فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۴٬۰۵۴ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
235 - 256
حوزههای تخصصی:
زیبایی شناسی از جمله مباحث مهمی است که عارفان اسلامی و بالاخص قرآن کریم به عنوان والاترین منبع دانش جهان اسلام به آن اشاره نموده اند و هستی عالم را تجلی زیبایی های ذات حق تعالی عنوان نموده اند. در این میان هنر اسلامی که به ژرفای حقیقت راه دارد، نمود بارزی از زیبایی شناسی عرفان اسلامی بوده است که بیانگر سرمنشأ اصول وحدت بخش هنر نیز می باشد. معماری اسلامی در زمره هنر اسلامی، بارزترین جلوه نمایش زیبایی شناسی در طول تاریخ بوده و ریشه در اعتقادات معماران مسلمان داشته است. حرم مطهر رضوی، بزرگ ترین بنای مذهبی و نمونه ای کامل از معماری اسلامی در ادوار مختلف است و دارای بناهای ارزشمندی می باشد. رواق دارالسیاده یکی از باشکوه ترین و بزرگ ترین رواق های حرم مطهر می باشد که به دلیل همجواری با مرقد مطهر، مفاهیم والایی در زمینه زیبایی شناسی را در خود نهفته دارد. لذا پژوهش حاضر بر آن است تا زیبایی شناسی عرفان اسلامی را بررسی نموده و از آن جاکه معماری اسلامی دارای دو بعد معنا و کالبد می باشد، نحوه تجلی این زیبایی شناسی را به منصه ظهور رساند. در این راستا، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و تاریخی و گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و میدانی، به بررسی زیبایی شناسی و سپس تحلیل آن در کالبد و معنای معماری رواق دارالسیاده پرداخته شده-است. نتایج پزوهش حاکی از آن است که اوصاف الهی در دو سطح جمال و جلال قابل تقسیم بندی می باشند که جمال با مفاهیم شفافیت، سلسله مراتب، ریتم و تکرار، تناسبات، وحدت گرایی و جلال با مفاهیم بی کرانگی، معنویت، عالم مثال و تقدس در رواق دارالسیاده انطباق دارد.
تأثیر گرایش عرفانی علامه طباطبایی بر تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
23 - 44
حوزههای تخصصی:
شخصیت عرفانی علامه طباطبایی با توجه به شاگردی ایشان نزد عارف شهیر سیدعلی قاضی طباطبایی و آثار عرفانی به جا مانده از وی، بر کسی پوشیده نیست و جایگاه رفیع المیزان در میان تألیفات متنوع ایشان، به همین مقدار مبرهن است. با این همه، تاکنون پژوهش مستقل و جامعی پیرامون میزان اثرگذاری گرایش عرفانی ایشان بر المیزان، مشاهده نشده است و این مقاله در پی بررسی این مهم با کنار هم گذاشتن مبانی عرفان و برداشت های تفسیری علامه است. این همان عرفانی است که از دایره ثقلین خارج نیست و به همین سبب و به جهت علو شخصیت علامه در جهان اسلام و بستر قرآنی المیزان، می تواند یکی از شواهد دقیق و قابل استناد در مباحث عرفان ناب اسلامی باشد و توجه محققان را به بعد عرفانی المیزان که در نگاه اول محسوس نیست جلب کند و شخصیت برجسته تفسیری علامه را در کنار عارفی متعالی قراردهد که می تواند مهم ترین اصول و مبانی عرفان را همچون فنا، عشق الهی، تجلی، توحید و ولایت، در بستر مباحث متین قرآنی که با روش تحسین برانگیز قرآن به قرآن مطرح می شوند، ارائه دهد. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی بوده است. بر اساس یافته های تحقیق، علامه به عرفان برگرفته از ثقلین پای بند بوده و بازتاب آن را می توان با بررسی برداشت های تفسیری وی در المیزان دید.
مفهوم لطیفه قلب در نظریه انسان کامل با تأکید بر آرای شاه نعمت الله ولی و امام خمینی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
111 - 125
حوزههای تخصصی:
هرچند ردپای باور به وجود انسان کامل در دوران باستان ایران دیده می شود؛ اما نظریه انسان کامل به-عنوان نظریه ای در عرفان نظری از سوی ابن عربی به شکل منسجم و مدون ارائه گردید. در بخشی از این نظریه ابن عربی بر اهمیت قلب و جایگاه آن در عرفان تأکید می کند و آن را حقیقت آدمی می داند که مظهر تجلی انوار الهی است. این نظریه بر اندیشه عارفان دیگر نیز تأثیر نهاده است. پژوهش حاضر با شیوه تحلیلی توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای مفهوم قلب را در این نظریه با تأکید بر آرای شاه نعمت الله ولی و حضرت امام خمینی(ره) بررسی می کند. نتایج به دست آمده از این پژوهش از این قرار است که در آرای شاه نعمت الله و همچنین امام خمینی(ره) قلب همان ارزش و جایگاهی را دارد که در سنت عرفانی به ویژه سنت ابن عربی از آن درک می شود.
