فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
85 - 114
حوزههای تخصصی:
چکیده در عصر ارتباطات و ظهور جامعه پلتفرمی، جنگ نرم به عنوان یک استراتژی مؤثر از سوی قدرت های بزرگ در راستای مدیریت افکارعمومی تغییر در ترجیحات تصمیم گیران جوامع هدف، از اهمیت محوری برخوردار گردیده است. در این میان ایالات متحده آمریکا از جنگ نرم به عنوان ابزاری برای تولید و بازتولید اهداف و منافع ملی خود در عراق و منطقه غرب آسیا بهره می برد. با توجه به تحولات پیچیده سیاسی و اجتماعی عراق پساصدام، این پژوهش به بررسی سیاستگذاری رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در برابر جریان جنگ نرم ایالات متحده آمریکا در عراق متمرکز است. روش تحقیق پیش رو، تبیین کیفی و مبتنی بر استراتژی روش کیفی گروه کانونی است. این مهم که؛ اهداف و راهبردهای رسانه ای ایران در مواجهه با جنگ نرم ایالات متحده آمریکا در عراق چگونه قوام می یابد؟ سوال و هدف اساسی این پژوهش است. یافته های این پژوهش موید این نکته است که تاسیس و ایجاد یک مرکز تخصصی افکارکاوی در عراق از استلزامات اساسی و ایجابی مهم به منظور اثربخشی و کارآمدی هرچه بهتر هر راهبرد رسانه ای در عراق است چرا که بواسطه تنوع، پیچیدگی و گستردگی قومی و مذهبی در کنار ظهور شکاف های اجتماعی نوپدید در کشور عراق، هر سیاستی بایستی به فراخور و شرایط ویژه هر منطقه از عراق طراحی گردد.
نقد و بررسی تطبیقی حکمرانی بر فضای مجازی در دوگانه نظم و تضاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی به عنوان پدیده ای پیچیده و چند وجهی، تأثیرات شگرفی بر زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع معاصر گذاشته است. با گسترش روزافزون استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی، ضرورت تدوین رویکردی جامع برای مدیریت و حکمرانی بر این فضا بیش از پیش احساس می شود. در این میان، دو دیدگاه نظم گرا و تضاد گرا ا در خصوص حاکمیت بر فضای مجازی مطرح است. در این پژوهش، با روش تحلیلی –توصیفی وبا رویکردی انتقادی، به بررسی و مقایسه این دو دیدگاه پرداخته شد. نتایج نشان داد که سه نوع مدیریت می تواند حکمرانی بر فضای مجازی را اعمال کند:1-مدیریت در سطح خرد، خانواده به عنوان اولین و مهم ترین نهاد اجتماعی، نقش محوری در شکل دهی به الگوهای فرهنگی و رفتاری فرزندان ایفا می کند. 2-مدیریت در سطح نیمه کلان، مدارس به عنوان نهادهای آموزشی و تربیتی، نقش محوری در شکل دهی به گفتمان عمومی پیرامون موضوع های نوظهور نظیر حفاظت از داده ها ایفا می کنند. 3-مدیریت در سطح کلان، استفاده از فناوری های بومی در صیانت از فضای مجازی بسیار اهمیت دارد. بسترسازی لازم جهت استفاده از موتور جست و جوی داخلی و استفاده از شبکه های اجتماعی ملی از جمله عوامل مهم در این زمینه است.
تحلیل جامعه شناسی اقتصاد شهرت و کنش های مسئولیت اجتماعی اینفلوئنسرهای اینستاگرامی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش شبکه های اجتماعی، اینفلوئنسرها به کنشگرانی کلیدی در عرصه عمومی ایران تبدیل شده اند. این پژوهش به تحلیل جامعه شناختی اقتصاد شهرت می پردازد؛ پدیده ای که در آن دیده شدن در فضای دیجیتال به سرمایه ای نمادین و فرهنگی بدل شده و زمینه تبدیل آن به سرمایه های اقتصادی و اجتماعی را فراهم می سازد. هدف تحقیق بررسی چگونگی به کارگیری استراتژیک این سرمایه ها از سوی اینفلوئنسرها و نقش کنش هایی چون مسئولیت اجتماعی و فعالیت های خیریه در مشروعیت بخشی به کنش دیجیتال آن هاست. مطالعه حاضر با استفاده از روش کیفی و تحلیل گفتمان انتقادی (CDA)، فعالیت های ۱۲ اینفلوئنسر مطرح ایرانی در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ را تحلیل می کند. چارچوب نظری این تحقیق بر مبنای نظریه سرمایه های بوردیو، مدل نمایشی گافمن، و مفهوم «اقتصاد توجه» فرانک شکل گرفته است. نتایج نشان می دهد کنش های خیریه اینفلوئنسرها ماهیتی پیچیده و دوگانه دارند. برخی واقعاً تعهد اجتماعی دارند، اما اکثریت از استراتژی های نمایشی برای ساخت برند شخصی و بازاریابی فضیلت بهره می گیرند؛ به طوری که مرز میان کنش اخلاقی و خودنمایی محو می شود. در نهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که اقتصاد شهرت در ایران به اکوسیستمی بدل شده است که در آن کنش اجتماعی در هم تنیدگی با منافع شخصی و اقتصادی عمل می کند. بهره برداری از مسئولیت اجتماعی اغلب نه از سر تعهد اخلاقی، بلکه به مثابه ابزاری برای انباشت توجه و تبدیل آن به منافع ملموس به کار گرفته می شود. این وضعیت، لزوم شکل گیری نهادهایی برای تدوین و اجرای چارچوب های اخلاقی و شفافیت را برجسته می سازد. ارتقای سواد رسانه ای و تدوین دستورالعمل های روشن اخلاقی، گام هایی ضروری برای هدایت این پدیده به سمت تحولی واقعی در عرصه اجتماعی است.
بررسی انتقادی انگاره «خدا» در اندیشه های فمینیستی آمنه ودود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
181-215
حوزههای تخصصی:
متفکرین دیدگاه زنانه نگر با ترسیم انگاره ای متفاوت از خداوند، نظام های الهیاتی جدیدی به وجود آورده اند. با توجه به شکل گیری جریان های فکری زنانه نگر در میان مسلمانان، این پژوهش «انگاره ی خدا» را در اندیشه «آمنه ودود» بررسی می کند. هدف از این پژوهش بررسی نقادانه ی برخی مبانی الهیات زنانه نگر اسلامی است. از نظر ودود الهیات سنتی به دلیل گرفتار شدن در محدودیت های «زبانی» انگاره ی «خدای مذکر» را برساخت کرده است؛ اما روش تفسیری هرمنوتیک توحیدی، با پیراستن وحی از محدودیت های زبانی، از انگاره ی خدای مذکر فراتر رفته و خدا را با «صفات زنانه و مردانه» درنظر می گیرد، این انگاره، در باب دو صفت «توحید» و «عدل» نیز «روابط معاوضه ای» و «پارادایم توحیدی» را پیشنهاد می کند. بر اساس یافته های پژوهش، دیدگاه ودود با نقدهایی همچون نقض کمال الهی، دوئیت انگاری ذات و صفات، ذوالوجهین دانستن ذات الهی، همه خداانگاری و... مواجه است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی، با رویکرد انتقادی است.
رابطه فقه با فرهنگ در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارائه یک الگوی کامل پیشرفت مبتنی بر جهان بینی حاکم بر تمدن اسلامی ایرانی، مستلزم راهبردی بودن آن در بخشهای مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. در این بین اما فرهنگ به دلیل جایگاه ویژه اش بر دیگر بخشها تاثیر مستقیم و اساسی دارد. از این رو بررسی فرهنگ و تبیین وجوه مختلف آن در این الگوی راهبردی، کمک شایانی در مطالعات علمی این حوزه دارد. در این نوشتار به یکی از بخش های تشکیل دهنده و اجزای وجودی فرهنگ یعنی گزاره های فقهی اشاره شده است. هدف در این پژوهش اثبات این معناست که یکی از بخشهای وجودی و اجزای تشکیل دهنده فرهنگ در مطالعات الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت، گزاره های فقهی است. به این منظور به طور مبسوط به تعریف فقه و فرهنگ و تمایزات و اشتراکات آنها پرداخته شده است و نهایتا این نتیجه حاصل گردید که آموزه های دینی، جزئی لاینفک از فرهنگ به شمار می روند. لذا گزارهای فقهی، بخشی از فرهنگ حاکم بر جوامع اسلامی را تشکیل می دهند و به حسب آیات و روایات این یک امر الزامی و ضروری است و نه صرفا ارشادی .
بررسی گفتمان اعتدال(دولت یازدهم و دوازدهم)ازمنظر امام خمینی با رهیافت تحلیل گفتمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان انقلاب اسلامی با رویکرد بازگشت به اسلام و حاکمیت مردم با استفاده از مبانی اسلام، توجه به مقتضیات زمان و مکان با رهبری امام خمینی تکوین و ظهور یافت و 10 سال با مدیریت خود امام به نظام سازی پرداخت. در این نظام سیاسی روسای جمهوری نقش مهمی ایفا کرده اند که بعضا رویکرد آنها با گفتمان معمار انقلاب اسلامی همراستا نبوده است. در پی انتخابات خردادماه 1392 آقای حسن روحانی به عنوان حامل گفتمان اعتدال گرایی به عنوان رئیس جمهور نظام جمهوری اسلامی انتخاب شد. روش: روش انجام این پژوهش، روش مقایسه گفتمانی است؛ به این معنی که دو گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان اعتدال مورد مقایسه قرار گرفته اند و موارد اشتراک و اختلاف این دو گفتمان بررسی شده است. یافته ها: این مقاله با طرح این سؤال که وجوه تشابه و افتراق گفتمان انقلاب اسلامی با شعارهای انتخاباتی حسن روحانی چیست؟ به تبیین این فرضیه پرداخته است که شعارهای انتخاباتی آقای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 گرچه اشتراکاتی با دال های شناور گفتمان انقلاب اسلامی دارد، اما با قرار دادن لزوم کنار آمدن با کدخدا در دال مرکزی گفتمان خود، از دال مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی فاصله گرفته است.وعده های مهم آقای روحانی در انتخابات سال 1392 پیوند زدن حل مشکلات کشور صرفا از طریق تعامل با غرب[کدخدا (آمریکا)]، مغایرت گفتمان با گفتمان انقلاب اسلامی نمود بیشتری یافت و در عرصه قدرت و بازگیری سیاست کشور ظهور یافت.کلیدواژه ها:گفتمان انقلاب اسلامی، استقلال، امام خمینی، خرده گفتمان اعتدال
کارکرد های تقابل سکو های ویدئو درخواستی و تنظیم گر ساترا در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با رشد سکوهای ویدئوی درخواستی در ایران، حاکمیت اقدام به تنظیمگری سکوها کرد که به شکلگیری پارهای از تقابلها انجامید. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق اسنادی و رویکرد تحلیلی و با اتکا به چهارچوب نظریه تقابل لوئیس آلفرد کوزر کوشیده است تا مهمترین اقدامات تقابلی سکوها و نهاد تنظیمگر در ایران و آثار کارکردی آن را ارزیابی کند. یافتههای پژوهش نشان میدهد وجود تقابل به سامانبخشی بنیادهای قانونی نهاد تنظیمگر انجامیده است. حاکمیت، مبنای سیاستگذاری خود را تقابلهای خالص نظیر مسئله تنظیمگری قرار داده و از پرداختن به ادعاهایی نظیر مداخلات تغییرات فرهنگی اجتناب کرده است. به علاوه بر اشتراک طرفین تقابل در لایۀ بنیادین حکمرانی رسانهای و اشاره شده و تقابل در لایههایی رویی عامل افزایش آگاهی نسبت به هنجارهای زیربنایی ارزیابی شده است. در نتیجه این پژوهش تقابل را واجد کارکردهای سودمندی دانسته که به تکوین نهاد تنظیمگر و رشد فعالیت سکوها منجر شده است.
تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
155 - 183
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان در شهر تهران طراحی و اجرا شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است. روش پژوهش حاضر همبستگی بوده که با تکنیک پیمایش و ابزار اندازه گیری پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان شهر تهران است که کاربر اینستاگرام هستند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان، 384 نفر در نظر گرفته شد. برای سنجش میزان و نوع استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه برند شخصی به تفکیک ابعاد پنج گانه شخصیت برند در میان جوانان کاربر مورد مطالعه، از پرسشنامه علیپور و تاجیک اسماعیلی(1399) استفاده شد. این پرسشنامه بر مبنای پرسشنامه شخصیت برند جنیفر آکر (1997) در پنج بُعد از شخصیت برند؛ صداقت، هیجان، شایستگی، کمال و سرسختی ساخته شده است. برای سنجش هوش هیجانی جوانان کاربر اینستاگرام در شهر تهران، از پرسشنامه هوش هیجانی 28 گویه ای برادبری و گریوز(2004) که بر مبنای دیدگاه و نظریه گلمن و همکاران (1999) در چهار بعد شامل؛ خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط ساخته شده، استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین بعد هیجان [در استفاده] ازاینستاگرام(یا استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه بعد هیجان از شخصیت برند) با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد شایستگی [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد کمال [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان، کمال، سرسختی و وضعیت کلی برند شخصی، ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین وضعیت کلی [در استفاده] ازاینستاگرام با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود.
ارائه راهکارهای برون رفت از آسیب های ناشی از تحول مشاغل خرد در عرصه شهر؛ مطالعه موردی: منطقه دو شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
91 - 138
حوزههای تخصصی:
در اثر تحولات سریع در عرصه شهرها، مشاغل خرد آسیب پذیر شده اند. اهمیت این پژوهش آن است که با بررسی تحول مشاغل خرد شهری، آسیب های ناشی از تغییرات مشاغل شناخته شوند و اثرات آن ها در عرصه شهر و زندگی شهروندان مورد مطالعه قرار گیرند تا راهبردها و راهکارهای مناسبی جهت رفع و کاهش آسیب های ناشی از تحولات مشاغل خرد شهری ارائه شوند. به همین منظور از روش تحلیل محتوا استفاده شده و گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته، مشاهدات میدانی و مطالعات اسنادی انجام شده است. مجموعاً 67 آسیب ناشی از تحول مشاغل در مفاهیم 20گانه و مقوله های 6گانه شناسایی شدند و طبق همین دسته بندی، مجموعاً 6 راهبرد و 48 راهکار در جهت کاهش آسیب ها ارائه شدند که می توانند در طرح ها و برنامه های شهری خصوصاً در زمینه ی چگونگی توزیع و پراکنش کاربری ها و فعالیت های تجاری شهر مورد استفاده قرار گیرند. همچنین پیشنهاد می شود که نگاه فضایی به معنای اصیل، جایگزین نگاه جبری و آمرانه شود. تحت چنین شرایطی می توان با توسعه ی برنامه های دموکراتیک، مانند برنامه ریزی محله ای و برنامه ریزی خرده فروشی شهری، آسیب های ناشی از تحول مشاغل در شهرها را کاهش داد.
ارزیابی رویکردهای روانشناختی رفتار جامعه پسند با محوریت آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
146 - 169
حوزههای تخصصی:
رفتارهای جامعه پسند که مبتنی بر رفتارهای اخلاق مدارانه است و در تعالی فرد و جامعه نقش بسزایی دارد، مورد توجه اندیشمندان مختلف ازجمله روانشناسان، قرارگرفته است، و در مکاتب روانشناسی، ذیل سه رویکرد انگیزه ای، نتیجه گرا و رویکرد وابسته به پسند جامعه تبیین می شود. این رویکردها به دلیل نادیده گرفتن خاستگاه و ریشه رفتارهای جامعه پسند دچار نوعی چالش و خلل و نقص در تبیین رفتارهای جامعه پسند شده اند. این در حالی است که این دست رفتارها از مقوله های حائز اهمیت در تربیت دینی است و ازآنجاکه کمال انسانی از راه تقرب و عبودیت خداوند و به دیگر سخن خدا گونه شدن، هدف اصلی و بنیادین تربیت از منظر قرآن و روایات معرفی شده است؛ تبیین دینی در این زمینه ضرورت دارد. این پژوهش ضمن ارزیابی رویکردهای روان شناختی رفتار جامعه پسند، به این سؤال پاسخ می دهد که بر مبنای آموزه های قرآنی، رفتار جامعه پسند مبتنی بر چه اصولی است؟ با روشی توصیفی تحلیلی و با کنکاش در آیات الهی، این نتایج حاصل شد که قرآن کریم با تبیین خاستگاه و ریشه چنین رفتارهایی و همچنین بیان شاخصه های آن، خلأهای موجود در رویکردهای روان شناختی را برطرف کرده است. دراین راستا مشخص گردید اولاً خاستگاه و ریشه این دست رفتارها در عقل و فطرت انسانی است و نقش رهبری وحی و دین در تعیین حدومرز آن ضروری است و ثانیاً با شاخصه هایی که آموزه های دین مشخص می کند، رفتارهای جامعه پسند باید از حُسن فعلی و فاعلی توأمان برخوردار باشند تا علاوه بر سودرسانی به انسان ها و تعالی جامعه، مهم ترین رسالت آن که تعالی روحی فرد و قرب پروردگار است را نیز به ظهور برساند.
ساختار و کارکردهای نهادهای تنظیم گر ویدئو مبتنی بر تقاضا(مورد مطالعه: چین، انگلستان و آمریکا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله نهاد تنظیم گر ویدئو مبتنی بر تقاضا در ایران، همواره مطرح و مورد اختلاف محافل علمی و سیاستی بوده است. این مقاله تلاش می کند تا با مطالعه تجارب جهانی در عرصه تنظیم گری ویدئو مبتنی بر تقاضا، نظام سیاست پژوهی و سیاست گذاری کشور در عرصه سکوهای ویدئو مبتنی بر تقاضا را یاری نماید تا بتواند درخصوص تنظیم گری این حوزه مواجهه مناسب تر و روزآمدتری داشته باشد. نتایج این مقاله که با روش اسنادی و توصیفی-تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد کشورها هر یک به اقتضاء شرایط داخلی خود به سمت یکی از مدل های تنظیم گری حرکت کرده اند و یک یا چند نهاد تنظیم گر با ساختار و کارکردهای مختص به خود تشکیل داده اند. وجود نظام حقوقی جامع (شامل سیاست های کلان رسانه ای و مقررات صریح) و به روزرسانی مکرر قواعد حقوقی، عبور از نگاه بخشی و همگرایی در تنظیم گری، وجود بازوهای پژوهشی ذیل تنظیم گران برای آینده پژوهی و رفع نیازمندی های نظری و عملیاتی آنان، نزدیک شدن مقررات حاکم بر سامانه های ویدئوی درخواستی به مقررات حاکم بر برودکست و استفاده از فناوری های نوین در عرصه تنظیم گری از یافته های این پژوهش است. توصیه های سیاستی نیز عبارتند از: «گفتمان سازی تحولات جدید در میان مدیران دستگاه های تصمیم گیر»، «تدوین سیاست های کلی رسانه»، «تدوین نظام حقوقی یکپارچه برای انواع فعالیت رسانه ای با نگاه جامع به سپهر رسانه ای کشور»، «استفاده از مدل نظارت پسینی تحت شرایط خاص»، «تدقیق تقسیم وظایف تنظیم گران (ایجاد هماهنگی و همکاری موثر بین آن ها)» و «حرکت به سمت وضعیت ایده آل همگرایی (ادغام تنظیم گران و ایجاد یک سازمان تخصصی تنظیم گر رسانه با حضور ذی نفعان مختلف)».
توسعه اجتماعی–جمعیتی و بازآرایی جهانی عوامل خطر سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
723 - 743
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: الگوهای مرگ ومیر و ناتوانی در جوامع مختلف، هم زمان با بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی، دستخوش تغییراتی می شوند که خود را در جابه جایی وزن عوامل خطر سلامت نشان می دهند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط سطح توسعه اجتماعی- جمعیتی کشورها با مرگ ومیر و ناتوانی ناشی از عوامل خطر رفتاری، محیطی و متابولیک در سطح جهانی انجام شده است. روش و داده ها : این مطالعه یک تحلیل ثانویه از داده های موجود است. داده های مربوط به مرگ ومیر و سال های زندگی با ناتوانی (YLDs) برای عوامل خطر رفتاری، محیطی و متابولیک از سال ۱۹۹۰ تا 2019، و همچنین شاخص توسعه اجتماعی- جمعیتی برای 204 کشور جهان از بار جهانی بیماری ها استخراج شد و رابطه بین شاخص اجتماعی-جمعیتی (SDI) و عوامل خطر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بین شاخص توسعه اجتماعی– جمعیتی و مرگ ومیر ناشی از هر سه عامل خطر رفتاری، محیطی و متابولیک در سطح جهان رابطه منفی و معنادار مشاهده شد؛ به طوری که ضریب همبستگی سطح توسعه با این سه عامل به ترتیب 0.60-، 0.86- و 0.46- بود. بین شاخص توسعه و اختلال در سلامتی ناشی از عامل خطر رفتاری (ضریب همبستگی 0.34-) و عامل محیطی (ضریب همبستگی 0.86-) رابطه منفی و با عامل خطر متابولیک دارای یک رابطه مثبت و ضعیف بود. بحث و نتیجه گیری: بهبود شاخص های سلامت در کشورهای با میزان های مرگ ومیر بالا نیازمند ارتقای وضعیت اجتماعی – اقتصادی آن جامعه از جمله بهبود درآمد سرانه و افزایش سطح تحصیلات است. پیام اصلی: بهبود شاخص های توسعه اجتماعی- جمعیتی نه تنها به کاهش مرگ ومیر ناشی از عوامل خطر کمک می کند، بلکه الگوی بار بیماری ها را به سمت بیماری های مزمن تغییر می دهد. بنابراین، سیاست گذاران در کشورهای کمتر توسعه یافته باید بر کنترل عوامل خطر محیطی و بهبود زیرساخت های بهداشتی تمرکز کنند.
راهبردهای زنان شاغل برای برقراری تعادل بین کار و زندگی در شهر سنندج(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۸
97 - 124
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف کشف و شناخت راهبردهای زنان شاغل متأهل برای برقراری تعادل بین کار و زندگی انجام شده است. روش: روش پژوهش کیفی و مشارکت کنندگان آن زنان شاغل متأهل ساکن و متولد شهر سنندج بودند. با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 20 نفر از آنها با استراتژی حداکثر تنوع از طریق اشباع نظری موردتحقیق قرار گرفتند. در جمع آوری داده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق استفاده شد. تحلیل داده ها با تکنیک تحلیل مضمون مطابق روش براون و کلارک انجام شد. یافته ها: راهبردهای زنان شاغل متأهل در برقراری تعادل بین کار و زندگی در قالب 5 مضمون اصلی (واقع بینی، مدیریت زمان، مراقبت از سلامت جسمی و روانی، احقاق حق، دقت در آداب معاشرت) و 14 مضمون فرعی (انتظار متعادل از خود، پرهیز از چشم وهم چشمی، تلاش و سخت کوشی، برنامه ریزی، اولویت بندی، تقسیم کار، پرهیز از اتلاف وقت، اجرای به موقع کارها، مراقبت جسمانی، مراقبت روانی، احقاق حق، نزاکت اجتماعی، عفاف و پاک دامنی، رعایت حریم خصوصی) دسته بندی شد. بحث: زنان شاغل با واقع بینی و مراقبت از سلامت جسمی و روانی خویش، همچنین با مدیریت زمان فعالیتها و رعایت آداب معاشرت اجتماعی به احقاق حقوق خود پرداخته و تلاش رضایت بخشی را برای برقراری تعادل بین کار و زندگی خود به کار برده اند. (این مقاله برگرفته از رساله دکتری رشته جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، با عنوان «مطالعه تعادل بین کار و زندگی در میان زنان شاغل متأهل شهر سنندج» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد است)
بررسی زمینه های همگرایی راهبردی کردهای فیلی عراق با جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف تبیین زمینه های همگرایی کردهای فیلی عراق با جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. تمرکز اصلی مطالعه، کشف و تحلیل مؤلفه هایی است که در سطوح فرهنگی، مذهبی، ژئوپلیتیکی و تاریخی، باعث پیوند میان این گروه قومی با ساختار سیاسی و اجتماعی ایران شده و پیامدهای آن بر امنیت ملی، قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران را شکل داده اند. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه هدف شامل نخبگان و صاحب نظران حوزه مسائل کردهای فیلی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بود. از طریق نمونه گیری هدفمند، ۵۳ نفر تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب و با آن ها مصاحبه نیمه ساختارمند انجام شد. اعتبار داده ها با استفاده از بازبینی مشارکت کنندگان و کدگذاری مضاعف ارزیابی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مضامین بنیادین همگرایی کردهای فیلی با ایران، در سه سطح برجسته شکل گرفته اند: اشاعه گفتمان انقلاب اسلامی و ارزش های آن، تعمیق شعائر و پیوندهای مذهبی و بازتولید هویت فرهنگی از طریق زبان، آیین و حافظه جمعی. همچنین، نقش این جامعه در افزایش عمق استراتژیک ایران، اجرای عملیات ایذایی، تسهیل دیپلماسی مردمی و کاهش مخاطرات اقتصادی در میادین نفتی مشترک، به اثبات رسیده است. نتیجه گیری : نتایج تحقیق بیانگر آن است که همگرایی کردهای فیلی، فقط در سطحی فرهنگی یا قومی محدود نمی ماند، بلکه به عنوان یک ظرفیت راهبردی امنیتی در خدمت منافع ملی جمهوری اسلامی ایران عمل می کند. این همگرایی با تقویت قدرت نرم، گسترش نفوذ فرامرزی، و افزایش قابلیت های امنیتی و اقتصادی ایران در غرب کشور همراه بوده است. با وجود این، تهدیداتی چون رقابت های منطقه ای، نفوذ بازیگران خارجی و تنش های مرزی، ضرورت طراحی یک سیاست جامع، نهادینه و آینده نگر برای حفظ و توسعه این پیوند راهبردی را آشکار می کند.
جایگاه حفاظت از میراث فرهنگی در نظام جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
381 - 408
حوزههای تخصصی:
میراث فرهنگی یکی از بنیان های مهم انتقال ارزش ها و تجربیات تاریخی است که داشته های فراوانی را برای هر کشور در دل خود دارد. ازاین منظر جوامع گوناگون سعی دارند تا از این میراث حفاظت نمایند. در این حفاظت، نظام های سیاسی نقش مهمی ایفا می کنند زیرا جدا از اینکه میراث فرهنگی به ذات ماهیتی سیاسی دارد، هر نظام سیاسی، قدرت فراوانی را جهت تحقق این موضوع در اختیار دارد و حفاظت از میراث فرهنگی ملی و محلی، می تواند برای آن منافع زیادی را درپی داشته باشد. دراین جهت، هدف این تحقیق، بررسی نگاه و یا رویکرد نظام جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک نظام سیاسی، به حفاظت از میراث فرهنگی کشور است و اینکه آیا جمهوری اسلامی ایران، از حفاظت از میراث فرهنگی کشور، به دنبال کسب منافع سیاسی-ایدئولوژیک است یا خیر. به منظور کشف این موضوع، در یک تحقیق کیفی، در قالب یک نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، نظرات کارشناسی مدیران و متخصصان ارشد حوزه میراث فرهنگی کشور، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان از این دارد که نظام جمهوری اسلامی ایران، از حفاظت میراث فرهنگی کشور، به دنبال منافع سیاسی- ایدئولوژیک نیست و حفاظت از میراث فرهنگی را به عنوان ابزاری برای مشروعیت بخشی به خود درنظر ندارد، به حفاظت از میراث فرهنگی دوره خاصی از کشور مبادرت نمی ورزد و کلیت این میراث مورد توجه حاکمیت است. همچنین این حفاظت را ابزاری برای برجسته نمودن ملی گرایی مطلوب خود قرار نداده است. در ادامه راهکارهای تقویت حفاظت از میراث فرهنگی کشور مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
بازخوانی میراث ویتگنشتاین و قاضی سعید قمی در بستر علوم انسانی تاملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت ناپذیری خدا یکی از پرسش های بنیادین فلسفه دین است. این مقاله با مقایسه دیدگاه های لودویگ ویتگنشتاین و قاضی سعید قمی، به تحلیل چالش های معرفتی مرتبط با این مسئله می پردازد. ویتگنشتاین، با تاکید بر محدودیت های زبان در توصیف حقایق متافیزیکی، شناخت خداوند را فراتر از امکانات زبان انسان می داند. در مقابل، قاضی قمی با تاکید بر اهمیت فهم صحیح از منابع دینی، معتقد است که شناخت خداوند از طریق تعمق در این منابع ممکن است، اما آمیختگی آن با عقاید بشری می تواند به سوء تفاهم در دین منجر شود. این مقاله با بررسی دقیق آثار هر دو فیلسوف، نشان می دهد که گرچه هر دو به محدودیت های معرفت شناختی در شناخت خداوند اذعان دارند، اما تفاوت های بنیادینی در مفهوم شناخت، رویکرد به دین و پیامدهای اعتقادی دارند. این مقایسه به فهم عمیق تری از چالش های موجود در شناخت ناپذیری خدا در دو سنت فلسفی شرق و غرب کمک می کند.
واکاوی شاخصه های قدرت نرم دانشگاه اسلامی با تاکید بر اندیشه امام خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانشگاه به عنوان یکی از مهمترین منابع قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران است که در تربیت نیروی انسانی متعهد و متخصص و تولید کننده علوم مورد نیاز جامعه ، نقش بسیار اساسی دارد. امام خامنه ای برای تحول صحیح دانشگاه، ضرورت توجه به دانشگاه اسلامی را مطرح نمودهاند و از مدیران ارشد آموزش عالی کشور و جامعه علمی در این خصوص مطالباتی داشتهاند. در پژوهش حاضر تلاش شده به این سئوال پاسخ داده شود که شاخصه های قدرت نرم دانشگاه اسلامی با تاکید بر اندیشه امام خامنه ای چیست ؟ پژوهش حاضر توسعه ای-کاربردی بوده و بر حسب ضرورت از روش های اسنادی وتحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که شاخصه های قدرت نرم دانشگاه اسلامی با تاکید بر اندیشه امام خامنه ای عبارتند از روحیه خودباوری علمی و امید به آینده، دشمن ستیزی،معنویت گرایی ،ولایتمداری و استقلال سیاسی به گونه ای که ضمن ایجاد تحول فرهنگی در سطح آموزش عالی بر روند تحولات اجتماعی و سیاسی کشور نیز تاثیر گذار خواهند بود.
ارائه الگوی اسلامی مدیریت زندگی زنان شاغل با محوریت بیانات مقام معظم رهبری(مدظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش فزاینده حضور زنان در عرصه های اجتماعی و حرفه ای جامعه معاصر، نیاز مبرمی به الگوهای مدیریتی برای ایجاد توازن مؤثر میان مسئولیت های متعدد خانوادگی و شغلی زنان شاغل احساس می شود. هدف، ارائه الگوی اسلامی جامع برای مدیریت زندگی زنان شاغل، بر اساس رهنمودها و دیدگاه های مقام معظم رهبری است. مسئله اصلی این تحقیق، چگونگی دستیابی به تعادل پایدار و سازنده میان نقش های فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان شاغل با اتکا به اصول اسلامی و ارزش های اخلاقی است.این مطالعه با رویکرد کیفی تحلیل مضمون و با استفاده از نمونه گیری هدفمند، بر بررسی دقیق بیانات، خطبه ها و سخنرانی های مقام معظم رهبری، همراه با مرور جامع متون و مقالات علمی مرتبط، متمرکز شده است. وجه تمایز و نوآوری برجسته این پژوهش، تمرکز عمیق و بی سابقه بر تبیین و استخراج الگویی نظام مند از منابع غنی دیدگاه های مقام معظم رهبری در حوزه مدیریت زندگی زنان است، که پیش از این به صورت منسجم مورد پژوهش قرار نگرفته است. مراحل تحلیل داده ها شامل کدگذاری اولیه، دسته بندی مضامین اصلی و فرعی، و استخراج مضامین نهایی بوده است. برای اطمینان از روایی و پایایی نتایج، فرآیند بازبینی توسط متخصصین و روش "بررسی خبرگان" مورد استفاده قرار گرفت.یافته های این پژوهش، محورهای اصلی الگوی اسلامی مدیریت زندگی زنان شاغل را شامل "تقویت رشد معنوی و اخلاقی"، "مسئولیت پذیری فعال خانوادگی"، "نقش آفرینی مؤثر و سازنده در جامعه" و "حفظ تعادل هوشمندانه میان کار و زندگی" شناسایی و تشریح می کند. نتایج نهایی نشان می دهد که الگوی استخراج شده، راهکاری عملی و بومی برای دستیابی به تعادل پایدار و زندگی رضایت بخش فراهم می آورد.
بررسی انتقادی سیاست های مهاجرتی ایران در قبال اتباع افغانستانی: ارائه نمونه بدیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران در یکی مهمترین و فعال ترین گذرگاه های مهاجرتی درجهان موقعیت استراتژیکی دارد چراکه به طور هم زمان کشور مبدا، ترانزیت و مقصد میلیون ها مهاجر است سوال اصلی پژوهشواکاوی انتقادی سیاستگذاری جمهوری اسلامی ایران در قبال اتباع افغانستانی میباشداین پژوهش چندبعدی و در پارادایم کیفی انجام شده است. روش جمع- آوری داده ها و اطلاعات ترکیبی از منابع اسنادی مصاحبه متخصصان، برگزاری پانل خبرگان جلسات کارشناسی و کسب نقطه نظرات دستگاه ها و نهادهای مرتبط با موضوع بوده است.ایران علیرغم مواجه شدن با تحریم های گسترده بین المللی نزدیک به پنج دهه میزبان یکی ازبزرگترین جمعیت های مهاجرتی در جهان است. گام اول در سیاستگذاری، تبیین مسئله است. حکمرانی و سیاست گذاری درحوزه اتباع افغانستانی نیازمند رویکردی پیشدستانه، به گزین هوشمندانه و درازمدت است. حضور بلندمدت اتباع افغانستانی درایران ابعاد مختلفی از زیست جامعه را تحت الشعاع قرار داده و سبب ساز چالش و فرصت های متعددی در حوزه های سیاسیفرهنگی، اجتماعی، امنیتی و اقتصادی شده است که به نظر می رسد فقدان سیاست گذاری منسجم و آینده نگرانه در این حوزه می تواند مخاطرات جدی ایجادنماید. این پژوهش ضمن تبیین وجوه مختلفمهاجرت اتباع افغانستانی به ایران مدل مفهومی 7 مرحله ای حکمرانی مهاجرت را به عنوان شالوده سیاستگذاری در این حوزه ارائه نماید که شامل مرحله پیشامهاجرت، ترانزیت، مدیریت مرز، ورود و شناسایی، ادغام، اخراج و بازادغام می باشد.
مواجهه فرهنگ ایرانی با زمان: تحلیل نشانه شناختی برنامه چهل تیکه شبکه نسیم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
261 - 300
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درصدد تبیین پویایی های فرهنگی جامعه ایرانی است که بخشی از این پویایی در تقابل بین فرهنگ های گذشته گرا و آینده گرا قرار دارد و همچنین آنکه چگونه رسانه ای همچون برنامه چهل تیکه شبکه نسیم میتواند در بازتولید گفتمان گذشته گرا نقش داشته باشد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که این برنامه چگونه و با چه مکانیسمی گذشته نا متن را به گذشته واجد حیات یا متن تبدیل میکند. این پژوهش با استفاده از روش نشانه شناسی فرهنگی مکتب تارتو- مسکو و با استفاده از مفاهیمی همچون تقابل های دوگانه، خود و دیگری، فرهنگ و نافرهنگ ، متن و نامتن و مکانیسم حضور و غیاب انجام شده است. در این پژوهش ما به نوعی تیپولوژی فرهنگی از فرهنگ گذشته گرای ایرانی دست پیدا کردیم. درنتیجه این پژوهش مشخص شد که این برنامه صرفا گذشته پس از انقلاب را به عنوان گذشته مطلوب بازنمایی میکند و با عدم اشاره به گذشته پیش از انقلاب در زمان پهلوی این گذشته را نامتن و نافرهنگ تلقی میکند.