راهبردهای آموزش در علوم پزشکی

راهبردهای آموزش در علوم پزشکی

راهبردهای آموزش در علوم پزشکی دوره پانزدهم فروردین و اردیبهشت 1401 شماره 1 (پیاپی 71) (مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

مقالات

۱.

طراحی واعتباریابی مقیاسی برای سنجش فرهنگ سازمانی دانشگاه های کشور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: سنجش فرهنگ سازمانی دانشگاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 841 تعداد دانلود : 692
مقدمه: فرهنگ سازمانی، ابزاری قدرتمند برای ارتقای عملکرد و اثربخشی بلندمدت سازمان است. هدف مقاله حاضر طراحی واعتباریابی مقیاسی برای سنجش فرهنگ سازمانی دانشگاه های کشور بود. روش ها: روش پژوهش ترکیبی آمیخته بود . منابع گردآوری داده ها در بخش کیفی پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته با 30 نفر، یادداشت برداری ، اسناد عمومی و خصوصی بوده که به داده های متنی تبدیل شده و پس از کدگذار ی متن با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا صورت گرفت . بر اساس نتایج بخش کیفی، ابزار اندازه گیری بر اساس مؤلفه های شناسایی شده در قالب پرسشنامه 105 سوالی طراحی گردیده و روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظر متخصصان تایید و در نهایت ضریب پایایی 74/0 به دست آمد. برای برآورد اعتبار الگوی ارائه شده از تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. در بخش کیفی از نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی با توجه به حجم نمونه به روش نمونه گیری خوشه ای از شهرهای مختلف کشور داده ها جمع آوری گردید. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که الگوی فرهنگ سازمانی دارای 24 عامل ، 105 ملاک و 805 نشانگر است. یافته ها همچنین ننشان داد مقیاس طراحی شده برای سنجش فرهنگ سازمانی در دانشگاهای کشور ایران از برازش بسیار مطلوبی برخوردار است. نتیجه گیری بنابراین و با توجه به نتایج بدست آمده می توان گفت که لازم است دانشگاه های کشور به سوی اعتباریابی فرهنگ سازمانی گام برداشته و تمام عوامل به طور یکسان مورد توجه قرار گیرد.
۲.

تأثیر اجرای روش تدریس کلاس معکوس بر خودکارآمدی تحصیلی و یادگیری خودراهبر دانشجویان در درس زبان انگلیسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: کلاس معکوس خودکارآمدی تحصیلی یادگیری خودراهبر دانشجویان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 60 تعداد دانلود : 407
مقدمه: امروزه، آمادگی برای خودراهبری و خودکارآمدی به عنوان یک عامل انگیزشی در امر یادگیری دانشجویان مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی اثر بخشی تدریس کلاس معکوس بر خودکارآمدی تحصیلی و یادگیری خودراهبر دانشجویان دانشگاه پیام نور دلفان در درس زبان انگلیسی انجام شد. روش ها: روش نیمه آزمایشی، که در آن 30 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور دلفان، که در نیمسال تحصیلی 1397-1396 درس زبان انگلیسی را انتخاب کرده بودند با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). ابزار پژوهش پرسشنامه های خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان (1992)، و یادگیری خودراهبر فیشر و همکاران (2001) بود. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 23 و با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر خودکارآمدی تحصیلی و یادگیری خودراهبر با مؤلفه های آن (خودکنترلی، رغبت در یادگیری و خود مدیریتی) تفاوت معناداری وجود دارد، و روش تدریس کلاس معکوس باعث افزایش میزان خودکارآمدی تحصیلی و خودراهبری یادگیری (خودکنترلی، رغبت در یادگیری و خودمدیریتی) در بین دانشجویان شد (001/0>P). نتیجه گیری: روش تدریس کلاس معکوس می تواند میزان خودکارآمدی تحصیلی و خودراهبری در یادگیری (خودکنترلی، رغبت در یادگیری و خودمدیریتی) را در بین دانشجویان ارتقاء بخشد. بنابراین استادان می توانند از این روش تدریس جهت افزایش خودکارامدی تحصیلی و یادگیری خودراهبری دانشجویان استفاده کنند.
۳.

