علیرضا کیامنش

علیرضا کیامنش

مدرک تحصیلی: استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۲۹ مورد.
۱.

رابطه بین حمایت اجتماعی و هسته ارزشیابی خود با ازکارافتادگی تحصیلی: نقش واسطه ای رضایت زندگی

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۳
این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطه ای رضایت از زندگی در رابطه حمایت اجتماعی و هسته ارزشیابی خود با ازکارافتادگی تحصیلی در یک طرح همبستگی انجام شد. 407 دانشجوی رشته علوم انسانی دانشگاه های آزاد شهر تهران، با روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به سیاهه ازکارافتادگی مزلاک زمینه یابی دانشجویی (شافلی، مارتینز، مارکز پینتو، سالوانوو و بککر، 2002 الف)، مقیاس رضایت زندگی (دینر، ایمونز، لارسن و گریفین، 1985)، مقیاس هسته ارزشیابی خود (جاج، ارز، بونو و تورسن، 2003) و مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (زیمت، دال، زیمت و فارلی، 1988) پاسخ دادند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که هسته ارزشیابی خود و حمایت اجتماعی بر ازکارافتادگی تحصیلی اثر مستقیم دارد. همچنین هسته ارزشیابی خود و حمایت اجتماعی به طور غیرستقیم از طریق رضایت زندگی، ازکارافتادگی تحصیلی را کاهش می دهد. هسته ارزشیابی خود و حمایت اجتماعی 32 درصد از واریانس رضایت زندگی و هسته ارزشیابی خود، حمایت اجتماعی و رضایت زندگی، 27 درصد از واریانس ازکارافتادگی تحصیلی را تبیین می کنند. درمجموع، یافته ها نقش حمایت اجتماعی و هسته ارزشیابی خود را در افزایش رضایت زندگی و کاهش ازکارافتادگی به عنوان یکی از عوامل افت تحصیلی آشکار می کند.
۲.

اثربخشی بسته آموزشی ارتقای کارکردهای اجرایی در افزایش خودتنظیمی: نقش واسطه ای برنامه ریزی

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۶۶
توانایی خودتنظیمی یکی از عاملهای مهم در رابطه با بسیاری از پیامدهای مثبت روانشناختی است ازاینرو ارتقا و آموزش آن به دانشآموزان یک ضرورت است. هدف اصلی پژوهش حاضر آزمون اثربخشی آموزش ارتقای کارکردهای اجرایی بر خودتنظیمی بر اساس نقش واسطهای برنامهریزی بود. طرح پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان مقطع 2 شهر تهران میشد و شرکتکنندگان در پژوهش شامل 40 دانشآموز میشد که در سال تحصیلی 98-1397 در مدارس دولتی ثبتنام کرده بودند. شرکتکنندگان از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. در گروه آزمایش 20 دانشآموز 8 جلسه 90 دقیقهای آموزش دریافت کردند. درحالیکه اعضای گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش پرسشنامه کارکردهای اجرایی (BRIEF) است. برای تحلیل دادهها از مدلهای ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی در قالب الگوی MIMIC استفاده شد. از یافتههای قابلتوجه این پژوهش میتوان به برازش مدل مفهومی و نیز تأثیر مستقیم و غیرمستقیم آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودتنظیمی اشاره کرد. درمجموع برازش مدل نشاندهنده آموزش پذیری خودتنظیمی و نقش متغیر واسطهای است.
۳.

پیش بینی خوشنودی زناشویی بر پایه پختگی هیجانی و نگرش به پیوند زناشویی در زنان و مردان با همسرگیری زودهنگام و بهنجار

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۳
کامیابی خانواده و روابط زوجی از ازدواج بهنگام و آگاهانه و انتخاب همسر با سنجه های درست اثر می پذیرد. در این پژوهش بر پایه پختگی هیجانی و نگرش به پیوند زناشویی در زنان و مردان با همسرگیری زودهنگام و بهنجار خوشنودی زناشویی پیش بینی شده است. با به کارگیری روش توصیفی و بهره گیری از همبستگی و رگرسیون، یک نمونه 197 نفری زن و مرد متأهل با حداقل 5 و حداکثر 10 سال زندگی مشترک که به صورت در دسترس انتخاب شده بودند، موردبررسی نهاده شد. از پرسشنامه های خوشنودی زناشویی اینرچ (Olson & Fowers, 1989) نگرش به پیوند زناشویی <span style="text-decoration: underline;">(Bratton and Rozen, 1998) و پختگی هیجانی (Singh and Bahargawa, 1974)برای داده گیری استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های تی، همبستگی و رگرسیون تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که میان سن ازدواج زنان و مردان در دو عامل موردبررسی تفاوت معنی داری وجود ندارد P≥ 0/05).) نگرش به پیوند زناشویی و مؤلفه بدبینی در هر چهار گروه موردبررسی خوشنودی زناشویی را پیش بینی می کنند. با افزایش سن ازدواج در هر چهار گروه نگرش بدبینانه به ازدواج کاهش می یابد. رویهمرفته می توان نتیجه گرفت که با افزایش سن،ازدواج نگرش به پیوند زناشویی در زنان کاهش و واقع گرایانه می شود، ضمن آنکه استواری هیجانی افزایش می یابد. در مردان با افزایش سن ازدواج نگرش به پیوند زناشویی افزایش و نگرش بدبینانه کاهش می یابد. افزایش سن ازدواج در هر چهار گروه با کاهش ازدواج سنتی و افزایش ازدواج نوین همراه است.
۴.

مقایسه اثر بخشی آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خود نظم دهی بر تفکر خلاق دانش آموزان

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی بر خلاقیت دانش آموزان انجام شد. روش ها: روش پژوهش حاضر آزمایشی بود. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پایه ی هفتم شهر تهران بود که در سال تحصیلی 1397-1396 مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 120 دانش آموز (60 دانش آموز دختر- 60 دانش آموز پسر) به عنوان نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خلاقیت تورنس استفاده شد که در مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که دو روش آموزشی راهبرد تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی بر افزایش خلاقیت دانش آموزان تأثیر معنی داری دارد. همچنین نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین دانش آموزان دختر و پسر از لحاظ اثر بخشی این دو روش آزمایشی بر خلاقیت دانش آموزان وجود ندارد. لیکن نتایج نشان داد که بین اثر بخشی دو روش آزمایشی آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خود نظم دهی بر خلاقیت دانش آموزان تفاوت معناداری وجود ندارد و می توان گفت که این دو روش آموزش به یک میزان اثر بخش بوده اند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی در باعث افزایش خلاقیت دانش آموزان می شود و اثر این دو روش بر خلاقیت دانش آموزان دختر و پسر یکسان است.
۵.

طراحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی درهم تنیده (تلفیقی) آموزش سواد بوم شناختی در دوره ابتدایی ایران

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۰
هدف این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی الگوی برنامه درسی تلفیقی سواد بوم شناختی در دوره ابتدایی است. برای دستیابی به این هدف در طراحی الگو با روش توصیفی – تحلیلی-تطبیقی و در اعتباریابی از تکنیک دلفی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش در طراحی الگو، شامل هشت کشور پیشرو در حوزه بوم شناختی (کاستاریکا، کانادا، سوئد، نروژ، فرانسه، اتریش، کلمبیا، فنلاند) و در اعتباریابی 15 نفر از متخصصان برنامه درسی و نیز، کارشناسان حوزه بوم شناختی به صورت هدفمند بودند. الگوی مطلوب بر اساس عناصر 4 گانه برنامه ریزی درسی تایلر طراحی گردید که عناصر اصلی شامل هدف (حفظ تنوع زیستی و..) محتوا (تلفیق آموزش نظری و عملی بوم شناختی و..)، فعالیت های یادگیری (فعالیت ها-تکالیف پژوهش محور به صورت گروهی و..) و ارزشیابی (آزمون هوش طبیعت گرا و..) می باشند. نتایج اعتبارسنجی نشان داد که الگوی پیشنهادی از نظر متخصصان مطالعات برنامه درسی و آموزش محیط زیست مناسب بوده و این افراد الگوی پیشنهادی را در سطح بالایی تأیید کردند.
۶.

تدوین بسته آموزشی ارتقای کارکردهای اجرایی و بررسی اثربخشی آن در افزایش خودتنظیمی با تاکید بر نقش واسطه ای بازداری

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۴
خودتنظیمی دانش آموزان را قادر می سازد تا به روشی هدفمند افکار، احساسات و رفتارهای خویش را هدایت کنند. از این رو هدف اصلی پژوهش حاضر ارتقای سطح خودتنظیمی از طریق آموزش کارکردهای اجرایی بود که بر نقش واسطه ای بازداری تاکید می کرد زیراکه بازداری نوعی خودهشیاری است که می تواند خودتنظیمی را به همراه داشته باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان پایه پنجم، ششم و هفتم در سال تحصیلی 98-1397 بودند که از طریق نمونه گیری از نوع در دسترس انتخاب شدند. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 45 روزه با گروه کنترل بود. در گروه آزمایش 20 دانش آموز 8 جلسه 90 دقیقه ای بر اساس یک بسته آموزشی محقق ساخته آموزش دریافت کردند. در حالی که اعضای گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش پرسش نامه کارکردهای اجرایی (BRIEF) بود. برای تحلیل داده ها از مدل های ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی در قالب الگوی MIMIC استفاده شد. از یافته های قابل توجه این پژوهش می توان به برازش مطلوب مدل مفهومی و نیز تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بسته آموزشی ارتقای کارکردهای اجرایی بر خودتنظیمی اشاره کرد. این تاثیرات در مرحله پیگیری پایدار ماند. بنابراین با توجه به اهمیت خودتنظیمی در زندگی تحصیلی و غیر تحصیلی دانش آموزان می توان نتیجه گرفت که می توان از بسته آموزشی محقق ساخته در جهت ارتقای این سازه استفاده کرد.
۷.

خشونت در روابط عاشقانه: مروری سیستماتیک

تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۶۲
مطالعه حاضر با هدف شناخت علل خشونت در روابط عاشقانه با بهره گیری از روش مرور سیستماتیک انجام شد. این موضوع از آن جایی اهمیت پیدا می کند که خشونت در روابط زناشویی اگرچه تاثیرات مخرب و بلند مدتی دارد، معمولا از سوی زوجین نادیده گرفته می شود. این مطالعه از نوع مطالعات ثانویه است و با توجه به روش اجرا مرور سیستماتیک تلقی می شود. جامعه آماری پایگاه های اطلاعاتی و مطالعاتی است که از جوانب مختلف به موضوع پرخاشگری زوجین در بازه ی زمانی 1978 ت ا 2018 میلادی پرداخته اند. بر اساس معیار جداد، مطالعاتی که نمره 3 و یا بیشتر گرفتند وارد مطالعه شدند. تجزیه و تحلیل داده ها به صورت کیفی انجام شد .در نهایت64 کارآزمایی شامل 25 مقاله ایرانی و 39 مقاله خارجی که دارای معیار ورود به مطالعه بودند، بررسی شدند. نتایج چهار گروه عامل اصلی را نشان داد، که عبارتند از: عوامل «فردی» که افراد با  خود به رابطه می آورند (مانند، مشاهده ی پرخاشگری در دوران کودکی)، عوامل مربوط به «بافت تعاملی زوجین» و یا «عوامل بین فردی» (مانند، اختلاف در قدرت، جنسیت گرایی، الگوهای ارتباطی ، دلبستگی و سلطهطلبی)، سوم، عوامل « غیرفردی» هستند (مانند سطح تحصیلات، سن و مشکلات مالی و اقتصادی، روابط فرا زناشویی، چندهمسری)، که بیشتر مورد توجه پژوهشگران ایرانی بوده است. مطابق با نتایح، مطالعه حاضر با روش مرور سیستماتیک به سه دسته از عوامل «فردی»، «بین فردی»، و « غیرفردی» اشاره کرد که مقالات مختلف در تبیین پرخاشگری به آن پرداخته اند، در نتیجه می توان گفت نقش عوامل ساختاری و کارکردی در تبیین پرخاشگری زوجین در مطالعات خالی است و نیاز به تلاش آتی دارد.
۸.

مقایسه اثربخشی حساسیت زدایی حرکت چشم و بازپردازش، درمان شناختی- رفتاری و فن رهاسازی هیجانی در کاهش اضطراب بیماران دچار اختلال استرس پس از سانحه

تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف: هدف پژوهش تعیین و مقایسه اثربخشی سه روش حساسیت زدایی حرکت چشم و بازپردازش، شناختی-رفتاری و رهاسازی هیجانی در کاهش اضطراب بیماران دچار اختلال استرس پس از سانحه بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با سه گروه آزمایش، یک گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه و جامعه آماری 486 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان اعصاب و روان نوریه کرمان در سال 1397 بود. با روش نمونه گیری هدفمند 60 مرد انتخاب و در چهار گروه 15 نفری گمارش تصادفی شد. گروه 1 در 6 جلسه 45 دقیقه ای انفرادی حساسیت زدایی با حرکت چشم و بازپردازش شاپیرو (2014) را، گروه 2 در 6 جلسه 1 ساعته گروهی درمان شناختی-رفتاری داگاس و رابیچوود (2007) را و گروه 3 در 6 جلسه 1 ساعته انفرادی فن رهاسازی هیجانی چورچ (2014) را دریافت و هر چهار در سه مرحله سیاهه اضطراب اشپیلبرگر، کروسوچ، لاشن، وَگ و جاکوبز (1983) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در سطح 99 درصد اطمینان در گروه 1 اضطراب حالت (36/42 =F،) و صفت (66/12 =F)، در گروه 2 اضطراب حالت (38/5 =F،) و صفت (30/11 =F) و در گروه 3 اضطراب حالت (23/15 =F) و صفت (50/18 =F) کاهش یافته و این تأثیر در پیگیری پایدار مانده و از بین سه روش فقط درمان حساسیت زدایی منظم حرکت های چشم و بازپردازش در اضطراب حالت مؤثرتر از دو مداخله دیگر است (015/0=P). نتیجه گیری: از آنجا که هر سه روش با تأتیر بر افکار غیرمنطقی و رهاسازی هیجان ها منجر به بهبود راهبردهای رفتاری شدند؛ بنابراین روش هایی موثری برای کاهش اضطراب افراد دچار استرس پس از سانحه محسوب می شوند.
۹.

نقش واسطه ای هیجان های پیشرفت در رابطه بین اسنادهای علّی و فرسودگی تحصیلی

تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۶۷
این پژوهش با هدف آزمون نقش واسطه ای هیجا ن های پیشرفت در رابطه اسنادهای علّی و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان انجام شد. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. 446 دانشجو (201 زن، 245 مرد) که به کمک روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند به نسخه کوتاه مقیاس هیجان های پیشرفت مربوط به کلاس درس (گراوند، ابوالمعالی، کیامنش و گنجی، 1395)، پرسشنامه سبک اسنادی (پیترسون و دیگران، 1982) و سیاهه فرسودگی تحصیلی (سالملا آرو، کیورو، لسکینن و نورمی، 2009) پاسخ دادند. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که نقش واسطه ای هیجان های پیشرفت مثبت و منفی در رابطه بین اسنادهای علّی و فرسودگی تحصیلی دانشجویان با داده ها، برازش مطلوبی داشت. افزون بر آن، در مدل پیشنهادی واسطه گری نسبی هیجان های پیشرفت مثبت و منفی، تمامی وزن های رگرسیونی از لحاظ آماری معنادار بودند. همچنین، نتایج نشان داد که در مدل مفروض به ترتیب 57 و 60 درصد از نمره های هیجان های پیشرفت مثبت و منفی و 63 درصد از پراکندگی نمره های فرسودگی تحصیلی از طریق منابع تغییرپذیری منتخب توضیح داده می شوند. نتایج این پژوهش از نقش تعیین کننده اسنادهای علّی در پیش بینی فرسودگی تحصیلی فراگیران حمایت کرد. همچنین، نتایج نشان داد که بخشی از واریانس مشترک بین اسنادهای علّی و فرسودگی تحصیلی فراگیران، نتیجه تغییرپذیری در مقادیر عددی منتسب به نقش واسطه ای در مدل پیشنهادی بود.
۱۰.

اثربخشی آموزش غنی سازی زندگی زناشویی بر اساس رویکرد هیجان مدار بر بهبود الگوهای ارتباطی زوج ها

تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش غنی سازی زندگی زناشویی براساس رویکرد هیجان مدار بر بهبود الگوهای ارتباطی زوج ها بود. روش: روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی و طرح مورد استفاده، طرح پیش آزمون-پس آزمون دو گروهی (کنترل-آزمایش) بود. از بین جامعه آماری زوجهای مراجعه کننده به مراکز مشاوره در شهر گرگان که به منظور بهبود رابطه زناشویی خود مراجعه کردند، 30 زوج داوطلب به صورت هدفمند انتخاب شده و به تصادف به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه سه ساعته آموزش گروهی شرکت کرده و گروه کنترل به عنوان فهرست انتظار، هیچ مداخله سازمان یافته ای دریافت نکردند. به منظور سنجش متغیر وابسته از پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنس و سالاوی (1984) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: نتایج تحلیل داده ها نشان داد آموزش مبتنی بر رویکرد هیجان مدار در شرکت کنندگان گروه آزمایشی به نسبت گروه کنترل بر بهبود الگوهای ارتباطی زوج ها تأثیر داشته است (01/0>p). همچنین آزمون پیگیری نشان داد اثر آموزش غنی سازی زندگی زناشویی براساس رویکرد هیجان مدار ماندگار بوده است و بین میانگین های مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (01/0>p). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش تأثیر آموزش غنی سازی زندگی زناشویی براساس رویکرد هیجان مدار را در بهبود الگوهای ارتباطی زوج های تازه ازدواج کرده، مورد تایید قرار می دهد.
۱۱.

بررسی و مقایسه عاملیت انسانی و مؤلفه های آن در میان دانشجویان دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه دولتی

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۷
امروزه فرایند رشد افراد سنین 25-18 سال، به دلیل کاهش حمایت نهادی، پروژه ای فردی شده و نیازمند عاملیت انسانی است. عاملیت برای دانشجویان تربیت معلم، به دلیل پیچیدگی های معلمی، بیش از سایر دانشجویان اهمیت دارد. هدف این پژوهش، بررسی و مقایسه میزان عاملیت و مؤلفه های آن در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه دولتی بود. این پژوهش با روش زمینه یابی مقطعی روی نمونه ای شامل 700 دانشجوی کارشناسی اجرا شد. برای گردآوری داده ها از «مقیاس چندوجهی شخصیت عاملیتی کوته» (1997) استفاده شد. تحلیل واریانس، الگوی پیچیده ای از یافته ها در مورد میزان عاملیت دانشجویان به دست داد که در آن، سطح عاملیت تابعی از تعامل بین نوع دانشگاه، جنسیت و سن بود. بین متغیرهای نوع دانشگاه و سن در تعیین میزان مؤلفه های منبع کنترل درونی و خودکارامدی تعامل مشاهده شد. سطح عاملیت دانشجو- معلمانِ هر دو جنس در بدو ورود به دانشگاه در سطح بالا، و در پسران بالاتر از دختران بود، اما در ادامه، عاملیت دانشجو- معلمانِ هر دو جنس کاهش یافته و به هم نزدیک شد. این وضعیت در دانشگاه دولتی برعکس بود. سطح منبع کنترل درونی و خودکارامدی دانشجو- معلمان در ابتدای ورود به دانشگاه بالاتر از دانشجویان دولتی بود، اما در ادامه، سطح هر دو مؤلفه در دانشجو- معلمان کاهش، و در دانشجویان دولتی افزایش یافت. از مقایسه روند تغییرات سطح عاملیت و مؤلفه های آن در دانشجویان برحسب متغیرهای جمعیت شناختی نتیجه گرفته شد که حضور در دانشگاه تأثیر قابل توجهی بر سطح عاملیت و مؤلفه های آن نداشته و سطح عاملیت و برخی از مؤلفه های آن در دانشگاه فرهنگیان محدود می شود.
۱۲.

اثربخشی قصه درمانی بر روی مؤلفه های خودنظم دهی تحصیلی دانش آموزان دختر مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۱
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی قصه درمانی بر مؤلفه های خودنظم دهی تحصیلی (راهبرد مطالعه، هدف گزینی، خودارزیابی، کمک خواهی، مسئولیت پذیری و سازمان دهی) در دانش آموزان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای بود. روششناسی: روش پژوهش، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای منطقه 5 تهران که در سال تحصیلی 1396-97در پایه هشتم مشغول به تحصیل بودند. از بین 180 دانش آموز پایه هشتم تعداد 30 آزمودنی برای تقسیم به گروه های آزمایش (15نفر) و کنترل(15نفر) انتخاب و جایگزین شدند. سپس از هر دو گروه پیش آزمون مربوط به خودنظم دهی تحصیلی گرفته شد. پس از انجام مداخله برای گروه آزمایش (یعنی قصه درمانی به مدت 8 جلسه پیاپی، هفته ای یک جلسه 75 دقیقه ای)، هر دو گروه با استفاده از ابزار پژوهش مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفتند. شرکت کنندگان در پیش آزمون و پس آزمون، با استفاده از پرسشنامه خودنظم دهی سواری- عرب زاده (1392) مورد ارزیابی قرار گرفتند. به گروه آزمایشی در 8 جلسه راهبردهای قصه درمانی آموزش داده شد. در حالی که، در این مدت، گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس درسطح معناداری 05/0 با استفاده از نرم افزار spss21 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که قصه درمانی بر روی خودنظم دهی تحصیلی مؤثر و از بین مؤلفه های خودنظم دهی تحصیلی، قصه درمانی تنها بر روی راهبرد حافظه و کمک طلبی اثر داشت(001/0>P). نتیجه گیری: برای بهبود مهارت های شناختی افراد مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای روش های قصه درمانی موثر و کارآمد می باشد.
۱۳.

ساخت و اعتباریابی مقیاس رفتارهای ابرازی و ابزاری روابط زوجین

تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۸۳
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر ساخت و اعتباریابی ابزاری برای ارزیابی رفتارهای ابرازی (Expressive behaviors) و ابزاری (Instrumental behaviors) در روابط زوجین بود. مواد و روش ها: جامعه موردمطالعه کلیه متأهلین حاضر در گروهای تلگرامی، جمعیت شهروندان تهرانی و فضاهای ورزشی منطقه سعادت آباد تهران بود. معیارهای ورود زوجین شامل گذشت سه ماه از زمان تأهل آن ها و سواد خواندن و نوشتن بود. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد. برای ساخت این آزمون از نظریه Epstein و Baucom و همچنین مصاحبه کیفی با چهار زوج استفاده گردید. یافته ها: اجرای تحلیل عاملی با چرخش واریماکس (Varimax rotation) با بار عاملی حداقل 3/0 طی پنج مرحله درنهایت 22 گویه در پنج عامل باقی ماند. عامل اول با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی و ابزاری معطوف به خود (818/0=α)، عامل دوم با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی معطوف به رابطه (824/0=α)، عامل سوم با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی و ابزاری معطوف به همسر (715/0=α)، عامل چهارم با سه گویه رفتارهای ابزاری معطوف به رابطه (827/0=α) و عامل پنجم با چهار گویه رفتارهای ابرازی و ابزاری به محیط (756/0=α) نامیده شد. ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 861/0 به دست آمد. نتیجه گیری: مطابق با نظریه Epstein و Baucom رفتارهای ابرازی و ابزاری در چهار حیطه معطوف به خود، رابطه، همسر و محیط درمجموع شامل 8 عامل است. در مصاحبه کیفی با چهار زوج مشخص شد که افراد قادر به تفکیک رفتارهای ابرازی و ابزاری به طور کامل از هم نیستند. در تحلیل عاملی اکتشافی نیز این نتیجه به دست آمد که در سه حیطه خود، همسر و محیط رفتارهای ابرازی و ابزاری از هم تفکیک نشده و فقط در حیطه رابطه از هم تفکیک شدند.
۱۴.

سنجش نخستین سطح از تفکر انتقادی در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی: "بیان کردن به شکل دیگر"

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۶
با توجه به اهمیت تفکر انتقادی به عنوان یکی از مهم ترین بازده های نظام آموزش عالی، سنجش این مهارت شناختی در میان دانشجویان می تواند اطلاعات ارزشمندی را فراهم نماید. بنابراین هدف پژوهش حاضر، سنجش بیان کردن به شکل دیگر به عنوان سطح نخست از تفکر انتقادی بر مبنای چارچوب پل و الدر (2012) در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته روانشناسی تربیتی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش پدیدارنگاری صورت گرفت. 15 شرکت کننده از میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته ی روان شناسی تربیتی دانشگاه الزهرا در سه گروه تحصیلی سال اول، سال دوم و فارغ التحصیلان در سال تحصیلی 98- 1397 برحسب تمایل داوطلبانه آنان به همکاری، مورد سنجش قرار گرفتند. در این پژوهش از دانشجویان خواسته شد تا بخشی از متن کتاب "هنر عشق ورزیدن" را بخوانند و متن مذکور را با کلمات و عبارات خود بیان کنند. اطلاعات گردآوری شده در دو بخش پاسخ های نوشتاری و اظهارنظر مصاحبه شوندگان، بر اساس روش تحلیل محتوای مضمون مورد واکاوی قرار گرفت. یافته های پژوهش در شش ویژگی مربوط به پاسخ های نوشتاری شامل تغییرِ ساختار جمله، معنا کردن واژه، تکرار کردن جمله، تغییر دادن معنای جمله، توضیح دادن جمله و حذف کردن عبارت یا جمله و سه ویژگی مربوط به فرایند مصاحبه شامل ترجمه کردن با توجه به احساسات فرد، عدم توجه به ارتباط بین بندها و نقد کردن استخراج گردید. بر مبنای یافته های بدست آمده، شرکت کنندگان ضعف عمده ای در مهارت بیان کردن به شکل دیگر داشتند. لذا توصیه می شود در راستای آموزش این مهارت و تعیین معیارهایی برای پرورش آن گام برداشت
۱۵.

اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی - عاطفی بر روی مؤلفه های عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر

تعداد بازدید : ۳۸۱ تعداد دانلود : ۱۸۸
در این مطالعه، به بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی- عاطفی بر مؤلفه های عملکرد تحصیلی یعنی خودکارآمدی، برنامه ریزی، تأثیرات هیجانی، فقدان کنترل پیامد و انگیزش در دانش آموزان پرداخته شده است. روش پژوهش، از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر منطقه 1 تهران بودند که در سال تحصیلی 97-1396 در پایه هشتم تحصیل می کردند و با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به روش تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. در پیش آزمون و پس آزمون آزمودنی ها، با استفاده از سیاهه ی مهارت اجتماعی ایندربیتزن و فوستر (1992)، و پرسشنامه ی عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) مورد ارزیابی قرار گرفتند. به گروه آزمایشی در یازده جلسه مهارت های اجتماعی- عاطفی با روش YCDI آموزش داده شد. در حالی که، در این مدت، گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. نتایج پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که مداخله آموزشی بر روی همه مؤلفه های عملکرد تحصیلی (خودکارآمدی، برنامه ریزی، تأثیرات هیجانی، فقدان کنترل پیامد و انگیزش) مؤثر است. از بین مؤلفه های عملکرد تحصیلی، آموزش مهارت های اجتماعی - عاطفی بر روی مؤلفه انگیزش بیشترین اثر و بر روی مؤلفه های اثر هیجانی و فقدان کنترل پیامد کمترین اثر را داشته است. توصیه می شود معلمان در کنار آموزش مهارت های شناختی به دانش آموزان به آموزش مهارت های عاطفی-اجتماعی نیز اقدام نمایند
۱۶.

مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر رایانه و آموزش به روش سنتی بر حافظه عددی در دانش آموزان دارای اختلال ریاضی

تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۵۴
زمینه: اختلالات یادگیری مهم ترین علت عملکرد ضعیف تحصیلی محسوب می شوند و هر ساله تعداد زیادی از دانش آموزان به علت این اختلالات در فراگیری مطالب درسی دچار مشکل می شوند. اما آیا وجود برنامه های آموزشی کارا می تواند در یادگیری این دانش آموزان مؤثر واقع شود؟ هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر رایانه و آموزش به روش سنتی بر حافظه عددی دانش آموزان دارای اختلال ریاضی پایه سوم شهر اهواز انجام شد . روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر و دختر دچار اختلال یادگیری ریاضی پایه سوم ابتدایی شهر اهواز بود. از میان آنها، نمونه ای به حجم 60 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه) جایگزین شدند. داده ها با استفاده از خرده آزمون حافظه عددی آزمون هوش وکسلر برای کودکان - نسخه چهارم (2004)، جمع آوری شد. داده ها از طریق تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی بنفرونی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین اثربخشی آموزش مبتنی بر رایانه و آموزش به روش سنتی (0/05 p< ) و گروه گواه (0/01 p< ) بر حافظه عددی دانش آموزان تفاوت معنی دار وجود داشت. نتیجه گیری: آموزش مبتنی بر رایانه نسبت به آموزش به روش سنتی اثر بخشی بیشتری بر بهبود حافظه عددی دانش آموزان دارد .
۱۷.

تحلیلی بر علل تعارضات زناشویی در دو دهه اخیر (یک مرور نظامند)

تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۳۸
زمینه: تعارض رایج ترین مشکل در روابط زوجین است که کیفیت زندگی زناشویی را به صورت منفی تحت تأثیر قرار می دهد و سبب بروز پیامدهای منفی جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی می شود. تشدید و ناتوانی در حل آن ممکن است خانواده را دچار آسیب نماید و حتی منجر به طلاق شود. علی رغم پژوهش های میدانی متعددی که در این موضوع صورت گرفته است، جمع بندی و تحلیل منسجمی از علل تعارضات و ابعاد آن در دسترس نیست. هدف: هدف پژوهش حاضر مرور تحقیقات انجام شده در این زمینه و شناسایی علل تعارضات زناشویی بود. روش: در این تحقیق که به روش مرور سیستماتیک انجام شد، جامعه آماری مقالات علمی - پژوهشی، پایان نامه ها و طرح های پژوهشی مرتبط با تعارضات زناشویی بودکه در دو دهه اخیر (1380 تا 1398 و 2000 تا 2019) انجام شده اند. از بین 768 مورد جستجو شده تعداد 58 مورد مرتبط با علل تعارضات زناشویی انتخاب و وارد مطالعه شدند. یافته ها: در مجموع تعداد 41 عامل (با فراوانی 375) به عنوان علل تعارضات زناشویی شناسایی و در 4 دسته طبقه بندی شدند که به ترتیب از بیشترین میزان عبارت بودند از: عوامل خانوادگی با 40/80 درصد فراوانی؛ عوامل فردی با 40/53 درصد فراوانی؛ عوامل محیطی با 16/27 درصد فراوانی و عوامل معنوی با 2/4 درصد فراوانی. همچنین عمده ترین علل تعارضات زناشویی از بین 41 عامل عبارت بودند از: 1. مشکلات مالی (با 74/7 درصد فراوانی)؛ 2. دخالت خانواده ها و اطرافیان (با 7/20 درصد فراوانی)؛ 3. خشونت جسمانی و کلامی (با 14/6درصد فراوانی)؛ 4. ضعف مهارت های ارتباطی و حل مسأله (با 5/6 درصد فراوانی)؛ 5. مشکلات جنسی (با 4/8 درصد فراوانی) . نتیجه گیری: شناسایی مجموعه عوامل و میزان سهم هر یک از عوامل به پژوهشگران کمک می کند تا به کشف یک مدل منسجم از علل تعارضات زناشویی نائل شوند و مطابق این مجموعه عوامل ابزار پیش بینی و پیشگیری از تعارضات زناشویی را تدوین کنند.
۱۸.

مقایسه اثر بخشی آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خود نظم دهی بر مهارت حل مسأله دانش آموزان پایه هفتم

تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۴۲
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی بر مهارت حل مسأله دانش آموزان انجام شد. روش بررسی: روش پژوهش حاضر آزمایشی بود. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پایه ی هفتم شهر تهران بود که در سال تحصیلی 1397-1396 مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 120 دانش آموز (60 دانش آموز دختر- 60 دانش آموز پسر) به عنوان نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه حل مسأله هپنر و پترستن استفاده شد که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج: یافته ها نشان داد که دو روش آموزش راهبرد تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی بر افزایش مهارت حل مسأله دانش آموزان اثر بخش بود، اما بین تأثیر این دو روش تفاوت معناداری مشاهده نشد. همچنین مشخص شد که آموزش راهبرد تجسم کردن موجب افزایش میانگین مؤلفه اعتماد به حل مسایل، سبک گرایش اجتناب و کنترل شخصی می شود، اما آموزش خودنظم دهی تنها در مؤلفه ی اعتماد به حل مسایل و سبک گرایش اجتناب اثر معناداری داشت. همچنین نتایج نشان داد آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن در مؤلفه کنترل شخصی بیشتر از آموزش خودنظم دهی اثر بخش بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی در مهارت حل مسأله بر دانش آموزان پسر بیشتر از دانش آموزان دختر اثر داشت. لیکن در مؤلفه ی اعتماد به حل مسایل آموزش راهبرد تجسم کردن برای دانش آموزان پسر اثر بخش تر از دانش آموزان دختر بود و آموزش خودنظم دهی برای دانش آموزان دختر اثر بخش تر از دانش آموزان پسر بود.
۱۹.

شناسایی پیامدهای طلاق والدین بر فرزندان؛ مطالعه کیفی

تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۱۷
طلاق معضلی اجتماعی است که پیامدهای فردی و اجتماعی مهمی دربردارد. فرزندان از جمله گروه های آسیب پذیری هستند که تحت تأثیر طلاق قرار می گیرند. این پژوهش کیفی با هدف شناسایی پیامدهای طلاق والدین بر فرزندان و با استفاده از روش پدیدارشناختی تفسیری انجام شد. مشارکت کنندگان این مطالعه از میان دانش آموزان دوره متوسطه دوم آموزش و پرورش شهر تهران انتخاب شدند که والدینشان از هم طلاق گرفته بودند و حداقل دو سال از زمان جدایی آنها گذشته بود. نمونه گیری مبتنی بر هدف بود که با سیزده مشارکت کننده انجام گرفت. مصاحبه نیمه ساختار روشی بود که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت و فرایند مصاحبه و تحلیل داده ها تا رسیدن به نقطه اشباع نظری ادامه یافت. داده ها از طریق روش دیکلمن شناسه گذاری و تحلیل گردید. نتایج تحلیل مصاحبه ها به استخراج ۲۴ مفهوم و هفت مقوله منجر شد. بر اساس نتایج، ناامنی در تعاملات اجتماعی، مشکلات اقتصادی، مشکلات ساختاری خانواده، مشکلات تحولی و رشدی، نشانگان افسردگی، الگوهای ناکارامد سازگاری و مشکلات تحصیلی به عنوان پیامدهای طلاق والدین بر فرزندان شناسایی شد.
۲۰.

اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی - عاطفی بر روی اختلالات رفتاری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی- عاطفی به روش YCDI (You Can Do It ) بر اختلالات رفتاری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان بود. روش شناسی: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را 40 نفر از دانش آموزان دختر منطقه 1 تهران که در سال تحصیلی 97-1396 در پایه هشتم تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس برای انجام تحقیق انتخاب شد. سپس، به روش تصادفی ساده دو مدرسه از بین مدارس این منطقه انتخاب و 40 نفر از دانش آموزان پایه هشتم که با استفاده از آزمون های غربالگری سیاهه مهارت اجتماعی ایندربیتزن و فوستر ( 1992)، فرم سیاهه رفتاری کودک (CBCL در آزمون آخنباخ و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) شناسایی شده بودند به تصادف در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به گروه آزمایشی در یازده جلسه مهارت های اجتماعی- عاطفی با روش YCDI آموزش داده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس در سطح معناداری 05/0 و با استفاده از نرم افزار spss21 انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که مداخله آموزشی YCDI منجر به کاهش اختلالات رفتاری و افزایش عملکرد تحصیلی شد (001/0>P). همچنین از بین مؤلفه های عملکرد تحصیلی، آموزش مهارت های اجتماعی - عاطفی بر روی انگیزش بیشترین اثر و بر روی اثر هیجانی و فقدان کنترل پیامد کمترین اثر را داشت. نتیجه گیری : معلمان در کنار تدریس مهارت های شناختی به دانش آموزان به آموزش مهارت های عاطفی-اجتماعی نیز اقدام نمایند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان