فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۵
90 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارزیابی مدل کارآمدی اجتماعی دانش آموزان باتوجه به تحمل عدم قطعیت و سازگاری روانی و بادرنظرگرفتن نقش میانجی تاب آوری است. این مطالعه از نوع توصیفی-هم بستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان شهرستان تبریز است که براساس آمار اداره آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۲شمسی، جمعیتی برابربا 868/692نفر را شامل می شود. حجم نمونه بااستفاده از فرمول کوکران، ۳۳۰نفر محاسبه شد که بادرنظرگرفتن احتمال ریزش نمونه، ۴۰۰نفر انتخاب گردید. نمونه گیری به روش خوشه ای چندمرحله ای انجام گرفت. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه های کارآمدی اجتماعی، تحمل عدم قطعیت، سازگاری شناختی و تاب آوری می باشند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS جهت آمار توصیفی و AMOS برای آزمون فرضیه ها با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان دادکه مقدار آماره سوبل برای مسیر «تحمل عدم قطعیت→تاب آوری→کارآمدی اجتماعی»، برابربا 459/10 و مقدار p کمتر از 05/0 است که بیانگر معناداری اثر غیرمستقیم می باشد. همچنین، آماره سوبل برای مسیر «سازگاری روانی→تاب آوری→کارآمدی اجتماعی»، برابربا 135/17 و مقدار p کمتر از 05/0 بوده که نشان دهنده معناداری این اثر غیرمستقیم است.
سیاست گذاری عمومی و انسجام اجتماعی : بازخوانی انتقادی سیاستهای دوره پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۱۰
183 - 218
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بازخوانی انتقادی جایگاه انسجام اجتماعی در سیاست گذاری عمومی ایران در دوره پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نوشته شده است. جامعه ایران در چهار دهه گذشته بارها با شوکها و بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه بوده است؛ بحرانهایی که اگرچه در مقاطع مختلف موجب فعالشدن سرمایه اجتماعی و همبستگی کوتاهمدت شدهاند، اما به دلیل ضعف اعتماد نهادی و فقدان اصلاحات ساختاری، نتوانستهاند به انسجامی پایدار منجر شوند. یافتههای تحقیق حاضر که به روش تحلیل نظری و ثانویه حاصل شده نشان میدهد چرخه انسجام و تابآوری اجتماعی در ایران ماهیتی ناپایدار و متناوب دارد. در دورههایی مانند سازندگی و اصلاحات، سیاستهای توسعه زیرساختی، گسترش آموزش عالی، بهبود نسبی رفاه اجتماعی و تقویت طبقه متوسط، به افزایش اعتماد، مشارکت و امید اجتماعی کمک کرده و زمینهساز انسجام بیشتر شدهاند. در مقابل، تعلیق اصلاحات، غلبه رویکردهای ایدئولوژیک، تمرکزگرایی سیاسی و نادیدهگرفتن مطالبات اجتماعی در سالهای بعد، موجب فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش تعلق ملی، گسترش فساد و تعمیق شکافهای اجتماعی شده است. این ناپایداری ریشه در ساختار متمرکز سیاستگذاری، غلبه نگاه امنیتی کوتاهمدت و فقدان عدالت ساختاری دارد. بر این اساس، بازسازی انسجام اجتماعی نیازمند گذار به حکمرانی یادگیرنده و مشارکتی، تقویت اعتماد نهادی، شفافیت، عدالت اجتماعی و اتخاذ سیاستهای ایرانمحور و عقلانی است.
تأثیر احتمالی جامعه دوره ناصری بر تحوّل شبیه زینب در نسخ تعزیه تکیه دولت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی دگرگونی شبیه زینب در نسخِ دست نوشتِ تعزیه نامه دوره ناصری، تحت تاثیرِ شرایط اجتماعی و فرهنگی آن زمان،هدف اصلی این مقاله است. بهره گیری از دست مایه های فرهنگیِ دوره ناصری در نسخ دست نوشتِ زمانه ناصری، سبب افزایش داستانک ها و بیان گر رشد شبیه زینب و عبور شبیه یادشده از ایستایی تمثیل وار به نمونه ای حقیقی از زنان جامعه خویش است. کارایی گوناگونِ شبیه زینب در لحظه های بحرانی و غم بار، چگونگی تاثیرپذیری احتمالی شبیه زینب را از اجتماع و فرهنگ دوره ناصری آشکار می کند. سندها و نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه به جا مانده از آن زمان، منابعی با اعتبار در کشف چگونگی بازتاب شرایط یادشده و تحوّلِ شبیه زینب است. پرسش اصلی این مقاله به چگونگی روند تحوّل شبیه زینب از زنی خرافی به زنی مبارز، متناسب با رخ دادهای اجتماعی و فرهنگی و هم چنین فرضیه اصلی به تاثیر قراردادهای اجتماعی و فرهنگی بر گوناگونی و پویایی کاراییِ شبیه زینب بر اساس ویژگی های درون و برون متنی در تعزیه نامه های دوره ناصری می پردازد. منظور از ویژگی های درون و برون متنی، شرایط جامعه و فرهنگ دوره ناصری است. یافته های این مقاله به روشِ تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای و نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه دوره ناصری، واکاوی خواهد گردید. گستره زمانی پژوهش به دوره ناصری «ناصرالدین شاه قاجار» و گستره مکانی، مربوط به نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه تکیه دولت «تهران» است.
ارزیابی پس از بهره برداری مدارس ابتدایی در تهران با رویکرد انسان محور؛ تأملی بر کیفیت اجتماعی فضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۵
36 - 47
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف ارزیابی انسان محور کیفیت فضایی و اجتماعی مدارس ابتدایی شهر تهران، به بررسی تجربه زیسته کاربران نهایی شامل معلمان، مدیران و کارکنان پرداخته است. روش ارزیابی پس از بهره برداری (POE)، به عنوان چارچوب اصلی گردآوری داده ها از 10مدرسه دولتی با فرم های مختلف معماری به کار گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه ای ساختاریافته شامل ۳۱شاخص محیطی، عملکردی و اجتماعی بود که ابعادی به مانند تهویه، نور، آسایش حرارتی، ایمنی، زیبایی شناسی و رضایت روانی کاربران و تعاملات اجتماعی را پوشش می داد. تحلیل آماری با بهره گیری از آزمون ANOVA، هم بستگی پیرسون و تحلیل عاملی اکتشافی (EFA)، صورت گرفت. نتایج نشان دادند فضاهایی به مثابه کلاس های درس و سالن ها بالاترین سطح رضایت را ایجاد کرده اند و شاخص هایی نظیر تهویه، مبلمان و انگیزش روانی بیشترین ارتباط را با رضایت کلی کاربران داشته اند. همچنین 3عامل پنهان شامل «کیفیت فضایی و اطمینان روانی»، «آسایش حسی و محیطی» و «قابلیت ناوبری فضایی»، در تعامل اجتماعی به عنوان ابعاد اصلی تجربه انسان محور شناسایی شدند. یافته ها بر اهمیت توجه به کیفیت اجتماعی فضا در کنار الزامات عملکردی و محیطی تأکید دارند و می توانند مبنایی برای طراحی و بازطراحی مدارس با رویکرد انسان محور فراهم سازند.
خوانشی لاکانی از نحوه ادراک مدرنیته و شکل گیری الگوی اسلامی-ایرانی دولت مطلوب در آراء آیت-الله طالقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ اندیشه سیاسی به ویژه پس از دوران مدرنیته، انواع مختلفی از نظم سیاسی-اجتماعی، در جهت پیشرفت جوامع اروپایی از سوی نظریه پردازان غربی ارائه گشته است که تاثیر به سزایی بر نوع حکومتها و دولتهای کل جهان داشته اند؛ اما از آنجایی که این اندیشه هابا الگوی ایرانی-اسلامی همخوانی نداشته، نوعی سردرگمی میان روشنفکران ایرانی به بار آورده است که تازمان حاضر نیز هنوز پاسخ قطعی برای حل آن ارائه نشده است.آیت الله طالقانی به مثابه یکی از برجسته ترین نواندیشان دینی دوران انقلاب،اگر چه به طور صریح اشاره زیادی به نوع الگوی حکومت مطلوب در جهت پیشرفت اسلامی-ایرانی نداشته اند،اما با بررسی آثار ایشان می توان موانع و همچنین راهکارهای رسیدن به پیشرفتی که هم خوان با الگوی اسلامی ایرانی باشد را دریافت.لذا پژوهش حاضر با واکاوی افکار طالقانی در سه قالب امر واقع، خیالی و نمادین، به عنوان گامی در جهت تبیین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت انجام شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهره گیری از الگوی سه گانه لاکانی از یک سو به بررسی این مسئله می پردازد که آیت الله طالقانی چه نوع حکومتی را برای پیشرفت جامعه ایرانیِ معتقد به دین اسلام عرضه می دارد و سوی دیگر به موانع حکومت پهلوی بر سر راه سعادت انسان و جامعه که هدف نهایی پیشرفت است،در دیدگاه ایشان می پردازد.روش تحقیق مبتنی بر استراتژی تحلیلی-توصیفی بر مبنای مطالعات کتابخانه ای استوار است و نتایج آن نشان می دهد آیت الله طالقانی دموکراسی مبتنی بر شورا را مدل حکومتی مطلوب برای پیشرفت انسان و جامعه می داند و آن را به عنوان جانشینی برای نمونه های مطروحه غربی معرفی می نماید.
استفاده و رضایتمندی زنان ایرانی از سریال های تلویزیونی و نمایش خانگی با تأکید بر نگرش دینی مخاطبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۸)
655 - 684
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اصلی شناسایی الگوهای استفاده و رضامندی زنان ایرانی از مجموعه های نمایشی در قیاس میان دو بستر رسانه ای اصلی، یعنی تلویزیون و شبکه نمایش خانگی، و با هدف محوری بررسی نقش و همبستگی این الگوها با متغیر نگرش دینی مخاطبان تدوین شده است. اهمیت این موضوع در نفوذ فرهنگی فزاینده محتوای نمایشی در جامعه و نقش آن در تعامل یا تعارض با ارزش ها و باورهای دینی ریشه دارد. این پژوهش از نوع کاربردی است و با رویکرد پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را زنان ایرانی بالای ۱۲ سال تشکیل می دادند که از میان آن ها نمونه ای به حجم ۳۸۴ نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که میزان استفاده از مجموعه ها در میان زنان به طور کلی بالاست؛ اما نگرش دینی نه تنها یک متغیر زمینه ای بلکه عامل مهمی در جهت دهی به انتخاب و میزان رضایتمندی مخاطبان زن است. یافته ها به وضوح حاکی از وجود یک شکاف رضایتمندی معنادار میان دو بستر رسانه ای بود؛ به طوری که زنان با سطح دینداری بالاتر، مجموعه های تلویزیون را به دلیل تأکید بیش تر بر ارزش های خانواده محور و اخلاقی، مشروع تر و مطلوب تر دانسته و ترجیح می دهند. درمقابل، زنان جوان تر، تحصیل کرده تر و با نگرش دینی ضعیف تر، رضایت بیش تری را در محتوای شبکه نمایش خانگی جستجو می کنند که بر مضامینی نظیر فردگرایی، آزادی محتوایی و بازتعریف هویت زنانه مستقل تأکید دارد. این نتایج درنهایت نشان دهنده آن است که رقابت میان تلویزیون و نمایش خانگی، بازتاب دهنده تنش های فرهنگی و ارزشی در میان زنان ایرانی بوده و نگرش دینی نقش پالایش فرهنگی فعال را در مصرف رسانه ای ایفا می کند.
تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر حیات موسیقایی شمال خراسان از دهه 80 شمسی تا 1399(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
135 - 165
حوزههای تخصصی:
موسیقی شمال خراسان در دهیه 80 تا کنون تحت تأثیر شبکه های مجازی قرار گرفته است. این تأثیرات به حفظ شغل، انتشار، بازاریابی، ارتباط با مخاطب و ... برمی گردد؛ به گونه ای که این شبکه ها در نزدیکی آن به موسیقی مردم پسند تأثیر داشته اند. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که شبکه های مجازی چه تأثیری بر حیات موسیقی شمال خراسان داشته اند؟ روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا است. روش گردآوری منابع برگرفته از مصاحبه ها، بررسی فعالیت های موسیقی پردازان محل در شبکه های اجتماعی مجازی و جنبه های فرهنگی مرتبط با آن است. هدف از این تحقیق چگونگی شکل گیری روند مذکور است. بی شک تغییرات حاصله از تحولات رسانه ای در هر شهر یا منطقه ای متفاوت است، در این تحقیق موسیقی پرداز، موسیقی و مخاطب سه رکن اصلی محسوب می شوند. به طور کلی شبکه های مجازی در این موارد نقش ایفاء کرده اند: تعامل گستره تر با مخاطب، حفظ شغل در زمینیه انتشار و بازاریابی موسیقی، هزینیه کمتر برای موسیقی پرداز، ستاره سازی موسیقی پردازان شمال خراسان، فعالیت هایی از قبیل ضبط های استودیویی و تهییه موزیک ویدئوها، امکان بارگذاری اجراهای زنده و اشتراک گذاری هنرمندان مورد علاقیه مخاطبان. فرایند مذکور در نزدیکی رفتار اجرایی موسیقی پردازان به موسیقی مردم پسند، گزینش ترانه های رایج که مردم گرایش بیشتری به آن دارند و تمایلات مخاطبان به جنبه های صوتی و بصری این حوزه مشهود است. بنابراین شبکه های اجتماعی علاوه بر پیامدهای مثبت، تأثیرات منفی نیز به دنبال داشته اند. مهم ترین تأثیرات مذکور عبارتند از: تجاری سازی موسیقی و تبدیل ماهیت موسیقی مردمی به موسیقی مردم پسند است.
تحلیل جامعه شناختی موج چهارم دموکراتیزاسیون در ایران؛ دوره اعتدال گرایان (1400 1392)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
علوم اجتماعی شوشتر سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
115 - 142
حوزههای تخصصی:
تاریخ معاصر ایران،یاد آور سه موجِ دموکراتیزاسیون است که مجددا به اقتدارگرایی بازگشته اند.این پژوهش مدعی است،در موج چهارم که از زمان اصلاح طلبان آغاز شد نیز گذارِ دموکراتیک، پارابلماتیک بوده و در دوره اعتدالگرایان منجر به تثبیتِ اقتدارگرایی شده است.رویکردِ روش شناختی پژوهش،عقلانیتِ انتقادی است. لذا مشکلِ گذار ابتدا تبیین و سپس، «پرسش علمی» اینگونه طرح شد که«چرا فرآیندِگذار متوقف و اقتدارگرایی در دوره اعتدالگرایان تثبیت شده است؟» . برای پاسخِ تئوریک به پرسش،دستگاه نظریِ پژوهش بر اساس تئوری هایِ کنشگرایِ گذار،صورت بندی شده است.سپس فرضیه ها از دستگاه نظری استنتاج گردید. مبنایِ فرضیه ها، فقدانِ سه شرطِ لازم«وضعیت نخبگان گسیخته»«پیمان دمکراتیک»و«مشروعیتِ دموکراسی» یا«نظام حزبیِ نهادمند»در فرآیندِ دموکراتیزاسیون است. سرانجام برای داوریِ تجربیِ دستگاهِ نظری و فرضیه ها،به وقایع تاریخی مراجعه شد. روش پژوهش تطبیقی-تاریخی با دو سطح تحلیل است. از تکنیک تحلیل روایتی در تفسیر و از تکنیکِ تحلیلِ همایندی در تبیینِ علّی استفاده شده است.برای روایی کاربستِ تکنیک همایندی،دستگاهِ تئوریک به عنوان موردِ «گواه»،است. پژوهش«مورد محور»، واحدِ تحلیل؛دوره اعتدالگرایان و شیوه پژوهش اسنادی و کتابخانه ای است.یافته ها نشان می دهد در دوره اعتدالگرایان، دو مؤلفه وضعیت نخبگان و وجود بحران؛با تثبیت اقتدارگرایی هم آیند است. هم چنین در فرآیندِ دموکراتیزاسیون که پس از استیلای نخبگان یکپارچه ایدئولوژیک، متوقف شده بود، وضعیت بحران،در نبودِ نظام حزبی نهادمند و یا عدمِ مشروعیت بالای دموکراسی،منجر به تثبیتِ اقتدارگرایی شده است.این یافته خلاف انتظار دستگاه تحلیل نظری و نیز گزاره های تئوریک در رویکردکنشگرای گذار است.
پدیدارشناسی تجربلأ معتادین درحال بهبودی و خانوادلأ آن ها در شبکۀ روابط اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۱۶۰-۱۲۱
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف دستیابی به درکی عمیق تر از پدیده اجتماعی اعتیاد و بازگشت به آن، به مطالعه پدیدارشناسانه تجربه زیسته فرد مصرف کننده درحال بهبودی و خانواده او پرداخته است. داده ها با ترکیبی از روش های مشاهده مستقیم و مصاحبه های عمیق گردآوری شدند. در روش مشاهده مستقیم، جلسات همدردی مصرف کنندگان در حال بهبودی (NA)، کنگره ۶۰ و خانواده های آنان مورد بررسی قرار گرفت. در روش مصاحبه عمیق، مشارکت کنندگان شامل ۱۱ نفر از روان پزشکان، روان شناسان و همتایان درمانی بودند. یافته ها نشان داد برخی خانواده ها با حمایت های بیش از حد و کنترل گری، فرصت تجربه کردن و مواجهه با چالش های زندگی را از فرزندان خود سلب کرده اند که این امر به «اجتناب تجربه ای» منجر شده و به عنوان یکی از علل شکل گیری اعتیاد مطرح است. بر اساس این نتایج، فرد مصرف کننده پس از اولین تجربه مصرف، احساس می کند «زندگی اش تازه روبه راه شده» و «به آرامش رسیده است»، در حالی که خانواده او با احساساتی از قبیل نگرانی، هراس، شرم و سرزنش مواجه می شود. این شکاف در تجربیات باعث می شود که فرد مصرف کننده و خانواده اش از حوزه درک متقابل یکدیگر خارج شوند و این امر به تداوم مصرف و بازگشت به اعتیاد منجر گردد. برخی از خانواده ها از طریق شرکت در جلسات همدردی می آموزند که با تغییر سبک زندگی و به کارگیری رویکرد «رها کردن با عشق»، می توانند به بهبود مصرف کننده کمک کنند یا حداقل از قربانی شدن سایر اعضای خانواده جلوگیری نمایند. این نتایج نشان می دهد که برخی مصرف کنندگان با شرکت در جلسات همدردی (NA و کنگره ۶۰) موفق به دستیابی به درمان و حفظ پاکی شده اند. با این وجود، همچنان برخی خانواده ها و فعالان حوزه درمان با دو چالش اصلی مواجه اند: درک فرد مصرف کننده به عنوان مجرم پس از ارتکاب جرم و انتخاب بین درمان داوطلبانه یا اجباری.
تمرین مردم شناسی متعهد: همدلی، حمایت و نقد اجتماعی در زلزله خوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۴۰-۹
حوزههای تخصصی:
فجایع طبیعی مانند زلزله، پژوهشگران را به استفاده از رویکردی متفاوت در مردم شناسی ترغیب می کنند؛ رویکردی که با تعهد به مسائل فوری و چالش های ناشی از این رویدادها همراه باشد. این مقاله به شرح تجربهٔ مردم شناسی متعهد نویسنده در زلزلهٔ خوی (بهمن و اسفند ۱۴۰۱) می پردازد. این کردار پژوهشگرانه، بر اساس تقسیم بندی لاو و مری، در دو حوزهٔ «اشتراک و حمایت» و «نقد اجتماعی» قرار می گیرد. از منظر مفهومی و با تکیه بر چهارچوب سه گانهٔ شری اورتنر، بر همدلی، دیدگاه محلی، حمایت و تحلیل روابط قدرت تمرکز شده است. در روش شناسی، از مردم نگاری سریع بهره گرفته شده است که مبتنی بر کار میدانی چندسایتی، مشاهدهٔ مشارکتی و همکاری نزدیک با گروه های داوطلب بود. برای بازنمایی یافته ها، متن هایی با صحنه پردازی مردم نگارانه، تأملات نظری کوتاه و مجموعه ای از عکس های روزانه در شبکه های اجتماعی و روزنامه ها منتشر شده است. این مردم شناسی متعهد، از یک سو با «همدلی» به درک و انتقال ترس ها و تجربه های زلزله زدگان پرداخت و از سوی دیگر با «دیدگاه محلی»، فضاهای پنهان خانه های متروکه را که در رسانه ها نادیده گرفته شده بود، آشکار ساخت. همچنین، «حمایت» از طریق نمایش همبستگی جمعی و «نقد اجتماعی» با تمرکز بر مسائل جنسیت، خیریه و نابرابری های طبقاتی، روابط قدرت و شکاف های اجتماعی را برجسته کرد. این تجربه نشان داد که مردم شناسی متعهد می تواند پژوهشگر را برای کنشگری مؤثر در موقعیت های بحرانی توانمند سازد و به فهم عمیق تری از پویایی های اجتماعی منجر شود.
ارزیابی سیاست های کلی فرهنگی برنامه های توسعه در دوره چشم انداز 1404(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین ضعف های قوانین برنامه های پنج ساله توسعه، عدم تحقق سیاست های کلی فرادست این برنامه ها در اغلب بخش ها به ویژه در بخش فرهنگ است. میزان انطباق بین این دو سطح از سیاست گذاری و برنامه ریزی را می توان در مفاد، مختصات و منطوق سیاست های کلی جستجو نمود. هدفی که این مطالعه در پی بررسی آن بوده، ارزیابی سیاست های کلی برنامه های توسعه در بخش فرهنگ است. این مطالعه به روش ترکیبی شامل مطالعه کیفی با تکنیک تحلیل مضمونی سیاست ها و استخراج مقولات اساسی آنها و سپس مطالعه کمی به روش مصاحبه ساختاریافته با 14 نفر از کارشناسان حوزه برنامه ریزی فرهنگی که به صورت هدفدار انتخاب شدند، صورت پذیرفته است. نتایج حاصله نشان داد که سیاست های کلی برنامه پنجم بالاترین نمره ارزیابی و سیاست های کلی برنامه چهارم در رتبه دوم و سیاست های کلی برنامه ششم در جایگاه سوم قرارگرفته و هر سه مجموعه دارای نمره بالاتر از متوسط و در حد مطلوب ارزیابی شده است. همچنین در بین مؤلفه های مختلف، انطباق با مبانی فرادستی و قانون اساسی بالاترین نمره و زمانمندی و انطباق با منابع بودجه ای در کمترین حد انطباق ارزیابی شده است. به علاوه سیاست های کلی برنامه چهارم دارای کمترین و سیاست های کلی برنامه ششم دارای بیشتری اثربخشی در اجرا بوده است. در خصوص اثربخشی و نفوذ سیاست های کلی در مرحله تقنین، بالاترین اثربخشی از آن برنامه پنجم و کمترین اثربخشی مربوط به برنامه چهارم ارزیابی شده است.
مدل تبیین فرایند انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
27 - 39
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف ارائه مدل تبیین فرایند انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران صورت گرفته است. روش تحقیق ازنظر پارادایم؛ تفسیری، ازنظر رویکرد؛ کیفی، ازنظر استراتژی؛ نسخه نظریه زمینه ای اشتراوس و کوربین و به لحاظ هدف، کاربردی است. مشارکت کنندگان، اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران بودند که براساس روش نمونه گیری هدف مند و نظری با رعایت حداکثر تنوع انتخاب شدند. مصاحبه نیمه ساختمند با ۱۱نفر براساس اصل اشباح نظری انجام شد. برای تحلیل داده ها، از کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای ارزیابی قابلیت اعتماد و اعتبار پژوهش از کنترل مشارکت کننده، کنترل توسط همکار، حضور طولانی مدت در بافت پژوهش، توضیح مفصل، و ممیزی استفاده شد. تحلیل داده ها ۱۶مفهوم ۴۰ویژگی و ۳۳۱بُعد استخراج گردید. اجزای مدل فرایند انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی بااستفاده از ۱۱6نمودار، ۵فرایند فرعی و ۱۵تاکتیک راهبردی شکل گرفت. درنهایت، مدلی مشتمل بر انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی دانشگاه به عنوان پدیده مرکزی، شرایط فردی (ابعاد روان شناختی)، شرایط اجتماعی فرهنگی (اعتبار و هویت فردی خانوادگی)، و شرایط دانشگاهی (پاسخ گویی اجتماعی سازمان، امنیت شغلی)، به عنوان عوامل تأثیرگذار، راهبردها (شرکت در سیاست گذاری درون و برون دانشگاهی)، و پیامدهای فردی (ارتقاء ابعاد روان شناختی عضو هیأت علمی)، پیامدهای اجتماعی فرهنگی (ارتقاء سلامت جامعه)، و پیامدهای دانشگاهی (نتایج ادراکی در پاسخ گویی، معضلات و آسیب ها در بخش پژوهش)، همراه با خط سیر داستان ارائه گردید.
تحلیل جامعه شناختی اصطلاحات خطاب در سریال های تلویزیونی «کیمیا» و «شهرزاد»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
101 - 122
حوزههای تخصصی:
یکی از پدیده های مهم در حوزه جامعه شناسی زبان، «اصطلاحات خطاب» است که اطلاعات اجتماعی-زبانی قابل توجهی را درباره مخاطبان و روابط میان آنها ارائه می دهند. این تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی، به مقایسه اصطلاحات خطاب در سریال های نمایش خانگی و تلویزیون ملی ایران با استناد به نظریه های وارداف (2006) و چایکا (1982) می پردازد. داده ها از طریق مشاهده غیرمشارکتی، جمع آوری و اصطلاحات خطاب براساس نوع و کارکرد آنها استخراج شد. براساس داده های استخراج شده، این اصطلاحات، مقایسه و بررسی شد که آیا چهارچوب های نظری موردنظر در تحلیل زبان فارسی کارآمد هستند یا خیر. یافته ها نشان می دهند که از شش نوع اصطلاح خطاب معرفی شده توسط وارداف، پنج نوع در زبان فارسی موجود است. همچنین وجود سه عملکرد مطرح شده توسط چایکا (صمیمیت، قدرت و احترام) در هر دو سریال تأیید شد. به علاوه، کاربرد منفی اصطلاحات خطاب در «شهرزاد» در هر سه مورد، بیشتر از «کیمیا» بود.
توسعه روابط بین الملل با تأکید بر کارکردهای فضای مجازی و جامعه شبکه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف: فضای مجازی به عنوان یک عامل تحول ساز در روابط بین الملل، در دهه های اخیر نقشی کلیدی در توسعه تعاملات و همکاری های جهانی ایفا کرده است. این تحقیق با هدف بررسی کارکردهای فضای مجازی در توسعه پایدار روابط بین الملل و با توجه به مقتضیات جامعه شبکه ای، صورت گرفته است. روش: پژوهش حاضر از حیث روش، کیفی و از نظر هدف کاربردی است، که در یک فرایند پیمایشی استقرایی انجام شده و قلمرو موضوعی آن در حوزه کارکردها فضای مجازی در روابط بین الملل بود. روش پژوهش، با بهره گیری از روش داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، متخصصین و صاحب نظران مرتبط با حوزه روابط بین الملل در شهر تهران بودند که جهت انتخاب نمونه ها با توجه به ماهیت روش داده بنیاد و پراکنده و ناشناس بودن جامعه آماری، از نمونه گیری هدفمند گلوله برفی با معیار اشباع نظری استفاده شد، که اشباع پس 23 مصاحبه حاصل گردید. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق گردآوری شده و سپس از طریق کدگذاری تحلیل شده اند. نتایج: نتایج نشان می دهد؛ فضای مجازی می تواند در تقویت دیپلماسی دیجیتال، کاهش انتشار اخبار جعلی، تسهیل حل بحران ها، توسعه همکاری های چندجانبه و افزایش شفافیت روابط بین الملل نقش داشته باشد. از سوی دیگر، عواملی همچون تفاوت های فرهنگی، تهدیدات سایبری و محدودیت های دسترسی به فناوری می توانند به عنوان موانع مداخله گر در استفاده بهینه از فضای مجازی عمل کنند.
نابرابری نشاط و ارتباط آن با میزان توسعه یافتگی در مناطق شهر تهران (مقایسه موردی مناطق 3، 13 و 17 شهر تهران)
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
41 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف: شاخص نابرابری تعدیل شده نشاط (IAH) شاخص جدید و مناسبی برای نشان دادن وضعیت نشاط در کشورها یا مناطق مختلف است که از ترکیب آماره های میانگین و انحراف استاندارد به دست می آید و علاوه بر میزان نشاط، نابرابری آن را نیز نشان می دهد. مقاله حاضر درصدد است با ترکیب رویکرد مساوات گرایان و مطلوبیت گرایان تصویری از "نشاط" و "نابرابری تعدیل شده نشاط"در شهر تهران براساس میزان توسعه یافتگی مناطق ارائه و تفاوت آن ها را براساس سطوح توسعه یافتگی این مناطق تبیین کند. بدین منظور مناطق شهر تهران به سه خوشه با سطح توسعه یافتگی بالا، متوسط و پایین تقسیم و از هر خوشه یک منطقه برای مطالعه انتخاب شده است. آنچه در این مقاله از آن به عنوان نشاط یاد می شود ارزیابی سراسری افراد از زندگی خویش است. همین ارزیابی فردی وقتی به شکل جمعی تحلیل شود می تواند ایده بسیار خوبی برای تحلیل وضعیت توسعه و دستیابی به توسعه پایدار در یک محدوده را به دست دهد.روش: مقاله حاضر متکی بر داده های تحقیقی است که دو شاخص اصلی آن میزان و نابرابری نشاط در میان مناطق انتخاب شده با روش کمی از نوع پیمایش به صورت پهنانگر و مقطعی به انجام رسیده است. جامعه آماری پژوهش را جمعیت 18 سال و بالاتر در شهر تهران تشکیل می دهد که حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران 600 نفر برآورد شده است. جمعیت نمونه براساس نسبت جمیعت بین مناطق مختلف بدین صورت تقسیم شد که منطقه 3 برابر با 230 نفر، منطقه 13 برابر با 177 و منطقه 17 نیز 193 نفر تعیین شد. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه در حجم نمونه 600 نفری از سه منطقه شهر تهران با سطوح توسعه یافتگی متفاوت و روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی سیستماتیک استفاده شده است. دو نوع مقیاس پرکاربرد برای اندازه گیری نشاط به روش گذشته نگر در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفته است. اول پرسشنامه آکسفورد است و فرم نهایی آن با 29 پرسش 4 گزینه ای آماده شده که در هر پرسش فرد درباره خود از احساس ناشادی تا احساس شادی بسیار زیاد، قضاوت می کند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار spssو برای محاسبه شاخص IAH از فایل اکسل محاسبات این شاخص استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد، همان طور که در سطح کلان و در بین کشورها میزان نشاط و نابرابری نشاط بر حسب میزان توسعه یافتگی متفاوت است، در سطح مناطق شهری نیز این امر صادق است؛ بدین معنا که در مناطقی که توسعه یافتگی بالاتری دارند، وضعیت نشاط بهتری دارند. وضعیت بهتر هم بر حسب میزان و پراکندگی نشاط سنجش می شود؛ یعنی جایی که میزان نشاط بالاتر و نابرابری پایین تری دارد، وضعیت آن بهتر از مناطق دیگر است. برای نشان دادن سطح و میزان نابرابری نشاط از شاخص نابرابری تعدیل شده نشاط استفاده شد. مناطقی که نمره IAH آن ها بالاتر است وضعیت نشاط آن ها بهتر است و این براساس سطح توسعه یافتگی متفاوت خواهد بود. در میان مناطق مورد مطالعه منطقه 3 با میانگین 6.85 بالاتر از دیگر مناطق است و منطقه 13 و 17 نیز به ترتیب دارای میانگین 6.33 و 5.59 هستند. نکته قابل توجه این است که در هر سه منطقه میانگین نشاط بالاتر از حد متوسط (یعنی 5) است. از طرف دیگر بررسی انحراف استاندارد نشان می دهد که میزان نابرابری نشاط (یا ارزیابی کلی افراد از وضعیت زندگی خویش) در منطقه 17 بالاتر از دیگر مناطق است و منطقه 3 نیز از منطقه 13 و 17 نابرابری کمتری دارد. بدین ترتیب، منطقه 3 با بالاترین میانگین و کمترین میزان نابرابری نشاط نسبت به دیگر مناطق از وضعیت نشاط بهتری برخوردار است. نمره نابرابری نشاط، که در یک طیف 0 تا 100 نمره ای محاسبه شده، در منطقه 3 برابر با 57.52، منطقه 13 برابر با 52.55 و منطقه 17 برابر با 42.45 و در شهر تهران، به طور کلی، معادل 50.32 است. مقایسه همین اعداد با یکدیگر کاملاً ارتباط بین نابرابری نشاط و سطح توسعه یافتگی مناطق را تایید می کند. همان گونه که در پژوهش های متعدد انجام شده بین کشورها، کشورهایی که از رتبه بالاتری از لحاظ سطح توسعه یافتگی برخوردار هستند از نظر نابرابری نشاط دارای شرایط بهتری هستند.نتیجه: نتایج پژوهش نشان داد که در سطح مناطق شهری "نشاط" و "نابرابری تعدیل شده نشاط" با سطح توسعه یافتگی رابطه دارد؛ بدین معنا که در مناطق با توسعه یافتگی بالاتر میانگین نشاط بالاتر و نابرابری نشاط کمتر است. در مناطقی که توسعه یافتگی بالاتری دارند به دلیل بهبود در شرایط زندگی اعم از برطرف شدن نیازها و خواسته ها افراد قضاوت بهتری نسبت به شرایط زندگی خود دارند. از آنجا که نشاط در اینجا به عنوان ارزیابی کلی فرد از شرایط زندگی سنجش شده، یافته ها نشان می دهد که بهبود شرایط زندگی اثر مستقیمی بر نشاط دارد.
بررسی و شناخت رابطه بین دینداری و سبک زندگی جوانان در شهرستان فردیس
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
61 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش عبارت از شناخت میزان دینداری و رابطه آن با سبک زندگی جوانان است. جامعه ایران را، به سبب چیرگی نهاد دین بر سایر نهاد های اجتماعی، می توان دارای فرهنگ دینی دانست. روشن است در چنین جامعه ای انتظار می رود افراد در انتخاب سبک زندگی خود تا حد زیادی متأثر از دین بوده و در تعیین سبک زندگی خود، از آموزه های دینی استفاده کنند. البته در این میان نمی توان نقش سایر عوامل به ویژه جریان مدرنیته و بسیاری از شاخصه های سبک زندگی مدرن از جمله، تجملات، پوشش، آرایش، اهمیت بدن، تفریح، لذت و غیره را نادیده گرفت. افزایش جمعیت ایران طی نیم قرن اخیر و بروز مهاجرت های گسترده داخلی، موجب شده است تا سکونتگاه های جدیدی در اطراف تهران و دیگر کلان شهرهای کشور به وجود آید. از این جمله می توان به شهرستان فردیس اشاره کرد که طی سال های اخیر به محلی برای سکونت مهاجرین تبدیل شده و بخشی از سرریز جمعیت تهران و از سایر نقاط کشور را در خود جای داده است. نتایج مطالعات مقدماتی درباره این شهرستان حاکی از آن است که به سبب ساختار اجتماعی و تنوع فرهنگی، مردم و به ویژه نسل جوان، از تنوع قابل ملاحظه ای در سبک زندگی برخوردارند، اما آنچه در این میان حائز اهمیت است نه تنوع سبک زندگی، بلکه رواج آسیب های اجتماعی در این شهرستان و بالاخص در بین جوانان است که این نکته می تواند موید بی توجهی آن ها به هنجارهای جامعه در انتخاب سبک زندگی باشد. بنیان نظری پژوهش بر نظریه برخی از جامعه شناسان از جمله وبر، زیمل و بوردیو استوار شده است. با مروری بر نظریه های یاد شده می توان دریافت، نهاد دین از مهم ترین نهادهای اجتماعی است که تاثیر قابل ملاحظه ای بر رفتارها، اولویت ها و ارزش های افراد دارد.روش :روش پژوهش، با توجه به اهداف و سوالات، روش شناسی کمی می باشد.جامعه آماری عبارت از جوانان 18-35 سال شهرستان فردیس استان البرز است که 384 نفر از آنان با استفاده از روش سهمیه ای به عنوان جامعه نمونه مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه و برای تجزیه و تحلیل آن از روش های آماری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های این تحقیق با استفاده از نرم افزار spss نسخه 26در دو بخش انجام شده است: در بخش اول برای طبقه بندی و نمایش داده ها از جدول های توزیع فراوانی، نمودارهای آماری و مشخصه های مرکزی و پراکندگی استفاده شده است. در بخش دوم برای آزمون فرضیه های تحقیق (باتوجه به نرمال نبودن توزیع داده ها) از آزمون ناپارامتریک ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شده است.یافته ها: یافته های تحقیق گویای آن است درمیان مولفه های سبک زندگی، رعایت صحیح الگوی مصرف در بالاترین رتبه و پس از آن به ترتیب، همنوایی اجتماعی و فرهنگی، روابط بین شخصی، توجه به سلامت بدن و گذران بهینه اوقات فراغت قرار دارد. همچنین این یافته ها گویای آن است که در میان مولفه های دینداری، بعد اعتقادی در بالاترین رتبه و پس از آن به ترتیب ابعادعاطفی، آگاهی، مناسکی و پیامدی قرار دارد. نتایج آزمون فرضیه های فرعی بیانگر آن است که بین مولفه های دینداری با برخورداری از سبک زندگی همبستگی با شدت ضعیف وجود دارد این رابطه در مورد توجه به سلامت بدن از نوع معکوس است به طوری که هرچه بر میزان دینداری افراد افزوده شود، به مقدار کمی از توجه آنان به سلامت بدن کاسته می شود. درخصوص همبستگی بین استفاده از دینداری و رعایت الگوی مصرف همبستگی وجود دارد. این همبستگی از نوع مستقیم و شدت آن ضعیف است. بین دینداری و روابط مناسب بین شخصی همبستگی وجود دارد. این همبستگی از نوع مستقیم و شدت آن ضعیف است. بین میزان دینداری و نحوه گذران اوقات فراغت همبستگی وجود دارد. این همبستگی از نوع مستقیم و شدت آن ضعیف است. بین دینداری افراد با همنوایی اجتماعی و فرهنگی همبستگی وجود دارد. این همبستگی از نوع مستقیم و شدت آن متوسط است. همبستگی بین سبک زندگی و دینداری (فرضیه اصلی) با توجه به جدول 3، می توان دریافت که آماره اسپیرمن با ارزش0.091 و سطح معناداری 0.74است. بنابراین با 5 درصد خطا می توان گفت بین دو متغیر دینداری و سبک زندگی همبستگی وجود ندارد.نتیجه: به هر ترتیب، آزمون فرضیه اصلی تحقیق حاکی از آن است که بین میزان دینداری و سبک زندگی همبستگی معنادار وجود ندارد. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که برخلاف جامعه سنتی، امروزه دینداری به عنوان تنها عامل موثر بر سبک زندگی به شمار نمی آید و میزان اثرگذاری آن نیز بر همه مولفه های سبک زندگی یکسان نیست.
سیاست های جلوگیری از ادغام اجتماعی مهاجرین افغانستانی در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
251 - 281
حوزههای تخصصی:
اهداف: پژوهش حاضر به بررسی سیاست های مهاجرتی جمهوری اسلامی ایران و تأثیر آن ها بر فرآیند ادغام اجتماعی مهاجرین افغانستانی در جامعه ایرانی می پردازد. هدف اصلی تحقیق، شناسایی سیاست هایی است که دولت ایران از طریق آن ها از ادغام اجتماعی این مهاجرین جلوگیری کرده است. روش مطالعه: این پژوهش از نوع کیفی است و با روش تحقیقی رویکرد نهادی، سیاست های مهاجرتی ایران را از طریق تحلیل منابع کتاب خانه ای و با بهره گیری از ترکیب نظریه های «سیاست های مهاجرتی» و «ادغام اجتماعی گوردون» مورد بررسی قرار می دهد. یافته ها: مهاجرت افغانستانی ها به ایران و حضور مداوم آن ها در طی پنج دهه گذشته، با مسائل مختلفی در حوزه اجتماعی-فرهنگی روبه رو بوده است. ادغام اجتماعی به عنوان فرآیندی که در آن مهاجرین با پذیرش ارزش ها، زبان و ساختارهای جامعه میزبان، به عضوی فعال از این جامعه تبدیل می شوند، یکی از مسائل اساسی در سیاست های مهاجرتی محسوب می شود. با این حال، با وجود اشتراکات فرهنگی و تاریخی میان ایران و افغانستان، فرآیند ادغام اجتماعی مهاجرین افغانستانی در جامعه ایرانی تحقق نیافته است. بررسی سیاست های جمهوری اسلامی ایران، به ویژه پس از دهه هفتاد شمسی، نشان می دهد که دولت ایران نه تنها تمایلی به ادغام اجتماعی این مهاجرین نداشته، بلکه سیاست های اتخاذشده عمدتاً با رویکردی امنیتی طراحی و اجرا شده اند. این سیاست ها به صورت نظام مند از ادغام اجتماعی جلوگیری کرده و منجر به طرد اجتماعی مهاجرین افغانستانی شده اند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که محدودیت های ناشی از سیاست های مهاجرتی ایران، نه تنها مانع از مشارکت فعال و ادغام مهاجرین افغانستانی در جامعه ایرانی شده، بلکه پیامدهای منفی امنیتی و اجتماعی نیز به همراه داشته است. ازاین رو، بازنگری در این سیاست ها و توجه به ابعاد اجتماعی و انسانی مهاجرت می تواند در بهبود وضعیت مهاجرین و کاهش تبعات منفی این رویکرد مؤثر باشد.
مقابله شخصیت اصلی رمان بوف کور با عارف ایرانیِ وصف شده در آثار گوبینو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در داستان « بوف کور»، کمابیش شاهدِ حضور مایه های عرفانی هستیم؛ حضوری که گاه تلویحی و نهان است و گاه آشکار و عیان. در این مقاله کوشش کرده ایم نخست،در تأیید گرایش راوی داستان به عرفان شواهدی عرضه داریم و سپس تفاوت هایِ عارف کلاسیک ایرانی را با عارفی که صادق هدایت در بوف کور توصیف کرده، برجسته کنیم. بعد از این، نشان داده ایم که هدایت عامدانه و آگاهانه از الگویی ناآشنا برای ترسیم چهر ه اهل عرفان استفاده کرده است؛ الگویی که آن را در آثار گوبینو، متفکر و مستشرق فرانسوی، مشاهده می کنیم. درنهایت، بر مبنای گام های پیشین به توضیحی تازه درباره ارتباط بخش اول و دوم داستان رسیده ایم و راهی نو در تفسیر بوف کور گشوده ایم: نمایان ساخته ایم که صادق هدایت با نوشتن بوف کور به دنبال نقدِ شخصیتِ دل بسته به عرفان بوده است و راویِ عارفِ داستان را نباید با هدایت یکی گرفت. لازم است که بگوییم در این تحقیق از تحلیل مقایسه ای بهره برده ایم و شباهت ها را در سطح تم ها و مؤلفه های برسازنده پرسوناژ جستجو کرده ایم.
مسئله مند شدن مشارکت سیاسی (مطالعه موردی: انتخابات دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی استان کهگیلویه و بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۰)
125 - 148
هدف این پژوهش، واکاوی فهم مسئله مندی از مشارکت سیاسی در انتخابات دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در استان کهگیلویه و بویراحمد بود. روش پژوهش حاضر کیفی است. گستره نمونه پژوهش شامل کنشگران و فعالان سیاسی استان مذکور بود. درمجموع بیست نفر مصاحبه شدند. یافته های تحقیق نشان دهنده آن است که تحزب و حزب گرایی به اشکال مختلف تضعیف شده و بر بنیاد قومیت، طایفه و بنکوگرایی مناسبات جدید دستیابی قدرت در دل ساختار انتخاباتی متولد می شود. در این بستر یا زمینه، منافع فردی به اشکال مختلف در منافع ایلی و جمعی گره می خورد و بازتولید می شود. در انتخابات اسفند 1402 باوجود سیر نزولی مشارکت انتخاباتی در سطح کشور، استان کهگیلویه و بویراحمد شرایط متفاوتی را سپری کرد؛ این وضعیت ازحیث مختلف می تواند پرسش برانگیز باشد و ذهن هر پژوهشگر حوزه سیاسی و اجتماعی را به کنجکاوی بکشاند. راهبرد و استراتژی کنشگران ترکیبی از کنش های سنتی، فایده گرایانه، رفتار مبتنی بر نگرش ایلی، اعتقادات و متأثر از اندک فضای رقابتی دموکراتیک است. هیچ کدام از این کارویژه ها به تنهایی اثرگذار نیستند و همگی در کنار هم به وجودآورنده مشارکت انتخاباتی بودند.
نظام مسائل و موضوعات رسانه ها و مطبوعات محلی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
207 - 249
حوزههای تخصصی:
رسانهها و مطبوعات محلی یکی از مهمترین شاخصهای توسعه یافتگی محسوب میشوند چراکه آنها همسو با رسانههای ملی، نقش و کارکردهای مشابهی را زمینه اطلاعرسانی، آگاهی بخشی و نظارت بر قدرت در سطوح محلی ایفاء میکنند. هدف این پژوهش احصاء نظام مسائل و موضوعات مطبوعات محلی کشور است. برای رسیدن به این هدف، از دو روش تحلیل محتوای کمی و روش تحقیق کیفی استفاده شده است. در روش تحلیل محتوای کمی با هدف بدست آوردن توصیف اولیه از محتوای آنها، یک «تک شماره» از 21 روزنامه محلی از سراسر کشور به صورت هدفمند انتخاب شده و تمامی 721 مطلب رسانه ای(واحد تحلیل)آنها به صورت سرشماری با استفاده از کدنامه محقق ساخته مورد تحلیل قرار گرفتهاند. در روش کیفی نیز با هشت نفر از روزنامهنگاران محلی در کشور گفتگوی عمیق صورت گرفته و براساس یافتههای آن، مهمترین مسائل و موضوعات روزنامهنگاری محلی احصاء شده است. نتایح کمی نشان میدهد که از مجموع 721 مطلب رسانه ای، 538 مطلب ماهیت «خبری-اطلاع رسانی» و 183 مطلب رسانه ای ماهیت «غیر خبری» (تبلیغات/آگهی) داشته اند. درحالی که تنها 146 مطلب «تولیدی» خود این رسانه ها بوده، در 213 «مطلب خبری» دیگر، هیچ منبعی ذکر نشده است. عمده مطالب «خبری-اطلاع رسانی» در قالب «خبر» محض یا «گزارش» توصیفی منتشر شدهاند. همچنین 61.2% مطالب خبری «رویدادمدار» بوده و عمدتا در قالب «سبک هرم وارونه» تنظیم شده اند. به لحاظ جهت گیری، بیش از 80% «مطالب خبری» دارای جهت گیری «همسو» یا «خنثی» بوده اند که عمدتا بازتاب اخبار یا سخنان مقامات رسمی محلی بوده اند. همچنین از مجموع 335 مطلب خبری «دارای عکس»، تنها 17 مورد دارای «شرح عکس» حرفه ای بوده است. براساس نتایج کیفی تحقیق نیز میتوان نظام مسائل و موضوعات روزنامهنگاری محلی را در 6 مقوله اصلی شامل «وابستگی سیاسی و چالش تعامل با مسئولان محلی»، «چالشهای مالی و اقتصادی»، «تحولات فناورانه و پس افتادگی مطبوعات محلی»، «ضعف حرفهای روزنامهنگاری محلی»، «مسائل حقوقی و مدنی» و «مزیت های رقابتی مطبوعات محلی» همراه با 20 مفهوم پایه دستهبندی کرد. برآیند این تحقیق حاکی از آن است که روزنامهنگاری محلی در ایران به رغم مزایا و ظرفیت های آن، هم به لحاظ محتوایی و هم به لحاظ مواجهه با انباشی از چالش های پیرامونی در وضعیتی پارادوکسیکال و رو به «افول» قرار دارند که تنها سرمایه های نمادین باعث حفظ و بقاء آنها در حالت «احتضار» شده اند.