ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۴۹ مورد.
۱۰۱.

تحلیل دوام ازدواج زنان مطلقه با و بدون فرزند: رویکرد مدل های شکنندگی بقا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه و هدف: ازدواج موف ق و پای دار، باع ث افزای ش س لامتی و نش اط اف راد می ش ود؛ حضور فرزندان در خانواده، علاوه بر اینکه دارایی و سرمایه ویژه زوجین محسوب می شود می تواند نقش مؤثری در کاهش طلاق ایفا نماید. هدف مطالعه حاضر مقایسه مهم ترین عوامل مؤثر بر دوام ازدواج اول زنان مطلقه با و بدون فرزند با استفاده از مدل های شکنندگی بقا بود.  روش و داده ها: در این مطالعه از داده های موج اول پیمایش مقطعی طلاق سازمان ثبت احوال کشور (1396-1397)، استفاده شد و دوام ازدواج اول به ترتیب 469 و 756 نفر از زنان مطلقه بدون فرزند و دارای فرزند با به کارگیری جنگل های تصادفی و مدل های شکنندگی بقا و استفاده از نرم افزارهای Spss ، R و Stata تحلیل شد.  یافته ها: براساس مدل های وایبل با شکنندگی مشترک، از میان متغیرهای منتخب، وضعیت زنده بودن پدر، سن ازدواج زن و همسر و تعداد سال های تحصیل زن بر دوام ازدواج زنان هر دو گروه و متغیرهای تعداد سال های تحصیل مادر، تعداد سال های تحصیل همسر، وضعیت شغلی، طلاق عاطفی، متقاضی طلاق و محل سکونت بعد از طلاق تنها بر دوام ازدواج زنان مطلقه بدون فرزند و متغیرهای تعداد سال های تحصیل پدر، تعداد خواهر و برادر همسر، سن فرزند اول، تعداد فرزند و وضعیت حضانت فرزند تنها بر دوام ازدواج زنان مطلقه دارای فرزند معنی دار شدند.  بحث و نتیجه گیری : یافته ها نشان داد که دوام ازدواج اول در میان زنان با تعداد فرزندان بیشتر و نیز مسئولیت حضانت، بیشتر است که می تواند ناشی از افزایش هزینه های خروج از ازدواج، تعهد مضاعف به ثبات خانواده برای فرزندان، یا فشارهای اجتماعی-فرهنگی باشد. با این حال، با افزایش سن فرزند اول، احتمال وقوع طلاق بیشتر می شود که ممکن است نشان دهنده کاهش وابستگی والدین به نقش های خانوادگی، ظهور مجدد تعارضات زناشویی پس از گذر از سال های اولیه رشد فرزند، یا فرصت های تازه برای استقلال اقتصادی و اجتماعی مادر باشد. این روندها نشان می دهند که پویایی خانواده در طول چرخه زندگی، به طور پیچیده ای با تصمیم های مربوط به طلاق درآمیخته است.  پیام اصلی: میانگین دوام ازدواج زنان بدون فرزند 77.5 ماه و دارای فرزند 190.1 ماه است. این تفاوت قابل توجه می تواند ناشی از افزایش «هزینه های طلاق» (هم مالی و هم عاطفی) با حضور فرزندان در ازدواج های با ثبات کمتر و تعهد مضاعف والدین برای حفظ محیط خانوادگی پایدار برای فرزندان و همچنین نقش احتمالی فرزند به عنوان عامل انسجام بخش در زندگی زناشویی در ازدواج های با ثبات بیشتر باشد. بنابراین، تأثیر فرزندآوری بر طول مدت ازدواج می تواند بسته به کیفیت اولیه و استحکام رابطه، از مسیرهای متفاوتی تبیین شود.
۱۰۲.

الگوی انضباط سازمانی تعالی بخش با تأکید بر آموزه های اسلامی؛ گامی مهم درالگوی پیشرفت اسلامی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۳
انضباط در هندسه معرفت اسلامی ضمن تأکید بر اصول کرامت انسانی، ویژگی تعالی بخشی داشته و بنا دارد زمینه رشد استعدادهای مادی و معنوی افراد را مهیا سازد. معاشرت انضباط یافته میان افراد و سازمان ها یکی از مؤلفه های مهم و اساسی حیات هر سازمانی است. بدون انضباط سازمانی تعالی بخش بقای هر سازمانی به خطر افتاده و شالوده آن از هم خواهد پاشید. هدف این پژوهش فهم و طراحی الگوی انضباط سازمانی تعالی بخش با تأکید بر آموزه های اسلامی به عنوان گامی مهم در الگوی پیشرفت اسلامی است. در این پژوهش با بهره گیری از روش ترکیبی به شناسایی عناصر الگوی انضباط سازمانی تعالی بخش با تأکید بر آموزه های اسلامی و ترسیم روابط بین آن ها، پرداخته شده است. در بخش کیفی، با استفاده از روش تحلیل مضمون، به شناسایی ابعاد الگوی انضباط سازمانی با تأکید بر آموزه های اسلامی، پرداخته شده و در ادامه با روش کمی مدل سازی ساختاری-تفسیری، سطح بندی معیارها انجام شده است. نتایج نشان می دهد که عناصر اصلی الگوی انضباط سازمانی تعالی بخش با تأکید بر آموزه های اسلامی عبارتند از: رشد و توسعه فردی، رشد و ارتقا خودکنترلی، رشد و ارتقا رهبری، رشد و ارتقا فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزش های دینی، رشد و ارتقا کیفیت عملکرد سازمانی، بهبود محیط کاری در راستای رشد معنوی کارکنان، رشد و ارتقا جنبه های مادی و معنوی در کار، رشد و ارتقا عدالت محوری و رشد و ارتقا مسئولیت اجتماعی است. همچنین نتایج نشان داد، 2 عامل «رشد و ارتقا فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزش های دینی» و «بهبود محیط کاری در راستای رشد معنوی کارکنان»، دارای بیشترین قدرت نفوذ و کمترین میزان وابستگی هستند.
۱۰۳.

الزامات ایجاد زیست بوم پایدار در حوزه ارزیابی خط مشی فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
با گسترش شبکه اینترنت و ایجاد تغییرات جدی در شیوه ارتباط بین انسان ها با یکدیگر، تغییر در تعاملات و نظام های اجتماعی و همچنین تحول در عرصه حکمرانی عمومی، فضای مجازی به عنوان عرصه ای جدید حکمرانی، پیش روی خط مشی گذاران قرار گرفته است. به دلیل ویژگی های خاص فضای مجازی، مراحل چرخه ی خط مشی گذاری در این بستر با رویکردهای تازه ای مواجه شده اند. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی الزامات راه اندازی زیست بوم پایدار در حوزه ارزیابی خط مشی فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران و با تأکید بر ضرورت حکمرانی مؤثر در این عرصه پیچیده، صورت گرفته است. این تحقیق اکتشافی بوده و با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 11 خبره حوزه خط مشی گذاری فضای مجازی جمع آوری شده اند . تحلیل یافته ها نشان می دهد که زیست بوم ارزیابی خط مشی در ایران، ناپایدار است و با چالش های متعددی روبه رو است. در چرخه خط مشی گذاری، بر اساس چارچوب های نظری (حکمرانی چند ذی نفعی و تاب آوری سایبری)، الزامات تحول در سه سطح محوری پیشنهاد شده است: سطح نهادی، سطح فناورانه و سطحِ مفهوم و مشارکت. در سطح فناورانه پیشنهاد شده است که یک سازمان فرابخشی ارزیابی، برای نظارت، رفع تعارض نقش ها و یکپارچه سازی سیاست ها در نظر گرفته شود. در سطح فناورانه بر توسعه زیرساخت ها و فناوری های بومی برای تقویت تاب آوری سایبری تأکیدِ شده است و در سطح مفهوم و مشارکت، بازتعریف شاخص های ارزیابی بومی که هم زمان امنیت سایبری، اقتصاد و ارزش های اجتماعی-فرهنگی را پوشش دهد و همچنین طراحی سازوکارهای مشارکت فعال ذی نفعان، پیشنهاد شده و مورد بررسی قرار گرفته است. 
۱۰۴.

سلوک دیجیتال: بازخوانی مفهوم خلوت و فنا در عصر شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۳
ظهور و گسترش شبکه های اجتماعی، صورت های سنتی خلوت و فنا را که ریشه در سلوک عرفانی و تجربه معنوی انسان داشت، دستخوش تحول بنیادین کرده است. در این پژوهش با رویکرد تحلیلی تفسیری و با اتکای بر مبانی عرفان اسلامی و فلسفه تکنولوژی، تلاش شده است نسبت میان حضور دیجیتال و خلوت درونی انسان معاصر بررسی شود تا امکان بازشناسی سلوک معنوی در بافت شبکه ای فراهم شود. روش مطالعه مبتنی بر تحلیل مفهومی و تطبیقیِ متن های عرفانی و گفتمان های ارتباطی معاصر است. یافته ها نشان می دهد که در زیست دیجیتال، خلوت از انزوا به «خلوت داده ای» و فنا از «فنا فی الله» به «فنا در اتصال» تغییر معنا یافته است؛ به گونه ای که فرد در مواجهه با سیلان اطلاعات، نوعی ریاضت داده محور و خویشتن داری ارتباطی را تجربه می کند. جمع بندی پژوهش بیانگر آن است که سلوک دیجیتال می تواند به منزله ی الگویی برای بازتعریف معنویت در عصر شبکه ها تعبیر شود؛ الگویی که میراث اخلاق خلوت و فنا را از سنت عرفانی به زیست جهانی متصل منتقل می کند و افق تازه ای برای تربیت رسانه ای و زیست معنوی انسان مدرن می گشاید.
۱۰۵.

سند تحول بنیادین آموزش وپرورش؛ آینده پژوهی و چشم اندازهای پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۲۹
سند تحول بنیادین آموزش وپرورش مهم ترین سند سیاست گذاری نظام تعلیم و تربیت کشور است که اهداف آموزش وپرورش را تعیین و چشم اندازهای پیش روی آن را مشخص می سازد. در یک دهه گذشته برنامه های متعددی برای عملیاتی شدن آن اجرا شده است؛ اما همچنان اجرایی نشدن سند به عنوان مسئله آموزش وپرورش مطرح و از ضعف برنامه ها در اجرای آن انتقاد می شود. با این وضعیت سؤال این است که آینده سند تحول بنیادین آموزش وپرورش چه خواهد شد؟ برای پاسخ به این پرسش، در این مقاله سند تحول بنیادین آموزش وپرورش به عنوان سند بازتاب دهنده یک معرفت در جامعه در نظر گرفته شده و با بهره گیری از جامعه شناسی معرفت و روش تحلیل علّی لایه ای، در چهار سطح مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که این سند به عنوان متن بازتاب دهنده معرفت های موجود در جامعه، از یک سو از جامعه متأثر شده و از سوی دیگر در جریان فعالیت های سیاسی تحت تأثیر قرار می گیرد. ازاین رو آینده آن در جدال بین معرفت بازتاب یافته در این سند و سایر معرفت های موجود پیرامون آموزش وپرورش، قابل شناسایی است. با بررسی این جدال ها امکان بروز سه وضعیت شامل: تضادوکشمکش معرفت ها، توافق بین معرفت ها برای باز تعریف مفاهیم سند و یا توافق بر سر تدوین سند جدید، قابل شناسایی است که هر کدام از آن ها چشم انداز متفاوتی را پیش روی سند تحول بنیادین آموزش وپرورش قرارمی دهد.
۱۰۶.

مطالعه پدیدارشناختی مهاجرت بین المللی دختران تحصیل کرده ایرانی (مورد مطالعه دختران مراجعه کننده به اداریه تعاون، کار و رفاه اجتماعی شهرستان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۴۶
مهاجرت بین المللی افراد پدیده ای کهن است. امروزه الگو، روند و میزان این نوع مهاجرت تغییر یافته است، تا جائی که زنان تحصیل کردیه جویای کار بیشتر از کشورهای توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته تر مهاجرت می کنند. الگویی که با نام زنانه شدن مهاجرت شناخته می شود؛ ویژگی های خاص خود را دارد و کمتر درباریه آن مطالعه و تحقیق شده است. متناسب با اهمیت موضوع و کمبود مطالعات کیفی مربوط، هدف این مقاله تحلیلِ پدیدارشناسانیه دلایل و زمینه های مرتبط با مهاجرتِ دختران تحصیل کردیه ایرانی با کمکِ رویکرد پدیدارشناسی تفسیری اسمیت بوده است. شیویه نمونه گیری هدفمند و غیرتصادفی بوده است و از روش مصاحبیه نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده ها استفاده شد. تحلیل داده ها براساس مراحل و شاخص های پیشنهادی اسمیت صورت گرفت. تحلیل داده ها نشان داد نوعی «ناهم زمانی خواست با اقدام به مهاجرت» ویژگی تجربیه مشترک میل به مهاجرت مشارکت کنندگان بوده است و اینکه واحدهای جامع تجربیه این دختران از مهاجرت را می توان ذیل شبکیه درهم تنیدیه مجموعه مضامین توصیف و تفسیر کرد؛ ازجمله: 1- فرار از تنگناهای چندگانه و تحققِ آرزوها در آرمان شهر غرب؛ 2- خودشکوفایی در پرتوی قدرشناسی و کسب سرماییه اجتماعی؛ 3- احساس تبعیض و محرومیت چندگانه؛ 4- تحقق حداقل های اقتصادی برآورده نشده؛ 5- رهایی از احساس ناامنی چندجانبه و 6- مشوق های بی قیدوشرط شبکیه ارتباطی.
۱۰۷.

JCPOA’s Online Discourse: A Meta-Analysis

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۲۱۲
Background: Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA) signed in 2015, limited Iran’s nuclear program in exchange for sanctions relief. The U.S. withdrew in 2018, but talks continue to revive the deal.Aim: This meta-analysis examines how academic research from 2017 to 2024 has analyzed the JCPOA through the lens of critical discourse studies, revealing the interplay of language, power, and identity in constructing meaning around the agreement.Methodology: This meta-analysis synthesizes 27 peer-reviewed studies (2017–2024) to examine the discursive construction of JCPOA through critical discourse analysis (CDA) frameworks.Discussion: The study reveals how competing narratives shaped the agreement’s trajectory, focusing on three key dimensions: (1) transatlantic policy divergences, where EU multilateralist discourses clashed with U.S. unilateralist "America First" rhetoric under Trump, exacerbating diplomatic rifts; (2) domestic Iranian narrative battles, where reformist and conservative factions framed the JCPOA as either pragmatic diplomacy or ideological betrayal, leveraging media and social media to delegitimize opponents; and (3) diplomatic communication strategies, where translational asymmetries and linguistic negotiation underscored the politicized nature of interstate dialogue.Conclusions: The study demonstrates how discourse not only reflected but actively produced geopolitical realities, generating new identities (e.g., Iran as "resistant"), policies (e.g., maximum pressure), and material outcomes (e.g., renewed uranium enrichment).
۱۰۸.

ارائه الگوی بومی استراتژی های بازاریابی در موسسات فرهنگی و هنری شهر مشهد با رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۲
استراتژی های بازاریابی در صنایع فرهنگی و هنری نقشی کلیدی در توسعه ی بازار و ایجاد ارتباط مؤثر با مخاطبان دارند. با توجه به کمبود منابع بومی در این زمینه، هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی بومی استراتژی های بازاریابی برای مؤسسات فرهنگی و هنری شهر مشهد است. این پژوهش با رویکرد کیفی و در دو مرحله انجام شد: در مرحله ی نخست، مقالات ده سال اخیر از پایگاه های علمی معتبر داخلی و بین المللی هدفمند انتخاب شدند. این مقالات با استفاده از ابزار ارزیابی مهارت های حیاتی (CASP) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفتند و در نهایت ۷۵ مقاله واجد شرایط تأیید شد. سپس، با روش تحلیل محتوا، ۴۰۸ کد اولیه استخراج گردید که در قالب ۳۳ کد محوری و ۷ مقوله ی اصلی دسته بندی شد. در مرحله ی دوم، به منظور بومی سازی یافته ها، با ۱۲ نفر از خبرگان مؤسسات فرهنگی و هنری شهر مشهد، که به صورت هدفمند انتخاب شده اند، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد. داده های حاصل از این مصاحبه ها، با روش تحلیل مضمون، کدگذاری گردید. الگوی مفهومی طراحی شده شامل مؤلفه هایی در محورهای تحلیل محیطی، هدف گذاری، تقسیم بندی بازار، موقعیت یابی در حوزه ی فرهنگ و هنر، محصول فرهنگی و هنری، قیمت گذاری و تبلیغات است. این الگو می تواند به عنوان ابزاری راهبردی برای بهینه سازی فعالیت های بازاریابی در مؤسسات فرهنگی و هنری شهر مشهد، و ایجاد مزیت رقابتی در مواجهه با بازار رقابتی عصر حاضر مورد استفاده قرار گیرد.  
۱۰۹.

ارزیابی سیاست های کلی فرهنگی برنامه های توسعه در دوره چشم انداز 1404(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
یکی از مهم ترین ضعف های قوانین برنامه های پنج ساله توسعه، عدم تحقق سیاست های کلی فرادست این برنامه ها در اغلب بخش ها به ویژه در بخش فرهنگ است. میزان انطباق بین این دو سطح از سیاست گذاری و برنامه ریزی را می توان در مفاد، مختصات و منطوق سیاست های کلی جستجو نمود. هدفی که این مطالعه در پی بررسی آن بوده، ارزیابی سیاست های کلی برنامه های توسعه در بخش فرهنگ است. این مطالعه به روش ترکیبی شامل مطالعه کیفی با تکنیک تحلیل مضمونی سیاست ها و استخراج مقولات اساسی آنها و سپس مطالعه کمی به روش مصاحبه ساختاریافته با 14 نفر از کارشناسان حوزه برنامه ریزی فرهنگی که به صورت هدفدار انتخاب شدند، صورت پذیرفته است. نتایج حاصله نشان داد که سیاست های کلی برنامه پنجم بالاترین نمره ارزیابی و سیاست های کلی برنامه چهارم در رتبه دوم و سیاست های کلی برنامه ششم در جایگاه سوم قرارگرفته و هر سه مجموعه دارای نمره بالاتر از متوسط و در حد مطلوب ارزیابی شده است. همچنین در بین مؤلفه های مختلف، انطباق با مبانی فرادستی و قانون اساسی بالاترین نمره و زمانمندی و انطباق با منابع بودجه ای در کمترین حد انطباق ارزیابی شده است. به علاوه سیاست های کلی برنامه چهارم دارای کمترین و سیاست های کلی برنامه ششم دارای بیشتری اثربخشی در اجرا بوده است. در خصوص اثربخشی و نفوذ سیاست های کلی در مرحله تقنین، بالاترین اثربخشی از آن برنامه پنجم و کمترین اثربخشی مربوط به برنامه چهارم ارزیابی شده است.
۱۱۰.

تحلیل جامعه شناسی اقتصاد شهرت و کنش های مسئولیت اجتماعی اینفلوئنسرهای اینستاگرامی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۰۲
با گسترش شبکه های اجتماعی، اینفلوئنسرها به کنشگرانی کلیدی در عرصه عمومی ایران تبدیل شده اند. این پژوهش به تحلیل جامعه شناختی اقتصاد شهرت می پردازد؛ پدیده ای که در آن دیده شدن در فضای دیجیتال به سرمایه ای نمادین و فرهنگی بدل شده و زمینه تبدیل آن به سرمایه های اقتصادی و اجتماعی را فراهم می سازد. هدف تحقیق بررسی چگونگی به کارگیری استراتژیک این سرمایه ها از سوی اینفلوئنسرها و نقش کنش هایی چون مسئولیت اجتماعی و فعالیت های خیریه در مشروعیت بخشی به کنش دیجیتال آن هاست. مطالعه حاضر با استفاده از روش کیفی و تحلیل گفتمان انتقادی (CDA)، فعالیت های ۱۲ اینفلوئنسر مطرح ایرانی در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ را تحلیل می کند. چارچوب نظری این تحقیق بر مبنای نظریه سرمایه های بوردیو، مدل نمایشی گافمن، و مفهوم «اقتصاد توجه» فرانک شکل گرفته است. نتایج نشان می دهد کنش های خیریه اینفلوئنسرها ماهیتی پیچیده و دوگانه دارند. برخی واقعاً تعهد اجتماعی دارند، اما اکثریت از استراتژی های نمایشی برای ساخت برند شخصی و بازاریابی فضیلت بهره می گیرند؛ به طوری که مرز میان کنش اخلاقی و خودنمایی محو می شود. در نهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که اقتصاد شهرت در ایران به اکوسیستمی بدل شده است که در آن کنش اجتماعی در هم تنیدگی با منافع شخصی و اقتصادی عمل می کند. بهره برداری از مسئولیت اجتماعی اغلب نه از سر تعهد اخلاقی، بلکه به مثابه ابزاری برای انباشت توجه و تبدیل آن به منافع ملموس به کار گرفته می شود. این وضعیت، لزوم شکل گیری نهادهایی برای تدوین و اجرای چارچوب های اخلاقی و شفافیت را برجسته می سازد. ارتقای سواد رسانه ای و تدوین دستورالعمل های روشن اخلاقی، گام هایی ضروری برای هدایت این پدیده به سمت تحولی واقعی در عرصه اجتماعی است.
۱۱۱.

تمدن اخلاقی برساختی در فلسفه مالک بن نبی و لوازم مترتب بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۲۵
این مقاله به بازخوانی انتقادی اندیشه تمدنی مالک بن نبی می پردازد و نشان می دهد که او چگونه از رهگذر نقد مبانی پیش فرض شده تمدن غربی، افق هایی نو برای بازسازی تمدن اسلامی می گشاید. مسئله اصلی آن است که به زعم بن نبی، تمدن غربی حقیقتی جهان شمول و فراامتی را مسلم می انگارد و آن گاه تجلی تمدنی خود را صورتی کامل از آن حقیقت مطلق جهان شمول می بیند. اما در نقطه مقابل، بن نبی بر این باور است که حقیقت امری است مقید، موقعیت مند و مبتنی بر ساختارهای جمعی هر امت. حقیقت اطلاق ناپذیر است و هیچ قومی را نمی توان مالک تمامیت آن دانست. این پژوهش به روش تحلیلی-تطبیقی و بر پایه داده های کتابخانه ای سامان یافته و با بهره گیری از تکنیک تحلیل مضمونی، در پی استخراج مؤلفه های کلان اندیشه تمدنی بن نبی است. یافته ها نشان می دهد بن نبی روح حاکم بر هر امت و فرهنگ ساری در آن را، عامل سازنده حقیقت قومی می داند. بر این بنیاد، مسلمانان را به ساخت تمدنی متناسب با ظرفیت ها، سلایق و تمایزات وجودی خویش فرامی خواند. در سپهر اخلاق، دستگاه فکری او به سوی نوعی «وظیفه گرایی امت مدار» میل می کند که در آن، تکلیف اخلاقی نه از عقل فردی، بلکه به واسطه ضمیر جمعی امت، برعهده فاعل اخلاقی نهاده می شود. در این هندسه تمدنی، تقدم با جنگ است نه صلح؛ چرا که هر تمدنی برای صیانت از تعین خویش، ناگزیر از ستیزی دائمی با دیگر تمدن ها است. همچنین با التزام به این چارچوب، دین و سیاست چنان درهم تنیده می شوند که اخلاق تابع شریعت می شود و اعتبار جهان شمول حقوق بشر غربی زیر سؤال می رود. درنتیجه هر امتی خود را محق می داند که دستگاه حقوقی ای متناسب با هویت و تمدن خویش بنیان نهد.
۱۱۲.

تحلیل محتوای توسعه سازمان های رسانه ای با رویکرد مهندسی ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
رسانه ها مهمترین وسیله جهت رسیدن به اهداف فرهنگی و اجتماعی قلمداد می شوند و به تبع آن سازمان های رسانه ای نقطه اتصال محتوای رسانه ها با نظام های سیاسی، فرهنگی و اجتما عی هستند که توسعه آنها به توسعه همه جانبه در کشور کمک می کند. هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل محتوای توسعه سازمان های رسانه ای با استفاده از فرآیند مهندسی ارزش است. پژوهش حاضر به شکل کیفی و از طریق تحلیل محتوا انجام شد. با 9 نفر از مدیران سازمان های رسانه ای(خبرگزاری بین المللی قرآن؛ رادیو معارف، رادیو قرآن، شبکه قرآن و روزنامه جام جم) مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت و سپس سه مرحله کدگذاری (استخراج مفاهیم اساسی، مقوله ها، و گزاره ها) جهت تحلیل داده ها انجام شد. نتایج نشان داد به کارگیری نیروی انسانی متخصص، خوش فکر؛ تشکیل کارگروه توسعه؛ توسعه مهارت مدیران میانی؛ و برقراری ارتباط مستمر با سازمان ها در حوزه توسعه منابع انسانی کاربردی ترین ایده است. در حوزه توسعه امکانات و تجهیزات مهمترین ایده، بهره گیری از سیاست های بودجه بندی صحیح و توسعه فناوری های جدید است؛ لزوم استفاده از فناوری های جدید جهت ارتقای سایت و سئو، پخش برنامه ها از تلویبیون و ایران صدا، استفاده از تکنیک های پوشش خبری، تکنیک های اقناع مخاطب، مخاطب سنجی و تولید محتوا بر مبنای نظرات مخاطبان داخلی و بین المللی؛ پژوهش محور نمودن فرآیندهای سازمانی، پرهیز از سانسور، اغراق، شایعه و عدم شفافیت؛ اهمیت به خلاقیت و حمایت مادی و معنوی از کارمندان خلاق؛ پیگیری امور تا اجرایی شدن ایده ها؛ از مهمترین یافته های پژوهش است. در راستای توسعه سازمان های رسانه ای، می بایست منابع انسانی به خلاقیت مجهز شوند تا با استفاده از تکنیک هایی مثل مهندسی ارزش، امکانات سازمان را در جهت حصول توسعه به کار بگیرند و مدیران به جنبه های اساسی توسعه توجه داشته باشند.
۱۱۳.

تسلّط مجدد طالبان و مهاجرت به ایران: مطالعه کیفی ابعاد و بسترهای تصمیم به مهاجرت در میان اتباع افغانستانی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۳۸
این مقاله به دنبال واکاوی ابعاد و فرایند موج اخیر مهاجرتی از افغانستان به شهر تهران بعد از روی کار آمدن مجدد طالبان است. مطالعه با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد برساخت گرا این مقاله می خواهد درک و تجربه مهاجران افغانستانی ساکن در تهران را از تصمیم گیری به مهاجرت در زمان قدرت گرفتن مجدد طالبان در افغانستان کندوکاو کند. برای این منظور، اطلاعات مورد نیاز از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 25 مشارکت کننده در شهر تهران گردآوری شد. برپایه نتایج تحلیل داده ها، 11 مقوله استخراج شد که عبارتند از: هراس جمعی، محدودیت ها و تعصبات اجتماعی، فقر و بیکاری، همجواری با ایران، ورود آسان تر به ایران، امکانات آموزشی ایران، نبود جنگ و ناامنی در ایران، دین و زبان مشترک، و مضیقه اقتصادی. در نهایت مقوله مرکزی"مهاجرت غیرارادی" به دست آمد. از اینرو، مهاجران اخیر افغانستانی به ایران بعد از قدرت گرفتن طالبان عمدتاً به دلیل ناامنی و هراس جمعی، تعصبات اجتماعی و قومی، فقر و بیکاری، نداشتن قابلیت مهاجرت به کشورهای دیگر، مجبور به مهاجرت به ایران شده اند. برقراری امنیت پایدار در افغانستان، بازگشت داوطلبانه و بازادغام مهاجران موج اخیر و در نهایت اعطای اقامت گزینشی به برخی از مهاجران در جهت مدیریت جریان اخیر مهاجرتی پیشنهاد می شود.
۱۱۴.

تأثیر عرف اجتماعی بر نگرش مفسران و فقها در زمینه «عدالت جنسیتی» با تأکید بر نظر کارن بائر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۷۳
با گذر زمان و تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی هر دوره، تغییر نگرش مفسران و فقها اجتناب ناپذیر خواهد بود و دخالت دادن عرف و اقتضائات عصری در رویکرد تفسیری و استنباط های فقهی عالمان امری مسلم و حتی لازم به نظر می رسد. مباحث مربوط به «عدالت جنسیتی» و «سلسه مراتب جنسیتی» از مباحث چالش برانگیزی است که عالمان در هر دوره رویکرد خاصی را نسبت به آن اتخاذ کرده اند و بی تردید عرف جامعه می تواند بر نگرش عالمان به این مسائل اثرگذار باشد. کارن بائر در کتاب سلسله مراتب جنسیتی در قرآن: تفاسیر کهن، پاسخ های نو با اتخاذ این مبنا که برخی از آیات قرآن کریم مفهوم «سلسله مراتب جنسیتی» را دربردارند به بررسی تاریخی (درزمانی) تفاسیر مرتبط با آیات مذکور در منابع تفسیری سده های میانی تا مدرن پرداخته و ادعا می کند عرف اجتماعی بر شکل گیری نظریات تفسیری و فقهی مؤثر بوده است. در این پژوهش، ضمن ترجمه و دسته بندی اظهارنظرهای بائر، ادعای او در مورد تأثیر عرف اجتماعی بر تفسیر مفسران و استنباط های فقها به روش توصیفی-تحلیلی تبیین و نگرش عالمان نسبت به «عدالت جنسیتی» بررسی می شود. بر اساس نتایج مبتنی بر این تحقیق، در سده های میانی که عرف جامعه به برتری مردان متمایل بود، «سلسله مراتب جنسیتی» عین عدالت محسوب می شد؛ اما در دوره معاصر که عرف مقبول جامعه، تساوی زن و مرد است، «سلسله مراتب جنسیتی» ناقض عدالت در نظر گرفته می شود. در این میان، برخی عالمان تجدیدنظرطلب معتقدند در راستای عدالت جنسیتی، باید آیات ناظر بر سلسله مراتب جنسیتی بازتفسیر و احکام سنتی زنان با احکامی متناسب با عصر حاضر جایگزین شود. بی تردید، عرف اجتماعی می تواند به تفسیر دوباره آیات و تحول احکام منتهی شود؛ اما باید توجه داشت «عدالت جنسیتی» از منظر اسلام آن است که زن و مرد، با پذیرش تفاوت های طبیعی خود در نقش هایی متناسب با توانمندی های جسمی و روحی خویش قرار گیرند تا زمینه ساز سلامت خانواده و پویایی جامعه باشند.
۱۱۵.

گرایش به ارزش های مدرن و رابطه آن با هویت ایرانی، اسلامی و انقلابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
امروزه با گسترش فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی و ظهور پدیده ای به نام فضای مجازی، از یک طرف شاهد ظهور ارزش ها و معانی جهانی در روابط جوامع هستیم، از طرف دیگر این ارزش ها و معانی ممکن است سبب شکل گیری تقاضاهای جدید، بدبینی نسبت به آموزه های ایدئولوژیک در بین شهروندان شود و نوعی شهروندی چندگانه (منظور شهروندانی که هم به ارزش ها، نمادها و معانی ملّی احساس تعلق می کنند و هم به معانی، نمادها و ارزش های جهانی) شکل گیرد، در نتیجه بین شهروندان شاهد تکثرگرایی ارزشی و هویتی هستیم. گسترش ارزش های مدرن به مدد فضای مجازی تاروپود جامعه جدید را درهم تنیده است. این احتمال وجود دارد که گرایش به این ارزش ها بر اولویت ها و جهت یابی افراد تأثیر داشته باشد. جوامع به دلیل فقدان کنترل همه جانبه بر وسایل ارتباطی نوین، توانایی اقناع احساس تعلق و تعهد به اهداف، ارزش ها و حفظ عناصر هویت بخش را از دست داده اند. مقاله حاضر که رهاورد یک تحقیق است با این هدف سازمان یافته که رابطه گرایش به ارزش های مدرن با هویت اجتماعی را بررسی نماید. الگوی نظری این تحقیق تلفیقی از نظریات گیبینز، گیدنز و جیمسون است. این پژوهش براساس این فرضیه شکل گرفته است که هر چه افراد بیشتر به ارزش های مدرن گرایش پیدا کنند، هویت ملی، دینی و انقلابی آنها بیشتر تضعیف خواهد شد. این تحقیق با روش پیمایش انجام شده است. جمعیت آماری تحقیق، شهروندان بالای 15 سال شهر تهران است. یافته های تحقیق نشان می دهد که گرایش به ارزش های مدرن رابطه ای معکوس و معنادار با هویت ایرانی، هویت اسلامی و هویت انقلابی دارد.  
۱۱۶.

نقش شبکه های محلی آنلاین در قدرت یابی زنان طبقۀ فرودست در استان تهران (مطالعه ای بر اساس داده کاوی کلان داده های اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۲۷۲
در این تحقیق که با داده کاوی بر روی کلان داده های اینستاگرام انجام شده است، با استفاده از روش اجتماع یابی بر روی شبکه روابط مابین 11 هزار و 515 صفحه پُرمخاطب محلی در استان تهران در سال 1403، تأثیرگذارترین شبکه ها و میدان های محلی در استان تهران شناسایی و پیکربندی شده اند. نتایج این تحقیق نشان داد که در سال های اخیر به واسطه فراگیرترشدن استفاده از اینترنت در زندگی روزمره شهروندان، زنان طبقه فرودست توانسته اند با تشکیل تدریجی شبکه های محلی آنلاین، به طور گسترده ای مشاغل خُرد و غیررسمی برای خود ایجاد کرده و همچنین به طور ناخواسته به نیروی اجتماعی جدیدی در تغییرات اجتماعی و سیاسی تبدیل شوند. قطب های مسلط در میدان های محلی شناسایی شده به ترتیبِ وسعت شبکه عبارت اند از: زنان دارای مشاغل آنلاین، سلبریتی ها، محافظه کاران، مرکزنشین ها، لات ها، ترک زبان ها و کفتربازها. در بین این هفت میدان محلی آنلاین، بیش ترین مرجعیت صفحه های پُرمخاطب ملی، به ترتیب در میدان سلبریتی ها، زنان شاغل و محافظه کاران دیده می شود و ازاین جهت این سه میدان محلی آنلاین، قابلیت تأثیرگذاری مستقیم تری بر نگرش ها و رفتارهای سیاسی شهروندان دارند. میدان های محلی زنانِ دارای مشاغل آنلاین به طور معناداری در مناطقی از استان تهران قدرت بیش تری دارند که مهاجرپذیرترند، در سال های اخیر در آن ها شهرک سازی انجام شده و نهادهای سنتی، مذهبی و حکومتیِ ضعیف تری دارند. بر اساس یافته های این تحقیق، الگوی متأخر پیش روی های آرام در استان تهران، به لحاظ بستر شکل گیری، موقعیت جغرافیایی، نیروی اجتماعی محوری و نوع مطالباتش، تفاوت های اساسی ای با پیش روی های آرام در دوران پیشااینترنتی پیدا کرده است.
۱۱۷.

تدوین و بومی سازی الگوی توسعه پایدار سواحل مکران بر مبنای رویکرد اجتماع محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۴
هدف : هدف این پژوهش طراحی و بومی سازی الگویی برای توسعه پایدار سواحل مکران بر اساس رویکرد اجتماع محور و بهره برداری از ظرفیت های بومی جنوب شرق ایران است. این منطقه، به عنوان یکی از مناطق استراتژیک کشور، پتانسیل های فراوانی برای رشد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی دارد که در صورت مدیریت صحیح، می تواند به عنوان محرکی برای توسعه پایدار عمل کند. پژوهش حاضر با هدف تلفیق ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ساکنان بومی، الگویی جامع ارائه می کند که نه تنها به بهره گیری از منابع طبیعی منطقه توجه دارد، بلکه بر نیازهای اجتماعی و مشارکت محلی تأکید دارد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه با استفاده از روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 30 نفر از خبرگان، اساتید دانشگاه و متخصصان توسعه مناطق ساحلی جمع آوری شدند. برای انتخاب نمونه ها از روش گلوله برفی استفاده گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد که امکان دسته بندی و کدگذاری داده های کیفی را فراهم کرد. نتایج : نتایج تحقیق نشان داد برای دستیابی به الگویی بومی شده برای توسعه پایدار سواحل مکران، باید به مفاهیم کلیدی زیر توجه کرد: ظرفیت های انسانی دانش محلی، مهارت های سنتی و شبکه های اجتماعی، ظرفیت های طبیعی (تنوع زیستی، منابع آبی و انرژی های تجدیدپذیر)، مشارکت اجتماعی و اقتصادی (تصمیم گیری محلی، صنایع دستی و گردشگری پایدار)، چالش های توسعه (نابرابری های اجتماعی و وابستگی به کمک های دولتی).
۱۱۸.

الگوی جامعه شناختی ارتقا سلامت، صلح و سازش بین زوجین در خانواده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۸
خانواده یکی از مهم ترین ارکان جامعه است و نقش مهمی در سلامت افراد ایفا می کند. فرزندانی سالم در یک خانواده مستحکم رشد پیدا می کنند و به موفقیت های بزرگی می رسند. اهمیت خانواده به اندازه ای است که در همه ادیان و جوامع به آن پرداخته شده است بنابراین جامعه ای از سلامت برخوردار است که از خانواده های سالم برخوردار باشد. هدف پژوهش حاضر الگوی جامعه شناختی ارتقا سلامت، صلح و سازش بین زوجین در خانواده می باشد. روش پژوهش کیفی با رویکرد اکتشافی است. جامعه آماری متشکل از خبرگانی است که در زمینه پژوهش تخصص علمی، اجرایی و یا هر دو را دارند. برای این منظور 16 نفر از خبرگان به صورت هدفمند و براساس استراتژی گلوله برفی برای مصاحبه های عمیق بدون ساختار انتخاب شدند و داده ها به صورت هم زمان با استفاده از مجموعه ای از کدگذاری های باز، انتخابی و نظری، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که حاکمیت ارزش های دینی و اخلاقی در خانواده، ارتقای ارتباطات مؤثر سالم بین طرفین، آموزش و یادگیری مهارت های زندگی مشترک، تقویت حمایت اجتماعی، توسعه فردی و ترویج سبک زندگی سالم، رضایت زناشویی در زندگی، تعهد و وفاداری زوجین، اختیار عمل و آزادی در همسرگزینی، وضعیت اقتصادی مناسب، احترام متقابل، صمیمیت و محبت از مهم ترین مقوله های ارتقا سلامت، صلح و سازش در خانواده هستند. بر اساس این الگو توصیه می شود که نقش مقوله های مختلف در ارتقا سلامت، صلح و سازش در خانواده، مورد نظر قرار گیرد. توجه ویژه به بسترها و عوامل ارتقا دهنده سلامت در خانواده می تواند انگیزه های سلامت، صلح، سازش و تحکیم در خانواده را ارتقا داده و از فروپاشی خانواده ها پیشگیری نماید. خانواده، کانون شکل گیری خصوصیات شخصیتی فرزندان است و ارزش ها در خانواده شکل و پرورش می یابند. والدین می توانند محیط خانه و خانواده را به بهترین شکل، برای رشد روانی و جسمی فرزندان تأمین نمایند
۱۱۹.

بررسی تحلیلی و تطبیقی مفهوم قشربندی اجتماعی از منظر مارکس و قرآن؛ شباهت ها و تفاوت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۶
این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم قشربندی اجتماعی از منظر قرآن و کارل مارکس پرداخته است. مارکس بر این باور است که ساختار اقتصادی جامعه، به ویژه مالکیت بر ابزار تولید، تعیین کننده اصلی روابط اجتماعی و شکل گیری طبقات مختلف است. در مقابل، قرآن کریم قشربندی اجتماعی را بر اساس معیارهای معنوی می سنجد. اهمیت این پژوهش در ارائه دیدگاهی انتقادی است که موجب شناخت بهتر از مبانی دینی در خصوص طبقات اجتماعی می شود. سؤال تحقیق آن است که معیارهای قشربندی اجتماعی از منظر مارکس و قرآن چیست و با توجه به ویژگی های هر دیدگاه، چه تأثیراتی بر جامعه دارند؟ فرضیه این پژوهش بر آن است که دیدگاه قرآن با تأکید بر عدالت اجتماعی و تفاوت های اکتسابی و غیر اکتسابی، در برخی موارد با قشربندی طبقاتی مارکس هم پوشانی دارد و در برخی دیگر، تفاوت های قابل توجهی وجود دارد. هدف تحقیق، دستیابی به درکی عمیق تر از تقابل یا تقارن دیدگاه های مارکسیستی و قرآنی درباره قشربندی اجتماعی است. روش تحقیق به صورت تحلیلی- تطبیقی و با استفاده از تفسیرهای قرآنی و منابع جامعه شناختی صورت می گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مارکس و قرآن هر دو به وجود نابرابری اجتماعی اذعان دارند؛ اما ریشه های این نابرابری را متفاوت می بینند. مارکس بر نقش اقتصاد در شکل گیری طبقات تأکید دارد، درحالی که قرآن بر اهمیت ارزش های اخلاقی و معنوی در ایجاد جامعه ای عادلانه تأکید می کند. مارکس راه حل را در انقلاب اجتماعی می بیند، درحالی که قرآن بر عدالت اجتماعی، انصاف و مبارزه با ظلم به صورت فردی و جمعی تأکید دارد.
۱۲۰.

هویت فرهنگی و مشارکت اجتماعی در فضای دانشگاه (مطالعه مقایسه ای داده های سال های 1393 و 1403)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۱
این مقاله به مطالعه مقایسه ای رابطه بین هویت فرهنگی و مشارکت اجتماعی دانشجویان دانشگاه کاشان در سال های 1393 و 1403 می پردازد. مباحث نظری این پژوهش مبتنی بر دیدگاه رونالد اینگلهارت درباره مشارکت اجتماعی و نظرات آنتونی گیدنز، ویلیام گادیکانست، ماریلین برور و ماساکی یوکی پیرامون هویت فرهنگی است. روش تجربی تحقیق حاضر از نوع پیمایش اجتماعی بوده و جامعه آماری آن را دانشجویان دانشگاه کاشان تشکیل می دهند که از این میان، تعداد 500 نفر توسط فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه آماری انتخاب شده اند. این تعداد شامل 250 دانشجو در سال 1393 و 250 دانشجو در سال 1403 می شود. یافته های این مطالعه نشان می دهند که بین دو گروه دانشجویان در سال های 1393 و 1403 بر حسب تمامی ابعاد متغیر هویت فرهنگی و مشارکت اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد. به نحوی که میانگین تمامی متغیرهای پژوهش بر حسب داده های سال 1393 بیشتر از داده های سال 1403 بوده است. به علاوه، نتایج آزمون فرضیه های پژوهش گویای آن است که بین متغیرهای «هویت فرهنگی (بعد ملی)»، «هویت فرهنگی (بعد زبانی)»، «هویت فرهنگی (بعد تاریخی)»، «هویت فرهنگی (بعد هنری)» و «هویت فرهنگی (مجموع ابعاد)» با «مشارکت اجتماعی» رابطه مستقیمی در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. درنهایت، نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که مجموع ابعاد متغیر هویت فرهنگی در سال 1393 توانسته 1/29 درصد از واریانس مشارکت اجتماعی دانشجویان را تبیین نماید، درحالی که این میزان در سال 1403 به 6/16 درصد کاهش یافته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان