علوم اجتماعی (دانشگاه فردوسی مشهد)

علوم اجتماعی (دانشگاه فردوسی مشهد)

علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال 22 تابستان 1404 شماره 2 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی جامعه شناختی برخی پیامدهای کرونا برای خانواده ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۴
ویروس کرونا معضلی بود که خارج از کنش و واکنش های انسانی در جوامع رخ داد، اما توانست تمام کنش های انسانی را تحت تأثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف بررسی جامعه شناختی پیامدهای کرونا برای خانواده ها انجام گرفت. این پژوهش از نظر روش شناسی، تلفیقی (کمی-کیفی)، از نظر روش پژوهش، روش شناسی کیو و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای است که در فضای گفتمان تدوین گردیده است. برای برآورد پایایی ابزار از آلفای کرونباخ استفاده گردید. جامعه آماری برای تدوین پرسشنامه و فضای گفتمانی، چهار گروه نخبگان سلامت و خانواده، رؤسای بیمارستان ها و درمانگاه ها، مدیران منتخب و کارشناسان خبره وزارت بهداشت و سلامت؛ متخصصان و اساتید دانشگاه به تعداد 16 نفر و در بعد کمی با استفاده از نرم افزار SPSS Sample Power تعداد 400 نفر مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج حاصل نشان می دهد که نه عامل به عنوان پیامدهای اصلی کرونا تغییرات سبک زندگی، رفتارهای جمعی نمایشی، میزان مراودات اجتماعی، میزان تاب آوری اجتماعی، میزان سواد رسانه ای مردم، سلامت روانی و جسمانی خانواده ها، خلاقیت های فردی، توجه به معنویات، امنیت/احساس امنیت به شمار می آیند. می توان استنباط کرد که برای مدیریت صحیح در خانواده ها، ضمن آگاهی بخشی در سطح جامعه و برای اقشار متعدد، لازم است با برنامه ریزی دقیق در راستای تغییر نگرش ها نسبت به وضعیت موجود خانواده ها به خصوص از طریق رسانه های جمعی، زمینه ایجاد رفتارهای صحیح و کنار آمدن عقلانی با اپیدمی ها را در جامعه نهادینه کرد. تغییر در سبک زندگی می تواند حیات اجتماعی را وارد فرایند حرکت و پیشرفت نماید، اما تغییرات باید در راستای هنجارهای تعریف شده نظام اجتماعی باشد. در این راستا احیا و تقویت برخی مؤلفه های سبک زندگی ضرورت دارد، ضمن اینکه تلاش گردد متناسب با تغییرات اجتماعی، سبک زندگی با کیفیت و در راستای تغییرات مثبت مدیریت و برنامه ریزی شود. 
۲.

واکاوی نقش اخلاق کاری اسلامی بر قصد کارآفرینی اجتماعی به لحاظ نقش میانجی مثبت اندیشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۴
کارآفرینی اجتماعی یک موضوع تحقیقاتی در حال رشد است که اخیراً موردتوجه بسیاری قرارگرفته است. تفکر مثبت، کارآفرینان اجتماعی را قادر می سازد تا تمرکز بلندمدت و هدف محور خود را در پرداختن به مسائل اجتماعی حفظ کنند؛ امری که بایستی توأم با رعایت مسیر اخلاقی باشد تا به توسعه جوامع منجر شود. این مطالعه به بررسی تأثیر اخلاق کاری اسلامی و مثبت اندیشی بر قصد کارآفرینی اجتماعی افراد می پردازد. در این پژوهش که به عنوان پژوهش کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی طبقه بندی شده است از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. جمع آوری داده ها به شکل میدانی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را مدیران و کارشناسان حوزه کارآفرینی اجتماعی از ده منطقه شهرداری شهر تبریز در سال 1403-1402 تشکیل داده اند. در این پژوهش از چارچوب کلی سؤالات پرسش نامه اخلاق کاری اسلامی علی و الکاظمی، پرسشنامه کارآفرینی اجتماعی دهقانی و همکاران و پرسشنامه مثبت اندیشی اینگرام و وینسکی استفاده شده است. روایی صوری پرسشنامه توسط پنج تن از متخصصان حوزه کارآفرینی اجتماعی مورد ارزیابی قرار گرفته است. پرسشنامه ها به صورت الکترونیکی توزیع شد و از تعداد 120 پرسشنامه ارسال شده در نهایت تعداد 100 مورد به صورت کامل بررسی شد و مورد تحلیل قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزارSPSS23  و شیوه مدل سازی معادلات ساختاری (نرم افزارPLS SMART) انجام شد و نتایج برای آزمون مدل و بررسی فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد ارتباط مستقیم و معناداری بین مؤلفه های اخلاق کاری اسلامی با قصد کارآفرینی اجتماعی در ابعاد در سطح معناداری 001/0 وجود دارد (402/0=B). همچنین تأثیر مثبت متغیر میانجی مثبت اندیشی بر قصد کارآفرینی اجتماعی (527/0=B) قابل توجه و اثر قوی تری داشته است. اخلاق کاری اسلامی نشان می دهد که ابزار قوی برای تقویت مثبت اندیشی است (781/0=B). این مطالعه بر اهمیت پیاده سازی اخلاق کاری اسلامی و رویکرد مثبت اندیشی برای تضمین نوآوری، تعامل اجرایی، پایداری، مدیریت ریسک و همچنین اقدام پیشگیرانه تأکید دارد.  
۳.

مطالعه نقش سیاست های حمایتی دولت های نهم تا دوازدهم بر وضعیت شاخص فلاکت اقتصادی (مورد مطالعه: استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۵
فقر و فلاکت اقتصادی از معضلات مهم کشورهای درحال توسعه به شمار می روند. این در حالی است که سیاست های دولت های مختلف در رفع این معضل می تواند نقش بسزایی داشته باشد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، سیاست های مربوط به بخش های سلامت، آموزش، مسکن، رفاه و تأمین اجتماعی به عنوان ابعاد مهم و تأثیرگذار سیاست های حمایتی متأثر از جهت گیری ها، رویکردها، ایدئولوژی و جریان فکری حاکم بر سیاست های دولت ها بوده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، مطالعه نقش سیاست های حمایتی دولت های نهم و دهم (محمود احمدی نژاد) و یازدهم و دوازدهم (حسن روحانی) در بخش های مسکن، سلامت، آموزش، رفاه و تأمین اجتماعی در فقر و فلاکت اقتصادی شهروندان است. روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش، کیفی بوده و از رهیافت پدیدارشناسی به عنوان روش عملیاتی پژوهش استفاده شده است. برای گردآوری داده های پژوهش از مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، متخصصان و مطلعان کلیدی در بخش های مسکن، آموزش، سلامت، رفاه و تأمین اجتماعی استان گیلان است. روش نمونه گیری، هدف مند و نظری است و پس از به اشباع رسیدن مصاحبه ها، حجم نمونه 24 نفر شده است. پس از اتمام مصاحبه ها، داده های گردآوری شده با بهره گیری از روش موستاکاس مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که از نظر مشارکت کنندگان، سیاست های اجتماعی- حمایتی دولت های احمدی نژاد و روحانی در بخش های آموزش، مسکن، سلامت، رفاه و تأمین اجتماعی توفیق چندانی نداشته اند و این سیاست ها باعث افزایش فقر و فلاکت اقتصادی شهروندان شده اند. در واقع، سیاست های اجتماعی- حمایتی دولت های احمدی نژاد و روحانی علی رغم تأثیرپذیری از دو جریان سیاسی متفاوت، درگیر تضاد، سردرگمی و آشفتگی بوده و عملاً سیاست های حمایتی در حوزه های آموزش، مسکن، سلامت، رفاه و تأمین اجتماعی مورد غفلت واقع شده است.  
۴.

پژوهشی تطبیقی از ارتباط تنظیم حکومتی دین و دینداری در جوامع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۶
تنظیم حکومتی دین را می توان به آن بخش از قوانین، مقررات، سیاست ها و اقدامات اداری-اجرایی حکومت ها اطلاق نمود که فعالیت های افراد،گروه ها و سازمان های مذهبی را محدود، هدایت، اداره و کنترل می نماید. این نوع تنظیم مربوط به سیاست ها یا اقدامات کارگزاران حکومتی در مدیریت و اداره زندگی مذهبی شهروندان به عنوان بخشی از خدمات ارائه شده در جهت حکمرانی خوب و تضمین پیروی از قوانین و مقرراتی است که به منظور دستیابی به فعالیت های مطلوب در یک جامعه براساس ارزش های مورد قبول حکومت انجام می شوند. چگونگی ارتباط بین تنظیم حکومتی دین با دینداری یکی از محورهای مهم منازعه میان دو پارادایم حاکم بر جامعه شناسی دین یعنی سکولاریزاسیون و اقتصاد/بازار دین در چند دهه اخیر بوده است. استدلال های جامعه شناسان ذیل پارادایم سکولاریزاسیون منجر به استنتاج این فرضیه شد که تنظیم حکومتی دین همبستگی مثبت با دینداری دارد. در مقابل، پارادایم جدید اقتصاد/بازار دین استدلال هایی برای اثبات این فرضیه اقامه کرد که تنظیم حکومتی دین همبستگی منفی با دینداری دارد. در مقاله پژوهشی حاضر، مکانیسم های ارتباطی میان دو متغیر تنظیم حکومتی دین و دینداری از دیدگاه دو پارادایم سکولاریزاسیون و اقتصاد/بازار دین تشریح گردید و سپس، فرضیات متعارض آنها با داده های ثانویه مربوط به کشورهای اسلامی از طریق تحلیلِ بین کشوری با واحد تحلیل کشور در یک دوره زمانی 15 ساله مورد وارسی تجربی قرار گرفت. یافته های این تحقیق عمدتاً حکایت از تأیید تجربی فرضیه منبعث از رویکرد نظری سکولاریزاسیون مبنی بر ارتباط مثبت تنظیم حکومتی دین با دینداری مردم داشت؛ ضمن آن که نتوانست حمایت تجربی جدی برای فرضیه رویکرد نظری اقتصاد/بازار دین مبنی بر ارتباط منفی تنظیم حکومتی دین با دینداری مردم به دست آورد. 
۵.

تبیین جامعه شناختی تأثیر رضایت از زندگی بر بی تفاوتی اجتماعی در بین شهروندان شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش حاضر به بررسی تبیین جامعه شناختی تأثیر رضایت از زندگی بر بی تفاوتی اجتماعی در بین شهروندان شهر اهواز می پردازد. رضایت از زندگی سازه ای اجتماعی، متنوع و چندبعدی است که ابعاد گوناگون روانی، اقتصادی و فرهنگی را دربرمی گیرد. پرسش اصلی این تحقیق آن است که رضایت از زندگی چه اثری می تواند بر پدیده بی تفاوتی اجتماعی، که از مهم ترین آسیب ها و پدیده های شیوع یافته در چند دهه گذشته ایران است، داشته باشد؟ این پژوهش به روش کمّی و با استفاده از شیوه پیمایشی و ابزار پرسش نامه انجام شده و جامعه آماری آن را شهروندان بالای ۱۵ سال شهر اهواز تشکیل می دهند که تعداد ۳۸۴ نفر از آنان به عنوان نمونه تحقیق، به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای مورد مطالعه قرار گرفته اند. داده های تحقیق با نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شده اند. یافته های حاصل از تحلیل داده ها نشان داد میانگین رضایت از زندگی در سطح جامعه آماری در حد متوسط است، اما سطح بی تفاوتی اجتماعی بالاتر از میانگین طیف قرار دارد. رضایت از زندگی تأثیر استانداردی برابر با 0.313- دارد و می تواند حدود 9.7 درصد از تغییرات واریانس بی تفاوتی اجتماعی را تبیین کند. متغیر سن اثر مداخله ای بر رابطه رضایت از زندگی و بی تفاوتی اجتماعی دارد، اما شدت این رابطه بر حسب جنسیت افراد تغییر نمی کند. بی تفاوتی اجتماعی، به عنوان پدیده ای که می تواند خود منشأ بسیاری از مسائل و آسیب های اجتماعی باشد، تحت تأثیر سطح رضایت از زندگی قرار دارد. با فراهم سازی شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مناسب برای افزایش سطح رضایت از زندگی، می توان میزان بی تفاوتی اعضای جامعه را به شکل معناداری و تا حدود ۱۰ درصد کاهش داد. 
۶.

تن به مثابه ابزار، واکاوی بسترهای روسپیگری از دیدگاه زنان روسپی در تهران؛ یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۹
روسپیگری پدیده ای است که از دیرباز در جوامع بشری نمود داشته و بیشترین تحقیر و عوارض آن عاید زنان خدمات دهنده جنسی بوده است. این عارضه اجتماعی علی رغم مزایای اقتصادی، پیامدهای مخربی برای جامعه داشته و حرمت انسانی زن و خانواده را در هم می شکند. از این رو هدف این پژوهش واکاوی بسترهای روسپیگری از دیدگاه زنان روسپی در تهران است. در این تحقیق کیفی که با روش تحلیل تماتیک انجام شده است، جامعه مورد مطالعه 10 نفر از زنان درگیر در پدیده روسپیگری در شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. این افراد از لحاظ ویژگی های فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با یکدیگرتفاوت داشتند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده و داده ها با روش تحلیل مضمون تحلیل شده است. حاصل تحلیل داده ها، شش مضمون اصلی (آشفتگی های خانوادگی، ارتباطات نامناسب، آسیب های اجتماعی، مشکلات اقتصادی، موقعیت های آسیب زا و معضلات فرهنگی و سنتی) و 16مضمون فرعی (بی سرپرستی، اعتیاد در خانواده، محرومیت عاطفی-جنسی، ازدواج بحران گریزانه، روابط اجتماعی آسیب زا، فرار از تعهد و مسئولیت، کنش وری هنجارشکنانه جنسی، نگاه جنسی مردان به زنان، ناکامی در منزلت اجتماعی، ناکامی در اشتغال پردرآمد، شکاف و نابرابری جنسیتی در اشتغال، ضعف اقتصادی خانواده، محل کار آلوده به مسائل جنسی، محیط آسیب زا، ضعف سنت ها و سبک زندگی مدرن و ضعف اعتقادات)، است. روسپیگری پدیده ای چند عاملی است که از بطن خانواده های آشفته، محیط های جرم خیز، اجتماع آسیب دیده، فرهنگی مملو از تناقض و فقر سر برآورده است. پیشنهادهای این پژوهش بر تقویت اشتغال، برابری اقتصادی زنان، فرهنگ سازی و ارتقای مشارکت اجتماعی، آموزش پیشگیرانه و آگاهی بخش برای کاهش آسیب روسپیگری متمرکز است.  
۷.

نگرش کارآفرینانه جوانان مناطق کم برخوردار و تبیین عوامل جامعه شناختی مؤثر بر آن (مورد مطالعه: شهر بیرجند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۵۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی مهم ترین عوامل جامعه شناختی مؤثر بر نگرش کارآفرینانه جوانان انجام شده است. این تحقیق کاربردی بوده و به روش پیمایشی صورت گرفته است. جامعه آماری جوانان 18 تا 35 سال در مناطق کم برخوردار شهر بیرجند انتخاب شدند. روش نمونه گیری از نوع طبقه ای بوده است و از 6 منطقه کم برخوردار به صورت تصادفی انتخاب شده اند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 376 نفر به دست آمد. روایی از نوع صوری و تحلیل عاملی تأیید شد. پایایی ابزار با استفاده از آزمون های آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و روایی همگرا سنجیده شد. یافته های جمعیت شناختی نشان داد، 52.7 درصد پاسخگویان مرد و 47.3 درصد زن بودند. در متغیر سطح تحصیلات، 43.4 درصد دارای مدرک دیپلم، 29.3 درصد کارشناسی، 13.3 درصد کاردانی، 4.5 درصد کارشناسی ارشد، 1.9 درصد ابتدایی، 6.6 درصد راهنمایی، و 0.05 درصد بی سواد یا دارای مدرک دکتری بودند. در وضعیت اشتغال، 51 درصد شاغل آزاد، 30.9 درصد بیکار، 13.3 درصد شاغل رسمی و 4.8 درصد شاغل قراردادی بودند. در این مطالعه تأثیر متغیرهای جامعه شناختی (سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، سلامت خانواده، ساختار قدرت خانواده، رسانه ، دینداری، هوش فرهنگی و پایگاه اجتماعی- اقتصادی) بر روی نگرش کارآفرینانه جوانان مناطق کم برخوردار بررسی شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و آزمون رگرسیون انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد؛ تمامی متغیرها به جز متغیر ساختار قدرت خانواده بر نگرش کارآفرینانه جوانان مناطق کم برخوردار دارای رابطه مؤثر و مثبت بوده اند. همچنین، به ترتیب بیشترین تأثیر مربوط به متغیرهای سرمایه اجتماعی، هوش فرهنگی، رسانه، سلامت خانواده و سرمایه فرهنگی بوده است. 
۸.

چرا فقرا گاه رفتارهایی نامعمول دارند؟ تأثیر شناختی کمبود بر تصمیم های اقتصادی فقرا (مرور نظام مند پژوهش های آزمایشگاهی 2012-2024)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۸
با وجود توسعه روزافزون مطالعات شناختی، علوم شناختی در ایران به ویژه میان اقتصاددانان مغفول مانده و عدم آشنایی با طراحی و اجرای آزمایش مانع از ورود آن ها به این عرصه شده است. مروری بر مطالعات آزمایشگاهی در اقتصاد شناختی می تواند راه گشای پژوهشگران باشد. هدف از انجام این مطالعه مروری، بررسی نقش فقر و کمبود بر رفتارهای اقتصادی با تمرکز بر مکانیسم شناختی است. با جستجو در پایگاه های Google Scholar، Science Direct، Scopus و Web of Knowledge و با کلیدواژه هایی از جمله «Scarcity»، «Decision making»، «Economic preferences»، «Cognitive performance»، «poverty»، «Working memory»، «Inhibitory control»، «Executive function»، «Cognitive load» از میان مقالات متعدد و براساس معیارهای ورود و خروج، تعداد 26 مقاله انگلیسی انتخاب و در چند مرحله به طور نظام مند بررسی شدند. گزارش با استفاده از دستورالعمل [1]PRISMA (2020) تهیه شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بیش از 90 درصد مطالعات حاکی از افزایش تنزیل زمانی در اثر کمبود است، اما نتایج بررسی مکانیسم های اثرگذار هم راستا نیست. 60 درصد مطالعات کاهش ریسک پذیری، 20 درصد افزایش آن و 20 درصد عدم ارتباط آن در شرایط کمبود را گزارش کرده اند. اضطراب و استرس در کمبود با کاهش ریسک پذیری همبستگی دارد، اما قضاوت در مورد علیت یا میانجی گری نیازمند بررسی های آماری بیش تری است. نتایج بررسی انتخاب های مصرفی، کاهش سوگیری مالکیت، اثرات زمینه ای و توهم علیت اما افزایش سوگیری کمیابی را نشان می دهد. با توجه به پیچیدگی فقر و تأثیر آن بر تصمیم گیری، اهمیت کنترل عوامل مداخله گر و تفاوت شیوه های ارزیابی متغیرهای شناختی، اظهارنظر دقیق تر در مورد اثر فقر بر تصمیمات اقتصادی و مکانیسم های آن نیازمند پژوهش های نوآورانه بیش تر به ویژه با استفاده از نقشه برداری مغز است.1. Preferred Reporting Items for Systematic reviews and Meta-Analyses (PRISMA)
۹.

رسانه ها و شبکه های اجتماعی ابزاری برای مدیریت هوشمند مصرف برق:ارائه یک مدل مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۰
تغییر رویکرد جهانی به سوی مصرف هوشمندانه موضوعی جدید و جدی است. پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل مفهومی مدیریت هوشمند مصرف برق مبتنی بر رسانه ها و شبکه های اجتماعی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون انجام گرفت. مشارکت کنندگان در این تحقیق شامل 14 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی بودند که با تلفیقی از روشهای نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته بهره گیری شد. براساس یافته های تحقیق، مدل مدیریت هوشمند مصرف برق مبتنی بر رسانه و شبکه های اجتماعی در چهار دسته به شرح ذیل شناسایی گردید: عوامل علّی مؤثر بر دستیابی به انطباق رفتاری گسترده و پایدار در جهت مصرف هوشمند برق از طریق رسانه ها و شبکه های اجتماعی نظیر قابلیت های رسانه ها و شبکه های اجتماعی، عوامل شناختی- فرهنگی، عوامل انگیزشی، توسعه فناوری های هوشمند و غیره؛ مؤلفه های دستیابی به انطباق رفتاری گسترده و پایدار در جهت مصرف هوشمند برق از طریق رسانه ها و شبکه های اجتماعی در چهار بعد رفتاری، رسانه ای و ارتباطی، گستردگی و شمولیت، فناوری و زیرساختی، اجتماعی و فرهنگی؛ راهبردهای مدیریت هوشمند مصرف برق با استفاده از رسانه ها و شبکه های اجتماعی در انواع مختلف اطلاع رسانی و آگاهی بخشی، ترغیب و تغییر رفتار، مشارکت و تعامل، پایش و ارزیابی؛ و در نهایت پیامدهای مدیریت هوشمند مصرف برق با استفاده از رسانه ها و شبکه های اجتماعی اعم از پیامدهای رفتاری و زیست محیطی نظیر افزایش نگرش مسئولانه و پایدار، رفتار مصرفی هوشمند، و غیره. نتایج این پژوهش می تواند به سیاستگذاری های لازم در راستای مدیریت هوشمند مصرف برق با استفاده از رسانه ها و شبکه های اجتماعی کمک مؤثری نماید.  
۱۰.

واکاوی نقش تحریم ها بر سیاست گذاری مبارزه با مواد مخدر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش حاضر باهدف واکاوی نقش تحریم های بین المللی بر سیاست گذاری مبارزه با مواد مخدر در ایران انجام شد. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ نفر از مدیران، سیاست گذاران و کارشناسان ارشد حوزه مبارزه با مواد مخدر، کاهش آسیب و درمان اعتیاد به بررسی عمیق این پدیده پرداخت. تحلیل داده ها منجر به شناسایی پنج مضمون اصلی شد: محدودیت های مالی و تخصیص منابع، چالش های دسترسی به فناوری، دارو و تجهیزات پیشرفته، انزوای بین المللی و مختل شدن همکاری های منطقه ای و بین المللی، تغییرات راهبردی و اولویت بندی های سیاستی و تأثیرات اجتماعی-سلامتی و تشدید آسیب پذیری گروه های در معرض خطر. درنهایت، مضمون مرکزی تحقیق تحت عنوان «تحریم ها به مثابه تهدید وجودی برای گذار از سیاست گذاری فعال به مدیریت انفعالی و بحران محور در مبارزه با مواد مخدر» استخراج شد. یافته ها نشان می دهد که تحریم ها با ایجاد اختلال در تأمین منابع مالی، محدود کردن دسترسی به فناوری های روزآمد و ایجاد انزوای دیپلماتیک، توانایی نظام حکمرانی ایران را برای مدیریت مؤثر و پیشگیرانه پدیده مواد مخدر به شدت تضعیف کرده است. درنتیجه این فشارها، سیستم سیاست گذاری کشور از حالت برنامه ریزی بلندمدت و فعال، به سمت مدیریت واکنشی، کوتاه مدت و بحران محور سوق یافته است. برای خروج از این چرخه معیوب و بازیابی توان راهبردی، پژوهش حاضر «مدل تاب آوری راهبردی» را در سه محور اصلی پیشنهاد می دهد: «تاب آوری داخلی و خوداتکایی هوشمند» از طریق تقویت پایه های تولید داخلی، «دیپلماسی فعال و حکمرانی هوشمند فراملی» برای ایجاد کانال های همکاری معاف از تحریم و «بازطراحی راهبردی و تخصیص منابع مبتنی بر شواهد» جهت تضمین تأمین مالی هوشمند حوزه های کلیدی. این مدل چارچوبی برای تبدیل تهدید به فرصت و تقویت توان مقاومت در برابر فشارهای خارجی ارائه می کند. 

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۵۳