تأملی بر ماهیت عرفان اسلامی و بررسی مختصات نظری و عملی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
243 - 258
حوزههای تخصصی:
ازآن جاکه امروزه عرفان به اقسام متنوعی تقسیم شده و در بسیاری از این انشعابات، تحریف هایی رخ داده که نقش اصیل تعالیم دینی را به حداقل رسانده است، تبیین متقن «عرفان اسلامی» اهمیت والایی می یابد. در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی به شرح و تحلیل ماهیت عرفان اسلامی پرداخته می شود و بدین منظور مختصات نظری و عملی آن از جمله میزان و معیار اسلامی خواندن عرفان، مؤلفه های عرفان اسلامی، دلایل انحراف عرفان اسلامی و عرصه حضور عرفای مسلمان بررسی می شود . مطابق نتایج این جستار، چارچوب و محتوای عرفان اسلامی به طور کامل در مقام روش، تبیین و کاربست، بر اساس آموزه های دینی شکل می گیرد و میان گوهر ناب اسلام که در شریعت و سیره معصومین متبلورشده است، با مختصات نظری و عملی عرفان اسلامی هیچ افتراقی وجودندارد و سالک الی الله همواره باید جایگاه اجتماعی خود را نیز مورد اهتمام قراردهد و از رهبانیت و انزواطلبی بپرهیزد.
بررسی اخلاق عرفانی در بهارستان و پریشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
251 - 268
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو به بررسی همسویی ها و توازی های متنی اخلاق عرفانی در پریشان قاآنی و بهارستان جامی پرداخته است. اخلاق عرفانی، اخلاقی است که با رویکردی سلوکی- عرفانی شکل و شاکله یافته و در طول قرون متمادی به وسیله عارفان تحقق پیداکرده و ترویج شده است. اخلاق عرفانی بر سیر و سلوک و کشف و شهود ابتنا یافته که اخلاق قبل از وصول، حین وصول و بعد از وصول را با مراتب وجودی از تخلیه تا فنای شهودی دربرمی گیرد. پریشان و بهارستان ضمن تأثر از گلستان سعدی و حفظ همانندی در سطح زبان و بلاغت؛ از حیث تنوع موضوعات منتخب برای ارائه نیز وامدار گلستان سعدی و برخی متون منثور عرفانی دیده شده است. شیوه پژوهش مقاله، کتابخانه ای و بر پایه برابرسازی و مقایسه کتب بوده است. روش پژوهش نیز توصیفی-تحلیلی و بر بنیاد سبک شناختی بوده است. هدف مقاله، بررسی تقابل و توازی یافته شده در حیطه موضوعات عنوان شده در هر سه اثر بوده و درنتیجه، به این رهیافت رسیده است که موضوعاتی از قبیل فضایل اخلاقی و رذایل و مکروهات در هر سه اثر یادشده گنجانده شده است. قاآنی با بهره گیری از نبوغ ادبی-موسیقایی کلام خود به جنبه های بدیعی و به ویژه بدیع لفظی بیشتر از مفاهیم اخلاقی پرداخته است و جامی با الگوگیری از عارفانه های منثور؛ به طرح مفاهیم و موضوعات عرفانی صرف بیشتر پرداخته است.
بازتاب آرای عرفانی ابن برّجان در اندیشه ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
249 - 268
حوزههای تخصصی:
آرای عرفانی ابن برّجان، ملقّب به غزّالی اندلس، در ره گیری خاستگاه و تکوین جهان بینی عرفانی ابن عربی، نقش محوری دارد که این تأثیر موجب بسط و تعمیق اندیشه های عرفانی وی شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به دنبال واکاوی اندیشه های ابن برّجان در منظومه فکری ابن عربی است. در این راستا، پیوندهای ژرف میان مفاهیم کلیدی و اصطلاحات بنیادین مورد استفاده توسط این دو متفکر برجسته، آشکار گردیده است. از میان یافته های این پژوهش، می توان به بازتاب عمیق مفهوم «الحق المخلوق به» ابن برّجان در آرای ابن عربی، از طریق اصطلاحات رمزگونه ای همچون «العماء»، «النّفس الرّحمانی» و «الحقیقه المحمدیّه» اشاره نمود که بر تجلّی و ظهور خداوند در هستی تأکید دارد. همچنین، نفوذ اندیشه ابن برّجان بر درک ابن عربی از «الانسان الکامل»، از طریق اصطلاح «العبد الکلّی»، به روشنی قابل مشاهده است. این امر نشان از تأثیر عمیق ابن برّجان بر ابن عربی در فهم هستی شناختی انسان دارد. افزون بر این، میزان بهره گیری ابن عربی از اصطلاحات مرتبط با اسماء و صفات الهی، همچون «التخلق بأسماء الله»، گواه بر وامداری فکری وی به پیشگام عرفان اندلسی است. همچنین جهان بینی عرفانی و فلسفی ابن برّجان، درباره ماهیت قرآن، هستی و انسان، به شکل شگرفی در آثار ابن عربی بازتاب یافته است. بدین ترتیب، این پژوهش ژرفا و گستره تأثیر اندیشه ابن برّجان بر عرفان ابن عربی را نمایان می سازد و ماهیت پویای میراث معنوی و فکری عرفان اندلس رامی نماید.
مشایخ تصوّف و ارباب قدرت (بررسی آراء و رفتار اجتماعی-سیاسی حاج ملّا علی نور علیشاه گنابادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
317 - 334
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات با اهمّیت و قابل پژوهش در تاریخ تصوّف که درباره آن مطالب متفاوتی اظهارشده، رفتار مشایخ صوفیّه در مواجهه با ارباب قدرت است. در مقدّمه این جستار، ضمن بیان بعضی نظریّات پیرامون مقوله مذکور، با اشاره به پاره ای از نهضت های مهمّ سیاسی- اجتماعی صوفیانه، برخی مصادیق تاریخی از موضع گیری های بزرگان تصوّف در مقام ناقدان حکّام جور نقل شده است. چون سلسله نعمت اللّهیه از طرائق مهم و قدیمی تصوّف است، تحلیل نظریّات و رفتارهای سیاسی- اجتماعی بزرگان نعمت اللّهیه در این زمینه، می تواند در تبیین مسأله، امری مفید باشد؛ بنابراین در پژوهش حاضر برای نخستین بار به بررسی آراء و عملکرد حاج ملّا علی نورعلیشاه گنابادی (1284- 1337ق.) از مشایخ مبرّز نعمت اللّهیه در عصر قاجار، درخصوص موضوع مزبور پرداخته می شود. در این نوشتار رفتارهای سیاسی- اجتماعی و نحوه مواجهه نورعلیشاه گنابادی با امراء و اصحاب قدرت اعمّ از مواعظ و انذارهای مکتوب و انتقادات شفاهی وی از آنان، مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته است. یافته پژوهش آن است که سلوک عرفانی حاج ملّا علی گنابادی و مسؤولیت های طریقتی او، سبب غفلت وی از وظایف مدنی اش نشد. او نه تنها نسبت به رفتارهای نادرست پادشاهان قاجار و سایر ارکان حکومت بی تفاوت نبود، بلکه در مقام یک ناصح اجتماعی، به روش های مختلفی موضع گیری کرده و سعی در اصلاح امور داشته است. این تحقیق توصیفی- تحلیلی، مبتنی بر روش کتابخانه ای و منابع دسته اوّل تدوین یافته است.
مقایسه تحلیلی دیدگاه شلنبرگ و مورفی در باب عشق الهی و اثرات آن بر استدلال اختفای الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
225 - 243
حوزههای تخصصی:
اختفای الهی یکی از جدیدترین استدلال های خداناباورانه است که طبق دیدگاه اصلی ترین مدعی آن، جان ال. شلنبرگ، مبتنی بر وصف عشق مطلق الهی و لوازم آن است. فهم شلنبرگ از عشق الهی، کاملاً انسانی و همراه با جستجوی رابطه شخصی با انسان ها است. لازمه کمال الهی این است که خدا واجد صفت عشق، با بالاترین درجه ممکن باشد. از سوی دیگر، مارک سی. مورفی، فیلسوف اخلاق، با تمایز میان خدای متون مقدس و موجود آنسلمی، معتقد است عشق نمی تواند یکی از اوصاف ذاتی موجود آنسلمی باشد، هرچند خدای متون مقدس ممکن است رفتارهایی عاشقانه از خود بروز دهد. با ابتناء بر سخن مورفی، می توان علاوه بر فهم عشق مطلق الهی از زاویه ای دیگر، پاسخی احتمالی بر استدلال شلنبرگ اقامه کرد. برای اینکه یک ویژگی، از اوصاف ذاتی خداوند به حساب آید، استلزاماتی وجود دارد که عشق، آنها را برآورده نمی کند. به علاوه، عشق ویژگی جدا و بالاتری از اخلاق مندی خدا نیست. پس وصف اخلاق مندی خدا می تواند توقعاتی که بشر از عشق الهی دارد را نیز برآورده کند. با این وجود، با تحلیل سخن مورفی خواهیم دید که دیدگاه او مستلزم اتخاذ رویکرد سلبی به خدا و اوصاف او است که هزینه ای گزاف، نامعقول و غیرضروری بر ردیه او تحمیل می کند.
خاستگاه تأویلی مقام اهل بیت(ع)و محبین ایشان در بازشناسی و ساختارشناسی سوره انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
141 - 161
حوزههای تخصصی:
ساختارشناسی سوره های قرآن کریم، بحث مهمی است که می تواند زوایایی جدید، فراروی مفسران و قرآن پژوهان در تفسیر قرآن بازنماید. این مسئله در یک دهه اخیر با رویکردهای مختلفی مورد بررسی قرارگرفته است. یکی از این رویکردها در مباحث ساختارشناسی قرآن، ساختاربندی سوره بر مبنای رکوعات است. بر اساس این الگو، سوره انسان دارای دو رکوع کلی می باشد. محدوده ابتدایی و انتهایی این رکوعات عبارتند از: آیات 1 22 و آیات 23 31. در زیر مجموعه این تقسیم کلی، با درنظرگرفتن مفاد هر رکوع، متن سوره قابل تقسیم بندی به تقسیمات جزئی تری نیز می باشد که در این پژوهش توصیفی بدان پرداخته خواهدشد. پژوهش حاضر در دو بخش تنظیم و تدوین شده است. بخش اول با به کارگیری الگوی تقسیمات رکوعی، به ساختارشناسی سوره مبارکه انسان پرداخته و سپس در بخش دوم، آیات طبق ساختار بیان شده مورد واکاوی و شرح قرارگرفته اند. در این پژوهش، رویکرد تأویلی به آیات مدّنظر قرارگرفته است و چنین نتیجه می گیرد که محور اصلی موضوعی سوره، تبیین مقام اهل بیت مطهر (ع) و مقربان ذاتی و محبین ایشان و همچنین ارائه طریق و ایجاد انگیزش و حبّ و شوق برای رسیدن به مقام قرب اکتسابی است.
ارزیابی نظریه هرمنوتیکی شلایرماخر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
529 - 547
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با تفکیک رویکرد و نظریه هرمنوتیکی از یکدیگر، ابتدا نظریه هرمنوتیکی فردریک شلایرماخر الاهی دان پروتستان سده نوزدهم توضیح داده شده سپس با تکیه بدان، رویکرد هرمنوتیکی وی بیان و ارزیابی شده است. به باور وی، اولاً باید در فرایند فهم متن، علاوه بر متن به ذهنیت نویسنده هم توجه کرد وگرنه مفسر نمی تواند به فهم خویش از اثر نویسنده مطمئن شود. ثانیاً، افزون بر قواعد گرامری و زبانی، قواعد و روش هایی نیاز است تا مفسر به تعبیر وی، بتواند ذهنیت نویسنده را بازسازی کند ثالثاً وی معتقد بود که مفسر در بازسازی ذهنیت نویسنده باید پیشفرض های خویش را کنار بگذارد تا بتواند به فهم اثر نویسنده دست یابد رابعاً وی همچنان «روش» را راه دستیابی به ذهنیت نویسنده می داند و در نتیجه، دستیابی به فهم نهایی یعنی مقصود نویسنده را ممکن اما دشوار می شمرد. نظریه هرمنوتیکی شلایرماخر برغم نوآوری های قابل توجه مانند ۱) توجه به مفهوم فهم به مثابه هدف یک نظریه هرمنوتیکی ۲) ارائه نظریه ای درباره سرشت زبان، ۳) توجه به درهم تنیدگی زبان و اندیشه ۴) تاکید بر نقش ذهنیت نویسنده در فرایند فهم و ۵) ارائه روش هایی برای دستیابی به ذهنیت نویسنده، کوشیده است تا با تکیه بر امکان اپوخه کردن پیشفرض های مفسر در فهم متن 6) راه را برای بازتولید ذهنیت نویسنده باز و 7) از عینیت فهم به معنای امکان دستیابی به ذهنیت نویسنده در چارچوب سنت تاریخی وی دفاع کند. اما هرمنوتیست های پسامدرن مانند گادامر بر این باورند که اپوخه کردن پیشفرض های مفسر در فهم متن و در نتیجه، بازتولید ذهنیت نویسنده و دستیابی به فهم عینی یعنی ذهنیت نویسنده در چارچوب سنت تاریخی وی ممکن نیست.
تاریخِ جان ها: جهانِ معنای چند برگ از نگارگری ایرانی با محوریتِ کیخسرو از منظر فلسفه پدیدارشناسانه-هرمنوتیکی هانری کربن با تمرکز بر مفهومِ تاریخ تمثیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
79 - 106
حوزههای تخصصی:
پژوهشِ حاضر کوشیده است به یاریِ رویکرد پدیدارشناسانه-هرمنوتیکی هانری کربن به جهانِ معنایِ پنج نگاره با محوریتِ نقشِ کیخسرو و با تمرکز بر مفهومِ تاریخی تمثیلی دست یابد. دو پرسش اصلی پژوهش عبارتند از اینکه: چه ارتباطی میان حیاتِ کیخسرو و مفهوم تاریخ تمثیلی و فضای نگارگری ایرانی وجوددارد؟ و دستگاه فکری هانری کربن برای خوانش نگارگری ایرانی –به طور ویژه نقاشی هایی با محور دیداری ِ پهلوانان و حکمای ایران باستان، در این جا کیخسرو- چه امکاناتی دارد؟ به دلیل ارجاعات مهم از سوی متخصصانِ این حوزه به آرای کربن در تفسیر نگارگری ایرانی، هدف مقاله استفاده از امکانات دستگاه فکری او در خوانش، فهم و آشکارگی جهانِ معنایِ پنج نگاره، مربوط به دوره های مختلف تاریخِ نگارگری ایرانی است. رویکردِ پژوهش توصیفی-تحلیلی و برگرفته از فلسفه پدیدارشناسانه-هرمنوتیکی هانری کربن است. بر اساس آرای کربن، نگارگری ایرانی برای بازنمایی تاریخ تمثیلی مناسب است؛ وقتی این نگاره ها تاریخِ تمثیلی و جغرافیای حکمی را بازنمایی می کنند به مثابه ابزار مکاشفه برای ارتقای نفس عمل می کنند. این دو مفهومِ هم پیوندِ طرح شده در آثار کربن، در خوانش برخی نگاره های ایرانی مانند حیاتِ کیخسرو راهگشایند. در نهایت پژوهش حاضر با تمرکز بر مفهوم تاریخ تمثیلی – به عنوان سومین مقاله از یک مجموعه سه گانه- با ارجاع به دو مقاله پیش از خود، از امکانات دستگاه پدیدارشناسانه-هرمنوتیکی هانری کربن برای تفسیر و مواجهه با نگارگری ایرانی استفاده کرده و در عین حال به موانع و محدودیت های آن نیز اشاره کرده است.
عقل در عرفان ادویته ودانته و مقایسه آن با عرفان اسلامی (با تأکید بر آراء شنکره آچاریه و ابن عربی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
5 - 28
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی و مقایسه جایگاه عقل در مکتب فلسفی عرفانی ادویته ودانته و عرفان اسلامی می پردازد. هدف تحقیق تعمیق گفت وگوهای بین الادیانی و معرفی بهتر عرفان اسلامی و درک زوایای نظری آن است. در این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای ضمن مطالعه متون فلسفی و عرفانی مرتبط به ادویته ودانته و عرفان اسلامی، به استخراج دیدگاه های دو مکتب درباره عقل، ابعاد و نقش آن در سلوک عرفانی پرداخته شد. یافته های تحقیق گویای آن است که در هر دو سنت عرفانی، عقل نقش مهمی در شناخت و درک حقیقت مطلق دارد، اما این حقیقت فراتر از توان ادراکی عقل انسان است. هر دو مکتب محدودیت هایی برای عقل قائل اند و تزکیه نفس را در کنار رشد عقلی امری برای تجربه مستقیم حقیقت نهایی ضروری می دانند. دو مکتب تفاوت های مهمی در تعریف حقیقت نهایی، نوع وحدت آن با جهان و نقش وحی الهی در کشف آن دارند. علاوه بر این ها، هدف نهایی عرفان اسلامی وصول به مقام فنا یا تقرب به خداوند و هدف نهایی ادویتا ودانتا رهایی از تناسخ و تحقق وحدت آتمان با برهمن است.
مدل مفهومی عرفانی شکر در دعای عرفل امام حسین (ع) مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
241 - 266
حوزههای تخصصی:
دعای عرفه به عنوان یکی از گنجینه های عرفانی و ادعیه مأثور، مناجات حضرت سیدالشهدا(ع) در صحرای عرفات است. شکر گزاری به عنوان یکی از مهم ترین عوامل رشد معنوی، روح حق شناسی را در برابر هر نعمتی احیا می کند. این پژوهش با هدف ارائه یک مدل رفتاری از گفتمان عارفانه و عاشقانه دعای عرفه امام حسین(ع) در قالب شکرگزاری با استفاده از روش نظریه داده بنیاد و تحلیل کیفی و جمع آوری اطلاعات از منابع معتبر تاریخی، به ویژه تفسیر دعای علامه جعفری(ره) انجام شده است. یافته ها نشان داد که در دعای عرفه، مفهوم «شکر عرفانی» به معنای قدردانی آگاهانه، در 35 فراز دعا تکرار شده است (۱۸ بار صریح، 17 بار ضمنی)؛ این تکرار، بیانگر محور شکر عرفانی در این دعا و اهمیت آن، برای تقرب به خداوند است. نتایج حاکی از آن است که شکرگزاری در این دعا، نه تنها یک عمل فردی و عبادی، بلکه راهبردی جامع، برای دستیابی به کمال انسانی و تقرب به خداوند تلقی می شود. این مدل شامل مؤلفه های مهمی همچون توبه، رضا، ایمان، یقین، توکل، اخلاص، معرفت و توحید است که هریک به مرحله ای خاص در سلوک عرفانی اشاره دارد و با نگرشی هدایت گرانه، زمینه ساز تعالی روحی و اخلاقی افراد در بازتعریف و تبیین ارزش های انسان معاصر و مدلی کاربردی در زندگی روزمره افراد مورد استفاده قرار می گیرد.
بررسی تطبیقی سلوک عرفانی و عناصر روایی قصه شیخ صنعان عطار با رمان پدرسرگی تولستوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
215 - 242
حوزههای تخصصی:
عرفان که به عنوان یک کنش کلامی نظام یافته استعلای درونی شخصیت/ شخصیت های داستان در پیوند با منشأ و خالق هستی را بازنمایی می کند، موجب خلق آثاری درخشان در ادبیات ملل مختلف شده است. در ادبیات ایرانی- اسلامی «عطار» با «شیخ صنعان» و در ادبیات روسی- مسیحی «تولستوی» با «پدرسرگی»، این موضوع را دست مایه قرار داده اند که قهرمانان با درک عشق عرفانی به رستگاری رسیده اند. بنابراین، این دو اثر می توانند به عنوان منابعی برای مطالعه محتوایی در فرهنگ اسلام و مسیحیت مورد توجه باشند. از این روی، مقاله حاضر با رویکرد تطبیقی، ویژگی های ساختاری و محتوایی را در داستان شیخ صنعان و پدرسرگی موضوع تحقیق قرار داده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد در دو داستان، سوژه قهرمان برای رسیدن به عشق حقیقی باید از عقبه دشوار عشق های مجازی یعنی شهرت، اعتبار، نام و ننگ، زنان زیبارو و هستی های ناپایدار گذر کند تا به عشق راستین دست یابد. همچنین، در هر دو داستان نقش خواب و رؤیا، دعا و مناجات، تحمل ریاضت در کنش های شخصیت ها مشاهده می شود. اما وجه تمایز این دو اثر در این است که شیخ صنعان سیر سلوکی خود را از کعبه شروع می کند و به کعبه بازمی گردد، اما سلوک عرفانی پدرسرگی از صومعه آغاز و به گریز از تمام ظواهر تقدس ختم می شود.
بررسی مفهوم «وقت» در عرفان و روان شناسی (رویکرد ذهن آگاهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
83 - 108
حوزههای تخصصی:
«وقت» در عرفان، یکی از اصطلاحات رایج و کاربردی است و در متون کهن تصوف، تعاریف بسیار و متعددی برای آن نقل شده است. آگاهی داشتن به اوقات و دریافتن شرایط وقت یکی از ویژگی های بارز صوفی به شمار می رود. این بررسی نشان می دهد که بیشتر تعاریف ارائه شده از اصطلاح «وقت» با مفاهیم و اصول ذهن آگاهی که رویکردی جدید در روان شناسی است، مطابقت دارد. در ذهن آگاهی با استفاده از سنت های شرقی به ویژه تعالیم بودا تلاش می شود در زندگی فرد تعادلی ایجاد گردد و شخص با تکیه بر زمان حال و آگاهی، شاهد رویدادهای ذهنی و بدنی خویش باشد تا از این طریق احساساتی را که تجربه می کند، به دقت شناسایی کرده، با پذیرش آن ها زندگی بهتر و سالم تری را تجربه کند. در مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی کوشش شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که تعاریف اصطلاح «وقت» در عرفان با کدام یک از اصول و مفاهیم ذهن آگاهی مطابقت دارد؟ نتایج تحقیق نشان می دهد بیشتر مفاهیم و اصول مطرح در ذهن آگاهی چون تأکید بر زمان حال، آگاه بودن به احساساتی که فرد در لحظه تجربه می کند، یکی شدن با کل هستی، تسلیم، پذیرش و رها کردن با تعاریف وقت در عرفان هم خوانی دارد.
معروف کرخی و تأملی در پیوند او با امام رضا (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
339 - 370
حوزههای تخصصی:
معروف کرخی از بزرگان عرفان اسلامی در سده دوم هجری و سرسلسله بسیاری از سلسله ها و طریقت های عرفانی است؛ که به همین مناسبت او را «شیخ السلسله» و «امام الصوفیه»، و سلسله منتهی به ایشان را «معروفیه» و «ام السلاسل» خوانده اند. مهم ترین و بحث انگیزترین دوران حیاتش، پیوند تاریخی و معنوی او با امام رضا(ع) است؛ که در دو دوره از حیاتش دوره کودکی- نوجوانی و دوران پیری اتفاق می افتد. دراین باره و با این عنوان، پژوهشی انجام نگرفته، اما در برخی از تحقیقات معاصران درباره تصوف و نیز در شرح احوال معروف، ازجمله جستجو در تصوف ایران از زرین کوب، و الصله بین التصوف و التشیع از کامل مصطفی شیبی، و در مقاله معروف کرخی، به قلم حسن ذوالفقاری، در نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان، اشاراتی درباره پیوند معروف با امام رضا(ع) شده است؛ که البته در بیشتر آن ها، این پیوند و ارتباط، مورد تردید و یا حتی ردّ و انکار قرار گرفته است؛ لذا به دلیل اهمیت این موضوع در تاریخ تصوف، و پیوند تصوف و تشیع، در این مقاله کوشیده ایم با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی، این پیوند تاریخی را در هر دو دوره حیات معروف کرخی اثبات کنیم. معروف کرخی، در دوران کودکی و نوجوانی خدمت حضرت امام رضا(ع) می رسد و به دست آن حضرت مسلمان می شود و نزد ایشان به سلوک معنوی می پردازد؛ و بعدها در سنین پیری نیز در مدت کوتاهی که امام رضا(ع) به بغداد سفر می کند، معروف توفیق خدمتگزاری ایشان را می یابد.
بررسی نقش معنویت اسلامی در دستیابی به آرامش پایدار: مطالعه ای بر دعای ابوحمزه ثمالی از امام سجاد (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
295 - 328
حوزههای تخصصی:
با گسترش زندگی مدرن و افزایش فشارهای روانی، استرس و اضطراب به یکی از چالش های اساسی سلامت روان تبدیل شده اند و نیاز به راهکارهای معنوی مؤثر برای مقابله با این مشکلات احساس می شود. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی نقش دعای ابوحمزه ثمالی به عنوان یک متن معنوی غنی در ایجاد آرامش درونی و روانی انسان هاست. هدف تحقیق، تحلیل تأثیر مفاهیم معنوی این دعا بر کاهش اضطراب و ارتقای سلامت روانی افراد است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای متنی است که شاخصه های روان شناختی و معنوی دعای ابوحمزه را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که تأکید این دعا بر توحید، طلب رحمت و بخشایش الهی، و نزدیکی به خداوند، می تواند به کاهش استرس و افزایش آرامش درونی کمک کند. همچنین، این دعا به عنوان ابزاری معنوی، افراد را در مواجهه با مشکلات روزمره توانمند ساخته و نقشی مؤثر در بهبود وضعیت روانی و معنوی آنان ایفا می کند. نتایج پژوهش تأکید می کند که دعا و نیایش، فراتر از یک عمل عبادی، به عنوان راهبردی جامع و مؤثر برای دستیابی به آرامش پایدار در زندگی معاصر قابل بهره برداری است و دعای ابوحمزه ثمالی به دلیل غنای معنوی خاص، جایگاه برجسته ای در این زمینه دارد. این مطالعه اهمیت استفاده از متون دینی و معنوی را در ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی معاصر نشان می دهد.
نفی متافیزیک حضور و تعلیق های معنایی در سلوک شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
75 - 90
حوزههای تخصصی:
بدون تردید مباحث عرفانی و تجربه های مکاشفه ای بر محور ایجاز و رمزگونگی، تأویل و چند معنایی، فراهنجاری زبان، تعلیق و تعویق در حوزه معنایی می چرخد. به همین دلیل زبانی گنگ و غیرمستقیم است و مانند زبان علم، روشن و صریح و منطقی نیست، بلکه پر از تعلیق های معنایی است. ایجاز و ابهام در کلام شمس می تواند متاثر از ویژگی های روحی و شخصیتی وی باشد. مخاطب شمس اگر اهل نیاز باشد، کلام موجز او را درمی یابد. شمس اهل بحث و جدل نیست، بلکه اهل اشارت است. مخاطب شمس باید اهل رمزخوانی و تأویل کلام باشد. ظرفیت زبان از نظر شمس، بسیار محدود و تنگ است. و گنجایش وسعت معانی و مفاهیم روحانی را ندارد؛ همین امر یکی از دلایل مهم بیان ناپذیری معانی عرفانی از دیدگاه شمس است. نتیجه این نگرش، پارادوکس یا متناقض نمایی است. نفی متافیزیک حضور یکی از عناصر شالوده شکنی در دیدگاه دریدا است. تفکر دریدایی می گوید: متن می خواهد تکثر معنایی را در خدشه دار کردن انگاره های متافیزیکی بازسازی-کند و به معناهای تازه از متن دست یابد. مقالات شمس تبریزی، نمونه هایی از شکستن عناصر فلسفه غرب (متافیزیک حضور)، در درون خود دارد که گوینده در تلاش است این انگاره های متافیزیکی را در هم بشکند و با تعلیق های پیاپی معنایی، دال ها و نشانه های بی شماری را برای معناهای متکثر حاصل کند.
مبانی اصول و روش های تعلیم و تربیت در آموزه های عرفانی طبقات الصوفیه خواجه عبدالله انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
91 - 110
حوزههای تخصصی:
تربیت از مسائل مهم و کلیدی در حوزه عرفان و تصوف است و عرفا توجّه ویژه ای به تربیت مریدان داشته اند. از منظر عرفان و تصوف، تربیت مقدّمه ای برای رسیدن به معرفت است و صوفی با تربیت عملی به خودشناسی و در پی آن به خداشناسی می رسد. قصص و حکایاتی که از عرفا و صوفیان بزرگ نقل شده است، به وضوح، اهمیّت موضوع تربیت را نشان می دهد. طبقات الصوفیه اثر خواجه عبدالله انصاری، از جمله این کتاب ها است که در این پژوهش سعی شده است، مبانی تربیت با توجّه به شیوه های نوین تربیت اسلامی در این کتاب، مورد بررسی و تحلیل قرارگیرد و همچنین نویسنده درصدد آن است تا به شیوه توصیفی – تحلیلی و روش کتابخانه ای به بررسی اصول و روش های تعلیم و تربیت در آموزه های عرفانی طبقات الصوفیه بپردازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که قصص و حکایات طبقات الصوفیه که در شرح حال عرفا و صوفیان آمده است به طور کلی، حول محور انسان و تربیت اوست و بایدها و نبایدهایی که به عنوان حکم خداوند در صلاح دید انسان مطرح است در این حکایات به خوبی نمایان است. از سوی دیگر مبانی، اصول و روش های تربیتی مطرح شده در حکایات صوفیان، منطبق و هماهنگ با مبانی، اصول و روش های تربیتی اسلام و قرآن است.
بررسی دیرینه شناسی عرفان اجتماعی از دیدگاه فوکو با تکیه بر منطق الطیر عطار و مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
291 - 310
حوزههای تخصصی:
عرفان اسلامی به مثابه یک نهاد اجتماعی، در تاریخ اجتماعی ایران، از اهمیت والایی برخوردار است. چنانکه از بدو شکل گیری، با بهره گیری از تعالیم خاص خود در پی تثبیت گزاره های قدرت برآمد و با تأثیر از شرایط سیاسی، مذهبی و اجتماعی، به عنوان یک گفتمان قدرتمند، در معادلات اجتماعی، سیاسی و مذهبی در تاریخ ایران نقشی برجسته پیداکرد. مولوی و عطار از جمله ادیبان عارفی هستند که در قالب کلام منظومشان در مثنوی معنوی و منطق الطیر، به بیان اندیشه های اجتماعی خویش، از منظر عرفانی پرداخته اند. پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی بیان می دارد که ساختار قدرت به تعبیر فوکویی آن، در عرفان اجتماعی، بر پایه جایگاه پیر و تعالیم لازم الاجرای او تبیین گردیده است به گونه ای که هژمونی قدرت در مقام پیر، با توجه به وجوه تاریخی و معرفتی در عرفان اسلامی در دستگاه نظری و عملیِ سازمانِ خانقاه، منجر به سوژه سازی مرید می شود؛ و پیر نیز، با تکیه بر اصل ولایت و انسال کامل، در حوزه قدرت و در امر راهبردی اجتماعی، دارای جایگاهی شاخص است.