ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
۹۲۱.

تبیین پیشران های کلیدی توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری گردشگری ورزشی آینده پژوهی MICMAC استان خوزستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
هدف: گردشگری ورزشی به عنوان یکی از شاخه های پرطرفدار صنعت گردشگری، امروزه نقش مهمی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مناطق مختلف ایفا می کند. استان خوزستان با داشتن جاذبه های طبیعی و تاریخی فراوان، پتانسیل بالایی برای توسعه این نوع گردشگری دارد. با این حال، تحقق این پتانسیل نیازمند شناسایی و تبیین پیشران های کلیدی است که می توانند به توسعه گردشگری ورزشی در این استان کمک کنند. در همین راستا پژوهش حاضر با رویکرد آینده پژوهی، به تحلیل نقش کلیدی پارامترهای موثر بر توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان پرداخته است.روش: پژوهش حاضر با هدف کاربردی و با رویکردی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. برای جمع آوری داده ها، از منابع و اسناد کتابخانه ای و همچنین پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری این مطالعه را 50 نفر از کارشناسان حوزه گردشگری و ورزش در استان خوزستان تشکیل می دهند..یافته های پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش های دلفی و ماتریس میک مک، ۲۵ عامل کلیدی و مؤثر بر توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان را از میان ۴۰ پارامتر اولیه شناسایی کرده است. نتایج نشان می دهد که مهم ترین عوامل دارای تأثیر مستقیم بر این حوزه شامل احداث هتل برای درآمدزایی، بررسی زیرساخت های گردشگری ورزشی و وجود امکانات تفریحی و ورزشی هستند. همچنین، عوامل با تأثیر غیرمستقیم، به ترتیب اهمیت، شامل احداث هتل، بررسی زیرساخت های گردشگری ورزشی و کیفیت محیط زیست می باشند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان در وضعیت بحرانی قرار دارد، اما این تحقیق می تواند به عنوان راهنما عمل کند.
۹۲۲.

حقوق خبرنگاران در زمان مخاصمات مسلحانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خبرنگار مخاصمات مسلحانه حقوق بین الملل بشردوستانه جنگ سایبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: همواره حقوق خبرنگاران چه در زمان صلح و چه در زمان درگیری مسلحانه مورد تضعییع قرار گرفته است. از این رو سؤال اصلی پژوهش حاضر آن است که خبرنگاران تحت چارچوب حقوق بین الملل بشردوستانه دارای چه حقوقی می باشند؟ هم چنین از آن جایی که امروزه با گسترش روزافزون فناوری ها، با جنگ سایبری نیز روبرو هستیم؛ بررسی و مداقه حقوق آنان در پرتو جنگ سایبری نیز لازم می نماید. روش پژوهش: در مقاله حاضر با روش تحلیلی– توصیفی و شیوه ی گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای، به بررسی اسناد، حقوق بین الملل عرفی و قطعنامه های مربوط پرداخته شده است. یافته ها: رسانه های جمعی و عوامل انسانی آن ها، از آزادی مطبوعات به عنوان یکی از شرایط بنیادین آزادی اطلاع رسانی در مفهوم آن برخوردارند. خبرنگاران و روزنامه نگاران از طریق اطلاع رسانی صحیح، روشن و دقیق از عملکرد مسئولین و مقامات، مردم را نسبت به اعمال وظایف و هم چنین خطاهای آن ها آگاهی می بخشند؛ بنابراین اگر آزادی مطبوعات سلب نشود، آن ها می توانند در پیشرفت و توسعه جامعه گام های مؤثری بر دارند. از سوی دیگر، در شرایط بحران، رسانه ها وسیله ارتباطی بسیار مهمی هستند که به مردم اطلاع می دهند که در کجا چه اتفاقی می افتد و به عنوان سازکار ارتباطی و واسطه، به نجات جان انسان ها کمک می کنند. بنابراین در زمان مخاصمات مسلحانه، حقوق خبرنگاران به عنوان عاملی کلیدی در انتقال اطلاعات و شفافیت مسائل جاری، اهمیت ویژه ای پیدا می کند و حفاظت از امنیت خبرنگاران از اهمیت بالایی برخوردار است. نتیجه گیری: نقض حقوق خبرنگاران، اوّل، به عنوان تخلف از تعهدات بین المللی که دولت ها با امضاء و تصویب آن ها در توافق نامه ها و معاهدات مختلف انجام داده اند؛ دوم، نقض قواعد حقوق بین الملل بشردوستانه از منظر ماهیت عرفی آن؛ سوم، باعث تضعیف اعتبار و شکل گیری حقوق بشر در سطح بین المللی؛ و چهارم، امکان رسیدگی دیوان بین المللی کیفری یا سایر دیوان های ذی صلاح به جرایم ناقضان حقوق خبرنگاران تلقی می گردد و لذا در این سیاق، با توجه آن که نقض حقوق خبرنگاران نه تنها به عنوان یک موضوع اخلاقی، پیامدهای جدی حقوقی و بین المللی برای دولت ها نیز به همراه دارد، حمایت از حقوق خبرنگاران امری ضروری تلقی می گردد.
۹۲۳.

تن به مثابه ابزار، واکاوی بسترهای روسپیگری از دیدگاه زنان روسپی در تهران؛ یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روسپیگری آسیب اجتماعی تجارت جنسی بسترهای روسپیگری تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۹
روسپیگری پدیده ای است که از دیرباز در جوامع بشری نمود داشته و بیشترین تحقیر و عوارض آن عاید زنان خدمات دهنده جنسی بوده است. این عارضه اجتماعی علی رغم مزایای اقتصادی، پیامدهای مخربی برای جامعه داشته و حرمت انسانی زن و خانواده را در هم می شکند. از این رو هدف این پژوهش واکاوی بسترهای روسپیگری از دیدگاه زنان روسپی در تهران است. در این تحقیق کیفی که با روش تحلیل تماتیک انجام شده است، جامعه مورد مطالعه 10 نفر از زنان درگیر در پدیده روسپیگری در شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. این افراد از لحاظ ویژگی های فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با یکدیگرتفاوت داشتند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده و داده ها با روش تحلیل مضمون تحلیل شده است. حاصل تحلیل داده ها، شش مضمون اصلی (آشفتگی های خانوادگی، ارتباطات نامناسب، آسیب های اجتماعی، مشکلات اقتصادی، موقعیت های آسیب زا و معضلات فرهنگی و سنتی) و 16مضمون فرعی (بی سرپرستی، اعتیاد در خانواده، محرومیت عاطفی-جنسی، ازدواج بحران گریزانه، روابط اجتماعی آسیب زا، فرار از تعهد و مسئولیت، کنش وری هنجارشکنانه جنسی، نگاه جنسی مردان به زنان، ناکامی در منزلت اجتماعی، ناکامی در اشتغال پردرآمد، شکاف و نابرابری جنسیتی در اشتغال، ضعف اقتصادی خانواده، محل کار آلوده به مسائل جنسی، محیط آسیب زا، ضعف سنت ها و سبک زندگی مدرن و ضعف اعتقادات)، است. روسپیگری پدیده ای چند عاملی است که از بطن خانواده های آشفته، محیط های جرم خیز، اجتماع آسیب دیده، فرهنگی مملو از تناقض و فقر سر برآورده است. پیشنهادهای این پژوهش بر تقویت اشتغال، برابری اقتصادی زنان، فرهنگ سازی و ارتقای مشارکت اجتماعی، آموزش پیشگیرانه و آگاهی بخش برای کاهش آسیب روسپیگری متمرکز است.  
۹۲۴.

واکاوی نقش تحریم ها بر سیاست گذاری مبارزه با مواد مخدر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیاست گذاری تحریم مبارزه با مواد مخدر ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
پژوهش حاضر باهدف واکاوی نقش تحریم های بین المللی بر سیاست گذاری مبارزه با مواد مخدر در ایران انجام شد. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ نفر از مدیران، سیاست گذاران و کارشناسان ارشد حوزه مبارزه با مواد مخدر، کاهش آسیب و درمان اعتیاد به بررسی عمیق این پدیده پرداخت. تحلیل داده ها منجر به شناسایی پنج مضمون اصلی شد: محدودیت های مالی و تخصیص منابع، چالش های دسترسی به فناوری، دارو و تجهیزات پیشرفته، انزوای بین المللی و مختل شدن همکاری های منطقه ای و بین المللی، تغییرات راهبردی و اولویت بندی های سیاستی و تأثیرات اجتماعی-سلامتی و تشدید آسیب پذیری گروه های در معرض خطر. درنهایت، مضمون مرکزی تحقیق تحت عنوان «تحریم ها به مثابه تهدید وجودی برای گذار از سیاست گذاری فعال به مدیریت انفعالی و بحران محور در مبارزه با مواد مخدر» استخراج شد. یافته ها نشان می دهد که تحریم ها با ایجاد اختلال در تأمین منابع مالی، محدود کردن دسترسی به فناوری های روزآمد و ایجاد انزوای دیپلماتیک، توانایی نظام حکمرانی ایران را برای مدیریت مؤثر و پیشگیرانه پدیده مواد مخدر به شدت تضعیف کرده است. درنتیجه این فشارها، سیستم سیاست گذاری کشور از حالت برنامه ریزی بلندمدت و فعال، به سمت مدیریت واکنشی، کوتاه مدت و بحران محور سوق یافته است. برای خروج از این چرخه معیوب و بازیابی توان راهبردی، پژوهش حاضر «مدل تاب آوری راهبردی» را در سه محور اصلی پیشنهاد می دهد: «تاب آوری داخلی و خوداتکایی هوشمند» از طریق تقویت پایه های تولید داخلی، «دیپلماسی فعال و حکمرانی هوشمند فراملی» برای ایجاد کانال های همکاری معاف از تحریم و «بازطراحی راهبردی و تخصیص منابع مبتنی بر شواهد» جهت تضمین تأمین مالی هوشمند حوزه های کلیدی. این مدل چارچوبی برای تبدیل تهدید به فرصت و تقویت توان مقاومت در برابر فشارهای خارجی ارائه می کند. 
۹۲۵.

لزوم اجرای فرامین رهبری در مقابله با فساد اقتصادی در الگوی حکمرانی اقتصادی شهید رئیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فرامین رهبری شهید رئیسی مقابله با مفاسد اقتصادی الگوی حکمرانی اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: شهید در دوران ریاست خود بر قوه قضائیه، با الهام از فرامین مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و تأکید بر بیانیه گام دوم ، رویکردی قاطع، نظام مند و مبتنی بر عدالت در مقابله با مفاسد اقتصادی اتخاذ کردند. هدف این پژوهش، تبیین ابعاد و مضامین رویکردهای ایشان در حکمرانی اقتصادی با تمرکز بر مبارزه با فساد و اصلاح ساختارهای ناکارآمد است.روش شناسی: این پژوهش به شیوه کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از ۱۶ سخنرانی شهید رئیسی در فاصله سال های ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹ گردآوری شده که در جلسات شورای عالی قوه قضائیه، دیدارهای نخبگانی، همایش های ملی و نشست های رسمی ایراد گردیده اند. مضامین کلیدی بیانات ایشان استخراج و در سه سطح مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر تحلیل شده است.یافته ها: نتایج تحلیل ها نشان می دهد که رویکرد شهید آیت الله رئیسی در دو بُعد کلی قابل تبیین است: نخست، اصلاح ساختارهای اقتصادی و حکومتی با تأکید بر شفاف سازی فرآیندها، تقویت استقلال اقتصادی و مقابله با رانت. دوم، اجرای دقیق بیانیه گام دوم انقلاب از طریق ارتقای شفافیت، پیاده سازی فرمان هشت ماده ای رهبری، برخورد قاطع با مفسدان و ایجاد هماهنگی میان قوا. در مجموع، ۲۳ مضمون پایه، ۱۵ مضمون سازمان دهنده و ۵ مضمون فراگیر شناسایی شد.نتیجه گیری: مقابله کارآمد با مفاسد اقتصادی نیازمند اجرای عملی فرامین رهبری، اصلاح بسترهای فسادزا، گسترش نظارت و شفافیت است. تحقق این امر با عزم جدی مسئولان، هماهنگی نهادها و اجرای عدالت بی مصلحت می تواند اعتماد عمومی را ارتقا داده، عدالت اقتصادی را تقویت و بستر حکمرانی اقتصادی سالم تر را فراهم آورد.
۹۲۶.

مطالعه زیست سالمندی و چالش های آن (مورد مطالعه سالمندان 60 تا 70 ساله دارای درآمد ثابتِ شهر لالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیست سالمندی حس بی مصرفی مشارکت ناپذیری امیدواری معنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
هدف پژوهش حاضر مطالعه زیست سالمندی سالمندان 60 تا 70 ساله دارای درآمد و مشکلات ناشی از آن است که می تواند در اکثر جوانب زندگی سالمندان نقش مهمی ایفا کند.تحقیق کیفی و از روش داده بنیادجهت تحلیل و تفسیر داده-ها استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه سالمندان شهر لالی و شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری بوده که با انجام مصاحبه نیمه-ساختاریافته با 17 نفر اشباع نظری حاصل شد. یافته ها نشان می دهد که پدیده محوری در زیست سالمندی «ناتوانی و حس بی مصرفی» است. شرایط حاکم بر این پدیده مشارکت ناپذیری، فقدان حمایت اجتماعی کافی، حس بی-اعتباری و برچسب منفی می باشند. بسترها فقدان زیرساخت های حمایتی، مضایق مادی، اختلال و ناتوانی ایفای نقش هستند که در کنار شرایط مداخله گری همچون ابهام در جایگاه اجتماعی، مشکلات نهادی و خانوادگی، فقدان ارتباطات مفید، نگرش عام منفی به محیط و آینده، بدرفتاری اطرافیان شرایط را برای زیست مطلوب دشوار کرده اند. سالمندان در برابر این شرایط راهبرهایی همچون مشغولیت کاری مجدد، پیاده روی، فراغت و ورزش، طلب امیدواری معنوی اتخاذ کرده اند، اما چون با ابهام از جایگاه خود روبرو هستند با پیامدهای همچون بدبینی نسبت به جامعه، منزوی شدن، ناخشنودی اجتماعی، پذیرش مرگ، بیشترشدن ناتوانی کلی مواجه هستند. نتایج نشان می دهد که باید با مشارکت دهی و حمایت بیشتر سالمندان آنها را در زیست غیرسالمندی وارد کرد تا علاوه بر خروج از تنهایی و انزواء، حس بی مصرفی و ناکامی منزلتی آنها کاهش یابد.
۹۲۷.

بازخوانی باورهای مذهبی ایلات لر از منظر سفرنامه های خارجی دورۀ قاجاریه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قاجاریه سفرنامه های خارجی باورها ایلات لر سفرنامه نویسان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۴۵
مقاله حاضر بر آن است ، تا با روش توصیفی ، تحلیلی و بنا بر گزارش سفرنامه نویسان خارجی دوره قاجاریه ، باورها و اعتقادات ایلات لررا بررسی نماید و به این سؤال پاسخ دهد که رویکرد سیّاحان خارجی به باورهای مذهبی ایلات لر بر مبنای چه ذهنیتی صورت بندی شده است و این روایت ها تا چه حدّی با واقعیّت خارجی انطباق دارد؟ مدعای این پژوهش بر این است که تفاوت جهان بینی مسیحیان با مسلمانان موجب گردید سیّاحان درک درستی از باورها و عقاید لرها نداشته باشند. یافته ها و و برخی از نتایج پژوهش حاکی از این است که سیاحان هر چند به عقاید و باورهای دینی مردم تا اندازه ای توجه کرده اند اما با توجه به تفاوت های فرهنگی و دینی فاحشی که میان مسلمانان و مسیحیان و جود داشت و از سوی دیگر ماموریت های سیاسی آنان از طرف برخی دولت ها با عث شده تا با زاویه و عینک مامور سیاسی به قضیه نگاه کنند به همین سبب نتوانند عقاید دینی ایلات را به خوبی بازنمایی کنند، بنابراین بیشتر به بازخورد برخی از باورها مانند فرقه یارسان ها توجه کرده اند .
۹۲۸.

شرایط علی مؤثر بر انحرافات اجتماعی در حاشیه نشینی شهر اسلام شهر از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شرایط علی انحرافات اجتماعی حاشیه نشینی اسلام شهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
این پژوهش با هدف تحلیل شرایط علی مؤثر بر انحرافات اجتماعی در حاشیه نشینی شهر اسلام شهر از منظر فرهنگی، با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) و طرح متوالی اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، با ۱۶ خبره (اساتید دانشگاهی و مدیران ناجا) به روش نمونه گیری هدفمند گلوله برفی مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و در بخش کمی، جامعه آماری شامل ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر از شهروندان اسلام شهر بود که با فرمول کوکران، ۳۸۵ نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مصاحبه های کیفی مبتنی بر مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین و پرسشنامه های محقق ساخته انحرافات اجتماعی (۱۲۰ گویه) و استاندارد حاشیه نشینی بود که روایی آن ها با شاخص های CVR، CVI و AVE و پایایی با آلفای کرونباخ (بالای ۰.۷) تأیید شد. تحلیل داده ها با کدگذاری در MAXQDA و مدل سازی معادلات ساختاری در Smart PLS3 نشان داد که عوامل اقتصادی (ضریب مسیر ۰.۸۶۷)، اجتماعی-فرهنگی (۰.۸۶۹)، زیرساختی (۰.۷۶۵) و سیاست گذاری (۰.۷۵۷) به عنوان شرایط علی، ۴۳.۹ درصد از تغییرات انحرافات اجتماعی و ۴۶.۸ درصد از تغییرات حاشیه نشینی را تبیین می کنند. یافته ها حاکی از تأثیر معنادار تعارضات فرهنگی، فقر هویتی و ضعف نهادهای فرهنگی در تشدید انحرافات اجتماعی بود که لزوم برنامه ریزی فرهنگی هدفمند را برای کاهش این پدیده نشان می دهد.
۹۲۹.

دولت و بازسازی جامعه: تکوین سوبژکتیویته های زنانه در استان ایلام (1400-1300)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سوبژکتیویته زنانگی عاملیت بازسازی جامعه استان ایلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۹۵
حیات اجتماعی در عرصه زنانه، گاه محل ظهور نیرویی رهایی بخش وکنش گرا بوده و گاه به دلیل مناسبات قدرت، وجهی تصنعی یافته است. این پژوهش به روایت خاص فوکو درباره ی سوژگی و سوژه شدن، تبارشناسی و تاریخ توجه دارد. روش این پژوهش، کیفی و به شیوه تبارشناسی است. اسناد از کتابخانه ی مجلس شورای اسلامی، آرشیو اسناد و تالار پژوهش و کتابخانه ملی استخراج گردیدند که صحت و اعتبار آن ها مورد تایید است. همچنین برای فهم بهتر روایت زنان و ارائه ی تاریخ محلی زنان ایلام با تعدادی از زنان ایلامی مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. یافته ها نشان می دهد که حوادث تاریخی صد ساله موجب شکل گیری زنانگی هایی از نوع محصور در مکان، هژمونیک، بروکراتیک، سلحشورانه و مطالبه گر شده است. بر اساس نتایج، سوبژکتیویته های زن ایلامی به واسطه اثرپذیری از حوادثی تاریخی چون؛ اسکان عشایر، اجرای طرح توسعه روستایی، اصلاحات ارضی، فعالیت احزاب سیاسی، توسعه نظام اداری، وقوع انقلاب اسلامی و جنگ و توسعه نظام آموزش عالی در پیوند با این تحولات به وجود آورده است.
۹۳۰.

نوجوانان دیجیتال: شکل دهی مجدد نوجوانی در ایران

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نوجوانی فرهنگ دیجیتال نسل دیجیتال شبکه های اجتماعی هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۷
فنّاوری ها و فرهنگ دیجیتال بدون تردید زیست کودکان را بیش از هر گروه دیگری تحت تأثیر قرار داده و ارزش ها و ماهیت متفاوتی به دوره زندگی آن ها بخشیده است. پیشگامی نوجوانان در استفاده از فرهنگ دیجیتال، جهان زندگی متفاوتی را پیش روی آن ها قرار داده و استقلال عمل و قدرت آن ها را ارتقا می دهد. مقاله حاضر در سنت مطالعات فرهنگی و با استفاده از برخی پژوهش های کمی و کیفی به دنبال شناسایی عادت واره ها، ذهنیت ها و تجارب متفاوت برآمده از تجارب مجازی و دیجیتال جدید نوجوانان در ایران است. استدلال این است که رسانه های دیجیتال با ارتقا جایگاه نسلی نوجوانان آن ها را در معرض تجاربی فشرده و متفاوت قرار می دهند که درنتیجه آن روابط آن ها را با خویش، بزرگسالان (خانواده) و اجتماع اطراف را دستخوش تغییرات رادیکالی ساخته است. شبکه های اجتماعی اگرچه با درگیر ساختن نوجوانان با تجارب مازاد شناختی، عاطفی و نیز با فراهم کردن جواز عبور از مرزبندی های مختلف فرهنگی و اخلاقی، زندگی آن ها را پیچیده تر و گاه با ابهام و دوسویگی بیشتری همراه ساخته است، بااین حال در وجه مثبت، تراکم تجارب مجازی و دیجیتال ظرفیت خودآگاهی، بازاندیشی و تعهد و مسئولیت پذیری بیشتری را برای آن ها مهیا می سازد.
۹۳۱.

مطالعه تأثیر رسانه ها و شبکه های اجتماعی بر میزان دین داری شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رسانه و شبکه های اجتماعی ارزش های فرهنگی دین داری عرفی شدن سبک زندگی دینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
در عصر دیجیتال، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان قدرتمندترین ابزارهای شکل‌دهی به باورها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای فردی ـ جمعی ظهور کرده‌اند. این فضاهای مجازی، ضمن تسهیل دسترسی به انبوهی از اطلاعات و دانش، زمینه‌ساز بازتعریف، نقد و حتی تضعیف برخی از مفاهیم فرهنگی ـ ارزشی ازجمله دین‌داری شهروندان شده‌اند. از یک‌سو، شبکه‌های اجتماعی فرصت‌های بی‌سابقه‌ای برای آموزش، تبلیغ و توسعۀ ارتباطات و تعامل اجتماعی فرامکانی ـ فرازمانی فراهم کرده و از سوی دیگر، با گسترش تکثرگرایی فکری، مواجهه با شبهات و ترویج سبک‌های زندگی سکولار و جهانی‌سازی، چالش‌های جدی را پیش روی دین‌داری جامعۀ ایرانی قرار داده‌ است. هدف اصلی تحقیق حاضر، مطالعۀ تأثیر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بر میزان دین‌داری در بازۀ زمانی ۱۳۹۱-۱۴۰۱ است. روش تحقیق، فراتحلیل کمی و مرور سیستماتیک 30 مطالعۀ پیمایشی معتبر است که با نرم‌افزار CMA2 و با استفاده از اندازۀ اثر کوهن تحلیل‌شده‌اند. طبق یافته‌ها، استفاده از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی (290/0-) تأثیری کاهنده و معنادار بر وضعیت دین‌داری شهروندان ایرانی داشته‌ است. تحلیل ابعاد مختلف رسانه نشان می‌دهد که استفاده از رسانه‌های داخلی (249/0+) و رسانه‌های سنتی (165/0+) با افزایش دین‌داری همراه بوده؛ در حالی‌که حضور در فضای مجازی (330/0-)، استفاده از اینترنت (177/0-) و مصرف شبکه‌های ماهواره‌ای (148/0-) رابطۀ معکوس و کاهنده با دین‌داری شهروندان داشته‌اند. حضور در فضای مجازی قوی‌ترین اثر کاهنده و رسانه‌های داخلی قوی‌ترین اثر افزایش‌دهنده بر میزان دین‌داری ایرانیان را دارند. رسانه‌های داخلی و سنتی با تقویت و انتشار محتوای همسو با ارزش‌های بومی و دینی، به دلیل نظارت اجتماعی، پایش و سیاست‌گذاری مرتبط با ساختار فرهنگی ـ هنجاری جامعه، بسترهای ارتقای دین‌داری جامعه را فراهم کرده و طبق نظریه‌های عرفی‌شدن (سکولاریزاسیون) و کاشت، رسانه‌های جهانی و دیجیتال مانند اینترنت، ماهواره و فضای مجازی با ترویج سبک زندگی غیربومی و ارزش‌های ناهمسان با الگوهای زیست‌فرهنگی ایرانیان، در کاهش باورها و نگرش‌های دینی مؤثر بوده و به‌تدریج جهان‌بینی مذهبی جامعه را به سمت جهان‌بینی دنیوی سوق داده است؛ درعین‌حال، رسانه‌های داخلی و سنتی به‌عنوان نیروهای مقاومت فرهنگی ـ هنجاری عمل می‌کنند.
۹۳۲.

سلامت دیجیتال در نظام جامع ارتباطات سلامت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سلامت دیجیتال نظام جامع ارتباطات سلامت اشاعه نوآوری سواد سلامت دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۵
توسعه فناوری های نوین، سلامت دیجیتال را به رویکردی مؤثر در بهبود ارتباطات و خدمات سلامت تبدیل کرده است. این پژوهش باهدف شناسایی مؤلفه ها و عناصر سلامت دیجیتال در نظام جامع ارتباطات سلامت در ایران، با بهره گیری از نظریه اشاعه نوآوری «راجرز»، به تحلیل وضعیت موجود سلامت دیجیتال در کشور پرداخته است. روش تحقیق بر مبنای تحلیل SWOT و با استفاده از نمونه گیری نااحتمالی هدفمند از میان خبرگان حوزه سلامت و ارتباطات انجام شد. یافته ها نشان می دهد که وجود سامانه های ملی سلامت، بهره گیری از هوش مصنوعی و استقبال شهروندان از خدمات آنلاین، از مهم ترین نقاط قوت سلامت دیجیتال در ایران به شمار می روند. در مقابل، نبود چارچوب قانونی جامع، عدم یکپارچگی سامانه ها و مقاومت ساختاری در برابر تغییرات فناورانه، ازجمله موانع اصلی اشاعه نوآوری محسوب می شوند. همچنین فرصت هایی مانند توسعه اپلیکیشن های خودمراقبتی و گسترش رسانه های اجتماعی، در کنار تهدیدهایی همچون شکاف دیجیتال و مخاطرات امنیت سایبری، نقش تعیین کننده ای در موفقیت یا ناکامی این تحول دارند. بر اساس مراحل پنج گانه نظریه راجرز (دانش، ترغیب، تصمیم، اجرا، تثبیت)، نتایج پژوهش نشان می دهد؛ سلامت دیجیتال در ایران هنوز در مراحل آغازین پذیرش قرار دارد. برای پیشبرد این تحول، تدوین سیاست های یکپارچه، توسعه زیرساخت های فناورانه و امنیتی، توسعه فرهنگ همکاری بین بخشی، اطلاع رسانی و آموزش هدفمند به مردم برای ارتقای سواد سلامت دیجیتال ضروری است.
۹۳۳.

الگوی ایرانی داوری اجباری و مقایسه آن با الگوی مشابه در کشور فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: داوری اجباری نظام حقوقی فرانسه نظام حقوقی ایران حقوق شهروندی اراده طرفین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۳
قانون گذار برای حل برخی اختلافات، داوری را تعیین کرده که از آن با «داوری اجباری» نام برده شده است. در این نوع داوری؛ طرفین دعوا، داور و دادگستری اختیارات حقوقی دارند. در کشور ما باتوجه به محدودیت داوری اجباری، این روش حل اختلاف چندان به صورت عمومی مطرح نبوده و نیاز به بیان اهمیت آن می باشد. این پژوهش به روش تحلیلی-توصیفی درصدد مطالعه تطبیقی اراده اصحاب داوری در جریان داوری اجباری در دو نام حقوقی ایران و فرانسه می باشد. چنین نتیجه شد که کشور فرانسه با داشتن قانون جامع داوری، ضمن تعیین داوری اجباری برای تمامی اختلافات تخصصی و تعیین آئین نامه اجرایی برای آن و همچنین ذکر تاکتیک داوری برای حل اختلاف، اراده طرفین دعوا و داور را در اصل داوری محدود ساخته تا به قانون به نحوی بهتر پایبند باشند. در کشور ما مصادیق داوری اجباری تنها در چند منبع حقوقی پراکنده برشمرده شده و داور در تعیین تاکتیک داوری دارای اراده بوده و اراده طرفین دعوا به انتخاب مرجع حل اختلاف مشهود است. باهدف حمایت از حقوق شهروندی در جریان اختلافات نیاز است که قواعد اجرایی برای داوری اجباری تدوین شده و با محدود ساختن اراده طرفین دعوا و داور، اختیار دادگستری در برخی مسائل داوری اجباری افزایش یابد.
۹۳۴.