پیش بینی پیوند با مدرسه بر اساس خوش بینی تحصیلی و طرحواره های هیجانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: خوش بینی طرحواره هیجان مدرسه دانش آموز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 562 تعداد دانلود : 853
مقدمه: رابطه دانش آموزان با مدرسه یکی از مهم ترین ابعاد تحصیلی است، متغیرهای متعددی می توانند در این ارتباط دخیل باشند و آن را تحت تاثیر قرار دهند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف پیش بینی پیوند با مدرسه بر اساس خوش بینی تحصیلی و طرحواره های هیجانی صورت گرفت. روش : پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن عبارت بودند از کلیه دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهر کنگاور در سال تحصیلی 99-1398. تعداد 200 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های پیوند با مدرسه رضایی شریف و همکاران(1390)، پرسشنامه خوش بینی تحصیلی شیرر و کارور و پرسشنامه طرحواره های هیجانی لیهی بود. داده های بدست آمده با استفاده ازspss نسخه 23 با روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که بین خوش بینی و طرحواره های هیجانی با پیوند با مدرسه دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین 52 درصد از کل واریانس پیوند با مدرسه دانش آموزان بر اساس خوش بینی و طرحواره های هیجانی قابل پیش بینی می باشد. نتیجه گیری: بر همین مبنا می توان متغیرهای پیش بین را از مولفه های مهم و کلیدی در رابطه و پیوند دانش آموزان با مدرسه به شمار آورد و آگاهی والدین و هم چنین معلمان از این مهم می تواند به تعمیق و تقویت پیوند با مدرسه دانش آموزان منجر شود.
۴.

رابطه ی هوش موفق و تمایزیافتگی خود با رضایت از زندگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: رضایت از زندگی تمایزیافتگی خود هوش موفق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 722 تعداد دانلود : 151
مقدمه: امروزه رضایت از زندگی یادگیرندگان و شناسایی عوامل مرتبط با آن در کانون توجه مطالعات مرتبط با آموزش و پرورش مثبت گرا قرار دارد. به دلیل اهمیت پیش بینی کننده های رضایت، پژوهش حاضر بررسی رابطه ی تمایزیافتگی خود و هوش موفق با رضایت از زندگی یادگیرندگان را مورد بررسی قرار داده است. روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر ارومیه بودکه 1800 نفر بودند و 318 نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای مطابق جدول مورگان انتخاب گردیدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های رضایت از زندگی داینر و همکاران، تمایزیافتگی خود اسکورون و اشمیت و هوش موفق گریگورنکو و استرنبرگ استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش همبستگی و رگرسیون هم زمان بهره گرفته شد. یافته ها: خرده مقیاس های واکنش پذیری عاطفی و گسلش عاطفی به ترتیب با ضرایب همبستگی 370/0- و 310/0- با رضایت از زندگی رابطه معکوس دارند. ضریب همبستگی بین خرده مقیاس های هوش موفق شامل هوش تحلیلی، هوش خلاق و هوش عملی با رضایت از زندگی به ترتیب برابر 418/0، 561/0 و 483/0 بوده که نشان گر وجود رابطه ی مثبت با رضایت از زندگی می باشند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مؤلفه های تمایزیافتگی خود و خرده مقیاس های هوش موفق توان پیش بینی کنندگی معنادار رضایت از زندگی را دارا هستند.
۵.

پیش بینی فرسودگی تحصیلی بر اساس حساسیت اضطرابی، احساس تنهایی و ترس از صمیمت در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: فرسودگی تحصیلی حساسیت اضطرابی احساس تنهایی ترس از صمیمیت دانشگاه علوم پزشکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 562 تعداد دانلود : 468
مقدمه: در طول دوران تحصیل، چالش های مثبت و منفی گوناگونی برای دانشجویان ایجاد می شود که یکی از این چالش های منفی، فرسودگی تحصیلی است. عوامل متعدد شناختی، هیجانی، رفتاری و شخصیتی بر بروز و شدت یافتن این چالش منفی اثرگذار هستند. هدف این پژوهش پیش بینی فرسودگی تحصیلی بر اساس حساسیت اضطرابی، احساس تنهایی و ترس از صمیمیت است. روش کار: روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال تحصیلی 98-1397 است که 335 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه فرسودگی تحصیلی، پرسش نامه حساسیت اضطرابی، پرسش نامه احساس تنهایی و پرسشنامه ترس از صمیمت بود که به منظور تحلیل پرسش نامه ها از روش رگرسیون چندگانه از نوع همزمان استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که حساسیت اضطرابی، احساس تنهایی و ترس از صمیمت قادر به پیش بینی معنادار فرسودگی تحصیلی هستند)001/0(P<. نتیجه گیری: دانشگاه به عنوان اصلی ترین نهادی که اکثریت جامعه جوان در آن حضور می یابند، اهمیت اساسی در حفظ و بهبود سلامت روانی-اجتماعی افراد دارد. از آنجا که دوره جوانی با فرآیند اجتماعی شدن گره خورده است؛ توجه و برنامه ریزی هدفمند در راستای کمک به این فرآیند در پیشرفت تحصیلی و سلامت روان جوانان جامعه که پایه و اساس پیشرفت های آتی هستند، باعث جلوگیری و کاهش مشکلات مربوط به فرآیند تحصیل از جمله فرسودگی تحصیلی می شود.
۶.

طراحی الگوی بلوغ مدیریت دانش درسازمان های بهداشتی درمانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: مدیریت دانش بلوغ مدیریت بلوغ مدیریت دانش الگوی بلوغ سازمان های بهداشتی درمانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 617 تعداد دانلود : 427
مقدمه: بلوغ مدیریت دانش، تعیین کننده ظرفیت و مراحل رشد و میزان آمادگی سازمان و شناسایی مؤلفه های ضروری برای پیاده سازی موفق راهبردها، اهداف وبرنامه های مدیریت دانش است. لذا پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی بلوغ مدیریت دانش در سازمان های بهداشتی درمانی طراحی شده است. روش ها: این پژوهش از نوع کاربردی است که باروش آمیخته کیفی،کمی انجام شده است. روش نمونه گ یری در مرحله کیفی،گلوله برفی و روش گردآوری داده ها، پرسشنامه ومصاحبه نیمه ساختار یافته با 12نفرازخبرگان مدیریت دانش در علوم پزشکی درشهر تهران بود. برای تحلیل مصاحبه ها از روش تحلیل محتوای کیفی و برای بررسی پایایی مصاحبه ها ازروش باز بینی متون، توسط خبرگان و روش توافق درون موضوعی دوکدگذاراستفاده شد. به منظور تحلیل آماری، پرسشنامه بسته پاسخ تهیه وبا روش نمونه گیری هدفمند بین120 نفراز صاحب نظران سازمان های موردمطالعه توزیع شد و از آن ها خواسته شد تا گزینه ها را، بر اساس طیف لیکرت ارزش گذاری نمایند. برای تحلیل یافته های کمی پژوهش از تحلیل عاملی اکتشافی و ازنرم افزار SPSS 22 استفاده شد. نتایج: در الگوی حاصل، پنج لایه اصلی شامل: راهبرد، فرایندها، تسهیل کننده ها، نتایج و عوامل بیرونی شناسایی شدند و سطوح بلوغ مدیریت دانش شامل: ابتدائی، آگاهی، تعریف شده، مدیریت شده کمی، بهینه، کارآفرین و فناور بود. بالاترین میزان بار عاملی مربوط به سطح مدیریت شده بود (0.964). هم چنین هر سطح با سطح بعدی خود دارای همبستگی معنی داری بود(0.05>P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که در بلوغ مدیریت دانش بعد اجتماعی در سازمان بهداشتی درمانی، چون با سلامت جامعه و افراد سروکار دارند، نسبت به بعد فنی ازاهمیت بیشتری برخوردار و نقش رهبری و فرهنگ دانشی در بلوغ مدیریت دانش و سازمان یادگیرنده پررنگ تر از سایر عوامل بود.
۷.

بررسی رابطه باورهای هوشی و بی صداقتی تحصیلی: نقش واسطه گری چالش پذیری تحصیلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: باورهای هوشی چالش پذیری تحصیلی بی صداقتی تحصیلی دانشجویان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 785 تعداد دانلود : 876
مقدمه: بی صداقتی تحصیلی در بین علم آموزان کشورهای مختلف گسترش زیادی پیدا کرد که این امر سبب پیامدهای نامطلوبی در حوزه ی آموزش وپرورش جوامع مختلف گردید، لذا هدف این پژوهش بررسی رابطه باورهای هوشی و بی صداقتی تحصیلی: نقش واسطه گری چالش پذیری تحصیلی بود. روش ها: پژوهش از نوع همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری تحقیق را همه ی دانشجویان دانشگاه اهواز در سال تحصیلی 97-96 تشکیل می دادند که تعداد 327 نفر از دانشجویان کارشناسی دختر و پسر این دانشگاه از راه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس باور های ضمنی هوش دویک (2011)، مقیاس بی صداقتی تحصیلی خامسان و امیری (2011) و مقیاس چالش پذیری تحصیلی بنیشک و همکاران (2005) استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد، بعد باور افزایشی هوش هم به صورت مستقیم (05.p=) و هم با واسطه گری اجتناب از چالش (02.p=) پیش بین معنی دار بی صداقتی تحصیلی بود. باور ذاتی هوش نیز هم به صورت مستقیم (05.p=) و هم با واسطه گری تمایل به چالش (02.p=) پیش بین معنی دار بی صداقتی تحصیلی بود. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که چالش پذیری تحصیلی و باور های هوشی دو مورد از عوامل اصلی برای بررسی بی صداقتی تحصیلی می باشد.
۸.

مدل کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان با تاکید بر ابعاد (تسهیلات پژوهشی، تسهیلات عمومی و فرصت های کارآفرینی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: تسهیلات پژوهشی تسهیلات عمومی دانشجویان فرصت های کارآفرینی و کیفیت زندگی دانشگاهی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 158 تعداد دانلود : 764
مقدمه:کیفیت زندگی دانشگاهی به عنوان رضایت از زندگی در دوران دانشجویی، به صورت رضایتمندی از زندگی عمومی است که در دانشگاه احساس می کنند. به اندازه گیری انتظارات و خواسته های دانشجویان می پردازد و فقط مربوط به محیط کلاس درس نمی شود. بنابراین هدف از این پژوهش ارایه مدل کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان است. روش ها:پژوهش حاضر به سنت پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. محیط پژوهش، شامل منابع دست اول بانکهای اطلاعاتی علمی معتبر در حوزه مطالعات کیفیت زندگی دانشگاهی که مقالات خارجی در فاصله زمانی سالهای1992تا2019 و مقالات داخلی در فاصله زمانی سال های1390 تا 1398 نمایه شده. ابزار مصاحبه، اعضای هیات علمی و روش نمونه گیری هدفمنددر دسترس است،پس از دسته بندی 117سوال اولیه،روایی محتوایی آنها به دو روش کیفی (نظر 10نفر از متخصصان) و کمی(بررسی میزان توافق هر سوال با استفاده از ضریب روایی محتواییCVR) انجام شد. بعضی سوالات که روایی آنها پایین بود حذف شد.با استفاده از ضریب هولستی،پایایی پرسشنامه 90/0براورد شد. یافته ها:تجزیه و تحلیل دادها با روش تحلیل محتوی با رویکرد استقرایی نشان داد متغیرهای تسهیلات پژوهشی با دو مولفه،تسهیلات عمومی با چهار مولفه و فرصت های کارآفرینی با دو مولفه از عوامل تشکیل دهنده کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان هستند. نتیجه گیری:با توجه به اهمیت نقش دانشجویان در پیشبرد اهداف جامعه و نیز اهمیت کیفیت زندگی آنان به عنوان عاملی مهم در موفقیت دانشگاهها در انجام مأموریت خود؛توجه و بکارگیری ملاکهای ارائه شده در مدل پیشنهادی برای تصمیم گیرندگان میتواند یکی از راههای بهبود کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان باشد.
۹.

تاثیر آموزش مبتنی بر رویکرد ساختن گرایی بر یادگیری مشارکتی دانش آموزان در درس علوم و پایداری آن در طول زمان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: آموزش ساختن گرایی یادگیری مشارکتی بازخورد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 215 تعداد دانلود : 352
مقدمه : نتایج تحقیقات بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی که روند آموزش علوم تجربی را مطالعه می کند، نشان داده است که کشور ایران نتایجی پایین تر از میانگین داشته است. بنابراین ضرورت توجه ویژه به درس علوم تجربی مشهود است. در این راستا هدف این پژوهش، بررسی اثر آموزش درس علوم تجربی بر اساس رویکرد ساختن گرایی برمیزان یادگیری مشارکتی دانش آموزان و پایداری آن در طول زمان بود. روش ها: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398 و حجم نمونه 60 نفر، که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مشارکتی استیفان و همکاران استفاده شد و آموزش مبتنی بر رویکرد ساختن گرایی طی10 جلسه، هر جلسه60 دقیقه اجراء گردید و جهت تحلیل داده ها، از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون اندازه گیری مکرر و مقایسه زوجی) بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش، بیانگر آن است که میزان یادگیری مشارکتی دانش آموزانی که آموزش بر اساس رویکرد ساختن گرایی را دریافت کرده اند بطور معنی داری بالاتر از میزان یادگیری مشارکتی دانش آموزانی است که این آموزش را دریافت نکرده اند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که آموزش علوم تجربی پایه هفتم براساس رویکرد ساختن گرایی بر افزایش میزان یادگیری مشارکتی دانش آموزان موثر بوده است و در طول زمان از پایداری مناسبی برخوردار است. بر اساس نتایج، می توان از آموزش با رویکرد ساختن گرایی برای افزایش یادگیری مشارکتی دانش آموزان در دوره اول متوسطه استفاده کرد و این روش با فعال ساختن دانش آموزان در فرایند آموزش می تواند به عنوان یکی از روش های اصلی جهت افزایش یادگیری مشارکتی به کار رود.
۱۰.

بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار اولیه با خود ناتوان سازی در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

نویسنده:

کلید واژه ها: سبک های دلبستگی طرحواره های ناسازگار اولیه خود ناتوان سازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 143 تعداد دانلود : 549
مقدمه: خودناتوان سازی از جمله مکانیسم های دفاعی جهت حفظ اعتماد به نفس هنگام شکست خوردن می باشد. هدف این تحقیق بررسی رابطه ی بین سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار اولیه با خود ناتوان سازی در دانشجویان دانشگاه مراغه بود. روش ها: در این پژوهش از روش تحقیق توصیف همبستگی استفاده شد. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی دانشجویان دانشگاه مراغه در سال تحصیلی 1397-98 بود. از جامعه مذکور با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تعداد 300 نفر از دانشجویان به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات ازپرسش نامه های سبک دلبستگی هازن و شیور ، طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ و مقیاس خود ناتوان سازی جونز و رودوالت استفاده شد. به منظور تحلیل یافته ها از رگرسیون چند متغیره و ضریب همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS 24 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین طرحواره های ناسازگار اولیه با خود ناتوان سازی رابطه ی معنا داری دارند ( 01/0 P< ) و همچنین از بین سبک های دلبستگی، بین سبک دلبستگی نا ایمن اجتنابی و نا ایمن دوسوگرا با خودناتوان سازی رابطه معناداری وجود دارد ( 01/0 P< ). اما بین سبک دلبستگی ایمن با خود ناتوان سازی رابطه معنادار وجود ندارد. نتیجه گیری: سبک های دلبستگی نا ایمن و دوسوگرا و طرحواره های ناسازگار اولیه می توانند منجر به خودناتوان سازی در دانشجویان شوند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۰