فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
331-364
حوزههای تخصصی:
فقر، بیشترحول موضوعات اجتماعی-اقتصادی می چرخد و در مطالعات دانشگاهی از اهمیت بالایی برخوردار است. فقر قدمتی دیرینه دارد و اندیشمندان از ابعاد مختلف به آن پرداخته اند. مهمترین آن ها جنبه ی اجتماعی است و آثار و پیامدهای آن شامل افراد و گروه ها می شود و از لحاظ اقتصادی بر وضعیت مالی افراد تاثیر می گذارد. بنابراین فقر همچنان به عنوان یک مشکل اجتماعی- اقتصادی دشواری که جوامع را تحت تأثیر قرار می دهد باقی می ماند. اهمیت توجه به موضوع فقر و بررسی آثار و پیامدهای ناشی از آن، ضرورت تحقیق حاضر را روشن می سازد. روش پژوهش حاضر، تحلیل محتوای متنی است و هدف از آن، بررسی جامعه شناختی فقر و آسیب-های فردی و اجتماعی ناشی از آن بر مبنای سیره و اندیشه ی امیرمومنان علی با تکیه بر نهج- البلاغه است.
مطالعه نشانه شناسی اجتماعی در رمان ساقه بامبو از سعود السنعوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
147-179
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی اجتماعی شاخه ای از نشانه شناسی است که پی یر گیرو، زبان شناس فرانسوی، به آن پرداخته است. او نشانه شناسی را علمی می داند که به مطالعه نظام های نشانه ای نظیر زبان، مؤلفه ها و نظام های علامتی و غیره می پردازد. این پژوهش در نظر دارد با بهره گیری از این رویکرد، رمزگان های اجتماعی داستان ساقه بامبو از سعود السنعوسی را بررسی کند. یافته های تحقیق نشانگر آن است که آداب معاشرت و هویت جایگاه مهمی در این داستان دارند. تفسیر مؤلفه های اجتماعی موجود در داستان حاکی از آن است که نویسنده توجه ویژه ای به این نشانه ها و ذکر تفاوت ها و تقابل های هر یک در فرهنگ دو کشور موردنظر در داستان دارد. نام ها، القاب، عقاید دینی و باورها، سنت ها، شغل ها و آرایش و پوشاک ازجمله رمزگان های اجتماعی قابل مشاهده در این متن هستند؛ اما عنصر هویت نسبت به دیگر مؤلفه ها برجسته تر و پربسامد است. این مقاله به شیوه تحلیلی تطبیقی انجام شده است.
اثربخشی آموزش شناختی-رفتاری بر سازگاری زناشویی و باورهای ارتباطی زنان متقاضی طلاق در بستر فرهنگی-اجتماعی شهر لار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۶
107 - 120
حوزههای تخصصی:
پژوهش باهدف ارزیابی تأثیر آموزش شناختی-رفتاری بر بهبود سازگاری زناشویی، تنظیم هیجان و باورهای ارتباطی زنان متقاضی طلاق در شهر لار باتوجه به زمینه های فرهنگی-اجتماعی آنان انجام شد. روش تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل همراه با پیگیری 2ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان متقاضی جدایی در شهر لار بود که با نمونه گیری تصادفی ساده و غربالگری اولیه، 78نفر انتخاب شدند. پس از ریزش نمونه، 76شرکت کننده باقی ماندند و به صورت تصادفی در 2گروه 38نفره قرار گرفتند. ابزارهای جمع آوری داده شامل پرسش نامه های سازگاری زوجی، مهار هیجانی و باورهای ارتباطی بودند. گروه مداخله، طی 8جلسه 120دقیقه ای تحت آموزش شناختی-رفتاری قرار گرفت. تحلیل داده ها بااستفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 و آزمون های تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره، و T هم بسته انجام شد. نتایج نشان داد که مداخله مذکور به طور معناداری باعث ارتقای سازگاری زوجی، کنترل هیجانی و باورهای ارتباطی شد. رابطه بین تأثیر مداخله بر سازگاری زوجی و کنترل هیجانی و نیز بین سازگاری زوجی و باورهای ارتباطی معنادار نبود، اما بهبود کنترل هیجانی نسبت به تغییرات باورهای ارتباطی معنادارتر بود (05/0P<). این یافته ها حاکی از آن است که آموزش شناختی-رفتاری بادرنظرگرفتن مؤلفه های فرهنگی-اجتماعی می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در ارتقای سلامت روان و تقویت مهارت های ارتباطی زنان در مسیر مواجهه با جدایی مورداستفاده قرار گیرد.
الگوی انضباط سازمانی تعالی بخش با تأکید بر آموزه های اسلامی؛ گامی مهم درالگوی پیشرفت اسلامی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انضباط در هندسه معرفت اسلامی ضمن تأکید بر اصول کرامت انسانی، ویژگی تعالی بخشی داشته و بنا دارد زمینه رشد استعدادهای مادی و معنوی افراد را مهیا سازد. معاشرت انضباط یافته میان افراد و سازمان ها یکی از مؤلفه های مهم و اساسی حیات هر سازمانی است. بدون انضباط سازمانی تعالی بخش بقای هر سازمانی به خطر افتاده و شالوده آن از هم خواهد پاشید. هدف این پژوهش فهم و طراحی الگوی انضباط سازمانی تعالی بخش با تأکید بر آموزه های اسلامی به عنوان گامی مهم در الگوی پیشرفت اسلامی است. در این پژوهش با بهره گیری از روش ترکیبی به شناسایی عناصر الگوی انضباط سازمانی تعالی بخش با تأکید بر آموزه های اسلامی و ترسیم روابط بین آن ها، پرداخته شده است. در بخش کیفی، با استفاده از روش تحلیل مضمون، به شناسایی ابعاد الگوی انضباط سازمانی با تأکید بر آموزه های اسلامی، پرداخته شده و در ادامه با روش کمی مدل سازی ساختاری-تفسیری، سطح بندی معیارها انجام شده است. نتایج نشان می دهد که عناصر اصلی الگوی انضباط سازمانی تعالی بخش با تأکید بر آموزه های اسلامی عبارتند از: رشد و توسعه فردی، رشد و ارتقا خودکنترلی، رشد و ارتقا رهبری، رشد و ارتقا فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزش های دینی، رشد و ارتقا کیفیت عملکرد سازمانی، بهبود محیط کاری در راستای رشد معنوی کارکنان، رشد و ارتقا جنبه های مادی و معنوی در کار، رشد و ارتقا عدالت محوری و رشد و ارتقا مسئولیت اجتماعی است. همچنین نتایج نشان داد، 2 عامل «رشد و ارتقا فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزش های دینی» و «بهبود محیط کاری در راستای رشد معنوی کارکنان»، دارای بیشترین قدرت نفوذ و کمترین میزان وابستگی هستند.
شناسایی عوامل موثر در شایستگی های کانونی مدیریتِ دانشجویان دوره دکتری مدیریت آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای مدرن و الزامات نهادی آن بدلیل شرایط خاص زندگی لازم است تا دانشگاه نسبت به ایجاد و نهادینه کردن مجموعه ای از قابلیت ها در دانشجویان که آن ها را شایستگی کانونی می خوانیم، اهتمام ورزد. این شایستگی ها، قابلیت دانشجو را برای زندگی اجتماعی مدرن افزایش می دهد. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی شناسایی عوامل موثر در شایستگی های کانونی مدیریت دانشجویان دوره دکتری مدیریت آموزش عالی انجام شده است ، ابتدا با مرور ادبیات، مهم ترین مؤلفه های مؤثر بر شایستگی های کانونی مدیریت دانشجویان احصاء شده و با جمع آوری داده های تجربی و روش مدل سازی معادلات ساختاری، چارچوب پیشنهادی اعتبارسنجی والگوی نهایی تحقیق ارائه شده است. براساس یافته های پژوهش و مقادیر مربوط به ضریب مسیرها در الگوی نهایی تحقیق، تمام متغیرهای (مهارت های علمی، پژوهشی و تخصصی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، مهارت های عملیاتی، فرهنگ سازمانی، مهارت های اشتغال زا، مهارت های عمومی) در نتیجه برازش و تحلیل معادلات ساختاری ضریب مسیر بالای 5/0 و آماره t با کمتر از 5/0 با سطح اطمینان 95% را به دست آورده ان و همگی مورد تایید قرار گرفته و معنادار می باشند. همچنبن، محاسبه و تحلیل شاخص های برازش با نرم افزار PLS3-Smart نیز انطباق چارچوب مفهومی و پیشینه تجربی با واقعیت را تأیید کرده است.
سواد مالی، ویژگی های جمعیت شناختی و تقسیم مسئولیت های مالی خانوار: مطالعه زوجین خوزستان و کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۲
88 - 107
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاش دارد تا رابطه بین سواد مالی و تقسیم مسئولیت های مالی در سطح خانوار را با تاکید بر ویژگی های جمعیت شناختی مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ گردآوری داده ها توصیفی-مقطعی است. جامعه آماری پژوهش حاضر زوجین ساکن در استان های خوزستان و کردستان بودند که از بین آنان 213 زوج به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از ضریب کاپای کوهن، رگرسیون لجستیک باینری و رگرسیون چند سطحی (آمیخته) دوتایی استفاده شده است. براساس یافته های پژوهش حاضر، زوجین در مراحل مختلف مدیریت مالی خانوار (خرید و حسابداری، دریافت و بازپرداخت وام، پس انداز و سرمایه گذاری، بیمه) مشارکت دارند. همچنین یافته های این پژوهش نشان می دهد بین زوجین در خصوص تقسیم مسئولیت های مالی خانوار (همچون پیشنهاد، تصمیم گیری و اجرا اقدامات مالی) توافق وجود دارد، اما میزان این توافق در سطح پایینی قرار دارد. طبق نتایج حاصل از رگرسیون آمیخته مسئولیت امور مالی خانوار عمدتاً بر عهده مردان است. از میان هفت متغیر جمعیت شناختی تنها دو متغیر جنسیت و تحصیلات بر سواد مالی (ذهنی و عینی) اثرگذار است.
مدل تبیینی تنظیم هیجان دختران نوجوان: نقش فرزندپروری ذهن آگاهانه با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۲
128 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل علی تنظیم هیجان دختران نوجوان بر اساس فرزندپروری ذهن آگاهانه با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی آنها بود. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی با مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم و یکی از والدین آنها در سال تحصیلی 1403 در شهرستان اقلید بود. تعداد 180 دانش آموز با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و دانش آموزان به پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010) و تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و یکی از والدین آنها به پرسشنامه فرزندپروری ذهن آگاهانه مک کافری، ریتمن و بلک (2015) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار PLS استفاده شد. نتایج رابطه مثبت و معنی داری بین فرزندپروری ذهن آگاهانه با انعطاف پذیری شناختی و انعطاف پذیری شناختی با تنظیم هیجان سازگارانه نشان دادند اما رابطه معنی داری بین فرزندپروری ذهن آگاهانه و تنظیم هیجان سازگارانه مشاهده نشد. در ضمن اثر غیر مستقیم فرزندپروری ذهن آگاهانه بر تنظیم هیجان سازگارانه از طریق میانجی گری انعطاف پذیری شناختی تایید شد و مدل علی تنظیم هیجان دختران نوجوان بر اساس فرزندپروری ذهن آگاهانه با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی از برازش مناسبی برخوردار بود.
تاثیر واقعیت درمانی بر خودکارآمدی و شادکامی مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۲
167 - 183
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی واقعیت درمانی بر خودکارآمدی و شادکامی مادران کودکان کم توان ذهنی انجام شد. طرح پژوهش، از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری را مادران کودکان کم توان ذهنی شهر اصفهان تشکیل دادند. ۳۰ مادر با روش نمونه گیری در دسترس از مدارس کم توان ذهنی انتخاب و با روش تصادفی در یک گروه آزمایش و یک کنترل 15 نفری جایگزین شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه آموزش واقعیت درمانی شرکت کردند در حالی که گروه کنترل در این جلسات شرکت نکرد. آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدی شرر و همکاران و پرسشنامه شادکامی آکسفورد مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای خودکارآمدی و شادکامی در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری داشتند و این تفاوت در مرحله پیگیری هم تداوم داشت (001/0P<). بنابراین، واقعیت درمانی سبب بهبود خودکارآمدی و شادکامی آزمودنی ها شد. پس، برنامه ریزی برای آموزش چنین برنامه هایی مانند آموزش واقعیت درمانی نقش مهمی در ارتقای خودکارآمدی و شادکامی مادران کودکان کم توان ذهنی دارد.
راهبردهای مقابله با چالش های توسعه شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳)
103 - 120
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانش و نوآوری، اساسیترین عامل پیشرفت در عرصه های صنعتی و اقتصادی محسوب میگردد. شرکت های دانش بنیان به منظور تحقق بخشیدن به این هدف و به منظور عملیاتیکردن آموخته های نظری و دانشگاهی در صنعت ایجاد شدهاند. ظهور شرکت های دانش بنیان در دهه های اخیر به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد دانش محور، جایگاه ویژه ای در ارتقای تولید، خلق ارزش افزوده و افزایش رفاه اجتماعی یافته است. با این حال، شرکت ها در مسیر توسعه با چالش های متعددی مواجه هستند که در بستر استان خوزستان این مشکلات نمود بیشتری یافته اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای غلبه بر چالش های توسعه شرکت های دانش بنیان در این استان صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش نظریه داده بنیاد صورت گرفت. مشارکت کنندگان، نخبگان استان شامل 44 نفر از استادان دانشگاه مرتبط با فعالیت های دانش بنیانی و مدیران شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور بودند. نمونهگیری تحقیق، نمونه گیری نظری و تکنیک جمعآوری داده ها مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته بود. یافتهها: تحلیل یافته ها منجر به استخراج راهبردها در دو سطح گردید. در سطح شرکت های دانش بنیان، «داشتن برنامه تخصصی منطبق با شرایط اقتصادی کشور»، «تعریف پلن های مختلف درآمدی»، «تأمین مالی غیر تسهیلاتی»، «ساخت محصول تقاضامند»، «تنوع بخشیدن به سبد تولیدی و تولید محصولات جانبی»، «تولید محصول با محوریت فروش به مردم»، «ایجاد فضای کارگاهی»، «ایجاد تعاونی دانش». در سطح نهادی سازمان های متولی شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور، «ایجاد رده بندی شرکت های دانشبنیان»، «وجود مراکز بلا استفاده دولتی در سطح شهرستانها»، «ردهبندی اقتصادی شرکتها»، «فراهمکردن فرصت برای ورود سرمایه گذار به شرکت». نتیجهگیری: براساس یافته ها، به کارگیری راهبردها باید در دو سطح انجام شود. برخی را خود شرکتها و برخی دیگر را سازمان های مرتبط با شرکتهای دانش بنیان یعنی پارک های علم و فناوری و مراکز رشد دانشگاهها باید انجام دهند. این اقدامات نه تنها ریسک شکست شرکتهای دانش بنیان و واحدهای فناور را کاهش میدهد بلکه انعطاف پذیری و تاب آوری شرکتها را نیز افزایش میبخشد. توسعه شرکتهای دانشبنیان نه صرفاً با اتکا به ایدههای فناورانه، بلکه با طراحی راهبرد های جامع مدیریتی، مالی و نهادی و تعامل سازنده میان شرکتها و نهادهای پشتیبان امکانپذیر است.
دیپلماسی گفتمانی اغتشاشات سال 1401 و رسانه های جهان (مطالعه موردی: روزنامه جروزالم پست اسرائیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
51 - 75
حوزههای تخصصی:
هدف : مسئله اصلی این تحقیق یافتن دیپلماسی گفتمانی اغتشاشات سال 1401 و تحلیل گفتمان اخبار وگزارش های مختلف انتشار یافته در رسانه های بیگانه با مطالعه موردی روزنامه جروزالم پست اسرائیل است. بررسی این موضوع فهم بهتر دیپلماسی گفتمانی این رسانه ها که می توان آنها را رویکردی واقعی از سیاست کلی کشورهایی که در آن ها فعالیت می کنند دانست برای آشنایی بیشتر با روشهای تبلیغاتی و عملیات روانی آنها برای ایجاد ضد جریان برای خنثی کردن آن ها اهمیت زیادی دارد. روش پژوهش: گزارش های خبری این روزنامه با روش عملیاتی تحلیل گفتمان (پدام) مورد تحلیل قرار گرفته اند. تحلیل مزبور در پنج سطح: سطح-سطح، عمق-سطح، سطح-عمق، سطح عمیق و سطح عمیقتر نشان دهنده نوعی از دیپلماسی گفتمانی این روزنامه درباره ناآرامی ها و اغتشاشات سال 1401 ایران است. یافته ها: این روزنامه با جهانی کردن اعتراضات ایران و تقابل سازی میان مردم و نظام، در صدد برجسته سازی خشونت نظام بر علیه مردم و همچنین در جهت قراردادن مردم در موضع تقابل با نظام است تا بتواند زمینه تغییرات اساسی در ایران را دنبال کند. روزنامه جروزالم پست در تلاش بوده است که با شایعه پراکنی، اخبار دروغین، برجسته سازی خشونت های ساختگی، تقابل سازی میان مردم و نظام، جهانی سازی اغتشاسات ایران، زمینه سازی برای افزایش درگیری های منطقه ای ایران که در عملیات روانی بکار گرفته می شوند در ساخت گفتمانی خبری خود بر علیه ایران بکار گیرد.این موضوع در بررسی و تحلیل 23 گزارش خبری از روزنامه اسرائیلی جروزالم پست به دست آمد. نتیجه گیری: اغتشاشات سال 1401 علاوه بر ایجاد تغییراتی در ساختار اجتماعی، به شکل وسیعی مورد توجه رسانه های جهان قرار گرفت.رسانه های مختلف جهانی نه تنها در انعکاس لحظه ای تحولات ایران فعالیت داشتند، بلکه در تلاش بودند که گفتمان سازی و ساخت گفتمانی را سرلوحه کارهای خود قرار داده تا بر ذهنیت ایرانیان تاثیرگذاری لازم در جهت اهداف خود داشته باشند. از اهداف دیگر مهم رسانه های بیگانه ساخت ذهنیت جهانی در مورد تحولات ایران در جهت ترسیم نقشه تعاملی آینده با حکومت و مردم بود.
مساله شناسی افشاگری در انتخابات با تاکید بر شگردهای رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
76 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله در ابتدا با هدف بررسی مسئله افشاگری در انتخابات شکل گرفت، از آنجا که رسانه ها امروزه در امر انتخابات نقشی بسیار اساسی دارند و یکی از نکاتی که برای برنامه ریزی و مدیریت درست رسانه ها در مسائل سیاسی_اجتماعی مانند انتخابات لازم است توجه به شگردهایی که بر دنیای رسانه حاکم است که بدون توجه به این شگردها یک مساله اجتماعی مانند افشاگری به یک بحران تبدیل خواهد شد؛ بر همین اساس در این مقاله تلاش شده است تا با تکیه بر مبنای مدل ترکیبی مسئله شناسی سیاسی_اجتماعی لوزیک، که یک مدل مشهور در شناسایی و حل مشکلات سیاسی_اجتماعی است، مساله افشاگری در انتخابات مورد بررسی قرار گرفته تا بتوان بر مبنای این مدل به ارائه راه حل هایی مناسب در این زمینه رسید و از عواقبی که به دنبال آن ممکن است دامن گیر جامعه شود و یک بحران را ایجاد کرد را مدیریت کرد؛ بر همین اساس سوال اصلی تحقیق عبارت از «مساله شناسی افشاگری در انتخابات با تاکید بر شگردهای رسانه چیست؟» می باشد. روش: جمع آوری اطلاعات این مقاله به صورت اسنادی بوده است و پس از جمع آوری اطلاعات داده ها براساس رویکرد تفسیری در قالب محتوای کیفی که در مدل مسئله شناسی لوزیک مطرح شده است، صورت گرفته است.یافته ها: یافته های این تحقیق که با روش مطرح شده به دست آمده است، عبارتند از شگردهای رسانه ای از قبیل اغراق و مبالغه، ایجاد تفرقه، تحریف و شایعه سازی که با توجه به 6 مولفه لوزیک؛ «نیاز»، «نارضایتی» و «محرومیت»، «مسئله دار بودن»، «مشترک» و «تغییرپذیر»؛ گاها این شگردها در ایام انتخابات در رسانه ها پیاده سازی می شود که براساس 6 مولفه مدل مساله شناسی لوزیک این شگردها تحت عنوان آگاهی بخشی جهت انتخاب اصلح منجر به ایجاد یک مساله تحت عنوان افشاگری در انتخابات شده است و ایجاد این مساله سیاسی_ اجتماعی به راحتی با اجرای راهکارهای مطرح شده در مدل لوزیک قابل مدیریت و جلوگیری از بحران ها و شکل گیری مساله های سیاسی_ اجتماعی دیگری است. نتایج : براساس یافته های تحقیق عدم مدیریت درست مساله افشاگری در انتخابات با تاکید بر مدل مساله شناسی لوزیک، منجر به شکل گیری افشاگری در ایام انتخابات به عنوان یک مساله سیاسی_اجتماعی مهم شده است که اگر براساس راهکارهای لوزیک مانند اخلاقیات سازمانی و انسانی این مساله مدیریت نشود نتایجی از جمله کاهش اثربخشی انتخابات یا چرخش نخبگان در بهبود وضع موجود و رفع مشکلات در نگاه مردم، همچنین کاهش سرمایه اجتماعی و نتایج دیگری از این دست را در پی دارد که انتظار می رود با مدیریت درست رسانه ها و پرهیز از آگاهی بخشی ذیل شگردهایی که با سو استفاده از این ابزار آگاهی بخش به بیان مطالبی با عنوان افشاگری ها در ایام انتخابات می پردازند که اثرات بسیار زیادی را در جامعه می گذارد و از جمله اثرات منفی مسئله افشاگری در داخل کشور کاهش مشارکت در انتخابات، و در خارج از کشور از دست دادن عزت ملی است که باید از آن جلوگیری کرد تا از طریق آن آرامش روانی و اعتماد سیاسی را به جامعه برگرداند.
کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت تبلیغات ایران، چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
128 - 77
حوزههای تخصصی:
طی چند سال گذشته هوش مصنوعی صنایع گوناگون را تحت تأثیر قرار داده است.در این میان صنعت تبلیغات نیز دستخوش تغییراتی شده است.به گونه ای که شاهد استفاده از هوش مصنوعی در مراحل مختلف فرایندهای تبلیغاتی هستیم.ما در این پژوهش با بررسی کاربردهای تبلیغاتی هوش مصنوعی در سطح جهانی به دنبال پاسخ به این سؤال بودیم که تاکنون در صنعت تبلیغات ایران چه استفاده هایی از هوش مصنوعی شده است.ما همچنین به دنبال شناسایی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی برای صنعت تبلیغات ایران بودیم. به همین منظور با استفاده از روش کیفی و نمونه گیری گلوله برفی با 6 نفر از متخصصان حوزه ی تبلیغات و هوش مصنوعی مصاحبه ی نیمه ساختاریافته و عمیق انجام شد.در کدگذاری اولیه به 20 کددست یافتیم که در مرحله دوم در سه مقوله محوری دسته بندی شدند.درمقوله ی محوری اول «چالش های پیش روی صنعت تبلیغات ایران برای استفاده از هوش مصنوعی»،در مقوله ی محوری سوم «اقدامات بایسته ی شرکت های تبلیغاتی برای استفاده از هوش مصنوعی» موضوع اصلی بحث است. با توجه به اینکه استفاده از هوش مصنوعی در تبلیغات ایران هنوز در مراحل اولیه خود به سر می برد هنوز شاهد استفاده های گسترده از آن نیستیم و بیشترین کاربرد هوش مصنوعی در صنعت تبلیغات ایران برای طراحی و تولید محتوای تبلیغاتی است. علاقه ی شرکت های تبلیغاتی برای رشد و پیشرفت، عامل بسیار مهمی در گام نهادن آنها در این مسیر جدید است. شناخت هوش مصنوعی و استفاده از فرصت های بزرگی که به وسیله ی آن ایجادشده است برای فعالین حوزه ی تبلیغات ضرورتی انکارناپذیر است.
سلوک دیجیتال: بازخوانی مفهوم خلوت و فنا در عصر شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
59 - 27
حوزههای تخصصی:
ظهور و گسترش شبکه های اجتماعی، صورت های سنتی خلوت و فنا را که ریشه در سلوک عرفانی و تجربه معنوی انسان داشت، دستخوش تحول بنیادین کرده است. در این پژوهش با رویکرد تحلیلی تفسیری و با اتکای بر مبانی عرفان اسلامی و فلسفه تکنولوژی، تلاش شده است نسبت میان حضور دیجیتال و خلوت درونی انسان معاصر بررسی شود تا امکان بازشناسی سلوک معنوی در بافت شبکه ای فراهم شود. روش مطالعه مبتنی بر تحلیل مفهومی و تطبیقیِ متن های عرفانی و گفتمان های ارتباطی معاصر است. یافته ها نشان می دهد که در زیست دیجیتال، خلوت از انزوا به «خلوت داده ای» و فنا از «فنا فی الله» به «فنا در اتصال» تغییر معنا یافته است؛ به گونه ای که فرد در مواجهه با سیلان اطلاعات، نوعی ریاضت داده محور و خویشتن داری ارتباطی را تجربه می کند. جمع بندی پژوهش بیانگر آن است که سلوک دیجیتال می تواند به منزله ی الگویی برای بازتعریف معنویت در عصر شبکه ها تعبیر شود؛ الگویی که میراث اخلاق خلوت و فنا را از سنت عرفانی به زیست جهانی متصل منتقل می کند و افق تازه ای برای تربیت رسانه ای و زیست معنوی انسان مدرن می گشاید.
جریان سازی رسانه ای سند محور در اخبار صداوسیما مطالعه موردی :قانون افزایش ظرفیت پزشکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قانون افزایش ظرفیت پزشکی، یکی از مهم ترین مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که در دی ماه 1400 به امضای رئیس جمهور رسید. اخبار صداوسیما نیز با ماموریت پیگیری اسنادبالادستی به ماجرا وارد شد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی چگونگی جریان سازی سند محور، با بررسی سه بخش خبری نیمروزی (14) و شبانگاهی (21) شبکه اول سیما و بخش خبری (20:30) شبکه دوم سیما در پیشبرد قانون افزایش ظرفیت پزشکی بوده است. در ابتدا تمامی فراورده های خبری منتشرشده تحلیل محتوای کمی شده اند و سپس به صورت هدفمند، اقدام به مصاحبه عمیق با سه دسته از سردبیران خبر، مسئولان شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسئولان وقت وزارت بهداشت شده است. نتایج نشان می دهد از بازه زمانی آبان 1400 تا تیرماه 1401 از سه بخش خبری ذکر شده ۴۱ فراورده خبری پخش شده اند. بخش خبری 20:30 به دلیل لحن انتقادی، کوتاه بودن و مصاحبه های صریح با مسئولان بیشترین تأثیر را بر مخاطبان و مسئولان داشته و پس از آن، بخش خبری 21 شبکه اول سیما، مورد اقبال مصاحبه شوندگان و مسئولان قرارگرفته است. به عقیده مصاحبه شوندگان، برگزاری برنامه های زنده گفت وگو محور با حضور کارشناسان تراز اول در حوزه پزشکی، می تواند در انتقال پیام و آشنایی با ادله موافق و مخالف، موثر واقع شود. تحلیل محتوایی نشان داد که تمرکز اصلی این اخبار پیگیری اجرای یکی از سیاست های کلان نظام سلامت بوده است. صداوسیما در این فرایند توانسته است نقش واسط را در میان مردم، نخبگان و سیاستگذاران ایفا کند.
بازخوانی آیه متعه (۲۴/ نساء) با رویکرد مفهوم ضرورت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
48 - 79
حوزههای تخصصی:
مسئله متعه، بهویژه در ارتباط با آیه ۲۴ سوره نساء، همواره از مباحث مناقشهبرانگیز در تفسیر و فقه اسلامی بوده و توجه گسترده مفسران و فقیهان مسلمان، بهویژه میان امامیه و اهل سنت را برانگیخته است. اهمیت این پژوهش در آن است که با وجود پژوهشهای فراوان درباره حکم متعه، تحلیل تفسیری-اجتماعی آیه یادشده با تمرکز بر مفهوم «ضرورت» در دو سطح فردی و اجتماعی کمتر موردتوجه قرارگرفته است. هدف اصلی تحقیق، تبیین کارکردهای تفسیری آیه استمتاع در چارچوب ضرورتهای نوپدید انسانی و اجتماعی و بازخوانی مفهومی حکم متعه در بسترهای مختلف اجتماعی است. روش تحقیق بهصورت توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانهای تنظیمشده است. در این راستا، تحلیل واژگانی و تفسیری آیه، همراه با بررسی دیدگاههای عالمان فریقین و تفسیرهای مبتنی بر شرایط اجتماعی صورت گرفته است. یافتههای تحقیق نشان میدهد در نگاه تفسیری امامیه، مشروعیت متعه مستند به ظاهر آیه، سنت نبوی و روایات اهلبیت (ع) است و تأکید بر واژههای «استمتاع» و «أُجورهن» دلالت بر ازدواج موقت دارد. همچنین مفهوم ضرورت در تبیین کارکرد اجتماعی متعه جایگاهی محوری دارد. نتایج بیانگر آن است که متعه در سطح فردی پاسخی به نیازهای غریزی و روانی به شمار میآید و در سطح اجتماعی میتواند ابزاری برای حفظ جامعه، بهویژه در شرایط بحرانی همچون جنگ یا کمبود امکانات باشد؛ ازاینرو ضرورتهای جمعی میتوانند ضرورت فردی ایجاد کنند. درنهایت، بازخوانی آیه استمتاع بر اساس نظریه ضرورت، افقی نوین برای فهم اجتماعی و تطبیقی احکام شرعی در دنیای معاصر میگشاید.
