فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی پژوهش حاضر ناظر بر ضرورت ارتباط بی واسطه کودک و طبیعت و تأثیرات مثبت آن بر کودک و جامعه است. بر همین اساس در این پژوهش تلاش خواهد شد در بخش چارچوب مفهومی، با مرور منابع موجود، پیامدها و تأثیرات حضور بی واسطه کودکان در طبیعت یا در نقطه مقابل نتایج و آسیب های ناشی از عدم حضور کودکان در طبیعت، توصیف و تبیین شود. در بخش بعدی، سیاست گذاری های صورت گرفته در حوزه کودکی در ایران معاصر از زاویه رابطه کودک و طبیعت نقد و بررسی خواهد شد. اسنادی مانند سند تحول بنیادین آموزش وپرورش، برنامه های توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شش گانه، سند ملی حقوق کودک و نوجوان، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، اساسنامه سازمان ملی تعلیم و تربیت و سند برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران از این جمله اند. درنهایت، ضمن تبیین آسیب ها و ضعف های موجود در این سیاست ها، پیشنهاد ها و راهکارهایی برای اصلاح سیاست گذاری مرتبط با کودکان و نزدیکی بیشتر کودکان با محیط زیست ارائه خواهد شد. ازجمله این راهکارها می توان به تغییر نگاه به کودک و کودکی، تغییر جهت سیاست گذاری ها و برنامه ها به سمت تأمین تجربه مستقیم طبیعت برای کودکان؛ مبتنی ساختن سیاست گذاری ها بر انجام پژوهش های سازمان یافته و هدفمند در مورد ارتباط کودک و طبیعت، تشکیل شورای عالی کودکی، تغییر برنامه ها و فضای مدارس به سمت استفاده از فضای سبز، تغییر نقش معلمان از آموزش دهنده به تسهیلگر، احیای محله برای کودکان و ایجاد ارتباط در بین کودکان و سالمندان در فضاهای محلی اشاره کرد.
نقش شبکه های مجازی در شکل گیری هویت هواداران چهره ها؛ بررسی دنبال کنندگان تتلو در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبکههای اجتماعی بهویژه اینستاگرام یکی از مهمترین بسترهای تعاملات اجتماعی، فرهنگی و هویتی هستند که هواداران سلبریتیها در آن حضوری فعالانه دارند. این پژوهش با تمرکز بر جهان اجتماعی جوانان هوادار امیر مقصودلو (تتلو) به بررسی تأثیرات و پیامدهای اینستاگرام در تجربه زیسته هواداران تتلو از منظر فرهنگی و اجتماعی پرداخته است. این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. جامعه آماری شامل جوانان بزرگسال ۱۸ تا ۲۹ سال بود و حجم نمونه از طریق نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی و براساس اصل اشباع نظری مشخص شد. تعداد نمونه پس از مصاحبه با ۲۳ نفر (۱۲ مرد و ۱۱ زن) به کفایت نظری رسید. ابزار جمعآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته بود و برحسب دیدگاه پدیدارشناختی مکس ون منن و نرمافزار MAXQDA-2020 تحلیل شد. براساس یافتهها، در پدیده هواداری، دو مضمون شناسایی شدند: 1- بسترها و شرایط» با زیرمقولههای «زمینههای فرهنگی- اجتماعی و رسانهای» و «عوامل فردی و ارتباطات اجتماعی»؛ 2- «پیامدهای اینستاگرام» با زیرمقولههای «هویتسازی و انگیزش فردی» و «چالشهای اجتماعی و روانی». اینستاگرام نقش مهمی در شکلدهی به هویت شخصی و ایجاد انگیزههای مثبت دارد. در کنار تأثیر فضای مجازی، شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه و آزادی بیان در برابر فشارهای اجتماعی نیز بر جذب افراد به سلبریتیها تأثیر زیادی دارد.
استخراج مؤلفه های بارز جریان «پویانمایی مدرن» با نگاه بر ریشه های آن در جنبش مدرنیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان «پویانمایی مدرن» دارای مشخصاتی است که دریچه های نوینی در بستر هنری پویانمایی گشوده است. استخراج و مطالعه ی این ویژگی ها می تواند منجبر به تولید اشکال جدیدی از انیمیشن های بومی در فضای سینمایی، تلوزیونی و کوتاه شود. واکاوی این ویژگی ها با نگاه به ریشه های بنیادین آن که در جریان مدرنیسم قابل دستیابی ست، دستاورد اصلی این پژوهش است. مؤلفه هایی مانند جهان بینی واقع گرایانه و تفکر انتقادی و متکی بر انسان که در جریان مدرنیسم مورد توجه قرارگرفتند، تأثیرات گسترده ای در هنرهای گوناگون من جمله هنرهای نمایشی و تجسمی گذاردند. پویانمایی که اشکال نخستین آن تحت تأثیر سینما و هنرهای تجسمی بود با تأثیرپذیری از این جریانات به تولیدات بدیعی رسید که یک جریان هنری مهم را پدید آورد. جهت آشنایی با جنبش مدرنیسم و سپس بررسی تأثیرات آن در حوزه های موردنظر، ابتدا به تبیین مفاهیم پایه در شکل گیری اندیشه مدرن و سپس چگونگی ظهور جهان بینی مدرن در عرصه ی هنر پرداخته می شود. در ادامه با نگاه به آثار بعضی از هنرمندان و جنبش های هنری، ظهور مدرنیسم در سینما و سپس پویانمایی سینمایی و تلویزیونی بررسی و ارائه می شود. در پایان پژوهش، ویژگی های اصلی آثار «پویانمایی مدرن» استراخ می شوند که می توان بدان به مثابه یک تجربه ی هنری برای به کارگیری در تولیدات جدید بومی نگاه می شود.کلیدواژه ها: مدرنیسم، هنر مدرن، سینما، پویانمایی، انیمیشن مدرن
تحلیل جامعه شناختی مدرنیته سیاسی در ایران دوره سوم و چهارم مشروطه 1320 -1332(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله مطالعه تطبیقی مدرنیته سیاسی در ایران 1320-1332 است. مسئله این پژوهش ناظر بر آن است که مدرنیته سیاسی در ایران در مرحله تثبیت پرابلماتیک شده و تلاش های ناظر بر تغییرات دموکراتیک در دوره مورد مطالعه به بازگشت اقتدارگرایی منجر شده است. با توجه به شواهد تجربی ارائه شده در پژوهش استدلال شده است که جامعه ایرانی، عدم تثبیت مدرنیته سیاسی و در نتیجه بازگشت اقتدارگرایی را در 1327 و 1332 تجربه کرده است. پس از اثبات مسئله، سوال مقاله به این صورت بیان شده است که «عدم تثبیت مدرنیته سیاسی در ایران 1320-1332 چگونه قابل تبیین می باشد؟». مدل نظری پژوهش بر مبنای رویکرد ترکیب گرایانه است. پژوهش حاضر با روش تاریخی تطبیقی و در دوسطح تحلیل درون موردی و تحلیل علی انجام شده است. مطابق با مدعای نظری این متن عدم تثبیت مدرنیته سیاسی در ایران تحت شرایط ترکیب شروط علی ضعیف بودن میزان نهادمندی نظام سیاسی ناظر بر انحلال پارلمان، تعویق انتخابات، انحلال انجمن ها و احزاب سیاسی، عدم استقلال قوا از یکدیگر، حذف یا تغییر قوانین مصوب، عدم جدایی جامعه مدنی از دولت، ضعیف بودن حضور حقوق فردی و شهروندی در قانون اساسی و نقش منفی کنشگر خارجی در تحولات سیاسی داخلی رخ داده است.
تأثیر عرف اجتماعی بر نگرش مفسران و فقها در زمینه «عدالت جنسیتی» با تأکید بر نظر کارن بائر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
170 - 205
حوزههای تخصصی:
با گذر زمان و تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی هر دوره، تغییر نگرش مفسران و فقها اجتناب ناپذیر خواهد بود و دخالت دادن عرف و اقتضائات عصری در رویکرد تفسیری و استنباط های فقهی عالمان امری مسلم و حتی لازم به نظر می رسد. مباحث مربوط به «عدالت جنسیتی» و «سلسه مراتب جنسیتی» از مباحث چالش برانگیزی است که عالمان در هر دوره رویکرد خاصی را نسبت به آن اتخاذ کرده اند و بی تردید عرف جامعه می تواند بر نگرش عالمان به این مسائل اثرگذار باشد. کارن بائر در کتاب سلسله مراتب جنسیتی در قرآن: تفاسیر کهن، پاسخ های نو با اتخاذ این مبنا که برخی از آیات قرآن کریم مفهوم «سلسله مراتب جنسیتی» را دربردارند به بررسی تاریخی (درزمانی) تفاسیر مرتبط با آیات مذکور در منابع تفسیری سده های میانی تا مدرن پرداخته و ادعا می کند عرف اجتماعی بر شکل گیری نظریات تفسیری و فقهی مؤثر بوده است. در این پژوهش، ضمن ترجمه و دسته بندی اظهارنظرهای بائر، ادعای او در مورد تأثیر عرف اجتماعی بر تفسیر مفسران و استنباط های فقها به روش توصیفی-تحلیلی تبیین و نگرش عالمان نسبت به «عدالت جنسیتی» بررسی می شود. بر اساس نتایج مبتنی بر این تحقیق، در سده های میانی که عرف جامعه به برتری مردان متمایل بود، «سلسله مراتب جنسیتی» عین عدالت محسوب می شد؛ اما در دوره معاصر که عرف مقبول جامعه، تساوی زن و مرد است، «سلسله مراتب جنسیتی» ناقض عدالت در نظر گرفته می شود. در این میان، برخی عالمان تجدیدنظرطلب معتقدند در راستای عدالت جنسیتی، باید آیات ناظر بر سلسله مراتب جنسیتی بازتفسیر و احکام سنتی زنان با احکامی متناسب با عصر حاضر جایگزین شود. بی تردید، عرف اجتماعی می تواند به تفسیر دوباره آیات و تحول احکام منتهی شود؛ اما باید توجه داشت «عدالت جنسیتی» از منظر اسلام آن است که زن و مرد، با پذیرش تفاوت های طبیعی خود در نقش هایی متناسب با توانمندی های جسمی و روحی خویش قرار گیرند تا زمینه ساز سلامت خانواده و پویایی جامعه باشند.
