فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
186 - 213
حوزههای تخصصی:
هر قاعدة کلی و جهانشمولی که در رابطه با رشد، شکوفایی، تعالی یا سقوط و انحطاط انسان و جامعه باشد، بیانگر سنتی از سنن الهی و اجتماعی است. شناخت و درک این سنن، عامل مهم و اساسی در جلوگیری از نابودی امتها و عامل پیشرفت و عزت است؛ زیرا سنن الهی همانگونه در جوامع و امتهای حاضر جریان مییابد که در سابق جریان یافته است و آگاهی جامع نسبت به آنچه در جوامع پیشین باعث سقوط آنها شده، میتواند در سایر امتها و جوامع تسری یابد و به دنبال آن از نابودی امت جلوگیری کند. بر این پایه واکاوی مشخصههای سنن الهی و اجتماعی؛ یعنی بررسی عوامل تشکیلدهنده، سازنده و شرایط سنتها و قواعد آنکه از جانب خداوند در زیست انسان از اول خلقت تاکنون دخیل بوده، بسیار مهم و ضروری است، چراکه انسان و اجتماع باید از چرایی اتفاقاتی که بر وی عارض میگردد، علل و عوامل و شرایط آن اطلاع داشته باشد تا بتواند با عملکرد ایجابی یا سلبی نسبت به آن اتفاقات، اقدامی نماید و زندگی دنیوی و اخروی خویش را در رسیدن به سعادت، کمال و قرب الهی با کوتاهترین زمان و درستترین راه طی کند. با این بیان مؤلفههای سنن الهی و اجتماعی در قرآن و تفاسیر، با توجه به بررسیهای کتابخانهای و روش تحلیلی و توصیفی در مواردی ازجمله ابتناء بر اصل علیت، عمومیت و فراگیر بودن، ثبات و تغییرناپذیری، سازگاری با اختیار انسان، هدایتگری و اجتماعی بودن و توالی سنتهای الهی، بیانشده است.
بررسی ابعاد نظری نقش زنان در فعالیتهای اقتصادی با تأکید بر الگوی سوم زن؛ معرفی الگوی «بانوی مجاهد»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه به شیوه نظری و تحلیلی و با مقایسه جنبه های اقتصادی الگوهای اول و دوم زن، به ارائه بنیان های نظری الگوی سوم زن مسلمان پرداخته شده است و با استناد به آیات و روایات، الگوی «بانوی مجاهد» به عنوان نسخه مقابل الگوی اول و دوم زن معرفی شده است. در الگوی «بانوی مجاهد» و مطابق با آموزه های اسلام، زن از لحاظ ارزش های انسانی، از حقوقی یکسان با مرد برخوردار است. او به عنوان یک مجاهد از یک طرف، در خانه و خانواده نقش های غیرمستقیم و در عین حال کلیدی در اقتصاد ایفاء می نماید؛ جمعیت آفرینی، پس انداز و سرمایه گذاری در عین انفاق و ایثار مالی، و نیز، اصلاح الگوی مصرف از طریق قناعت، پرهیز از تجمل گرایی، اسراف، تبذیر و اتراف. از طرف دیگر، در صورتی که مشارکت اجتماعی و اقتصادی او با شخصیت و سرشت وجودی اش و نیز، کارکردهای اصلی وی در خانواده در تزاحم نباشد، کاملاً مختار است در فعالیتهای اقتصادی و اشتغال نیز مشارکت مستقیم داشته باشد و در تولید درآمد و ثروت برای رفع نیازهای معیشتی خود، خانواده و ثمربخشی اجتماعی نقش آفرینی نماید. در این الگو، به طور ضمنی مشارکت غیرمستقیم زن در فعالیتهای اقتصادی بر مشارکت مستقیم وی تقدم دارد اما بانوی مجاهد می تواند با توجه به ملاحظاتی هر دو نقش را به طور همزمان ایفا نماید.
تحلیل بولی از پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۴
7 - 58
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: اهمیت موضوع دین برای جامعه شناسان نه فی نفسه، بلکه به تبع تأثیراتی است که بر حیات اجتماعی گذاشته یا از آن می پذیرد. از منظر جامعه شناسی، «کنش دینی» یا «دین داری» همچون سایر کنش های انسانی از محیط پیرامونی و شرایط اجتماعی تأثیر می پذیرد. ادیان و مذاهب افزون بر وجوه اعتقادی و ایمانی از مجموعه ای از آیین ها و مناسک عبادی نیز برخوردارند که دین داران را به انجام آن فراخوانده و پایبندی به آنها را از نشانه های مؤمنان می دانند. «مناسک دینی» به مثابه پدیده اجتماعی از موضوعات محوری و مهم در مطالعات جامعه شناختی دین قلمداد شده و نظریه های متعددی پیرامون آن مطرح شده است. نظریه محرومیت نسبی از جمله نظریه های مطرح در جامعه شناسی دین به شمار می رود. این نظریه بر این باور است که دین جبران محرومیت هایی است که افراد از آن برخوردارند و برای تسلّی خود و جبران این کاستی ها بدان روی می آورند. بنابراین، افرادی که انواع محرومیت های اقتصادی، روانی، اجتماعی، ارگانیستی و اخلاقی دارند، دین دارترند و در مقابل، افرادی که فارغ از محرومیت اند، دین دار نبوده و یا تمایل کمتری به دین داری از خود نشان می دهند. برحسب این مدعا، در این پژوهش بر آن هستیم این نظریه را در جامعه ایرانی بیازماییم. از میان انواع محرومیت ها، محرومیت اقتصادی و روانی را برگزیده و معرّف های رفاه اقتصادی، نابرابرای اقتصادی، تحصیلات، شهرنشینی را انتخاب نموده ایم. براساس این، مسئله اصلی این پژوهش بدین شرح می باشد:چه ترکیبی از معرّف های «تحصیلات»، «برابری اقتصادی»، «رفاه اقتصادی»، «شهرنشینی» می توانند بر میزان پایبندی به مناسک واجب/ مستحبی در سطح بالا / سطح پایین تأثیر علّی داشته باشند؟ روش تحقیق: در انجام این پژوهش از تکنیک «تحلیل کیفی تطبیقی» بهره خواهیم جست. دلیل این انتخاب، ظرفیت ها و توانمندی های این روش و تناسبی است که با اهداف این پژوهش دارد. روش «تحلیل کیفی تطبیقی» مبتنی بر جبر بولی توسط رگین (1987) ارائه شده است. هدف این تکنیک، کاستن از مشکلات استنباط علّی با N کوچک بود از طریق به کارگیری حداکثر منطقاً ممکن مقایسه هایی که برحسب حضور یا غیاب متغیرها در میان موردهای تحت تحلیل می توان کرد. به کارگیری تکنیک جبر بولی در تحلیل تطبیقی، ابزاری سودمند برای تحلیل مجموعه داده هایی با N متوسط (10-50 مورد) می باشد.این روش مبتنی بر شرط لازم و شرط کافی بوده و از رویکردی کل گرایانه و منطقِ ترکیبی برخوردار است. ویژگی کل گرایانه رویکرد بولی با جهت گیری محققان کیفی در مطالعات تطبیقی سازگاری دارد که به دنبال بررسی علل مختلف در بافت و زمینه موردها هستند. بنابراین، در مقایسه کیفی بولی، هر علتی جدا از علل دیگر در نظر گرفته نمی شود؛ بلکه همیشه در درون بافتی از حضور و غیاب سایر شروط علّی مرتبط مشاهده می شود. برخلاف تحلیل های رگرسیونی، تحلیل بولی تصریح دارد که یک ارزش معین در یک متغیر خاص می تواند در ترکیب با ارزش های متغیری دیگر، اثرات مخالفی را نشان دهد. در این پژوهش سطح تحلیل «کشور» و واحد تحلیل «استان» می باشد. جمیعت این مطالعه نیز «31 استان» کشور ایران می باشد (N=31). نتایج: معادلات بولی به دست آمده درباره علل پایبندی به مناسکِ واجب و مستحب در سطح بالا و پایین در جامعه ایرانی بدین شرح می باشند.معادله نهایی پایبندی به مناسک واجب در سطح بالا:R= abCD + Bcd + ABc + AcDتحصیلات پایین به همراه نابرابری پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛نابرابری بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین؛تحصیلات بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی بالا؛معادله نهایی پایبندی به مناسک واجب در سطح پایینr= AbCD + abc + acD + bcd + abd + aBDتحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین؛تحصیلات پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی بالا؛نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛معادله نهایی پایبندی به مناسک مستحبی در سطح بالاR= Acd + Abc + Bcd + abCdتحصیلات بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین؛نابرابری اقتصادی بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی پایین؛معادله نهایی پایبندی به مناسک مستحبی در سطح پایینr= bCD + aDنابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛تحصیلات پایین به همراه شهرنشینی بالا. بحث و نتیجه گیری: مطابق با فرضیه تحقیق برای تبیین پایبندی به مناسک در سطح بالا باید ترکیب علّی aBcd (تحصیلات پایین، نابرابری اقتصادی بالا، رفاه اقتصادی پایین، شهرنشینی پایین) و برای تبیین پایبندی به مناسک در سطح پایین، ترکیب علّی AbCD (تحصیلات بالا، نابرابری اقتصادی پایین، رفاه اقتصادی بالا، شهرنشینی بالا) به دست آید. نظریه محرومیت نسبی تنها در صورتی می تواند بر جامعه ایرانی قابل تطبیق باشد که ترکیب های علّی یادشده به عنوان شرط کافی محقق شوند و یا لااقل برخی از متغیرهای مستقل به عنوان شرط لازم شناخته شوند. حال آنکه ترکیب های علّی به دست آمده به عنوان نتایج این پژوهش، بر رد فرضیه پژوهش و مدعای نظریه محرومیت نسبی دلالت دارند؛ زیرا ترکیب علّی (aBcd) برای پایبندی به مناسک در سطح بالا و ترکیب (AbCD) برای پایبندی به مناسک در سطح پایین به عنوان شرط کافی برای پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی در میان نتایج حاصله یافت نشدند. همچنین، هیچ یک از متغیرهای مستقل (رفاه اقتصادی، نابرابری اقتصادی، تحصیلات، شهرنشینی) در سطح بالا و در سطح پایین، شرط لازم برای پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی شناخته نشدند. ازاین رو، نتایج تحقیق حکم به رد فرضیه پژوهش و مدعای نظریه محرومیت نسبی می نمایند.تنها موردی که موافق با فرضیه تحقیق می باشد، متغیر (شهرنشینی در سطح بالا) می باشد که شرط لازم برای پایبندی به مناسک مستحبی در سطح پایین می باشد.
تعاملات بین المللی علم و فناوری: مسیرهایی برای نقشه جامع علمی کشور در افق 1414(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
105 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی آینده نگر برای تدوین مسیرهای بالقوه تعاملات بین المللی علم و فناوری در نقشه جامع علمی ایران در افق 1414 انجام شد. این پژوهش با روش ترکیبی مولتی پول و مشارکت ۱۲ خبره شاملِ سیاست گذاران وزارت علوم، پژوهشگران بین المللی، و مدیران دانشگاه ها و پارک های علم و فناوری انجام شد. مشارکت کنندگان از طریق نمونه گیری هدفمند به منظور تشکیل گروه اسمی و تکمیل پرسشنامه ها انتخاب شدند. مرحله کیفی شامل برگزاری جلسه گروه اسمی ساختاریافته بود که طی آن ایده های مستقل ثبت و اولویت بندی شدند. مرحله کمّی نیز شامل توزیع سه پرسشنامه استاندارد (ارزیابی اقدامات، سیاست ها، و تصاویر آینده با توجه به معیارهای ارزیابی) بود. این مطالعه با تعیین ۱۱ معیار ارزیابی و طراحی سه تصویر آینده شاملِ شبکه سازی علمی، نظام توانمندسازی آموزشی و دیپلماسی علمی یکپارچه، سیاست های کلان شاملِ یکپارچه سازی برنامه های پژوهشی، صلاحیت سنجی آموزش زبان فارسی و سرمایه گذاری مشترک فناورانه را تدوین کرد. برای عملیاتی سازی، ۱۴ اقدام حمایتی پیشنهاد شد که پنج اقدام برتر به ترتیب اولویت عبارتند از: همکاری شرکت های دانش بنیان بین المللی، ایجاد صندوق مشترک پژوهش های فناورانه، تخصیص گرنت های پژوهشی به پروژه های اولویت دار، تدوین بانک مسئله های پژوهشی منطقه ای، و عقد قراردادهای انتقال فناوری. همچنین یافته ها نشان داد هر تصویر آینده مانند شبکه سازی علمی از طریق ترکیب سیاست ها و اقدامات مرتبط محقق می شود. این چارچوب، پیوند راهبردی بین سیاست ها، تصاویر آینده، و اقدامات عملیاتی را تبیین می کند. این پژوهش نشان می دهد که شناسایی مسیرهای بهینه همکاری های بین المللی علم و فناوری، سازوکارهای پویایی برای تطبیق با تغییرات محیطی تعیین می کند و موجب تخصیص هدفمند منابع به حوزه های راهبردی در این زمینه می شود.
مطالعه روایت شناسانه بازی رایانه ای تعاملی "قصه های قرآنی" بر پایه نظریه جهان های ممکن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
115 - 142
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی روایت شناسانه، به تحلیل محتوایی فضای بازی رایانه ای تعاملی "قصه های قرآنی" بر پایه نظریه جهان های ممکن "ماری لور رایان" می پردازد. فضا یکی از جنبه های غالب در بازی های رایانه ای امروزی است و روایت ها به فضا گره خورده اند و در بستر آن درک می شوند. از سوی دیگر، با طراحی داستان های قرآنی برای بازی های رایانه ای، می توان معیارهای سبک زندگی و روش های حل مسئله را در یک جامعه اسلامی گسترش داد و کودک را با اصول فرهنگ بومی آن جامعه آشنا کرد. براین اساس، پرسش اصلی پژوهش این است که روایت شناسی چگونه در فضای داستانی بازی "قصه های قرآنی" به فرهنگ سازی برای کودکان کمک می کند.این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی و هدفی توسعه ای-کاربردی، با نگاهی به الگوبرداری از روایتگری در بازی های رایانه ای تعاملی، انجام شده است. شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای، اسنادی و میدانی است. دراین راستا، سطوح سه گانه روایتگری "رایان" در بازی "قصه های قرآنی" تحلیل شده است تا نقش کودک و نوجوان به عنوان هدایت گر اصلی داستان در فضای بازی ارزیابی شود.نتایج پژوهش نشان می دهد که در بازی "قصه های قرآنی" که بر اساس تعامل بازیکن و توجه به روایت برنامه ریزی شده، بیش از آن که بر شخصیت های مهم معنوی تأکید شود، به داستان ها و روایت های معتبر توجه شده است. با وجود مزیت های پلتفرم های تعاملی در حوزه کودک، پژوهشگران اندکی از قابلیت های این رسانه ها برای آموزش ارزش های فرهنگی آگاه اند؛ از این رو، نیاز به پژوهش های بیشتر در این زمینه احساس می شود. به همین دلیل، در این مقاله، تحلیل بازی "قصه های قرآنی" با تمرکز بر نقش روایت شناسی و با تکیه بر سطوح سه گانه روایتگری (فضای روایی، گسترش فضایی متن و متنی کردن فضا) بررسی شده است.
بازشناخت اصول و فنون مذاکره با تأکید بر معنویت در الگوی مذاکره جعفر بن ابی طالب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مذاکره و گفتگو، به عنوان یک راهبرد سیاسی و فرهنگی از نظر اهداف و مطامع خود، در طول تاریخ تحول یافته و تغییر کرده است. در آغاز اسلام، نشر دعوت دینی، انعقاد صلح، دفاع از اسلام و توسعه تعالیم دینی عمدتا از طریق مذاکره دنبال می شد؛ از نمونه های موفق آن، مذاکره نخستین مبلغ بین الملل اسلام، جناب جعفر طیار با نجاشی پادشاه حبشه است که توانست با تکیه بر توانایی های فردی و برجسته سازی معنویت، به پیروزی دست یافته و باعث سربلندی اسلام و عزت و امنیت نومسلمانان مهاجر گردد. این تحقیق با هدف بازشناخت نسبتاً جامعی از روش ها و ابزارهای استفاده شده توسط جناب جعفر طیار در مذاکرات و تأثیر معنویت بر کیفیت و نتایج مذاکرات می پردازد؛ تدوین استراتژی و برنامه ریزی، مدیریت شروع مذاکره، تمرکز بر وجوه مشترک، شنوندگی فعالانه، برقراری ارتباط، رعایت اصول اخلاقی، تسلط بر احساسات و عواطف، آگاهی از اهداف مذاکره، تأثیرگذاری و متقاعدسازی و... از جمله این روش هاست. نتایج این تحقیق که با روش تحلیلی-توصیفی صورت گرفت، نشان داد که آن جوانب و اصولی که در عصر کنونی به صورت مدون و علمی وجود دارد، در الگوی مذاکره جناب جعفر به وضوح مشهود است. موفقیت های به دست آمده توسط ایشان مؤید این امر است که اصول و فنون عام و متداول مذاکره اگر با محوریت توحید، زیربنای حرکت معنوی انسان قرار گیرد، می تواند تأثیر قابل توجهی در نتایج مذاکرات و ارتقای کیفیت روابط انسانی و سازمانی به همراه داشته باشد. انتظار می رود این تحقیق بتواند به کیفیت مهارت های مذاکره ای و بهره وری بیشتر در ارتباطات شخصی و حرفه ای کمک رساند.
تعامل هیبریدی بین انسان و ربات های گفت و گو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی ماهیت سیستم های هوش مصنوعی هیبریدی، بر مبنای تمرکز بر ربات های گفت وگوی هیبریدی و تعامل هیبریدی بین انسان و ربات گفت وگو است. روش: به منظور آشنایی با این پدیده تلفیقی با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون استنباطی به تحلیل اطلاعات پرداخته شد. یافته ها: با توجه به نتایج تحقیق در آینده شاهد تعامل هیبریدی انسان و هوش مصنوعی(ماشین) و ارتقا و بهینه سازی این الگوی تعاملی بر مبنای ارتباط مؤثر بر پایه هویت مشترک خواهیم بود. بلوغ ایجادشده در هوش مصنوعی و پذیرش فناوری آن به همراه کاربردهایش از سمت کاربران چرخه متقاعدکننده ای از فناوری همزیست از نوع همکاری، آگاهی مشترک و تصمیم گیری انسانی را نشان می دهد. در آخرین به روزرسانی ربات گفت وگو در قامت ربات های گفت وگوی هیبریدی به واسطه تقویت تعامل متقابل با کاربر انسانی بر مبنای جمع دو رویکرد انسانی و الگوریتمی به منظور هم افزایی نقاط قوت در ربات های هوش مصنوعی طراحی شده اند. ایجاد یک گفت وگوی یکپارچه، طبیعی با پاسخ های دقیق، سریع و قابل انطباق با حفظ و تداوم گفت وگو بر مبنای تاریخچه گفت وگو، از اعتبار، اطمینان و پیش بینی بیشتری بهره مند می شود و درک معنایی و ارزیابی پویا (خودکار) در این ربات ها، تعاملی کامل تر را به ارمغان می آورد و بازنمایی دیجیتالی انسان، منسجم و طبیعی تر نزدیک به گفت وگوی پایدار و همدلانه انسانی را سبب می شود و باعث پذیرش آنها به عنوان عضوی از اعضای جامعه خواهیم بود.
بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی با بی تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۸
167 - 194
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بی تفاوتی اجتماعی، پدیده ای است که به عنوان نوعی آسیب اجتماعی شناخته می شود، همان گونه که در نقطه مقابل آن، هرگونه اعتنای اجتماعی و نوع دوستی در حیات فردی و اجتماعی، نشانه پویایی و سلامت اجتماعی است. سرمایه ی فرهنگی : صورت های آگاهی ؛ مهارت ؛ آموزش ؛ و به طورکلی هر امتیازی که ب ه ش خص منزلت بالایی در جامعه می دهد و دربرگیرنده انتظارات بالا می باشد. سرمایه ی اجتماعی ، مجموعه ای از منابع مادی یا معنوی ک ه ب ه ی ک فرد یا گروه اجازه می دهد تا شبکه پایداری از روابط کم وبیش نهادینه شده آش نایی و ش ناخت متقابل را در اختیار داشته باشد. هدف مطالعه حاضر، بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی با بی تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی بود. روش: روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه معلمان مقطع اول متوسطه در شهر لالی شامل 193 نفر بود که از روش تمام شماری استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه های سرمایه اجتماعی و فرهنگی بوردیو و پرسشنامه محقق ساخته بی تفاوتی اجتماعی بود. یافته ها: بین سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و مولفه های آنها با بی تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی رابطه منفی و معناداری وجود داشت. هم چنین رابطه سن و بی تفاوتی اجتماعی معلمان معنادار بود؛ اما جنسیت در تعیین بی تفاوتی اجتماعی معلمان، تاثیر معناداری نداشت. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد متغیرهای سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی و مولفه های آنان به طور معناداری قادر بودند تا بی تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی را پیش بینی نمایند. بحث: افزایش سرمایه اجتماعی و فرهنگی معلمان می تواند بی تفاوتی اجتماعی را کاهش دهد، بنابراین سیاست های کلان در آموزش و پرورش باید به شیوه ای طراحی شود که معلمان بتوانند به بهترین شکل ممکن به رشد و توسعه ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی خود بپردازند.
طراحی بیانگرهای ارزشیابی نظام رفاه کودک در ایران با رویکرد مدل منطقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۹
41-68
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کشورهای مختلف عمدتا در کنار مجموعه خدمات برای تامین نیازهای عموم کودکان، به نیازهای ویژه انواع کودکان در وضعیت های مخاطره آمیز، در قالب نظام رفاه کودک رسیدگی می کنند. در دهه های اخیر با توجه به اهمیت اثربخشی و بهره وری، ارزشیابی این خدمات مورد توجه قرار گرفته است. لذا این مطالعه به دنبال این است که بیانگرهایی برای ارزشیابی نظام رفاه کودک در ایران تدوین کند. روش: در این مطالعه، با کمک مرور منابع داخلی و بین المللی، مجموعه ای از بیانگرهای اولیه استخراج و تدوین شدند. سپس روایی محتوای آن ها شامل مناسبت و شفافیت هر سؤال، مناسبت و شفافیت کلی ابزار و جامعیت کلی ابزار با کمک صاحب نظران مختلف اندازه گیری و تایید شد. یافته ها: در نهایت بیانگرهای ارزشیابی نظام رفاه کودک ایران در چهار طبقه درونداد( 74 بیانگر در ابعادی مانند نیروی انسانی و منابع مالی)، فرایند( 17 بیانگر در ابعادی مانند اجرای مداخلات مبتنی بر استانداردها)، برونداد (53 بیانگر در ابعادی مانند پوشش خدمات) و برآیند (71 بیانگر در ابعادی مانند توانمندسازی فرزندان بالای 19 سال تحت حمایت و پیگیری) اصلاح و تایید شدند. بحث: این مطالعه بیانگرهایی با رویکردی سیستمی، کل نگر و یکپارچه، برای نظام رفاه کودک ایران تعریف کرده که فرایند و همچنین تعاملات اجزا و سطوح مختلف زمینه و اهداف مرتبط با کودکان را در نظر گرفته است. لذا برنامه ریزی برای ایجاد و تکمیل این اطلاعات در گذر زمان، مقایسه نتایج آن در کشور در سطح ملی و استانی و حتی با کشورهای دیگر، می تواند زمینه ساز ارتقای خدمات و سیاست های رفاه کودک در ایران گردد.
ارزیابی اجتماعی مدل محرومیت درون شهری با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در منطقه 18 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
230 - 259
حوزههای تخصصی:
محرومیت فراتر از معیار فقر تک بعدی و صرفاً درآمدی، یک تجربه زیسته با ماهیت چندوجهی است. این پدیده، ساختارهای پیچیده و زیربنایی نابرابری را آشکار می سازد و به پژوهشگران و سیاست گذاران امکان می دهد تا مداخلات مؤثرتری را برای مقابله با آن پیشنهاد دهند. هدف از این رویکرد چندبعدی، توسعه مدل های به روزتری از فرایندهای محرومیت زا است که بتوانند درک عمیق تری از پدیده فقر و نابرابری ارائه کنند. از این رو، این پژوهش با هدف ارزیابی اجتماعی مدل محرومیت درون شهری در منطقه ۱۸ تهران، که جمعیتی بالغ بر ۴۵۰ هزار نفر دارد، به بررسی این ابعاد پرداخته است. این تحقیق با بهره گیری از روش کمی پیمایش و تکنیک تحلیلی مدل سازی معادلات ساختاری، به بررسی دقیق روابط بین ابعاد مختلف محرومیت پرداخته است. هدف اصلی، بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم شش بُعد محرومیت (اجتماعی، روانی، شناختی، اقتصادی، مسکن و فضایی) بر یکدیگر و ارائه یک مدل ترکیبی جدید است. یافته های پژوهش نشان می دهد که محرومیت و نابرابری درون شهری در این منطقه، بیش از آنکه به زیرساخت های کالبدی وابسته باشد، تحت تأثیر ابعاد روانی و شناختی قرار دارد. این ابعاد بر شاخص های اجتماعی اثرگذار بوده و احساس محرومیت را در شهروندان تقویت می کنند. به عبارت دیگر، محرومیتی که ساکنان این منطقه تجربه می کنند، نه تنها به درآمد، بلکه به شرایط مکانی و احساس درونی آنها نیز مرتبط است. در میان ابعاد مورد بررسی، محرومیت روانی-شناختی بیشترین تأثیر را بر سایر ابعاد داشته است. با وجود اقدامات نوسازی و تسهیلات دولتی در زمینه مسکن و زیرساخت، این سیاست ها نتوانسته اند احساس محرومیت را کاهش دهند؛ زیرا رویدادهای اقتصاد کلان تأثیر قوی تری بر وضعیت زندگی شهروندان دارند. در نهایت، یافته ها تأکید می کنند که فضاهای شهری با زیرساخت های ناپایدار و محرومیت مسکن نمادهای اصلی محرومیت درون شهری در این منطقه هستند که به شدت بر استانداردهای زندگی اجتماعی خانواده ها تأثیر می گذارند.
مرور فراتحلیلی تعامل کاربران با محیط واقعیت مجازی و ارتباط آن با معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
317 - 359
حوزههای تخصصی:
فناوری واقعیت مجازی به عنوان یک فناوری نوین به کاربران اجازه می دهد محیطی شبیه سازی شده ای که شبیه به یک محیط واقعی است را تجربه کنند. این سیستم ها انواع مختلفی از تعامل با کاربران را شامل می شوند؛ بنابراین می توان با بررسی نمونه های مرتبط، اصول و راهکار های تولید یک محیط مجازی تعاملی را خصوصاً در حوزه معماری شناسایی نمود. اهمیت ایجاد تعامل بین کاربر و محیط شبیه سازی شده در این حوزه در درک بهتر کاربران از محیط و توجه به مسئله موردمطالعه تأثیرگذار است که درنتیجه آن می توان به یافته های دقیق تر و نتایج معتبر تر اشاره کرد. این پژوهش به روش فراتحلیل انجام شده و جمع آوری مطالب از طریق کتابخانه ای صورت گرفته است. روند انجام این پژوهش در ابتدا با مشخص شدن حوزه کلی این پژوهش که «تعامل کاربر در محیط واقعیت مجازی» می باشد، آغاز و با بررسی کلیدواژه های مرتبط، مقالات در راستای این موضوع جمع آوری شدند و سپس پس از گزینش نهایی تعداد 39 مقاله موردبررسی قرار گرفت. درنهایت می توان بیان داشت که فناوری واقعیت مجازی در زمینه های گوناگونی همانند: صنعت ساختمان، پزشکی، آموزش، نگهداری و سایر زمینه ها کاربرد های متنوعی دارد. در مورد ارتباط این فناوری با حوزه معماری به عنوان دغدغه اصلی این پژوهش نیز مشخص شد که این فناوری به واسطه قابلیت های محیط مجازی شبیه سازی شده، باعث افزایش همکاری و تعامل بین اعضای گروه های طراحی، مهندسین و مخاطبین می شود و این ارتباط به واسطه شناخت از 4 مؤلفه: 1- کاربران، 2- دستگاه ها، 3- فعالیت کاربران و 4- روش ارزیابی، به عنوان عوامل مؤثر در ایجاد یک محیط تعاملی مؤثر در فناوری واقعیت مجازی حاصل می شود.
درنگی بر فرصت های تحلیل داده در اخبار صدا و سیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
31 - 53
حوزههای تخصصی:
روزنامه نگاری داده محور، فرایند استفاده از داده ها برای تولید، روایت و انتشار فرآورده های خبری است که در دهه اخیر موردتوجه و اقبال سازمان های خبری پیشرو و برجسته قرار گرفته است. این پژوهش با هدف آگاهی بخشی از فرصت های روزنامه نگاری داده محور و ایجاد انگیزه برای کاربرد مؤثر آن در اخبار صداوسیما، به شناسایی این فرصت ها می پردازد. داده های این پژوهش از راه مصاحبه با کارشناسان و خبرگان جمع آوری و با روش تحلیل مضمون، تحلیل شده است. از تحلیل متون مصاحبه ها، ۱۱۱ مضمون پایه استخراج شد. با یکپارچه سازی این مضامین، ۳۲ مضمون سازمان دهنده و در نهایت ۴ مضمون فراگیر شکل گرفت که فرصت های روزنامه نگاری داده محور در اخبار صداوسیما را تشکیل می دهند: "ایجاد تمایز، برجستگی و کسب اعتبار و مرجعیت رسانه ای"، "قابلیت روزنامه نگاری داده محور برای اولویت گذاری و برجسته سازی اخبار"، "تولید فرآورده های خبری نو، چندرسانه ای و تعاملی" و "افزایش مخاطب و فراهم کردن زیست بوم درآمدزایی نو، احیای حوزه عمومی و اثرگذاری و نفوذ بر حکمرانی". همچنین، یافته های پژوهش نشان می دهد که این فرصت ها را می توان با نظریه های برجسته سازی، حوزه عمومی و اشاعه (پذیرش) نوآوری تبیین و تفسیر کرد.
تحلیل خبرهای "حادثه تروریستی شاه چراغ شیراز" در رسانه فرانس ۲۴ بر مبنای مدل سه وجهی فرحزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۰)
195 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آن است که اخبار "حادثۀ تروریستی حرم شاهچراغ شیراز" را که در آبانماه ۱۴۰۱ در رسانۀ خبری فرانس ۲۴ گزارش شده است، بر اساس مدل سهوجهی فرحزاد بررسی کند. این روش مبتنیبر سه بخش بینامتنی، تحلیلگفتمان انتقادی و انتخاب ترجمه است. بدینمنظور، ابتدا خبرهایی از این حادثه به نقل از رسانههای رسمی داخلی ایران بررسی شده و سپس ترجمۀ این خبرها در فرانس ۲۴ تحلیل و واکاوی میشود تا ایدئولوژی و اندیشههای پنهان این رسانۀ غربی در برابر ایران آشکار شود. تحلیلگفتمان انتقادی بهعنوان رویکردی میانرشتهای اذعان دارد که هر متن و ترجمهای دارای ایدئولوژی نهان است. مترجمان، آگاهانه یا ناآگاهانه، با انتخاب معادلها و ساختارهای خاص در ترجمه، ایدئولوژی ذهن خود را به مخاطب انتقال میدهند. نتایج بهدستآمده به ما نشان میدهد که مترجمان فرانسوی تلاش میکنند تا ساختارهای معنایی متن اصلی را با استفاده از معادلهای مختلف دستکاری کنند تا با تکیه بر راهبردهای گوناگون از طریق پوشش جهتگیرانۀ وقایع، ایدئولوژی و افکار دولت فرانسه را ـ که مبنیبر بیتفاوتی نسبت به کشتار مسلمانان بیگناه ایرانی در حادثۀ تروریستی شاهچراغ (ع) است ـ در رسانهها بازتاب داده و به مخاطب القا کنند.
واکاوی مهمترین اولویت ها و دغدغه های دوران دانشجویی با استفاده از نظریه داده بنیاد ( نمونه مطالعاتی: دانشجویان دانشگاه علم و صنعت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوران دانشجویی، به دلیل قرار گرفتن در سال های آغازین جوانی و برخورداری از شور و انرژی ویژه این دوره، مقطعی حساس و بسیار تأثیرگذار در مسیر توسعه فردی و اجتماعی افراد محسوب می شود. فرصت بی بدیل آرمان گرایی و عدالت خواهی که ریشه در ذات جوانی دارد، بستری مناسب برای شکل گیری آینده جوانان فراهم می آورد. پیامدهای مثبت و منفی این دوره از زندگی، فراتر از سال های حضور فرد در دانشگاه، تا سالیان متمادی در سطوح مختلف جامعه تسرّی می یابد.این مقاله با هدف شناسایی و واکاوی مهم ترین دغدغه ها و اولویت های دانشجویان ایرانی در آغاز قرن حاضر نگارش شده است. برای دستیابی به این هدف، رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق با نمونه های هدفمند و اشباع شده از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت مورد بهره برداری قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل جامع داده ها نشان می دهد که مسائل و چالش های اقتصادی به عنوان یکی از برجسته ترین و مهم ترین دغدغه های اصلی و مشترک بخش قابل توجهی از جامعه دانشجویی کشور در شرایط کنونی می باشد. این دغدغه ها شامل مواردی نظیر تأمین هزینه های زندگی، شهریه، مسکن و نگرانی از آینده شغلی است. این یافته های کلیدی می تواند مبنایی مستحکم و کاربردی برای سیاست گذاران، برنامه ریزان آموزشی و نهادهای مربوطه در سطح ملی و دانشگاهی باشد. با درک عمیق تر این چالش ها، امکان تدوین و اتخاذ سیاست های اقتصادی و اجتماعی مؤثرتر فراهم می آید تا با اصلاح ساختارهای موجود، علاوه بر بهبود فضای عمومی کشور و افزایش امید اجتماعی، گام های مؤثری در راستای کاهش اساسی دغدغه های دانشجویان و ارتقاء کیفیت زندگی دانشگاهی آن ها برداشته شود.
روندهای آینده نظام توزیع در صنعت سرگرمی سینما؛ کاربست رویکرد نگاشت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
115 - 144
حوزههای تخصصی:
صنعت سرگرمی در سال های اخیر نقش مهمی در اقتصاد جهانی پیدا کرده و به تبع آن، نظام توزیع این صنعت نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. سینما به عنوان یکی از ارکان این صنعت دارای نظام توزیع ویژه خود بوده و با درنظر گرفتن تغییرات شتابان جهانی و ظهور فناوری های تحول آفرین جدید، این نظامات در دوره های مخلتف دستخوش تغییرات مختلفی بوده و در آینده نیز این تغییرات قابل پیش بینی خواهد بود. از این رو، بررسی روندهای آینده و سناریوهای ذیل آن در تصمیم گیری مدیران و سیاست گذاران تأثیرگذار است. پژوهش حاضر با تأکید بر جایگاه مهم سینما در ایران و با رویکرد کیفی و راهبرد نگاشت شناختی (CM) که از روش های ساختاردهی مسئله می باشد، صورت گرفته است. به این صورت که از طریق برگزاری گروه کانونی متشکل از 10 خبره صنعت مذکور، با احصای روندهای آینده نظام توزیع سینمای ایران، مدل مفهومی گرافیکی روندها، سناریوها و روابط میان آنان را ارائه می نماید. نتایج پژوهش حاکی از این است که تغییر در جنس ارائه خدمت، تقویت استراتژی های جذب و وفاداری، تغییر زیرساخت، تغییر در نوع محتوا و تحول کانال های توزیع، پنج روند قابل پیش بینی در آینده نظام توزیع سینمای ایران هستند که در انتهای پژوهش نیز روابط هر یک از پنج مولفه ی یادشده به صورت تفصیلی ارائه شده است.
شاخص های ارزیابی واحدهای پژوهشی حوزه فرهنگ: چارچوبی نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
143 - 169
حوزههای تخصصی:
فرهنگ به دلیل گستردگی مؤلفه ها و ظرفیت بالای ثبات و تغییر، به یکی از کانونی ترین مفاهیم در سیاست گذاری عمومی تبدیل شده و نمود بارز آن در «چرخش فرهنگی» قابل مشاهده است که بر تأثیرگذاری فرهنگ بر حوزه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تأکید دارد. با این حال، فقدان چارچوبی استاندارد و جامع برای ارزیابی واحدهای پژوهشی حوزه فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران، به عنوان بازوی کلیدی تولید دانش فرهنگی و جریان سازی در عرصه سیاست گذاری، منجر به پراکندگی فعالیت ها، موازی کاری، ناکارآمدی در تخصیص منابع و عدم تحقق کامل ظرفیت این واحدها در پاسخ گویی به نیازهای نظام حکمرانی فرهنگی شده است. این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی نوین برای ارزیابی عملکرد این واحدها، با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساخت یافته با 11 نفر از نخبگان و مدیران پژوهشی کشور را تحلیل کرده است. یافته ها نشان می دهد که شاخص های ارزیابی واحدهای پژوهشی حوزه فرهنگ در چهار دسته اصلی شامل شاخص های فردمحور (مانند شایستگی و تعهد پژوهشگران)، کمّی (مانند تعداد مقالات و گزارش های سیاستی)، فرهنگی (مانند انطباق با مبانی اسلامی-ایرانی و جریان سازی فرهنگی) و عمومی (مانند کارایی مدیریتی و مالی) طبقه بندی می شوند. طراحی این شاخص ها باید با توجه به اساس نامه واحد پژوهشی، زمان تأسیس، پرهیز از کلی گویی و توازن بین معیارهای کمی و کیفی انجام شود. برای ارتقای این واحدها، تقویت ارتباط با نهادهای سیاست گذار و مجری، ایجاد سازمان بالادستی هماهنگ کننده برای کاهش موازی کاری، تأسیس دبیرخانه پژوهشی در نهادهای فرهنگی و پیوند نظام مند با دانشگاه ها پیشنهاد شده است. این پژوهش با احصای مسائل کلیدی مانند ضعف در مسئله شناسی فرهنگی، پراکندگی ساختاری و دوری از نهادهای تصمیم گیر و ارائه راهکارهایی نظیر تخصصی سازی واحدها و چابک سازی نظام پژوهش، گامی در جهت بهینه سازی نظام حکمرانی فرهنگی برمی دارد. یافته ها می توانند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری در نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد استفاده قرار گیرند.
تحلیل موضوعی و ترسیم نقشه علمی پژوهش های مرتبط با حوزه اقتصاد مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کتاب سنجی ابزاری است که امکان تحلیل انتشارات علمی و استنادات آنها را برای درک الگوها و روندهای پژوهش های علمی فراهم می کند. این مطالعه ساختار مفهومی پژوهش های مرتبط با اقتصاد مقاومتی را در پایگاه استنادی پایش علم و فناروی جهان اسلام (ISC) بررسی می کند و زیرحوزه ها و ابعاد مهم مفهوم اقتصاد مقاومتی را شناسایی می کند. روش: این پژوهش با استفاده از فنون کتاب سنجی و تحلیل هم رخدادی واژگان انجام شده است. تعداد 528 مدرک از پایگاه آی اس سی بررسی شد تا روند پژوهش های مربوط به اقتصاد مقاومتی در بازیه زمانی 12ساله (1402-1391) را شناسایی کنند. از تحلیل خوشه ای و نمودار راهبردی برای ترسیم ساختاری مفهومی پژوهش های حوزیه اقتصاد مقاومتی استفاده شده است. یافته ها: یازده خوشه در حوزیه اقتصاد مقاومتی شناسایی شدند که شامل (1) اقتصاد مقاومتی؛ (2) اقتصاد اسلامی؛ (3) شرکت های دانش بنیان و اقتصاد مقاومتی؛ (4) اقتصاد مقاومتی از منظر مقام معظم رهبری؛ (5) اقتصاد مقاومتی در متون درسی؛ (6) اقتصاد مردم محور؛ (7) اقتصاد مقاومتی و تهدیدات خارجی؛ (8) نقش دانشگاه و نخبگان در اقتصاد مقاومتی از منظر مقام معظم رهبری؛ (9) سبک زندگی و اقتصاد مقاومتی؛ (10) فنون ارزیابی و تحلیل نظام اقتصاد مقاومتی و (11) نقش کارآفرینی در اقتصاد مقاومتی هستند؛ علاوه براین، با تحلیل محتوای مقالات منتشرشده در بازیه زمانی 12ساله، موضوعات نوظهور در حوزیه اقتصاد مقاومتی شناسایی شدند. نتیجه گیری: باتوجه به خلأ پژوهشی تحلیل کتاب سنجی در حوزیه اقتصاد مقاومتی، پژوهش های این حوزه بررسی و حوزه های موضوعی و انتشارات برجسته شناسایی شد. نتایج این پژوهش می تواند به توصیف فهمی جامع از حوزه های پژوهش کنونی کمک کند و با شناسایی الگوها و روندهای پژوهشی تصویری جامع از ساختار و پویایی حوزیه اقتصاد مقاومتی در پژوهش های علمی ارائه دهد و مبنایی برای جهت دهی مطالعات آینده باشد.
تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر بر شیوع کودک همسری (مورد مطالعه: شهر دیشموک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
101 - 124
ازدواج و همسرگزینی با هدف داشتن زندگی بهتر در نوع بشر عمومیت دارد و نوع خاصی از آن که کودک همسری نامیده می شود، بسیاری از تحقیقات در علوم مختلف را به خود اختصاص داده است و از ابعاد مختلف بررسی شده است. ازآنجا که فرهنگ و جامعه در بروز این پدیده اثرگذار هستند، این تحقیق در نظر دارد برخی عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را بررسی کند. جامعیه آماری این تحقیق کﻠییه خانوارهای شهری و روستایی شهر دیشموک به تعداد 4711 خانوار است. داده های این تحقیق با استفاده از پرسش نامیه محقق ساخته در بین نمونیه 355 نفری جمع آوری شده و با تکنیک مدلسازی معادلیه ساختاری واریانس محور و با استفاده از نرم افزارهای Smart PLS و SPSS تحلیل شده اند. یافته های تحقیق نشان داد تمایل به کودک همسری در بین ساکنان دیشموک بیشتر از سطح متوسط است و متغیرهای نگرش های مردسالارانه، دینداری عرفی، حمایت قانونی اثر مثبتی بر تمایل به کودک همسری دارد و آگاهی از پیامدهای کودک همسری و سطح تحصیلات و نیز سطح درآمد تمایل به این نوع ازدواج را کاهش می دهد. درمجموع متغیرهای مطالعه شده در این بررسی توانسته اند، حدوداً 7/78درصد از تغییرات گرایش به کودک همسری را تبیین کنند. نتیجه اینکه مادامی که گفتمان سنت گرایی، برداشت سنتی عرفی از دین و مردسالاری در این منطقه غلبه داشته باشد، زنان و دختران با این پدیده درگیر خواهند بود.
چالش های طراحی « الگو» و« مدل» در تحقیقات ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
1 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از چالش های تحقیقات ارتباطی مشخص نبودن تعریف «الگو» و«مدل»، درمیان محققان ایرانی است. برخی محققان بین الگو ومدل تفاوتی نمی گذارند. محقق دربسیاری از جلسات دفاع دکتری شاهد به کار بردن یک الگوی پیش ساخته برای تحقیق با روش آمیخته(کیفی-کمّی) بوده است درحالی که الگو باید ازدل تحقیق بیرون بیایدو رونوشتی ثابت از یک الگوی پیشنهادی بی ربط با تحقیق نباشد. هدف تحقیق حل چالش های طراحی الگو یا مدل درتحقیقات ارتباطی استروش پژوهش: در این تحقیق که با روش کتابخانه ای و شیوه تحلیلی-توصیفی انجام شده است.یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد: تعریف الگو و مدل دو تعریف جداگانه است. ترسیم الگو مختص تحقیقاتی است که فاقد مبانی نظری هستند و محقق برای ایجاد نظریه ای که پشتوانه نظری تحقیق کمّی اش باشد، ابتدا با مشخص کردن مفاهیم اصلی تحقیق «روابط بین مفاهیم» را براساس تجربیات زیسته و مطالعات محقق در قالب الگویی ذهنی پیشنهاد می دهد و سپس در روش آمیخته، برای تایید الگو ورسیدن به مدل از روش کمّی استفاده می کند.نتیجه گیری: الگو حاصل روش کیفی است ومدل حاصل روش های کمّی است که« روابط بین متغیرها» را بااعداد وارقام حاصل از کاربرد آمار درتحقیق نشان می دهد. الگوها انواع مختلفی دارند، مانند: 1-ترکیب تئوری ها 2-سازگاری تئوری ها 3-نوع شناسی و 4-مدل سازی؛ محققان ایرانی بیشتر کارشان را بر نوع مدل سازی استوار می سازند، شاید اشتباهاتی هم که محققان دچارش می شوند، ناشی از همین عدم شناخت انواع الگو ها به ویژه مدل سازی، براساس تعریف زبان لاتین از آن باشد.
تأثیر حمایت سازمانی ادراک شده بر تمایل به فرزندآوری با میانجی گری تعارض کار-خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به کاهش نرخ باروری در کشور و توجه دولت به این امر، هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر حمایت سازمانی درک شده بر تمایل به فرزندآوری با نقش میانجی تعارض کار- خانواده است. در پژوهش حاضر، برای جمعآوری دادهها، از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل کارکنان دانشگاه علوم پزشکی بابل است که براساس روش نمونهگیری تصادفی طبقهای تعداد 176 نفر بهعنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. تحلیل دادههای پژوهش نشان داد حمایت سازمانیادراک شده بر تمایل به فرزندآوری تاثیر مثبت دارد. همچنین تعارض کار- خانواده در رابطه بین حمایت سازمانیادراک شده و تمایل به فرزندآوری نقش میانجی دارد. شدت رابطه بین حمایت سازمانیدرک شده و تمایل به فرزندآوری برای زنان شاغل بهطور معناداری بیشتر از مردان شاغل است. با توجه به یافتههای پژوهش، توجه به مولفههای حمایت از کارکنان و تعادل بین الزامات کاری و زندگی شخصی در سیاستگذاریهای شغلی توسط مدیران و برنامـهریـزان در سازمانها میتواند موجب ارتقا سطح تمایل به فرزندآوری شاغلین شود. اتخاذ رویههای سازمانی که به رفاه کارکنان و ایجاد شرایط کاری جهت کاهش تعارض کار-خانواده منجر شود، بر تمایل به فرزندآوری بهویژه در مورد کارکنان زن تاثیرگذار است. برپایه شواهد این مقاله، تدوین قوانین حمایتی در قوانین استخدامی توسط دولت با توجه به تفاوتهای جنسیتی میتواند در افزایش نرخ باروری کشور مثمرثمر باشد.