هویت فرهنگی و مشارکت اجتماعی در فضای دانشگاه (مطالعه مقایسه ای داده های سال های 1393 و 1403)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۰)
155 - 186
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مطالعه مقایسه ای رابطه بین هویت فرهنگی و مشارکت اجتماعی دانشجویان دانشگاه کاشان در سال های 1393 و 1403 می پردازد. مباحث نظری این پژوهش مبتنی بر دیدگاه رونالد اینگلهارت درباره مشارکت اجتماعی و نظرات آنتونی گیدنز، ویلیام گادیکانست، ماریلین برور و ماساکی یوکی پیرامون هویت فرهنگی است. روش تجربی تحقیق حاضر از نوع پیمایش اجتماعی بوده و جامعه آماری آن را دانشجویان دانشگاه کاشان تشکیل می دهند که از این میان، تعداد 500 نفر توسط فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه آماری انتخاب شده اند. این تعداد شامل 250 دانشجو در سال 1393 و 250 دانشجو در سال 1403 می شود. یافته های این مطالعه نشان می دهند که بین دو گروه دانشجویان در سال های 1393 و 1403 بر حسب تمامی ابعاد متغیر هویت فرهنگی و مشارکت اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد. به نحوی که میانگین تمامی متغیرهای پژوهش بر حسب داده های سال 1393 بیشتر از داده های سال 1403 بوده است. به علاوه، نتایج آزمون فرضیه های پژوهش گویای آن است که بین متغیرهای «هویت فرهنگی (بعد ملی)»، «هویت فرهنگی (بعد زبانی)»، «هویت فرهنگی (بعد تاریخی)»، «هویت فرهنگی (بعد هنری)» و «هویت فرهنگی (مجموع ابعاد)» با «مشارکت اجتماعی» رابطه مستقیمی در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. درنهایت، نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که مجموع ابعاد متغیر هویت فرهنگی در سال 1393 توانسته 1/29 درصد از واریانس مشارکت اجتماعی دانشجویان را تبیین نماید، درحالی که این میزان در سال 1403 به 6/16 درصد کاهش یافته است.
تحلیلی آینده پژوهانه از پیامدهای خودمراقبتی اجتماعی زنان در افق 1430: مطالعه ای در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
393 - 412
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خودمراقبتی اجتماعی پرورش هدفمند روابط سالم و تقویت تعاملاتی است که به زندگی ما غنا بخشیده و تأثیر عمیقی بر تاب آوری، نشاط و حمایت اجتماعی ادراک شده ما دارند. در جهان مملو از پیچیدگی و آسیب، کاوش درباره آینده های بدیلِ موضوعات مهمی چون خودمراقبتی اجتماعی در راستای تحقق جامعه ای سالم ضرورت می یابد. از این رو هدف پژوهش حاضر ارائه سناریوهایی از آینده وضعیت خودمراقبتی اجتماعی در چارچوب روش چرخ آینده است. روش و داده ها : روش تحقیق، تحلیل مضمون بوده و پیامدها با استفاده از تکنیک چرخ آینده، بازنمایی شده اند. علاوه براین، آینده ی وضعیت خودمراقبتی اجتماعی زنان شهر یزد سناریوپردازی شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش، 10 نفر از خبرگانِ حوزه علوم اجتماعی، پزشکی و مشاوره بوده اند و نمونه گیری براساس نمونه گیری هدفمند انجام شد. یافته ها: نتایج در قالب چرخ آینده ای که از 4 پیامد مرتبه اول، 11 پیامد مرتبه دوم و 24 پیامد مرتبه سوم تشکیل شده است، ارائه گردید. براساس پرتکرارترین و مهم ترین پیامدها و مشخص نمودن راهکارهای مدیریت آن، سناریوهای محتمل آینده خودمراقبتی اجتماعی در چشم انداز 1430 با عنوان ترمیم پیوندها و پیوندهای خشک شده، ارائه شدند و تداوم یا تغییر وضعیت مورد بررسی را به تصویر کشیدند. بحث و نتیجه گیری: برای دستیابی به تصویری خوشبینانه از آینده وضعیت خودمراقبتی اجتماعی زنان در یزد، یعنی ترمیم پیوندها، نیازمند تأسیس سازمان خودمراقبتی، آموزش خودمراقبتی اجتماعی، احیای مجدد سرمایه اجتماعی، افزایش سطح رفاه اجتماعی و شناسایی موانع تحقق خودمراقبتی اجتماعی در سطح مطلوب هستیم. پیام اصلی: فقدان مهارت های خودمراقبتی اجتماعی، زنان را با پیامدهای منفی متعددی همچون تنهایی، روابط پرخطر و نبود حمایت اجتماعی روبرو می سازد. درک این واقعیت و شناسایی این پیامدها، اهمیت توجه به سناریوهای محتمل در عرصه سیاستگذاری و راهکارهای مداخله ای برای تغییر این وضعیت را در اولویت قرار می دهد.
در جستجوی معنای رنج؛ واکاوی تجارب زیسته قربانیان تجاوز جنسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت به مثابه رفتاری که به نحو مؤثری در عرصه اجتماع خودنمایی می کند، از منظر جامعه شناختی قابل تحلیل است. پدیده خشونت به خصوص خشونت جنسی پدیده ای چندعاملی است. بر این مبنا علت و ابعاد بروز آن را باید در شکل های مختلف و مسائل بسیاری سراغ گرفت. این مطالعه با هدف بررسی نقش مادران در بزه دیدگی جنسی دختران انجام گرفته است.روش مطالعه حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی است. داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با رعایت اشباع نظری از بین 21 نفر از زنان و دختران کشور که حداقل یک بار مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، به روش نمونه گیری هدفمند و با رعایت حداکثر تنوع به دست آمده است.با توجه به پاسخ ها، شش مقوله مشخص شدند: 1. گسست و بحران در نقش مادری؛ 2. مادر و بازتولید آسیب های جنسی و عاطفی؛ 3. انفعال و انقیاد (مادران بی قدرت)؛ 4. شکست مادری؛ 5. تبعیض جنسیتی مادری؛ 6. روابط آشفته مادری. مقوله مرکزی در این پژوهش، چرخه بحران مادری، گسست نقش و زخم های بازتولید است.یافته ها نشان می دهد این مادران نقش مهمی در قربانی شدن دخترانشان داشته اند. نهایت امر اینکه مطابق یافته ها، بحران مادری یک چرخه خودتکثیرشونده است. مادرانی که به هر دلیلی خود قربانی ساختارهای خشونت بوده اند، در بازتولید آسیب ها در نسل بعدی نقش مهمی داشته اند. این چرخه محصول درهم تنیدگی عوامل ساختاری (مانند نابرابری جنسیتی)، نهادی (مانند ناکارآمدی سیستم های حمایتی)، و بین فردی (مانند ارتباطات خانوادگی مشوش) است؛ بنابراین خشونت جنسی صرفاً اتفاقی ساده نیست، بلکه فرایندی است که ریشه در بسترهای ژرف دارد.
نقش رهبری رسانه ای و شایستگی سرمایه انسانی در تقویت پایداری برند باشگاه پرسپولیس در افق ده ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پایداری برند در باشگاههای ورزشی حرفهای، یکی از عوامل کلیدی در موفقیت بلندمدت و ایجاد مزیت رقابتی پایدار است. باشگاه پرسپولیس، به عنوان یکی از پرهوادارترین و باسابقهترین باشگاههای فوتبال ایران، نیازمند راهبردهایی دقیق و علمی برای تقویت پایداری برند خود در فضای رسانهای و اجتماعی است. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل پیشرانهای کلیدی مؤثر بر پایداری برند این باشگاه انجامشده است. روششناسی: روش تحقیق، ترکیبی از تحلیل مضمون در مرحله کیفی و تکنیک دیمتل فازی در مرحله کمی بود. در گام نخست، با بهرهگیری از مصاحبههای نیمهساختاریافته با 17 نفر از خبرگان رسانه، مدیریت ورزشی و برندینگ، 35 پیشران فرعی در قالب 7 پیشران اصلی استخراج شد. سپس، با استفاده از تکنیک دیمتل فازی و تحلیل روابط علّی ـ معلولی میان مؤلفهها، جایگاه هر پیشران در ساختار تأثیرگذاری و تأثیرپذیری مشخص گردید. یافتهها: یافتهها نشان داد که سه پیشران «ارتباط با هواداران و افکار عمومی»، «ساختار و سیاستهای رسانهای» و «مدیریت بحران رسانهای» دارای بیشترین تأثیرگذاری در ساختار برند باشگاه هستند و به عنوان عوامل علی باید در اولویت مداخلات راهبردی قرار گیرند. در مقابل، «سرمایه انسانی برندمحور»، «انسجام درونسازمانی» و «سرمایه انسانی تیم رسانه» بیشتر تأثیرپذیر هستند. نتیجهگیری: این نتایج میتواند به تدوین نقشه راهی برای سیاستگذاری رسانهای باشگاههای ورزشی حرفهای کمک نماید و ابزاری کاربردی برای مدیران در جهت تقویت برند سازمانی فراهم سازد.
نقش رسانه در تسهیل عبور از بحران (آگاهی بخشی، مسئولیت پذیری و بازآفرینی اعتماد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش رسانه ها در مدیریت بحران های اجتماعی-سیاسی و زیست محیطی را می توان با استفاده از مدل چرخه ای تولید، انتقال و دریافت پیام به شکلی نظام مند تحلیل کرد. این مدل بر پاسخ گویی رسانه ها با شاخص هایی همچون دقت، شفافیت، آگاهی بخشی، اعتمادسازی، مسئولیت پذیری و بازسازی تأکید می نماید. در این فرآیند، رسانه ها با تولید محتوای معتبر و انتقال سریع و شفاف اطلاعات به مخاطبان، نقش کلیدی در تبدیل شناخت بحران به اعتماد عمومی ایفا می کنند. بحران های اجتماعی-سیاسی عمدتاً بار احساسی بالایی دارند، در حالی که بحران های زیست محیطی بیشتر ماهیتی عملیاتی و فنی دارند. شبکه های اجتماعی نیز از طریق تسهیل اطلاع رسانی و سازمان دهی اجتماعی، جایگاه برجسته ای در این فرآیند به دست آورده اند. موفقیت رسانه ها در مدیریت بحران تا حد زیادی به میزان استقلال آن ها و کیفیت زیرساخت های فناورانه وابسته است؛ با این حال، چالش هایی چون سانسور اطلاعات و ضعف زیرساختی می تواند کارآمدی این چرخه را مختل کند. اجرای این مدل می تواند مدیریت بحران را بهبود بخشیده و جامعه را برای مواجهه بهتر با بحران های آتی آماده سازد. از منظر علمی، ارزیابی کمی عملکرد رسانه ها و تحلیل تطبیقی مدل های مختلف رسانه ای در بحران ها از جمله پیشنهادهای مهم برای توسعه این حوزه به شمار می رود. در نهایت، رسانه ها با ایفای نقش کنشگر فعال در تقویت انسجام اجتماعی، ارتقاء مشارکت عمومی و بازسازی پس از بحران، نقشی تعیین کننده در کاهش اثرات بحران های مختلف ایفا می کنند