راهبردهای آموزش در علوم پزشکی

راهبردهای آموزش در علوم پزشکی

راهبردهای آموزش در علوم پزشکی دوره سیزدهم آذر و دی 1399 شماره 5 (پیاپی 63)

مقالات

۱.

بررسی اثربخشی طراحی مسیرشغلی بر رشد مسیر شغلی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان

تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۰
مقدمه: از جمله رسالت های خطیر آموزش عالی، مسولیتی اجتماعی برای ارتقای شناخت در جامعه است، که شامل ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می باشد. آموزش عالی می بایست با تربیت نیروی متخصص و آماده سازی آنان برای ورود به دنیای کار، به ارتقای کیفیت نیروی انسانی بپردازد. هدف اصلی در این پژوهش بررسی اثربخشی طراحی مسیرشغلی بر رشد مسیرشغلی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان بود. روش کار: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بر روی یک نمونه 30 نفری از دانشجویان دانشگاه اصفهان طراحی و اجرا گردید. شرکت کنندگان در گروه آزمایش طی شش جلسه به صورت گروهی تحت آموزش طراحی مسیرشغلی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رشد مسیرشغلی( CDI-A-SF ) و اشتیاق تحصیلی استفاده شد، داده ها به روش تحلیل کواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش برنامه طراحی مسیرشغلی در افزایش میزان رشد مسیرشغلی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان موثر است. نتیجه گیری: با آموزش برنامه طرح ریزی مسیرشغلی می توان امیدوار بود که دانشجویان با اشتیاق بیشتری دوران تحصیل را پشت سربگذارند، در عین حال فرایند مسیرشغلی خود را به صورت مطلوبی طی کرده و در این مسیر با آگاهی از ارزش ها، علایق و توانمندی های خویش با جرات و شهامت بیشتری اقدام به تصمیم گیری های شغلی نمایند
۲.

ارائه مدل بازار دانش مبتنی بر ارتباط صنعت و دانشگاه

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۶
مقدمه: پیشرفت و توسعه هر کشوری بستگی به تعامل صحیح دو بخش مهم صنعت و دانشگاه دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل بازار دانش مبتنی بر ارتباط صنعت و دانشگاه بود. روش ها: این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد در سال 1398 انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان و افراد صاحب نظر در زمینه ارتباط صنعت و دانشگاه است که شیوه انتخاب آن ها هدفمند، از نوع گلوله برفی بود. با 13 نفر از متخصص و عضو هیأت علمی مصاحبه شد. داده ها در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. نتایج: نتیجه کدگذاری ها در قالب مدل پارادایمی و مدل مفهومی بیان کننده آن است که بازار دانش مبتنی بر ارتباط صنعت و دانشگاه بر مبنای تفکیک وظایف صنعت و دانشگاه، حرکت دانشگاه به سمت کارآفرینی و نسل سوم، کاربردی شدن علم، عوامل تقویت کننده ارتباط صنعت و دانشگاه، دانشگاه محور، منابع انسانی، عوامل مالی، عوامل آموزشی- پژوهشی، عوامل فرهنگی، عوامل صنعتی، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل بین المللی، عوامل سیاسی، تولید ثروت، قابلیت های پویا، مزیت اجتماعی شکل می گیرد . نتیجه گیری: برقراری ارتباط مؤثر دانشگاه و صنعت، تعاملات و فعالیت های مشترک میان این دو نهاد را بهبود بخشیده و کیفیت و تناسب دوره های آموزشی آکادمیک در دانشگاه با نیازهای صنعت و به تبع آن قابلیت های علمی و عملی دانشجویان، افزایش یافته و بسترهای نوآوری و پیشرفت در سازمان ها و جامعه ارتقاء می یابد. از این جهت وجود پیوند پایدار و نظام مند و همکاری دراز مدت و مستمر بین دانشگاه و صنعت مستلزم برنامه ریزی به ویژه برنامه ریزی راهبردی مبتنی بر همکاری کلیه ذینفعان می باشد.
۳.

طراحی چارچوب برنامه درسی علوم تجربی مبتنی بر پرورش خلاقیت در دوره اول ابتدایی

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۵
خلاقیت و فرآیند روبه رشد آن در عصر حاضر، توجه پژوهشگران و برنامه ریزان آموزشی را به تحلیل و بررسی خلاقیت از دید آموزشی جلب کرده است. نظام های آموزشی، با توجه به برنامه ها، اهداف، محتوا و امکانات آموزشی خود، نقش موثری در فعال سازی یا تضعیف نوانایی خلاقیت در افراد دارند.با توجه به آنچه گفته شد، هدف از انجام پژوهش حاضر طراحی چارچوب برنامه درسی علوم تجربی مبتنی بر پرورش خلاقیت در دوره اول ابتدایی می باشد. روش ها: پژوهش حاضر با توجه به هدف در زمره پژوهش های کاربردی و از نظر رویکرد پژوهش؛ کیفی است و از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. جامعه این پژوهش در مرحله کیفی، شامل منابع و اسناد و مدارک چاپی و الکترونیکی موجود (اعم از داخلی و خارجی) و نیز شامل متخصصان برنامه درسی و کارشناسان آموزش و پرورش ابتدایی آشنا با موضوع خلاقیت و آموزش علوم تجربی دارای مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر بوده است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش حاضر بیانگر این مهم است که مسأله تربیت کودکان و پرورش استعدادهای فطری آنان از مسایل بسیار مهمی است که باید مورد توجه متولیان آموزش و پرورش قرار گیرد و برنامه ریزان درسی باید شرایط و بستر تجلی خلاقیت را در برنامه های درسی دوره ابتدایی و ازجمله در برنامه درسی علوم تجربی فراهم آورند تا دانش آموزان به تدریج مفاهیم اساسی علوم تجربی را که تعاملی انکار ناپذیر با فلسفه، باورها و ارزش های پذیرفته شده فرد و جامعه دارد. این مهم توجه به ابعاد گوناگونی از برنامه درسی خلاق (اهدف، محتوا، راهبردهای یاددهی-یادگیری، مواد و منابع، فعالیت های یادگیری فراگیران، روش های ارزشیابی، گروه بندی فراگیران، زمان و فضا) را یادآور می شود.
۴.

بازمفهوم پردازی طرح واره مدیریت کلاس

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۶
مقدمه: معلمین برای مدیریت کلاس ، با مشکلات و چالش های فراوانی در زمینه نیازهای منحصر بفرد و متنوع آموزشی، رفتاری و عاطفی خود و فراگیران مواجه اند. این مطالعه با هدف شناسایی این چالش ها و گفتمان سازی برای مداخله، به پیکره بندی مولفه های اثرگذار بر مدیریت کلاس پرداخته است. روش کار: پژوهش حاضر از نظر هدف توسعه ای و کاربردی است و در راستای اجرای یک فراترکیب کیفی، از روش تحلیل مضمون و تحلیل اسنادی بهره گرفته شد. واحد تحلیل، «متن منسجم» با کلیدواژه «مدیریت کلاس» که داوری شده باشد (شامل( 7 رساله دکتری، 2 پایان نامه ارشد،33 مقاله و 200 چکیده مقاله انگلیسی و 20 مقاله فارسی) و واحد معنا، «واژه و یا عبارت های مرتبط» با مدیریت کلاس بود. «مضامین پایه» تعریف و ساده سازی شد، طبقه بندی کدها، منجر به تلخیص و شکل گیری «مضامین سازمان دهنده» به عنوان «زیرعامل» و در انتها با فشرده سازی، «مضامین فراگیر» به عنوان «عوامل» شکل گرفتند. عناصری که در مجمع تخصصی با حضور 18 خبره حوزه تعلیم و تربیت کشور، CVR آن ها، نمره ای بالاتر از 49٪ را کسب کردند روایی محتواییشان تایید شد. نتایج: بررسی واحدهای تحلیل، منجر به احصا 2000 کد معنایی اولیه و در ادامه، شناسایی 12 عامل درهم تنییده، شامل؛ «فلسفه»، «برنامه درسی»، «تعاملات انسانی»، «اصول مدیریتی»، «سبک معلم»، «نقش معلم»، «برنامه ریزی آموزشی»، «انگیزه»، «دانش موردنیاز معلمی»، «توسعه حرفه ای»، «ویژگی های معلمی» و «رویکردهای یادگیری»، در بستر "بافت و زمینه" و زیرعامل های آن ها، شد. نتیجه گیری: برای مدیریت بهینه کلاس با هدف آگاه سازی، حساس سازی و توانمندسازی معلم، بایستی به ارتباط و هماهنگی بین اجزا، ترکیب و همنشینی مولفه ها با خصلت کل گرایی توجه گردد.
۵.

نقش هوش اجتماعی و تاب آوری در احتمال خودکشی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه: هوش اجتماعی و تاب آوری از عوامل مهم تأثیرگذار بر احتمال خودکشی دانش آموزان به شمار می روند. لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش اجتماعی و تاب آوری در احتمال خودکشی دانش آموزان انجام شد. روش ها: روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر اهر در سال تحصیلی 1397-1396 بود که 337 نفر از آن ها با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از مقیاس هوش اجتماعی ترومسو (2001)، مقیاس خود تاب آوری کلاهنن (1996) و مقیاس احتمال خودکشی کال و گیل (2002) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار spss22 و روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام) استفاده گردید. یافته ها : نتایج ضرایب همبستگی پیرسون نشان داد که بین هوش اجتماعی و تاب آوری با احتمال خودکشی رابطه منفی معنادار وجود دارد (01/0 P< ). همچنین هوش اجتماعی و تاب آوری توانستند به طور معناداری احتمال خودکشی دانش آموزان را پیش بینی کنند. نتیجه گیری : نتایج این پژوهش نشان داد که هوش اجتماعی و تاب آوری نقش مهمی در کاهش احتمال خودکشی دانش آموزان دارند؛ بنابراین، در هرگونه برنامه ریزی برای پیشگیری و کاهش خودکشی دانش آموزان، باید به هوش اجتماعی و تاب آوری توجه ویژه ای شود .
۶.

تفکر تأملی در زبان انگلیسی تخصصی دانشجویان پزشکی و موانع از دیدگاه اساتید: مطالعه ای ترکیبی

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۳
شناخت و ترویج تفکر تأملی می بایست در هر نظام آموزشی از جایگاه ویژه ای برخوردار باشد. بعلاوه، یادگیری زبان انگلیسی به عنوان یک مولفه مهم آکادمیک سبب افزایش تقاضا برای یادگیری آن در سطح دانشگاه شده است. لذا تحقیق پیش رو به بررسی میزان تفکر تأملی در دانشجویان پزشکی و بررسی دیدگاه اساتید درس زبان تخصصی در خصوص موانع تفکر تأملی پرداخت. روش ها : در این پژوهش توصیفی پیمایشی ترکیبی، جامعه پژوهش شامل دانشجویان پزشکی و اساتید درس زبان تخصصی پزشکی دانشگاه های علوم پزشکی سنندج، خرم آباد و همدان بودند. روش گردآوری اطلاعات در مطالعه حاضر پرسشنامه محقق ساخته بود که پس از تایید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. افزون بر پرسشنامه، از دانشجویان خواسته شد تا یک متن انگلیسی در رابطه با موضوعی مشخص بنویسند تا مورد بررسی قرار گیرد. پس از جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه و متون انشاء، از عده ای از اساتید خواسته شد تا در مصاحبه ای نیمه ساختار یافته شرکت نمایند. ​ یافته ها: یافته ها نشان داد که دانشجویان پزشکی در سطوح پایینی از تفکر تأملی (عمل عادی و فهمیدن) عمل می کنند. نتایج مصاحبه با اساتید نیز نشان داد که عوامل متعددی از جمله عدم آموزش تفکر تأملی به دانشجویان در طول تحصیل و سلسله مراتبی بودن سیستم آموزشی دراجتناب دانشجویان از استفاده از سطوح بالای تفکر تأملی نقش داشته است. نتیجه گیری : از یافته ها می توان چنین نتیجه گرفت که دانشجویان پزشکی از سطوح بالای تفکر در درس زبان تخصصی کمک نمی گیرند و از شیوه متداول حفظ و مرور مطالب استفاده می کنند. آشنایی با موانع پیش روی تفکر تأملی کمک به چاره اندیشی جهت رفع معضل خواهد کرد.
۷.

مقایسه اثر بخشی آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خود نظم دهی بر تفکر خلاق دانش آموزان

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی بر خلاقیت دانش آموزان انجام شد. روش ها: روش پژوهش حاضر آزمایشی بود. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پایه ی هفتم شهر تهران بود که در سال تحصیلی 1397-1396 مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 120 دانش آموز (60 دانش آموز دختر- 60 دانش آموز پسر) به عنوان نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خلاقیت تورنس استفاده شد که در مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که دو روش آموزشی راهبرد تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی بر افزایش خلاقیت دانش آموزان تأثیر معنی داری دارد. همچنین نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین دانش آموزان دختر و پسر از لحاظ اثر بخشی این دو روش آزمایشی بر خلاقیت دانش آموزان وجود ندارد. لیکن نتایج نشان داد که بین اثر بخشی دو روش آزمایشی آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خود نظم دهی بر خلاقیت دانش آموزان تفاوت معناداری وجود ندارد و می توان گفت که این دو روش آموزش به یک میزان اثر بخش بوده اند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی در باعث افزایش خلاقیت دانش آموزان می شود و اثر این دو روش بر خلاقیت دانش آموزان دختر و پسر یکسان است.
۸.

ارزیابی ابعاد سازمان یادگیرنده بر اساس مدل شش عاملی در دانشگاه علوم پزشکی ایران

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه: سازمان یادگیرنده یکی از مفاهیم جدید، برای مدیریت سازمان ها، به منظور همسویی با تغییرات پیرامونی ناشی از جهانی شدن اقتصاد و پیچیدگی های مربوط به آن، در محیط پرتلاطم و متغیر امروزی است.هدف پژوهش حاضر، ارزیابی دانشگاه علوم پزشکی ایران از نظر انطباق با ویژگی های سازمان یادگیرنده، با استفاده از الگوی شش عاملی INVEST می باشد. روش ها: نوع تحقیق غیر آزمایشی- توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش، اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران، به تعداد 2110 نفر در سال 98-1397، می باشند که با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای، حجم نمونه نهایی معادل 325 نفر تعیین شده است. در ضمن داده ها با استفاده از پرسشنامه ی INVEST گردآوری شده ه و با استفاده از نرم افزار SPSS22 و LISREL10 و در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل گردیده است. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که این دانشگاه از نظردارا بودن ویژگی های سازمان یادگیرنده در حد متوسط و بالاتر قرار دارد و میانگین تجربی و نظری مؤلفه های فراگیران باانگیزه، فرهنگ پرورش دهنده، یادگیری افزایش یافته، مدیریت حمایتی و دورنمایی برای یادگیری با P <0.05 تفاوت معنادار وجود داشته در حالی که بین میانگین تجربی و نظری متغیر ساختارهای قابل تغییر، تفاوت معناداری مشاهده نشده است. نتیجه گیری: با توجه یافته های پژوهش، نیروی محرکه در تبدیل دانشگاه علوم پزشکی ایران، به سازمان یادگیرنده، فراهم است و تلاش و حمایت مضاعف مدیران، در بهبود و ارتقاء مؤلفه فوق، به منظور تحقق سازمان یادگیرنده واقعی، پیشنهاد می گردد.
۹.

تاثیر نظریه ذهن بر درگیری تحصیلی (حیطه عاطفی– شناختی) با نقش میانجی پردازش هیجانی

تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۱
مقدمه : عملکرد تحصیلی همواره تابعی از ابعاد هیجانی و روان شناختی فرد است، بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای پردازش هیجان در رابطه نظریه ذهن با در گیری تحصیلی در دانش آموزان بود. روش ها: روش پژوهش توصیفی- همبستگی و به طور خاص مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری 529 نفر از دانش آموزان دختر شهرستان قائم شهر بودند که تعداد 300 نفر به عنوان نمونه ی آماری و به روش دردسترس انتخاب شدند و با پرسشنامه های پرسشنامه درگیری تحصیلی زرنگ (1391)، ﻣﻘﯿﺎس ﭘﺮدازش ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ ﺑﺎﮐﺮ و همکاران (2010) و ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ نظریه ذهن استیرمن (1994) ارزیابی شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، بین نظریه ذهن و پردازش هیجانی با درگیری تحصیلی رابطه ی مستقیم معنی دار وجود دارد. مدل پژوهش دارای برازش بوده و تایید شد و 42/0 از واریانس درگیری تحصیلی توسط نظریه ذهن و پردازش هیجانی مورد تبیین قرار گرفت و پردازش هیجانی در رابطه ی بین نظریه ذهن و پردازش هیجانی با درگیری تحصیلی نقش واسطه ای دارا بود. نتیجه گیری: با تغییرات شناخت اجتماعی به عنوان هسته اصلی نظریه ذهن می توان پردازش هیجانی را افزایش داد و نهایتا درگیری تحصیلی آن ها را ارتقا بخشید.
۱۰.

رابطه جو عاطفی اجتماعی مدرسه و انگیزش تحصیلی با خودکارآمدی تحصیلی

تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
مقدمه: خودکارآمدی به عنوان یک عامل انگیزشی، منجر به افزایش عملکرد تحصیلی و کاهش استرس می شود. شناسایی عوامل مؤثر بر خودکارآمدی در موفقیت تحصیلی تاثیر به سزایی دارد. هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه جو عاطفی-اجتماعی مدرسه و انگیزش تحصیلی با خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه بود. روش کار: روش تحقیق از نوع همبستگی و جامعه شامل 1402 نفر از دانش آموزان متوسطه بودند. 300 نفر از دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل متوسطه، سال تحصیلی 94-93 دبیرستان های شهرستان عباس آباد به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه جو عاطفی- اجتماعی مدرسه که توسط دانشگاه بنگلور هند ساخته شده و پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند و همکاران(1992) و مقیاس خودکارآمدی جری جینگ و مورگان (1991)استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها، به روش تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام انجام شد. نتایج: یافته ها نشان داد که بین جو عاطفی-اجتماعی مدرسه با خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بین انگیزش تحصیلی دانش آموزان(انگیزش بیرونی و درونی) با خودکارآمدی تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و بین بی انگیزشی و خودکارآمدی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: جو عاطفی-اجتماعی مدرسه و انگیزش تحصیلی توانستند به طور معناداری خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر را پیش بینی نمایند.
۱۱.

بررسی تطبیقی برنامه درسی آموزش پرستاری در مقطع دکتری در ایران و چهار دانشگاه برتر آمریکا

تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه: رسالت برنامه دکتری پرستاری ارتقاء استانداردهای ملی سلامت توانمند سازی دائمی اعضاء هئیت علمی ، تولید علم ، انتقال فن آوری، افزایش تعامل علمی درسطح ملی و بین المللی، ایجاد پویایی، برانگیختن روحیه علمی و روش مندی می باشد. بدین منظور مقایسه برنامه دکتری پرستاری برای پیشرفت و ارتقای رشته ضروری است در این مطالعه برنامه درسی آموزش پرستاری در مقطع دکتری در ایران و چهار دانشگاه برتر آمریکا مورد مقایسه قرار گرفته است . روش: این پژوهش، به روش توصیفی تطبیقی در سال1396 انجام شد و نظام آموزش پرستاری ایران با عناصر تشکیل دهنده برنامه آموزشی مقطع دکتری چهار دانشکده پرستاری آمریکا مورد مقایسه قرار گرفت . با جستجو اینترنتی، اطلاعات مورد نیاز جمع آوری و با استفاده از الگوی بردی چهارمرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه، تطبیق برنامه ها انجام شد . یافته ها: تفاوت اساسی در بیان اهداف کلی، نحوه پذیرش دانشجو و تعداد واحد ارائه شده (محتوای آموزشی) در بین برنامه درسی دوره دکتری آموزش پرستاری دانشگاه های ایران و آمریکا بود. نتیجه گیری: نتایج بدست آمده از این پژوهش می تواند به برنامه ریزان، اساتید و علاقه مندان رشته پرستاری کمک کند تا با دید وسیعتری نسبت به بازنگری و تدوین بهتر برنامه آموزشی خصوصا در انتخاب بهتر اهداف کلی، نحوه پذیرش دانشجو، محتوی درسی اقدام کنند.
۱۲.

تاثیر اجرای مدل FOCUS – PDCA بر رضایتمندی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده پرستاری علوم پزشکی بقیه الله (عج)

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۰
مقدمه : پایش فرآیندهای سازمانی به منظور بهبود و بازمهندسی آنها، جزء عملکردهای حیاتی در سازمان های با مدیریت نوین بوده و یکی از ضرورت ها و نیازهای اجتناب ناپذیر در یک مدیریت سالم و کارآمد، وجود یک سیستم کامل و دقیق پایش فرآیندها مانند مدل FOCUS-PDCA است. لذا مطالعه حاضر با هدف تاثیر اجرای مدل FOCUS –PDCA بر رضایتمندی دانشجویان تحصیلات تکمیلی انجام شد . روش ها : این پژوهش نیمه تجربی از نوع تک گروهی پیش و پس آزمون می باشد که در نیمسال اول و دوم تحصیلی 99-1398 در دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی انجام شد و 5 فرآیند مدیریت پژوهش انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها در بخش رضایتمندی توسط پرسش نامه محقق ساخته در هریک از مراحل (قبل و بعد از مداخله) سنجیده شد. در بحث زمان سنجی فرآیندها مدت زمان اجرای هر فرآیند برحسب روز سنجیده و گزارش گردید . یافته ها : میانگین زمان انجام فرآیندها با احتساب زمان بری برخی از فرآیندها که تحقق آنها عملا در طول یک ترم تحصیلی بود 74 روز گزارش گردید که پس از تشکیل کارگاه های FOCUS – PDCA و انجام مداخله ارتقاء توسط دانشجویان، میانگین زمان انجام فرایندهای مذکور به 55 روز تقلیل پیدا نمود. میانگین درصد ارتقاء فرآیندهای بررسی شده در خصوص زمان سنجی 65 درصد گزارش گردید. میانگین رضایت مندی دانشجویان تحصیلات تکمیلی از فرآیندهای پژوهشی دانشکده پرستاری 63.6 درصد گزارش گردید که پس از ارتقاء، این رضایت مندی بطور میانگین در مجموع فرآیندها به 21.2 درصد بهبود یافته و رضایتمندی 84.4% رسید. نتیجه گیری : پژوهش حاضر نشان داد که اجرای روش FOCUS-PDCA منجر به ارتقای عملکرد پژوهشی دانشکده پرستاری شده است. پیشنهاد می گردد که این روش در دیگر بخش های بالینی، کمیته تحقیقات دانشجویی و خدمات رفاهی درگیر با دانشجویان و اساتید انجام و از نظر تأثیر آن بر شاخص های دیگر نیز مورد ارزیابی قرار گیرد .
۱۳.

شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش نظری رشته اتاق عمل از منظر دانشجویان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۲
مقدمه: ارتقاء سطح کیفیت آموزش درگرو شناخت عوامل مؤثر بر آن بوده که لازمه آن بررسی نظرات دست اندرکاران آموزش (اساتید و دانشجویان) می باشد. لذا مطالعه حاضر باهدف تبیین و شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش نظری رشته اتاق عمل از منظر دانشجویان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران انجام گرفته است. روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی (توصیفی– تحلیلی) است. جامعه آماری آن شامل دانشجویان و اعضای هیئت علمی رشته اتاق عمل دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران می باشد که 342 نفر به روش نمونه گیری سرشماری و طبقه ای تصادفی جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از یک پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های فریدمن، آزمون T مستقل و آزمون من ویتنی در نرم افزار آماری spss21 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در رتبه بندی بین عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش نظری از دیدگاه دانشجویان و اعضای هیئت علمی، بالاترین میانگین رتبه ها مربوط به حیطه عوامل مرتبط با مدرس و کمترین میانگین مربوط به حیطه اخلاق و رفتار حرفه ای بود. در بین مؤلفه های هرحیطه از منظر دانشجویان مهم ترین عامل مؤثر بر کیفیت آموزش، ارزشیابی به موقع فعالیت آموزشی و پژوهشی اساتید و ارائه بازخورد مناسب به آنان و از نظر اعضای هیئت علمی میزان علاقه و رغبت به رشته تحصیلی و رعایت اصول اخلاقی از طرف اساتید و دانشجویان بود که میانگین نمرات این مؤلفه ها در بین اساتید و دانشجویان اختلاف معنی دار داشت (0/001> p ). نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که از منظر دانشجویان و اعضای هیئت علمی رشته اتاق عمل، با نسبت بسیار زیاد نقش مدرس مهم ترین اثر را بر کیفیت آموزش نظری دارد و به نظرمی رسد برای افزایش کیفیت آموزش در رشته اتاق عمل لاجرم باید مواردی را که منجر به بالا رفتن کیفیت نقش استاد می شود مدنظر قرار داده و همچنین در راستای ارتقاء سطح کیفیت طبق شش حیطه های موردبحث این مطالعه اقدام نمود.
۱۴.

طراحی مدل آموزش تفکر مبتنی بر نظریه اجتماعی فرهنگی ویگوتسکی و سنجش تاثیر آن بر کاهش پرخاشگری

تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۳
مقدمه: شیوع رفتارهای پرخاشگرانه به طور مستقیم با سلامت جسم و روان افراد جامعه در ارتباط است. آموزش تفکر می تواند یک راهبرد موثر برای جلوگیری از بروز رفتارهای پرخاشگرانه در نوجوانان باشد. آموزش تفکر مانند هر نوع آموزشی،نیاز به طراحی دارد. هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل طراحی آموزش تفکر مبتنی بر نظریه اجتماعی فرهنگی ویگوتسکی و سنجش تأثیر آن بر کاهش پرخاشگری دانش آموزان است. روش ها: روش پژوهش آمیخته است. در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و زمینه یابی و در بخش کمّی از روش آزمایش استفاده شد. در بخش کیفی با تحلیل متون و مصاحبه ها، مدل طراحی و برای اعتبارسنجی درونی، تصویر مدل به همراه یک پرسشنامه، برای 15 نفر از متخصصان ارسال،داده ها تحلیل و اعتبار درونی مدل تأیید شد.در بخش کمّی 60 نفر از دانش آموزان دختر و پسرکه بیشترین نمره پرخاشگری را در آزمون پرخاشگری باس و پری داشتند،در 2 گروه آزمایش و 2 گروه کنترل جایگزین و 9 جلسه 75 دقیقه ای به آن ها آموزش تفکر داده شد.به گروه های آزمایش با مدل طراحی شده و به گروه های کنترل با روش های معمول مدارس،مانند روش پرسش و پاسخ،آموزش تفکر داده شد. پس از آموزش با استفاده از پرسشنامه پرخاشگری، مجدداً پرخاشگری گروه ها سنجش شد. یافته ها: ابتدا مدل طراحی آموزش تفکر تدوین شد. سپس مدل اجرا و داده ها با آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت. بین گروه های آزمایش و کنترل پسران، تفاوت معناداری دیده نشد. بین گروه های آزمایش و کنترل دختران با توجه به تفاوت میانگین ها (266/8 و 800/3)، تفاوت معنی داری مشاهده شد. بین دو گروه دختران و پسران در کاهش پرخاشگری، اختلاف معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: درکنار طراحی عمومی آموزش، می توان به طراحی آموزش در حوزه های ویژه مانند تفکر نیز پرداخت. مدل آموزش تفکر طراحی، اعتبارسنجی و به کار بسته شد و به کاهش پرخاشگری دانش آموزان دختر منجر شد.
۱۵.

طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر مهارت های زندگی یونسکو و آمادگی جسمانی با رویکرد تلفیقی

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۶
مقدمه: پژوهش حاضربا هدف طراحی الگوی آموزش برنامه درسی دوره ابتدایی مبتنی بر آمادگی جسمانی و مهارت های زندگی یونسکو با رویکرد تلفیقی با استفاده از نظرات اساتید این حوزه و معلمین ابتدایی اجرا شد. روش ها : نمونه آماری شامل 375 نفر اساتید و معلمین است که نمونه گیری معلمان تصادفی در دسترس و نمونه متخصصان هدفمند، انتخاب شدند. سپس با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته در چهار بخش اهداف، محتوا، فعالیت های یاددهی و یادگیری و ارزشیابی تدوین شده بود اجرا گردید. پژوهش حاضر در زمره پژوهش های آمیخته محسوب می شود. در بخش کیفی برای تدوین پرسشنامه ها واهداف برنامه درسی از روش های تحلیل محتوا، نظرسنجی و مطالعه پیشینه های مربوطه به تدوین پرسشنامه و اهداف پرداخته شد و در بخش کمی نیز با استفاده از کمی کردن داده ها و اطلاعات از شیوه های ساده و پیچیده کمی(مانند تحلیل آماری) شده است. ابزار اندازه گیری، شامل یک پرسشنامه 94 سوالی است که در طیف لیکرت تدوین شده و از لحاظ روایی محتوا به تأیید اساتید فن رسیده و اعتباری بالغ بر 97/0 را به خود اختصاص داده است. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام شد. در سطح توصیفی از شاخص های گرایش مرکزی، شاخص های پراکندگی بهره گرفته شد و در سطح استنباطی از آزمون کولموگروف-اسمرینوف و آزمون ویلکاکسون استفاده شده است. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از این است که اجرای برنامه درسی دوره ابتدایی مبتنی بر آمادگی جسمانی و مهارت های زندگی یونسکو با رویکرد تلفیقی، در دوره ابتدایی کاربردی بوده و می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۹