فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۴٬۰۵۴ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
201 - 218
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی از موضوعات مهمی است که امروزه ذهن متفکران، و اندیشمندان را به خود مصروف داشته است. این پدیده، در مجامع علمی جهان و ایران از اهمیت بسیاری برخوردار است. از سوی دیگر، سبک زندگی عرفانی در طول تاریخ در عین جاذبه دار بودن برای مردم جهان، متهم به جامعه گریزی، بلکه زندگی ستیزی شده است. برخی از منظومه های عاشقانه ادب فارسی، تنها قصه دلدادگی های عاشقانی نیست که در راه وصال، مراحل سخت و پر فراز و نشیب عشق را پشت سر می گذارند و در این راه دچار حوادث و اتفاقات عجیب می شوند؛ بلکه به قرینه اشعار می توان به طور ضمنی به داشتن گرایش عرفانی شاعران پی برد. منظومه «لیلی و مجنون» نظامی، غمنامه ای عاشقانه و عارفانه است که روح درد و رنج سالکان حق را آشکارا می توان در آن دید. منظومه لیلی و مجنون دارای قابلیت های زیادی برای تحلیل مفاهیم و صفات عرفانی است که گاه مستقیم، و گاه غیرمستقیم، در پس سخنان شاعر جلوه گرمی شود. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع و متون کتابخانه ای به انجام رسیده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که افعال و اقوال و سخنان عاشقانه در لیلی و مجنون، قرابت بسیاری با سبک زندگی و حالات و مقامات عرفانی دارد و دقیقاً خصوصیات یک عشق عرفانی را بیان می کند. در این راستا می توان مصادیقی از سبک زندگی عارفانه را در فضای مکانی، اصلی و رفتاری داستان لیلی و مجنون مورد بحث و بررسی قرارداد. کلیدواژه ها: لیلی و مجنون، سبک زندگی، عرفانی، نظامی گنجوی، فضای مکانی، مصادیق رفتاری.
بررسی و تحلیل سلوک معنادار عشق در اسرارنامه عطار نیشابوری بر اساس الگوی سفر قهرمان ژوزف کمبل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
265 - 294
حوزههای تخصصی:
روح، سالکی اسرارآمیز است که از یک بی زمانِ بی مکان آن جهانی به زمین و تن این جهان نزول یافت، در نسیان فرورفت و اصل خود را گم کرد. پس در خلأ معنایی خود، ندا و پیام همزاد و همراه خود، عشق را برای رجعت دریافت نمود. این عشق با محرکه درد جدایی و شوق بازگشت در ناخودآگاه جمعی ریشه دارد و در سفر معنایی قهرمان/سالک متجلی می گردد. موضوع آثار عطار حرکت به سوی حقیقت و ارتقای انسان به کمال با درون مایه و کهن الگوی سفر قهرمانی است که با نقش مایه های «درد-عشق-سکوت» بازنمایی شده است و به ظاهر، عطار برخلاف دیگر مثنوی هایش، در اسرارنامه به یک روایت داستانی از سلوک نپرداخته است. بنابراین پژوهندگان با توجه به این مسئله و با هدف رازگشایی از وجود سلوکی معنادار و پنهان در اسرارنامه ، به چگونگی حرکت سالکانه عشق و روح بر پایه الگوی سفر قهرمان ژوزف کمبل پرداخته اند. یافته ها نشان داد یکی از رازآمیزترین گونه های سفر عروجی و سلوک عارفانه در اسرارنامه نیز بازنمایی شده و همسانی های تصاویر تخیلی سلوک عشق و روح در «ارتقای روح با هبوط عشق» و «ارتقای عشق با عروج روح» بر مبنای «حرکت دایره وار رفت وآمدی» قهرمانِ کمبل، از مهم ترین نتایج این پژوهش است.
نکاتی نو از ماجرای «شمس و کیمیا خاتون» با نگاهی به داستان «کنیزک و پادشاه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
263 - 282
حوزههای تخصصی:
ماجرای کیمیاخاتون یکی از اتفاقات مهم زندگی شمس تبریزی و مولانا بوده است. ازدواج آن دو، زندگی کمابیش آشفته و نهایتاً مرگ کیمیا که روایت آن خالی از ابهامی نیست، در قرن اخیر در محل توجه شماری از پژوهشگران قرار گرفته است. بهترین و کامل ترین متنی که باید برای پژوهش در این موضوع بدان رجوع کرد، «مقالات شمس تبریزی» است. این کتاب به واسطه ساختار آشفته و ابهام آلود خود به سادگی نمی تواند مورد استفاده قرار گیرد و بهره بردن از آن نیازمند باریک بینی و تأویل و تفسیرهای چندباره است. به این ترتیب کوشیدیم، با متن کاوی ادبی، از طریق پیوند دادن برخی بخش های گسسته و مبهم به یکدیگر، به بازنمایی روایتی دقیق تر از ماجرای کیمیا و شمس بپردازیم. مجموعه ای کوچک و مهم از ویژگی های اخلاقی این دو، روابط مهر و قهرآمیز آنان، پرداخت مهریه، به قاضی رفتن، برخی حرکات مشکوک پیرامونیان و ... از خطوطی است که در این مقاله بررسی شده اند.
خودشناسی و نیک زیستی در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
283 - 306
حوزههای تخصصی:
مفهوم «خود» و عناصر تشکیل دهنده آن و خودشناسی، از موضوعات مهم دانش هایی چون عرفان و فلسفه و روان شناسی است. از دیدگاه عرفانی، هم صفات و صورت حق، و هم صورت عالم در وجود انسان جمع شده است. شناخت اصل و جایگاه انسان در هستی، ماهیت و حقیقت انسانی، ابعاد وجودی انسان اعم از جسمانی و روحانی و خصوصیات و قابلیت های فردی انسان، از موضوعات خودشناسی است. ازآنجاکه فرایند خودشناسی، به معرفت خدا و شناخت دانش های دیگر می انجامد و شناخت خود و نحوه تعامل با خود، مبنای شکل گیری ارتباط انسان با خدا، جامعه و طبیعت است، خودشناسی اهمیت خاصی می یابد. پژوهش حاضر، به روش توصیفی و تحلیل محتوا، خودشناسی و نقش آن در کیفیت زندگی انسان را در قصه ها و تمثیل های مثنوی، که به عنوان ابزار آموزشی مولانا به شمارمی روند، مطالعه کرده است. بنابه یافته ها انسان اگر به اصل و جایگاه خود در هستی واقف گردد، حقیقت وجودی، ابعاد و نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد و زندگی عملی خود را بر مبنای فهم درستی از خود پی ریزی کند، نقشی بنیادی در سطح کیفی زندگی او گذاشته و می تواند نیک زیستی را تجربه کند و از گمراهی و رنج و آشفتگی های فکری، روانی و زیستی مصون بماند. مولانا شناختن اصل خود را مهم ترین اصل عبور از جهالت می شناسد و معتقد است که کسب دانش های دنیایی در صورتی کارساز خواهندبود که در خدمت شناخت اصل انسان و رساندن او به جایگاه شایسته اش در هستی باشند. با وجود این که مولانا پیوسته از جهالت آدمی به عنوان سرمنشأ رنج و عدم کمال انسان شکایت می کند، ولی نقش عوامل مؤثر دیگر را در این زمینه، انکارنمی کند.
تحلیل و بررسی داستان دژهش ربا بر اساس نظریه انتخاب ویلیام گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
307 - 330
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به واکاوی داستان دژ هش ربا از منظر روان شناسی با تکیه بر نظریه انتخاب می پردازیم تا این داستان را از ورای نظریه های عرفانی ناب بررسی کنیم. سه برادری که هریک راهی را برای سلوک خود برمی گزینند. پادشاهی که نگران سلامت فرزندان خود است. پادشاه چین که در مواجهه با هر یک از برادران رفتار خاصی را در پیش می گیرد. شیوه های سلوک آنان با توجه به نظریه انتخاب و مؤلفه های اصلی آن مسئولیت پذیری، واقعیت پذیری و انتخاب موضوع این مقاله است. به طورکلی تئوری انتخاب توضیح می دهد که افراد چرا و چگونه رفتارمی کنند. تئوری انتخاب معتقد است هرآنچه از ما سرمی زند یک رفتار است. و همه رفتارها از درون ما برانگیخته می شوند و معطوف به هدفی هستند. هدف هر رفتار ارضای یکی از پنج نیاز اساسی ماست: عشق و احساس تعلق، قدرت، تفریح، آزادی، بقا و زنده ماندن. در این مقاله شیوه سلوک شاه زادگان، از منظر تئوری انتخاب را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که در برادر بزرگ تر، عشق و آزادی، در برادر میانی، قدرت و در برادر کوچک تر، عشق برجسته تر است. در پادشاهِ پدر مؤلفه بقا غلبه دارد و در پادشاه چین مؤلفه قدرت بارز تر است. در این داستان دنیای مطلوب و تأثیر آن در حرکت شاه زادگان و تغییر نگرش آنان مورد توجه قرارگرفته است. عشق به سرزمین پدری جای گاه ضعیف تری در دنیای مطلوب آنان می گیرد و سرزمین، پادشاه و دختر پادشاه چین در دنیای مطلوب آنان برجسته تر می شود. هر یک از شاهزادگان مسئولیت انتخاب خود را می پذیرد و بهای انتخاب خود را می پردازد. در این داستان به طرز بارزی تفاوت دنیای ادراکی شاهزادگان با پدرشان و با یکدیگر بیان شده است. مقاله حاضر به روش کتابخانه ای با رویکرد تحلیلی- توصیفی انجام شده است. کلیدواژه ها: تئوری انتخاب، ویلیام گلسر، دژ هش ربا، مثنوی، قدرت، عشق، آزادی.
تبیین ماهوی خلوت گزینی در حکمت عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
309 - 326
حوزههای تخصصی:
خلوت گزینی در آموزه های عرفانی به عنوان تلاشی از سوی عارف برای انفتاح معرفت شهودی و راهی برای میسر شدن مشاهدات حضوری شناخته شده است. در خلوت، عارف با تعلق خاطر به عزّ ربوبی در پی تحصیل کمال انقطاع از غیر حق است. بنابراین در این مقاله، نگارنده به هدف پاسخ به این سوال که «ماهیت خلوت در عرفان اسلامی چیست؟ »؛ بر اساس دیدگاه عرفا، به تبیین موضوع، پرداخته است. یافته های این مقاله حاکی از نگاه نظام مند به مسأله خلوت از سوی عرفا با درنظرگرفتن مقدمات، فواید، شرایط و آداب آن است. همچنین نقش مراد و ذکر مدام در نیل به اهداف مترتب بر خلوت گزینی قابل توجه است. این پژوهش از نظر هدف، پژوهش کاربردی و از نظر جمع آوری داده، پژوهشی کیفی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. روش پژوهش نیز توصیفی، تحلیلی است. کلیدواژه ها: تبیین، ماهیت، خلوت گزینی، حکمت عرفانی، عرفان اسلامی
مقایسۀ آموزه لَگهْیما سیدّهی در عرفان هندو با طی الارض در عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
61 - 86
حوزههای تخصصی:
یُگه یکی از مهمترین گرایشهای عرفانی هندو است که در آن سالک با استفاده از تکنیک های اخلاقی، عملی و مراقبهای خاص موسوم به اشْتانْگه یا هشت عضو، به تجربیات عرفانی دست مییابد و در نهایت، با گذشتن از این مراحل قادرمیشود تا با خلوص بُعد روحانی خود از آلودگیهای مادی و جسمانی به مقام رهایی یا مُکْشَه، نائل آید. یکی از نمودهای ظاهری سیر روحانی یُگی کسب تواناییهای خاص خارقالعادهای است که با عنوان «سیدّهی» شناخته میشود. یکی از انواع مختلف سیدّهیها، «لَگهْیما سیدّهی» به معنی توانایی سبک شدن و پرواز است. در عرفان اسلامی نیز سالک به تواناییهای ماورائی همچون این نوع سیدّهی دست مییابد که میتوان، «طی الارض» را از جمله آن ها دانست. در این مقام زمین زیر پای اهل الله (پیامبران و ائمه «علیهم السلام») و عارفان مخلص طی شده، از محدودیتهای جسمانی دنیای مادی فراتر میرود. با تزکیه، تهذیب نفس ومراقبه نوعی کرامت، قابلیت ظهور اسم خاصِ حق تعالی در دل عارف پدیدارمیشود، که قدرت ولایت خداگونگی بر کائنات به دست می آورد. در پژوهش پیش رو سعی داریم ضمن ایضاح مفاهیم، مبانی، رویکرد و کاربرد درونی و بیرونی این دو مقام عرفانی با روش تحلیلی-توصیفی به مقایسه این دو سنت عرفانی بپردازیم.
تحلیل عرفانی حدیث «ما عرفناک حق معرفتک»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
145 - 162
حوزههای تخصصی:
حدیث نبوی «ما عرفناک حق معرفتک» از چنان عمقی برخوردار است که از دیدگاه های متفاوتی قابل مطالعه است. یکی از آن ها جنبه معرفت شناسی است که بر اندیشه و رفتارهای انسان تاثیر فراوان دارد و در فلسفه و عرفان، مبنای هر مکتبی را تشکیل می دهد. در این مقاله با مطالعه اسناد این روایت، رابطه معرفت شناسی و خداشناسی بررسی می شود و نگاه خاص عرفانی به معرفت شناسی و توحیدمحوری تحلیل می شود. تفسیر این روایت از دیدگاه ابن عربی، سعدی و شیخ بهایی ارائه-می شود و با استفاده از روش کتابخانه ای با استناد به منابع دست اول، تفسیری خاص از این حدیث دنبال می شود. با تحلیل منطقی روشن می گردد که یک جنبه این حدیث اعتراف به مراتب و درجات معرفت است که معیار اصلی برای عبادت و پرستش است و اینکه هر حق جویی مشتاق است به مراتب بالاتری از معرفت حق دست یابد اگرچه شناخت ذات حق امری محال باشد، اما با سیر و سلوک معنوی می توان به او نزدیک شد.
کیفیت ظهور عرفان در دو منظومه «راز و نیاز» و «هذیان دل» شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
1 - 22
حوزههای تخصصی:
شهریار همواره در اشعار و مصاحبه هایش ادعامی کند که در مسیر عرفان گام برمی دارد، اما عرفانی که در غزلیاتش مجالِ طرح می یابد از تجربیات نابی برخوردار نیست. عرفان اصیل شهریار را باید در بعضی اشعار «مکتب شهریار» جست وجو نمود. ما در این مقاله به سراغ دو شعر «راز و نیاز» و «هذیان دل» رفته ایم. طرز تعبیر و گزارش شاعر از تجربیات عرفانی خویش در این دو شعر کاملاً مدرن است و امضای شهریار را پای خود دارد. تازگی فرم، ساخت ویژه، تخیل قوی، رمانتیسیسم و موارد دیگر باعث آمده که عرفانِ ظهوریافته در این دو شعر کاملاً نو به نظر آید. این اشعار در دهه 20 سروده شده اند؛ شهریار در چهار دهه بعدی حیاتش دیگر نتوانست به چنین تجربیات باطنیِ متعالی در عرفان دست یابد و سپس تر به واقع، خود را با سطح و پوسته عرفان درگیر ساخت. شهریار در دو شعرِ مزبور، دیگر ادعایِ کشف و شهود ندارد، بلکه دریافت هایش را به صورت مستقیم، همچون صحنه سینما در مقابل خوانندگان به نمایش می گذارد. ما در این مقاله که به روش کتابخانه ای و توصیفی انجام شده، به شرح و توضیح دو سبک در شعر عرفانی شهریار پرداخته ایم. شهریار در شیوه نخست که عمده اشعار عرفانی اش را دربرمی گیرد، فاقد خلاقیت است و از سمبولیسم عارفان قدیم یاری می گیرد اما در «هذیان دل» و «راز و نیاز» و برخی شعرهای دیگر موفق می شود سبکی منحصربه-فرد را در شعر عرفانی معاصر خلق کند. هدف مهم جستار پیشِ رو بررسی کیفیتِ ظهور عرفان در دو شعر یادشده است. کلیدواژه ها: شهریار، عرفان، هذیان دل، راز و نیاز، رمانتی سیسم.
بررسی نمادها و نمودهای فرّه ایزدی در زمان پادشاهی خسروپرویز در تاریخ طبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
107 - 136
حوزههای تخصصی:
مفهوم فرّه در پادشاهی ایران باستان بسیار اساسی است. این پادشاهان مشروعیّت خود را از این مفهوم می گرفتند. فرّه ایزدی حالت ها و شکل های مختلفی داشته است، فرّهِ کیانی، فرّهِ شاهی، فرّهِ پهلوانی، فرّهِ موبدی و فرّهِ ایرانی. طبری در تاریخ ساسانی به این مفهوم اشاره می کند. در این مقاله فرّه در پادشاهی خسرو پرویز در تاریخ طبری بررسی می گردد. طبری، فقیه، الهیدان، مفسّر و مورّخ بزرگی است که علاوه بر کتاب تاریخ مشهور «الرسل و الملوک»، تفسیر قرآن مشهور و مهمی نگاشته است که بسیار در مفسران مسلمان تاثیرگزار بوده است. این تحقیق می تواند به درک عمیق تر برخی دیدگاه های طبری در تفسیر قرآن او کمک کند. تاریخ طبری نخستین منبع اسلامی و ایرانی که مفهوم فرّه را روایت کرده است. طبری به «فرّه» در ایران باستان کاملا آگاه بوده است و این نکته قابل بررسی است که شاید این مفهوم توسط او به مفاهیم اسلامی منتقل شده باشد. روش جمع آوری داده های این تحقیق کتابخانه ای است و روش تحقیق کیفی و تحلیل محتوا و روایت است. مفاهیم مرتبط با فرّه در پادشاهی خسروپریز به روایت طبری شامل:کوه، باد، فیل، پرنده ی شکاری، شکستن ایوان و بند دجله، درفش، عصا، دستمال، زینت و زیب، خرد، راستی، شجاعت، میوه ی به، بخت و پیشگویی است.
بررسی و تحلیل مؤلفه کشف و شهود مکتب رمانتیسم در اندیشه بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
215 - 231
حوزههای تخصصی:
این هنر شاعر است که می تواند با به کارگیری شکل های خارج از دسترس و حتی واژگان و اصطلاحات تکراری و پربسامد، روایت ها و مضمون های نو بیافریند و بدین ترتیب معنا را در جهان پیرامونش گسترش دهد. در غزلیات بیدل دهلوی، عنصر کشف و شهود، به معنای مشاهده های گوناگون عالم معنا، توانسته است پدیدآورنده بخش قابل توجهی از چنین گسترش و گستردگی ای باشد. اشعار بیدل دهلوی در غزلیات با کارآمدی در خلاقیت های فرمی و استفاده از غریبگی های آن، توانسته است به مبادله معنا از طریق معرفت شهودی مبادرت ورزد و اینگونه با آفریدن مضمون های تازه و جهانشمول، سخن را تازه کند. وی تجارب الهامی خود را، که نتیجه شعور تربیت شده خاص اوست و آن آشنایی با عرفان هندی و ایرانی است، به صورت پیچیده تری نسبت به پیشینیان خود بیان می کند. همین امر است که دست نا اهلان خام را از معانی بلند شعر بیدل کوتاه می کند. پژوهش حاضر بر آن است تا جلوه های متفاوت این تأثیر و تأثّر شهودی را در شعر بیدل نشان دهد چراکه درک بسیاری از مضامین شعری وی جز به نحو شهودی و عرفانی امکان پذیر نیست.
واکاوی مرگ و مرگ اندیشی در نثر صوفیانه (با تأکید بر متون منثور قرن ششم تا دهم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
279 - 298
حوزههای تخصصی:
مرگ اندیشی، بیان کننده طرز تفکر و دیدگاه گروهی از جامعه به پدیده زندگی، سرانجام هستی و جهان است. اندیشه مرگ، طیف وسیعی را دربرگرفته و در یک نوع یا یک گروه نیست. بررسی آن ها به نوع زندگی و شیوه معاشرت در جهان پاسخ داده و منجر به حلّ برخی از معضلات مربوط به سوءتفاهم های فکری و فرهنگی شده، مرگ گرایی یا مرگ اندیشی را با سرفصل های مشخصی آنالیزمی کند. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، مرگ اندیشی در نثر صوفیان قرن ششم تا دهم در چهارچوب نظام معناشناسی زبان و با به کارگیری داده های متن ابعاد مسئله از زوایای مختلف بررسی شده است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به پرسش چگونگی مرگ اندیشی در نظام گفتمانی صوفیه است. نتایج حاصل نشان می دهد که مرگ، تناسب یا تعامل خاصی با عرفان ایرانی اسلامی دارد و در آراء صوفیه می توان مصادیق و شواهد فراوانی درباره وجود آن، غلبه آن بر ذهن و زبان عارف یا صوفی؛ حتی گرایش به سمت مرگ را دید. درمقابل، گرایش به زندگی، راندن مرگ یا نادیده انگاشتن آن نیز از یافته های دیگر پژوهش است. صوفیه تعریف صوفیانه ای از «مرگ»، «شیوه» و «شگرد» آن دارند و با مفهومی که در جهان عادی جریان دارد، تفاوت دارد. همین تفاوت، جریانی را در اندیشه صوفیانه ایران پدیدآورده است که در این پژوهش تحلیل و بررسی می شود. از مهم ترین نتایج پژوهش، تفاوت ماهوی معنای مرگ در اندیشه متصوفه یا افرادی است که در سلک تصوف درآمده اند. تفاوت در نگرش و تفسیر جهان، تفاوت معنایی را نیز به دنبال دارد.
تحلیل رابطه شریعت، طریقت و حقیقت در آثار عرفانی با رویکرد پاسخ به اشکالات منتقدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
135 - 160
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث چالشی میان عرفا و فقها میزان توجه به باطن و حقیقتِ شریعت است. عرفا با طراحی یک نظام متشکل از شریعت، طریقت و حقیقت، نگاهی جامع به احکام، آداب و معارف دین داشته اند؛ اما همین دیدگاه مورد انتقادات قرار گرفته است. برای شناخت و قضاوت دقیق تر دیدگاه عرفا لازم است ابتدا مفهوم این سه واژه و رابطه آن ها با یکدیگر مورد بازنگری قرار گیرد. ازاین رو هدف از این تحقیق بررسی مفهوم و رابطه شریعت، طریقت و حقیقت در دیدگاه عارفان و پاسخ به اشکالات منتقدین با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به ادله نقلی، عقلی و شهودی است. نتیجه اینکه شریعت شامل احکام فقهی و بُعد ظاهری اخلاق، طریقت شامل سیر باطنی انسان و بُعد باطنی اخلاق و حقیقت مربوط به شهود باطنی حق تعالی، اسماء و صفات او می شود. رابطه شریعت، طریقت و حقیقت نه عرضی، بلکه طولی است و هرکدام باطن مورد قبلی است. بنابراین تعبیر از قشر به شریعت به معنای بی توجهی به آن نیست و شریعت علت در وصول به حقیقت و بقا در آن است؛ لذا هیچ گاه انسان از شریعت بی نیاز نیست. حقیقت چیزی بر شریعت نمی افزاید و شهود منافی عقل و وحی نیست و معیار شهود نیز شریعت است.
مضامین عرفانی در شعر آیینی معاصر سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
233 - 253
حوزههای تخصصی:
مضامین معنوی و عرفانی در شعر آیینی حضوری ارزنده دارد که کمتر مورد توجه قرارگرفته است در این مقاله، شعرمعاصر سیستان در حوزه آیینی دنبال می گردد و درون مایه های عرفانی در آن مورد بررسی قرارمی گیرد پیوند عرفان با این نوع از شعر در نمونه های حقیقت محمدیه، مدح پیشوایان دینی و در موضوعاتی چون سماع معنوی و نمادهای چون کوه قاف و معراج عرفانی تا نورالانوار دنبال می شود از این نمونه ها نتیجه گیری می شود که عناصر معنوی وعرفانی که در جوهره شعرآیینی وجوددارد اگر جستجو گردد به حضور جنبه های عرفانی در شعر دفاع مقدس وشعر انقلابی نیز می رسد.
واقعه نگاری آنات عرفانی(مروری بر ساختار و محتوای شعر قربان ولیئی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
115 - 130
حوزههای تخصصی:
قربان ولیئی از شاعران عرفانی سرای معاصر است که سروده هایش ساختاری یکسان دارند و به شکلی منسجم «واقعه»های عرفانی شاعر را گزارش می کنند. در این نوشته، با بررسی ساختار غزل های ولیئی هم انسجام فرمی شعر او بازنمایی شده و هم مراحل واقعه، تک به تک گزارش شده است. مراحل واقعه در شعر ولیئی چنین توصیف شده اند: سکوت، ادراک حضور خداوند، زلزله در روح، تخریب «من»، اتحاد با خدا و جهان، انتقال اسرار و ناگفتنی ها و در نهایت گزارش پایان واقعه. همچنین در پاره ای از شعرها از خلق جدید و خلق لحظه به-لحظه سخن گفته است و در پایان شعر، شاعر به خلق جدید می رسد یا از آن آگاهی پیدامی کند. برای تبیین بهتر جهان معنوی ولیئی از سویی از مأثورات دینی که شاعر بدان ها معتقد است کمک گرفته شده و از سویی مبانی عرفان اسلامی مرورشده است. همچنین در تبیین طرح ذهنی شاعر و ساختار بیرونی شعر، از مفاهیم نقد ادبی وام گرفته شده است.
تحلیل جلوه های ادبیات عرفانی در آثار جامی (با تکیه بر نقش زن در «لیلی و مجنون»، «یوسف و زلیخا» و «سلامان و ابسال»)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
281 - 295
حوزههای تخصصی:
استفاده از نقش مثبت و منفی شخصیت زن در ادبیات و آثار زبان فارسی همواره مورد توجه اهل ادب بوده است. زن در آثار نظم، گاه با چهره رمزآلود و عرفانی به تصویر کشیده شده است و گاه تنها خصلت های زمینی را آشکارمی کند. این پژوهش بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی جلوه های ادبیات عرفانی در آثار جامی با تکیه بر نقش زن در سه مثنوی «لیلی و مجنون، سلامان و ابسال و یوسف و زلیخا» بپردازد. تحقیق پیرامون سیمای زن در این مثنوی ها بیانگر آن است که جامی با ارائه تصاویر زن ستیزانه و زن ستایانه در هر سه داستان، از شخصیت زن برای تبیین مضامین عرفانی بهره برده است و زنان در این مثنوی ها رمز و نمادی عرفانی محسوب می شوند؛ چنانچه زلیخا، نماد و رمز سالکی است که از پل عشق مجازی به عشق حقیقی می رسد؛ لیلی، سمبل عشق الهی، و ابسال، مظهر تنِ شهوت پرستی است که میل به تعالی از راه کمالات عقلی را دارد.
خوانش هانری کربن از هم گرایی اهل معنا با تکیه بر آخرت شناسی فلسفی-عرفانی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
57 - 76
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که در دستگاه فلسفی ملاصدرا برای هانری کربن جذابیت و نقش محوری دارد، ضرورت وجود عالم مثال، جسم مثالی و خیال خلاق در تبیین جهان شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی است. ازآنجاکه دغدغه اصلی کربن رهایی و نجات بشر از بی معنایی است و در این رهگذر حذف عالم میانه و قوه معرفتی آن یعنی خیال را از عوامل مهم این بی معنایی و تقدس زدایی از عالم هستی می داند، به دنبال هم گرایی سسلسله اهل معنا (افلاطونیان عالم) و یافتن وجوه مشترک آنان در سرتاسر تاریخ است. وی با تعمّق در آثار فیلسوفان و عارفان مسیحی در سنت غربی و همچنین با ژرفکاوی در سنت ایرانی – اسلامی و نیز با بهره گیری از روش پدیدار شناسی هرمنوتیکی خوانشی از آخرت شناسی ملاصدرا ارائه می نماید که بیانگر وجوه مشترک فراوانی میان معنویتباوران است. در این نوشتار به بررسی این وجوه مشترک در میان افلاطونیان پارس از یک سو و خانواده اهل معنا در سنت غربی آن از سوی دیگر می پردازیم.
هنر در عرفان اسلامی به مثابه نوعی تفکر وجودی: با تأکید بر عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
303 - 322
حوزههای تخصصی:
تفکر وجودی به مثابه نوعی معرفت غیر مفهومی، سیر از باطل به حق و از ظاهر به باطن دارد و در ذات خود معرفتی تأویلی است که در پی ارجاع صور و ظاهر به اصل و باطن و حقیقت آنهاست. از سوی دیگر هنر در منظر متفکران بزرگ، نه بازنمود جهان خارج و نه متعلق زیبایی شناسی است بلکه فتوح و ظهور حقیقت است. چنانچه هنر اصیل را بعنوان «انکشاف حقیقت» و «امری که عالمی را می گشاید» بدانیم، آنگاه هنر اصیل نوعی گشودگی و آشکارگی اصیل وجود خواهد بود و هنرمند کسی است که در اثر خود وجود را متجلی می سازد. براین اساس آنچه که وی در هنر خود آشکار می کند درصورتی که با روش تأویل با آن روبرو شویم و از آن کشف حجاب کنیم، عالمی خاص را بر ما آشکار می کند و به ما اجازه می دهد با سیر از ظاهر اثر هنری به باطن هنر-یعنی حقیقت وجود و تجلیات باطنی آن-قدمی در قرب به حقیقت برداریم و بر این اساس هنر همراه نوعی معرفت و بصیرت پیشینی و هم خود به مثابه نردبانی معرفتی برای متعاطی خود خواهد بود. هنر اصیل به مثابه آنچه که ساحتی از حقیقت را آشکار می کند و به این معنی در عرفان خصوصا عرفان ابن عربی قابل طرح خواهد بود؛ و چون سیر صعودی و معرفتی از ظاهر به باطن در ذات این هنر هست، به مثابه نوعی معرفت وجودی-حضوری هم خواهد بود. این پژوهش با روش تحلیلی-استنتاجی صورت پذیرفته است.
واکاوی آموزه ها و مضامین اخلاقی و تربیتی در مشرب عرفانی شیخ علاءالدین نقشبندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
99 - 119
حوزههای تخصصی:
اخلاق، بخش مهمی از ادب تعلیمی را در ادبیات فارسی به خود اختصاص داده است. به گونه ای که در زبان فارسی آثار بی شماری، با موضوع ادب تعلیمی و سرشار از آموزه های اخلاقی به وجود آمده اند. وجود اندیشه های اخلاقی در شعر و نثر فارسی که از فرهنگ و تربیت دینی بهره می گیرد به ادبیّات و متون فارسی غنای خاصی بخشیده است. طب القلوب نقشبندی، رساله ای عرفانی است که محتوای ارزشمند و پرمایه ای را در زمینه مسائل اخلاقی، تربیتی و دینی در خود جای داده است. در این کتاب، اصطلاحات طبی فراوانی آمده است: نام داروها، اشاره های متعدد به اصول طبی قدیم، نام بیماری ها و غیره. نقشبندی این اصطلاحات را در بیشتر موارد به صورت تشبیه به کاربرده تا پیام اخلاقی و عرفانی خود را بیان کند. نویسنده، در این کتاب، مضامین تعلیمی، اخلاقی و عرفانی را به بهترین شکل بیان نموده است. این مقاله کوششی است به روش توصیفی- تحلیلی در بیان علت پیدایش اوصاف نکوهیده اخلاقی، نسخه شفابخش عرفانی و حصول ملکات فاضله انسانی، با تکیه بر کتاب طب القلوب. یافته ها و نتایج این پژوهش حاکی از آن است که اگرچه فضایل عرفانی و اخلاقی در طب القلوب بیش تر مورد تأکید است؛ امّا رذایل اخلاقی و سرزنش و نکوهش آن ها هم ذهن و فکر نویسنده را به خود مشغول کرده است و در نوشته او نمود یافته است.
نوآوری ابونصرسرّاج طوسی در باب مقامات عرفانی در اللّمع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
1 - 26
حوزههای تخصصی:
احوال و مقامات یکی از مباحث مهم و اساسی در عرفان و تصوف، در میان اهل سیر و سلوک معنوی است. این مقامات، که در نامگذاری، تقسیم، ترتیب و شمارش آن ها میان صوفیه و عرفا اختلاف نظر وجوددارد، در قدیم ترین و مهم ترین کتاب تعلیمی عرفانی در قرن چهارم، «اللّمع فی التّصوف» ابونصر سرّاج طوسی هفت مقام است که به ترتیب عبارتند از: توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل، رضا. مهم ترین اختلاف صوفیه، درباره مقام رضاست که به حال یا مقام بودن رضا برمی گردد. سرّاج مقامات را در طول هم می داند و گرنه سیر و سلوک و ترقّی بی معنا می شود. با توجه به این که هدف سرّاج از تألیف اللّمع، منطبق نشان دادن اصول و مبانی عرفان با قرآن و روایات پیامبر (ص) بوده است، او در طرح مقامات عرفانی نیز، به آیات قرآن و روایات پیامبر(ص) استنادنموده است. از آن جا که شناخت این مقامات عرفانی، به منظور وصال حقّ، برای سالک طریقت دارای اهمیت است، در این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی ، دیدگاه سرّاج را درباره هر یک از مقامات، تقسیم بندی سه گانه آن ها و ویژگی های مقامات عرفانی بررسی و تحلیل خواهیم کرد..