علیرضا کیامنش

علیرضا کیامنش

مدرک تحصیلی: استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۲۳ مورد.
۱.

اثربخشی بسته آموزشی ارتقای کارکردهای اجرایی در افزایش خودتنظیمی: نقش واسطه ای برنامه ریزی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲۲
توانایی خودتنظیمی یکی از عاملهای مهم در رابطه با بسیاری از پیامدهای مثبت روانشناختی است ازاینرو ارتقا و آموزش آن به دانشآموزان یک ضرورت است. هدف اصلی پژوهش حاضر آزمون اثربخشی آموزش ارتقای کارکردهای اجرایی بر خودتنظیمی بر اساس نقش واسطهای برنامهریزی بود. طرح پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان مقطع 2 شهر تهران میشد و شرکتکنندگان در پژوهش شامل 40 دانشآموز میشد که در سال تحصیلی 98-1397 در مدارس دولتی ثبتنام کرده بودند. شرکتکنندگان از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. در گروه آزمایش 20 دانشآموز 8 جلسه 90 دقیقهای آموزش دریافت کردند. درحالیکه اعضای گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش پرسشنامه کارکردهای اجرایی (BRIEF) است. برای تحلیل دادهها از مدلهای ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی در قالب الگوی MIMIC استفاده شد. از یافتههای قابلتوجه این پژوهش میتوان به برازش مدل مفهومی و نیز تأثیر مستقیم و غیرمستقیم آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودتنظیمی اشاره کرد. درمجموع برازش مدل نشاندهنده آموزش پذیری خودتنظیمی و نقش متغیر واسطهای است.
۲.

خشونت در روابط عاشقانه: مروری سیستماتیک

تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۹۷
مطالعه حاضر با هدف شناخت علل خشونت در روابط عاشقانه با بهره گیری از روش مرور سیستماتیک انجام شد. این موضوع از آن جایی اهمیت پیدا می کند که خشونت در روابط زناشویی اگرچه تاثیرات مخرب و بلند مدتی دارد، معمولا از سوی زوجین نادیده گرفته می شود. این مطالعه از نوع مطالعات ثانویه است و با توجه به روش اجرا مرور سیستماتیک تلقی می شود. جامعه آماری پایگاه های اطلاعاتی و مطالعاتی است که از جوانب مختلف به موضوع پرخاشگری زوجین در بازه ی زمانی 1978 ت ا 2018 میلادی پرداخته اند. بر اساس معیار جداد، مطالعاتی که نمره 3 و یا بیشتر گرفتند وارد مطالعه شدند. تجزیه و تحلیل داده ها به صورت کیفی انجام شد .در نهایت64 کارآزمایی شامل 25 مقاله ایرانی و 39 مقاله خارجی که دارای معیار ورود به مطالعه بودند، بررسی شدند. نتایج چهار گروه عامل اصلی را نشان داد، که عبارتند از: عوامل «فردی» که افراد با  خود به رابطه می آورند (مانند، مشاهده ی پرخاشگری در دوران کودکی)، عوامل مربوط به «بافت تعاملی زوجین» و یا «عوامل بین فردی» (مانند، اختلاف در قدرت، جنسیت گرایی، الگوهای ارتباطی ، دلبستگی و سلطهطلبی)، سوم، عوامل « غیرفردی» هستند (مانند سطح تحصیلات، سن و مشکلات مالی و اقتصادی، روابط فرا زناشویی، چندهمسری)، که بیشتر مورد توجه پژوهشگران ایرانی بوده است. مطابق با نتایح، مطالعه حاضر با روش مرور سیستماتیک به سه دسته از عوامل «فردی»، «بین فردی»، و « غیرفردی» اشاره کرد که مقالات مختلف در تبیین پرخاشگری به آن پرداخته اند، در نتیجه می توان گفت نقش عوامل ساختاری و کارکردی در تبیین پرخاشگری زوجین در مطالعات خالی است و نیاز به تلاش آتی دارد.
۳.

نقش واسطه ای هیجان های پیشرفت در رابطه بین اسنادهای علّی و فرسودگی تحصیلی

تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۸۸
این پژوهش با هدف آزمون نقش واسطه ای هیجا ن های پیشرفت در رابطه اسنادهای علّی و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان انجام شد. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. 446 دانشجو (201 زن، 245 مرد) که به کمک روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند به نسخه کوتاه مقیاس هیجان های پیشرفت مربوط به کلاس درس (گراوند، ابوالمعالی، کیامنش و گنجی، 1395)، پرسشنامه سبک اسنادی (پیترسون و دیگران، 1982) و سیاهه فرسودگی تحصیلی (سالملا آرو، کیورو، لسکینن و نورمی، 2009) پاسخ دادند. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که نقش واسطه ای هیجان های پیشرفت مثبت و منفی در رابطه بین اسنادهای علّی و فرسودگی تحصیلی دانشجویان با داده ها، برازش مطلوبی داشت. افزون بر آن، در مدل پیشنهادی واسطه گری نسبی هیجان های پیشرفت مثبت و منفی، تمامی وزن های رگرسیونی از لحاظ آماری معنادار بودند. همچنین، نتایج نشان داد که در مدل مفروض به ترتیب 57 و 60 درصد از نمره های هیجان های پیشرفت مثبت و منفی و 63 درصد از پراکندگی نمره های فرسودگی تحصیلی از طریق منابع تغییرپذیری منتخب توضیح داده می شوند. نتایج این پژوهش از نقش تعیین کننده اسنادهای علّی در پیش بینی فرسودگی تحصیلی فراگیران حمایت کرد. همچنین، نتایج نشان داد که بخشی از واریانس مشترک بین اسنادهای علّی و فرسودگی تحصیلی فراگیران، نتیجه تغییرپذیری در مقادیر عددی منتسب به نقش واسطه ای در مدل پیشنهادی بود.
۴.

بررسی و مقایسه عاملیت انسانی و مؤلفه های آن در میان دانشجویان دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه دولتی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲۵
امروزه فرایند رشد افراد سنین 25-18 سال، به دلیل کاهش حمایت نهادی، پروژه ای فردی شده و نیازمند عاملیت انسانی است. عاملیت برای دانشجویان تربیت معلم، به دلیل پیچیدگی های معلمی، بیش از سایر دانشجویان اهمیت دارد. هدف این پژوهش، بررسی و مقایسه میزان عاملیت و مؤلفه های آن در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه دولتی بود. این پژوهش با روش زمینه یابی مقطعی روی نمونه ای شامل 700 دانشجوی کارشناسی اجرا شد. برای گردآوری داده ها از «مقیاس چندوجهی شخصیت عاملیتی کوته» (1997) استفاده شد. تحلیل واریانس، الگوی پیچیده ای از یافته ها در مورد میزان عاملیت دانشجویان به دست داد که در آن، سطح عاملیت تابعی از تعامل بین نوع دانشگاه، جنسیت و سن بود. بین متغیرهای نوع دانشگاه و سن در تعیین میزان مؤلفه های منبع کنترل درونی و خودکارامدی تعامل مشاهده شد. سطح عاملیت دانشجو- معلمانِ هر دو جنس در بدو ورود به دانشگاه در سطح بالا، و در پسران بالاتر از دختران بود، اما در ادامه، عاملیت دانشجو- معلمانِ هر دو جنس کاهش یافته و به هم نزدیک شد. این وضعیت در دانشگاه دولتی برعکس بود. سطح منبع کنترل درونی و خودکارامدی دانشجو- معلمان در ابتدای ورود به دانشگاه بالاتر از دانشجویان دولتی بود، اما در ادامه، سطح هر دو مؤلفه در دانشجو- معلمان کاهش، و در دانشجویان دولتی افزایش یافت. از مقایسه روند تغییرات سطح عاملیت و مؤلفه های آن در دانشجویان برحسب متغیرهای جمعیت شناختی نتیجه گرفته شد که حضور در دانشگاه تأثیر قابل توجهی بر سطح عاملیت و مؤلفه های آن نداشته و سطح عاملیت و برخی از مؤلفه های آن در دانشگاه فرهنگیان محدود می شود.
۵.

مقایسه اثربخشی حساسیت زدایی حرکت چشم و بازپردازش، درمان شناختی- رفتاری و فن رهاسازی هیجانی در کاهش اضطراب بیماران دچار اختلال استرس پس از سانحه

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۴
هدف: هدف پژوهش تعیین و مقایسه اثربخشی سه روش حساسیت زدایی حرکت چشم و بازپردازش، شناختی-رفتاری و رهاسازی هیجانی در کاهش اضطراب بیماران دچار اختلال استرس پس از سانحه بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با سه گروه آزمایش، یک گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه و جامعه آماری 486 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان اعصاب و روان نوریه کرمان در سال 1397 بود. با روش نمونه گیری هدفمند 60 مرد انتخاب و در چهار گروه 15 نفری گمارش تصادفی شد. گروه 1 در 6 جلسه 45 دقیقه ای انفرادی حساسیت زدایی با حرکت چشم و بازپردازش شاپیرو (2014) را، گروه 2 در 6 جلسه 1 ساعته گروهی درمان شناختی-رفتاری داگاس و رابیچوود (2007) را و گروه 3 در 6 جلسه 1 ساعته انفرادی فن رهاسازی هیجانی چورچ (2014) را دریافت و هر چهار در سه مرحله سیاهه اضطراب اشپیلبرگر، کروسوچ، لاشن، وَگ و جاکوبز (1983) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در سطح 99 درصد اطمینان در گروه 1 اضطراب حالت (36/42 =F،) و صفت (66/12 =F)، در گروه 2 اضطراب حالت (38/5 =F،) و صفت (30/11 =F) و در گروه 3 اضطراب حالت (23/15 =F) و صفت (50/18 =F) کاهش یافته و این تأثیر در پیگیری پایدار مانده و از بین سه روش فقط درمان حساسیت زدایی منظم حرکت های چشم و بازپردازش در اضطراب حالت مؤثرتر از دو مداخله دیگر است (015/0=P). نتیجه گیری: از آنجا که هر سه روش با تأتیر بر افکار غیرمنطقی و رهاسازی هیجان ها منجر به بهبود راهبردهای رفتاری شدند؛ بنابراین روش هایی موثری برای کاهش اضطراب افراد دچار استرس پس از سانحه محسوب می شوند.
۶.

اثربخشی آموزش غنی سازی زندگی زناشویی بر اساس رویکرد هیجان مدار بر بهبود الگوهای ارتباطی زوج ها

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش غنی سازی زندگی زناشویی براساس رویکرد هیجان مدار بر بهبود الگوهای ارتباطی زوج ها بود. روش: روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی و طرح مورد استفاده، طرح پیش آزمون-پس آزمون دو گروهی (کنترل-آزمایش) بود. از بین جامعه آماری زوجهای مراجعه کننده به مراکز مشاوره در شهر گرگان که به منظور بهبود رابطه زناشویی خود مراجعه کردند، 30 زوج داوطلب به صورت هدفمند انتخاب شده و به تصادف به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه سه ساعته آموزش گروهی شرکت کرده و گروه کنترل به عنوان فهرست انتظار، هیچ مداخله سازمان یافته ای دریافت نکردند. به منظور سنجش متغیر وابسته از پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنس و سالاوی (1984) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: نتایج تحلیل داده ها نشان داد آموزش مبتنی بر رویکرد هیجان مدار در شرکت کنندگان گروه آزمایشی به نسبت گروه کنترل بر بهبود الگوهای ارتباطی زوج ها تأثیر داشته است (01/0>p). همچنین آزمون پیگیری نشان داد اثر آموزش غنی سازی زندگی زناشویی براساس رویکرد هیجان مدار ماندگار بوده است و بین میانگین های مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (01/0>p). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش تأثیر آموزش غنی سازی زندگی زناشویی براساس رویکرد هیجان مدار را در بهبود الگوهای ارتباطی زوج های تازه ازدواج کرده، مورد تایید قرار می دهد.
۷.

اثربخشی قصه درمانی بر روی مؤلفه های خودنظم دهی تحصیلی دانش آموزان دختر مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۹
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی قصه درمانی بر مؤلفه های خودنظم دهی تحصیلی (راهبرد مطالعه، هدف گزینی، خودارزیابی، کمک خواهی، مسئولیت پذیری و سازمان دهی) در دانش آموزان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای بود. روششناسی: روش پژوهش، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای منطقه 5 تهران که در سال تحصیلی 1396-97در پایه هشتم مشغول به تحصیل بودند. از بین 180 دانش آموز پایه هشتم تعداد 30 آزمودنی برای تقسیم به گروه های آزمایش (15نفر) و کنترل(15نفر) انتخاب و جایگزین شدند. سپس از هر دو گروه پیش آزمون مربوط به خودنظم دهی تحصیلی گرفته شد. پس از انجام مداخله برای گروه آزمایش (یعنی قصه درمانی به مدت 8 جلسه پیاپی، هفته ای یک جلسه 75 دقیقه ای)، هر دو گروه با استفاده از ابزار پژوهش مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفتند. شرکت کنندگان در پیش آزمون و پس آزمون، با استفاده از پرسشنامه خودنظم دهی سواری- عرب زاده (1392) مورد ارزیابی قرار گرفتند. به گروه آزمایشی در 8 جلسه راهبردهای قصه درمانی آموزش داده شد. در حالی که، در این مدت، گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس درسطح معناداری 05/0 با استفاده از نرم افزار spss21 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که قصه درمانی بر روی خودنظم دهی تحصیلی مؤثر و از بین مؤلفه های خودنظم دهی تحصیلی، قصه درمانی تنها بر روی راهبرد حافظه و کمک طلبی اثر داشت(001/0>P). نتیجه گیری: برای بهبود مهارت های شناختی افراد مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای روش های قصه درمانی موثر و کارآمد می باشد.
۸.

ساخت و اعتباریابی مقیاس رفتارهای ابرازی و ابزاری روابط زوجین

تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۹۷
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر ساخت و اعتباریابی ابزاری برای ارزیابی رفتارهای ابرازی (Expressive behaviors) و ابزاری (Instrumental behaviors) در روابط زوجین بود. مواد و روش ها: جامعه موردمطالعه کلیه متأهلین حاضر در گروهای تلگرامی، جمعیت شهروندان تهرانی و فضاهای ورزشی منطقه سعادت آباد تهران بود. معیارهای ورود زوجین شامل گذشت سه ماه از زمان تأهل آن ها و سواد خواندن و نوشتن بود. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد. برای ساخت این آزمون از نظریه Epstein و Baucom و همچنین مصاحبه کیفی با چهار زوج استفاده گردید. یافته ها: اجرای تحلیل عاملی با چرخش واریماکس (Varimax rotation) با بار عاملی حداقل 3/0 طی پنج مرحله درنهایت 22 گویه در پنج عامل باقی ماند. عامل اول با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی و ابزاری معطوف به خود (818/0=α)، عامل دوم با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی معطوف به رابطه (824/0=α)، عامل سوم با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی و ابزاری معطوف به همسر (715/0=α)، عامل چهارم با سه گویه رفتارهای ابزاری معطوف به رابطه (827/0=α) و عامل پنجم با چهار گویه رفتارهای ابرازی و ابزاری به محیط (756/0=α) نامیده شد. ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 861/0 به دست آمد. نتیجه گیری: مطابق با نظریه Epstein و Baucom رفتارهای ابرازی و ابزاری در چهار حیطه معطوف به خود، رابطه، همسر و محیط درمجموع شامل 8 عامل است. در مصاحبه کیفی با چهار زوج مشخص شد که افراد قادر به تفکیک رفتارهای ابرازی و ابزاری به طور کامل از هم نیستند. در تحلیل عاملی اکتشافی نیز این نتیجه به دست آمد که در سه حیطه خود، همسر و محیط رفتارهای ابرازی و ابزاری از هم تفکیک نشده و فقط در حیطه رابطه از هم تفکیک شدند.
۹.

سنجش نخستین سطح از تفکر انتقادی در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی: "بیان کردن به شکل دیگر"

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲۳
با توجه به اهمیت تفکر انتقادی به عنوان یکی از مهم ترین بازده های نظام آموزش عالی، سنجش این مهارت شناختی در میان دانشجویان می تواند اطلاعات ارزشمندی را فراهم نماید. بنابراین هدف پژوهش حاضر، سنجش بیان کردن به شکل دیگر به عنوان سطح نخست از تفکر انتقادی بر مبنای چارچوب پل و الدر (2012) در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته روانشناسی تربیتی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش پدیدارنگاری صورت گرفت. 15 شرکت کننده از میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته ی روان شناسی تربیتی دانشگاه الزهرا در سه گروه تحصیلی سال اول، سال دوم و فارغ التحصیلان در سال تحصیلی 98- 1397 برحسب تمایل داوطلبانه آنان به همکاری، مورد سنجش قرار گرفتند. در این پژوهش از دانشجویان خواسته شد تا بخشی از متن کتاب "هنر عشق ورزیدن" را بخوانند و متن مذکور را با کلمات و عبارات خود بیان کنند. اطلاعات گردآوری شده در دو بخش پاسخ های نوشتاری و اظهارنظر مصاحبه شوندگان، بر اساس روش تحلیل محتوای مضمون مورد واکاوی قرار گرفت. یافته های پژوهش در شش ویژگی مربوط به پاسخ های نوشتاری شامل تغییرِ ساختار جمله، معنا کردن واژه، تکرار کردن جمله، تغییر دادن معنای جمله، توضیح دادن جمله و حذف کردن عبارت یا جمله و سه ویژگی مربوط به فرایند مصاحبه شامل ترجمه کردن با توجه به احساسات فرد، عدم توجه به ارتباط بین بندها و نقد کردن استخراج گردید. بر مبنای یافته های بدست آمده، شرکت کنندگان ضعف عمده ای در مهارت بیان کردن به شکل دیگر داشتند. لذا توصیه می شود در راستای آموزش این مهارت و تعیین معیارهایی برای پرورش آن گام برداشت
۱۰.

اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی - عاطفی بر روی مؤلفه های عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر

تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
در این مطالعه، به بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی- عاطفی بر مؤلفه های عملکرد تحصیلی یعنی خودکارآمدی، برنامه ریزی، تأثیرات هیجانی، فقدان کنترل پیامد و انگیزش در دانش آموزان پرداخته شده است. روش پژوهش، از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر منطقه 1 تهران بودند که در سال تحصیلی 97-1396 در پایه هشتم تحصیل می کردند و با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به روش تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. در پیش آزمون و پس آزمون آزمودنی ها، با استفاده از سیاهه ی مهارت اجتماعی ایندربیتزن و فوستر (1992)، و پرسشنامه ی عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) مورد ارزیابی قرار گرفتند. به گروه آزمایشی در یازده جلسه مهارت های اجتماعی- عاطفی با روش YCDI آموزش داده شد. در حالی که، در این مدت، گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. نتایج پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که مداخله آموزشی بر روی همه مؤلفه های عملکرد تحصیلی (خودکارآمدی، برنامه ریزی، تأثیرات هیجانی، فقدان کنترل پیامد و انگیزش) مؤثر است. از بین مؤلفه های عملکرد تحصیلی، آموزش مهارت های اجتماعی - عاطفی بر روی مؤلفه انگیزش بیشترین اثر و بر روی مؤلفه های اثر هیجانی و فقدان کنترل پیامد کمترین اثر را داشته است. توصیه می شود معلمان در کنار آموزش مهارت های شناختی به دانش آموزان به آموزش مهارت های عاطفی-اجتماعی نیز اقدام نمایند
۱۱.

مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر رایانه و آموزش به روش سنتی بر حافظه عددی در دانش آموزان دارای اختلال ریاضی

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۸۹
زمینه: اختلالات یادگیری مهم ترین علت عملکرد ضعیف تحصیلی محسوب می شوند و هر ساله تعداد زیادی از دانش آموزان به علت این اختلالات در فراگیری مطالب درسی دچار مشکل می شوند. اما آیا وجود برنامه های آموزشی کارا می تواند در یادگیری این دانش آموزان مؤثر واقع شود؟ هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر رایانه و آموزش به روش سنتی بر حافظه عددی دانش آموزان دارای اختلال ریاضی پایه سوم شهر اهواز انجام شد . روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر و دختر دچار اختلال یادگیری ریاضی پایه سوم ابتدایی شهر اهواز بود. از میان آنها، نمونه ای به حجم 60 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه) جایگزین شدند. داده ها با استفاده از خرده آزمون حافظه عددی آزمون هوش وکسلر برای کودکان - نسخه چهارم (2004)، جمع آوری شد. داده ها از طریق تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی بنفرونی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین اثربخشی آموزش مبتنی بر رایانه و آموزش به روش سنتی (0/05 p< ) و گروه گواه (0/01 p< ) بر حافظه عددی دانش آموزان تفاوت معنی دار وجود داشت. نتیجه گیری: آموزش مبتنی بر رایانه نسبت به آموزش به روش سنتی اثر بخشی بیشتری بر بهبود حافظه عددی دانش آموزان دارد .
۱۲.

تحلیلی بر علل تعارضات زناشویی در دو دهه اخیر (یک مرور نظامند)

تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۸۹
زمینه: تعارض رایج ترین مشکل در روابط زوجین است که کیفیت زندگی زناشویی را به صورت منفی تحت تأثیر قرار می دهد و سبب بروز پیامدهای منفی جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی می شود. تشدید و ناتوانی در حل آن ممکن است خانواده را دچار آسیب نماید و حتی منجر به طلاق شود. علی رغم پژوهش های میدانی متعددی که در این موضوع صورت گرفته است، جمع بندی و تحلیل منسجمی از علل تعارضات و ابعاد آن در دسترس نیست. هدف: هدف پژوهش حاضر مرور تحقیقات انجام شده در این زمینه و شناسایی علل تعارضات زناشویی بود. روش: در این تحقیق که به روش مرور سیستماتیک انجام شد، جامعه آماری مقالات علمی - پژوهشی، پایان نامه ها و طرح های پژوهشی مرتبط با تعارضات زناشویی بودکه در دو دهه اخیر (1380 تا 1398 و 2000 تا 2019) انجام شده اند. از بین 768 مورد جستجو شده تعداد 58 مورد مرتبط با علل تعارضات زناشویی انتخاب و وارد مطالعه شدند. یافته ها: در مجموع تعداد 41 عامل (با فراوانی 375) به عنوان علل تعارضات زناشویی شناسایی و در 4 دسته طبقه بندی شدند که به ترتیب از بیشترین میزان عبارت بودند از: عوامل خانوادگی با 40/80 درصد فراوانی؛ عوامل فردی با 40/53 درصد فراوانی؛ عوامل محیطی با 16/27 درصد فراوانی و عوامل معنوی با 2/4 درصد فراوانی. همچنین عمده ترین علل تعارضات زناشویی از بین 41 عامل عبارت بودند از: 1. مشکلات مالی (با 74/7 درصد فراوانی)؛ 2. دخالت خانواده ها و اطرافیان (با 7/20 درصد فراوانی)؛ 3. خشونت جسمانی و کلامی (با 14/6درصد فراوانی)؛ 4. ضعف مهارت های ارتباطی و حل مسأله (با 5/6 درصد فراوانی)؛ 5. مشکلات جنسی (با 4/8 درصد فراوانی) . نتیجه گیری: شناسایی مجموعه عوامل و میزان سهم هر یک از عوامل به پژوهشگران کمک می کند تا به کشف یک مدل منسجم از علل تعارضات زناشویی نائل شوند و مطابق این مجموعه عوامل ابزار پیش بینی و پیشگیری از تعارضات زناشویی را تدوین کنند.
۱۳.

مقایسه اثر بخشی آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خود نظم دهی بر مهارت حل مسأله دانش آموزان پایه هفتم

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۶
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی بر مهارت حل مسأله دانش آموزان انجام شد. روش بررسی: روش پژوهش حاضر آزمایشی بود. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پایه ی هفتم شهر تهران بود که در سال تحصیلی 1397-1396 مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 120 دانش آموز (60 دانش آموز دختر- 60 دانش آموز پسر) به عنوان نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه حل مسأله هپنر و پترستن استفاده شد که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج: یافته ها نشان داد که دو روش آموزش راهبرد تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی بر افزایش مهارت حل مسأله دانش آموزان اثر بخش بود، اما بین تأثیر این دو روش تفاوت معناداری مشاهده نشد. همچنین مشخص شد که آموزش راهبرد تجسم کردن موجب افزایش میانگین مؤلفه اعتماد به حل مسایل، سبک گرایش اجتناب و کنترل شخصی می شود، اما آموزش خودنظم دهی تنها در مؤلفه ی اعتماد به حل مسایل و سبک گرایش اجتناب اثر معناداری داشت. همچنین نتایج نشان داد آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن در مؤلفه کنترل شخصی بیشتر از آموزش خودنظم دهی اثر بخش بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی در مهارت حل مسأله بر دانش آموزان پسر بیشتر از دانش آموزان دختر اثر داشت. لیکن در مؤلفه ی اعتماد به حل مسایل آموزش راهبرد تجسم کردن برای دانش آموزان پسر اثر بخش تر از دانش آموزان دختر بود و آموزش خودنظم دهی برای دانش آموزان دختر اثر بخش تر از دانش آموزان پسر بود.
۱۴.

شناسایی پیامدهای طلاق والدین بر فرزندان؛ مطالعه کیفی

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۱
طلاق معضلی اجتماعی است که پیامدهای فردی و اجتماعی مهمی دربردارد. فرزندان از جمله گروه های آسیب پذیری هستند که تحت تأثیر طلاق قرار می گیرند. این پژوهش کیفی با هدف شناسایی پیامدهای طلاق والدین بر فرزندان و با استفاده از روش پدیدارشناختی تفسیری انجام شد. مشارکت کنندگان این مطالعه از میان دانش آموزان دوره متوسطه دوم آموزش و پرورش شهر تهران انتخاب شدند که والدینشان از هم طلاق گرفته بودند و حداقل دو سال از زمان جدایی آنها گذشته بود. نمونه گیری مبتنی بر هدف بود که با سیزده مشارکت کننده انجام گرفت. مصاحبه نیمه ساختار روشی بود که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت و فرایند مصاحبه و تحلیل داده ها تا رسیدن به نقطه اشباع نظری ادامه یافت. داده ها از طریق روش دیکلمن شناسه گذاری و تحلیل گردید. نتایج تحلیل مصاحبه ها به استخراج ۲۴ مفهوم و هفت مقوله منجر شد. بر اساس نتایج، ناامنی در تعاملات اجتماعی، مشکلات اقتصادی، مشکلات ساختاری خانواده، مشکلات تحولی و رشدی، نشانگان افسردگی، الگوهای ناکارامد سازگاری و مشکلات تحصیلی به عنوان پیامدهای طلاق والدین بر فرزندان شناسایی شد.
۱۵.

اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی - عاطفی بر روی اختلالات رفتاری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی- عاطفی به روش YCDI (You Can Do It ) بر اختلالات رفتاری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان بود. روش شناسی: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را 40 نفر از دانش آموزان دختر منطقه 1 تهران که در سال تحصیلی 97-1396 در پایه هشتم تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس برای انجام تحقیق انتخاب شد. سپس، به روش تصادفی ساده دو مدرسه از بین مدارس این منطقه انتخاب و 40 نفر از دانش آموزان پایه هشتم که با استفاده از آزمون های غربالگری سیاهه مهارت اجتماعی ایندربیتزن و فوستر ( 1992)، فرم سیاهه رفتاری کودک (CBCL در آزمون آخنباخ و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) شناسایی شده بودند به تصادف در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به گروه آزمایشی در یازده جلسه مهارت های اجتماعی- عاطفی با روش YCDI آموزش داده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس در سطح معناداری 05/0 و با استفاده از نرم افزار spss21 انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که مداخله آموزشی YCDI منجر به کاهش اختلالات رفتاری و افزایش عملکرد تحصیلی شد (001/0>P). همچنین از بین مؤلفه های عملکرد تحصیلی، آموزش مهارت های اجتماعی - عاطفی بر روی انگیزش بیشترین اثر و بر روی اثر هیجانی و فقدان کنترل پیامد کمترین اثر را داشت. نتیجه گیری : معلمان در کنار تدریس مهارت های شناختی به دانش آموزان به آموزش مهارت های عاطفی-اجتماعی نیز اقدام نمایند.
۱۶.

رابطه علّی تمایزیافتگی، معناداری زندگی و بخشودگی با دلزدگی زناشویی از طریق میانجی گری تعارض زناشویی و رضایت زناشویی

تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۳۱
هدف پژوهش حاضر آزمون الگوی رابطه علّی تمایزیافتگی، معناداری زندگی و بخشودگی با دلزدگی زناشویی از طریق میانجی گری تعارض زناشویی و رضایت زناشویی در دانشجویان بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان زن متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول بودند که از بین آن ها، به روش نمونه گیری تصادفی ساده نمونه ای 256 نفری انتخاب شدند. . برای سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاس دلزدگی زناشویی کایزر، پرسشنامه تمایزیافتگی خود بازبینی شده اسکورن، شاخص ارزشمندی زندگی باتیستا و آلموند، پرسشنامه بخشش رای، پرسشنامه تعارضات زناشویی تجدیدنظر شده ثنایی و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ استفاده شد. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت و جهت آزمون روابط غیرمستقیم از روش بوت استراپ (نرم افزار آموس) استفاده شد. نتایج نشان داد که تمام ضرایب مسیرهای مستقیم بین متغیرها، به جز مسیر مستقیم تمایزیافتگی به دلزدگی زناشویی، از لحاظ آماری معنی دار بودند. همچنین نتایج نشان داد مسیرهای غیرمستقیم تمایزیافتگی، معناداری زندگی و بخشودگی با دلزدگی زناشویی از طریق تعارض زناشویی و رضایت زناشویی معنی دار بودند. در مجموع، نتایج پژوهش نشان داد که به نظر می رسد دلزدگی زناشویی پدیده پیچیده ای است که ضمن درگیر کردن بسیاری از زوج ها، از عوامل بسیاری از جمله معناداری زندگی، بخشودگی، تعارض زناشویی و رضایت زناشویی تاثیر می پذیرد.
۱۷.

نقش سبک های دلبستگی و مشکلات هیجانی مادران در احساس تنهایی ، با واسطه گری سبک های هویت در دختران نوجوان دبیرستانی

تعداد بازدید : ۳۹۴ تعداد دانلود : ۲۴۶
هدف پژوهش تدوین الگوی پیش بینی احساس تنهایی دختران نوجوان دبیرستانی شهر تهران بر اساس سبکهای دلبستگی، مشکلات هیجانی مادران و نقش واسطه گری سبکهای هویت دختران نوجوان دبیرستانی است. در این پژوهش جامعه آماری را دانش آموزان پایه نهم (و مادرانشان) در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل داده اند که از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های احساس تنهایی راسل (1984)، سبک دلبستگی کولینز و رید (1990)، مشکلات هیجانی لابیوند (1995) و سبک هویت برزونسکی (1996) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از روشهای آمار توصیفی و از آمار استنباطی به منظور طراحی یک الگوی مناسب از تحلیل مسیر برای پیش بینی احساس تنهایی در دانش آموزان استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین سبکهای دلبستگی، مشکلات هیجانی مادران و سبکهای هویت با احساس تنهایی دختران رابطه وجود دارد. هم-چنین، یافته های این پژوهش نشان داد که احساس تنهایی زمانی به وجود می آید که فرد سبک دلبستگی ایمن یا ناایمن را همزمان با بودن یا نبود مشکلات هیجانی مادران تجربه می کند و تأثیر این ارتباط بدین اندازه است که زمینه رشد مطلوب و یا آماده سازی بستر نامطلوب برای ایجاد احساس تنهایی، نداشتن هویت منسجم و عدم عاطفه مناسب را در زندگی نوجوان فراهم می سازد.
۱۹.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر افزیش ظرفیت حافظه کاری و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر

تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۶۹
 هدف  از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر افزیش ظرفیت حافظه کاری  و  خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر بود .روش:.این پژوهش ازنظر هدف جزء پژوهش های بنیادی است. روش تحقیق شبه آزمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دبیرستان های متوسطه دولتی منطقه 5 شهر تهران  در سال تحصیلی 97-96 بوده است. بر این اساس شرکت کنندگان به دوگروه آزمایش(15 نفر)  و کنترل (15 نفر)  تقسیم شدند و بر اساس طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل آزمون شدند . سپس آزمون پردازش اطلاعات رایدینگ(2000) و آزمون خودکارامدی (شرر ، 1978) به عنوان پیش آزمون اجرا شدند و پس از اجرای متغیر مستقل که به تعداد 8 جلسه برگزار شدد  مجددا به عنوان پس آزمون اجرا شدند.یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های ذهن آگاهی منجر به افزایش ظرفیت حافظه کاری و  خودکارآمدی  تحصیلی در دانش آموزان شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که افزایش مهارت ذهن آگاهی  می تواند ظرفیت حافظه کاری و  خودکارآمدی  تحصیلی دانش آموزان را افزایش دهد .تغییر باورهای دانش آموزان  به سمت مثبت و افزایش خوداگاهی تحصیلی آنان نتیجه آموزش های شناختی و ذهن آگاهی است.
۲۰.

The Role of Teacher’s Characteristics on Mathematics Performance of eighth- grade students from 2003 to 2015 (based on International TIMSS studies)

تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۶۲
The purpose of this study has been to review the changes in the role of demographic and personality variables of mathematics teachers in predicting the mathematical progress of eighth-grade students in Iran and has analyzed the trend of these variables in four international studies. For this purpose, we examine the data from 21434 eighth graders and 877 math teachers who had participated in four TIMSS studies(2003, 2007, 2011, and 2015). Among the educational variables influencing the educational development of 10 variables including gender, age, history of teaching, the degree, major, teaching hours, job satisfaction, confidence, interaction with other teachers and teaching method using statistical methods of Pearson correlation coefficient and multiple regression analysis were investigated. The findings related to the demographic variables showed that the students ' mathematical performance changes were almost consonant with the changes of age, history of teaching, and teaching hours in both groups of male and female teachers. This coordination was not similar about the major and academic degrees. The results of multivariate regression showed that the students ' mathematical development was explained by a set of demographic and personality variables. Among these variables, teaching history and self - confidence of the teachers played the most important role in explaining the students ' progress, and the variables of the degree of education and gender in this basis did not contribute to the explanation of the students ' math’s progress.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان