گونه و با استفاده از روش مفهومی رئالیسم انتقادی بررسی خواهد شد. این چنین کنشی، کوششی برای نوع شناخت از امر واقع و در پاسخ به پرسش تاریخی دویست ساله ایران یعنی «چه باید کرد؟» -که توسط هر اندیشمندی از جمله ملکم خان صورت می گیرد- بیان شده که این امر توانایی شناخت بیشتر تفکر سیاسی- اجتماعی در ایران معاصر را دارد. در این چارچوب، پاسخ ملکم خان به پرسش بنیادین «چه باید کرد؟» در حوزه های گوناگون سیاست، اقتصاد و فرهنگ بررسی شده و با توجه به این مسئله، از رئالیسم انتقادی برای تببین و تفسیر اندیشه سیاسی میرزا ملکم خان استفاده شده است. خروجی و نتیجه این نوشتار، ابعاد جدیدی از اندیشه سیاسی ملکم خان را روشن می سازد و نوعی از ایده حکومت مندی در آرای این متفکر قابل فهم است.