ابعاد و مولفه های مطلوب مدل توسعه سرمایه انسانی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی با رویکرد سیاست های کلی نظام اداری (مطالعه موردی: دانشگاه آزاد اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه سرمایه انسانی سیاست های کلی نظام اداری استنتاج فازی دانشگاه آزاد اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
توسعه سرمایه انسانی یکی از محورهای راهبردی سازمان ها برای افزایش انطباق کارکنان با تغییرات محیطی تلقی می شود که دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی نقش برجسته ای در تحقق آن دارند. هدف این پژوهش، احصاء و ارائه ترکیب ابعاد و مؤلفه های مطلوب مدل توسعه سرمایه انسانی در بستر دانشگاه آزاد اسلامی با تمرکز بر سیاست های کلی نظام اداری است. روش تحقیق شامل بهره گیری از پانل خبرگی جهت استخراج قواعد فازی و طراحی مدل تحلیل و سپس استفاده از نظرات خبرگان و استنتاج فازی در نرم افزار متلب برای تحلیل داده ها و دستیابی به ترکیب ابعاد و مولفه های مطلوب مدل است. نتایج پژوهش منجر به شناسایی پنج بُعد ومولفه های مطلوب آن شامل: عدالت محوری با مؤلفه غالب «تناسب شغل و شاغل»؛ رشد معنوی منابع انسانی با مؤلفه «انگیزش»؛ عدالت در نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد با مؤلفه «مدیریت بر مبنای هدف»؛ دانش گرایی و شایسته سالاری مبتنی بر اخلاق اسلامی با مؤلفه «تلفیق تعهد و تخصص»؛ و ایجاد تعادل میان کار و زندگی با مؤلفه «اجتماعی سازی شد. و در نهایت اهمیت هرکدام از ابعاد مطلوب مدل توسعه سرمایه انسانی تبیین و بیشینه سطح توسعه سرمایه انسانی معادل ۴.۷۷ از ۵ برآورد شده و امتیاز ابعاد آن به ترتیب شامل: عدالت محوری (۴.۷۴)، دانش گرایی و شایسته سالاری (۴.۱۱)، رشد معنوی (۴.۰۴)، عدالت در نظام پرداخت (۴.۶۲) و تعادل کار و زندگی (۳.۹۷) می باشد. این مدل پیشنهادی با سیاست های کلی نظام اداری هم راستا بوده و با تأکید براهمیت هر بُعد و شکاف موجود تا سطح مطلوب (5)، به عنوان چارچوبی برای توسعه هدفمند سرمایه انسانی در دانشگاه ها قابل استفاده است
۹۳۵.

الگوی مدیریت جهادی زنان مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی (مطالعه موردی: مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان)(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: مدیریت زنان شبکه‌های اعتماد تابآوری اجتماعی مدیریت بحران اقتصاد جهادی ایمان دینی خلاقیت اقتضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۵
مقدمه و اهداف: در جوامع معاصر، مدیریت بحران دیگر صرفاً وابسته به منابع مادی و فناوری های پیشرفته نیست، بلکه مستلزم بهره گیری از سرمایه های اجتماعی، الگوهای بومی و شبکه های اعتماد محلی است. ایران با پیشینه ای طولانی از بحران های طبیعی و اجتماعی، ظرفیت های فرهنگی فراوانی در مدیریت مردمی بحران ها دارد؛ اما بخش مهمی از این ظرفیت ها، به ویژه در میان زنان، تاکنون به صورت نظام مند مستندسازی نشده است. زنان در جامعه ایرانی، افزون بر نقش خانوادگی، در عرصه های اجتماعی و دینی نیز نقش پیونددهنده و سازمان دهنده دارند و می توانند با اتکا بر اعتماد اجتماعی، همبستگی جمعی و حس مسئولیت پذیری، در کاهش آسیب های ناشی از بحران ها نقشی کلیدی ایفا کنند. با وجود این، ادبیات موجود در زمینه مدیریت بحران عمدتاً بر جنبه های فنی، سازمانی و دولتی متمرکز بوده و از ظرفیت های غیررسمی، خودجوش و زنانه غفلت کرده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان، که طی نیم قرن اخیر نمونه ای برجسته از سازمان دهی خودجوش زنان جهادگر بوده است، در پی کشف و تحلیل الگوی مدیریت بحران بومی مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی است. اهداف اختصاصی پژوهش شامل شناسایی سازوکارهای شکل گیری و تداوم شبکه های اعتماد زنانه، تحلیل ساختارهای ارتباطی و رهبری غیررسمی، واکاوی راهبردهای بسیج منابع مادی و عاطفی، و تبیین مزایا و محدودیت های این الگو نسبت به مدل های رسمی است. در نهایت، این مطالعه می کوشد مدلی بومی و قابل تعمیم برای مدیریت بحران ارائه دهد که ریشه در تجربه زیسته زنان و نظام معنایی فرهنگ ایرانی دارد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر تجربه نگاری فرهنگی انجام شده تا ابعاد پنهان الگوی مدیریت جهادی زنان در بستر فرهنگی و دینی رفسنجان شناسایی شود. تجربه نگاری به عنوان روشی پدیدارشناختی و تفسیرگرایانه، بر فهم عمیق از تجربه زیسته افراد در متن اجتماعی، تاریخی و فرهنگی تأکید دارد. جامعه آماری این پژوهش شامل بانوان جهادگر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان است که دست کم پنج سال سابقه مشارکت در فعالیت های داوطلبانه و مواجهه مستقیم با بحران ها (نظیر جنگ تحمیلی، زلزله بم و کرونا) داشته اند. داده ها از طریق ۲۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری شده که با استفاده از راهنمای مصاحبه استاندارد و پس از تأیید روایی محتوایی توسط پنج متخصص حوزه جامعه شناسی و مدیریت بحران انجام شده است. هر مصاحبه بین ۶۰ تا ۱۲۰ دقیقه طول کشید و نمونه گیری به شیوه هدفمند نظری و سپس با روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. افزون بر مصاحبه ها، مشاهدات میدانی از فعالیت های جاری مجموعه و بررسی اسناد آرشیوی برای اعتبارسنجی داده ها استفاده شد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون بازتابی براون و کلارک (۲۰۲1) طی 6 مرحله از کدگذاری اولیه تا تولید مضامین نهایی تحلیل شدند. برای تضمین دقت و پایایی یافته ها، از روش های مثلث سازی داده ها، بازبینی همتایان، بازبندی مشارکتی و تطبیق با معیارهای لینکلن و گوبا (۱۹۸5) استفاده شد. در نهایت، نتایج تحلیل در قالب هفت سازوکار محوری تبیین شد که مبنای الگوی مدیریت جهادی زنان رفسنجان را تشکیل می دهند. نتایج: یافته های پژوهش حاصل از تحلیل مضمون بازتابی داده های کیفی، الگوی جامع مدیریت جهادی زنان رفسنجان را در قالب هفت سازوکار بنیادین آشکار کرد که بیانگر تلفیق ایمان دینی، خلاقیت اقتضایی و خودسازمان دهی زنانه در مواجهه با بحران هاست. نخست، وقف پویا به عنوان موتور محرک نظام، ایمان دینی را از سطح معنوی به سطح عملیاتی ارتقا داده و نذورات، مناسک مذهبی و سرمایه های معنوی را به منابع مالی و انگیزشی پایدار تبدیل می کند. دوم، مسئله شناسی جنسیتی با تمرکز بر نیازهای پنهان زنان در بحران ها، از جمله مراقبت از خانواده، حمایت روانی و حفظ حریم خصوصی، الگویی از مداخله حساس به جنسیت را ارائه می دهد. سوم، تبدیل محدودیت های جنسیتی به تخصص از طریق بازتعریف مهارت های خانگی مانند خیاطی، شیرینی پزی و پته دوزی، ظرفیت های زنانه را به ابزارهای تولیدی و حمایتی مؤثر بدل کرده است. چهارم، خانواده محوری عملیاتی نشان داد که هماهنگ سازی مأموریت های جهادی با مسئولیت های خانوادگی نه تنها موجب مشارکت پایدارتر زنان می شود، بلکه پایداری نهادی شبکه را نیز تضمین می کند. پنجم، اقتصاد مقاومتی جهادی با حذف واسطه ها، ایجاد بازارچه های خوداتکا و گزارش دهی شفاف به خیرین، الگوی اقتصاد اخلاقی و اعتمادبنیاد را پدید آورده است. ششم، انطباق اقتضایی توان شبکه را در تغییر مأموریت ها، چرخش مدیران و بهره گیری از ظرفیت های محلی افزایش داده و ساختاری چابک و بدون بوروکراسی ایجاد کرده است. سرانجام، نیروی انسانی تاب آور با ترکیب تخصص، تعهد و ایمان، انسجام سازمانی را در بحران ها حفظ کرده است. این الگو در مجموع، ایمان را به مثابه کاتالیزور نوآوری عملیاتی و زنان را به عنوان کنشگران محوری تاب آوری اجتماعی معرفی می کند که توانسته اند محدودیت های فرهنگی را به ظرفیت های توسعه بومی تبدیل کنند. بحث و نتیجه گیری: تحلیل یافته های این پژوهش نشان می دهد الگوی مدیریت جهادی زنان رفسنجان نمونه ای برجسته از ترکیب ایمان دینی، خلاقیت اقتضایی و سازمان دهی شبکه ای است که می تواند به عنوان مدلی بومی برای مدیریت بحران در جوامع اسلامی استفاده شود. هسته نظری این مدل بر سه محور اساسی استوار است: نخست، ایمان دینی به عنوان موتور محرک نوآوری های عملیاتی که از طریق تبدیل ارزش های معنوی به ظرفیت های عینی، کارکردی راهبردی در تولید منابع، انگیزش جمعی و تداوم فعالیت ها ایفا می کند. دوم، چابکی سازمانی و انطباق اقتضایی که امکان واکنش سریع، تصمیم گیری محلی و اصلاح ساختار در شرایط بحرانی را فراهم آورده و الگوی بروکراسی صلب را به ساختار خودسازمان ده و منعطف بدل می سازد. سوم، تبدیل محدودیت های جنسیتی به مزیت رقابتی که با بازتعریف نقش های زنانه در حوزه هایی نظیر آموزش مهارت، مراقبت اجتماعی و مدیریت اقتصادی، زمینه ارتقای مشارکت و تاب آوری اجتماعی را فراهم کرده است. در سطح کاربردی، این الگو نشان می دهد که نهادهای مردمی زنانه با اتکا بر شبکه های اعتماد محلی و ایمان دینی، می توانند در غیاب ساختارهای رسمی، نقش مؤثری در امدادرسانی، بازسازی اجتماعی و بازتولید امید ایفا کنند. خانواده محوری عملیاتی، اقتصاد مقاومتی جهادی و تربیت نیروی انسانی تاب آور، سه مؤلفه کلیدی پایداری این مدل هستند که امکان انتقال تجربه آن به سایر مناطق کشور را فراهم می کنند.از منظر سیاست گذاری، نتایج تحقیق بر لزوم حمایت نهادی از شبکه های داوطلب زنانه، تسهیل آموزش های اقتضایی، و ادغام الگوهای دینی در نظام مدیریت بحران ملی تأکید دارد. در سطح نظری، این پژوهش پارادایمی نو را پیشنهاد می دهد که در آن، ایمان به مثابه منبع تولید معنا، خلاقیت به عنوان سازوکار بقا و زن به عنوان عامل پیونددهنده سرمایه اجتماعی عمل می کند. سرانجام، مدل مدیریت جهادی زنان رفسنجان اثبات می کند که تاب آوری واقعی نه محصول منابع بیرونی، بلکه حاصل هم افزایی معنویت، عقلانیت و کنش جمعی در بستر فرهنگ بومی است؛ الگویی که می تواند مبنای بازاندیشی در مدیریت بحران های آینده ایران قرار گیرد. تقدیر و تشکر: این مقاله برگرفته از طرح پژوهشی «الگوی مدیریت جهادی زنان مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی» است که با حمایت مالی و علمی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع) انجام شده است. نویسندگان از پشتیبانی پژوهشکده و همکاری صمیمانه بانوان جهادگر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان در اجرای این پژوهش قدردانی می کنند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافع مالی یا سازمانی در انجام، نگارش و انتشار این پژوهش وجود ندارد و تمامی مراحل تحقیق به طورمستقل و براساس اصول اخلاق پژوهش انجام شده است.
۹۳۶.

تنوّع روابط دین، سنّت و مدرنیته؛ بستر تحول ذهنیت ها و عینیت ها در سبک زندگی جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مصرف فرهنگی چشم اندازهای جوانان الگوی تفریحات جوانان سبک پوشش جوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
زمینه و هدف: سبک زندگی در دوران معاصر، تحولات گسترده ای را در ابعاد ذهنی و عینی  تجربه نموده که بازتابی از برهمکنش سه نیروی سنت، دین و مدرنیته  است. ابعاد نظری این پدیده حول شش مفهوم بنیادینِ مصرف، لذت، معنا، نمادها، منزلت و تمایز سامان یافته اند و مؤلفّه های پوشش و آرایش، گذران اوقات فراغت، مصرف فرهنگی و چشم اندازها از مهم ترین ابعاد آن هستند. هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی تجارب زیسته جوانان و شناسایی عوامل و فرایندهایی است که به شکل گیری و تنوع سبک های زندگی آنان در این بستر منجر می شود.   روش و داده ها : پژوهش، کیفی و با روش نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین و با مشارکت 22 نفر از جوانان 18 تا 35 ساله ساکن مشهد انجام گرفته است و داده ها با روش نمونه گیری هدفمند و با تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شدند.   یافته ها: حاصل واکاوی داده ها، 740 مفهوم، 157 مقوله فرعی و 42 مقوله بوده است که در شرایط زمینه ای پدیدارهایی مانند «هنجارهای فرهنگی و خرده فرهنگی»، «مردسالاری»، «تنش های فردی-اجتماعی»، «شبکه های اجتماعی» و «ساختارها و الزامات اقتصادی-فرهنگی»؛ در شرایط علّی، «نارضایتی های اجتماعی»، «تغییر ذائقه فرهنگی» و اندیشه های فراگیر جهانی» و در شرایط مداخله گر، «چهره های مشهور ملی-جهانی»، «سرمایه های اقتصادی-انسانی»، «شرایط عرضه و تقاضا در بازار مصرف» و «جهانی شدن» به سبک زندگی جهت داده اند. پیامد این شرایط به «درهم تنیدگی سبک های متنوع زندگی»، «مدگرایی و محوریت یافتن استایل»، «مصرف انبوه داده ها در شبکه های اجتماعی» و «تقلیدگریزی شدید» ختم شده و راهبردهایی مانند «فردگرایی»، «رویکرد تلفیقی در ابعاد گوناگون سبک زندگی» و «وابستگی به دنیای مجازی» را برانگیخته اند.   بحث و نتیجه گیری: سبک زندگی، محصول کشاکشِ پیچیده انتخاب های فردی و اجبارهای اجتماعی است که مدرنیسم، سنت های کهن و دین آنها را در بستری به گستره زمان و مکان، شکل داده و متحول نموده است. این پدیده اگرچه دارای کلیت یکپارچه ای است اما مهم ترین ابعاد آن (مانند پوشش، تفریحات، مصرف فرهنگی و چشم اندازها)، هر یک در شرایط زمینه ای، علّی و مداخله گر متفاوتی ریشه دارند، به وسیله راهبردهای متفاوتی ادامه می یابند و به پیامدهای متفاوتی نیز ختم می شوند.   پیام اصلی: سنت، دین و مدرنیته اضلاع مثلثی هستند که سبک زندگی جوانان را دستخوش تحول نموده است. به عبارت دیگر، سبک زندگی جوان امروز ایرانی، در کشاکشی تنگاتنگ میان هنجارهای سنتی-دینی و دستاوردهای مدرنیته قرار دارد و امواج سهمگین جهانی شدن و فضای مجازی، کنش ها و نگرش ها را در جریانی سیّال به پیش می راند.
۹۳۷.

مسائل اجتماعی زنان، زمینه ها و استراتژی های مواجه با آن: تحلیل روایت زنان شهر سنندج

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: استیصال زنان کرد خشونت نمادین غیاب سیاست زندگی فرهنگ مردسالارانه کدگذاری جنسیتی فضا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۵
هدف: پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد برساخت گرایی اجتماعی و با اتخاذ نگاه امیک، در پی فهم زیست جهان زنان و واکاوی چگونگی برساخته شدن مسائل آنان به مثابه مسئله اجتماعی از منظر خود زنان است. اگرچه شاخص های عینی نابرابری جنسیتی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، وضعیت زنان را در جامعه ایران و به ویژه در بستر مورد مطالعه، آسیب زا نشان می دهد، اما از منظر برساخت گرایانه، صرف وجود شرایط عینی برای تبدیل یک وضعیت به مسئله اجتماعی کفایت نمی کند. آنچه وضعیت را به مسئله اجتماعی بدل می سازد، درک، تفسیر و معنابخشی کنشگران اجتماعی به آن شرایط و احساس ضرورت برای تغییر آن است. بر این اساس، مسئله محوری پژوهش حاضر آن است که زنان شهر سنندج وضعیت های زیست شده خود را چگونه تعبیر می کنند، چه زمینه ها و منابعی را در پیدایش زیست جهان آمیخته با درد و رنج دخیل می دانند و برای مواجهه با این وضعیت ها چه راهبردهایی را اتخاذ می کنند. این پژوهش می کوشد نشان دهد که آیا تجربه های رنج آور زنان از سطح مسائل شخصی فراتر رفته و به آگاهی و کنش جمعی برای طرح آن ها به عنوان مسئله اجتماعی منجر شده است یا خیر. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی است و در چارچوب روش تحلیل روایت انجام شده است. تحلیل روایت این امکان را فراهم می آورد تا تجربه های زیسته و معانی برساخته شده توسط زنان، در متن اجتماعی و فرهنگی خاص خود بازخوانی و تفسیر شود. میدان پژوهش، شهر سنندج و مشارکت کنندگان شامل ۳۰ زن در بازه سنی ۲۳ تا ۵۷ سال با وضعیت های متنوع اجتماعی، اقتصادی، تحصیلی و تأهلی بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انجام شد تا سبک های مختلف زندگی و موقعیت های متفاوت زنان در داده ها بازتاب یابد. معیار تعیین حجم نمونه، اشباع نظری بود؛ به گونه ای که پس از انجام ۳۰ مصاحبه، داده جدیدی به مفاهیم و مقوله ها افزوده نشد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساخت یافته بود و مدت هر مصاحبه بین ۶۰ تا ۹۰ دقیقه متغیر بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل تماتیک استفاده شد. طی فرایند تحلیل، مفاهیم اولیه استخراج و در قالب تم های فرعی و اصلی سامان دهی شدند. اعتبار داده ها از طریق بازخوانی مکرر مصاحبه ها، مقایسه مستمر مفاهیم و توجه به تنوع روایت ها تضمین شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که زیست جهان زنان مشارکت کننده عمیقاً با تجربه های درد، رنج، محدودیت و احساس نادیده گرفته شدن آمیخته است. در سطح نخست، زنان مجموعه ای از وضعیت ها را به عنوان مسائل زیست شده خود روایت کردند که در قالب هفت تم اصلی قابل دسته بندی است: کلیشه های جنسیتی، کدگذاری جنسیتی فضا، ابژه سازی و کالایی شدن بدن زنانه، تحقیر، خشونت نمادین، انکار هویت فردی و عدم تصدیق نهادی. از منظر مشارکت کنندگان، کلیشه های جنسیتی با برچسب هایی چون «جنس ضعیف»، «ناقص العقل» و «نیازمند مراقبت»، زنان را در موقعیت فرودست تثبیت می کند و زمینه ساز محدودیت های گسترده در زندگی روزمره آنان می شود. کدگذاری جنسیتی فضا، به ویژه در عرصه های عمومی و کاری، احساس ناامنی، محدودیت مکانی و زمانی و کنترل مداوم بدن و رفتار زنان را به همراه داشته است. یافته ها همچنین نشان می دهد که بدن زنانه در ادراک بسیاری از زنان، به ابژه ای جنسی و کالایی تقلیل یافته و ارزش گذاری اجتماعی زنان بیش از هر چیز بر مبنای جذابیت جسمانی تعریف می شود. تجربه های مکرر تحقیر، جدی گرفته نشدن و نادیده انگاشتن نقش زنان در تصمیم گیری های خانوادگی و اجتماعی، احساس فرودستی و بی قدرتی را در آنان تقویت کرده است. خشونت نمادین، از طریق عرف های فرهنگی، باورهای زن ستیز و قوانین نابرابر، به گونه ای عمل می کند که نابرابری ها طبیعی، مشروع و بدیهی جلوه داده می شوند. انکار هویت فردی زنان نیز از طریق گره خوردن هویت آنان با نقش های همسری و مادری و تعلیق علایق و خواست های شخصی بروز می یابد. در نهایت، عدم تصدیق نهادی در قالب تبعیض ساختاری، ناامنی شغلی، بیکاری و فقدان حمایت های قانونی، زنان را با احساس طرد و بی آیندگی مواجه ساخته است. در سطح دوم، زنان منابع و زمینه های شکل گیری این زیست جهان دردآور را در چهار مقوله اصلی شناسایی کردند: جامعه پذیری جنسیتی، متشکل نبودن زنان و باقی ماندن آنان در سطح یک رده اجتماعی، طرد نهادی و فرهنگ مردسالارانه. جامعه پذیری جنسیتی از طریق نهادینه سازی ترس، درماندگی آموخته شده و خودپنداره منفی، کنشگری زنان را تضعیف کرده است. نبود تشکل یافتگی و فقدان هویت جمعی، مانع تبدیل تجربه های فردی رنج به مطالبه اجتماعی شده است. در سطح سوم، راهبردهای مواجهه زنان با وضعیت های دردآور ناهمگون و متأثر از سن، جایگاه اجتماعی و سرمایه های فرهنگی آنان بود. زنان جوان تر و دارای جایگاه اجتماعی بالاتر بیشتر بر عاملیت
۹۳۸.

تعارض هویت حرفه ای و جنسیتی؛ مقایسه ای میان دختران شاغل و تحصیل کرده ۲۵تا۳۵ساله تهرانی و استانبولی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: آشفتگی هویتی زنان مجرد هویت جنسیتی هویت حرفه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۷
مقاله حاضر[1] جدال نقش سنتی زنانه در مواجهه با نقش های حرفه ای و شغلی جامعه مدرن در میان دختران ساکن در تهران و استانبول و چگونگی تاثیرات هویتی این فرآیند را در ترجیحات و انتخاب های زنان این دو جامعه که از نقاط مشترک تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی و دینی برخوردارند، بررسی کرده است. پرسش آغازین این بود که دختران ایرانی و استانبولی شاغل و تحصیل کرده هویت خود را چگونه تعریف می کنند؟ چهارچوب نظری این تحقیق برگرفته از آرای ریچاردجنکینز و آنتونی گیدنز و نظریه نمایشی گافمن است. این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع با روش ترکیبی انجام شد، در بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساخت یافته با نمونه های مورد نظر شامل دختران شاغل و تحصیل کرده در رده سنی 25 تا 35سال در دو شهر تهران واستانبول انجام شد. سپس با استفاده از مفاهیم استخراج شده در بخش کیفی، پرسشنامه ای با 63سوال تنظیم، توزیع و داده ها گردآوری شد. با توجه به یافته های بخش کیفی و کمی این پژوهش دختران استانبولی و تهرانی تحصیل کرده بالاتر از 35سال در عرصه عمل میان زندگی خصوصی و زندگی عمومی شکافی از تنش و تناقض می بینند، چرا که کسب و حفظ استقلال، هدف بسیار مهمی در کنش های اجتماعی آنان در داخل و خارج از خانه است، اما بیشتر آنان نتوانسته اند بین هویت حرفه ای و هویت جنسیتی خود یکی را برگزینند، بلکه به رغم تضادهای موجود بین این دو هویت، آنان در تلاشند هر دو را در زندگی خود به طور همزمان به دست آورند. [1] . مقاله حاضر برگرفته از پایان نامه با همین عنوان برای رشته جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی گرمسار است.
۹۳۹.

زمینه های تغییر در بازنمایی جنسیت از فرهنگ تا سیاست: تحلیل محتوای فیلم سینمایی باربی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل محتوا سینما فیلم سینمایی بازتولید باربی بازنمایی جنسیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۹
زمینه و هدف: سینما نقش مهمی در فرهنگ سازی، سرگرمی و تفکر دارد و می تواند مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را در خود و جامعه مخاطب بازتاب دهد و همچنین به بازتولید ارزش های فرهنگ جامعه کمک نماید. این پژوهش سعی دارد زمینه های تغییر در بازنمایی مفاهیم جنسیتی در فیلم باربی را مورد مطالعه قرار دهد. روش و داده ها: این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی، پیام های فرهنگی فیلم سینمایی «باربی» را به عنوان یکی از پرفروش ترین فیلم های سال 2023 مورد مطالعه قرارداده است. به منظور گردآوری اطلاعات، فیلم سینمایی چندین بار به صورت فردی و گروهی مشاهده شد و پس از پیاده سازی دیالوگ و روابط به تصویرکشیده شده در فیلم، دسته بندی و استخراج یافته ها انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که فیلم از طریق تقابل مفهوم قدرت با موضوعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، به ویژه بحران مردانگی و نمادهایی مانند اسب قهوه ای به عنوان نمادی از قدرت مردانه، پیام های مهمی را ارائه می دهد. همچنین فیلم از عناصر بصری و مفهومی برای برجسته کردن ایده باربی به عنوان نمادی ماندگار استفاده کرده و پیوستگی آن با ایجاد نظم نوین جهانی و احیای بازاریابی را نیز به تصویر می کشد. بحث و نتیجه گیری: تحلیل محتوای فیلم نشان داد که این اثر در ابعاد مختلف از جمله سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، هویتی، اجتماعی و ایدئولوژیک پیام های قابل توجهی را در خود جای داده است. باتوجه به اینکه گاهی سینما تغییرات اجتماعی را پیش بینی می کند و گاهی تغییرات اجتماعی درسینما بازگویی می شود، پیام های نهفته درسینما حاوی رویکردهای جدیدی است و ظرفیت های متفاوتی در بازنمایی کلیشه های جنسیتی و نگاه خیره مردانه ایجاد کرده و به احیای فرهنگ و سنت های آمریکایی با تأکید بر مؤلفه جذابیت کمک می کنند. این فیلم برخی تغییرات اجتماعی را بازنمایی می کند وگاها هدفمند آینده اجتماعی و سیاسی را از منظر روابط قدرت و جنسیت تفهیم می نماید. پیام اصلی: نتایج پژوهش نشان داد که سازندگان باربی علاوه بر این که از ظرفیت باربی برای انتشار مفاهیم فرهنگی آمریکایی بهره برده اند، اما با در نظرگیری اقتضائات و تحولات فکری دنیای جدید، سعی دارند بازنمایی مفهومی باربی به گونه ای باشد که با نگرش های دنیای جدید سازگار باشد.
۹۴۰.

جایگاه اقتصاد در گفتمان های پیشاسرمایه داری با تأکید بر دیدگاه های فخر رازی و محمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اقتصاد حکمت عملی سیاست فخر رازی غزالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۷
هدف: با این که تا عصر پیدایش سرمایه داری، دانشی مستقل با عنوان علم اقتصاد وجود نداشت، اما پدیده های مربوط به این عرصه تحت عنوان معیشت و کسب و کار، از جمله مسائل مهم و قابل توجه در دانش اجتماعی پیشامدرن بوده است. تجربیات تاریخی تفکر و اندیشه اجتماعی در جهان اسلام نشان می دهد، دو قشر موسوم به فلاسفه و فقها، نقشی پیشرو و مهم در توجه به مسائل اجتماعی و طرح بحث و نظر در این عرصه داشته اند و دو گفتمان متفاوت و البته تا حدودی مرتبط با هم در این زمینه شکل داده بودند. در پژوهش حاضر، جهت فهم جایگاه اقتصاد و مسائل و موضوعات مربوط به آن در نگاه اندیشمندان مسلمان، دیدگاه های ابوعبدالله محمد فخر رازی (544-606ق.) به عنوان نماینده قشر فلاسفه و نظرات ابوحامد محمد غزالی (450-505ق.) به عنوان نماینده قشر فقها و اهل شریعت، انتخاب و بررسی شده است. روش پژوهش: تحلیل محتوای کیفی، طبق آثار تألیفی هریک از متفکران انتخاب شده برای بررسی در این پژوهش می باشد. پژوهش در صدد پاسخ دادن به این مسأله است که دیدگاه های فخر رازی و محمد غزالی در خصوص مسائل و موضوعات اقتصادی مبتنی بر چه مبانی فکری و معرفتی بوده و اقتصاد چه شأن و منزلتی در نظام اندیشه ای آنها دارد؟ یافته ها: نتایج تحقیق در دو سطح کلی و جزئی قابل توجه است. در گفتمان های پیشاسرمایه داری، مسائل و موضوعات مربوط به اقتصاد و معیشت در چارچوب دو گفتمان اخلاقی و عقل گرای متعلق به فلاسفه و گفتمان شریعت گرا و فقهی متعلق به فقها مورد توجه قرار گرفته است. بر خلاف گفتمان های مطرح در عصر سرمایه داری که بر استقلال و اصالت امر اقتصاد تأکید دارند، در نظام های معرفتی پیشاسرمایه داری، اقتصاد و کسب و معاش به لحاظ وجودی تابع عرصه های غیراقتصادی چون اخلاق، سیاست و شریعت بوده است. نتایج جزئی نشان می دهد که فخر رازی در کتاب جامع العلوم به عنوان نماینده سنت های فلسفی رایج در نزد فلاسفه یونانی و حکمای متقدم مسلمان چون فارابی و ابن سینا، مسائل و موضوعات مربوط به اقتصاد را تابع اصول دنیوی تدبیر منزل و تدبیر مُلک و سیاست دانسته و آن را در ذیل مجموعه علوم حکمت عملی مورد بحث قرار داده است. در حالی که غزالی در کتاب احیاء علوم الدین، به نمایندگی قشر فقها و اهل شریعت، فقه را جایگزین حکمت عملی کرده و موضوعات مربوط به اقتصاد و کسب و کار را در ذیل علم فقه و شریعت و آموزه های دینی آخرت گرا مورد بحث قرار داده است. نتیجه گیری: در هر دو رویکرد گفتمانی، اقتصاد به لحاظ وجودی و معرفتی دارای جایگاه مستقل نیست و موجودیت آن تابع پدیده های غیر اقتصادی چون خانواده، شریعت و دولت است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان