فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
96 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، تبیین ظرفیت های نمایشی برخی از روایت های تذکره الاولیاء برای نگارش فیلمنامه انیمیشن است و بر همین اساس به دنبال کشف عناصر درام موجود در این اثر و کاربردی کردن آن ها برای استفاده در انیمیشن می باشد.روش شناسی پژوهش: این پژوهش از روش تحلیل روایت بهره برده است، به این صورت که اذکار «معروف کرخی»، «حسن بصری»، «جنید بغدادی»، «رابعه»، «ابوسعید ابوالخیر» و «مالک دینار» به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شده و سپس عناصر درام موجود در هر ذکر (روایت) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. درنهایت نیز مثال یا ایده ای برای به تصویر درآمدن در قالب انیمیشن متناسب با محتوای هر ذکر، به منظور کاربست آن در نگارش فیلمنامه انیمیشن پیشنهاد شده است.یافته ها: بیشتر عناصر درام ازجمله آغاز، میانه و پایان، ستیز، آشفتگی، پیچیدگی، بحران، کشش و غیره در روایت های منتخب تذکره الاولیاء به صورت بالقوه حضور دارد. منظور از بالقوه این است که آنچه به عنوان عناصر درام از دل متن اصلی هر روایت استخراج شده است، الزاماً تمامی ویژگی های نظری عناصر درام را دربرنمی گیرد. برخی از عناصر مانند تفکیک احباب و اجتماع ضدین در هیچ یک از روایت ها کشف نشدند و عنصر کنایه نیز در نیمی از روایت ها حضور داشته و در نیمی دیگر یافت نشد. عناصر هماهنگی و منولوگ نیز در دو مورد از روایت ها دیده نشدند.بحث و نتیجه گیری: با توجه به عناصر درام کشف شده از روایت های منتخب تذکره الاولیاء و همچنین تناسب محتوای این روایت ها با ویژگی های قالب انیمیشن، این روایت ها ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به یک اثر نمایشی به ویژه انیمیشن را دارا هستند.
تحلیل نهادی و حقوقی مشارکت رسانه ای سازمان های مردم نهاد در سیاست گذاری رفاه زنان در ایران: با تأکید بر قواعد حاکم و مبانی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
381 - 418
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل نهادی چند سطحی و با بهره گیری از چارچوب مفهومی اوستروم، نقش رسانه ها را در فرآیند مشارکت سازمان های مردم نهاد (سمن ها) در سیاست گذاری رفاه زنان در ایران بررسی می کند. این مطالعه کیفی، مبتنی بر تحلیل مضمون ۱۵ مصاحبه نیمه ساخت یافته با کنشگران حوزه زنان، فعالان سمن ها، پژوهشگران و سیاست گذاران است. یافته ها نشان می دهد که بازنمایی گزینشی و ظاهرمحور، بی اعتمادی نهادی، حذف خاموش و ضعف روایت گری، از موانع اصلی اثرگذاری رسانه ای سمن ها بر سیاست گذاری رفاهی زنان هستند. این موانع، نه تنها از منظر حقوق رسانه و حق مشارکت مدنی، بلکه در چارچوب آموزه های دینی درباره عدالت ارتباطی، تبیین حق، و مسئولیت اجتماعی رسانه ها نیز قابل نقدند. در مقابل، بهره گیری از رسانه های اجتماعی ظرفیت هایی برای توانمندسازی کنشگری مدنی و روایت گری مستقل فراهم می کند. تحلیل ها بر فقدان قواعد ارتباطی منصفانه و قانونی میان رسانه، دولت و سمن ها تأکید دارد و ضرورت بازتعریف حکمرانی رسانه ای، حمایت از رسانه های مستقل و تقویت سواد رسانه ای سمن های فعال در حوزه زنان را برجسته می سازد. این پژوهش تلاش می کند تا با تمرکز بر ابعاد نهادی، حقوقی و دینی، خلأهای ارتباطی را آشکار و مسیرهای کنشگری فعال تر در سیاست گذاری رفاه زنان را ترسیم کند.
تأثیر عینیت حسابرسی داخلی بر بهبود شفافیت و مسئولیت پذیری اجتماعی در نهادهای دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
144 - 154
حوزههای تخصصی:
امروزه شفافیت و مسئولیت پذیری اجتماعی به عنوان دو رکن اساسی در کارآمدی و مشروعیت عملکرد نهادهای دولتی شناخته می شوند. با افزایش پیچیدگی های محیطی و توقعات جامعه، نیازبه استقرار نظام های نظارتی قوی، عینی و بی طرف بیش ازپیش احساس می شود. دراین راستا، عینیت حسابرسی داخلی به عنوان رویکردی مستقل و غیرجانبدار، می تواند نقش مؤثری در بهبود فرایندهای تصمیم گیری و ارتقای پاسخ گویی به ذی نفعان ایفاء کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر عینیت حسابرسی داخلی بر ارتقای شفافیت و مسئولیت پذیری اجتماعی در نهادهای دولتی، به صورت توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و تحلیل اسناد انجام شده است. نتایج نشان می دهد که عینیت حسابرسی داخلی با کاهش تعارض منافع، تقویت استقلال تصمیم گیری و بهبود فرایندهای گزارش دهی و نظارت، به افزایش شفافیت مالی و عملکردی در نهادهای دولتی منجر می شود. به طورخاص، تقویت عینیت در حسابرسی داخلی، اعتماد عمومی و شاخص های مسئولیت پذیری اجتماعی را بهبود می بخشد. افزون براین، سیاست گذاران و مدیران نهادهای دولتی می توانند با اصلاح ساختارها و فرایندهای مرتبط، زمینه ساز ارتقای عملکرد و مشروعیت سازمان خود در برابر جامعه و ذی نفعان باشند.
تبیین جامعه شناختی کیفیت روابط زوج های نابارور تحت درمان IVF اهدایی بر مبنای حمایت های اقتصادی با تأکید بر نقش میانجی سلامت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین کیفیت روابط اجتماعی و خانوادگی زوج های نابارور تحت درمان IVF اهدایی بر مبنای حمایت های اقتصادی نهادی و غیرنهادی با تأکید بر نقش میانجی سلامت روانی بود. روش پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، تمامی زوج های نابارور مراجعه کننده به مراکز ناباروری شهر اصفهان بود. حجم نمونه برای سطح اطمینان 95درصد و توان آزمون حداقل 80درصد برابر با 147 نفر تعیین شد. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسش نامه های استاندارد در بازه زمانی شهریور تا اسفند 1402 انجام شد. کیفیت روابط خانوادگی، کیفیت روابط اجتماعی و سلامت روانی به ترتیب با استفاده از پرسش نامه های گلومبوک- راست (1985)، پیرس و همکاران (1991)، مقیاس گلدبرگ (1972) سنجش شد. همچنین، متغیر حمایت اقتصادی نهادی و غیرنهادی با استفاده از مقیاس محقق ساخته عملیاتی شد. داده ها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و با استفاده از نرم افزار SmartPLS4 تحلیل شد. براساس نتایج پژوهش، سلامت روانی عمومی در تأثیر حمایت اقتصادی نهادی و غیرنهادی بر کیفیت روابط خانوادگی اثر میانجی کامل داشت. اثر میانجی کامل سلامت روانی عمومی در تأثیر حمایت اقتصادی نهادی و غیرنهادی بر کیفیت روابط اجتماعی نیز تأیید شد. اثر مستقیم حمایت نهادی و غیرنهادی بر کیفیت روابط در هر دو مدل با حضور متغیر میانجی سلامت روانی عمومی تصادفی و غیرمعنادار به دست آمد. این نتیجه بیانگر آن است که حمایت اقتصادی، مستقیماً بر کیفیت روابط خانوادگی و اجتماعی تأثیر نمی گذارد، بلکه ازطریق بهبود سلامت روانی تأثیر خود را اعمال می کند.
توسعه سبز در بستر رهاشدگی ساختاری مطالعه برساخت کشاورزی سبز در میان گلخانه دارهای شهرستان اشکذر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرستان اشکذر به دلیل شرایط اقلیمی و محدودیت منابع آبی، از مراکز اصلی کشاورزی گلخانه داری در ایران است. کشاورزی گلخانه داری به عنوان روش مواجهه با محدودیت های کشاورزی سنتی در این شهرستان مطرح شده است که می تواند گامی مؤثر برای نیل به توسعه سبز کشاورزی باشد. این پژوهش به دنبال بررسی شیوه برساخت توسعه سبز کشاورزی در میان گلخانه دارهای شهر اشکذر است و در تلاش است چالش های کشاورزی سبز و استراتژی های مواجهه با آن را بررسی کند. روش پژوهش، نظریه زمینه ای برساختی است. مشارکت کنندگان، کشاورزان گلخانه دار شهرستان اشکذر هستند که حداقل 3 سال سابقه گلخانه داری داشته اند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (حداکثر تنوع) با 45 نفر از آن ها مصاحبه متمرکز انجام شده است. داده ها با رویکرد کدگذاری سه مرحله ای نظریه زمینه ای برساختی (کدگذاری اولیه، کدگذاری متمرکز و کدگذاری نظری) تحلیل شده اند. یافته های پژوهش بیانگر این بود که رهاشدگی نهادی، بی سامانی اقتصادی و عقب ماندگی فناورانه سه چالش کلیدی کشاورزی سبز در شهرستان اشکذر هستند. این عوامل سبب رهاشدگی ساختاری شده اند. رهایی از این وضعیت، نیازمند تحولات نهادی-ساختاری است؛ تحولاتی که به مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی منجر می شوند؛ علاوه براین، تحولات نهادی-ساختاری در پیوند متقابل با مدرن سازی دانش سبز، توانمندسازی سبز اجتماعی و بهینه سازی سازوکارهای نهادی قرار دارد. این سه عامل، بر مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی تأثیر می گذارند؛ درنهایت تحولات نهادی-ساختاری به توسعه سبز کشاورزی منجر می شود. همان طور که مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی نیز توسعه سبز کشاورزی را به دنبال خواهد داشت.
بررسی مؤلفه ها و ابعاد حکمرانی مدیریت عملکرد با نقش میانجی توسعه منابع انسانی در سازمان تأمین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۶
26 - 36
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف تبیین ابعاد و مؤلفه های حکمرانی مدیریت عملکرد با رویکرد توسعه منابع انسانی در سازمان تأمین اجتماعی کشور با رویکردی ترکیبی بررسی شد. در فاز نخست، از روش کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد برای شناسایی ابعاد و مؤلفه ها استفاده شد. داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان گردآوری و در 3مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل شدند و اعتبار آن ها با بازبینی خبرگان تأیید گردید. در فاز دوم، برای آزمون مدل پیشنهادی، از روش توصیفی-پیمایشی و هم بستگی بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل 292/19نفر از مدیران و کارکنان سازمان تأمین اجتماعی بود که با فرمول کوکران، ۳۵۱نفر به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه محقق ساخته توسعه فردی منابع انسانی و پرسش نامه عملکرد سازمانی هرسی و گلداسمیت بود. داده های کیفی با نرم افزار MAXQDA و داده های کمی با آزمون های تحلیل مسیر، تی، هم بستگی پیرسون و رگرسیون هم زمان بااستفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند. نتایج نشان داد حکمرانی مدیریت عملکرد تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه منابع انسانی و به ویژه ابعاد فردی آن دارد و می تواند حدود ۲۹درصد از واریانس توسعه فردی منابع انسانی را پیش بینی کند. این یافته ها می تواند در بهبود حکمرانی مدیریت عملکرد با رویکرد توسعه منابع انسانی در سازمان تأمین اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد.
مطالعه پدیدارشناختی مهاجرت بین المللی دختران تحصیل کرده ایرانی (مورد مطالعه دختران مراجعه کننده به اداریه تعاون، کار و رفاه اجتماعی شهرستان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
23 - 48
مهاجرت بین المللی افراد پدیده ای کهن است. امروزه الگو، روند و میزان این نوع مهاجرت تغییر یافته است، تا جائی که زنان تحصیل کردیه جویای کار بیشتر از کشورهای توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته تر مهاجرت می کنند. الگویی که با نام زنانه شدن مهاجرت شناخته می شود؛ ویژگی های خاص خود را دارد و کمتر درباریه آن مطالعه و تحقیق شده است. متناسب با اهمیت موضوع و کمبود مطالعات کیفی مربوط، هدف این مقاله تحلیلِ پدیدارشناسانیه دلایل و زمینه های مرتبط با مهاجرتِ دختران تحصیل کردیه ایرانی با کمکِ رویکرد پدیدارشناسی تفسیری اسمیت بوده است. شیویه نمونه گیری هدفمند و غیرتصادفی بوده است و از روش مصاحبیه نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده ها استفاده شد. تحلیل داده ها براساس مراحل و شاخص های پیشنهادی اسمیت صورت گرفت. تحلیل داده ها نشان داد نوعی «ناهم زمانی خواست با اقدام به مهاجرت» ویژگی تجربیه مشترک میل به مهاجرت مشارکت کنندگان بوده است و اینکه واحدهای جامع تجربیه این دختران از مهاجرت را می توان ذیل شبکیه درهم تنیدیه مجموعه مضامین توصیف و تفسیر کرد؛ ازجمله: 1- فرار از تنگناهای چندگانه و تحققِ آرزوها در آرمان شهر غرب؛ 2- خودشکوفایی در پرتوی قدرشناسی و کسب سرماییه اجتماعی؛ 3- احساس تبعیض و محرومیت چندگانه؛ 4- تحقق حداقل های اقتصادی برآورده نشده؛ 5- رهایی از احساس ناامنی چندجانبه و 6- مشوق های بی قیدوشرط شبکیه ارتباطی.
واکاوی تجربه زنان روستایی از طلاق در بستر تغییرات فرهنگی روستا؛ مطالعه موردی سه روستا در شرق اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
97 - 129
حوزههای تخصصی:
در طول دهه اخیر، نرخ طلاق در ایران، روند رشد نگران کننده ای داشته و نه تنها کلان شهرها، بلکه مناطق روستایی را نیز دربر گرفته است. در پژوهش حاضر، تجربه زنان از پدیده طلاق در سه روستای گیشی، قمشان، و قلعه بالا، واقع در شرق اصفهان بررسی شده است. روش انجام پژوهش، کیفی از نوع تحلیل مضمون است. نمونه گیری به شیوه هدفمند با ترکیب دو شیوه نمونه گیری حاد و گلوله برفی انجام شد. درمجموع، با 17 زن مطلقه یا در آستانه طلاق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام شد. مصاحبه ها پس از پیاده سازی و تبدیل به متن، کدگذاری شدند. از مجموع مضامین اولیه و وابسته به متن، 27 مضمون فرعی، 7 مضمون اصلی، و یک مقوله اصلی استخراج شد. مقوله های اصلی پژوهش عبارت اند از: «معماری کج بنیان زندگی مشترک»، «فقدان صمیمیت پایدار و حمایتگری عاطفی زوجین»، «ازدواج نابخردانه در بستر نظام تصمیم گیری غیردموکراتیک حاکم بر خانواده»، «ازدواج، قربانی ترکیب های نگرشی نامتوازن درباره رابطه با جنس مخالف»، «آسیب های اجتماعی فرساینده زندگی خانوادگی در روستا»، «زیست تاریخی کژ دار و مریز زنان روستا با رفتارهای انحرافی همسران»، و «چالش های تشدیدکننده مشکلات نهاد خانواده در روستا». همه این مقوله ها، حول مقوله مرکزی «طلاق، زاییده زیست متناقض سوژه های شبه دموکراتیک در بستر ساختارهای سنتی» شکل می گیرند. حاکمیت ساختارهای سنتی بر روستا مانع آن می شود که زنان، زندگی مشترک خود را به عنوان سوژه و عامل آغاز کنند. زندگی مشترک، تحمیلی، و فاقد صمیمیت که زنان نوخواه روستا جویای آن هستند باعث جدایی عاطفی زوجین، شکل گیری سوژگی شبه دموکراتیک در قالب روابط فرازناشویی، و سرانجام، جدایی آن ها می شود.
مطالعه ای کیفی از درک و تجربه خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
283 - 313
حوزههای تخصصی:
اهداف: خیانت زناشویی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر بی ثباتی و از دست رفتن سامان خانواده است. با توجه به اهمیت بنیادین خانواده، پی بردن به تجربه زیست خیانت، می تواند محققان و نهادهای مرتبط را در جهت درک بهتر موضوع کمک کند. بر اساس این، هدف تحقیق حاضر کشف و واکاوی تجربه خیانت در میان زنان و مردان است. روش مطالعه: این مطالعه به روش کیفی و در سال ۱۴۰۲ در شهر یزد انجام شده است. نمونه پژوهش شامل ۱۴ نفر از زنان و مردان دارای تجربه خیانت بود که با نمونه گیری گلوله برفی و هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون، تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد که زیست خیانت مرتبط است با شرایط خانوادگی، درک و تجربه از ناکامی های فردی در زندگی زناشویی و بی بندوباری های جنسی. شرکت کنندگان در پژوهش به طور مداوم تجربه ای از مخاطره را در این زمینه مطرح کردند. مضامین اصلی عبارت اند از: «لاقیدی رفتاری»، «نهاد نامتعادل»، «ضلع سوم»، «زیست مخاطره ای» و «خودسازی ضعیف». نتیجه گیری: براساس یافته ها، ادراک خیانت به طور خاص با فانتزی و ایده آل های جنسی در روابط زناشویی از یک سو و زیست خانوادگی و زمینه فردی تجربه روابط خارج از عرف از سوی دیگر ارتباط دارد. زیست خیانت به-عنوان عرصه ای پرمخاطره، سلامت جسمی و روانی افراد را به طور جدی تهدید می کند. مضمون فراگیر تحقیق عبارت اند از فرونشست هنجاری-ارزشی که به این معناست که دین و خانواده به عنوان نظام ها و نهادهای تنظیم گر و کنترل گر امر جنسی، نفوذ، کارایی و مرجعیت خود را از دست داده اند. با توجه به نتایج به دست آمده، پیشنهاد می شود سیاست گذاران اجتماعی و فرهنگی با همکاری مراکز مشاوره، برنامه های آگاه سازی و آموزش جامعی در زمینه تحکیم بنیان خانواده، مدیریت تعارضات زناشویی و ارتقاء سلامت جنسی و روانی افراد تدوین و اجرا کنند. این برنامه ها باید ضمن پرداختن به عوامل زمینه ساز خیانت، به تقویت مهارت های ارتباطی زوجین و ایجاد فضایی امن و صمیمی در خانواده کمک نمایند. همچنین تقویت هنجارهای دینی و اخلاقی در جامعه یک ضرورت جدی است.
کالایی شدن هویت و شبکه های اجتماعی مجازی، با تاکید بر اندیشه های تئودور آدورنو با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از مباحث جدی در مطالعات هویت، موضوع تغییرات هویت از منظر کالایی شدن می باشد که پیامدهای مختلفی را بر ساختار نظام فرهنگی برجای می گذارد. در این پژوهش، مقوله کالایی شدن هویت با توجه به گسترش روزافزون شبکه های اجتماعی مجازی و با تاکید بر اندیشه های تئودور آدورنو بررسی و تحلیل شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد پژوهش یک تحقیق کیفی بود، که با بهره گیری از روش داده بنیاد مبتنی بر رهیافت نظام مند اشتراوس و کوربین (۱۹۹۸) انجام شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه متخصصان و خبرگان حوزه فرهنگ و فضای مجازی در شهر تهران بودند، که با توجه به ماهیت روش داده بنیاد و پراکنده و ناشناس بودن جامعه آماری، جهت انتخاب نمونه ها از نمونه گیری هدفمند به روش گلوله برفی و برای تعیین حجم نمونه از معیار اشباع نظری استفاده شد که در مجموعه داده های تحقیق با 14 مصاحبه به اشباع نظری رسید.. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از کدگذاری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد؛ الگوی کالایی شدن هویت در پرتو گسترش شبکه های اجتماعی مجازی شامل: شرایط علی(رسانه ها و شبکه های اجتماعی، انقلاب اطلاعات و ...)، مقوله مرکزی(کالایی شدن هویت)، بسترها(مشکلات اقتصادی، بیکاری و ...)، عوامل مداخله گر(تحریم های بینالمللی و ...)، راهبردها(هدفمندی اجتماعی و ...) و پیامدها(تغییر ارزش ها و نظامی معنایی و ...) می باشد که طبق نظر خبرگان آن را می توان به عنوان الگویی مناسب برای شناخت کالایی شدن هویت در پرتو گسترش شبکه های اجتماعی مجازی به شمار آورد.
تحلیل جامعه شناختی نقش فرهنگ مدرسه در پذیرش نوآوری آموزشی معلمان: با میانجی گری جو سازمانی نوآورانه در مدارس ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی مدل علّی پذیرش نوآوری های آموزشی بر اساس ادراک از فرهنگ مدرسه با نقش واسطه ای جو سازمانی نوآورانه در میان معلمان دوره ابتدایی شهرستان کنگاور بود. با توجه به اهمیت عوامل فرهنگی و سازمانی در پذیرش نوآوری، این مطالعه در تلاش است تا با تحلیل ارتباط میان متغیرهای مذکور، راهکارهایی برای ارتقای نوآوری آموزشی در مدارس ارائه دهد. روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی، از نظر نحوه اجرا، توصیفی-همبستگی و از نظر نوع داده ها، کمّی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان ابتدایی شهرستان کنگاور در سال تحصیلی ۱۴۰۰–۱۴۰۱ (۴۰۲ نفر) بود. حجم نمونه ۱۹۶ نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعیین شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد آنلاین گردآوری شد که شامل سه ابزار: پرسشنامه انگیزه پذیرش نوآوری، فرهنگ مدرسه (با ۶ خرده مقیاس)، و جو سازمانی نوآورانه بود که همگی دارای روایی و پایایی مناسب گزارش شده در مطالعات پیشین بودند. داده ها به صورت آنلاین جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SmartPLS و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که ادراک از فرهنگ مدرسه اثر مستقیم بر جو سازمانی نوآورانه و همچنین پذیرش نوآوری های آموزشی دارد. جو سازمانی نوآورانه نیز به صورت مستقیم بر پذیرش نوآوری های آموزشی مؤثر است. همچنین، جو سازمانی نوآورانه نقش میانجی در رابطه بین فرهنگ مدرسه و پذیرش نوآوری ایفا می کند. درکل نتیجه شد که مدل مفهومی پیشنهادی با داده های تجربی برازش دارد. بنابراین، به منظور ارتقای نوآوری آموزشی در معلمان، باید به نقش فرهنگ مدرسه و جو سازمانی نوآورانه توجه ویژه ای داشت.
ارائه الگوی بومی استراتژی های بازاریابی در موسسات فرهنگی و هنری شهر مشهد با رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استراتژی های بازاریابی در صنایع فرهنگی و هنری نقشی کلیدی در توسعه ی بازار و ایجاد ارتباط مؤثر با مخاطبان دارند. با توجه به کمبود منابع بومی در این زمینه، هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی بومی استراتژی های بازاریابی برای مؤسسات فرهنگی و هنری شهر مشهد است. این پژوهش با رویکرد کیفی و در دو مرحله انجام شد: در مرحله ی نخست، مقالات ده سال اخیر از پایگاه های علمی معتبر داخلی و بین المللی هدفمند انتخاب شدند. این مقالات با استفاده از ابزار ارزیابی مهارت های حیاتی (CASP) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفتند و در نهایت ۷۵ مقاله واجد شرایط تأیید شد. سپس، با روش تحلیل محتوا، ۴۰۸ کد اولیه استخراج گردید که در قالب ۳۳ کد محوری و ۷ مقوله ی اصلی دسته بندی شد. در مرحله ی دوم، به منظور بومی سازی یافته ها، با ۱۲ نفر از خبرگان مؤسسات فرهنگی و هنری شهر مشهد، که به صورت هدفمند انتخاب شده اند، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد. داده های حاصل از این مصاحبه ها، با روش تحلیل مضمون، کدگذاری گردید. الگوی مفهومی طراحی شده شامل مؤلفه هایی در محورهای تحلیل محیطی، هدف گذاری، تقسیم بندی بازار، موقعیت یابی در حوزه ی فرهنگ و هنر، محصول فرهنگی و هنری، قیمت گذاری و تبلیغات است. این الگو می تواند به عنوان ابزاری راهبردی برای بهینه سازی فعالیت های بازاریابی در مؤسسات فرهنگی و هنری شهر مشهد، و ایجاد مزیت رقابتی در مواجهه با بازار رقابتی عصر حاضر مورد استفاده قرار گیرد.
سنتزپژوهی و طراحی مدل منظومه فکری-اسلامی دکتر سیدرضا سیدجوادین با رویکرد کهکشانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همواره آثار دانشمندان یک رشته به دلیل حجم، تنوع و گستردگی فراوان آن ها و سیر زمانی طولانی متغیر، به طور مشخص و معینی درک و تفهیم نمی گردد، که این برای تمامی خبرگان به خصوص پژوهشگران علوم انسانی و مدیریت، صادق است، لذا این پژوهش به دنبال سنتزپژوهی و طراحی مدل منظومه فکری-اسلامی دکتر سیدرضا سیدجوادین با رویکرد کهکشانی است. پژوهش حاضر از حیث پارادایم، تفسیری، ازنظر هدف، بنیادی و ازنظر ماهیت، اکتشافی است. ابزار جمع آوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه ای و فیش برداری بوده است نمونه آماری نیز به صورت تمام شماری و به شیوه در دسترس، انتخاب شده است. یافته ها حاکی از این بود که از بین حدود 140 آثار تألیفی و پژوهشی ایشان، 674 متغیر استخراج گردید که با ترکیب و تلفیق آن ها، نهایتاً 24 مقوله، طبقه بندی و تدوین شد. نهایتاً بر اساس ابعاد، نزدیکی مفاهیم و ارتباطات آن ها با هسته مرکزی، با استفاده از علم استعاره پردازی، سه مدار کهکشانی طراحی و مقوله مدیریت منابع انسانی به عنوان هسته اصلی خورشید و مقوله های اصول مدیریت، رفتار سازمانی، ویژگی های سازمانی، مدیریت اسلامی، رهبری، مدیریت دانش، کارآفرینی، رفتار مصرف کننده، استخدام و کارمندیابی و بازاریابی به عنوان سیاره ها در مدارهای مشخص جای گرفتند. نتایج نشان داد که منظومه فکری-اسلامی دکترسیدجوادین، می تواند به عنوان یک چارچوب و زیربنای مشخص در علم مدیریت اسلامی منابع انسانی برای استفاده مدیران و اساتید در محیط آموزشی، صنایع و بنگاه های اقتصادی، واقع گردد. همچنین خلأهای پژوهشی و فرصت های بکر تحقیقاتی در حوزه مدیریت به خصوص مدیریت اسلامی از طریق این مدل، قابل شناسایی است.
برساخت مفهوم زنانگی در گذار نسل ها (واکاوی کیفی در میان سه نسل زنان شهر کرمان 1403)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
148 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: پژوهش حاضر باهدف واکاوی برساخت اجتماعی مفهوم زنانگی و تحولات بین نسلی آن در شهر کرمان انجام شد. هدف اصلی، کشف و مقایسه درک سه نسل مختلف (دختران، مادران، مادربزرگ ها) از این مفهوم و شناسایی مضامین اصلی شکل دهنده به گفتمان زنانگی در هر نسل بود.
روش پژوهش : این مطالعه با پارادایم تفسیری و به روش کیفی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۳۲ زن ساکن کرمان گردآوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری در هر نسل به صورت مستقل ادامه یافت سپس با تکنیک تحلیل مضمون مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نمونه گیری به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انجام شد که شامل ۱۶ دختر (متولدین ۱۳۷۰-۱۳۸۰)، ۱۰ مادر (متولدین ۱۳۵۰-۱۳۶۰) و ۶ مادربزرگ (متولدین پیش از ۱۳۴۰) بود.
یافته ها : تحلیل داده ها به استخراج سه مضمون اصلی متمایز منجر شد که نتیجه نهایی برساخت زنانگی در هر نسل را نشان می داد: «زنانگی به مثابه مادر-همسر حافظ فرهنگ و سنت» در نسل مادربزرگ ها، «زنانگی به مثابه زن توانمند در جامعه و خانواده» در نسل مادران و «زنانگی به مثابه کنشگری و استقلال» در نسل دختران. یافته ها تحول زنانگی از تمرکز بر حوزه خصوصی به عرصه عمومی و تأکید فزاینده بر عاملیت فردی را نشان می دهد.
نتیجه گیری : پژوهش نشان داد زنانگی یک برساخت تاریخی-فرهنگی سیال است که در تقاطع عاملیت فردی و الزامات ساختاری بازتولید می شود. نوآوری مطالعه در ارائه تحلیلی تطبیقی-بین نسلی و شناسایی سه گفتمان مسلط است. یافته ها برای سیاست گذاران و برنامه ریزان فرهنگی این پیام را دارد که برای درک مسائل زنان و تدوین راهبردهای مؤثر، باید تنوع و پویایی برساخت های نسلی از زنانگی را به رسمیت بشناسند.
تمایلات باروری و موانع تحقق فرزندآوری در میان زنان شاغل در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زنان شاغل یکی از زیرگروه های جمعیتی هستند که بیش از سایرین ممکن است در تحقق انگیزه های فرزندآوری خود با مشکل مواجه باشند. این مقاله به بررسی ترجیحات و رفتار باروری و الگوهای تحقق تمایلات فرزندآوری در بین زنان شاغل پرداخته است. این مطالعه مقطعی بر روی 392 زن دارای همسر شاغل در سازمان تامین اجتماعی ایران در سال 1402 انجام شد. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده اند. یافته ها نشان داد میانگین تعداد فرزند زنده به دنیا آمده 1.54 و میانگین تعداد فرزندان مطلوب 2.37 می باشد. از میان پاسخگویان، حدود 7 درصد از زنان بی فرزندی، 11.5 درصد تک فرزندی، 42 درصد دو فرزند و 39.1 درصد سه فرزند و بالاتر را به عنوان بعد مطلوب فرزندآوری اعلام نمودند. براساس تحلیل های چندمتغیره، متغیرهای سن، نگرش جنسیتی، تعارض کار و خانواده و ساعات صرف شده برای کارهای خانگی به عنوان مهم ترین متغیرهای تأثیرگذار بر تعداد فرزندان مطلوب شناسایی شدند. از جمله موانع عمده برای افزایش فرزندآوری زنان شاغل عبارتند از: تعارض کار و خانواده، نگرانی های اقتصادی و تغییر نگرش ها در مورد نقش های جنسیتی. این موضوع نیازمند توجه بیشتر به تدوین سیاست هایی است که به طور همزمان به بهبود شرایط کاری زنان و حمایت از تصمیمات فرزندآوری آن ها کمک کند.
کنکاشی پدیدارشناسانه از درک نوجوانان از امراخلاقی در فضای مجازی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف کشف و توصیف تجربه زیسته نوجوانان ایرانی از مفهوم اخلاق در فضای مجازی و شناسایی مؤلفه های شکل دهنده درک اخلاقی آنان در بستر دیجیتال انجام شده است. این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و روش تحلیل کلایزی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل 10 نوجوان 13 تا 19 ساله شهرستان ساری بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته نیمه عمیق (20-30 دقیقه) تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری گردید. تحلیل داده ها منجر به استخراج 21 مضمون اصلی در سه دسته کلی شد: (1) عوامل زمینه ساز شامل پنهان بودن هویت، فقدان محدودیت، نقش والدین و رقابت کاذب؛ (2) افعال اخلاقی/غیراخلاقی شامل تقلید بدون تأمل، عمل غرض ورزانه و توجه به قاعده طلایی اخلاق؛ (3) پیامدها شامل اعتیاد به فضای مجازی، آسیب های روانی و تضعیف بنیان خانواده. درک نوجوانان از اخلاق در فضای مجازی پدیده ای چندسطحی است که تحت تأثیر ویژگی های ساختاری فضای دیجیتال، فرآیندهای یادگیری اجتماعی و تصمیم گیری های موقعیتی شکل می گیرد. این یافته ها ضرورت بازنگری در رویکردهای آموزشی و تربیتی موجود و طراحی مداخلات چندبعدی متناسب با پیچیدگی های اخلاق دیجیتال را نشان می دهد.
طراحی و تبیین الگوی غرور سازمانی در فراجا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غرور سازمانی به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند و یک دارایی استراتژیک، نقشی تعیین کننده در ارتقای قابلیت های انسانی و سازمانی ایفا می کند. این امر در محیط مأموریت محور فراجا که موفقیت آن ها به میزان تعهد، انگیزه و همبستگی نیروی انسانی وابسته است، اهمیتی دوچندان می یابد. پژوهش حاضر باهدف طراحی و تبیین مدل غرور سازمانی در یکی از حساس ترین نهادهای کشور، یعنی فراجا، صورت پذیرفت. به لحاظ نوع هدف، تحقیق کاربردی - توسعه ای و کیفی بود. جامعه آماری پژوهش را کارکنان و مدیران، باتجربه مرتبط با موضوع تشکیل دادند. نمونه گیری به صورت هدفمند و غیرتصادفی انجام شد و ۱۴ نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب گردیدند. تجربه زیسته آنان از پدیده غرور سازمانی با استفاده از استراتژی داده بنیاد و از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بررسی شد. قابلیت اعتماد ابزار پژوهش از طریق کاوش سیستماتیک مشارکت کنندگان و تحلیل دقیق داده ها با رویکرد استراوس و کوربین تعیین گردید. تحلیل داده ها مدلی جامع برای غرور سازمانی در فراجا ارائه می دهد که این پدیده را چندبعدی (هیجانی و نگرشی) می داند. غرور سازمانی تحت تأثیر عوامل علّی فردی (نگرش، ارزش های حرفه ای، شایستگی های شغلی) و سازمانی (منابع، نمادها، رهبری، فرهنگ سازمانی، تقدیر و تعاملات) شکل گرفته، در بستر شرایط زمینه ای فرهنگ و ساختار سازمانی (هویت، ارزش ها، ثبات) تقویت می شود و توسط چالش های روان شناختی و مدیریتی تعدیل می گردد. مدل به پیامدهای فردی (سرمایه روان شناختی) و سازمانی (اعتماد اجتماعی، انسجام) منجر شده و راهکارهای عملی نظیر توسعه فرهنگی و بهینه سازی منابع انسانی را برای تقویت غرور سازمانی در نهادهای نظامی و انتظامی پیشنهاد گردید.
تبیین مولفه های سبک زندگی خانوادگی موثر بر طراحی معماری مسکن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
273 - 315
حوزههای تخصصی:
خانواده اولین جایی است که فرایند جامعه پذیری و تحقق کیفیت سبک زندگی افراد در آن شکل می گیرد و به عنوان یک عنصر مهم در سبک زندگی فرد و جامعه در صورتی می تواند ثمربخش باشد که به مطلوب ترین صورت بتواند خود را بنمایاند و کارایی موردنظر را داشته باشد. خانه به عنوان بستر اصلی زندگی خانواده، شکل گیری شخصیت افراد و سبک زندگی آنان بوده و در رفع نیازها و برآوردن تمایلات افراد نقش اساسی دارد. رابطه میان فرد و خانه همواره یک رابطه دو سویه است و همان گونه که شیوه و روش زندگی انسان ها بر معماری فضای سکونتی آن ها تأثیر می گذارد، فضای معماری نیز تأثیر مستقیم بر روی سبک زندگی خانوادگی دارد و نحوه طراحی فضاهای زیسته انسان ها حائز اهمیت است. پرسش اصلی تحقیق عبارت است از اینکه مهم ترین ابعاد سبک زندگی خانوادگی کدام اند و هریک چگونه بر معماری مسکن تأثیر می گذارند؟ ماهیت تحقیق کاربردی است و با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا برای پاسخ به پرسش تحقیق، نخست با کدگذاری داده های اولیه ابعاد سبک زندگی خانوادگی استخراج می گردد و در بخش دوم ضمن دسته بندی مؤلفه ها و زیر مؤلفه های مؤثر تحقیق، ویژگی های فضای سکونت خانواده از منظر نحوه نمود شاخص های استخراج شده از بخش اول در ارتباط با حوزه معماری تبیین خواهد شد. نتایج بیانگر این است که بعد جامعه شناختی، اجتماعی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی، سلامت محور، دینی، سیاسی، انگیزه درونی و سلیقه شخصی ابعاد کلان سبک زندگی خانوادگی بوده و تأثیر مستقیم بر فضای زیست خانواده (مسکن) دارد.
Children, Healthy Lifestyle and Media Literacy
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
1 - 23
حوزههای تخصصی:
Background: Media content plays a significant role in shaping behaviors, attitudes, and lifestyle choices, especially among children, a demographic that is highly impressionable and actively engaged with various media platforms.Aims: This article explores the role of media literacy in equipping children to critically evaluate media content that promotes unhealthy lifestyles, including poor dietary choices, sedentary behavior, celebrity worship and unrealistic body ideals.Methodology: This study employs a qualitative approach, synthesizing data from case studies, government reports, and peer-reviewed academic literature to explore the role of media literacy in fostering healthy lifestyle choices among children.Findings: The findings indicate that current media literacy education programs for children are insufficient, largely because they often fail to include parental education. Parents play a pivotal role as mediators of children’s media consumption, and their active participation in media literacy education strengthens the impact of such interventions. The article argues for an integrated media literacy curriculum targeting both children and parents to create a more comprehensive understanding of healthy lifestyle practices and critical media engagement. Recommendations for policy, educational frameworks, and family-centered interventions are proposed to address these gaps.Conclusions: We emphasize the importance of a holistic approach to media literacy that includes all involved people and bodies in promoting healthier lifestyle choices among children.
درآمدی بر مختصات تاریخی میدان دانشگاهی علوم اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاکنون آثار گوناگونی به بررسی وضعیت علوم اجتماعی در ایران پرداخته اند. برخی مبانی نظری این علوم را کاویده اند و عواملی نظیر ضعف یا قوت سنت های فکری، چالش سنت و مدرنیته، چالش علوم «غربی» و بومی و... را محور بررسی خود قرار داد ه اند. و بعضی دیگر سازوکارهای اجتماعی تولیدِ علم را مبنا قرار داده اند و مسائل نهادی و سازمانی را بررسی کرده اند. گرچه این دو رویکرد با هم متعارض نیستند اما تاکید بیش ازحد بر هر یک از این شقوق موجب ایجاد شکاف میان تحلیل فرمالِ علوم اجتماعی و تحلیل محتوایی آن شده است. در این مقاله،که با روش نظریه مبنایی انجام شده است، تاکید بر وضعیت علوم اجتماعی در حوزه دانشگاهی، با تمرکز بیشتر بر رشته جامعه شناسی، است و در این مسیر می کوشیم با بررسی علوم اجتماعی دانشگاهی به مثابه یک «میدان» بر شکاف مزبور فائق شویم و محتوای دانشِ تولیدشده در میدان دانشگاهی علوم اجتماعی ایران را با سازوکارهای تولید آن پیوند دهیم. مسألیه اصلی ما ترسیم مختصات میدان دانشگاهی با تمرکز بر قواعد، استانداردها، جایگاه ها، سرمایه ها و سازوکارهای تولیدِ ارزش است. اگرچه بدین منظور مجبوریم علوم اجتماعی را در فراسوی میدان دانشگاهی نیز مورد بررسی قرار دهیم تا به درک درستی ازتمامیت میدان دست پیدا کنیم. مساله توزیع رانت در میان جایگاه ها و اشکال ویژه تمایزیابی در میدانی که در دل مناسبات نظم دسترسی محدود شکل گرفته است، محور تحلیل ما از وضعیت مزبور بوده اند.