مطالعه مقایسه ای ارتباطات انسانی در جامعه مدنی هابرماس و مدینه فاضله فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباطات انسانی یکی از عناصر اصلی شکل دهنده ماهیت و ساختار جوامع است. جامعه مدنی و مدینه فاضله دو نوع جامعه هستند که هرکدام انواع و صورت های مختلفی از ارتباطات را دربردارند. یورگن هابرماس و ابونصر محمد فارابی از اندیشمندانی هستند که به مسئله ارتباطات انسانی، شکل آرمانی آن و نقش آن در صورت بندی این دو نوع جامعه توجه داشته اند. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی مقایسه ای و همچنین با تکیه بر چهارچوب روش شناسی بنیادین، به مطالعه و مقایسه ارتباطات انسانی و سطوح و انواع آن در اندیشه این دو متفکر پرداخته شده است. آنچه از مجموع بررسی و مقایسه آثار این دو متفکر برمی آید این است که هردو اندیشمند با نگاهی انتقادی به جامعه خویش و کیفیت ارتباطات در آن، به صورت بندی یک جامعه آرمانی پرداخته اند و مسائلی مانند عقلانیت، تفاهم و توافق جمعی را به صورت مشترک مورد توجه قرار داده اند. این در حالی است که عقلانیت ارتباطی هابرماس و اجماع و گفتگوی عقلانی و انتقادی مدنظر وی در دستیابی به حقیقت و مشروعیت قوانین، از عقل عرفی فراتر نمی رود، ولی تفاهم و ارتباطات برهانی فارابی محدود به افق انسانی نیست و در پیوند با رئیس اول مدینه فاضله و در اتصال به عقل فعال معنادار می شود. این پژوهش می تواند مقدمه ای در بازشناسی و تحلیل نظام های مختلف ارتباطی در دو نوع مدینه فاضله و جامعه مدنی باشد.
دانشگاه و چالش اعتماد اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی سطح اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی در ایران می پردازد و آن را با سایر گروه های اجتماعی مقایسه می کند. درحالی که پژوهش های بین المللی اغلب تحصیلات عالی را با افزایش اعتماد اجتماعی مرتبط می دانند، یافته های ایران این روند را به چالش می کشد و کاهش اعتماد در میان افراد تحصیل کرده را نشان می دهد. این تفاوت نشان می دهد عوامل زمینه ای به ویژه عملکرد نهادها می تواند نقش تعیین کننده ای در شکل گیری نگرش های اجتماعی در میان تحصیل کردگان داشته باشد.این مطالعه بر تحلیل ثانویه داده های «پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های ایرانیان در سال ۱۴۰۲» استوار است. در این پژوهش، از روش های آماری از جمله تحلیل رگرسیون برای بررسی رابطه میان برداشت از اثربخشی نهادی و عدالت رویه ای با سطح اعتماد اجتماعی در گروه های تحصیلی مختلف استفاده شده است.مطابق نتایج، دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی نسبت به افراد بدون تحصیلات عالی، اعتماد اجتماعی کمتری را گزارش کرده اند. یکی از عوامل مؤثر بر این وضعیت، برداشت منفی از نهادهای کلیدی مانند قوه قضائیه، نیروی انتظامی و نهادهای دولتی است. مدل های رگرسیون نشان می دهد اثربخشی نهادی و عدالت رویه ای به ترتیب حدود ۴۸ درصد از تغییرات اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان و 5/47 درصد در میان فارغ التحصیلان را تبیین می کنند. این یافته ها بر حساسیت بیشتر افراد تحصیل کرده نسبت به ناکارآمدی ها و بی عدالتی های سیستماتیک تأکید دارد.این پژوهش نشان می دهد تحصیلات عالی به صورت جهان شمول به افزایش اعتماد اجتماعی منجر نمی شود، به ویژه در شرایطی که نارسایی های نهادی آشکار است. در ایران، افراد تحصیل کرده به ضعف های نهادهای دولتی آگاه تر هستند و این آگاهی موجب افزایش تردید و بی اعتمادی می شود. این مطالعه نتیجه می گیرد که افزایش شفافیت، پاسخگویی و عدالت در ساختارهای حکومتی برای بازسازی اعتماد عمومی ضروری است. این یافته ها فرض رایج پیوند مستقیم آموزش با سرمایه اجتماعی را به چالش می کشد و بر نقش محوری کیفیت نهادها در شکل گیری نگرش های جمعی تأکید دارد.
بازیابی و بازخوانیِ مطالعات دین داری در ایران: پیمایش های ضمنیِ دین داری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
153 - 183
حوزههای تخصصی:
مطالعات دین داری در ایران، به رغم گسترش نسبی در دهه های اخیر، همچنان با ضعف هایی در طراحی مفهومی، انسجام روشی و پیوست داری زمانی مواجه اند. تحلیل تحولات دین داری در سطح ملی، مستلزم وجود داده هایی معتبر، مقایسه پذیر، دارای امتداد زمانی و مبتنی بر الگویی منسجم و قابل اتکاست؛ اما معدود پیمایش های ملی موجود، به ویژه آن دسته که به صورت ضمنی به سنجش دین داری پرداخته اند، فاقد این ویژگی ها به صورت کامل هستند. این مقاله با هدف بازخوانی چهار پیمایش گسترده انجام شده در سال های ۱۳۵۶، ۱۳۵۹، ۱۳۷۵ و ۱۳۸۳ که از حیث مطالعه ضمنی جنبه هایی از دین داری قرابت هایی با یکدیگر دارند تلاش کرده است تا ظرفیت های تحلیلی آن ها را در ارزیابی تحولات دین داری در ایران، با رویکردی تحلیلی-انتقادی ارزیابی کند. تمرکز اصلی مطالعه بر ابعاد صوری و ساختاری پیمایش هاست؛ ازجمله انسجام گویه ها، کیفیت طراحی ابزار، سطح سنجش، سازگاری مفهومی و امکان مقایسه پذیری داده ها در طول زمان و در این ارزیابی به سنجش اعتبار نتایج یا تحلیل محتوایی یافته ها ورود نشده است. یافته ها نشان داد که به رغم تفاوت در دامنه جغرافیایی و حجم نمونه، این پیمایش ها تنها در برخی گویه ها تکرارپذیری داشته اند و اغلب در سطح گویه ای باقی مانده اند. استفاده از سازه های مفهومی یا شاخص های ترکیبی در آن ها بسیار محدود است و همین امر، تحلیل روند یا استنتاج علّی را دشوار می سازد. بااین حال، همین داده های پراکنده تنها منابع در دسترس برای بازسازی بخشی از تاریخ تحولات دین داری در ایران به شمار می آیند. مقاله ضمن تأکید بر ضرورت تقویت سنت پیمایش های منظم و نظریه مند، بر لزوم توجه و اقدام اصلاحی محققان و دین پژوهان برای جبران مافات و اصلاح مسیر پیمایش های آینده و بهره برداری انتقادی و محتاطانه از داده های موجود در تحلیل و تبیین تحولات پدیدآمده در جامعه ایران تأکید می کند.
راهنمایی دانشجویان در تحصیلات تکمیلی؛ سبک ها، فرصت ها و موانع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رساله ها و پایان نامه ها بخش مهمی از فرایند تولید دانش در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به شمار می آیند و ارتقای کیفیت و استانداردهای آنها تضمین کننده توسعه دانش و پیوند بیشتر آن با متن اجتماعی و فرهنگی است. با اتکا به تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساخت یافته با بیست و دو عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، مقاله حاضر به دنبال شناسایی سبک های سرپرستی به کار گرفته شده اعضای علمی و ارزیابی آنها از فرصت ها و چالش هایی است که در مسیر ایفای این نقش با آن رو به رو می شوند. بر اساس سه پیوستار، سطح درگیری در نقش، شیوه نظارت و نیز توجه به خصوصیات رفتاری و شخصیتی دانشجویان، گونه های اصلی سبک های سرپرستی را می توان در پنج دسته واگذارکنندگان، مراقبین منضبط، حامیان عاطفی، مربیان فردی و مربیان مشارکت جو تفکیک کرد و در ذیل آنها گونه های فرعی را نیز شناسایی کرد. سبک های به کار گرفته شده بیش از آنکه حاصل قواعد و چهارچوب های مدون سازمانی باشند برآمده از تجارب، سلیقه ها و مناسبات قدرت در دانشگاه و خرده فرهنگ های شکل گرفته حول آن و نیز شرایط اقتضایی هستند و به تناسب، فرصت ها و محدودیت هایی را برای اساتید به همراه می آورند.
تبیین جامعه شناختی تأثیر ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی اجتماعی با تأکید بر نقش تعدیلگری طبقه اجتماعی (مورد مطالعه شهروندان بالای 18 سال شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
77 - 100
هدف از نگارش مقالیه حاضر تبیین نظری و تجربی مدل تحلیلی است که در آن تأثیر ساختار قدرت در خانواده به عنوان متغیر مستقل بر بدبینی اجتماعی به عنوان متغیری وابسته با در نظر گرفتن طبقیه اجتماعی به عنوان متغیر تعدیلگر بررسی شده است. چارچوب نظری این پژوهش با استفاده ازنظریه های دارندورف، ترنر، کالینز، کمپر و نظرییه منابع نگاشته شده است. جامعیه آماری در این پژوهش، شهروندان بالای 18 سال شهر اصفهان بودند و حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Sample Power 410 نفر برآورد شد. روش تحقیق پیمایشی و شیویه نمونه گیری ترکیبی (خوشه ای دو مرحله ای-دردسترس) و ابزار سنجش پرسش نامیه دارای اعتبار و قابلیت اعتماد بوده است. بدبینی اجتماعی در 4 بُعد فردی، بین فردی، گروهی و نهادی و متغیر ساختار قدرت در خانواده در سه بُعد حوزیه قدرت، تصمیم گیری و شیویه اعمال قدرت و بُعد عینی طبقیه اجتماعی با استفاده ازنظرییه وبر سنجش شده است. اعتبار استفاده شده در این مطالعه اعتبار محتوایی و سازه بوده است. برای سنجش قابلیت اعتماد پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که مقدار آن برای بدبینی اجتماعی 0.86 و برای ساختار قدرت در خانواده 0.84 به دست آمده است. نتایج این تحقیق نشان داد که ساختار قدرت در خانواده و طبقیه اجتماعی در جامعیه مطالعه شده تأثیر معناداری بر بدبینی اجتماعی دارد و طبقیه اجتماعی نقش تعدیلگری معناداری در رابطیه ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی دارد.
روش شناسی ساخت شاخص ترکیبی توسعه اجتماعی: تصیمات کلیدی و نتایج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
125 - 154
برای ساخت ابزار سنجش توسعیه اجتماعی ضرورت روش شناسی ایجاب می کند، از چارچوب جامعی تبعیت شود تا با پاسخ گویی به انتظارات مفهومی و روشی، شاخص ها در چارچوبی مدون و معتبر منطبق شوند. مقالیه حاضر چالش های پیش روی ساخت این ابزار را شرح داده است. در این پژوهش از روش ناردو و همکاران برای ساخت شاخص ترکیبی استفاده شده که دارای ده مرحله است؛ 6 مرحلیه اول مربوط به ساخت شاخص ترکیبی، دو مرحلیه بعدی مرتبط با ارزیابی نحویه ساخت و دو مرحلیه آخر راه های ارائه و انتشار شاخص را بررسی می کنند. مطابق یافته ها در انتخاب معرف ها و شاخص ها رعایت تناسب با محتوای نظری، اهداف پژوهش و فاکتور غیرجایگزین بودن مدنظر بود. ساختاربندی داده ها با معیارهای قدرت تحلیل، عدم هم پوشانی، قابلیت دسترسی و اعتمادپذیربودن بررسی شد. داده های مخدوش، ناقص، پرت و داده هایی که با یکدیگر هم پوشانی داشتند، حذف و استحکام ابزار به دست آمده با تحلیل نااطمینانی آزمون شد. مشکل وزن های متفاوت معرف ها و شاخص ها با استفاده از تکنیک تحلیل مؤلفه های اصلی برطرف شد. برای حل مشکل عدم تقارن، ابتدا هر شاخص از ترکیب معرف های مرتبط و هر بُعد از ترکیب شاخص های آن به دست آمد؛ درنهایت ابعاد به صورت خطی با یکدیگر جمع شدند و امتیاز شاخص ترکیبی نهایی یا همان توسعیه اجتماعی به دست آمد. نتایج نشان می دهد مجموعه ای از 11 شاخص در سه گروه: بهره مندی از انواع امکانات و خدمات (سرماییه انسانی و بهره مندی)، سطح دسترسی به انواع امکانات و خدمات (سرماییه زیرساختی و دسترسی) و کم و کیف وضعیت انسجام اجتماعی (سرماییه اجتماعی و انسجام) ابعاد مختلف توسعیه اجتماعی در ایران را اندازه گیری می کنند.
JCPOA’s Online Discourse: A Meta-Analysis
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
447 - 464
حوزههای تخصصی:
Background: Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA) signed in 2015, limited Iran’s nuclear program in exchange for sanctions relief. The U.S. withdrew in 2018, but talks continue to revive the deal.Aim: This meta-analysis examines how academic research from 2017 to 2024 has analyzed the JCPOA through the lens of critical discourse studies, revealing the interplay of language, power, and identity in constructing meaning around the agreement.Methodology: This meta-analysis synthesizes 27 peer-reviewed studies (2017–2024) to examine the discursive construction of JCPOA through critical discourse analysis (CDA) frameworks.Discussion: The study reveals how competing narratives shaped the agreement’s trajectory, focusing on three key dimensions: (1) transatlantic policy divergences, where EU multilateralist discourses clashed with U.S. unilateralist "America First" rhetoric under Trump, exacerbating diplomatic rifts; (2) domestic Iranian narrative battles, where reformist and conservative factions framed the JCPOA as either pragmatic diplomacy or ideological betrayal, leveraging media and social media to delegitimize opponents; and (3) diplomatic communication strategies, where translational asymmetries and linguistic negotiation underscored the politicized nature of interstate dialogue.Conclusions: The study demonstrates how discourse not only reflected but actively produced geopolitical realities, generating new identities (e.g., Iran as "resistant"), policies (e.g., maximum pressure), and material outcomes (e.g., renewed uranium enrichment).
مطالعه جامعه شناختی پذیرش اجتماعی نسبت به مهاجران افغانستانی (مورد مطالعه : شهروندان شهر شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف : این پژوهش با هدف بررسی مطالعه جامعه شناختی پذیرش اجتماعی شهروندان نسبت به مهاجران افغانستانی در شهر شیراز انجام شده است. روش شناسی : این تحقیق از نوع مطالعات توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری تحقیق حاضر را تمامی شهروندان شهر شیراز به تعداد 1955500 نفر در سال 1403 تشکیل داده اند. به روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 348 نفر از شهروندان شهر شیراز با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این مطالعه پرسشنامه محقق ساخته 26 سوالی بود. برای تعیین پایایی این پرسش نامه از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید. آلفای کارنباخ 76/0 به دست آمد. یافته های آماری : نتایج حاصل از یافته های تجزیه و تحلیل شده آماری به وسیله نرم افزار spss حاکی از آن است، که بین متغیرهای سطح سواد ، قومیت، نوع مذهب، وضعیت اقتصادی، جرایم و آسیب های اجتماعی موجود، احساس امنیت و متغیر پذیرش اجتماعی شهروندان شیرازی نسبت به مهاجران افغانستانی رابطه معناداری وجود دارد. نتایج جدول رگرسیون نیز نشان دهنده همبستگی مناسبی بین مجموعه متغیرهای مستقل با متغیر وابسته می باشد. نتیجه گیری : در این مقاله، نتایج مطالعه جامعه شناختی پذیرش اجتماعی شهروندان نسبت به مهاجران افغانستانی در شهر شیراز، نشان داده است، که سطح سواد، نوع قومیت، نوع مذهب، وضعیت اقتصادی، جرایم و آسیب های اجتماعی موجود و احساس امنیت بر پذیرش اجتماعی مثبت یا منفی شهروندان شهر شیراز نسبت به مهاجران افغانستانی تاثیر گذار است.
غایت مداری اخلاقی و پیامدهای فرهنگی آن بر سلامت روان (محورپژوهی: تحلیل بازاندیشی انتقادی در بستر تحولات اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۶
37 - 49
حوزههای تخصصی:
در اخلاق معاصر، پرسش از نسبت میان غایت مداری اخلاقی و پیامدهای فرهنگی آن بر سلامت روان، به ویژه در بستر تحولات اجتماعی شتابان، به مثابه چالش های نظری و عملی پیش روست. دگرگونی در هنجارها و ارزش های جمعی، بستر بحران های هویتی و روانی را فراهم کرده و ضرورت بازنگری انتقادی در چیستی و کارکرد غایت محوری اخلاق در فرهنگ و روان انسان معاصر را برجسته ساخته است؛ چراکه هر الگوی اخلاقی، اعم از غایت مدار یا وظیفه محور، پیامدهای اجتماعی و روان شناختی خاص خودرا به دنبال دارد. این پژوهش می کوشد با رویکردی انتقادی، نسبتِ میان غایت مداری اخلاق و آثار فرهنگی آن بر سلامت روان را در پرتو دگرگونی های اجتماعی تحلیل کند و تبیین نماید که چارچوب های اخلاقی چگونه می توانند تعادل روانی و انسجام فرهنگی جامعه را تحت تأثیر قرار دهند. روش تحقیق کیفی با رویکرد تحلیلی–انتقادی و بازاندیشانه است و بر تحلیل مفهومی داده های گردآوری شده از منابع کتابخانه ای مبتنی است. افزون براین، با بهره گیری از رویکرد تطبیقی، تأثیرات غایت مداری اخلاقی با الزامات فرهنگی و روانی تحولات اجتماعی سنجیده و ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد غایت محوری در اخلاق، به دلیل تمرکز بر هدف مندی کُنش و توجه به پیامدهای آن، توان بالایی در تقویت انسجام فرهنگی و بهبود سلامت روان در بافت اجتماعی دارد؛ اما در شرایط تحولات سریع و ارزش های متغیر، این رویکرد با خطراتی به مانند نسبی گرایی و تقلیل اخلاق به کارکردهای ابزاری مواجه می شود که می تواند بر سلامت روان جمعی اثرات نامطلوب برجای گذارد. این پژوهش بر ضرورت بازتعریف انتقادی غایت مداری اخلاق درمواجهه با چالش های فرهنگی و اجتماعی معاصر تأکید می کند. به منظور حفظ کارآمدی اخلاق در تثبیت هویت فردی و تعادل روانی، بازسازی این رویکرد براساس اقتضائات تحول یافته فرهنگ ضروری است تا همچنان بتواند در ارتقای سلامت روان و انسجام اجتماعی مؤثر واقع شود.
نظم و ترجیح گفتمانی در سریال «آوای باران» (با تأکید بر مسائل و آسیب های نهاد خانواده)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۵
87 - 114
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، رسانه های جمعی به ویژه سریال های تلویزیونی، نقشی فراتر از سرگرمی ایفا کرده و به بستری مؤثر برای تولید، بازتولید و چرخش گفتمان های اجتماعی تبدیل شده اند. پژوهش حاضر با هدف شناخت نظم و ترجیح گفتمانی بازنمایی شده در سریال «آوای باران» و با تأکید بر مسائل و آسیب های نهاد خانواده انجام شده است. در روش تحلیل گفتمان شش مرحله ای این پژوهش، واحد تحلیل، سریال و واحد مشاهده، مناسبات گفتمانی موجود در فیلم بوده است. یافته ها نشان داد که در این سریال، دو گفتمان خانوادگی جاه طلب و مسئولیت پذیر بازنمایی شده است. روابط تعارضی اعضای خانواده در گفتمان جاه طلب با یکدیگر از دو گونه شکاف نسلی و شکاف فرهنگی ناشی می شود. در گفتمان مسئولیت پذیر، روش تربیتی فرزندان، اهمیت اساسی داشته است و در این گفتمان، اعتماد به یکدیگر، جایگاه ویژه ای دارد. فرجام گفتمانی با برتری گفتمان خانواده مسئولیت پذیر، خاتمه یافته است. نکته دیگر مشاهده، نوعی بی اعتماد نهادی و به ویژه بی اعتمادی نسبت به نیروی انتظامی و پلیس بوده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان به این نتیجه دست یافت که سریال «آوای باران» با ترسیم تقابل گفتمانی میان خانواده هایی با محوریت جاه طلبی و مسئولیت پذیری، ترجیح معنایی خود را به سوی الگوی مسئولیت پذیر سوق داده است. این ترجیح ضمن تأکید بر نقش اخلاق فردی در حفظ نظم اجتماعی، نقش نهادهای ساختاری را کمرنگ کرده و بر ایدئولوژی فردگرایانه و تقدیرمحور تکیه کرده است.
