فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۴٬۰۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
217 - 240
حوزههای تخصصی:
عرفان زاهدانه و عرفان عاشقانه دو رویکرد انکارناپذیری هستند که دو دوره متفاوت از تاریخ عرفان را به خود اختصاص داده اند. ذکر عواملی که باعث گذر عرفان از زاهدانه به عاشقانه می شود، از لابه لای زوایای پیدا و پنهان اندیشه های این دو رویکرد در طول تاریخ تحت عناوین درون عرفانی و برون عرفانی (نگرشی و غیرنگرشی) و با هدف شناخت بهتر عوامل این گذر، رسالتی است که پژوهش حاضر با روش ترکیب ی (توصیفی تحلیلی) آن را بررسی کرده است. این پژوهش با تقسیم عوامل گذر به درون عرفانی و برون عرفانی به توضیح هریک پرداخته و عوامل درونی عرفانی را که حصری نیست، با عناوینی همچون صراحت موضع اهل بیت(ع)، ورود سنگین ادبیات، تفاسیر راهبردی و قیدشکنی برمی شمرد و درنهایت با نگاه به عوامل برون عرفانی به ذکر دستاوردهای تحولات سیاسی و فرهنگی و تأثیر آن بر این گذر می پردازد.
مواجهه دین و مدرنیته در ایران دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
275 - 296
حوزههای تخصصی:
جستار حاضر به دنبال فهم رابطه دین و مدرنیته در دوره قاجار است. عدم آگاهی نسبت به مدرنیته از طرفی و مدرنیزاسیون کردن جامعه از طرفی دیگر، شرایط را به گونه ای رقم می زند که نیاز به مؤلفه های مدرنیته دارد تا جامعه از حالت سنتی به مدرنیته سوق پیدا کند. در این دوره که خاستگاه مدرنیته غرب بوده و جریان توسعه به صورت طبیعی در کشورهای پیشرفته صنعتی طی شد و کشورهای صنعتی و پیشرفته آن زمان از کشمکش های فراوان بین سه کانون قدرت سیاسی، مذهبی و اقتصادی منجر به توسعه گردیدند، بعد از جنگ جهانی دوم زمانی که تلاش شد جریان توسعه وارد کشورهای غیر توسعه یافته، شود و با موانع ساختاری و سرزمینی و فقدان تضمین های حقوقی و قانونی مواجه بودند، به کشورهای جریان مخالف توسعه تبدیل شدند. در کشور ایران جریان توسعه با مشروطه آغاز شد، اما در همین زمان عوامل زیادی با دامن زدن به ناپیوستگی اجتماعی، مذهبی و سیاسی، مانع اساسی برای این توسعه بودند. در جستار حاضر که به روش کتاب خانه ای و تحلیل محتوا نگارش شده است، کوشش می کند مؤلفه های مدرنیته و رابطه آن ها با دین را در دوره قاجار مورد کنکاش قرار دهد. نتایج نشان می دهد صنعت و تکنولوژی، مدارس جدید، آزادی، قانون، مجلس و مشروطه، برابری و ارتش مدرن از مهم ترین و ضروری ترین مؤلفه های مدرنیته برای جامعه ایران دوره قاجار بوده و از طرفی جنبه هایی مانند تفکر مذهبی در ایران دوره قاجار، استبداد دوره قاجار، تقدیرگرایی و اقتصاد مهم ترین موانع ورود مدرنیته به ایران دوره قاجار بوده اند.
وحدت وجود در شعر فیض کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
269 - 286
حوزههای تخصصی:
فیض کاشانی (متوفی 1091ق) از دانشمندان بزرگ عصر صفوی در اغلب علوم دینی عصر خود سرآمد بوده است و در عین حال عارف و شاعری کم نظیر است که در مبانی فکری خود پیرو عرفان و تصوف بوده و در آثار خود به اثبات و حمایت از آن مبانی پرداخته است. یکی از مهم ترین این مبانی، نظریه وحدت وجود است که در دیوان اشعار او جلوه ای خاص دارد و با بیانی هنرمندانه به آن می پردازد. این مقاله با شیوه تحلیل عقلی و روش کتابخانه ای و با استناد به منابع دست اول به بررسی دیدگاه فیض درباره وحدت وجود پرداخته و نشان می دهد که در نظم و نثر خود به این مهم اهتمام داشته و در اشعار فراوانی وحدت وجود، وحدت شهود و بخش مهمی از هستی شناسی عرفانی خود را به نمایش گذاشته است و نشان می دهد که اصالت را در وجود به حق می دهد و به نظریه تجلی پایبندی دارد و موجودات را تجلی حق به شمارمی آورد.
جستاری در همگونی آراء و اندیشه های عبدالله قطب با آموزه های بودا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
63 - 88
حوزههای تخصصی:
عبدالله قطب بن محیی، از جمله عارفان قرن نهم ه.ق در جنوب فارس است که مجموعه نامه های وی مشهور به مکاتیب، از آموزه های عرفانی و اخلاقی برخوردار بوده و برخی از اندیشه های همگون با باورهای بودایی در آن به چشم می خورد. از بررسی تطبیقی متون بودایی به ویژه سوره نیلوفر و کتاب دمّه پده با مکاتیب عبدالله قطب بن محیی، تازه-هایی از نقاط مشترک ذهن و نظر دو عارف متفکر در دو حوزه عرفان اسلامی و ادیان هند، به دست می آید و در واقع، آن دو آموزگار، دیدگاهی نزدیک به هم دارند. راز رنج و سختی در این جهان، توصیه به محبت به دیگران و اهمیت دادن به سکوت و دست یافتن به مراقبه از دیگر ویژگی های همگون و مشترک اندیشه عبدالله قطب بن محیی با آرای شاکیه مونی بودا در سوره نیلوفر است. همچنین، تلاش بودا در تأسیس سَنگَهه و نظام اجتماعی برای عبادات و کوشش عبدالله قطب بن محیی را در بنای شهرک اخوان آباد در چند فرسخی جهرم در جنوب شیراز، نوعی مشابهت در زندگی و بینش آن دو شخصیت می توان برشمرد که در این مقاله بیشتر به آن پرداخته شده است.
بررسی برخی نمادهای مهری در عرفان ایرانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
257 - 278
حوزههای تخصصی:
آیین مهر پایه و بنیان عرفان ایرانی- اسلامی است؛ بسیاری از بُن مایه های باورشناختی در این عرفان، وامدار آیین مهر است؛ چنانکه ریشه های ستبر و سترگ عرفان ایرانی را می توان در آموزه های آیین مهر، جستجوکرد. نشانه های بسیاری از اندیشه ها و باورهای مهری را در رسم و راه های عرفانی می یابیم. جلوه ها و نمادهایی از آیین مهر در حکمت اشراقِ شیخ شهاب الدینِ سهروردی به روشنی نمایان است که از آن جمله می توان به خورشید، عشق اشاره نمود. این پژوهش با روش تطبیقی- تحلیلی به چگونگیِ اثرپذیری عرفان و شیخِ اشراق از آیین مهر می پردازد و برخی از نشانه ها و نمادهای آیین مهر در عرفان از جمله خاموشی و رازداری، هفت مرحله سلوک، ریاضت و گورخوابی و ... را بررسی می کند و بر آنست تاجایگاه برخی نمادها و باورهای مهری را در عرفان ایرانی- اسلامی نشان دهد .به نظرمی رسد ادیان ومذاهب دراسطوره ها ریشه داشته و وامدار بُنمایه های اساطیری اند. برهمین اساس اندیشه های نمادین مهری نیز از لایه های زیرین فرهنگی، درعرفان ایرانی- اسلامی رسوخ و تجلی یافته و در گذر زمان به گونه ای دیگر حیات خود را میّسر کرده است.
بررسی رویکرد تدبیرگرا در مواجهه با نقش های جنسیتی کتاب مقدس با تاکید بر کلیسای اسقفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
161 - 179
حوزههای تخصصی:
بین دین و جنسیت ارتباطات مختلفی قابل تصور است که برگرفته از مخالفت و یا موافقت با نقش های تعیین شده جنسیتی در متون مقدس است. در عهدین و به خصوص نامه های پولس فرازهایی وجود دارد که در آن هاسلسه مراتب جنسیتی ترسیم شده که بر اساس آن درجه اجتماعی مردان بالاتر از زنان است. در مسیحیت شاهد رویکردهای مختلفی نسبت به این عبارات هستیم که بخشی از آنها با اهداف و مقاصد اجتماعی ابراز شده است. رویکرد تثبیت گرا خواهان مشروعیت بخشی به نقش های جنسیتی سنتی و تثبیت آن است و خوانش نص گرایانه از مفاهیم جنسی را مهم ترین راه کار در مقابله با جریانات سکولار و دین ستیز می داند. در این میان رویکرد موسوم به تدبیر گرا و تاکتیکال نیز وجود دارد. این رویکرد ضمن پایبندی به ساختارهای اصلی معنویتِ برآمده از کتاب مقدس و با فاصله گرفتن از فمینیسم افراطی، خواستار تغییراتی درون دینی است. در این مقاله مهم ترین تاکتیک های رویکرد تدبیرگرا با تاکید بر کلیسای اسقفی تبیین شده است که عبارتند از: توجیه آیات و فرازهای به ظاهر زن ستیز عهدین، استفاده از هرمنوتیک بازیابی و برجسته کردن شخصیت های مثبت مؤنث، تبیین شخصیت خداوند فارغ از جنسیت خاص، اعطای مناصب روحانی به زنان و ایجاد انجمن های منظم زنانه.
پژوهشی هستی شناختی در صدور کثرات از خزانه غیب الهی در مکتب ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
137 - 158
حوزههای تخصصی:
از منظر ابن عربی نظام عالم یک نظام طولی است که از خزانه غیب الهی تنزل نموده است«وَ إِنْ مِنْ شَیْ ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» .وکلید این تنزل هم در نزد او است« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ »و اسماء حسنای حق تعالی کلید این تنزلات است« قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى» در این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی در صدد پاسخ به این سوال هستیم که چگونه کثرات این عوالم متکثر از خزانه ذاتی تنزل نموده که هیچگونه تکثر، تعدد و کثرت در او راه ندارد؟ از نظر ابن عربی ذات خداوند وجود مطلقی است که هیچ ظهوری ندارد. همه ی کمالات در ذات الهی مندمج می باشد. اولین ظهور ذات حق تعالی علم حق به ذات خویش می باشد که از آن به تعیّن اول تعبیر می شود. مرتبه ی بعدی ظهور ذات در مقام ذات برای ذات با تمام تفاصیل اسماء و اعیان ثابته است که از آن به تعیّن ثانی تعبیر می کنند، اسماء الهی و اعیان ثابته در ذات حق ظهور می نمایند و در نهایت، این اعیان با فیض مقدس در خارج محقق می شوند که سیر تنزل مراتب هستی از عالم عقول با همه لواحقش و عالم مثال و عالم طبیعت با همه طول و عرضش را تشکیل می دهند.
زمان روایی در داستان دژ هوش ربا بر اساس نظریه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
121 - 152
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، زمان روایی در داستان «دژ هوش ربا» اثر مولانا جلال الدین از دیدگاه ساختاری و روایی بررسی می شود. زمان در این اثر از یک سو به عنوان جزئی بنیادین و ازسوی دیگر، به عنوان ابزاری اکتسابی است که راوی برای شکل دهی به روایت از آن استفاده می کند. هدف این پژوهش تحلیل زمان روایی در روایت مذکور و ارتباط آن با جنبه های داستانی، فلسفی و اخلاقی است. بررسی زمان روایی در این داستان به درک بهتر نحوه روایت پردازی مولانا توسط مخاطب کمک کرده و ارتباطی میان رشته ای در حوزه های ادبی و هنری برقرار می سازد که تأثیرات قابل توجهی برای مخاطب دارد. این پژوهش با استفاده از نظریه ژرار ژنت درزمینه زمان روایی و با رویکرد کیفی و توضیحی انجام شده و در برخی موارد روش کمی نیز به کار گرفته شده است. از مهم ترین یافته های این پژوهش، فراوانی آشفتگی زمان در داستان، تغییرات پیوسته در مدت و سرعت روایت، افزایش شتاب منفی در مقابل شتاب مثبت، و کاربرد بسامد مکرر و بازگو در فرایند روایتگری است. مولانا با استفاده از الگوهای زمانی نظیر تکرار و عدم ترتیب خطی رویدادها، تداوم زمان و دیگر الگوها، مسئولیت خود را در هدایت مخاطب به معارف دینی و عرفانی به عهده دارد. در طول داستان، مولانا با کشش زمان و دیالوگ های عرفانی میان شخصیت ها، و با ایجاد جذابیت و معناآفرینی رویدادها در طول زمان، داستان را به ابزاری برای آموزش مفاهیم تعلیمی و تربیتی و بستری برای تفکر تبدیل کرده است.
مفهوم شناسی و تحلیل مصادیق امکان از منظر فلسفه ملاصدرا و عرفان محقق قیصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
271 - 294
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «امکان» یکی از اصطلاحات پرکاربرد و مشترک در فلسفه و عرفان نظری است. عدم شناخت این دسته از اصطلاحات مشترک که احیاناً در فلسفه و عرفان نظری معانی متفاوتی دارند می تواند باعث خطا هایی در فهم گزاره های این دو علم شود. هدف از این پژوهش معناشناسی اصطلاح «امکان»، بررسی اشتراکات و افتراقات آن از منظر صدرالمتألهین شیرازی به عنوان بنیان گذار حکمت متعالیه و محقق قیصری شارح برجسته مکتب عرفانی ابن عربی است. نگارندگان در این پژوهش بر آن اند تا در راستای رسیدن به این هدف به این سؤال اصلی پاسخ دهند که اصطلاح امکان، در نظام تفکری ملاصدرا ازسویی و محقق قیصری ازسوی دیگر، چه اشتراکات و افتراقاتی دارد؟ این پژوهش از نوع مطالعه بنیادین است که به روش توصیفی و تحلیلی تهیه شده است. براساس دستاورد های پژوهش، نقطه اشتراک ملاصدرا و محقق قیصری در کاربست اصطلاح امکان، ماسوی الله است که در نظر هر دو اندیشمند، با وصف «امکان» توصیف می شوند؛ اما مصادیق «امکان» در دیدگاه محقق قیصری دامنه وسیع تری دارد و اعیان ثابته ممکن الظهور را نیز شامل می شود؛ چنان که درباره اصطلاح «امتناع» در دیدگاه محقق قیصری، بر همین منوال، اعیان ثابته ممتنع الظهور را در بر می گیرد. امکان فقری در حکمت متعالیه وصف وجود است، اما امکان از نگاه محقق قیصری هیچ گاه وصف وجود قرار نمی گیرد.
دستگاه تصوری عرفان اسلامی و پیوند آن با زبان عرفانی با توجه به دیدگاه ایزوتسو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
273 - 297
حوزههای تخصصی:
«دستگاه تصوری» کلیدواژه ای مهم در روش معناشناسی ایزوتسو است. از نظر او، چند دستگاه تصوری از قرآن منشعب شده که یکی از آن ها «دستگاه تصوّفی» است. وی به صورت مختصر و گذرا درباره وابستگی و ارتباط «دستگاه های پس از قرآنی» با قرآن سخن گفته است. اشاره ایزوتسو به ارتباط میان «دستگاه تصوّفی» با قرآن و تأثیرگذاری این دستگاه بر متفاوت شدن معنی واژه های قرآنی در عرفان اسلامی، اهمیت این ترکیب واژگانی را در تحلیل زبان عرفانی نشان می دهد. موضوع «دستگاه تصوری» در پژوهش های مربوط به زبان عرفانی از این جهت کارآمد است که می تواند به ارائه الگوی تحلیلی مناسب در زمینه پیوند زبان عرفانی با قرآن و نحوه شکل گیری آن کمک کند. بنابراین مسئله این پژوهش تأمّل در ترکیب «دستگاه تصوّفی»، پیشنهاد ترکیبی تازه تر با همان معنی، کوشش برای تبیین آن و تحلیل پیوند آن با زبان عرفانی است. در تحلیل ارتباط میان «دستگاه تصوّفی» با زبان عرفانی، نظریه «بازی های زبانی» ویتگنشتاین نیز به کار می آید. این پژوهش نشان می دهد که عرفان اسلامی را «یک نحوه تفکّر» می توان دانست که از قرآن سرچشمه گرفته و با تفاوت هایی که نسبت به سرچشمه خود یافته، به تدریج شکل گرفته و زبان خود را پدید آورده است. ترکیبی که به جای «دستگاه تصوّفی» پیشنهاد می شود، «دستگاه تصوری عرفان اسلامی» است. این ترکیب نشان دهنده و معرّف نحوه تفکّر عرفانی است که آن را برای تحلیل ارتباط عرفان اسلامی و زبان عرفانی می توان کارآمد دانست.
بررسی و تحلیل مؤلفه های هوش کلامی و معنوی مولوی در مثنوی بر پایه نظریه هوارد گاردنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
159 - 178
حوزههای تخصصی:
هوش معنوی و زبانی یکی از مصداق های مهم در تشخیص میزان معرفت افراد است که با تلاش های بسیاری از روان شناسان از جمله هوارد گاردنر، دسته بندی دقیقی از آن ارائه شده است. از آنجاکه مسائل روان شناسی با نوع بشر سروکار دارد و ادبیات نیز، محل تجلی بسیاری از درونی های انسانی است، این امکان وجوددارد که نشانه های هوش معنوی و زبانی در متون ادبی کاویده شود. این بررسی در رسیدن به لایه های زیرین افکار خالق اثر، سودمند خواهدبود. در میان شاعران فارسی-زبان، مولوی از جایگاه ویژه ای برخوردار است و به دلیل اندیشه های والایی که در مثنوی شرح داده، در سطح بین المللی مورد توجه است. در این پژوهش، رویکرد شاعر در مثنوی نسبت به مقوله هوش معنوی و زبانی ذیل چهار مؤلفه «هوش زبانی- کلامی»؛ «هوش موسیقیایی»؛ «هوش بین فردی»؛ «هوش هستی گرا» کاویده و بررسی می شود. این تحقیق با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی بازنمایی شده است. در مثنوی، نمودهای اصلی هوش زبانی و کلامی، بیانگر قدرت شاعر در حوزه وصف و کاربست استعاره های غنی است. در ارتباط با هوش موسیقیایی، شالوده این اثر بر اساس ریتم و ضرباهنگ پایه گذاری شده است. بررسی هوش بین فردی بیان می دارد که شاعر از قدرت بالایی در راهبری فکری مریدان برخوردار بوده است. نمود های هوش هستی گرا در مثنوی، بیشتر در حوزه پرسش های شاعر نسبت به دنیا، مرگ و آفرینش آدمی خلاصه می شود.
تحلیل تطبیقی مفاهیم عشق و صلح در مثنوی مولانا و آثار روزنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
311 - 326
حوزههای تخصصی:
امنیت، آرامش و صلح از دیرباز جزو نخستین نیازهای بشر برای حفظ بقا بوده است. به همین دلیل از دیرباز اندیشمندان مؤلف های بسیاری را برای رسیدن به صلح معرفی کرده اند و ادیبان نیز در آثار خود به آن توجه کرده اند. مولانا شاعر و عارف قرن هفتم دراثر خود، مثنوی شریف، به صلح پرداخته است و بر عشق به عنوان راهکاری برای رسیدن به امنیت وآرامش تأکید کرده است. بیش از 7 قرن بعد از او در غرب، روانشناسی به نام مارشال روزنبرگ در رویکردی به نام ارتباط بدون خشونت، از لوازم رسیدن به دنیای فارغ از خشونت را، عشق عنوان می کند. مولانا و روزنبرگ ، به عشق به عنوان مهم ترین مؤلفه برای رسیدن به صلح توجه کرده اند. هردو، راه رسیدن به صلحِ بیرون را ابتدا، رسیدن به صلح درونی دانسته اند و هر دو متفق القول اند که برای رسیدن به صلح ، لازم است عشق وارد زندگی انسان شود. این مقاله پژوهشی به شیوه توصیفی -تحلیلی؛ به بررسی تطبیقی جایگاه عشق در رسیدن به صلح نزد این دو اندیشمند می پردازد، با این هدف که نشان دهد طبق نظریات این دو، عشق چگونه با تأثیراتی که بر روان و عملکرد فرد می گذارد، خواهدتوانست صلح را برای انسان و جهان پیرامونش به ارمغان آورد.
بازتاب عرفان عملی در آثار سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
1 - 23
حوزههای تخصصی:
در اثر تحولاتی که در قرن هفتم در عرفان به وجود آمد سنت تازه ای در عرفان اسلامی شکل گرفت. یکی از مهم ترین تقسیمبندی هایی که در متون عرفانی بدان استناد می شود تقسیم عرفان اسلامی به عرفان عملی و نظری است که هر کدام از این اقسام جایگاه خاصی در عرفان پیدا کرده اند. برخی از صاحب نظران در تعریف این نوع عرفان به معنایی فراتر از تعریف مرسوم نظر دارند و معتقدند که در عرفان عملی باید به جنبه کارکردی آن در اجتماع توجه داشت. سعدی شیرازی از آن گروه افرادی ست که معتقد است آموزه های عرفان را نباید در خلوت گزینی خلاصه کرد بلکه آموزه های عرفانی باید درمتن جامعه به کار بسته شوند. وی تلاش می کند که به حل مشکلات دیگران بپردازد و از آلام آدمیان بکاهد. او برخلاف برخی صوفیانِ خلوت گزین، که با دلایل موجّه خویش گوشه عزلت را برگزیده اند از میان عناصر عرفانی، بیشتر به سراغ مؤلفه هایی می رود که علاوه بر تزکیه نفس، تصفیه باطن و تهذیب روح انسان در متن جامعه نیز اثرگذار باشد و موجب بهبود و اصلاح کاستی های اجتماع گردد. از این پزوهش که به صورت متن محور و با روش کتابخانه ای انجام شده، چنین نتیجه گرفته می شود که شیخ اجل هنگامی که درمورد مسائل عرفانی سخن می گوید به جنبه اثربخش بودن عرفان عملی نظر دارد و همواره کارکرد اجتماعی عرفان و تأثر آن در متن زندگی آحاد جامعه را مد نظر داشته است.
حقیقت عالم امر و نقش آن در فیض الهی و تطبیق آن با مراتبی از نفس رحمانی بر اساس تفاسیر اسلامی و عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
49 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق تبیین دقیق مفهوم عالم امر و نقش آن در فیض و تجلی الهی و بررسی تفاوت آن با عالم خلق است .عموم مفسرین عالم امر را در مقابل عالم ماده و شامل عالم برزخ منفصل و مجردات تامّه دانسته اند ولی در منظر بسیاری از عرفای مسلمان عالم امر حیثیت تعلقی عالم اسماء به عوالم خلقی(عالم ماده و مثال و عقول) است. زیرا موجودات در همه عوالم خلقی موجود به حیثیت تقییدیه نفادیه اند درحالی که، عموم مفسرین از جمله علامه طباطبایی به روش تفسیر قرآن به قرآن عالم امر را در مقابل عالم ماده و شامل عالم مثال و عقول مجرده دانسته اند. از منظر ایشان دو مرتبه متمایز در عالم خلقی وجوددارد؛ یکی نظام خلق و دیگری نظام امر، نظام خلق یعنی عالمی مبتنی بر اعراض و مسبّبات مادی ولی نظام امر نظامی است که از اوصاف و اعراض مادی خالی است و فقط اراده خداوند مسبب اصلی آن است، به همین سبب همان نظام مجردات است. هرکدام از این دو ویژگی های خاصی دارند، گاهی آن ها را با یکدیگر تلفیق کرده، یکی می دانند و گاهی نیز به صورت عام و خاص به این دو عالم می نگرند. نتیجه آنکه به نظرمی رسد در منظر عرفا حیثیت سریانی حضرت حق به عوالم کونی قابل تطبیق با عالم امر قرآنی باشد. یعنی حیثیت عنایت آنی و بالاجمال الاهی و فاعلیت بالتجلی حضرت حق به همه مراتب هستی که صرفاً بر اراده و حکم او استوار است، و از ماده و همه عوامل مادی همانند: زمان، مکان، تدریج و تخلف، حرکت، کمّ و کیف، دخالت بشر و عناصر طبیعی جهان مبرّا است. تحقیق حاضر به روش تحلیلی و کتابخانه ای و تتبع در تفاسیر قرآن کریم به انجام رسیده است.
نگرش صوفیان بغداد به مسئلهه کار: مطالعه موردی زندگی و اقوال جنید بغدادی، ابوسعید خراز، ابوالحسین نوری و حارث محاسبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
351 - 371
حوزههای تخصصی:
کار مفهومی است که با مفاهیمی چون دارایی، خدمت، فقر، و … همبستگی معنایی دارد. چنین مفاهیمی، در سنت های دینی و عرفانی، غالباً صبغه ای معنوی می یابند، چنان که مایه ارزشمندی کار نه فقط کسب درامد، بلکه کسب ارزش های اخلاقی وابسته به آن است. این نکته را می توان از بررسی احوال و اقوال صوفیان بغداد در سده های دوم و سوم هجری به خوبی دریافت. این صوفیان که غالباً مردمانی اهل زهد و فقر بوده اند و معیشت خود را با کار و کسب می گذرانده اند، در مفهوم و ضرورت کار اتفاق نظر نداشته اند. بررسی مبانی فکری و شیوه عملی چهار شخصیت مشهور تصوف بغداد (جنید، خراز، نوری و محاسبی) با روش تحلیل کیفی متون کهن نشان می دهد که (1) کار در نظر آنان اهمیت کانونی چندانی نداشته است و (2) آموزه توکل سبب اختلاف نظر درباره کسب و کار میان آنان بوده است، چنانکه برخی کار را مخالف توکل دیده و پرداختن بدان را برای سالک ضروری نمی دیده اند، و برخی آن را مخالف کسب ندیده و پرداختن به آن را به حال و مقام سالک وابسته می دانستند. (3) در نظر آنان کسب رسمی و دولتی مردود و البته (4) خدمت به همنوع و ایثار مفاهیمی مقدس در پیوند با کار بوده است، همچنان که (5) کسب روزی حلال و پرهیز از لقمه شبهه دار نیز که با کار پیوند دارد، مورد توجه آنان بوده است. در مقابل (6) کار در صورتی که به دلمشغولی فرد به امور دنیوی و بازماندن از آخرت منجر شود، به شدت مذموم بوده است.
بررسی تطبیقی دیدگاه های ابوطالب مکی و غزالی درباره توبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
429 - 447
حوزههای تخصصی:
توبه و بازگشت به سوی خداوند یکی از مفاهیم اساسی در آموزه های دینی و عرفانی اسلام است که در آثار عارفان و متفکران اسلامی به ویژه ابوطالب مکی و غزالی به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است. ابوطالب مکی در کتاب قوت القلوب، توبه را به عنوان فرآیندی روان شناختی و معنوی معرفی می کند که هدف آن اصلاح نفس و تقرب به خداوند است. وی تأکید دارد که توبه باید با مجاهده درونی و توجه به تمایلات نفسانی انجام شود تا انسان به قرب الهی دست یابد. در مقابل، غزالی در احیاء علوم الدین آموزه های مکی را پذیرفته و بسط داده، اما از منظر عقلانی و فلسفی خود نیز به تبیین آن پرداخته است. غزالی بر توبه نه تنها به عنوان فرآیندی روحانی، بلکه به عنوان مفهومی عقلانی و اخلاقی تأکید دارد و با استفاده از آموزه های فلسفی خود، مراتب مختلف توبه را تحلیل می کند. مقاله حاضر به طور تطبیقی دیدگاه های این دو اندیشمند را بررسی کرده و به تفاوت ها و شباهت های اساسی آن ها در مورد توبه پرداخته است. نتایج مطالعه نشان می دهد در حالی که هر دو متفکر به طور مشترک توبه را مسیری برای پاکسازی نفس و بازگشت به خداوند می دانند، غزالی از ابزارهای عقلانی و فلسفی برای ارائه تفسیری عمیق تر و پیچیده تر از توبه بهره برده، که هم راستا با سلوک معنوی مسلمانان است.
بازنمایی مضامین معنوی در نگرش های صوفیانه؛ مطالعه موردی: تجربه انسان شناختی طریقت قادری کسنزانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
89 - 120
حوزههای تخصصی:
تصوف یکی از مهم ترین جلوه های اسلام در طول تاریخ است که مباحث اعتقادی و مناسکی اش همواره بحث برانگیز بوده است. طریقت قادریه هم اکنون یکی از بزرگ ترین و قدیمی ترین طریقت ها است که در سرتاسر جهان پیروانی دارد. طریقت قادری شاخه های مختلفی دارد: کسنزانی، طالبانی، سوله ای. در این مقاله به روش انسان شناختی(مبتنی بر تجربه زیسته، مشاهده مشارکتی، مصاحبه) شاخه کسنزانی طریقت قادری را بررسی می کنیم و به این پرسش پاسخ می دهیم که «درویش کسنزانی بودن چگونه است؟». بنابراین، با شرکت در مناسک نشان می دهیم که فرد با بیعت کردن درویش می شود، اعمال تشرف(غسل، نماز و ادای اذکار) را پس از درویش شدن باید انجام دهد، ذکرهای فردی روزانه را انجام می دهد و در اذکار جمعی طریقت کسنزانی(سماع) شرکت می کند. به علاوه، سلسله مراتب سه گانه مشتمل بر شیخ، خلیفه و درویش را بررسی می کنیم. سپس، پوشش و ظاهر درویشان با غیردرویشان را مقایسه می کنیم. همچنین، نشان می دهیم که چه کسانی تمایل بیشتری به درویش شدن دارند. در نهایت نیز، منابع معرفتی هفت گانه درویشان قادری کسنزانی را بررسی می کنیم. حاصل اینکه، ترکیبی از این باورها و کنش های دینی درویش قادری کسنزانی را معنا می کنند.
بازاندیشی در جایگاه خالد بن سنان در فصوص الحکم؛ از روایت عرفانی تا نقد حدیثی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
29 - 44
حوزههای تخصصی:
کتاب فصوص الحکم اثر محیی الدین ابن عربی، از آثار بنیادین عرفان نظری اسلامی است که در آن، نویسنده طی بیست وهفت فصّ، به شرح حکمت های الهی نهفته در شخصیت معنوی پیامبران و اولیای الهی پرداخته است. یکی از فصوص بحث برانگیز این اثر، فصّ خالدی است که در آن، حکمت صمدی به خالد بن سنان شخصیتی که نام او در قرآن ذکر نشده و جایگاه وی در منابع اسلامی محل اختلاف است اختصاص داده می شود. هدف این پژوهش، بررسی اعتبار منبع حدیثی ابن عربی در انتساب حکمت صمدی به خالد بن سنان و تحلیل میزان وفاداری وی و شارحانش به روایت مزبور است. این مطالعه با روش تحلیل اسنادی مقایسه ای و با بررسی متون حدیثی شیعه و اهل سنت، به ویژه منابع حدیثی منسوب به امام صادق(ع)، انس بن مالک و عبدالله بن عباس انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که روایت مورد استناد ابن عربی و شارحانش، علاوه بر تفاوت های محتوایی با روایت شیعی، دارای مشکلات سندی جدی ازجمله وجود راویان غیرموثق است. همچنین، مفاد این روایت با برخی آیات قرآن و دیگر احادیث شیعی در تعارض است. بر این اساس، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی نتیجه گرفته می شود که استناد ابن عربی به این روایت به عنوان مبنای فصّ خالدی از منظر حدیث شناسی با چالش های اساسی روبه روست و این امر ضرورت بازخوانی انتقادی جایگاه خالد بن سنان در نظام فکری ابن عربی را ایجاب می کند.
جایگاه عرفان اسلامی در اندیشه های مهدی محقق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
343 - 359
حوزههای تخصصی:
اندیشمند معاصر، مهدی محقق، در زمینه های متعددی از علوم انسانی و اسلامی پژوهش نموده است. در حوزه عرفان اسلامی کاوش هایی دارد که کمتر دیده شده است. در این مقاله با روش استقرای منطقی و مراجعه به منابع دست اول، تلاش گردیده تا این جنبه از تحقیقات ایشان جداگانه مورد توجه قرارگیرد. به این ترتیب در سه جایگاه، عرفان را در پژوهش های این اندیشمند می توان ملاحظه نمود: دسته نخست، تصحیح متون عرفانی است مانند تصحیح کشف الاسرار میبدی و اشترنامه عطار؛ دوم درس های حکمت که به عرفان نیز گسترش یافته است مانند شرح منظومه حکمت سبزواری و شرح حکمت الاشراق و شرح الهیات الشفاء؛ سوم در مقالات و گفتارهایی به موضوعات عرفانی یا شخصیت های عارف مربوط می شود. نتیجه گیری می گردد که یکی از ابعاد پژوهش های محقق، عرفانی و موارد آن ارائه را می توان ملاحظه نمود. از طرفی در ارزیابی سه جریان فکری که یکی شیفته تصوف است و دیگری منکر آن، محقق به دسته سوم تعلق دارد که با دیدگاه انتقادی و سنجش گرایانه به عرفان و تصوف می نگرد.
تجلّی تعالیم فلسفی- عرفانی فلوطین در الهی نامه عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
213 - 234
حوزههای تخصصی:
فلوطین معروف ترین فیلسوف عارف مسلک فلسفه نوافلاطونی است که در نزد حکما و فلاسفه اسلامی به شیخ الیونانی شهرت دارد. این نظام فلسفی از طریق نشر و ترجمه آثار نوافلاطونیان به-خصوص آموزه های فلوطین، وارد دنیای اسلام شد و در فلسفه و عرفان اسلامی و ایرانی نفوذیافت. در این میان، تعالیم نوافلاطونی در آثار واصلان و جویندگان معرفت، چون: سنایی، عطار، مولوی و ... بیشتر نمودیافته است. عطار نیشابوری که تصویرگر اندیشه ها و مفاهیم دلکش و نغز عرفانی است، از زبان شعر بهره می جوید تا با بیان حکایت های تمثیلی و رمزی، تعالیم عارفانه خویش را به مخاطبان عرضه دارد. مثنوی الهی نامه، جهان بینی شاعر را به نمایش می گذارد و انعکاس سیر درونی او است. او در این اثر به صورت ماهرانه اندیشه های تعالی گرایانه خود را با رویکردی غایت شناسانه بیان می کند و اصول بنیادین وجود و معرفت شناسی را با اشاراتی به نظریه فلوطین تبیین و تشریح می کند. ازاین رو، نگارنده مقاله تلاش دارد تا با روش تحلیلی توصیفی، به بازتاب اندیشه های فلسفی- عرفانی فلوطین در این منظومه بپردازد و هدف آن، به تصویرکشیدن وجوه اشتراکات تعالیم عرفانی و ذوقی فلوطین و عطار در بیان موضوعات اساسی چون احد، عقل و روح است.