فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۴٬۰۵۴ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
223 - 240
حوزههای تخصصی:
ادبیات فارسی، یکی از غنی ترین و متنوع ترین ها در مجموعه ادبیات جهان است که در آن عرفان و عشق جایگاه ویژه ای دارند. این ادبیات به مرور زمان به تبلور عرفانی خود دست یافته و شاعران بزرگی همچون نظامی گنجوی و فخرالدین اسعد گرگانی به تعمیق و گستردگی این مباحث پرداخته اند. این مقاله، با روش توصیفی – تحلیل به بررسی بارقه های عرفان اسلامی در اشعار نظامی و منظومه «ویس و رامین»گرگانی پرداخته و تأثیرپذیری نظامی از این اثر کلاسیک در مباحث عرفانی را بررسی خواهدکرد. به این ترتیب، هدف پژوهش، بررسی تأثیرپذیری نظامی از مضامین و مؤلفه های عرفانی منظومه «ویس و رامین» است. از نتایج پژوهش، می توان به این اشاره کرد که منظومه «ویس و رامین» به عنوان یکی از اثار ادبی و تاریخی برجسته ایران، دارای عناصر فراوانی از عشق، عرفان و اسطوره شناسی است که تأثیرگذاری قابل توجهی بر ادبیات و فرهنگ ایرانی داشته است. نظامی، با بهره گیری از عناصر و مؤلفه های عرفانی در ویس و رامین، به خلق آثاری پرداخته است که نمایانگر عمق تفکر و اندیشه عرفانی اوست. این تأثیرپذیری نشان دهنده ارتباط و پیوستگی عمیق بین آثار بزرگ ادبیات فارسی و تداوم و تکامل مباحث عرفانی در طول زمان است.
همزیستی اسطوره و عرفان ایرانی با تأملی بر داستان ارداویراف نامه (مطالعه موردی: عدد سه و هفت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
151 - 164
حوزههای تخصصی:
اساطیر به صورت خواسته و ناخواسته نقش مهمی در حفظ ادیان باستان ایفامی کنند. هنگامی که بر اثر جریانات تاریخی دین یک ملت عو ض می شود در این میان خدایان، قهرمانان ملی و مذهبی و اساطیر باستانی که اصولاً بر مبنای باورها و اعتقادات یک ملت شکل گرفته اند و در ذهن و فکر و اندیشه مردم ریشه ای دیرینه دارند به یکباره حذف نمی شوند بلکه غالباً در لایه های دین جدید دچار همزیستی شده و به حیات خود ادامه می دهند. بنابراین ممکن است تغییر شکل دهند اما از بین نخواهندرفت. در این گفتار چند مشخصه بارز اساطیر و عرفان ایرانی با مطالعه موردی عدد سه و هفت و تأملی بر داستان ارداویراف نامه مورد بحث و بررسی قرارگرفته است. سوال اصلی تحقیق عبارت است از اینکه چه رابطه ای بین اساطیر و عرفان ایرانی وجوددارد؟ فرضیه مورد بحث عبارت است از اینکه اساطیر ایرانی در طی ادوار مختلف، حوادث گوناگون، ظهور و بروز ادیان مختلف و تهاجمات گوناگون هویت خود را حفظ نموده و با عرفان ایرانی دچار همزیستی شده و با تغییرات جزئی به حیات خود ادامه داده است. بنابر این با رمزگشائی از متون، داستان ها و مباحث سیر و سلوک عرفانی می توان گفت بین این دو رابطه مستقیم وجود دارد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به بیان سوال تحقیق و فرضیه متناظر با آن می پردازد. کلیدواژه ها: ایران باستان، اساطیر، عرفان ایرانی، ارداویراف نامه، عدد سه و هفت.
نقدهای محمدعلی بهبهانی بر طریقت نعمت اللهی در مساله جایگاه شریعت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۱۴۰۴ شماره ۱
295 - 319
حوزههای تخصصی:
آقامحمدعلی بهبهانی در رساله خیراتیه، ضمن نقد جریان کلی تصوف، از سه مساله؛ 1. باور به اسقاط تکالیف برای واصلان و پیروان طریقت، 2. پیروی نعمت اللهیه از جریان های اباحه گرا و 3. برشمردن مصادیقی از ترک شریعت براساس فقه شیعی سخن می گوید. از همین رو یکی از نقدهای فقهی او به پیروان و اقطاب طریقت مذکور، ترک التزام کوتاه کردن شارب است. یافتن پاسخ به انتقادات بهبهانی، در مورد پایبندی و جایگاه شریعت در طریقت نعمت اللهی، هدف پژوهش پیش رو است. این پژوهش به روش کتابخانه ای، با توصیف و تحلیل پدیدارشناسانه منابع موجود، صحت این مناقشات را بررسی می کند. واکاوی منابع مکتوب نعمت اللهی، ادعای اسقاط تکالیف برای سالکان و اقطاب طریقت را رد می کند و پیروان این طریقت مدعی اند در شریعت، پیرو سنت نبوی(ص) و فقه شیعه هستند. ضمن اینکه در بازشناسی تاریخی، ارتباط و تاثیرپذیری نعمت اللهی از کرّامیه (به عنوان یک جریان اباحه گر) واضح نیست، زیرا تأکید پیروان این طریقت بر تبعیت از فقها و عالمان در مسایل فقهی، نشان از پایبندی ایشان به شریعت و فقه شیعی، دست کم در مقام نظر است. نقد مسأله فقهی شارب نیز مبتنی بر تسامح در ادله سنن و سیره متشرعین است که در بازخوانی تاریخی و فقهی این مسأله، دلیل منتقدین، ضعیف دانسته شده بلکه مستنداتی تاریخی از گذاشتن شارب در سنّت متشرعین شیعه یافت می شود. بنابراین در نعمت اللهیه، شریعت جایگاهی همسو با علما و فقها داشته و نقدهای بهبهانی، بر اساس مشهوراتی است که واقعیت تاریخی یا صحت نظری ندارد.
بررسی میثاق در قرآن با استفاده از تفاسیر سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و مفهوم میثاق در متون مقدس ادیان ابراهیمی، به ویژه در عهد عتیق از اهمیت فراوانی برخوردار بوده تا جاییکه این اجماع تا حدی میان پژوهشگران کتاب مقدس وجود دارد که کل کتاب مقدس تفصیلی از اصل میثاق در این دو دین است. در قرآن کریم آیه 172 سوره اعراف به این موضوع پرداخته و منظور و پیام آن مورد توجه مفسران قرار گرفته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی تحلیلی و تطبیقی این آیه در پنج تفسیر المیزان، تفسیر نمونه، تفسیر المنار، تفسیر تسنیم و فی ظلال القرآن می پردازد. مفسران این پنج تفسیر درباره آیه میثاق دیدگاه واحدی ندارند و هر کدام تبیین خاصی از عالم ذر مطرح شده در این آیه ارائه کرده اند. نتایج تحقیق بیانگر این است که علامه طباطبایی متفاوت ترین تفسیر را از این آیه ارائه می دهد و معتقد است عالم ذر همان عالم ملکوت است که اگر انسان به وجود ملکوتی خود از راه دلش توجه کند، آن معارف کلی توحیدی را درک می کند. جوادی آملی با وجود آنکه شاگرد علامه طباطبایی است؛ اما در این زمینه، اندکی از استاد خود فاصله می گیردغ وی در ابتدا این عالم را بیان واقعیت خارجی می داند و می گوید این عالم همان فطرت و سرشت انسان است. آیت الله مکارم شیرازی به نظریه تمثیل در آیه میثاق قائل است. سید قطب این عالم را فطرت توحید عالم وحی و عقل می داند و رشید رضا به «انکار اصل عالم ذر» اشاره می کند و در قسمتی دیگر قائل به همان جنبه عقلی و وحی است.
تورات علیه تلاویو: نقدی کتاب مقدسی بر کشتار ساکنان غزه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۱۴۰۴ شماره ۱
121 - 150
حوزههای تخصصی:
دین پژوهی رشته ای دانشگاهی است و باید به بایسته های آن پایبند باشد، اما این تعهد را نباید مانع دین پژوه برای واکاوی دیدگاه های کتاب مقدس درباره مسائل عینی گذشته و امروز دانست. تفسیر پیش رو از قصه های کتاب مقدس مبتنی بر دو مدعاست: نخست، میان جهان امروز و جهان نویسندگان کتاب مقدس گسستی (معرفت شناسی یا هستی شناختی) واقع است، و دوم با روشی مناسب (اسطوره گشایی) می توان به آن جهان متفاوت ورود کرد. مطابق این خوانش، دیدگاه نویسندگان کتاب مقدس درباره خشونت و خون ریزی بر انسان شناسی آن ها استوار است که در قصه آدم به نحوی مجمل و استعاری بازگو شده است. مطابق آن، انسان (فارغ از جنسیت، موقعیت، قومیت، ملیت و نژاد) به «سیمای خدا» و «شبیه خدا» است، و خدا متوجه نیازهای مادی و عاطفی اوست، و کشتن او را منع کرده است، و بی تردید خاطیان عقاب خواهند شد. قصه هابیل و قابیل داستان «جنایات و مکافات» است و بیانگر آن که خدا خون خواه بی گناهان است و بی تردید مجرمان را مکافات خواهد کرد. قصه سیلاب نوح نفرت خدا از خشونت و خون ریزی (حَمَس) را بازگو می کند و تهدید این اعمال برای جان، جامعه و جهان را یادآور می شود. نتیجه اینکه خشونت و خون ریزی جنون آمیز صهیونیست ها علیه ساکنان غزه برخلاف تعالیم کتاب مقدس است و رویکرد نویسندگان کتاب مقدس نه دفاع و توجیه چنین رفتاری علیه انسان ها که محکومیت آن است.
بررسی و تحلیل فرش های شمایل نگارانه اعتقادی دراویش گنابادی در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
199 - 224
حوزههای تخصصی:
دراویش گنابادی، یکی از شاخه های برجسته تصوف در ایران و پیرو طریقت نعمت اللهی اند که در دوران صفویه و قاجار به اوج شکوفایی در تعالیم و اعتقادات خود رسیدند و نقشی بسزا در ترویج زهد و معنویت در جامعه داشتند. در فرش بافی ایران که یکی از برجسته ترین هنرهای دستی جهان بوده، در قرن ۱۱ خورشیدی، تصویرگری فرش با مضامین مذهبی و عرفانی رونق گرفت. در دوره قاجار، شمایل نگاری دراویش به ویژه در کرمان، گناباد و کاشان برجسته شد. این آثار مفاهیمی مرتبط با تصوف و زهد را بازتاب داده و به لحاظ هنری از سنت ایرانی و هنر مدرن اروپایی در ترکیب بندی، پرسپکتیو و تکنیک های بصری نیز بهره گرفته اند. پرسش اصلی مقاله، این است که چگونه شمایل نگاری دراویش گنابادی در دوره قاجار توانسته به عنوان یک ابزار هنری-اعتقادی در فرش ها تجلی یابد و دارای چه مفاهیم، نمادها و عناصربصری بوده است؟ هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل فرش های شمایل نگارانه اعتقادی دراویش گنابادی در دوره قاجار است. این مطالعه به تحلیل نقش مایه ها و مفاهیم نمادین در این فرش ها و تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی آن ها می پردازد. روش پژوهش مقاله کیفی، با بیان توصیفی تحلیلی بوده و داده ها به شیوه مطالعات کتابخانه ای و بررسی مقالات معتبر علمی گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که این نقوش علاوه بر انعکاس باورهای عرفانی، نقشی کلیدی در حفظ و انتقال مفاهیم عرفانی با بهره گیری از عناصر هنر ایرانی داشته و از هنر اروپایی در زمینه کاربست بصری آثار نیز الهام گرفته اند. این فرش ها توانسته اند به عنوان ابزاری برای انتقال پیام های معنوی و مفاهیم فرهنگی عمل کنند.
بررسی عرفان معناگرا در غزلیات شمس بر پایه نظریه بوطیقای معناگرای روون تسور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
141 - 158
حوزههای تخصصی:
عرفان معناگرا و صورتگرا به مانند دو رویکرد عرفانی، دارای مؤلّفه هایی هستند که بسامد وجود هریک از آن ها در متون عرفانی روشنگر معناگرا یا صورتگرا بودن آن اثر است. ویژگی بنیادین معناگرایی، دیدگاه های برجسته شاعر درباره یک یا چند موضوع با ارزش عرفانی است به گونه ای که، جانب معنا برتری می یاید؛ درحالی که، اساس در صورتگرایی پرداختن به وجوه ادبیت است. رووِن تسور، اندیشمند برجسته رومانیایی، در کنار این دو رویکرد، گونه سومی را با نام بوطیقای معناگرا معرفی نموده که آمیزه ای از دو گونه پیشین و دربرگیرنده دو مؤلفه اصلی کلان مفهوم و وجوه ادبیت است. در باور وی شاعرانی که به این سبک دست یافته اند به برترین درگاه شاعری رسیده اند. پژوهش پیش رو که با هدف بهره مندی ازگنجایش نظریه بوطیقای معناگرای تسور در واکاوی متون عرفانی و به گونه بارزتر در بازبینی غزلیات شمس و به دست دادن درک و دریافت های تازه تری از متون عرفانی است؛ به شیوه تحلیلی انجام شده است. یافته ها نشان می دهند کلان مفاهیم حرکت حبی و دیالکتیک اضداد برجسته ترین اندیشه محوری چشمگیر مولانا بوده که از بسامد بالایی برخوردارند و او برای بخشیدنِ وجوه ادبیت به شعر، سوی استعاره ها و تشبیه های گنگ و پیچیده نرفته بلکه، از انواع هنجارگریزی (زبانی، لغوی و نحوی) و آفرینش موسیقی درونی از راه سجع و جناس، تشخیص های منسجم و ابهام های لایه ای به عنوان چهار مایه پربسامد در ادبی ساختن مفاهیم همسانش بهره برده-است. بنابراین، ابهام چندلایه و تشخیص انسجامی برجسته ترین ابزار مولانا برای پدیداری وجوه ادبیت می باشند. کلیدواژه ها: مولوی، غزلیات شمس، عرفان معناگرا، رووِن تسور، کلان مفهوم، وجوه ادبیت.
راه های نفوذ داستان های بودایی در ادبیات عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
241 - 262
حوزههای تخصصی:
آیین بودا، به عنوان یکی از کهن ترین و تأثیرگذارترین مکاتب فکری و معنوی جهان، نه تنها در هند، زادگاه خود، بلکه در سراسر جهان گسترش یافته و تأثیرات عمیقی بر فرهنگ، فلسفه و ادبیات ملل مختلف گذاشته است. این مقاله به بررسی ظهور و گسترش آیین بودا در هند و سپس در جهان ایرانی و تأثیرات آن بر فرهنگ و ادبیات فارسی می پردازد. ابتدا، به ریشه های آیین بودا در آیین هندو و نقش گئوتمه بودا به عنوان یک مصلح مذهبی اشاره می شود. در ادامه، به نقش کانون پالی به عنوان مجموعه ای از متون مقدس بودایی و تأثیرات ادبی و عرفانی آیین بودا بر ادبیات فارسی، به ویژه در آثار عرفانی مانند مثنوی مولوی و حدیقه سنایی، پرداخته می شود. این مقاله نشان می دهد که آیین بودا نه تنها به عنوان یک مکتب مذهبی، بلکه به عنوان یک جریان فرهنگی و فکری، تأثیرات عمیقی بر جهان ایرانی و ادبیات فارسی گذاشته است. این تأثیرات در قالب داستان ها، تمثیل ها و مفاهیم عرفانی، در آثار ادبی فارسی بازتاب یافته و به غنای فرهنگی و معنوی این سرزمین افزوده است.
انسان آرمانی در نگاه اندیشمندان چین باستان با تاکید بر واژه «جون زِ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به مانند همه مکاتب فلسفی و البته ادیان، ویژگی های انسان آرمانی در دو مکتب بزرگ فلسفی چین یعنی "رو" و"دائوئیزم" به تفصیل بیان شده است. گرچه در آثار بزرگان مکاتب فکری چین – و نه نزد عوام - تقریبا هیچ گاه باور به وجود انسان کامل وجود نداشته، با این حال آموزه های زیادی برای خودسازی و تلاش برای رسیدن به جایگاه انسان آرمانی وجود داشته است. حکیم کنفسیوس با برشمردن ویژگی های "جون زِ" او را در قالب الگویی پیش روی جامعه نهاده و ویژگی های اخلاقی او را برشمرده و مخاطب را به سمت کسب فضایل اخلاقی سوق می دهد. گرچه این واژه پیش از این برای خطاب طبقه اشراف استفاده می شد، اما چنین می نماید که در پی تکرار پیاپی در سخنان کنفسیوس واژه جون زِ در قامت انسان آرمانی یا واژه ای برابر با انسان آرمانی ظاهر شد. پس از او و به پیروی از او به عنوان معلم اول در اندیشه چین قدیم، دیگر اندیشمندان چینی نیز به هنگام بازگویی نکات اخلاقی و ویژگی های انسان آرمانی، از همین واژه بهره جسته، آن را انسان آرمانی قرار داده و ویژگی های مورد نظر خود را بازشمردند. با این حال بوده اند اندیشمندانی که با به کارگیری واژگان، اسامی یا اصطلاحات دیگر، نمایی از شخصیت و ویژگی های انسان آرمانی یا کامل را بیان کرده و الگویی را به جامعه معرفی نموده اند که در این پژوهش به آنها نیز اشاره خواهیم کرد. نوشتار پیش روی تنها با بهره گیری از منابع چینی گردآمده و تلاش شده تا بی واسطه زبان های دیگر و منابع ترجمه شده، فهمی درست از نگاه اندیشمندان چین قبل از میلاد به انسان کامل یا انسان آرمانی به دست آید و با توجه به نگاه و جهانبینی ادیان شرقی به انسان، از میان سخنان این اندیشمندان، ویژگی های مهم و برجسته انسان آرمانی بازشمرده شود که البته از این منظر این پژوهش در نوع خود نخستین است.
«مَظهریت» و «مُظهریتِ» انسان در هستی شناسی عرفانی حکمت متعالیه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ملاصدرا در هستی شناسی عرفانی خود، در باب مباحث تجلی اسمایی، به دلیل خلقت خاص انسان در قوس نزول با عنوان «مَظهریت اسمائی انسان به صورت بالقوه» و در قوس صعود با عنوان «مَظهریت و مُظهریت انسان به صورت بالفعل» به نظریه پردازی روی آورده است. یافته های پژوهش حاضر بیان گر آن است که همه موجودات محدود به یک اسم یا اسامی خاص هستند و از آن تجاوز نمی کنند اما تنها انسان است که چون مظهر اسم جامع الله است استعداد به ظهور رساندن همه اسما را در وجود خود دارد و با توجه به تواناییها و قوای خاصی که خداوند به او ارزانی داشته است می تواند در عرصه هستی اثرات مطلوب و یا ویرانگر از خود برجای گذارد که از آن به «مَظهریت و مُظهریت» تعبیر شده است که البته این تعابیر با توجه به ویژگی های قوس نزول و صعود در همه افراد انسانی یکسان نیست و با عنایت به اینکه هریک از افراد انسانی خلیفه ای از خلفای الهی هستند بنا به حصه وجودی خود در هستی منشأ اثر واقع می گردند که در نهایت و در سیر روند صعودی یا آیینه تمام نمای الهی می گردند یا شیطانی. پژوهش پیش رو به روش کیفی و تحلیلی- توصیفی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای با تأکید بر منابع دست اول صورت گرفته است که غایتش تبیین مسأله مظهریت و مظهریت انسان در هستی شناسی عرفانی ملاصدرا است که امید می رود پاسخی در خور به پرسش های این نگاشت فراهم آورد.
واکاوی آموزه های عرفانی و اعتقادی در آثار حکیم نزاری قهستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
287 - 306
حوزههای تخصصی:
حکیم نزاری قهستانی از جمله شاعران بلندآوازه در قهستان است که در قرن هفتم و هشتم از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. نزاری با توجه به زمینه های زندگی شخصی خود و اوضاع نابسامان جامعه خویش، افکار و اندیشه های خود را در قالب غزلیات، قصیده و رباعیات در اختیار مخاطبان قرارداده است. این مقاله نیز به واکاوی آموزه های عرفانی و اعتقادی در آثار حکیم نزاری می پردازد و مسائلی چون اخلاص، خداوند، حضرت محمد(ص)، امامت، قیامت و غیره را بررسی-می کند. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی و اسنادی - کتابخانه ای است. بدین گونه که ابتدا کتب، پایان نامه و مقالاتی که در باب زندگی و افکار حکیم نزاری را بررسی و بعد از مطالعه این موارد، فیش برداری از نکات و مفاهیم لازم انجام شد. در مرحله بعدی به صورت خاص آثار مرتبط با آموزه های عرفانی و اعتقادی مورد بررسی قرارگرفت. یافته های تحقیق حاکی از آن است که نزاری در اشعار خود به مقوله های مختلف عرفانی و اعتقادی توجه ویژه ای داشته است. از جمله یکی از مهم ترین مضامین اعتقادی که نزاری از آن در غزلیاتش استفاده کرده، اعتقاد به خداوند متعال است. کلیدواژه ها: حکیم نزاری، آموزه ها، عرفانی، اعتقادی، شیعه نگری، قهستان.
در جستجوی کبریت احمر (دیدگاه عطّار در مورد نیاز مرید به پیر و مراد در مصیبت نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
307 - 326
حوزههای تخصصی:
سلوک دارای دو بعد عرفان و تصوّف است، در آن جا که سخن از بعد نظری سلوک در میان باشد، عرفان مدّنظر خواهد بود، و در جایی که سخن از بعد عملی سلوک و طیف های گوناگون صوفیّه مدّنظر باشد، وارد حیطه تصوّف شده ایم. سالک پس از این که شعله ای از آتش عشق معشوق ازلی بر جان او زده می شود و او را وارد مرحله طلب می کند، باید بر اثر کوشش بی انتهای خویش به دنبال پیدا کردن کبریت احمر باشد، تا موفّق شود، تحت نظارت آن پیر دل فروز - که نظری چون کیمیا دارد - و کشش معشوق، مراحل صعب العبور و طاقت فرسای سیر و سلوک را در دو بعد آفاقی و انفسی آن به استناد آیه شریفه «سَنُریهم آیاتِنا فی الآفاق و فی انفسهِم حتّی یَتبیّن اَنّه الحقّ» (فصّلت/53) به پایان ببرد، تا بدین وسیله در سایه کیمیا نظر پیر، مس وجود خویش را به زر تبدیل کند. در ضمن عطار در امر سلوک علاوه بر نقش تعیین کننده پیر، سهم بزرگی برای کشش معشوق(حق) در نظر گرفته و برای ملموس نمودن عشق حقیقی از رابطه عشق مجازی محمود و ایاز بهره بسیار برده است. در این مقاله که به روش تحلیلی توصیفی تهیّه شده است، ضمن برشمردن نکات اشتراک دیدگاه عطار با دیگران در مورد نیاز مرید به پیر، به نکات افتراق دیدگاه او با دیگران نیز اشاره شده است.
کارکرد ترغیبی در مجموعه رسائل فارسی خواجه عبدالله انصاری برپایه نظریه ارتباط یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
185 - 208
حوزههای تخصصی:
نظریه ارتباط یاکوبسن از شش عنصر تشکیل شده است و یک پیام با جهت گیری به سمت هریک از آن عناصر، دارای یک نقش غالب می شود. یکی از این نقش های شش گانه « نقش ترغیبی» است که حاصل تمرکز پیام بر مخاطب است. کلام خواجه عبدالله انصاری به دلیل ویژگی هایی چون لحن خطاب گونه، جنبه تعلیمی مشتمل بر پند و اندرز و تبلیغی بودن آن و ... عموماً مورد توجه مخاطب واقع شده است و می توان نتیجه گرفت که قابلیت بررسی از دیدگاه نقش ترغیبی را دارا است. هدف اصلی نگارنده این مقاله بررسی کارکرد ترغیبی در آثار فارسی خواجه عبدالله انصاری و تحلیل ساختار دستوری و بلاغی متن های دارای کارکرد ترغیبی و درونمایه های ترغیب کننده مخاطب از زوایای مختلف دینی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است و اینکه خواجه در بحث ساختار دستوری از انواع جملات ترغیبی چون امر، نهی، ندا و ... استفاده کرده و در بحث بلاغت نیز به ترتیب از جملات امر، نهی، عاطفی، خبری و پرسشی بهره برده و اغراض ثانوی سخن خود را در این قالب ها بیان نموده است. او در بحث درونمایه های ترغیب کننده در آثارش به تمامی حوزه ها از جمله حوزه دین و عرفان و اخلاق، حوزه اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نظر داشته ، ولی توجه او بیشتر به حوزه دین و عرفان و اخلاق معطوف است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی و بر اساس مطالعات کتابخانه ای است.
بررسی تجربه دینی و عرفانی از دیدگاه ابن عربی و مقایسه آن با وحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
163 - 180
حوزههای تخصصی:
در طول حیات بشر از جوامع ابتدایی تاکنون ارتباط انسان ها با امور غیرمادّی به صورت های مختلف مطرح بوده است که به دلیل فطرت خداجویی بالذات انسان هاست و در دنیای معاصر با نام تجربه دینی و عرفانی از آن یادشده است. در تجربه عرفانی حواس بیرونی تجربه گر قطع می شود و به مشاهده وحدت آفرینی با طبیعت و عالم هستی که در بیرون نفس اوست دست می یابد و در تجربه دینی، موضوع تجربه خداوند و تجلیات اوست. این تجارب در طیف وسیعی تحت عنوان خواب، رویا، الهام، مکاشفات و ... و حتی وحی نامگذاری شده اند. هدف از پژوهش حاضر بررسی این تجارب در مقایسه با وحی «تجربه محض و خالص» می باشد. مُحی الدین ابن عربی، عارف مسلمان «قرن هفتم ه .ق» در آثارش خصوصاً فصوص الحکم که آن را از مُبشرات الهی«آگاهی بی واسطه از جانب حق» می داند، تجارب دینی و مقامات معنوی سالک را با اسامی مختلف و بسته به نحوه سلوک سالک معرفی می کند آنچنان که عارف مسلمان می تواند طبق آموزه های نبی اکرم(ص) و ائمه اطهار (ملاک صحت تجارب) به دریافت های اصیل و بالاتر از عالم ماده (عالم خیال متصل «مقید» و منفصل«مطلق»، عالم ارواح، عالم اسماء و صفات) راه یابد. وی وحی «مختص انبیای الهی» را تجربه محض و بالاترین ارتباط معنوی می داند که در خیال منفصل و بعضاً در خیال متصل نبی رخ می دهد
جهان بینی عرفانی دو شاعر بلوچ (مولانا محمد عمر سربازی و میرگل محمد خان زیب مگسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
411 - 432
حوزههای تخصصی:
میر گل محمدخان زیب مگسی و مولانا محمدعمر سربازی از شاعران بلوچ اهل سنت هستند که هر دو به سرودن اشعار عرفانی اهتمام داشته اند. در این پژوهش با هدف مقایسه دیدگاه های عرفانی شاعران به بررسی و مقایسه تطبیقی کاربرد مضامین عرفانی در دیوان دو شاعر پرداخته و اصطلاحات عرفانی حال و مقام و اعتقادات متصوفه و همچنین مضامین قلندری و رمزی به کاررفته در اشعار این دو شاعر بلوچ بررسی شده است. نتایج نشان می دهد در مقایسه این دو شاعر، زیب مگسی اصطلاحات عرفانی و قلندری را تقریباً به یک میزان استفاده کرده است، اما مولانا محمدعمر سربازی بسامد بیشتری را در کاربرد اصطلاحات مربوط به سلوک دارد و هر دو شاعر مضامین رمزی مربوط به زیبایی شناسی ظاهری را کمتر استفاده کرده اند. تفاوت اشعار این دو شاعر ازنظر کاربرد اصطلاحات در این است که زیب مگسی جنبه های کارکردی اصطلاحات را در نظر داشته و به توضیح آن ها پرداخته و نظر خود را بیان کرده است، اما مولانا محمدعمر سربازی بیشتر به جنبه توصیفی توجه داشته و از این اصطلاحات برای مدح استفاده کرده و دیدگاه خود را ارائه نداده است.
بررسی شیوه تحلیل تفسیری منطق الطیر عطار نیشابوری بر مبنای نظریه ادراک دیداری گشتالت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
5 - 32
حوزههای تخصصی:
گشتالت ،علم روانشناسی شناخت فرم و شکل است. این نظریه بیان می کند که مغز انسان برای درک موضوعات پیچیده ای که از اجزای گوناگون تشکیل شده اند، تمام اجزا را در قالب یک موضوع واحد جمع بندی میکندو در ابتدا یک درک کلی از آن موضوع حاصل میکند که در زمینه های گوناگون از علم و فلسفه و هنر تاثیر داشته است. در این تحقیق که به روش توصیفی _ تحلیلی انجام شده است و اطلاعات آن به شیوه ی کتابخانه ای جمع آوری گردیده است در تحلیل ، منطق الطیر را از دو منظر صورت و معنا بر اساس نظریه گشتالت بررسی کرده و به یافته هایی از این دست نائل آمده است. مقاله حاضر که با هدف آشنایی و عملکرد هر یک از این اصول در هنر و بطور خاص در شعر صورت پذیرفته است به این سوال پاسخ داده است که سازماندهی شعر از لحاظ صورت و معنا بر اساس نظریه فوق در اشعار منطق الطیر دارای چه خصوصیاتی از لحاظ بصری ( صورت ) و معنایی می باشد نتایج این پژوهش نشان میدهد نحوه سازماندهی شعر هم از لحاظ صورت و هم معنا مطابق با هفت قانون گشتالت شامل : اصل مجاورت ، اصل مشابهت ، اصل تداوم و پیوستگی ، اصل فرا پوشانندگی ، روابط نقش و زمینه ، اصل یکپارچگی و اصل سرنوشت مشترک ، قابل مطالعه و ارزیابی است که با بکارگیری این قوانین فرآیند ادراک بصری شکل می گیرد.اشعار منطق الطیر نه تنها بیانگر ذوق زیبایی شناسی اند ، بلکه حامل مضامینی عرفانی....
جایگاه نفس امّاره از دیدگاه امام علی (ع) و امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
23 - 46
حوزههای تخصصی:
نفس آدمی به معنای حقیقت وجودی انسان یک لطیفه الهی و از مراتب اصلی وجود است، گوهر بسیار ارزشمندی است که در اسلام توصیه به مراقبت و نگهداری از آن شده است. این توجه و تأکید به مراقبت از نفس به دلیل حالات مختلفی است که این حقیقت می تواند به خود بگیرد. اگر به بدی-ها و گناهان تمایل پیداکند، سقوط می کند و تباه می گردد و تبدیل به نفس امّاره می شود و آدمی را قرین و رفیق شیطان می سازد و اگر به نیکی ها و خوبی ها گرایش پیداکند و بدان ها عمل نماید به سوی نفس مطمئنه حرکت می کند و یا حالتی مواخذه گر نسبت به بدی های خود پیدامی کند و تبدیل به نفس لوامه می شود. دیدگاه امام علی (ع) که مستقیماً از سرچشمه وحی سیراب گردیده در این باره کاملاً منطبق بر نظر قرآن است و دیدگاه امام خمینی (ره) نیز که شاگرد مکتب اهل بیت (ع) بوده، کاملاً همسو و منطبق بر نظرات حضرات معصومین(ع) است. کلیدواژه ها: نفس، مراتب وجود، نفس اماره، امام علی(ع)، امام خمینی(ره).
بررسی حجاب معرفت (درخواست و بازخواست) با تکیه بر کتب عرفانی– ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
331 - 348
حوزههای تخصصی:
عالم خلق با تمام ظواهر فریبنده خویش در مقایسه با عالم معنا، مرتبه دانی خلقت محسوب می شود. انسان فطرتاً موجودی پاک سرشت است و همین ضمیر پاک و منزه او را به صورت فطری به سوی سرچشمه پاکی ها و کمال مطلق هدایت می کند. در طی مراحل سیر و سلوک معنوی به سوی کمال مطلق، ابلیس پرتلبیس با لطایف الحیل سعی دارد مانع سیر و سفر روحانی سالک گردد. یکی از موانع این سیر وسلوک، درخواست و اختیار از طرف سالک می باشد. سالک باید در برابر معبود خویش به مقام تفویض و تسلیم برسد و هرگونه ادعا و درخواست از طرف سالک، حجاب معرفت محسوب می گردد. تا زمانی که آثار خودی در وجود انسان باقی بماند مانع حرکت او به سوی کمال مطلق خواهدبود. درخواست موسی باعث گردید در مقام حاملان روندگان، بماند و آنکه کار خود به عنایت رهاکند همچون پیامبر(ص) به مقام محمولان و مجذوبان الهی می رسد. این تحقیق بر آن است درخواست های سالکان طریقت که موجب بازخواست و مانع از وصال به محبوب می گردد را با تأکید به منابع عرفانی- ادبی، از جمله کتاب های:کشف المحجوب، مرصادالعباد، مصباح الهدایه و ..... تشریح نماید. کلیدواژه ها: سیر و سلوک، موانع، درخواست و بازخواست، کمال مطلق، وصال.
تبیین تفاوت منزلت انسانی زن و جایگاه و حقوق اجتماعی وی در تفسیر عرفانی- فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
263 - 286
حوزههای تخصصی:
جنبش زنان در دوره معاصر از مرزهای غربی آن فراتر رفته و تمامی جوامع را تحت تأثیر قرارداده است. متفکران و اندیشمندان اسلامی مواجهه های متفاوت و گاهی متعارض در برابر آن داشته اند. برخی از نواندیشان با اصل قراردادن دستاوردهای فمینیسم، کوشیدند تا تفسیری تقلیل گرایانه از دین به دست داده و مطابق با دیدگاه های فمینیسم، فهمی از دین درباره زن به دست دهند. برخی دیگر با اصل قراردادن شریعت، به مخالفت با جریان جنبش زنان دست زده و بنیان های آن را در ناسازگاری با دین مورد فهم قراردادند. راه سومی در میان متفکرانی چون طباطبایی، مطهری و جوادی آملی با بهره بردن از میراث عرفان اسلامی ظهورکرد که در آن ضمن اعتنا به مقام و ارزش انسانی زن، تفسیری بدیع از تمایز ساحت انسانی و اجتماعی زن ارائه داده و کوشیدند تا معضل ناسازگاری دین و مسئله زن را پاسخ دهند. حسب آموزه های دینی، زن بر اساس رویکرد تفسیری طباطبایی از ارزش انسانی برابری با مرد برخوردار بوده و بلکه در منظری بنیادین که بازتابی از دستاوردهای تفسیر عرفانی است زن هم واجد حیث فاعلیتی است و هم دارای ساحت پذیرندگی است در حالی که مرد تنها وجه فاعلیت دارد. طباطبایی حیث انسانی را ذاتی و اصل قرارداده و وجه اجتماعی را امری ثانوی و بالعرض دانسته است. در این مقاله درصدد هستیم تا اولاً شالوده دیدگاه طباطبایی درباره زن را بازخوانی کرده، سپس تفسیر وی از منزلت انسانی زن بر مبنای بنیان های دینی- فلسفی را تبیین کرده و سرانجام دستاوردهای تمایز دو ساحت انسانی و اجتماعی زن برای پاسخ به ناسازگاری را مورد بررسی قراردهیم. کلیدواژه ها: زن، ارزش انسانی، حقوق اجتماعی، روش تفسیری، علامه طباطبایی
نقد معناشناختی برگردان اصطلاحات عرفانی حکایت «زاهد و دزد» در بازنویسی های معاصر کلیله ودمنه بر اساس تحلیل مؤلفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۱۴۰۴ شماره ۱
265 - 294
حوزههای تخصصی:
هنگام مطالعه متون ادبی می توان به آیین ها، باورها، فرهنگ و جهان بینی گذشته یک ملت پی برد. تأثیر عرفان و آموزه های آن در این متون، غیرقابل انکار است. باتوجه به دشواری متون ادبی، بازنویسی روشی برای انتقال مفاهیم به خوانندگان امروزی است. ازاین رو، بررسی بازنویسی ها از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی بر آن بوده است که اصطلاحات عرفانی «حکایت زاهد و دزد» کلیله و دمنه را مشخص و با بهره گیری از روش مؤلفه های معنایی تحلیل کند و اهمیت آنها را در فهم پیام حکایت بازگو و درنهایت چگونگی بازتاب این اصطلاحات را در بازنویسی های معاصر کلیله و دمنه بررسی و نقد نماید. برای نیل به این هدف، در گام نخست به شناساییاصطلاحات عرفانی متن اصلی پرداخته شد، در گام دوم این اصطلاحات هر یک با استفاده از متون عرفانی نزدیک به متن اصلی تشریح و مؤلفه های معنایی آن استخراج و در گام سوم، معادل این اصطلاحات در بازنویسی های معاصر استخراج و با استفاده از فرهنگ های معاصر معانی این معادل ها مشخص گردید. در گام پایانی به نقد و بررسی معادل های این اصطلاحات پرداخته شد. یافته ها نشان می دهد بازنویس در اکثر موارد امکان انتقال بخشی از مؤلفه های معنایی را پیدا نکرده است. به نظر می رسد یکی از موانع قابل توجه برای انتقال پیام متن اصلی، برگردان این نوع واژگان و ساختار، در بازنویسی های کلیله و دمنه است.