ادبیات پست مدرن، بازگشت به خویشتنِ کلاسیک: «تحلیل جلوه های روایی انیمیشن آخرین داستان و شاهنامه فردوسی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
213 - 245
حوزههای تخصصی:
هنر پست مدرن به مثابه گفتمانی در تقابل با انگاره های دوره مدرن، با تغییر شیوه های روایی و بازگشت به ویژگی های روایی کلاسیک و نفوذ در جهان رسانه، گفتمان سینمای پست مدرن را خلق کرده است. ماهیت متناقض و وهم آلود انیمیشن، ظرفیت لازم جهت روی آوردن به نظریه ها و رویکردهای نوین روایی از جمله جنبه های مشخصی از پست مدرنیسم را در اختیار این رسانه قرار می دهد. بر این مبنا و بنا بر فرضیه پژوهش، داستان «ضحّاک» در شاهنامه و انیمیشن «آخرین داستان»، دو روایت قیاس پذیر و با ویژگی های روایت شناسانه مشترک هستند. هدف اصلی این مقاله تبیین مفاهیم پست مدرنیست و بیان چگونگی بهره گیری از برخی جلوه های روایی این گفتمان در روایت سینمایی «آخرین داستان» در مقایسه با نیای کلاسیک خود می باشد. برای نیل به این هدف، با به کارگیری روش اسنادی و با رویکردی توصیفی -تحلیلی، برخی از مؤلفه های بیانی پست مدرن در مقایسه با عناصر روایت کلاسیک مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. براساس نتایج حاصل شده، انیمیشن «آخرین داستان» با بهره گیری از مفاهیمی مانند بینامتنیت، روایت غیرخطّی، علّیت، خیال-واقع انگاری، رویکرد سورئالیسی و بریکولاژ، ارتباط فنّی و منطقی خود را با تکنیک های روایی و عناصر کلاسیک حفظ کرده و در انتقال معنا به مخاطب و خلق سوژه های سرگردان و جهانی پیچیده و وهم آلود موفق بوده است.
بازنمایی تحولات آسیب های اجتماعی و جرایم زنان در صفحه حوادث روزنامه خراسان از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۹۹(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
33 - 60
حوزههای تخصصی:
بررسی چگونگی بازنمایی زنان در صفحه حوادث یک روزنامه پرمخاطب، بی شک در برساخت اجتماعی زنانگی و هویت زنانه نقش مهمی ایفا می کند. در این مقاله، تمام اخبار مرتبط با زنان در صفحه حوادث روزنامه خراسان طی یک دوره ۴۲ ساله (۱۳۵۸ تا ۱۳۹۹) به روش تمام شماری گردآوری شد و بازنمایی زنان در سه دسته اصلی قربانی، آسیب دیده و مجرم، مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی، تغییرات سالانه انعکاس اخبار مربوط به مسائل اجتماعی و جرایم زنان در صفحه حوادث روزنامه خراسان تحلیل و روند رشد سالانه این اخبار و نوسانات آن بررسی شد. یافته ها نشان می دهد که میانگین سالانه[1] انعکاس اخبار مربوط به اغلب آسیب ها و جرایم زنان (به جز خودکشی) در روزنامه خراسان، در طول دهه های مورد بررسی، افزایش معنا داری داشته است. اگرچه این افزایش یکنواخت نبوده و رشد سالانه پوشش خبری با نوسانات زیادی همراه بوده است، اما روند کلی در مجموع دوره مطالعه شده، افزایشی و معنا دار است.
نقش محوری مسجد در حکمرانی محلی: بررسی همکاری مدیریت شهری و مساجد در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
153 - 182
حوزههای تخصصی:
ارتقای همکاری مدیریت شهری با مساجد باعث بهبود اجرای برنامه های فرهنگی-اجتماعی در محله ها می شود که منجر به افزایش مشارکت مردمی و تقویت سرمایه اجتماعی می گردد. همچنین، محوریت مساجد در توسعه محله ها به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و حل مسائل محلی کمک می کند. این پژوهش باهدف شناسایی چالش ها و ارائه توصیه های سیاستی جهت ارتقاء همکاری مدیریت شهری با مساجد شهر تهران، با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی انجام شده است. نتایج نشان می دهد که مساجد، به عنوان یکی از مهم ترین مراکز فرهنگی-اجتماعی، ظرفیت بالایی در هم افزایی با مدیریت شهری دارند. استفاده از این ظرفیت می تواند در توسعه برنامه های فرهنگی و مذهبی در اماکن عمومی و پررفت وآمد نظیر مترو مؤثر باشد. همچنین، توجه به نیازهای زیرساختی مساجد ازجمله تخصیص اعتبارات عمرانی برای مرمت، بازسازی و تجهیز و نظارت بر نقشه و معماری آن ها، از دیگر راهکارهای مطرح شده است. ایجاد امکاناتی چون کانون های فرهنگی-هنری، باشگاه های ورزشی و صندوق های قرض الحسنه در کنار مساجد، می تواند نقشی کلیدی در جذب شهروندان و افزایش کارآمدی مساجد ایفا کند. بهبود تعاملات نهادی با تدوین آیین نامه های همکاری بین نهادهای فرهنگی و اجتماعی شهرداری و مساجد و راه اندازی کمیته عمران و معماری مساجد در مدیریت شهری نیز توصیه شده است. در سطح محله ای، ارتقای سازوکار «هیئت امنای مسجد» به «شورای تحول محله»، برگزاری نشست های هم اندیشی بین امامان جماعت و مدیران شهری و نظارت بر اجرای طرح های پیشنهادی مطرح گردیده است. این پژوهش با ارائه مجموعه ای از توصیه ها، زمینه ساز ارتقاء نقش مساجد در بهبود مدیریت شهری و تقویت هویت محلی است.
بررسی مولفه های تاثیرگذار بر موفقیت کمپین های فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
271 - 292
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مؤلفه های اثرگذار بر موفقیت کمپین های فضای مجازی انجام شده است.روش پژوهش: این تحقیق با رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) طراحی گردید. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل کارشناسان حوزه رسانه با بیش از ده سال سابقه فعالیت در شبکه های اجتماعی و تبلیغات بود. در بخش کمی نیز جامعه آماری را کاربران رسانه های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام که عضو کمپین های مجازی هستند تشکیل دادند. برای تحلیل داده ها، در بخش کیفی از روش نظریه داد ه بنیاد و در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد.یافته ها: یافته های کیفی نشان داد از دیدگاه مصاحبه شوندگان، عواملی همچون افزایش تصاعدی اعضا، امکان ارسال آسان به دوستان، قابلیت عضویت هم زمان در چند کمپین، لغو سریع و آسان عضویت، آشنایی با دیگر اعضا و انگیزه های آنان، عضویت با هویت غیرواقعی، تنظیمات دریافت پیام ها، مشارکت کاربران ایرانی سراسر جهان و امکان آمارگیری لحظه ای توسط مدیران کمپین از مهم ترین نقاط قوت کمپین های مجازی محسوب می شوند. در بخش کمی، نتایج نشان داد بین مؤلفه های ارتباطات اجتماعی، منافع اقتصادی، تعامل و اقبال کاربران از کمپین های مجازی رابطه ای مستقیم و معنادار وجود دارد.نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که مؤلفه های اجتماعی، اقتصادی و تعاملی نقش تعیین کننده ای در موفقیت کمپین های فضای مجازی دارند، اما رعایت ارزش ها و هنجارها تأثیر معناداری بر اقبال کاربران از این کمپین ها ندارد.
گفتمان حاکم بر تبلیغات مسیحیت در فضای مجازی (مطالعه موردی: وب سایت های مسیحی انگلیسی زبان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با گسترش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، استفاده از فضای مجازی برای امور دینی رو به افزایش است. مسیحیت نیز همچون سایر ادیان، از فضای مجازی برای تبلیغات دینی استفاده می کند. بسیاری از کلیساها، مراکز مذهبی و فعالان مسیحی در سراسر جهان، وب سایت هایی را راه اندازی کرده اند که دربردارنده مطالب مذهبی، برنامه های کلیسایی، ترانه های مذهبی و مقالات متنوع است. تبلیغات دینی در فضای مجازی، اقتضائات و تکنیک های ویژه ای هم دارد که با شیوه های سنتی متفاوت است. در شرایط کنونی که مسیحیت از همه فنون ارتباطی جدید برای تبلیغات مجازی استفاده می کند، دستیابی به گفتمان تبلیغی مسیحیت در فضای مجازی از جهت شناخت انحرافات و نیز بهره گیری صحیح از تکنیک های نوین در جهت تبلیغات اسلامی در فضای مجازی- به عنوان یک ضد جریان- دارای اهمیت و اولویت است. پژوهش حاضر به دنبال دستیابی به گفتمان حاکم بر تبلیغات مسیحیت در فضای مجازی از طریق بررسی سایت های منتخب انگلیسی مسیحیت است. ادبیات نظری پژوهش شامل مفاهیم تبلیغات دینی، دین مجازی یا آنلاین، جماعت دینی مجازی و تبلیغات مسیحیت و نیز نظریه های گفتمان و مدیریت هماهنگ معنا است. روش پژوهش، یک روش عملیاتی به نام تحلیل گفتمان پدام است. براساس یافته ها، گفتمان سکولاریزاسیون مسیحیت، لیبرالیزاسیون دینی، مسیحی سازی جهان و رویکرد اومانیستی در تبلیغات دینی مسیحیت در فضای مجازی غلبه دارد.