محمد سالاری اول

محمد سالاری اول

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

الدراسة الأنطولوجيّة للعدوّ وعنصر العِدَاء في السياسة (من منظور القرآن الكريم)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: السیاسه العداوه القرآن الکریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
لا یمکن تصوّر میدان السیاسه بمعزلٍ عن الصراع والعداوه؛ إذ إنّ کثیراً من التحوّلات والأحداث السیاسیّه تندرج فی إطار مفهوم "العدوّ"، ومن خلاله تکتسب معناها وقابلیّتها للتفسیر. فإمکان الحرب الحاضر دوماً، بوصفه الحدّ الأقصى للصراع السیاسی، والاستعداد للقتل أو القِتال، إنّما یستندان إلى مفهوم العدوّ وحده. کما أنّ العدید من النجاحات والإخفاقات فی الساحه السیاسیّه تتوقّف على إداره العلاقات المعقّده والدینامیّه بین العداوه والصداقه. هذا الواقع یُبرز الصِّله القدیمه بین السیاسه والعداوه، ویکشف عن الوجه الخصمانیّ للسیاسه، بما یُظهر أهمیّه البحث فی موضوع العدوّ وعنصر العداء. إنّ المقاربه الأنطولوجیّه لمفهوم العدوّ، والبحث عن الأسس الوجودیّه المرتبطه به فی خطاب الوحی ضمن آیات القرآن الکریم، هی المنهجیّه التی تتبنّاها هذه الدراسه. إذ تتیح تلک الأسس الإجابه عن السؤال الرئیس الذی یتناوله هذا البحث: کیف وُصِف العدوّ وفُسِّر فی خطاب الوحی؟ وما العوامل التی تؤدّی إلى ظهور العداء واستمراره فی المجال السیاسی؟ إنّ الإجابه عن هذا السؤال تستلزم فهماً دقیقاً لآیات القرآن الکریم، والرجوع إلى التفاسیر التی تُمکّن من إدراک مقاصد النصّ الإلهی. وفی هذا السیاق، یعتمد البحث على تفسیرَی المیزان للعلّامه الطباطبائی و تسنیم لآیه الله الجوادی الآملی، لما یتمیّزان به من نظره شامله إلى القرآن، وتفسیر للآیات فی ضوء نظائرها ومقابلاتها. لقد أُشیر فی مواضع متعدّده من القرآن الکریم إلى مفهوم العدوّ وعنصر العداء إشارهً مباشره، کما أنّ کثیراً من المفاهیم والمصطلحات القرآنیّه - مثل الجهاد و القتال و الحرب و الفتح و النصر - ترتبط ارتباطاً وثیقاً بمفهوم العدوّ، ولا تکتسب معناها إلّا فی وجوده. وتُثبِت هذه الآیات أنّ وجود العدوّ وحضور عنصر العداء فی المجتمعات الإنسانیّه حقیقهٌ لا یمکن إنکارها. ویتجلّى هذا الأمر بوضوحٍ أکبر فی الآیات التی تتناول هبوط آدم(ع) إلى الأرض، إذ تُظهِر تلک الآیات أنّ استمرار حضور عنصر العداء هو السِّمه الأولى للحیاه الأرضیّه. تشیر نتائج البحث إلى أن الوجود هو میدان للتقابل بین الحق والباطل، وأن التضاد الوجودی بینهما یؤدی إلى نشوء العداوه بین أتباع الحق والباطل فی سیاق الحیاه الاجتماعیه للبشر. إن المواجهه الأنطولوجیه لمفهوم العدو فی هذا السیاق تُظهر أن نشوء العداوه یرتبط بعاملین رئیسیین: العامل الفاعلی والعامل البنیوی. من المنظور الفاعلی، فإن الطبیعه الوجودیه للإنسان، التی تتکوّن من العقل، والاختیار، والحریه، إلى جانب الغضب والشهوه، وما یحویه من قوى متضاده، تُهیّئ الأرضیه لظهور العداوه. ومن المنظور البنیوی، فإن الحیاه الاجتماعیه للبشر، بسبب ما یحیط بها من قیود ومحدودیات، تُعدّ مجالاً للتزاحم والتقابل، مما یؤدی إلى بروز العداوه فی المجتمعات الإنسانیه. کما أن الأحکام والحدود الإلهیه، بما لها من طبیعه حقیقیه وارتباط داخلی ببنیه نظام الخلق، تتفاعل مع أفکار الإنسان وسلوکیاته، ویُعدّ نشوء العداوه أحد ردود الفعل البنیویه الناتجه عن انتهاک تلک الحدود الإلهیه. إن إزاله العداوه تتطلب التوحد حول محور ترتکز علیه الفطره الوجودیه للإنسان. وهذا المحور یتجلّى ضمن البنیه الحاکمه للعالم والقوانین التی یقوم علیها الوجود، والتی شکّلتها الأحکام والحدود الإلهیه. وبناءً علیه، فإن نشوء العداوه فی المجتمعات البشریه یرتبط ارتباطاً مباشراً بعدم التزام الناس بالحق وأوامر الله، ولو أن جمیع الناس ثبتوا على اتباع الأحکام والحدود الإلهیه، لما کان للعداوه أن تظهر. وتبشّر الآیات القرآنیه التی تُعرّف الصالحین بأنهم ورثه الأرض بمستقبلٍ یسود فیه الالتزام بأوامر الله، ویصبح فیه حلم غیاب عنصر العداوه عن المجتمعات الإنسانیه قریب المنال.
۲.

مبانی فرامتنی و زمینه ای مفهوم دشمن در اندیشه کارل اشمیت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیاست دشمن کارل اشمیت روش اسکینر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۸
مقدمه و اهداف عرصه سیاست را نمی توان فارغ از منازعاتی تصور نمود که دشمنی در بستر آنها ایجاد گردیده، و حضور دشمن را در این عرصه استمرار می بخشد. ارتباط درونی سیاست با دشمنی در اندیشه کارل اشمیت بسیار برجسته بوده، و بررسی چگونگی ظهور کلیدواژه دشمن در اندیشه او اهمیت زیادی پیدا می نماید. این اهمیت مرهون قرار گرفتن مفهوم دشمن در ساحت کانونی اندیشه اشمیت، و موضوعاتی است که او در ارتباط با این مفهوم مطرح می کند. مقاله حاضر با تمرکز بر مبانی زمینه ای و فرامتنی به بازخوانی تفکرات اشمیت می پردازد تا به فهمی از اندیشه اشمیت در بستر آثار او و در ذیل مفهوم دشمن دست یابد. این سوال که چه فرایندهایی باعث قرار گرفتن مفهوم دشمن در ساحت کانونی اندیشه اشمیت گردیده، و او چه اهدافی را دنبال می نموده است، محور مباحثی است که با بهره گیری از روش اسکینر به آن پرداخته می شود.روشروش هرمنوتیک قصدگرای اسکینر، متن را به مثابه کنش گفتاری نویسنده با مقصودی معین در نظر گرفته، و فهم آن را نیازمند توجه به متن و زمینه شکل گیری آن در دو حوزه جغرافیای سیاسی و فکری می داند. اسکینر پیوندی بین متن، زمینه و نویسنده برقرار ساخته، و بر نقش کنشگری نویسنده، و وجه ارتباطی متن تاکید دارد. او متن ها را علاوه بر معنایی که منتقل می سازند دارای نیروی نهفته ای می داند که کنش های گفتاری را شکل داده، و درک آنها مسیر دستیابی به مقصود نویسنده را هموار می سازد. کاربست این روش با قراردادن آثار اشمیت در بستر جغرافیای سیاسی و فکری پیرامون او، و درک کنش های گفتاری دنبال می گردد. یافته ها تفکرات لیبرالی و جمهوری وایمار، مهمترین متغیرهای فرامتنی موثر بر اندیشه اشمیت در دو حوزه جغرافیای فکری و سیاسی محسوب می شوند. اشمیت بحران های جمهوری وایمار و دولت های فاقد اقتدار این دوره را معلول پیروی از تفکرات لیبرالی و اندیشه رومانتیسم سیاسی می داند که از منظر سیاسی خنثی و در موضع گیری منفعل است، در حالی که به باور او مهم ترین منبع حیات سیاسی مبتنی بر این اصل است که چه چیزی بهنجار و بر حق می باشد. او با تعریف مرزی مفهوم حاکمیت در وضعیت استثنا، ناب ترین وضعیت استثنا را در مواجهه با دشمن، و لحظات چشمگیر سیاست را مقارن با لحظاتی می داند که دشمن با وضوحی عینی به عنوان دشمن شناسایی می شود. وضعیت استثنا همچنین شرایطی را فراهم می آورد که دولت در جایگاه بالاتر از قانون قرار گرفته، و هدف اشمیت در راستای اقتدار دولت محقق شود. تمایز دوست و دشمن به عنوان معیار امر سیاسی اوج ظهور مفهوم دشمن در اندیشه اشمیت محسوب می گردد. اشمیت در تقابلی صریح با لیبرالیسم، جستجوی ساحتی خنثی و فارغ ازمنازعات که بتوان به وسیله گفتگو به تفاهم و اجماع عقلانی دست یافت را به دلیل تضاد با منطق امرسیاسی نفی می نماید، و پیامد روند فوق را مصالحه هایی موقت می بیند. نتیجه گیریسیاست عرصه تضادهایی است که دشمنی ها در بستر آنها ایجادگردیده، رشد نموده و استمرار می یابند. فهم و چرایی وقوع طیف گسترده ای از رویدادهای سیاسی تنها در ذیل مفهوم دشمن و روابط دشمنی و دوستی امکان پذیر است. تمایز بخشی میان دوستان و دشمنان مبنایی است که به رفتارهای کنشگران سیاسی شکل داده و به آنها معنا می بخشد. امکان همیشگی نبرد به عنوان حد نهایی دشمنی سیاسی وابسته به مفهوم دشمن است، و این واقعیت برای شناخت سیاست، حیاتی می باشد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان